فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۴۱ تا ۱٬۸۶۰ مورد از کل ۱۳٬۰۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
بافت، از عناصر مهم بصری در هنرهای تجسمی است که به صور مختلف به وجود می آید. نقاشی، جسمی چند لایه است که هر لایه آن بافت ویژهی خود را داراست. بافت میتواند ذاتیِ مصالح آمادهی انتخابی به وسیله ی هنرمند، همچون پارچه تکیه گاه، باشد، یا در لایه بستر یا لایه رنگ و یا با موادی غیر از رنگ در سطح اثر به وجود آید. ترکهای ناشی از میانکنش نقاشی و محیط نیز، بافتی یکدست ایجاد میکند که ارزش تاریخی دارد. لذا، با توجه به اهمیت و نحوه شکل گیری بافت، محافظت از آن را بایستی در زمرهی اصول بنیادینِ دانشِ حفظ، نگهداری و مرمت آثار هنری قرار داد. بافت به ویژه مورد توجه هنرمندان سده بیستم بوده است. از دهه دوم این سده با ورود موادی با بافت آماده به نقاشی و شکسته شدن محدوده های مواد در نقاشی این عنصر تجسمی اهمیتی بسزا پیدا کرد. در این مقاله ضمن طبقه بندی انواع بافت، به فن شناسی آن در نقاشیهای سه پایه ای با توجه به لایه های نقاشی و اثر زمان بر آنها پرداخته ایم. توجه ویژه به مواد مورد استفاده و فنِ هنریِ برخی هنرمندانِ معاصر و بررسی تحولات تکنیکی ایجاد شده در آثار آنان در طی زمان های مختلف از نکات مهم مقاله است.
گفتمان تاراج
نظام آموزش در خوش نویسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر خوش نویسی از جمله رشته های هنری است که نظام آموزش آن در پرتو سنت های برگرفته از آموزه های دینی شکل گرفته است. عوامل و عناصری در این نظام قوام یافت که به حفظ و تکوین و گسترش آن منجر شد. سؤال این است که این عناصر کدام هستند و چگونه موجب حفظ و گسترش آن شده اند؟ عواملی چون تربیت اخلاقی، حقوق متقابل استاد و شاگرد و شیوه های آموزشی (مشق نظری، مشق قلمی و مشق خیالی) با ویژگی ها و شرایط خاص خود بر تداوم و تکوین خوش نویسی اثر داشته است. یاد گیری قرآن و متون حدیث در کودکی بستری اخلاقی برای تداوم و ثبات دیگر عوامل آموزش فراهم می کند. استاد و شاگرد در این شرایط با رعایت حقوقی که بر ذم? هم دارند و با بهره بردن از شیوه های آموزشی مانند تعلیم زبانی و قلمی از طرف استاد و انجام مشق نظری، مشق قلمی و مشق خیالی از طرف شاگرد به حفظ، گسترش و تکوین آن مدد می رسانند. این مقاله با استفاده از متون قدیم، چون کتب عرفانی و رسائل خوش نویسی، به روش کیفی و تحلیل محتوا به بحث در باب آموزش خطاطی در نظام استاد ـ شاگردی پرداخته است.
رسالت هنرمند
حوزههای تخصصی:
بررسی دیدگاه های فعالان و منتقدان سینمایی کشور دربارة بیست وهشتمین جشنوارة فیلم فجر
حوزههای تخصصی:
بیست وهشتمین جشنوارة بین المللی فیلم فجر، در بهمن سال 1388 برگزار شد. پژوهشگاه فرهنگ ، هنر و ارتباطات، در مصاحبه هایی تخصصی با 32 تن از کارشناسان و فعالان سینمایی1 دیدگاه های آن ها را بررسی کرده است. فعالان سینما مزیت هایی برای جشنواره قائل اند: 1. فضای رقابتی انگیزه بخشی به فیلم سازان برای تولید آثار پخته تر؛ 2. شناخت ضعف فیلم ها و اصلاح نسبی پیش از نمایش عمومی؛ 3. شناخت موضوعات مورد اقبال مخاطبان و منتقدان؛ 4. فرصتی سالیانه برای تعامل و تبادل دیدگاه ها درخصوص تحولات سینمای ایران. اغلب اهالی سینما معتقدند در مقطع کنونی تأمین هزینه های برگزاری و سازمان دهی جشنواره به وسیله دولت می تواند برای سینمای ایران مفید باشد. اغلب فعالان اذعان دارند که برگزیده و تحسین شدن یک فیلم یا عوامل آن در جشنوارة فیلم فجر باعث اعتباربخشی به آن می شود. فعالان سینمایی، ضمن تأیید اکران هم زمان فیلم های جشنواره در شهرهای بزرگ، معتقدند سلیقه و ذائقة سینمایی جوانان شهرستان ها ارتقا می یابد و باعث رشد و گسترش متوازن و متعادل سینما در کشور می شود؛ اگرچه بسیاری از آنان مخالف برگزاری بخش اصلی جشنواره در سایر شهرها بودند. اغلب تأثیر جشنوارة فیلم فجر را در اعتبار و جایگاه سینمای ایران در عرصة بین المللی مثبت، اما اندک ارزیابی می کنند. از نگاه آن ها روند برگزاری جشنـواره، اگرچه به دلیل تغییر مدیریت ها در سال های مختلف، افت وخیزهای بسیار داشته است، اما در مجموع، روبه رشد بوده است.
