ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۱۰۲۱.

تأثیر دقت مکانی مدل های رقومی ارتفاع (DEM) بر عملکرد هیدروگراف واحد لحظه ای نش و روسو (مطالعه موردی: حوزه آبخیز معرف کسیلیان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۵
استفاده از مدل رقومی ارتفاع (DEM)، استخراج خصوصیات فیزیوگرافی مورد استفاده در مدل های هیدروگراف واحد لحظه ای نش و روسو را میسر می سازد. بنابراین دقت مکانی مدل رقومی ارتفاع بر عملکرد مدل های هیدروگراف واحد لحظه ای نش و روسو موثر می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تاثیر مدل های رقومی ارتفاع شامل ALOS PALSAR، ASTER، SRTM و GTOPO به ترتیب با دقت 5/12، 30، 90 و 1000متر و  مدل رقومی ارتفاع حاصل از نقشه توپوگرافی (TOPO)سازمان زمین شناسی با مقیاس 1:25000 و دقت 10 متر در مدل های نش و روسو در حوزه آبخیز کسیلیان انجام شد . مواد و روش ها حوزه آبخیز کسیلیان به مساحت حدود 43/66 کیلومترمربع در جنوب شرق استان مازندران در عرض شمالی ´´30 ˊ 58° 35تا  ´´15 ˊ07 °36 و طول شرقی ´´44 ˊ08 °53 تا ´´42 ˊ15 °53 است. این حوضه بر اساس طبقه بندی اقلیمی دومارتن دارای آب و هوای مرطوب است و بارندگی متوسط منطقه 4/783 میلی متر می باشد.خصوصیات فیزیوگرافی شامل نسبت های هورتونی برای هر DEM محاسبه شد. در نهایت ابعاد هیدروگراف واحد لحظه ای بر اساس مدل های نش و روسو برای 64 واقعه بارش-رواناب و پنج DEM مختلف تخمین زده شد. نتایج و بحث نتایج نشان داد با کاهش دقت DEM تکامل شبکه آبراهه از دست می رود به نحوی که حداکثر رتبه آبراهه در مدل های TOPO وPALSAR  ALOS  برابر با شش، و در ASTER تعداد آن به پنج کاهش یافت. تنها درSRTM و GTOPO تعداد رتبه های آبراهه به طور قابل ملاحظه ای به سه تقلیل پیدا کرد. پارامتر های n و k به عنوان مولفه های موثر در مدل های نش و روسو هستند که در مدل نش میزان n در DEMهای مختلف اختلاف معنی داری نداشت. اما مقدار k با کاهش دقت DEM  از 35/1 به 64/1 افزایش یافته است.  در برآورد پارامتر n به روش روسو، روند ثابتی در مدل های رقومی ارتفاع دیده نمی شود به طوری که در TOPO، ALOS PALSAR و ASTER حدود شش به دست آمد. در حالی که در SRTM، سه و در GTOPO، چهار برآورد شد و پارامتر k برای هر رویداد متفاوت و مقدار آن در DEMهای مختلف متفاوت بوده است. در حجم رواناب برآوردی روش نش، کمترین و بیشترین متوسط درصد خطای نسبی به ترتیب مربوط به مدل هایTOPO و GTOPO با مقادیر 72/10 و 01/11درصد می باشد. در ارتباط با حجم رواناب تخمینی روش روسو، مقدار متوسط درصد خطای نسبی در سه مدل TOPO، ALOSPALSAR و ASTER تقریباً مشابه به دست آمده است. در حالی که میزان خطا در SRTM و GTOPO بیشتر از سایر مدل های رقومی ارتفاع برآورد شده است. درواقع به دلیل توانایی مشابه استخراج خصوصیات فیزیوگرافی حوضه از این سه مدل ، نتایج نزدیک به هم به دست آمده است. البته باید بیان نمود که با تفاوت کم، کمترین میزان خطا در تخمین حجم رواناب مربوط به مدل TOPO است. نتیجه گیری مدل رقومی ارتفاع ASTER با دقت پایین تر نسبت به TOPO وPALSAR  ALOS شبکه آبراهه قابل قبولی را ارائه داده است. هرچند SRTM و GTOPO شبکه آبراهه مطلوبی را ارائه نداده اند. به طور کلی با افزایش قدرت تفکیک مکانی DEM تراکم شبکه آبراهه مطلوب تر می شود اما آبراهه اصلی در DEM های با دقت کمتر تا حدودی توسعه یافته است. با تخمین صحیح مقادیر n و k در روش نش و روسو می توان کارایی هر دو روش را در مدل سازی فرآیند بارش-رواناب افزایش داد. روش های متفاوتی جهت تخمین مقادیر n و k ارائه شده است که در پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر مدل های رقومی مختلف در روش نش، از بین روش های مختلف تخمین پارمترهای آن از روش تجربی استفاده شده است. در روش تجربی خصوصیات فیزیوگرافی حوزه آبخیز از جمله شیب، طول آبراهه اصلی و مساحت حوضه نقش اصلی را در تخمین دبی اوج ایفاء می کنند. در ارتباط با تخمین دبی اوج، مدل نش و در تخمین حجم رواناب مدل روسو با استفاده از مدلTOPO  عملکرد بهتری داشت. درواقع می توان بیان نمود که تخمین دبی اوج در روش نش بر اساس روش تجربی، در این حوزه آبخیز نتایج قابل قبولی را ارائه داده است. با توجه به ضرورت برآورد دبی اوج در تعیین ابعاد هیدروگراف واحد لحظه ای در حوزه آبخیز به منظور شبیه سازی دقیق و کنترل سیلاب های آتی، استفاده از نتایج پژوهش حاضر می تواند کمک شایانی نماید.
۱۰۲۲.

