تغییرات قیمت سهام در بازار سرمایه تحت تأثیر متغیرهای مختلفی است که بعضاً فراتر از سطح شرکت ها و حتی بازار است. بسیاری از نظریه پردازان بازارهای مالی معتقدند با استفاده از نماگرهای ساختاری بازار می توان تغییرات قیمت سهام را پیش بینی کرده و از آنها در تصمیم گیری استفاده کرد. در این مقاله، اثر محرک های ساختاری بازار (شامل عمق، حجم، روند بازار و اندازه شرکت) بر قیمت سهام در شرکت پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از داده های ماهیانه بین سال-های 1389- 1379، مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور با بهره گیری از روش تجزیه و تحلیل رگرسیونی و الگوی داده های ترکیبی و آزمون های تشخیصی دیکی فولر تعمیم یافته، فیلیپس پرون و فیشر و آماره هایF و t، آزمون فرضیه های تحقیق انجام شده است. نتایج حاصل از تحقیق بیانگر آن است که متغیرهای عمق بازار، اندازه شرکت ها و روند کلی بازار، با تغییرات قیمت سهام دارای رابطه معنی دار بوده و در مدل تخمینی وارد شده اند. به علاوه نتایج حاصل از مطالعه ادبیات موضوعی حاکی از آن است که یافته مذکور، با نتایج حاصل از برخی تحقیقات انجام شده در جهان همخوانی دارد.
پژوهش های مختلف نشان داده است که با وجود تمام فعالیت های انجام شده تقریباً 50 درصد از کودکان درخودمانده گفتار کاربردی را به دست نمی آورند. در مورد این افراد لزوم استفاده از روش های ارتباطی مکمل و جایگزین احساس می شود. یکی از برنامه های ارتباطی که برای آموزش کودکان درخودمانده استفاده می شود روش ارتباطی مبادله تصویر (PECS) است. این مقاله به بررسی پژوهش های منتشر شده در زمینه روش ارتباطی مبادله تصویر می پردازد.
این مقاله به بررسی عوامل موثر بر روند جامعه پذیری سیاسی دانشجویان پرداخته است که طی
آن تأثیر تشکل های سیاسی درون دانشگاهی و برون دانشگاهی (همچون احزاب و شخصیت های
سیاسی) و همچنین سیاست های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بر این روند مورد مطالعه قرار
گرفته است. اطلاعات پژوهش نیز با روش پیمایشی، از نمونه ای با حجم 1210 نفر از میان
دانشگاه های دولتی سراسر کشور با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب و جمع آوری شده و تحلیل
در سال 1392 انجام شده است. spss آن ها نیز با نرم افزار
نتایج مربوط به بررسی این فرضیات نشان م یدهد که تشکل های سیاسی درو ن دانشگاهی
تأثیری مثبت بر روند جامعه پذیری سیاسی دانشجویان داشته است و تشکل های سیاسی
برون دانشگاهی همچون احزاب و شخصیت های سیاسی نتوانسته اند تأثیرگذاری عمده ای بر این
روند داشته باشند. همچنین سیاست ها و برنامه های وزارت علوم نیز نتوانسته اند روندی غالب در
جامعه پذیری سیاسی دانشجویان داشته باشند
زمینه و هدف: نیروی انتظامی یکی از سازمان هایی است که عملکرد آن بر بهبود همه ابعاد زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی شهروندان تأثیر چشم گیری دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش های عملی دانش آموختگان دوره 21 کارشناسی ارشد رشته فرماندهی و مدیریت دانشکده فرماندهی و ستاد دانشگاه علوم انتظامی امین بر عملکرد مدیریتی آنان است. روش: این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی بوده که با استفاده از روش تحقیق توصیفی– تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری شامل تمام دانش آموختگان دوره 21 کارشناسی ارشد فرماندهی و مدیریت و فرماندهان و مدیران مستقیم آنان به تعداد 96 نفر بوده که از روش نمونه گیری تمام شمار استفاده شده است. در این پژوهش پس از شناسایی متغیرهای تحقیق با استفاده از دو پرسش نامه «ویژه دانش آموختگان» و «ویژه فرماندهان»، اطلاعات موردنیاز جمع آوری شد. یافته ها: با ورود داده های موردنیاز به محیط نرم افزار «اس.پی.اس.اس» و با استفاده از آزمون های آماری مربوطه، به تحلیل داده های گردآوری شده پرداخته شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که تأثیر آموزش های عملی بر دانش حرفه ای دانشجویان 905/3، بر بینش حرفه ای دانشجویان 8895/3 و بر مهارت حرفه ای دانشجویان 86684/3 بوده است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل داده ها بیانگر آن است که آموزش های عملی دافوس در هر سه بعد ارتقاء دانش حرفه ای، بینش حرفه ای و مهارت حرفه ای دانش آموختگان موثر هستند، ولی این آموزش ها بیشترین تأثیر را بر ارتقاء دانش حرفه ای دانشجویان داشته است. نتایج کلی حاصل از تحقیق نشان داد که آموزش های عملی ارائه شده به دانشجویان بر عملکرد مدیریتی آنان تأثیر معنا داری دارد
محیط شهری بستری برای شکل گیری بسیاری از ویژگی های رفتاری است. به بیانی دیگر، بسیاری از عواطف، عادات، سلایق و حتی طرز نگرش ها و نشست وبرخاست ها، به گونه های شگرف از محیط تأثیر می پذیرد. بر این اساس، توجه به محیط و تلاش برای شناخت آن، زمینه ساز فهم ریشه ای بسیاری از رفتارها و هنجارهایی است که در جامعه شکل می گیرد. با توجه به اینکه یادگیری امری اجتماعی است، می توان با استفاده از عوامل کالبدی و معنایی موجود در محیط های شهری به عنوان بستری برای یاددهندگی و تربیت شهروندی استفاده کرد. بدین منظور در این پژوهش سعی شده است عوامل و معیارهای یاددهندگی محیط شهری و شاخص های تربیت شهروندی بر اساس دیدگاه های اندیشمندان در این زمینه شناسایی شود و میزان تأثیر این عوامل در ارتباط با فضاهای شهری همدان به منظور تبدیل به فضاهای یاددهندة اجتماعی از دیدگاه متخصصان و شهروندان بررسی شود. بدین منظور، در پ ژوهش حاضر از روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و از شیوه های مرور متون، منابع و اسناد تصویری در بستر مطالعات کتابخانه ای، همچنین از روش تحقیق موردی و شیوة تحقیق مشاهده در بستر مطالعات میدانی و از ابزار پرسشنامه بهره گرفته شده است. همچنین، با توجه به اهداف و سؤال های تحقیق، به منظور محاسبه و تحلیل مقدار بارهای عاملی و ضریب همبستگی بین مؤلفه ها و شاخص ها از نرم افزارهایSpss و Lisrel استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که فضاهای شهری همدان پتانسیل های لازم جهت ارتقا به محیط های یاددهنده را دارد. این فرصت ها را شهروندان در عواملی چون نگرش دوستانه به محیط زیست، پیاده مداری، کارکردها و فعالیت های سالم، متخصصان برنامه ریزی شهری در عواملی چون حس تعلق محیطی، فضاهای چندعملکردی آموزشی و رنگ تعلق، و متخصصان علوم تربیتی در عواملی مانند پرسش و کنجکاوی در محیط، برگزاری کارگاه های آموزشی و انجمن های آموزشی تبیین می کنند.