ایستاده بر مرز کلیشه
رازهای انسانی چوب جادویی
ارزیابی دیوارنگاری معاصر تهران از دیدگاه مخاطب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، نقاشی دیواریهای شهر تهران با توجه به ویژگی های نقاشی دیواری،روابط زیباشناسانه و کارکرد آن در ارتباط با محیط و اهداف اجتماعی، تاریخی و ...، از دیدگاه مخاطبین مورد ارزیابی قرار گرفته اند. از آنجا که اثر دیواری با مخاطب رابطه ای قطعی و تعاملی دو سویه دارد؛ لذا دیوارنگاری در هر محیطی، از یک سو باید نمایشگر فرهنگ و عقاید مردم در فضای هارمونیک با معماری همان محیط باشد و از سوی دیگر، به علت وجهه همگانی این آثار، توفیق آنها وابسته به ادراک و دریافت مردم و مخاطبین اثر میباشد. بنابراین، ارزیابی مثبت یا منفی یک دیوارنگاره شهری، علاوه بر زیباشناختی آن نسبت به محیط و معماری، در گرو عکس العمل و میزان استقبال مخاطبین اثر است. با این مفروضات، مقاله حاضر به بررسی کارکرد کیفی آثار دیواری تهران(دهه70) در ارتباط با مخاطبین پرداخته است. بدین منظور پرسشنامه ای جهت ارزیابی دیوارنگاره ها از دیدگاه مخاطبین تهیه شد، که نتایج آن در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفت. بررسی این نتایج، نکات قابل توجهی را در ارتباط با روند دیوارنگاری معاصر نمایان ساخته است، که با استناد به آن میتوان راهکارهای مناسبی در خصوص ساختار بصری شهر و حقوق دیداری مخاطبین ارایه نمود.
سازهای موسیقی دورهی صفوی به روایت کمپفر و شاردن مقایسه ای تطبیقی در بخش سازشناختی از سفرنامهی کمپفر و شارد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دورهی صفوی برخلاف ادوار گذشته مانند دورهی تیموری بحث سازشناسی در رسالات موسیقی وجود ندارد و مؤلفان فقط به ذکر نام سازها در رسالات اکتفا کرده ا ند. بنابراین برای جستجو در این مقوله باید از منابع ارزشمند دیگر تاریخی بهره گرفت. به دلیل رفت وآمد بیشمار سیاحان، در این دوره تعداد بسیاری سفرنامه نوشته شده است که دربردارندهی اطلاعات ارزشمندی از تاریخ و فرهنگ ایران هستند. در بین سفرنامه نویسان، توصیفات شاردن و کمپفر قابل توجه است. شاردن در کتاب خود توصیفاتی از سازهای ایران در دورهی صفوی بیان کرده است. همچنین در سفرنامهی کمپفر نیز تصویری از سازهای ایرانی همراه با توضیحات آنها آورده شده، اما به دلیل متن لاتینی کتاب تاکنون این بخش ترجمه نشده و مورد بررسی قرار نگرفته است. در این تحقیق با بررسی تطبیقی و تحلیل تصویر و نوشته های کمپفر با یادداشت های شاردن اطلاعات ارزشمندی از مباحث سازشناختی دورهی صفوی حاصل شد. اگرچه هر دو آنها در حدود یک محدودهی زمانی قرار میگیرند، نحوهی توصیف، طبقه بندی و انواع سازها در دو سفرنامه متفاوت است. در برخی دیدگاه ها مکمل، مشابه یا متناقض یکدیگر هستند. طبقه بندی سازها در سفرنامه شاردن بسیار منظم است، اما توصیفات کمپفر بسیار دقیق تر و ریزبینانه تر از شاردن است و با دقت بسیار این کار صورت گرفته است.