تحلیل و ارزیابی فضای سبز شهری از منظر عدالت اجتماعی با استفاده از تصاویر ماهواره ای (مطالعه موردی: مناطق پنجگانه شهر زاهدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۴۲
رشد سریع شهرنشینی در شهرهایی مانند زاهدان موجب نابرابری فضایی در توزیع خدمات شهری، به ویژه فضای سبز، شده است. فضای سبز نه تنها عنصری زیباشناختی بلکه عاملی مؤثر در ارتقای سلامت، تعاملات اجتماعی، و کیفیت زندگی شهری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان و توزیع فضای سبز شهری در پنج منطقه زاهدان و سنجش آن از منظر عدالت اجتماعی انجام شده است. روش پژوهش توصیفی  تحلیلی و مبتنی بر تحلیل تصاویر ماهواره ای لندست  9 و سنتینل  2 از طریق شاخص NDVI در بستر google earth engine است. داده های جمعیتی و تحلیل های مکانی نیز با استفاده از نرم افزار ArcGIS انجام شد. یافته ها نشان داد میانگین سرانه فضای سبز در زاهدان بسیار پایین تر از استاندارد جهانی است (حدود ۱/۵۶ متر مربع در برابر ۹ متر مربع جهانی) و این میزان در مناطق کم برخوردار، مانند منطقه ۳، به کمتر از ۰/۲۸ متر مربع می رسد. درحالی که منطقه ۵ به دلیل استقرار نهادهای مهم وضعیت بهتری دارد. بسیاری از پارک های شهری فاقد پوشش گیاهی واقعی هستند و بخش زیادی از زمین های شهری بدون بهره برداری سبز باقی مانده اند. در نتیجه، زاهدان با بحران عدالت محیطی روبه روست. برای حل این مشکل، پیشنهاد می شود مدیریت شهری با استفاده از داده های مکانی، رویکردهای مشارکتی، و الگوبرداری از شهرهای مشابه اقدام به بازتوزیع منابع، توسعه فضاهای سبز محلی، بهره گیری از گیاهان بومی، و احیای اراضی بایر کند. توسعه متوازن فضای سبز می تواند نقش مؤثری در ارتقای سلامت، کاهش نابرابری، و افزایش سرزندگی اجتماعی ایفا کند.
۱۰۲۳.

تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۳۱۲
پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان در شهر تهران طراحی و اجرا شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است. روش پژوهش حاضر همبستگی بوده که با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه گیری پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان شهر تهران است که کاربر اینستاگرام هستند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان، 384 نفر در نظر گرفته شد. برای سنجش میزان و نوع استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه برند شخصی به تفکیک ابعاد پنج گانه شخصیت برند در میان جوانان کاربر مورد مطالعه، از پرسشنامه علیپور و تاجیک اسماعیلی(1399) استفاده شد. این پرسشنامه بر مبنای پرسشنامه شخصیت برند جنیفر آکر (1997) در پنج بُعد از شخصیت برند؛ صداقت، هیجان، شایستگی، کمال و سرسختی ساخته شده است. برای سنجش هوش هیجانی جوانان کاربر اینستاگرام در شهر تهران، از پرسشنامه هوش هیجانی 28 گویه ای برادبری و گریوز(2004) که بر مبنای دیدگاه و نظریه گلمن و همکاران (1999) در چهار بعد شامل؛ خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط ساخته شده، استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین بعد هیجان [در استفاده] ازاینستاگرام(یا استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه بعد هیجان از شخصیت برند) با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد شایستگی [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد کمال [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان، کمال، سرسختی و وضعیت کلی برند شخصی، ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین وضعیت کلی [در استفاده] ازاینستاگرام با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود.
۱۰۲۴.

بررسی گرایش های رفتاری دانشجویان دختر به پوشش اسلامی در مراکز دانشگاهی ایرانشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۳۱۴
هدف: شناخت نگرش جامعه دانشجویی به شعائر دینی، به ویژه پوشش اسلامی، از عناصر مهم شکل گیری رفتار انسانی شمرده می شود که در سلامت معنوی و صیانت از ارزشهای اسلامی نقش مؤثری دارد. هدف این پژوهش، بررسی گرایشهای رفتاری دانشجویان دختر پیرامون حجاب اسلامی بود. روش: مطالعه حاضر یک پیمایش توصیفی- مقطعی و جامعه آماری آن، دانشجویان دختر مراکز دانشگاهی شهرستان ایرانشهر است. سؤالات پرسشنامه در خصوص عوامل مؤثر در حفظ حجاب دانشجویان دختر است. طیف لیکرت پرسشنامه به امتیاز درصدی تبدیل و با روشهای آماری توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بیشترین نظرات موافق دانشجویان در زمینه حجاب و ترویج رعایت پوشش دینی از طریق فعالیتهای فرهنگی و کمترین موافقت، روش توبیخ و تذکر بود. پوشش دانشجویان با معیارهای شرعی، بیشترین نظرات موافق را به همراه داشت؛ که این امر موجب ایجاد امنیت روانی و مصونیت در جامعه است. از طرف دیگر، روشهای بی تفاوتی نسبت به حجاب و تفکیک جنسیتی در اماکن، کمترین نظرات موافق را داشت. نتیجه گیری: نظرات، دیدگاهها و گرایشهای متفاوتی در زمینه حجاب بین دانشجویان وجود دارد و مسئولان فرهنگی دانشگاه با ارائه راهکارهای مناسب، باید شیوه برخورد علمی و منطقی با این آسیب فرهنگی به منظور ارتقای ارزشهای اسلامی بهره برداری کنند.
۱۰۲۵.

