دیر زمانی است که اصل لزوم در حقوق قراردادها حکمرانی دارد و شاید پایه و اساس بیشتر قواعد آن باشد، ولی با توجه به تحولات اقتصادی و معاملات تجاری در جهان امروز، بهویژه در عرصة تجارت بینالملل و نیازهای روزافزون بشر، ضرورت ایجاب میکند که در معنا و مفاد مستفاد از این اصل، در حقوق قراردادهای ما تجدید نظر صورت پذیرد. با مطالعه و تأمل در مبانی شکلگیری اصل لزوم و التزام به عقد و با توجه به اینکه امروز مبنای نیروی الزامآور عقد، آمیزهای از اصل حاکمیت اراده، قواعد اخلاقی و الزامات اجتماعی است و مبنای لزوم عقد هم، بنای عقلاست، به نظر میرسد مفاد اصل الزام و التزام در قراردادها، دیگر اجرای عین تعهد در همه موارد، ازمنه و امکنه نیست، بلکه باید دایرة وفای به عقد را توسعه داد و برآوردن انتظارات معقول و متعارف طرفین عقد را وفای به عقد محسوب نمود.
نهادی خارجی همچون بانک شاهنشاهی فرصت می یاید تا در کشور ایران حضور فعال یابد و با استفاده از ابزار گوناگون در همه لایه های اقتصادی نفوذ کرده و سرمایه های ملت راه به یغما ببرد.کاری که بانک شاهنشاهی با به دست آوردن امتیازهایی مانند چاپ اسکناس، بهره برداری از منابع،بازکردن اعتبار و ... در ایران انجام داد.
امروزه فرمول بندی جیره فقط براساس اهداف اقتصادی و تغذیه ای صورت نمی گیرد، بلکه اهداف زیست محیطی نیز باید در نوشتن جیره لحاظ شود. تامین و برآورد هدفهای زیست محیطی، تغذیه ای و اقتصادی به طور همزمان و رسیدن به جوابی منطبق با این معیارها با استفاده از برنامه ریزی خطی ساده امکان پذیر نیست بنابراین در این مطالعه از مدل برنامه ریزی چند هدفه کنشی (IMGP) برای تهیه جیره برای یک گاو 700 کیلویی با تولید روزانه 36 کیلوگرم شیر 5/3 درصد چربی استفاده شد. این روش می تواند چند هدف را به طور همزمان و کنشی بهینه یابی کند. همچنین برای مقایسه این روش با روشهای دیگر جیره نویسی مدل برنامه ریزی هدف (GP) نیز برآورد گردید. نتایج تحقیق نشان داد که روش IMGP هم از نظر اقتصادی و تغذیه ای و هم از نظر زیست محیطی بر روش GP برتری دارد زیرا اولاً جیره حاصل شده از روشGP جیره ای متعادل نمی باشد، به این دلیل که از کلیه مواد غذایی در این جیره استفاده نشده است، در حالی که جیره نوشته شده با استفاده از روش IMGP متعادل است. ثانیاَ فسفر موجود در جیره حاصل شده از روش IMGP کمتر از روش GP می باشد. ثالثاً هزینه حاصله از روش IMGP، 24 ریال به ازاء هر کیلوگرم جیره کمتر از روش GP می باشد.
یکی از مسایلی که همواره در بازاررسانی محصولات کشاورزی در کشورهای در حال توسعه و از جـمله ایران مطرح می باشـد، اختلاف قیمت تولید کننده و مصرف کننده است که به آن حاشیه بازار گویند. اهمیت حاشیه بازار وقتی بیشتر مشخص می شود که اثر افزایش یا کاهش قیمت تولید کننده بر قیمت مصرف کننده متقارن نباشد. وجود تقارن در بازار حاکی از انتقال کامل افزایش یا کاهش قیمت سر مزرعه به خرده فروشی بوده و اگر انتقال به صورت نامتقارن صورت پذیرد، این تفاوت قیمت به سود واسطه ها و زیان زارع و مصرف کننده است و سبب تحمیل هزینه اضافی بر دوش مصرف کنندگان می گردد. لذا مطالعه حاضر سعی در بررسی نحوه انتقال قیمت (متقارن یا نامتقارن) در بازار دو محصول زراعی سیب زمینی و گوجه فرنگی را دارد. برای این منظور از قیمت های ماهانه سر مزرعه و خرده فروشی این دو محصول طی سالهای 1375 الی 1384 استفاده شده است.نتایج نشان می دهد که انتقال قیمت گوجه فرنگی از مزرعه به خرده فروشی نامتقارن است، افزایش قیمت تولید کننده کامل تر اما با سرعت کمتر نسبت به کاهش قیمت خرده فروشی منتقل می شود و برای محصول سیب زمینی انتقال قیمت از خرده فروشی به مزرعه متقارن است.