انعکاس فضای شهری در سینمای نوین ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سینما به عنوان یک رسانه جمعی تأثیر گذار، دائما در حال بازنمایی فضاها، محیط ها، رویدادها، نمادها و نشانه هاست که به صورت مستمر و پیوسته در حال آموزش، یادآوری و یا تجسم های واقعی برای مخاطبین خود است. هدف این مقاله، مروری بر چگونگی و نوع نگاه سینمای ایران به فضاهای شهری و نحوه بازنمایی آن در طی بیست سال گذشته است. این شناخت سبب خواهد شد تا فضای شهری که به مخاطبان ارائه می شود، شناسایی و با شناخت نقاط قوت و ضعف آنها، نه تنها رهنمودهایی در زمینه طراحی شهری ارائه شود، بلکه سواد بصری و ادراکی مردم و در نتیجه توقع آنان از محیط شهری ارتقا یابد. روش مورد استفاده در این تحقیق، روش کیفی است و از تکنیکهای دلفی و تحلیل محتوا استفاده شده است. یافته های مطالعه نشان می دهد که در فیلم های ایرانی نشان می دهد که در فیلم های ایرانی کمتر از فضاهای شهری استفاده شده و این استفاده بیشتر محدود به فضاهای تاریخی و یا فرهنگی بوده است. این امر حاصل فقر فضای شهری از یک سو و محدودیت های ساخت در فضای شهری از سوی دیگر می باشد. این تحقیق میتواند برای گروه های مختلف متخصصین شامل فیلمسازان و طراحان شهری و در عین حال بینندگان به عنوان بهره برداران نهایی دارای اهمیت ویژه باشد.
آموزش: استوری بورد
حوزههای تخصصی:
امروز، دیروز، فردا: اسب های تروا در تلوزیون
حوزههای تخصصی:
مقایسه تطبیقی دو اثر از آنتونی گورملی با پیشینه ی مجسمه سازی چین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه عرفان را میتوان اعتماد بر اشراق در کشف حقیقت دانست تا عقل و استدلال. عرفان در میان مسلمانان، مخصوص صوفیان است که در گذر زمان و مکان تغییر نام داده اند. یکی از راه های درک زبان عرفا، شناخت نمادهای ایشان در لباس و رنگ های آن است. عرفا معتقدند که علمای طریقت، باید به شکل و رنگ لباسی درآیند که مناسب حال و مقام ایشان باشد. در این مقاله سعی بر آن است تا علاوه بر معرفی ویژگی صوفیان و اهل زهد در اسلام، جام? ایشان، برخی از تاج های ایشان، رنگ تاج ها و معانی نمادین آن مورد بررسی قرار گیرد. همچنین علل استفاده از اینگونه پوشش و رنگ ها نیز بیان گردد. نگارنده در جهت درک و شناخت صحیح، از کتب، روایات و گفتار اهل حق سود جسته است. در انتها بنیادهای عرفانی رنگ را از منظر برخی عرفای مسلمان مانند نجم رازی، نجم الدین کبری، علاءالدوله سمنانی و ابن هیثم و جایگاه رنگ های مورد استفاده به عنوان سنجشی عقلانی و شرعی را بیان داشته است. در استفاده از کتب سعی بر آن بوده تا جای ممکن از برخی منابع نوشتاریِ اسلامی بهره گرفته شود و سپس با طبقه بندی محتوای مطالب، به بازشناخت البسه و رنگ های آن در میان اهل حق پرداخته شده است.
تبدیل رنج های جسمانی به عکس هایی احساس برانگیز
حوزههای تخصصی:
پلکان اودسا و موسیقی: خوانشی بر خویشاوندی ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با مطالعه موسیقی یکی از مهمترین سکانس های تاریخ سینما، یعنی سکانس پلکان اودسا از فیلم رزمناو پوتمکین، ساخته سرگئی آیزنشتاین، به تشریح این مساله میپردازد که چگونه در این فیلم نظام مونتاژ مبتنی بر ریتم حکم میکند که موسیقی همراه شونده با آن نیز از نظام ساختاری ریتمیکی برخوردار باشد. از آنجاکه آیزنشتاین با ذهنیتی موسیقایی روی مونتاژ این سکانس کار کرده بود، موسیقیدانان بسیاری مشتاق به تبدیل این نظام تصویری به معادل صوتی آن بودند که از میان آن ها، این مقاله به آثار ادموند مایزل، نیکلای کریوکف و دمیتری شوستاکوویچ، میپردازد. به منظور بررسی ارزش زیبائیشناختی کار این موسیقیدانان و نحوه همراهیشان با این فیلم از نظریه های تئودور آدورنو و هانس آیزلر، دو صاحب نظر موسیقی فیلم استفاده شده است. این مقاله استدلال میکند که تنها راه انطباق درست موسیقی با فیلم تطابق ساختاری و هم خوانی حسی مونتاژِ فیلم و ریتمِ موسیقی است، آنچه که آدورنو و آیزلر «خویشاوندی ساختاری» میخوانند. بر همین اساس هرگاه تحولاتی بر سر این فیلم، به ویژه بر سر این سکانس آمده است، خویشاوندی ساختاری بهم ریخته است. این مقاله نتیجه میگیرد که دلایل توفیق بعضی از قطعات، همکاری نزدیک بین کارگردان و موسیقیدان یا دریافت حسی مبتنی بر مونتاژ این سکانس بوده است.