Representation of the Iranian Family on Instagram: A Reception Analysis of Family Bloggers’ Pages

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۱۷
Background: In the digital age, the expansion of social media platforms has profoundly impacted various aspects of life, including family relationships.Aim: This article addresses the complex dynamics of family communication, particularly focusing on Iranian families. In this article, we study the perceptions of users and followers of family blogger pages regarding the representations of family life on Instagram.Methodology: Through interviews with users, we seek to understand their understanding of concepts such as love, intimacy, home, and marital relationships. To study how followers perceive and interpret family-oriented pages on Persian Instagram, approximately 29 qualitative interviews were conducted with three groups of respondents. These groups included users, informants, and family psychologists and counselors (couple therapists).Findings: The concept of family display helps us understand what practices are defined as "family practices" from the perspective of users and followers of family pages on Instagram. On the other hand, Hall’s theoretical model helps us understand the category of readings that users’ interpretations and perceptions of the family representation on these pages fall into. The findings reveal the evolving nature of family relationships in the digital age, particularly concerning Iranian families. The findings show that the readings of users following these pages are generally hegemonic and can be divided into three main axes: family rituals, marital relationship, and feminine power, each of which has its own sub-themes. In addition, some interviewees mentioned contrasting and negotiating perceptions.Conclusions: The results indicate that readings are complex processes shaped by the cultural contexts and lived experiences of the readers, leading to a combination of interpretations rather than a wholesale acceptance or rejection of media representations. Additionally, followers with preferred readings expressed dual emotions ranging from idealization and beautiful aspirations to feelings of alienation and dissatisfaction with their relationships.
۱۰۲۶.

تحلیلی بر تاب آوری مناطق شهری مشهد در مواجهه با ناامنی آبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۸۰
امروزه ناامنی آبی یکی از بزرگ ترین خطرات برای رفاه جهانی محسوب می شود که شهرها را با مسائل و مشکلات عدیده ای در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، محیطی و نهادی مواجه ساخته است. بدین ترتیب، طی دهه های اخیر برای حل چالش ناامنی آبی و کاهش اثرات آن بر سطح سکونتگاه های شهری، راه حل ها و دیدگاه های مختلفی مطرح شده است که یکی از مهم ترین این راه حل ها، توجه به مفهوم تاب آوری شهری بوده که طی سال های اخیر توجه زیادی را در حوزه شهرسازی به خود جلب نموده است. بایستی اذعان داشت که دستیابی به امنیت آبی در سطح سکونتگاه های شهری در بستر تاب آوری شهری به تقسیمات کوچک تر یعنی مناطق شهری آن بستگی دارد که به همین منظور، پژوهش حاضر در راستای سنجش تاب-آوری مناطق 13گانه شهر مشهد در مواجهه با ناامنی آبی انجام گرفته است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ ماهیت و روش انجام، توصیفی- تحلیلی است. بدین ترتیب، مبتنی بر چارچوب سنجشی، پرسشنامه هایی محقق ساختهه طیف لیکرت و با استفاده از فرمول کوکران و روش گلوله برفی بین 400 نفر از شهروندان شهر مشهد، 40 نفر از کارشناسان شرکت آب و فاضلاب شهر مشهد و شرکت آب منطقه ای خراسان رضوی و همچنین 40 نفر از متخصصان و پژوهشگران مرتبط با موضوع پژوهش در سطح شهر مشهد توزیع شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که شهر مشهد نیز متأثر از ناامنی آبی و اثرات آن بوده و بیشتر مناطق آن از تاب آوری لازم در مواجهه با ناامنی آبی برخوردار نیستند، طوری که تنها منطقه 13 شهر مشهد در سطح نسبتاً مطلوب قرار داشته و در مقابل مناطق 1 و 11 در سطح نسبتاً نامطلوب، مناطق 2، 8، 9، 10 و 12 در سطح نامطلوب و مناطق 3، 4، 5، 6 و 7 نیز در سطح خیلی نامطلوب از منظر توان تاب آوری در مواجهه با ناامنی آبی قرار گرفتند که این مسئله نیازمند نگاه ویژه نهادهای متولی شهر است.
۱۰۲۷.

