پژوهش حاضر با هدف مقایسه مراکز یادگیری دانشگاهی در سطح جهان با مراکز یادگیری دانشگاهی در ایران انجام شده است. در این تحقیق مؤلفه ها و ویژگی های محتوای آموزشی، منابع انسانی، محیط فیزیکی، تشکیلات، رسانه ها و تجهیزات، موردمطالعه و تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. روش پژوهش تطبیقی از نوع توصیفی بوده و روش نمونه گیری نیز هدفمند می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مراکز یادگیری دانشگاهی است که در سطح جهانی طراحی شده و در سایت اینترنت قابل دسترسی می باشند. علاوه بر این، مراکز یادگیری دانشگاهی ایران (دانشگاه علامه طباطبایی تهران) جزء جامعه آماری می باشند. همچنین همه کارشناسان شاغل در دانشگاه ها و مدیران، اساتید و کارشناسان نیز جزء جامعه آماری می باشند. برای جمع آوریداده ها نیز از چک لیست محقق ساخته استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که تفاوت بین مراکز یادگیری دانشگاهی در سطح جهانی و مراکز یادگیری دانشگاهی موجود در ایران ازنظر محتوای آموزشی، محیط فیزیکی، نیروی انسانی، تشکیلات، رسانه ها، مواد و تجهیزات، معنی دار می باشد. با توجه به یافته های این پژوهش یافته های مطالعه مراکز یادگیری دانشگاهی ایران نشان می دهد که این مراکز در مؤلفه های محتوای آموزش، نیروی انسانی، تشکیلات، محیط فیزیکی و رسانه ها، مواد و تجهیزات نسبتاً ضعیف می باشد. به عبارتی بین مراکز یادگیری دانشگاهی ایران و مراکز یادگیری دانشگاهی در سطح جهانی تفاوت معناداری وجود دارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که مراکز یادگیری دانشگاهی موجود در ایران در مؤلفه های ذکرشده از وضعیت مطلوبی برخوردار نمی باشند و نیازمند توجه بیشتر به مراکز از سوی مسئولان امر می باشند.
این مقاله به بررسی ضمانت اجرای فقهی- حقوقی عدم ثبت ازدواج می پردازد. در ایران فقط ازدواج هایی به رسمیت شناخته می شوند که در قانون ثبت شود و از آنجایی که طبق قانون مجازات اسلامی از جمله ماده 871، ازدواج و طلاق باید در دفاتر اسناد رسمی ثبت شود و در غیر این صورت جرم می باشد و هر جرمی هم مجازات دارد. از آن سو برای تحقق یافتن عمل مجرمانه لازم است که عناصر تشکیل دهنده جرم تحقق پیدا کند. به این دلیل قانون گذار برای عدم ثبت ازدواج مجازات و ضمانت اجرایی کیفری در نظر گرفته و با این کار، حقوق کیفری را وارد حوزه خانواده کرده است که در قانون مجازات، این ضمانت اجرای عدم ثبت، ناظر بر مردان است. از آنجایی که ثبت نشدن نکاح شرط صحت نمی باشد، بنابراین با عدم ثبتش هم نکاح صحیح می باشد و آثار وضعی زوجیت بر آن بار می شود. این پژوهش به بررسی دلایل ثبت نکاح به سبب اهمیت آن می پردازد و عناصر تشکیل دهنده جرم را مورد واکاوی قرار می دهد و همچنین مشکلاتی را که عدم ثبت ازدواج برای زنان و فرزندان پدید می آورد، را روشن می سازد.
مطالعه در حوزه عناصر اقلیمی و محیطی در ادبیات به شاخه جدیدی در تحقیقات ادبی مربوط می شود که از آن به عنوان نقد زیست محیطی یاد می کنند. تفاوت در خاستگاه های اقلیمی، تمایزات سبکی و فکری و ادبی در آثار نویسندگان را در پی دارد. هرچند دغدغه نقد زیست محیطی بیشتر ارتباط، تأثیر و تأثر ادبیات و محیط زیست است، بنابر گستره دامنه این نوع نگاه و تعریف گلوتفتلی از نقد بوم گرا، این نقد به ارتباط میان ادبیات و محیط فیزیکی می پردازد و ویژگی های اقلیمی هم یکی از عناصر محیط فیزیکی آفرینش های ادبی است و زیرمجموعه نقد بوم گرا به شمار می رود. این ویژگی ها در داستان های علی اشرف درویشیان نشانگر نگاه نویسنده به محیط اطراف و تأثیرپذیری او از حوزه اقلیم و جغرافیای تولید اثر ادبی است که اثر او را از اصالتی بومی و بوم گرایانه برخوردار می سازد. درویشیان یکی از نویسندگان قابل توجه در عرصه ادبیّات اقلیمی در مکتب داستان نویسی غرب (کرمانشاه) است. او غالباً در داستان هایش با توصیف عناصر بومی و اقلیمی، تأثیرات آگاهانه یا ناخودآگاه این عناصر بر ذهن و زبان خود را در قالب باورها و اعتقادات، آداب و سنن، طبیعت بومی، آب و هوا، شکل معماری، زبان و واژگان و اصطلاحات محلی و بومی و ضرب المثل ها بازتاب داده است.
