نظام های نوآوری با هدف جهت دهی و انتظام منابع با نهادها طراحی و استقرار می یابند. این مهم اما در صنایع فرهنگی با موانع و مشکلاتی جدی، ازجمله عدم ملاحظه نقش کلیدی سرمایه انسانی، موجب نادیده گرفتن یا آسیب به نوآوری ها شده تا حدی که تصویر صنایعی کم بهره از آن ها ساخته است. این تحقیق جهت یافتن چارچوبی برای چینش ابعاد کارکردی نظام نوآوری محصولات فرهنگی شکل گرفته و ضمن بررسی اندک ادبیات موجود در این عرصه، اقدام به تولید محتوا بر اساس استراتژی داده بنیاد کرده است. این ابعاد پس از کدگذاری مصاحبه ها به صورت مرحله به مرحله احصاء شده اند. جامعه آماری این تحقیق را متخصصان، خبرگان و صاحبان دانش و تجربه در حوزه صنایع فرهنگی تشکیل داده و سازوکار پیشنهادشده آن، از نوزده مصاحبه عمیق، به دست آمده است. در ادامه به وسیله مدل سازی ساختاری تفسیری روابط ابعاد کارکردی و سطوح سلسله مراتبی آن ها تبیین شد تا اطلاعات مستخرج از آن موجب تکامل چارچوب کارکردی پیشنهادی این تحقیق شود. درنهایت این تحقیق بیان می دارد که چارچوب کارکردی نظام نوآوری محصولات فرهنگی دارای 35 مؤلفه (مقوله) و 9 بُعد کارکردی (دسته مقوله) شامل قانون گذاری، جهت بخشی راهبردی، توسعه زیرساخت های کلان، مدیریت منابع، ایجاد و توسعه دانش و تجربه، انتشار و اشتراک دانش و تجربه، فرهنگ سازی، ارزش آفرینی اقتصادی و بازار سازی است.
بیژن و منیژه یکی از داستان های کهن ایرانی است که در سرزمین گرجستان سابقه ای دیرینه دارد. غیر از ترجمه آزادی که در قرن شانزدهم میلادی از این داستان صورت گرفت ، نقل ها وروایت های عامیانه گرجی دیگری از این داستان در دست است که تقریبا همان ویژگی های روایت های شفاهی و نقالی ایرانی را دارند. راویان گرجی با وارد کردن عناصر مسیحی و گرجی در داستان، فضا ی روایت را تغییر داده ، جزئیاتی به داستان افزوده یا از آن کاسته اند. همچنین گاه شخصیت های جدیدی را وارد داستان کرده،تغییر ها و جابه جایی ها و آشفتگی هایی را نیز در پیرنگ آن موجب شده اند. در این پژوهش که با هدف معرفی ومقایسه یکی از این روایت ها با روایت شاهنامه صورت گرفته ،ضمن ترجمه خلاصه ای از روایت گرجی ، به برخی از تفاوت ها و شباهت ها اشاره شده ، جایگاه این روایت در فرهنگ و ادب عامه مردم گرجستان بررسی شده است
روستانشینی، در برخی از روایات معصومان(علیه السلام) به شدت مورد نکوهش و مذمت قرار گرفته است. این احادیث، ساکنین روستا را افرادی جاهل و غافل از حدود و احکام الهی دانسته و از سکونت در روستا نهی می کنند. امروزه با وجود رشد و ارتقای علمی و معنوی جامعه، اوصاف مذکور در بسیاری از مناطق روستایی تا حدودی منتفی است. از سوی دیگر توصیه های امروزی مبنی بر مهاجرت به روستا، حفظ منابع روستایی و تقویت روستانشینی، مخالف با این احادیث دانسته می شود. به همین خاطر بررسی و تحلیل روایات نهی از روستانشینی و تبیین معنای مقصود آن احادیث، ضرورت نگاشته حاضر است. مقاله پیش رو با روش تحلیلی توصیفی (کتابخانه ای)، به تشکیل خانواده حدیث، منبع یابی و مفهوم شناسی این روایات پرداخته است. دستاورد پژوهش حاضر ارائه این نظریه است که روایات ناظر به روستانشینی به معنای نکوهش و نهی از سکونت در روستا نیستند. بلکه در مقام ارائه الگوی اجتماعی، برای محل سکونت هستند و مذمت آن مناطق، به جهت شیوع اوصاف ذکر شده برای روستا در زمان صدور احادیث است.
از دیرباز قرآن پژوهان و مفسران مسلمان در پی یافتن اسرار حِکمی، نکات بلاغی، و پیام های ضمنیِ نهفته در تعبیرات و ساختارهای قرآنی بوده اند. در این میان، آیات متشابه لفظی که در آن ها با تکرار یک مفهوم با اندک تفاوت لفظی و دستوری روبه روییم از جایگاهی ویژه در این گونه مطالعات برخوردار بوده اند. از آنجا که تبیین اختلاف دو جمله مشابه بیشتر به سطح مراد جدی گوینده یا نویسنده مربوط می شود، بررسی آیات مشابه نیز باید از این دریچه انجام گیرد. در میان علوم جدید، دانشی که به بررسی معنای مورد نظر تولیدکننده گفته بپردازد، علم کاربردشناسی است. از جمله مؤلفه هایی که در سال های اخیر وارد این دانش شده و مباحث مفصلی را به دنبال داشته است، موضوع معنای ضمنی یا تلویح است. تلویح مقصودی است که متکلم از تولید یک پاره گفت در نیت دارد و در جمله تنها به آن اشاره شده است و از این رو مخاطب باید با توجه به قرائن زبان شناختی، بافت و تلاش فکری خود، آن معنا را استنباط کند. در این نوشتار در صددیم با استفاده از اصول همکاری پیشنهادی گرایس، به استخراج تلویحات محاوره ایِ نهفته در برخی آیات مشابه لفظی پرداخته و از این منظر تفاوت معنایی این آیات را ترسیم نماییم.