عوامل تکتونیکی از عوامل دینامیکی محسوب می شوند که بر تمامی اجزا سیستم های زهکشی تاثیر می گذارند. حوضه های زهکشی به طور اعم و نیمرخ طولی رودخانه ها به طور اخص، به تغییرات حاصل از فعالیت های تکتونیکی عکس العمل نشان می دهند. نحوه این عکس العمل ها در نیمرخ طولی رودخانه ها، در تغییر در فرآیندهای فرسایشی و نهشته گذاری و در الگوی جریان رودخانه ها منعکس می شود. حوضه قرنقوچای (با مختصات 46o/27’ تا 47o/42’ طول شرقی و 36o/58’ تا 37o/44’ عرض شمالی، واقع در شمال غرب کشور) به عنوان بزرگ ترین حوضه کوهستان سهند، در طول تاریخ فعالیت های تکتونیکی متعددی را تجربه کرده و این فعالیت ها در قالب حرکات نئوتکتونیکی هنوز هم ادامه دارد و آثار این فعالیت ها در تمامی بخش های حوضه، بویژه در بستر جریان رودخانه ها قابل پی گیری است. در این مقاله آثار فعالیت های نئوتکتونیکی در نیمرخ طولی رودخانه ها با استفاده از شاخص SL با انطباق با واحدهای لیتولوژیکی و ویژگی های زمین شناسی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این بررسی ها نشان می دهد که در بعضی از بخش های حوضه علی رغم یکسان بودن نوع لیتولوژی مقادیر SL بسیار بالا است که این امر حاکی از تحت تاثیر قرار گرفتن نیمرخ طولی رودخانه ها از فعالیت های تکتونیکی و تغییر در فرآیندهای نهشته گذاری و فرسایشی است.
کشور ژاپن با داشتن مساحتی حدود ¼ مساحت ایران و جمعیت دو برابر آن، با استفاده از سیاست های اقتصادی کشاورزی و روستایی مبتنی بر فرهنگ تولیدی و وطن پرستی و اولویت منافع ملی بر منافع فردی توانسته است اغلب محصولات کشاورزی خود را خود تولید کند و موفقیت در کشاورزی را دست مایه صنعتی شدنش قرار دهد، ولی در ایران با توجه به منابع طبیعی فراوان به این مهم دست نیافته و با صادرات نفت و اتکا به درآمد نفت به واردات بی مهابای محصولات کشاورزی پرداخته که نه تنها در زمینه تولید محصولات غذایی خودکفا نیست، بلکه در زمینه صنعت نیز وابسته است. در این مقاله به سیاست های کشاورزی و روستایی ایران و ژاپن پرداخته شده و ریشه های فرهنگی ای که سبب این تصمیمات شده مورد توجه قرار گرفته است.
انسان در سراسر تاریخ، برای برقراری ارتباط با همنوعان و محیط اطراف خویش، تلاش و کوشش کرده است و از دوران ماقبل تاریخ، استفاده از تصویر یکی از مهم ترین راه های بیان اندیشه و افکار او بوده است. هما ن طور که در طول قرون گذشته موفق شد زبان و کلام را به درستی درک کند و با تسلط کامل از آن ها استفاده کند، دستیابی به سواد تصویری نیز برای انسان امروز مستلزم فهم نکات خاصی است. در جهان امروز با عقبگردی به گذشته، کاربرد دوبارة زبان تصویر، برای سرعت بخشیدن به دریافت پیام، دیده می شود که تمایل همیشگی انسان به پیام های تصویری را نسبت به گفتار و نوشتار تأیید می کند. انسان از دیرباز دلایل گوناگونی برای خلق تصویر داشته است که مهم ترین آن ها نیاز است. نیاز به بیان احساسات، افکار، برقراری ارتباط و... در نهایت سبب شده است که انسان به کارهای گوناگونی بپردازد. اختراع عکاسی در جهان، آغازگر حرکت بزرگی در پیوند های ارتباط بصری میان مردم و جوامع شد. گسترش روزافزون استفاده از تصویر در زندگی امروز به نوعی فرهنگ تبدیل شده است. در این مقاله، تلاش شده است تا اهمیت زبان تصویر و نقش تأثیرگذار آن در برقراری و گسترش ارتباط میان افراد، گروه ها، جوامع و تمدن ها آشکار شود.
ارتباطات در بالندگی سازمان ها نقشی اساسی دارد. سطح مطلوبی از ارتباطات سازمانی میان افراد می تواند بستر تعامل سالم و سازنده را برای تعالی انسان و سازمان فراهم نماید. هدف اصلی مقاله، ارائه ی الگوی ارتباطات سازمانی اثربخش برای یک سازمان نظامی می باشد. بر این اساس پس از طراحی و اعتباریابی الگوی مفهومی، با استفاده از روش های تحقیق همبستگی و پیمایشی نتایج زیر به دست آمد. در میان مؤلفه های ارتباطات سازمانی، محتوای ارتباطی، بالاترین رتبه و اهمیت را دارد و سپس به ترتیب، سبک های ارتباطی و مسیرهای ارتباطی و در آخر مجاری ارتباطی قرار دارد. هم چنین عامل انسانی و مؤلفه های آن (ویژگی های فردی، ویژگی های اجتماعی و مهارت های ارتباطی افراد) در مقایسه با عامل سازمانی و مؤلفه های آن (ساختار سازمانی و فرهنگ سازمانی)، ارتباطات سازمانی سازمان مورد نظر را اثربخش تر می کند
برهان صدّیقین که بر پایهٴ امکان ماهوی و استحالهٴ دور و تسلسل شکل گرفته بود، پس از مرحوم بوعلی، در مکتب حکمت متعالیه شکوفا شد و در آثار فلسفی و کلامی اثر فراوانی گذاشت.
گرچه حکیم سبزواری، تقریر صدرای شیرازی را خالی از اشکال نمی دیدند، اما نوآوری مرحوم علامه طباطبایی و حضرت آیة الله جوادی آملی در برهان مذکور ، جایگاه این تقریر را در میان براهین اثبات وجود خدا مشخّص می سازد؛ چرا که برهان صدّیقین محکم ترین و شریف ترین برهان های توحیدی است و حدّ وسط آن غیر از واجب تعالی نیست.
تقریر اسدّ و اخصر علامه طباطبایی از این برهان، علاوه بر اثبات وجود، وحدت حقّهٴ حقیقیّه را نیز برای حضرت حق اثبات می کند و تنها با اعتماد به بطلان سفسطه نزدیک ترین راه را به سوی معرفت و اثبات خداوند متعال نشان می دهد. سخن از تقریر برهانی است که نیاز به هیچ مقدّمه ای نداشته، می تواند اوّلین مسالهٴ فلسفی باشد. آنچه در تکمیل این تقریر مهم است، این است که برای اثبات مبدأ تعالی، نیاز به هیچ یک از مبادی تصدیقی نباشد و تنها به یک سلسله مبادی تصوّری بسنده شود.