تحلیل آسیب پذیری زیرساخت های روبنایی در برابر سیل با تاکید بر روش AHP Fuzzy (مورد مطالعه: شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۷۲
سیلاب به دلیل تخریب گسترده و خسارات اقتصادی بسیار زیاد به عنوان یکی از متداول ترین بلایای طبیعی شناخته می شود. شهر خرم آباد به دلیل تجارب سیل خیزی در سال های اخیر و موقعیت دره ای بودن شهر، بارش های فراوان، وجود رودخانه ها در شهر(خرم رود و کرگانه)، دست کاری در حریم و بستر رودخانه ها، جزء شهرهای در معرض مخاطره سیلاب می باشد. یکی از روش های بررسی و تحلیل آسیب پذیری سیل و زیرساخت های شهری درمعرض سیل، استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی(Ahp Fuzzy) به منظور شناسایی پهنه های سیل خیز و آسیب پذیر سیل می باشد، دراین پژوهش، از 12 معیار(بافت فرسوده، تراکم جمعیت، شبکه معابر، کاربری، ارتفاع، شیب، جهت شیب، زمین شناسی، فاصله از رودخانه، خاک شناسی، فرونشست زمین و میزان بارندگی) به منظور تهیه نقشه ی پهنه های آسیب پذیر سیل استفاده شد. مطابق روش فرآیند تحلیلی سلسله مراتبی، معیارها توسط کارشناسان امتیازدهی و سپس در نرم افزار Expert Choice  وزن دهی شدند و با استفاده از مدل منطق فازی، نقشه لایه های اطلاعاتی معیارها مورد فازی سازی قرار گرفتند. در نهایت با همپوشانی نقشه های وزن دهی شده برای هر معیار در نرم افزار Arc Gis ، نقشه پهنه های سیل خیز و آسیب پذیر تهیه شد. باهمپوشانی نقشه پهنه بندی شده سیل با نقشه پراکنش زیرساخت های روبنایی، نقشه ی نهایی آسیب پذیری زیرساخت های روبنایی شهر خرم آباد تهیه گردید. نتایج تحلیل ها نشان داد که17/38 %  از زیرساخت های روبنایی در معرض آسیب پذیری زیاد و خیلی زیاد سیل قرار دارند و کاربری های اداری و تجاری به ترتیب بیشترین آسیب پذیری وکاربری های فرهنگی و مذهبی کمترین آسیب پذیری را در برابر سیل دارند. درنهایت با شناسایی پهنه های سیل خیز و آسیب پذیر سیل، لازم است اقداماتی به منظور افزایش ایمنی و مقاوم سازی زیرساخت ها درجهت کاهش آسیب پذیری های ناشی سیل، توسط مدیران و کارشناسان شهری انجام گیرد.
۱۰۲۸.

مقایسه کار آیی روش های AHP and EDAS برای مکان یابی مناطق مناسب به کاشت گندم در حوضه آبریز قره سو استان اردبیل

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۰
شناخت نیازهای مطلوب اقلیمی در طول دوره رشد گندم از موارد ضروری در مکان یابی است. هدف از این تحقیق مقایسه و کار آیی روش های AHP and EDAS برای مکان یابی کاشت گندم در حوضه آبریز قره سو است. بدین منظور با استفاده از بارندگی (سالانه، جوانه زنی، پنجه دهی، زمستانه، رویش مجدد و گل دهی)، دمای (سالانه و کمینه)، ارتفاع، شیب و عمق خاک با روش های AHP and EDAS مکان یابی کشت گندم انجام شد. نتایج نشان داد که بارش (گل دهی، دانه دهی و سالانه) و متوسط دما از معیارهای اصلی برای کشت گندم در این حوضه هستند. بر اساس روش AHP ایستگاه های شمشیرخانی، دوست بیگلو، آتشگاه، مشگین شهر و رضی و با روش EDAS ایستگاه های شمشیرخانی، ابربکوه، اردبیل، دوست بیگلو به ترتیب در بین ایستگاه های موردمطالعه مکان های مناسب برای کشت گندم هستند. نتایج تحلیل داده ها با روش AHP در محیط GIS نشان داد که حدود 6 درصد از مساحت حوضه نامناسب، 52 درصد کمی مناسب، 24 درصد مناسب و 19 درصد خیلی مناسب و با روش EDAS حدود 26 نامناسب، 42 درصد کمی مناسب، 21 درصد مناسب و 7 درصد خیلی مناسب برای کشت گندم است. در روش AHP فقط مساحت نواحی مناسب و خیلی مناسب با وضع موجود همخوانی دارد؛ اما در روش EDAS فقط مساحت نواحی خیلی مناسب کمتر از وضع موجود است و سایر قابلیت ها با وضع موجود همخوانی دارد؛ بنابراین روش EDAS نتایج بهتری را نسبت به روش AHP ارائه می دهد.
۱۰۲۹.

تبیین علل تنش هیدروپلیتیک در روابط کشورها (مورد: تنش مصر و اتیوپی بر سر نیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۵
یکی از مسائل مهم در چارچوب موضوعات ژئوپلیتیک و هیدروپلیتیک، مبحث تنش و منازعه است. در میان تنش ها نیز تنش های هیدروپلیتیک از جمله انواع تنش های مهم و دامنه دار در روابط دولت ها و بازیگران از سطوح خرد تا کلان بین المللی هستند که حل آن ها به سختی انجام می شود و شناخت علل و ریشه های وقوع آن ها حائز اهمیت است. در سال های اخیر، یکی از تنش های هیدروپلیتیکی مطرح در عرصه بین الملل و در آفریقا، تنش مصر و اتیوپی بر سر ساخت سد رنسانس (النهضه) بر روی نیل توسط اتیوپی است که هیچ یک از دو کشور حاضر به صرف نظر از خواسته خود نیستند. مصر هر اقدامی مبنی بر ایجاد محدودیت در مسیر آب نیل از جمله ساخت سد را تهدیدی حیاتی برای سرزمین و کشور خود می داند و اتیوپی نیز با تأکید بر نیاز مبرم به منابع آب نیل برای مصارف خود، بر تصمیم برای احداث سد رنسانس اصرار دارد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، علمی توصیفی و از نظر شیوه نگرش، توصیفی - تحلیلی است که با روش کیفی و رویکرد استنباطی و تحلیل محتوا به انجام رسیده است. گردآوری اطلاعات به روش اسنادی و کتابخانه ای و روش تحلیل نیز تبیینی (علَی) است. سوال اصلی پژوهش این است که مهمترین علل و ریشه های تنش هیدروپلیتیک در روابط کشورها و به طور خاص در روابط مصر و اتیوپی بر سر نیل کدامند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که مهمترین علل ریشه ای این تنش هیدروپلیتیک در چارچوب اهمیت حیاتی نیل، علل هویتی و تاریخی، عامل مداخله، مباحث اقلیمی و... مورد بحث و بررسی است.
۱۰۳۰.

