رویکرد یادگیری مشارکتی در دهة حاضر از نظر گاه های مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است. بررسی این نظر گاه ها منجر به ارائه الگویی شده که در تحقیق حاضر (شبه تجربی) به اجرا در آمده است. جامعه تحقیق دانشآموزان پایه پنجم نواحی هفتگانه شهر مشهد بوده است. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی, تعداد 132 نفر انتخاب شدند. آزمون رشد ومهارت های اجتماعی (محقق ساخته) و آزمون پیشرفت تحصیلی ریاضی (معلم ساخته) ابزارهای اساسی تحقیق بودهاند. به منظور تجزیه و تحلیل یافتهها از تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج حاکی از تـأیر قابل توجه روش یادگیری مشارکتی بر رشد مهارت های اجتماعی و پیشرفت تحصیلی ریاضی دختران و پسران بوده است. نتایج تحقیق با بسیاری از نظر گاه های ارایه شده و تحقیقات انجام شده همخوانی دارد. به منظور اجرای مؤثر روش یادگیری مشارکتی همکاری نویسندگان کتاب های درسی، تصمیمگیرندگان آموزشی، معلمان و والدین ضروری است.
هدف از این تحقیق، بررسی و تحلیل عناصر و ویژگیهای رابط کاربر نرمافزار پارس آذرخش و تعیین میزان رضایت کاربران (دانشجویان دانشگاه شیراز) از تعامل با آن بود. از هدفهای دیگر این پژوهش، سنجش تأثیر متغیرهایی نظیر جنسیت، حوزة تحصیلی، مقطع تحصیلی، سواد کتابخانهای، سواد رایانهای، سابقه و میزان آشنایی با فهرست رایانهای، و میزان استفاده از فهرست رایانهای بر رضایت کاربران بود. بیشترین میزان رضایت مربوط به صفحههای نمایش اطلاعات نرمافزار، و کمترین میزان رضایت مربوط به واژگان و پیامهای نرمافزار بود. بین جنسیت، سابقه و میزان آشنایی دانشجویان با نرمافزار پارس آذرخش و همچنین سواد کتابخانهای و سواد رایانهای با میزان رضایت آنها از تعامل با این نرمافزار، رابطة معنادار وجود نداشت. در مقابل، رابطة معنادار میان میزان استفاده از نرمافزار و میزان رضایت آنها از تعامل با نرمافزار پارس آذرخش وجود داشت. و به طور کلی نتایج نشان داد که دانشجویان شرکت کننده در این پژوهش در حد متوسطی از تعامل با نرمافزار پارس آذرخش رضایت دارند.
پژوهش حاضر به بررسی میزان استفاده از دو ابرنشانه- کلیدواژهها و توصیف- در مجلههای دسترسی آزاد وب میپردازد. با استفاده از روش پیمایشی، و با نمونهگیری از بین مجلههای ثبتشده در «راهنمای مجلههای دسترسی آزاد» (DOAJ)، یک نمونه آماری شامل 707 مجله از حیث استفاده از این ابرنشانهها مورد تحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان دادند که میزان بهکارگیری «کلیدواژهها» و «توصیف» در مجلههای دسترسی آزاد وب، به ترتیب1/33 درصد و 9/29 درصد میباشد. یافتهها همچنین نشان دادند که از بین ردههای موضوعی مختلف، «مجلههای عمومی» با 6/55 درصد بیشترین میزان استفاده، و مجلههای رده موضوعی «ریاضیات و آمار» با 1/11 درصد کمترین میزان استفاده از ابرنشانه «کلیدواژهها» را داشتهاند. همچنین «مجلههای عمومی» و مجلههای رده «شیمی» به ترتیب با 6/55 درصد و 4/15 درصد، بیشترین و کمترین میزان استفاده از ابرنشانه «توصیف» را داشتند. بر اساس یافتههای این پژوهش و در مقایسه با یافتههای دیگر پژوهشهای مشابه، میزان استفاده از این ابرنشانهها رشد چندانی نداشته است.
استنادها در آثار علمی جایگاه ویژهای دارند و در واقع یک مقاله علمی زمانی معتبر است که به آثار و متون آن موضوع استناد نماید. تحلیل استنادی روشی است که بر پایه استنادهای موجود در متون علمی قرار دارد به طوری که با شمارش تعداد استنادهای به کار گرفتهشده متون مختلف همانند مجلات، پایاننامهها و ... به تحلیل و ارزیابی این متون میپردازد. توسعه و رشد تحلیل استنادی با ظهور نمایههای استنادی بسیار چشمگیر بوده و در دهههای اخیر به حوزه پژوهشی بارزی تبدیل شده است. در این مقاله به اهمیت استناد و سپس نظریه های استناد پرداخته میشود و تعاریف تحلیل استنادی، پیشینه تاریخی آن، و در نهایت کاربردهای مختلف این حوزه بیان می شود.
این نوشتار با مفروض داشتن امکان و ضرورت تولید علم دینی به روش اجتهادی، درپی تبیین و تحلیل چیستی روش اجتهادی است. به گمان ما روش اجتهادی تنها روش کامیاب و موجه در تولید علوم انسانی اسلامی است. کوشیدیم تا اجتهاد را از جهت روششناختی، تحقیق و کاوش کنیم و ارزش معرفتشناختی فراوردههای حاصل از روش اجتهادی را مورد سنجش قرار دهیم.
شهر تبریز در جریان رشد تاریخی خود، بارها برج و باروی پیرامون شهر را در نوردیده و از دروازههای متعدد آن بیرون خزیده است. شهر در توسعه ادواری، تابع شیوه معینی از محلات و مناطق نبوده و هر منطقه و محله شهری خصوصیات مختلف خود را داشته است. کالبد کنونی شهر تبریز عملاً تمامی سطح بستر طبیعی و یکپارچه آن را اشغال نموده و به عنوان یکی از مادرشهرهای ایران در معرض یک تحول کیفی قرار گرفته است. شناخت شهر، دیگر بدون توسل به نگرش ها، مفاهیم و تعاریف جدید غیر ممکن بوده و شاید بتوان گفت که یکی از عوامل پیدایش بحران در برنامه ریزی و مدیریت شهری معاصر، در این واقعیت نهفته باشد که مفهوم شهر عوض شده و یا به عبارتی، عصر شهر به سر آمده است. امروز مادرشهر تبریز دیگر یک کانون کالبدی ـ اجتماعی یکپارچه و همگون نمی باشد، بلکه مجموعه ای از کانون های پراکنده و ناهمگون است که در شبکه پیچیده ای از روابط اقتصادی ـ اجتماعی و کالبدی ـ فضایی به هم گره خورده و در ارتباط با هم است. با توجه به استقرار شهر در پهنه خطر بسیار بالای زلزله و تحولات عظیم در ساختار جمعیتی آن طی نیم قرن اخیر و به تبع آن رشد فیزیکی شهر به همراه ایجاد محلات جدید و تغییر در بافت و تیپولوژی محلات قدیم آن در سطوح مختلف اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی و با عنایت به اینکه این شهر به عنوان یکی از بزرگترین کانون های شهری کشور با موقعیت ممتاز مبادلاتی ـ ارتباطی ـ خدماتی ـ صنعتی و شهری می باشد، به ناچار مسایل مذکور باعث شده سازمان سنتی شهر را که تا گذشته نه چندان دور متکی به تقسیمات محله ای بود، در هم شکسته، استقلال نسبی محلات متزلزل شده و محدوده های معین محلات سنتی قابل شناسایی نباشند.