In the current paper, we have assimilated fuzzy techniques and optimization techniques, namely differential evolution, to put forward a modern archive-based fuzzy evolutionary algorithm for multi-objective optimization using clustering. The current work account for the application of a cluster associated approach. Specific quantitative cluster validity measures, i.e., J-measure and Xie-Beni, have been referenced to carry out the appropriate partitioning. The proposed algorithm introduces a new form of strategy which attempts to benefit the feasible search domain of the algorithm by minimizing the analysis and exploration of less beneficial search scope. This clustering method yields a group of trade-off solutions on the ultimate optimal pare to front. Eventually, these solutions are united and maintained in an archive for further evaluation. The current work summarizes and organizes an archive concerned with excellent and diversified solutions in an effort to outline comprehensive non-dominated solutions. The degree of efficiency is revealed with respect to partitioning on gene expression and real-life datasets. The proposed algorithm seeks to reduce the function assessment analysis and maintains a very small working population size. The effectiveness of the proposed method is presented in comparison with some state-of-art methods.
نقش سازه تحمل ابهام در بسیاری از زمینه ها از جمله مباحث آموزشی غیر قابلِ انکار است. در همین راستا، تحقیقات گوناگون بیانگر نقش مؤثر سازه های شخصیتی،شناختی و انگیزشی درایجاد و تغییرتحمل ابهام هستند. بر همین اساس،هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش نیاز به شناخت در تحمل ابهام دانشجویان رشته های تحصیلی مختلف است. بدین منظور تعداد362(213دختر و 149 پسر) نفر از دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه خلیج فارس که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی مرحله ای انتخاب شده بودند، مقیاستحمل ابهام (مک لین، 1993) و پرسشنامه نیاز به شناخت (کاسیوپا و دیگران،1984)را تکمیل نمودند.نتایج حاصل از رگرسیون نشان دهنده این است که نیاز به شناخت به صورت مثبت و معنادار می تواند تحمل ابهام دانشجویان را پیش بینی کند. همچنین، نتایج تحلیل واریانس یک طرفه اثر رشته تحصیلی، نشان دهندهاثر معنادار رشته تحصیلی بر تحمل ابهام است. یافته های پژوهش حاضر تحمل ابهام را سازه ای چندگانه معرفی می کند که هم تحت تأثیر انگیزشِشناختی و هم رشته تحصیلی قرار می گیرد.
از قدیم الایام یکی از سیره های رائج در فرآیند اجتهاد، تجسس از علت یا علت های احکام شرعی در لابلا و فحوای ادله آنها بوده است تا بتوان از طریق قیاس منصوص العله، حکم شرعی را از موضوعی به موضوع دیگر سرایت داد و یا اینکه در صورت عدم وجود علت بدست آمده در بعضی از مصادیق، حکم شرعی را از آن مصداق منتفی دانست. ربا نیز از جمله موضوعاتی است که مخصوصاً در صد سال اخیر با نفوذ سرمایه داری به کشورهای اسلامی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. یکی از تفاسیر جدید ربا که برای حلّ مشکل نظام سرمایه داری به ویژه بانک های ربوی مطرح شده است، نظریة معروف «اختصاص ربا به بهرة قرض های مصرفی» است. در واقع برخی روشنفکران و عالمان اسلامی با استناد به شواهد و ادلّه ای بین دو نوع قرض تولیدی و مصرفی تفکیک قائل شدند. آنان گرفتن بهره در قرض های مصرفی را ربا و حرام می دانند؛ امّا گرفتن بهره در قرض های تولیدی و تجاری را ربا ندانسته و حرام نمی دانند. یکی از دلایل محکم طرفداران این نظریه، استناد به ظلم بعنوان علت تحریم رباست. این دانشمندان با استفاده از آیات و روایات، استنباط کرده اند که علت تحریم ربا ظالمانه بودن آن است و به همین دلیل، حکم حرمت ربا را به قرض های مصرفی اختصاص داده اند؛ زیرا ربا گرفتن در آن ها موجب ظلم به قرض گیرنده می شود، اما ربا در قرض های تولیدی و تجاری را چون موجب ظلم به قرض گیرنده نمی شود، حرام نمی دانند. در این مقاله مسأله میزان علیت ظلم در حکم تحریم ربا در قرض های تولیدی و مصرفی مورد تحقیق و بررسی قرار می گیرد. در این تحقیق به روش کتابخانه ای منابع مختلف و مرتبط چون قرآن، کتب روایی و کتب فقهی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته و به روش تحلیلی استنباطی به استدلال در مورد مسأله پیش گفته پرداخته و به این نتیجه می رسیم که ظالمانه بودن نمی تواند علت انحصاری تحریم ربا باشد، به نحوی که حکم حرمت دائر مدار آن باشد، بلکه نهایت چیزی که می توان قبول کرد این است که ظالمانه بودن ربا، حکمت تحریم آن است به نحوی که حکم تحریم نفیاً و اثباتاً به آن وابسته نیست؛ بنابراین ممکن است در ظاهر، در قرض تولیدی رباگرفتن، ظلم نباشد، ولی حکم تحریم را از آن منتفی نمی کند، هرچند ثابت شده است که ربا گرفتن در قرض های تولیدی هم موجب ظلم می شود، پس حکم حرمت درآن نیز وجود دارد و از این جهت هیچ گونه تفاوتی با قرض مصرفی ندارد.