بررسی عملکرد دستگاه تنفس در نوازندگی ساز نی و ارائه ی راهکارهایی جهت صداسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین تکنیک در نواختن ساز های بادی، تسلط به صدا و ایجاد صدایی درخشان از ساز است که از چگونگی دمیدن در آنها ناشی میشود. این امر در نی هفت بند که به جهت نوع دمیدن و صدادهی در گروه سازهای بادی، منحصر به فرد میباشد، از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این مقاله، ارائهی راه حل هایی جهت بهبود صدادهی ساز نی و ارتقای نوازندگی این ساز، با تمرکز بر نحوهی بهکارگیری صحیح اندام تنفسی و لب ها در هنگام نوازندگی است. جهت تدوین مقالهی حاضر، منابع صوتی و تصویری نوازندگی ساز نی و برخی از ساز های بادی مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین برای نتیجه گیری بهتر و بهره گیری از روش های صحیح و اصولی تنفس در نوازندگی سازهای بادی، منابع نوشتاری تکنیک الکساندر بررسی شده است. در این مقاله ابتدا توضیح مختصری در مورد عملکرد دستگاه تنفس و چگونگی بهکارگیری صحیح دم و بازدم، در نوازندگی سازهای بادی ارائه شده، سپس چگونگی تولید صدا در نی و شیوه های دمیدن در این ساز، بیان میشود. ارائهی تمرینات تنفسی مناسب برای دستیابی به آمادگی لازم جهت نوازندگی نی، از دیگر بخش های موجود در این مقاله است. در ادامه نیز شیوهی صحیح دمیدن و صداسازی در نی، به همراه برخی راهکارها برای عملی کردن این شیوه ارائه میشود.
گل نیلوفر آبی در مکتب نقاشی گورکانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش تجلی نقش مایه نیلوفرآبی، در نگارگری مکتب گورکانیان است. این مکتب حاصل پیوند نگارگری هندی و ایرانی است. بسیاری از هنرمندان ایرانی بنا بر دعوت همایون شاه به سوی دربار هند شتافتند و در آن جا عناصر هنر نگارگری ایرانی را با شیوه هندی درآمیختند. میرسیدعلی و میر مصور از آن جمله هنرمندان شاخص این شیوه بودند.
در این نوشتار سعی شده با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به تحلیل مکتب گورکانی به لحاظ نظری و همچنین ارایه نمونه های تصویری پرداخته و سپس به مفهوم اساطیری و نمادین گل نیلوفر در فرهنگ ایرانی و هند و تاثیرات دو جانبه این دو فرهنگ در نگارگری گورکانی پرداخته شود.
بررسی خاستگاه و انواع نقوش واق در هنر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دربارة نقوش واق و افسانة درخت سخن گو، تحقیق و پژوهش بسیار اندکی انجام شده است. پژوهش در این موضوع، سبب می شود این نقش در تاریخ هنر اسلامی و ایرانی بیشتر شناخته شود. این مقاله درپی پاسخ به این سؤالات است: خاستگاه درخت سخن گو و نقوش واق چیست؟ انواع نقوش واق کدام اند؟ حیطة نمایشی نقوش واق در چه گستره ای از هنرهای اسلامی است؟ برای یافتن پاسخ این پرسش ها، به افسانه های درخت سخن گو به اختصار پرداخته می شود و سپس نقوش واق و انواع آن در هنر اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد. این نقوش بخشی از هنر تخیلی هنر اسلامی چه در حوزة نگارگری و چه در سایر هنرها به شمار می رود و خاستگاه آن ، داستان ها و افسانه هاست. فرضیة تحقیق عبارت است از: سرچشمة پیدایش این نقوش مربوط به افسانة درخت سخن گو یا واق واق بوده است که در طول زمان، از نظر ظاهری دگرگون شده و انواع مختلفی از آن به وجود آمده است.
در قرآن مجید نیز از درختی با سرهای شیاطین یاد شده است. انواع گوناگون این نقوش شامل ترکیبات تزیینی «انسان- گیاه» و «حیوان- گیاه» است و به صورت تذهیب در حاشیه و یا در متن آثار نگارگری، تصویرسازی کتاب ها و برخی دیگر از هنرهای دستی همچون سفالگری و قلم زنی پدیدار شده است. از قرن ششم هجری به این سو، نقوش واق به عنوان نقش تزیینی مهمی در هنر شرق به شمار می رود؛ به ویژه این نقوش در حاشیة فرش های مغولی هند فراوان دیده می شود.