ارزیابی استعاره های مفهومی زنان در اصطلاحات عامیانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۵۸
استعاره مفهومی مبحثی نوین در زبان شناسی شناختی است که از زمان معرفی آن از سوی لیکاف و جانسون (1980) تاکنون پژوهشگران فراوانی را به خود جذب کرده است. استعاره های مفهومی ناظر بر جوانب مختلف زندگی انسان هستند و بر فرهنگ و عملکرد افراد تأثیر می گذارند. اصطلاحات عامیانه هر زبانی بخشی پرکاربرد و غنی در ادبیات عامه گویشوران آن زبان و مبنعی غنی از استعاره های مفهومی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی استعاره های مفهومی زنان نهفته در اصطلاحات عامیانه فارسی و انواع آن ها انجام شد. بدین منظور، برای گردآوری اصطلاحات عامیانه ای که توصیف گر زنان هستند از پنج فرهنگ اصطلاحات استفاده شد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به شیوه هدفمند است. اصطلاحات مورد نظر به روش فیش برداری کتابخانه ای و با مطالعه تک تک مدخل های موجود در این منابع به همراه معنی آن ها استخراج و در کنار نام منبع و شماره صفحه و مثال آن اصطلاح، در صورت وجود، به صورت الفبایی فهرست شد. با حذف اصطلاحات تکراری با معانی یکسان، درنهایت، تعداد 910 اصطلاح به دست آمد. برای تعیین انواع استعاره های مفهومی از دسته بندی لیکاف و جانسون (1980, 1989) و کووچش (2010) استفاده شد. استعاره مفهومی هر اصطلاح با درنظر گرفتن معنی آن مشخص و در کل 24 استعاره مفهومی پایه شناسایی شد. حوزه های مبدأ به دست آمده از این استعاره ها عبارت اند از روابط خانوادگی، اجتماعی و شغلی، وضعیت (اخلاقی جسمی ذهنی)، شیء (شیء کالا ابزار)، قومیت، گیاه، خوراکی، حیوان، موجود ماورای طبیعی، رنگ، مظهر طبیعت، آسیب و بیماری، کنش، شخصیت معروف (مذهبی تاریخی داستانی)، ساختمان، بی دفاع، رویداد تفریحی و ابزار بازی، آتش، پارچه، مکان (بیرون داخل)، شیطان و اعضای بدن. براساس نقش شناختی این استعاره ها، چهار نوع هستی شناختی، ساختی، جهتی و تصویری مشاهده شد. همچنین، اصطلاحاتی بودند که هم زمان دو استعاره مفهومی را به خود اختصاص می دادند و هم پوشانی داشتند که عبارت اند از: استعاره تصویری هستی شناختی، استعاره ساختی هستی شناختی و استعاره جهتی هستی شناختی. این پژوهش به شناخت استعاره های مفهومی مرتبط با زنان و حوزه های پرکاربرد برای توصیف آنان یاری خواهد رساند.
۱۰۳۱.

تماشاگری، سلطه و امکان تئاتر سیاسی: خوانشی پدیدارشناختی با تکیه بر اندیشه رانسیر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۷
این مقاله امکان تحقق آگاهیِ رهایی بخش در تئاتر را از منظر پدیدارشناسی و با تمرکز بر مفاهیم «حضور» و «بدن مندی» در موقعیت تئاتری بررسی می کند. مسئله پژوهش از این پرسش برمی خیزد که: تئاتر به مثابه رخدادی مبتنی بر تفکیک ساختاری میان اجراکننده و تماشاگر، چگونه می تواند شرایط تجربه ای برابری خواهانه و رهایی بخش را فراهم کند؟ فرض اصلی پژوهش بر این مبنا صورت بندی می شود که تثبیت جایگاه تماشاگر، نه صرفاً به عنوان یک نقش کارکردی، بلکه به منزله موقعیتی پدیدارشناختی، هم زمان به بازتولید مناسباتی سلطه مند منجر می شود و امکان تجربه ای مبتنی بر حضور متقابل و تعامل بدن مند را محدود می سازد. در این راستا، مقاله با اتکا به سنت پدیدارشناسی به ویژه مفاهیم «در-جهان-بودن»، «بدن زیسته» و تقدم ادراک بر بازنمایی چارچوبی نظری برای تحلیل وضعیت تئاتری فراهم می آورد. به منظور تبیین سویه های اجتماعی سیاسی این وضعیت، از زیبایی شناسی سیاسی رانسیر به عنوان قرائتی برآمده از منطق ادراک و توزیع امر محسوس استفاده می شود، بی آنکه تقدم چارچوب پدیدارشناختی مخدوش گردد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای است و از طریق تحلیل انتقادیِ دستاوردهای نظری و اجرایی برشت و آگوستو بوآل، به عنوان دو نمونه شاخص تئاتر عدالت محور، بسط می یابد. یافته های پژوهش نشان می دهد که حتی در رادیکال ترین تلاش ها برای فعال سازی مخاطب، موقعیت تئاتری همچنان بر اساس منطق جداسازی، هدایت ادراک و تثبیت نقش ها سامان می یابد؛ امری که با تجربه پدیدارشناختیِ حضور و کنش برابری خواهانه در تعارض است. بر این اساس، مقاله نتیجه می گیرد که تئاتر سیاسی، نه از حیث محتوا، بلکه به اعتبار صورت بندی پدیدارشناختیِ خود، واجد نوعی تناقض درونی است.
۱۰۳۲.