افزایش تعداد آسیب پذیری ها و پیچیدگی آنها در حوزه تبادل داده و اطلاعات، اهمیت مسئله کمی سازی آسیب پذیری ها را هم به جهت تعیین میزان آن و هم از نظر اولویت دهی و مدیریت منابع، بیش از پیش حائز اهمیت ساخته است. شبکه های رایانه ای به دلیل داشتن جایگاه پر اهمیت در زیر ساخت ارتباطی و تبادل داده ها و اطلاعات همواره در معرض آسیب پذیری های متعددی قرار داشته اند و این مسئله لزوم محاسبه کمی میزان آسیب پذیری ها را به منظور امکان دستیابی به شبکه هایی امن، بیش از پیش معطوف نظر محققان ساخته است. در این مقاله تلاش شده به منظور محاسبه کمی آسیب پذیری های شبکه، یک روش توسعه یافته بر پایه معماری امنیت 805 ITU-TX-و بر پایه ویرایش دوم سیستم امتیاز دهی آسیب پذیری متعارف (CVSS) پیشنهاد گردد. هدف روش پیشنهادی در این تحقیق، فراهم آوردن یک ساختار کمی سازی به منظور امکان شناسایی میزان آسیب پذیری ها و مدیریت مؤثر آنها می باشد.
این پژوهش به نقد و تحلیل پل معلّق،یکی از برجسته ترین رمان های مقاومت ایران، اثر محمدرضا بایرامی می پردازد. تحلیل پدیدارشناختی قصد دارد با نگاهی نوئماتیک (noematic) به رمان، به حقیقت هنری نهفته در آن دست یابد و با نفوذ در ژرف ساخت های ذهن نویسنده، که در قالب مضامین و انگاره های متن و گفت وگوها و حوادث و صحنه های به دقّت چینش یافته نمودار است، جهان زیسته او و مناسبات پدیدارشناختی من نویسنده یا ذهن شناسا و جهان به مثابه شیء پدیداری را آشکار کند؛ بدین منظور، ابتدا مبانی و نظریات گوناگون مطرح در این حوزه ارائه شده است. سپس روش تحقیق، یعنی توصیف معناشناختی پدیده ها و رفتارها و عواطف بر مبنای روی آورد و محتوای هر یک از آنها شرح گردیده و در ادامه، عناصر هریک از فرایندها استخراج و جایگاه آنها در تقویم معنا تحلیل و دسته بندی شده است. بنابر یافته ها، فرایند معنایی به تدریج در تعامل بین سوژه و پدیده ها در مقام دیگرسوژه ها اتّفاق می افتد و زبان نیز نقشی ویژه دارد. همچنین زیربنای اصلی عواطف منفی تردید و ابهام است، و فرآیند رهایی از این تردید در سفر و مواجهه با روی دادها و افراد دیگر رخ می دهد و رفته رفته بنیان شناختی و بار ارزشی منفی آنها دگرگون شده به سمت حالات طبیعی می رود. تحلیل بدین شیوه، نه تنها جایگاه داستان ها را در ادبیّات مقاومت از لحاظ معنابخشی مشخّص می کند؛ بلکه دست یابی به نتایجی دور از خطا و تا حد زیادی نزدیک به افق نویسنده را میسر می سازد.
توافق نامه مشارکت استراتژیک آمریکا- افغانستان یک پیمان راهبردی است که به منظور استقرار امنیت، ثبات و بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و فرهنگی در افغانستان، به امضا رسید. با توجه به روابطه خصمانه آمریکا و ایران و همجواری ایران با افغانستان، این توافق نامه استراتژیک تهدیداتی را متوجه امنیت ملی ایران خواهد کرد. اما پرسش اصلی این است که این توافق نامه استراتژیک که باعث حضور بلند مدت آمریکا در افغانستان و مزرهای ایران می شود چه تهدیداتی علیه امنیت ملی ایران خواهد داشت؟ در پاسخ به این سؤال این فرضیه مورد آزمون قرار گرفته است که تهدیدات ناشی از این توافق نامه در سطوح مختلف سیاسی، امنیتی نظامی، اقتصادی، اجتماعی خواهد بود. روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی و با استفاده از فیش برداری کتابخانه ای می باشد.
بحران های گوناگون جزء جدایی ناپذیر زندگی بشر امروزه شده است. با توجه به نقش گسترده رسانه ها در ابعاد مختلف زندگی بشر و رشد روز افزون استفاده از اینترنت و فضای مجازی، شناسایی نقش این رسانه های نوین (رسانه های مجازی) در مدیریت بحران های اجتماعی ضروری است.
در این پزوهش به منظور رسیدن به اهداف، به بررسی آثار و نظرات افراد صاحب نظر حوزه های مدیریت بحران و رسانه از طریق مصاحبه و روش کتابخانه ای پرداخته و برای تجزیه وتحلیل نتایج مصاحبه، از تحلیل محتوای مصاحبه ها استفاده شده است.
فضای مجازی ابزاری است که می تواند در صورت اتخاذ راهبرد مناسب برای کنترل بحران در مراحل مختلف (به خصوص در بحران های اجتماعی) به خوبی عمل کند و نقش مؤثری ایفا کند.
راه های مختلفی برای کاهش اثرات بحران و مدیریت آن وجود دارد. روش هایی مثل تاکتیک های رسانه ای، از راهبرد های ارتباطی استفاده می کنند که در این مقاله بر روی شیوه های ارتباطی و رسانه ای از طریق فضای مجازی برای مدیریت بحران های اجتماعی تمرکز شده است.
رسیدگی به دعاوی راجع به قراردادهای اداری، با توجه به تخصصی بودن موضوع و مقتضیات خاص اداری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لذا در بسیاری از کشور ها رسیدگی قضایی به این دسته از قراردادها را به مرجع قضایی ویژه ای سپرده اند. در جمهوری اسلامی ایران دیوان عدالت اداری به عنوان مرجع قضایی رسیدگی کننده به امور راجع به اداره پیش بینی شده است؛ لیکن دیوان مزبور در رسیدگی به دعاوی راجع به قراردادهای اداری از خود نفی صلاحیت می کند. در پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی بعد از نقد رویه قضایی موجود و نشان دادن فقدان مبنای قانونی و حقوقی معتبر استدلالات موجود در آن، با تحلیل ادله موافقین و مخالفین صلاحیت دیوان و تحلیل عناصر و انواع دعاوی اداری و مدنی و کیفری، به این نتیجه دست یافتیم که نه تنها به لحاظ حقوقی امکان پذیرش صلاحیت عام دیوان عدالت اداری در رسیدگی به دعاوی راجع به قراردادهای اداری وجود دارد بلکه می توان ادعا کرد رویه موجود با قوانین مربوطه مغایرت دارد.
تشیع در سرزمین شام به عنوان مکتبی تأثیر گذار، از سده های آغازین اسلام تا کنون، با وجود سختیهایی که از سوی مخالفان خود در منطقه شام روبه رو بوده، هویت شیعی خود را حفظ کرده است. از آنجا که مکتب تشیع در شام به عنوان بخشی از میراث تاریخی شیعه است که حوادث مهمی از تاریخ را به چشم دیده، شناخت چگونگی حفظ هویت تشیع در سرزمینی که همواره با دشمنی با مکتب تشیع شهره بوده، بدون رویکرد تاریخ اجتماعی دست نیافتنی است. این مقاله درصدد بررسی عوامل و مؤلفه های مؤثر بر تاریخ اجتماعی شیعیان در منطقه شام است. برای دستیابی به این منظور، با رویکردی توصیفی تحلیلی و مطالعه منابع تاریخی و کهن، عوامل و مؤلفه های مؤثر بر تاریخ اجتماعی شیعیان شام تا قرن هفتم واکاوی شد. نتیجه آنکه وجود حاکمان شیعی در برهه هایی از تاریخ و حضور خاندانهای شیعی و مهاجرت برخی از بزرگان و عالمان شیعه و اقامت در شام را می توان از عوامل مؤثر و برگزاری آیینها و مراسم های شیعی، توجه به اماکن مقدسه و نوع موقوفات و نذورات و وجود نمادهای شیعی از مؤلفههای مؤثر در ماندگاری هویت تشیع در شامبه شمار می آیند.