هنرسازه های مشابه با بدیع معنوی شعر فارسی در خط نستعلیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۹
وجه اشتراک تمامی هنرها و اساساً آن چیزی که اثر هنری را به وجود می آورد، هنرسازه ها یا به عبارت دیگر شگردها و تمهیداتی هستند که هنرمندان در خلق آثارشان به کار می گیرند. هنر خوشنویسی و به ویژه خط نستعلیق ازجمله هنرهای اصیل ایرانی است که همواره با شعر فارسی همراه و همگام بوده است. به گواه تاریخ، بسیاری از شاعران، خطاط و بسیاری از خطاطان، شاعر بوده اند. نزدیکی این دو هنر، گذشته از بحث محتوا، در به کارگیری هنرسازه های مشابه نیز نمایان است. بخشی از شگردهای زیبایی آفرین در شعر فارسی مربوط به بحث آرایه های معنوی است، ابزارهایی که جنبه معنایی دارند و از طریق تناسبات و روابط معنایی کلام را منسجم تر می کنند و درواقع موسیقی معنوی کلام را به وجود می آورند. برای بسیاری از این هنرسازه ها، شگردهای مشابهی در خط نستعلیق وجود دارد. هدف این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده، نشان دادن این شباهت ها با وجود تفاوت در حوزه بیانی این دو هنر است. مساله این است که شگردهای مشابه آرایه های معنوی شعر به چه صورت در آثار خوشنویسی خط نستعلیق تجلی می یابند؟ بدین منظور آثاری از هنرمندان خوشنویس برجسته در دوره ها و در قالب های مختلف به طوری که نماینده خط نستعلیق باشند، موردبررسی و تحلیل قرار گرفته است و نتایج حاصل از آن نشان می دهد که هنرسازه هایی مشابه آرایه های اغراق، تجسم، ایهام، تضمین، صدامعنایی و تخلص را که از مهم ترین شگردها و هنرسازه های بدیع معنوی در شعر فارسی است، می توان در خط نستعلیق نیز مشاهده کرد.
۱۰۳۳.

فهم جامعه شناختی ردپای اکسیداسیون اجتماعی در شعر سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۵
مفهوم «اکسیداسیون اجتماعی» به عنوان مقوله اصلی این پژوهش، نمایانگر فرسایش سرمایه اجتماعی و بحران های ساختاری جامعه ایران در دوران زیست سیمین بهبهانی است. هدف پژوهش، تحلیل نمودهای اکسیداسیون اجتماعی در شعر سیمین بهبهانی با تمرکز بر غزل «چشم لعلی رنگ خرگوشان» است. پژوهش با رویکرد هرمنوتیکی، پس از مرور پنجاه غزل اجتماعی از آثار بهبهانی، این شعر را به عنوان نمونه مطالعاتی برگزیده و روابط مفهومی آن را بر پایه نظریات دورکیم (آنومی)، مارکس (بیگانگی)، فوکویاما و پاتنام (سرمایه اجتماعی)، گیدنز، سیمن، لارسن و گافمن و با اتکا به نظریه مولف محوری بررسی نموده است. برای سنجش اعتبار یافته ها نیز از اعتبار تفاسیر موجود و تطابق مفروضات پارادایمی بهره گرفته شده است. نتایج حاکی از آن است که مفاهیمی چون فرسایش سرمایه اجتماعی، سراب اجتماعی، افول آفتاب اجتماعی، احساس بی قدرتی و غمنامه نمایش اجتماعی، با استفاده از آرایه های ادبی در شعر بهبهانی تجلی یافته و با به حاشیه راندن توسعه اجتماعی، قرابت نزدیکی با بحران های اجتماعی دهه های ۱۳۲۰‑ ۱۳۴۰، همچون اشغال ایران توسط متفقین، کودتای ۲۸ مرداد، انزوای سیاسی روشنفکران و … دارد. تحلیل جامعه شناختی شعر چشم لعلی رنگ خرگوشان، بیانگر روح کنشگری سیاسی اجتماعی و دغدغه مندی شاعر و هشدار او نسبت به افول سرمایه اجتماعی، کاهش مشارکت مدنی و لزوم ایجاد بیداری اجتماعی در سطح جامعه است.
۱۰۳۴.

بازتجربه گری مخاطب مثنوی به میانجی گری روایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۲
با اهمیت یافتن «تجربه» در غرب که مرهون تغییرات پارادایمی در علم، فلسفه، الهیات و تحت تأثیر جریان هایی چون نهضت اصلاح دینی، پروتستانتیسم، رمانتیسم و الهیات مدرن بود، فردیت، سوژگی و نفی نظام سلطه-واسطه کلیسا در ارتباط با خدا و امر قدسی و به تبَعِ آن ها انواع «تجربه های زیستی، وجودی، دینی و عرفانی»، اعتباری خاص یافتند. ازاین رو «تجربه» و نسبتش با زبان، ذهن، حافظه، عواطف/احساسات، بدن، بافت/زمینه، سنت و روایت در کانون مطالعات قرار گرفت. به تدریج بحث «تنوع تجربه» ازجمله گونه های تجربه دینی (جیمز، دی ویس و… ) و عرفانی (اُتّو، اِستیس، کَتز و… ) طرح شد. درمقابلِ کسانی که بر «بلاواسطگی» تجربه های دینی و عرفانی، پافشاری می کردند، عده ای بر وجود «میانجی»ها تأکید کردند (کَتز و… ). به این معنی که هر تجربه در درون چارچوبى روى می دهد که آن تجربه را ممکن می سازد. به تعبیری تجربه عرفانی از ظرفیت میانجی زبان و دیگر میانجی ها (ازجمله روایت) در امان نیست. زبان، روایت، خیال، مفهوم و فرم، میانجی ها و واسطه هایی هستند که امور درونی، انتزاعی، ایده ها و نظریه ها را صورت بندی و منتقل می کنند. روایت به مثابه یک میانجی، صرفاً محتوا را منعکس نمی کند بلکه از محتوا جدایی ناپذیراست؛ یعنی نمی توان با کنارزدن روایت، به کمینه محتوا (در این بحث، تجربه عرفانی) دست یافت. به این معنا که نحوه روایت، کنش روایت و نوع روایتگری نیز محتواآفرین است. شیوه روایت مولوی در مثنوی و شگردهای داستان گویی او که از امور و مسائل ملموس و فراگیر انسانی و موقعیت های آشنا آغاز می کند و به تدریج به طرح دقایق وجودی و بن بست ها و شکست ها و برون رَفت ها و مَخلص ها می پردازد سبب می شود که قصه ها و استطرادهای مثنوی هم زمان دو نوع حرکت را شکل دهند و پیش برند: حرکت افقی و گسترش یابنده و حرکت عمقی و عمودی. در این شیوه خاص روایت، سطح روایت و «صورت افسانه» برای مخاطب عام، نقش می خورَد و عمق و باطن روایت، زمینه را برای فهم استعاری و تأویلی و خوانش استغراقی مخاطبان خاص و اخص فراهم می آورد. در خوانش استغراقی برای مخاطب/خواننده، فرصت بازتجربه گری (تجربه کردن تجربه اولیه) فراهم می شود. در این مقاله در ابتدا به نقش روایت در مقام یک میانجی پرداخته ایم و سپس شیوه های خاص مولوی در روایتگری و زمینه سازی برای بازتجربه گری مخاطب را نشان داده ایم.
۱۰۳۵.

مدل سنجش و برآورد وضعیت نظم بین الملل و موقعیت هژمونی آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۵
بحث پیرامون آینده نظم و سناریوهای احتمالی آن متکی بر این پیش فرض است که امکان تغییر در نظم هژمونیک با محوریت ایالات متحده امریکا وجود دارد . پرسشی که معطوف به این مسأله کلیدی قابل طرح است اینکه، چگونه و با چه شاخص هایی می توان موقعیت هژمونی امریکا را در عرصه بین المللی ارزیابی و مورد سنجش و قضاوت قرار داد؟ تلاش برای ارائه یک مدل برآوردی با ابتنای بر نظریات مختلف نظم بین المللی و نه یک نظریه یا منظرخاص و سپس سنجش وضعیت هژمونی امریکا در دو رویکرد مقایسه ای مکمل با استفاده از داده ها و استنادات معتبر بین المللی در ظرف مدل ارائه شده، محور اصلی مباحث این مقاله است . یافته های حاصله مبتنی بر مدل ارائه شده ذیل سه محور برتری نسبی، اراده ملی و پذیرش بین المللی موید آن است که امریکا در برخی شاخص های هژمونی بویژه در ابعاد اقتصادی، نظامی و تکنولوژیکی از برتری نسبی قابل ملاحظه ای از رقبا برخوردار بوده و کماکان قابلیت های هژمون را دارد، اما جایگاه هژمونی آن در مولفه هایی از مدل معطوف به ثبات سیاسی و شاخص های شکنندگی و بویژه اراده ملی است قطعاً نسبت به گذشته در مسیر افول است . با این حال روندهای کنونی و چشم اندازهای ترسیم شده برای سال ها و دهه های آتی بیانگر ابهامات و عدم قطعیت های متعددی در خصوص نظم بین المللی است که نیازمند توجه به آینده های بدیل نظم و نه یک آینده مشخص است .
۱۰۳۶.

تبارشناسی روحانیت حوزه علمیه قم در ( دهه40-50ش)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۰
پژوهش حاضر در صدد ارائه گزارش توصیفی تحلیلی از حوزه علمیه قم در دوره معاصرو طبقه بندی جریان شناسی های صورت گرفته در آن می باشد. جریان های فكری بازتاب مجموعه ای از باورها، پیش فهم ها، پیش فرض ها و جهان بینی ها می باشند كه طیف وسیعی ازنیروهای اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهند. سوال پژوهش این است که " چه طبقه بندی از جریانات فکری- سیاسی در حوزه علمیه قم در سال های قبل انقلاب اسلامی در دهه 1340 و1350 می توان ارائه نمود؟" این پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی به شناسایی و معرفی جریان های فکری- سیاسی حوزه علمیه قم و طبقه بندی آنها بویژه در مقطع زمانی دهه 40-50 ش می پردازد. بر اساس یافته های پژوهش ، پس از تبارشناسی حوزه علمیه قم، 11 نوع طبقه بندی از دیدگاه های مختلف مطرح ومورد بررسی قرار گرفته و در نهایت طبقه بندی منتخب ارائه شده كه به سه جریان فکری در درون حوزه قابل تفکیک است؛ 1-جریان روحانیت غیرسیاسی 2-جریان روحانیت سیاسی با گرایش های متفاوت 3-جریان روحانیت وابسته به رژیم.
۱۰۳۷.

فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۱۹۷
هدف این تحقیق، مطالعه نظام مند فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی با استفاده از راهبرد شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس است. برای یافتن فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی، پژوهش های اخیر با روشی نظام مند انتخاب شده اند. جامعه موردمطالعه، تحقیقات انجام شده شامل 659 مطالعه است که طی واکاوی محتوایی، دسته بندی و غربالگری انجام گرفته و در حدود 33 پژوهش واجد شرایط و معیارهای مدنظر، به صورت هدفمند انتخاب شده، کدگذاری و طبقه بندی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا 2020، صورت گرفته و مقولات و مضامین اصلی استخراج شدند. با استفاده از تحلیل محتوا، 24 مقوله و 5 مضمون استخراج شدند، که عبارت اند از: بهبود فرآیند یادگیری و آموزش؛ بهره وری و کارایی در آموزش؛ جبران منابع و کمبودهای موجود در سیستم آموزشی؛ دستیار استاد؛ همیار دانشجو. با توجه به یافته ها، هوش مصنوعی قادر به بهبود و تسهیل سیستم آموزش عالی بوده و ضمن ایجاد بهره وری و تسهیلگری برای استادان و دانشجویان، درنهایت منجر به نتایج یادگیری مؤثرتر و کیفیت آموزش عالی خواهد گردید.
۱۰۳۸.

تاثیر انگیزش هویت محور بر درگیری تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه آموزشی «مسیرموفقیت» مبتنی بر نظریه انگیزش هویت محور بر درگیری تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. بدین منظور، از بین کلاس های نهم دوره متوسطه اول دخترانه که در سال تحصیلی 1403-1402 در شهرگله دار (استان فارس) مشغول به تحصیل بودند، دو کلاس با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (21 نفر) و گروه کنترل (21 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش مداخله آموزشی با آموزش برنامه «مسیرموفقیت» مبتنی بر نظریه انگیزش هویت محور طی 11 جلسه 70 دقیقه ای دریافت کردند. گروه کنترل، گروه بدون دریافت آموزش خاصی بود که آموزش های معمول مدرسه را دریافت کردند. آزمودنی های هر دو گروه آزمایش و کنترل در سه مرحله پیش و پس از مداخله آموزشی و دوره پیگیری شش هفته بعد در متغیر درگیری تحصیلی مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفتند. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد که آموزش «مسیر موفقیت» منجر به افزایش درگیری تحصیلی رفتاری، عاملی، شناختی و عاطفی شده است و این تغییر برای همه ابعاد درگیری تحصیلی (به غیر از بعد عاطفی) تا مرحله پیگیری نیز پایدار بوده است. با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت که آموزش مبتنی بر انگیزش هویت محور برای افزایش درگیری تحصیلی دانش آموزان کاربرد موثر دارد.
۱۰۳۹.

Relationship Between Test-Taking Strategies Awareness, Test Anxiety, and Test Performance Among Iranian ESP Students(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۱
The present study assessed test-taking strategies awareness, test anxiety, and test performance relationships among Iranian ESP students. The sample was comprised of 60 students majoring in Bachelor of Science Civil Engineering who were enrolled in an ESP course. All participants completed the Oxford Quick Placement Test (OQPT) as a requirement for ensuring homogeneity regarding language ability. Participants also completed Barati's (2005) test-taking strategies questionnaire and a standard test anxiety scale, and test performance was assessed by ESP course examinations. Pearson correlation analysis produced three general findings: First, there was significant positive correlation between test-taking strategies awareness and test performance, such that students with higher strategy awareness had better test scores. Second, test anxiety was significantly and negatively correlated with test performance. Third, an inverse correlation existed between test-taking strategies awareness and test anxiety, suggesting that students employing more strategies experienced less anxiety. These findings highlight the interdependent functioning of strategy awareness and anxiety control in performance. The results suggest that ESP instruction needs to integrate training in the use of test-taking strategies and anxiety reduction in order to assist students most effectively. The study contributes to our understanding of factors influencing language test performance in ESP settings.
۱۰۴۰.

واکاوی روش های تربیت فرزند در ساحت بینش، گرایش و کنش با نگاهی به سوره لقمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۷۹
انسان دارای سه ساحت بینش، گرایش و کنش است و مراحل و روش های تربیتی نیز متناسب با ساحت های بینشی، گرایشی و رفتاری است. در نظام خانواده مهمترین مسئله، تربیت شایسته فرزندان براساس آموزه های دینی است. مسئله اصلی در این پژوهش این است که در مسیر تربیت دینی، چرا به رغم دادن انبوهی از بینش و آگاهی درباره مباحث دینی به فرزندان، برخی مواقع رفتار دینی مشاهده نمی شود؟ چگونه می توان براساس آموزه های قرآنی روش تربیتی درست را ارائه نمود؟ این پژوهش درصدد است با روش گرد آوری اَسنادی-کتابخانه ای و تحقیق توصیفی-تحلیلی به روش تحلیل محتوای کیفی به بررسی نمونه قرآنی از سوره لقمان بپردازد. این تحقیق با واکاوی روش های لقمان حکیم در تربیت فرزندش، به این نتیجه رسید: اولین ساحت در تربیت فرزند ساحت شناخت توحید و معاد است که همان دعوت به خداشناسی است. لقمان حکیم با دو محرک اصلی پند و محبت که جنبه انرژی دهندگی دارند، گرایش و رغبت به ساحت بینش توحیدی را تقویت نمود که منجر به رفتار می شود. از مهمترین دستورات رفتاری که لقمان حکیم در تربیت فرزند به کار برده است، عبارتند از: اقامه نماز، امربه معرف و نهی ازمنکر، بردباری در برابر سختی ها و عدم تکبر و غرور؛ بنابراین، توجه هم زمان به هر سه سطح بینش، گرایش و کنش، در تربیت فرزند، باعث درونی شدن آموخته ها دینی شده و به تربیت عمق می بخشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان