ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۱۴۴۱.

استحصال روی در ایران باستان: تحلیل ژئوشیمی و پتروگرافی میخ های سفالی و سرباره های کوره های ذوب بهاباد، یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۰
محوطه ذوب فلز روی بهاباد، واقع در ۷۱ کیلومتری شمال بهاباد در استان یزد ایران با مساحت ۲۲۰ مترمربع و در کمربند فلز_زایی طبس-پشت بادام، یکی از مراکز متالورژی باستانی محسوب می شود. این پژوهش با هدف شناسایی نوع فلز استخراج شده، بررسی فرآیندهای متالورژیکی و بازسازی فناوری های به کاررفته، از طریق تحلیل پتروگرافی و ژئوشیمیایی میخ های سفالی و سرباره های کوره انجام شده است. از محوطه، ۳۰ نمونه میخ سفالی و ۲۰ نمونه سرباره جمع آوری شد که از هر گروه، پنج نمونه برای مطالعات پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش(ICP-OES) انتخاب شدند. نتایج پتروگرافی نشان داد که میخ های سفالی، ساخته شده از خاک رس پخته، دارای بافت پورفیری با حدود ۲۰ % کوارتز و مقادیر اندک کلسیت هستند، در حالی که سرباره ها حاوی فایالیت (Fe₂SiO₄)، ملیلیت، پیروکسن و وستیت (FeO) بوده و شرایط احیایی و دمای بالای ذوب را تأیید می کنند. آنالیز شیمیایی، حضور میانگین ۱.۲۱ % ZnO در میخ ها را نشان داد که نقش آن ها را در جمع آوری بخارات روی به صورت توتیا (ZnO) پس از قرن ها تأیید می کند. سرباره ها با میانگین ۳.۷۴ % ZnO، بیانگر استخراج ناکامل روی هستند. غلظت پایین سرب (۶۶۹ ppm در میخ ها و ۳۱۵ ppm در سرباره ها) و گوگرد (۱۰۵۳ ppm در میخ ها و ۳۶۱ ppm در سرباره ها) استفاده از کانی های اکسیدی مانند اسمیتسونیت (ZnCO₃) یا همی مورفیت را به جای سولفیدهایی نظیر اسفالریت (ZnS) نشان می دهد که با کمربند فلز_زایی سرب-روی کانسارهای اکسیدی منطقه هم خوانی دارد. برای استحصال روی، از کوره های دوطبقه استفاده می شد که شامل طبقه زیرین برای حرارت دهی به سنگ معدن و طبقه بالایی با صفحه ای مشبک از جنس رس بود. روی این صفحه، میخ های سفالی (با طول ۱۰ تا ۲۰ سانتی متر و قطر ۲ تا ۴ سانتی متر) قرار می گرفتند و فرآیند تقطیر صعودی را تسهیل می کردند. این فناوری در مقایسه با روش تقطیر نزولی هند (با استفاده از اسفالریت و کوره های مربعی شکل) و روش تقطیر صعودی چین (با کندانسور و کوره های مستطیلی) متمایز است و نوآوری بومی ایران را با بهره گیری از زغال چوب به عنوان سوخت و میخ های سفالی به عنوان ابزار اصلی نشان می دهد. این پژوهش بر انطباق این فناوری با شرایط محلی و اهمیت آن در تاریخ متالورژی جهانی تأکید دارد.
۱۴۴۲.

مجموعه های معماری ساخته شده بر اساس الگوی جلوخان در دوران تیموریان، شیبانیان و اشترخانیان ازبک (نمونه های موردی: سلطان سعادت، آنو و چهاربکر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۸
جلوخان به محوطه ای گشاده در مقابل سردر ابنیه گفته می شود که استفاده از آن از عهد صفوی تا دوره معاصر بسیار فراگیر بوده است. با وجود این، شکل گیری و تحول الگوی جلوخان را نمی توان تنها منحصر به این دوران زمانی دانست. شواهد و نمونه های برجای مانده از عهد تیموری، گویای حضور این الگو در معماری این دوره است. پیروی از الگوی جلوخان در ساخت مجموعه های معماری در منطقه ماوراءالنهر و خراسان بزرگ، پس از دوره تیموریان و در عصر شیبانیان و اشترخانیان نیز تداوم یافته که گویای اهمیت الگوی فوق در طراحی مجموعه های معماری در این منطقه جغرافیایی و این دوران تاریخی است. این پژوهش قصد دارد تا با بررسی نمونه های اولیه و همچنین دو نمونه شاخص متعلق به عصر تیموری (مجموعه سلطان سعادت و آنو) و یک نمونه متعلق به دوره شیبانیان (مجموعه چهاربکر) و همچنین نمونه های متاخر دیگر در این منطقه جغرافیایی، ریشه های شکل گیری این فرم از مجموعه سازی که در معماری ایران حضوری موثر داشته را تبیین نماید. سوالات اصلی که این پژوهش در پی پاسخ به آن بوده این است که، ریشه های شکل گیری مجموعه جلوخان دار در منطقه ماوراءالنهر و خراسان بزرگ در طول دوران تیموری و ازبکان شیبانی و اشترخانی چه بوده است؟ بر اساس تحولات مجموعه های جلوخان دار در سه عصر تیموریان، شیبانیان و اشترخانیان، این مجموعه ها را در چند دسته از لحاظ ساختار قرارگیری ابنیه می توان دسته بندی کرد؟ این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تاریخی انجام گرفته و نتایج آن گویای آن است که مجموعه های جلوخان دار را می توان به دو دسته اصلی جلوخان دار سبک قاش و سبک جفت از لحاظ نحوه استقرار ابنیه تقسیم کرد. ریشه های جلوخان های سبک قاش را می توان در قاش سازی دو بنا که قدمتی طولانی در منطقه ماوراءالنهر داشته نسبت داد و ریشه جلوخان های جفت را نیز می توان حاصل عقب نشینی ابنیه از ردیف سایر بناها در کنار گذرها به منظور تقویت حس دعوت کنندگی دانست.
۱۴۴۳.

تحلیل بصری-مفهومی کاربست نگاره های فرش قم در معماری داخلی فضاهای نمایشگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۷
هنر فرش بافی ایران، به ویژه فرش قم، به عنوان یکی از ارزشمندترین نمودهای هویت فرهنگی و هنری این سرزمین شناخته می شود؛ اما تحولات صنعتی، فشارهای اقتصادی و رقابت بازار جهانی موجب تضعیف جایگاه آن و فاصله گیری از اصالت های طراحی شده است. در این میان، بازتعریف شیوه های معرفی و نمایش فرش در فضاهای نمایشگاهی، می تواند به احیای جایگاه فرهنگی و اقتصادی آن کمک کند. مسئله اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل مؤلفه های بصری و مفهومی نگاره های فرش قم و بررسی امکان بازآفرینی آن ها در معماری داخلی نمایشگاه هاست، به گونه ای که تجربه ای فرهنگی و روایی فراتر از کارکرد تجاری برای بازدیدکنندگان فراهم آید. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای متنی و تصویری انجام شده است. در گام نخست، منابع علمی و اسناد تخصصی در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در گام دوم، شش نمونه شاخص فرش قم با نرم افزار MAXQDA بر اساس کدهای استخراج شده بررسی شد و شاخص های چند معیاری مانند ضریب جاکارد و فاصله اقلیدسی برای سنجش شباهت و تمایز الگوها به کار رفت. یافته ها نشان داد که عناصری چون ترکیب بندی مرکز گرا، تقارن، ریتم تکراری، نقوش گیاهی و هندسی، و رنگ پردازی نمادین، ظرفیت بالایی برای ترجمان فضایی در طراحی نمایشگاهی دارند. بر این اساس، مدل مفهومی پژوهش، فرش قم را به عنوان رسانه ای چندلایه معرفی می کند که علاوه بر زیبایی بصری، حامل هویت فرهنگی و مفاهیم معنایی است. در نهایت، راهکارهایی همچون سازمان فضایی مرکز گرا، استفاده از پس زمینه خنثی، نشانه گذاری الهام گرفته از نقوش سنتی، نورپردازی لایه ای و طراحی تجربه های تعاملی پیشنهاد می شود که میتواند به باز آفرینی نقش هنر های سنتی در طراحی معاصر و تقویت ارتباط میان مخاطب و میراث فرهنگی بینجامد.
۱۴۴۴.

خوانش شمایل شناسانه ی نقاشی«پری چنگ نواز سوار بر شتر درون ترکیبی» محفوظ در موزه ی هنر اسلامی برلین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۵۸
نگاره ی پری سوار بر شتر درون ترکیبیِ محفوظ در موزه ی هنر اسلامی برلین را می توان سر سلسله ی گونه ای از نقش پردازی، در بازنمایی شتر درون ترکیبی، با پری سوار بر آن دانست که به دلیل جذابیت های بصری و معنایی آن، نه تنها در محدوده ی مکتب گورکانی، بلکه به مرور زمان، با کمی تغییرات، به یک نقش مورد علاقه در سایر مکاتب نقاشی هند بدل شد. نقش پردازی نگاره هایی با تصویر موجودات درون ترکیبی، در سده های 16 و 17م در مکتب گورکانی هند از محبوبیت بالایی برخوردار بودند. در این گونه آثار نمادین، نقش اصلی، نیم رخ حیواناتی چون: فیل، شتر، اسب و غیره بود که درون پیکره ی آن ها از تمام یا بخشی از بدن موجودات دیگر تشکیل می شد. این مقاله با رویکردی کیفی، در راستای اولویت قراردادن به ساختار محتوایی اثر، با استفاده از روش شمایل شناسی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی، سعی در یافتن پاسخ این سوالات دارد:- با توجه به نمادها و نشانه های موجود در اثر، مضمون این نقاشی چیست؟- این نقاشی به طور ضمنی به کدام رویداد تاریخی اشاره دارد؟- در مرحله ی تفسیر شمایل شناسانه چه معنایی دریافت می شود؟نتایج حاصل از توصیف، تحلیل و تفسیر این نقاشی نشان می دهد که مضمون اصلی اثر در سطح دوم و تحلیل، «عشق» و اهمیت مقام «معشوق» نزد عاشق است به طوری که جایگاه او بالاتر از همه، حتی خود عاشق قرار دارد. همچنین آن می تواند اشاره به ماجرای عشقی بد فرجام، منسوب به سلیم، پسر اکبر شاه گورکانی داشته باشد. بعلاوه در سطح سوم و تفسیر، معنای ذاتی اشاره به قلمرو گورکانی در زمان خلق اثر دارد که در صلح و آرامش بوده و توسط فرمانروایی قدرتمند، عادل، باشکوه و ملکوتی رهبری می شود؛ به طوری که همه ی مردم در آن با صلح و امنیت زندگی می کنند.واژگان کلیدی: هند، نقاشی مغول، نقاشی گورکانی، پری چنگ نواز، شتر درون ترکیبی، شمایل شناسی
۱۴۴۵.

شناسایی و ارتقاء نقش طبیعت در ادراک خانه های معاصر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۹
:واژه خانه برای آن که مفهوم واقعی خود را داشته باشد، بایستی به واقع محلی برای آرامش و آسایش انسان باشد. یکی از عواملی که منجر به ایجاد این حس می شود، حس تعلق به مکان است.. اگرچه مولفه های بسیاری از جمله مسایل روانشناختی در ایجاد این حس در افراد موثر هستند ولی این پژوهش به دنبال شناسایی و ارتقا عوامل کالبدی موثر از طریق احساس و ادراک است.یکی از عوامل موثر، وجود عوامل طبیعی و ارتباط افراد با آن است که در خانه های معاصر با توجه به محدودیت های موجود، کم رنگ شده است. هدف از این پژوهش شناسایی و ارتقاء عوامل طبیعی موثر در ایجاد حس تعلق به مکان در خانه های معاصر است. این پژوهش از لحاظ ماهیت کیفی و از لحاظ هدف کاربردی است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی و از انواع روش های کیفی، روش عرفی می باشد. روش گردآوری اطلاعات پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی بوده و جامعه آماری شامل 50 نفر از دانشجویان کارشناسی معماری در آزمون بازپاسخ است. این پژوهش به دنبال فهم تجربه زیسته افراد و توصیف آن به همان نحوی که مورد مواجهه قرار می گیرند می باشد. این مطالعه نشان می دهد که هر چقدر ساکنان خانه های معاصر در ارتباط بیشتری با طبیعت باشند در ایجاد حس تعلق در آنها موثر خواهد بود. در این راستا عناصر کالبدی موثر مرتبط با عوامل طبیعی معرفی و راهکارهایی جهت افزایش این غنای حسی پیشنهاد شده است.
۱۴۴۶.

راهبردهای معماری در فضاهای کسب و کار روستایی: یک مطالعه سنتز پژوهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۲۷
مقدمه: اصول و راهبردهای معماری فضاهای کسب و کار روستایی دارای اهمیت زیادی در توسعه روستایی است. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر معماری بر کسب و کار روستایی (راهبردهای معماری توسعه فضاهای کسب و کار روستایی) انجام گرفته است. روش تحقیق: تحقیق حاضر مبتنی بر روش کیفی و از نوع سنتز پژوهی است و با انجام تحلیل محتوای استقرایی و سپس فرا ترکیب کیفی همراه است. واحد تحلیل در این تحقیق مقالات علمی_ تحقیقی چاپ شده در مجلات معتبر مورد تایید و در بازه زمانی 2000 تا 2021است. روش نمونه گیری هدفمند و حجم نمونه 37 مقاله بوده و جهت تحلیل داده ها از الگوی شش مرحله ای سنتز پژوهی روبرتس و پتیکرو (2006) استفاده شده است و در نهایت یک چارچوب مفهومی تدوین شده است. یافته ها: در 3 مولفه اصلی معماری (مسکن معیشتی)- غیر مسکونی (روستا و کشاورزی)- ترکیبی (افزایش فعالیت، ناسازگاری) دسته بندی شد. مولفه معماری (مسکن معیشتی) شامل: کاهش هزینه ساخت و تولید بنا - افزایش نقش زنان و اشتغال روستا ( مسکن معیشتی ، خانه دوم) - پرهیز از برخی ویژگیهای مسکن شهری در عین بهبود حوزه زیست و دید و منظر غیر مسکونی (روستا و کشاورزی) شامل اولویت حفظ زمینهای کشاورزی نسبت به ساخت شهرکهای ویلایی (گردشگری)، افزایش تولید کشاورزی، دامداری و حتی خدماتی بوده و مولفه ترکیبی (افزایش فعالیت، ناسازگاری) شامل ترکیب و افزایش فعالیتها، شیوه های بومی، نوین و ترکیبی در طراحی، ساخت و تولید و تفکیک و سازگاری فضاهای کشاورزی و دامداری با فضاهای زیستی خانگی می باشد. نتیجه گیری: این راهبردهای معماری می توانند در روند بهبود فضاهای کسب و کار روستایی و اقتصاد روستا موثر باشند.
۱۴۴۷.

مدل یابی روابط علی میان مؤلفه های کالبدی بر همبستگی اجتماعی در مجتمع مسکونی با میانجی گری جذابیت محیطی و حریم اجتماعی (نمونه مطالعاتی: شهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۴
در مجتمع ها و محیط هاى مسکونى فضاى جمعى، یکى از عرصه های مشترک زندگى قابل شناسایى است. این فضا قابلیت استفاده ی گروهى را دارد و در آن فعالیت ها و روابط جمعى اتفاق مى افتد. معمولاً ساختمان مسکونى کالبد زندگى جمعى است و فعالیت هاى اجتماعى فرهنگى در فضاى جمعى محیط هاى مسکونى محتواى آن را شکل مى دهند. در مجتمع های مسکونی، ویژگی های کالبدی محیط می توانند نقشی مهم در ایجاد یا تقویت حس تعلق و روابط اجتماعی بین ساکنان ایفا کنند. با این حال، تأثیر این ویژگی ها معمولاً به صورت غیرمستقیم و از طریق جذابیت محیطی و حریم اجتماعی بروز می کند. این پژوهش به تحلیل روابط علی میان مؤلفه های کالبدی، جذابیت محیطی، حریم اجتماعی، و همبستگی اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر تهران می پردازد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر ویژگی های کالبدی محیط بر حس اجتماعی ساکنان از طریق متغیرهای میانجی جذابیت محیطی و حریم اجتماعی است. داده های تحقیق با روش پیمایشی و از طریق پرسش نامه جمع آوری شده و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شده است. تحلیل و واکاوی داده های پرسشنامه به روش تحلیل عامل مؤلفه های اصلی و آزمون آماری چرخش واریماکس در نرم افزار SPSS بوده و روابط بین مؤلفه های محیطی ارزیابی شده است. در نهایت نیز در نرم افزار آماری AMOS، مدل نهایی پژوهش ترسیم شده و تحلیل مسیر صورت گرفت. نتایج نشان می دهد که مؤلفه های کالبدی نه تنها به طور مستقیم، بلکه به صورت غیرمستقیم و از طریق جذابیت محیطی و حریم اجتماعی نیز بر همبستگی اجتماعی تأثیر می گذارند. در مجموع انتظار می رود چرخه ی همبستگی اجتماعی از طریق امنیت محیطی بتواند در دستیابی به همبستگی اجتماعی ساکنان مجتمع های مسکونی تأثیر گذار باشد.
۱۴۴۸.

مدل یابی برهم کنش عناصر منظرین پیاده راه و سلامت روان شهروندان؛ نمونه موردی: چهارباغ عباسی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
پیاده راه ها به عنوان فضاهای عمومی شهری، نقشی حیاتی در زندگی روزمره شهروندان ایفا می کنند. این فضاها فراتر از مسیرهای عبوری بوده و عرصه ای برای تعاملات اجتماعی، گذران اوقات فراغت، و تقویت حس تعلق به محیط شهری محسوب می شوند. کیفیت طراحی و عناصر منظرین این فضاها می تواند بر سلامت روان شهروندان تأثیر قابل توجهی داشته باشد. محور تاریخی و فرهنگی چهارباغ عباسی اصفهان، به عنوان یکی از شاخص ترین معابر پیاده راهی و نمادهای شهری، در این زمینه اهمیت ویژه ای دارد. این پژوهش با هدف مدل یابی برهم کنش عناصر منظرین پیاده راه و سلامت روان شهروندان، این محور را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری شامل شهروندانی است که به طور مستمر از این محور استفاده می کنند. نمونه پژوهش به صورت تصادفی انتخاب و حجم آن شامل 150 نفر است. داده ها با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) و پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده اند. از مدل یابی معادلات ساختاری به منظور تحلیل روابط میان متغیرهای مستقل (عناصر منظرین) و وابسته (شاخص های سلامت روان)، در محیط نرم افزار Smart PLS استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که مدل نهایی بدست آمده در این پژوهش برازش مناسب داشته و عناصر منظرین شامل عناصر حسی- تجربی، عناصر فضایی-پویشی، عناصر عملکردی-پشتیبانی، عناصر اجتماعی-فرهنگی، عناصر محیطی- اکولوژیکی به طور معناداری بر سلامت روان تأثیرگذار هستند. یافته ها همچنین بر اهمیت بهبود طراحی و ارتقای کیفیت عناصر منظرین به منظور کاهش اضطراب و استرس و افزایش حس بهزیستی روانی تأکید دارند. مدل پیشنهادی این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی برای طراحان شهری، معماران منظر و مدیران شهری در جهت ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و بهبود سلامت روان شهروندان به کار گرفته شود.
۱۴۴۹.

ارتقای کارآیی محققین در مراکز علوم و فناوری های پیشرفته، مبتنی بر مؤلفه های کالبدی- فضایی محیط پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۱
مراکز علوم و فناوری های پیشرفته در کشور موتور پیشران توسعه ملی می باشند و سرمایه گذاری برای نیروی انسانی در این مراکز از اهمیت بسیاری برخوردار است. افزایش کارآیی محققین می تواند به صورت مستقیم در نتایج و دستاوردهای این مراکز نقش داشته باشد. محیط کار پژوهشی به عنوان یکی از فاکتورهای اصلی در ارتقای کارآیی افراد اهمیت ویژه ای داشته و مؤلفه های کالبدی محیط پژوهش به صورت خاص می تواند در کارآیی محقق مؤثر باشد. در این مقاله پس از بیان مسئله و اهمیت بحث، به بررسی ادبیات موضوع پرداخته خواهد شد و با روش تحلیل محتوا پژوهش های قبلی مؤلفه های اثرگذار در محیط احصاء و دسته بندی اولیه گردید و سپس با روش دلفی اکتشافی مؤلفه های کالبدی-فضایی اثرگذار در ارتقای کارآیی محققین در این گونه مراکز به دست آمد. باتوجه به نتایج به دست آمده 29 مؤلفه کالبدی-فضایی اصلی در ارتقای کارآیی محققین در مراکز علوم و فناوری های پیشرفته در ایران توسط خبرگان مورد اجماع قرار گرفت. این مؤلفه ها می توانند نقشی مهم در کنار سایر مؤلفه های مداخله گر، در ارتقای کارآیی محققین در مراکز تحقیقاتی علوم و فناوری های پیشرفته داشته باشد.اهداف پژوهش:ارتقای کارآیی و اثربخشی محققین در مراکز تحقیقاتی علوم و فناوری های پیشرفته به وسیله مؤلفه های کالبدی.بررسی نتایج به دست آمده 29 مؤلفه کالبدی-فضایی اصلی در ارتقای کارآیی محققین در مراکز علوم و فناوری های پیشرفته در ایران.سؤالات پژوهش:چه ویژگی هایی در مؤلفه های کالبدی مراکز تحقیقاتی علوم و فناوری های پیشرفته موجب ارتقای کارآیی محققین می گردد؟نتایج به دست آمده 29 مؤلفه کالبدی-فضایی اصلی در ارتقای کارآیی محققین در مراکز علوم و فناوری های پیشرفته در ایران چگونه می باشد؟
۱۴۵۰.

تحلیل نقاشی گل و مرغ به کار رفته در قلمدان شماره 1393005000045 موجود در موزه ملک، اثر استاد فتح اله شیرازی، بر بستر قلمدان نگاری های دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۲۲
هنر قلمدان سازی بافرهنگ ایران ارتباطی دیرینه دارد. در دوره قاجار این هنر به اوج خود رسیده است و صورتگران این فن را به اوج کمال رسانیدند، به طوری که بر قلمدان های فلزی که تا پیش ازاین دوران مورداستفاده قرار می گرفت برتری یافت. نقاشی مکتب قاجار سعی دوباره ای بود در ایجاد تعادلی مطلوب میان دو عنصر ناهمگن ایرانی و اروپایی که در نیمه اول قرن سیزدهم هجری به توفیقی دلپذیر اما مختصر دست یافت که این روند بر روی قلمدان نگاری های این دوران بسیار تأثیرگذار بود. فتح اله شیرازی ازجمله برجسته ترین های نقاشی زیر لاکی و قلمدان نگاران دوره قاجار بوده است. مهم ترین نقوشی که در آثار او به چشم می رسد، نقاشی های گل و مرغ و گل وبوته است. او اغلب در قاب بندی های منظره با حواشی گل رز از طرح های دل انگیزی بهره می گرفت. هدف از این پژوهش مطالعه گل و مرغ در نقاشی فتح اله شیرازی است. پرسش های اصلی پژوهش عبارت اند از: تأثیرات نقاشی گل و مرغ در قلمدان فتح اله شیرازی از هنر دوره قاجار چگونه بوده است؟ ویژگی شاخصه های بصری نقش گل و مرغ در قلمدان فتح اله شیرازی چگونه است؟ روش پژوهش حاضر، به صورت تحلیلی-توصیفی است، شیوه گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی (کتابخانه ای) است. در انتهای پژوهش نتایج حاصل نشان می دهد که ضمن بررسی قلمدان در دوره قاجار به این قلمدان خاص، نقوش گل و مرغ نقاشی شده اند و نقوش استفاده شده در قلمدان نگاری، دارای ژرف نمایی متأثر از نقاشی اروپایی بوده است اما مکتب فرنگی مآب فتح اله شیرازی متفاوت از دیگر قلمدان نگاران هم عصرش است، قلمدان نگاری او واقع گرایانه و شیوه کارش طبیعت گرا است که این امر بیانگر تمایلش به رئالیسم هم سو با به کارگیری نقوش با علم به معنای عرفانی این عناصر بصری است و نه صرفاً نقوشی در جهت تزئین و نمادگرایی انتزاعی.
۱۴۵۱.

تبیین نقش بساطت در معماری و رابط آن با نفس و بسیط الحقیقه از منظر حکمت متعالیه و کاربرد آن در فرآیندطراحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۸۲
دانش و معرفت معماری همچون دیگر دانش های بشری، بر پایه های معین هستی شناختی و معرفت شناختی استوار است که به عنوان مبانی اصلی مباحث فلسفی عصر جدید محسوب می شوند. پیش فرض تحقیق پیشِ رو این است که بساطت در معماری می تواند هماهنگی بین عرصه محیط زندگی انسان (معماری)، عرصه درون و نفس انسان (عرصه انسان شناختی و خودشناسی) و عرصه هستی و واقعیت (عرصه هستی شناختی) را برقرار کند و این مهم، در بستر قاعده بسیط الحقیقه ملاصدرا ساری و جاری است. هدف این پژوهش آن است که با تکیه برقاعده مذکور، دیدگاهی وجودشناسانه و وحدت گرایانه در معرفت معماری پدیدار گردد و رابطه «حقیقت» با «اشیاء» در معماری معاصر دقیق تر و بهتر تبیین شود. روش تحقیق در این پژوهش، ترکیبی از متدولوژی استدلال منطقی و تحلیل محتوای کیفی مبتنی بر قواعد فلسفی و مطالعه اسناد کتابخانه ای، است. در گام نخست، با بررسی پیشینه های مرتبط در حوزه های معماری و فلسفه و تبیین قاعده «کل القُوی بودن نفس» و قاعده «بسیط الحقیقه»، به تعریف دقیق بساطت در معماری پرداخته شده است. سپس با مروری بر مبانی حکمت متعالیه، تلاش شده است تا اندیشه صدرایی به طور جامع تری شناخته شود. در گام دیگر جهت مشخص نمودن کاربرد بساطت در معماری، به بررسی فرآیندطراحی معماری در قالب تقسیم بندیِ نسل ها و مفاهیم دوگانه موجود در خلال بحث های آن ها و استخراج مؤلفه های مربوطه و انتساب با مؤلفه های صدرایی پرداخته شده است. در نهایت، چنین نتیجه گیری می شود که طراحی معماری جلوه ای از بساطتِ معماری، بساطت معماری جلوه ای از بساطت نفسانی و بساطت نفسانی جلوه ای از بساطت الهی است؛ چنین بساطتی که زائیده «کثرت در وحدت» و «وحدت در کثرت» در بستر قاعده بسیط الحقیقه ملاصدرا است می تواند طریقتی جهت ارتباط کثرات معماری معاصر با وحدت حقیقی بنمایاند.
۱۴۵۲.

نقش مدیریت محلی در تأمین مسکن گروه های کم درآمد؛ نمونه پژوهی: مدیریت شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۴۸
یکی از مهم ترین دلایل مداخله دولت و نهادهای مدیریت محلی در بازار مسکن، برطرف کردن نیاز مسکن گروه های کم درآمد است که به دلیل محدودیت های مالی، توانایی رقابت در بازار آزاد را نداشته و از دسترسی به مسکن مناسب محروم هستند. پژوهش حاضر باهدف بررسی چالش های تأمین مسکن گروه های کم درآمد در ایران، با تأکید بر نقش نهادهای مدیریت شهری، انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد، تمرکزگرایی در ساختار حاکمیتی و فقدان مدیریت شهری یکپارچه، اصلی ترین موانع تأمین مسکن مناسب برای این گروه ها است. این پژوهش با بهره گیری از روش کیفی و با هدف توصیف ابعاد این چالش در وضعیت موجود و کاربردی کردن یافته های پژوهش انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصین حوزه مسکن و مدیریت شهری، با استفاده از تکنیک های نمونه گیری هدفمند و با بهره گیری از نمونه گیری گلوله برفی جمع آوری شده است. تحلیل داده های کیفی با استفاده از نرم افزار MaxQDA به دست آمده است. نتایج  این پژوهش نشان می دهد که به طور کلی سیاست های مسکن در ایران علی رغم تأکید بر تأمین مسکن برای گروه های کم درآمد عمدتاً بر تولید مسکن و بدون توجه به توان گروه های هدف، متمرکز بوده و به نیازهای ویژه این گروه ها در بهره برداری از این سیاست ها توجه نشده است. شهرداری ها نیز به عنوان اصلی ترین نهاد مدیریت شهری در سطح محلی،  نقش مؤثری در اجرای سیاست های مسکن ایفا نکرده و بیشتر بر جنبه های کالبدی توسعه شهری تمرکز داشته اند، بدون آنکه راهکارهای مؤثری برای دسترسی گروه های کم درآمد به مسکن مناسب ارائه دهند. از همین روی واگذاری اختیارات بیشتر به شهرداری ها، ایجاد یک بستر قانونی شفاف و یکپارچه برای سیاست گذاری مسکن، و استفاده از ابزارهای مالیاتی همچنین بهره گیری از ظرفیت های درون شهری از جمله پیشنهادهای این پژوهش است.
۱۴۵۳.

تعیین کاربری و احیاء مکان تاریخی- فرهنگیِ خانه مهرانگیز قاجاری در تهران (با هدف توسعه صنعت گردشگری و ترویج معماری اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۱۶۸
احیا، فرآیندی است که برای افزایش سطح حفاظت، مرمت و بهره برداری مناسب از آثار تاریخی و فرهنگی با حفظ ماهیت و یکپارچگی آن ها برنامه ریزی، طراحی و اجرا می شود. احیاء و سازماندهی همراه با مرمت اصولی بناهای تاریخی، می تواند ضمن رونق هرچه بیشتر صنعت گردشگری، باعث توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی گردد. هدف کلی این پژوهش از نوع کاربردی بوده و هدف فرعی آن نیز یافتن کاربری بهینه برای احیا مجدد خانه مهرانگیز می باشد. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی بوده و روش جمع آوری اطلاعات، مشاهده مستقیم، برداشت میدانی و مطالعات کتابخانه ای می باشد. در بخش مطالعه میدانی با برداشت از بنا و ترسیم نقشه ها، به تحلیل وضعیت موجود بنا پرداخته شده است. در ابتدا مطالعات اولیه جهت شناسایی معیارهای تأثیرگذار بر انتخاب کاربری بهینه برای خانه مهرانگیز صورت گرفت. در ادامه طیف کاربری هایی که از ماتریس اعطاء کاربری ها، تهیه شده توسط صندوق احیاء و بهره برداری از بناها و اماکن تاریخی و فرهنگی در سال 1388، مورد مطالعه قرار گرفت. سپس کاربری هایی را که می توان برای احیا خانه های مسکونی در نظر گرفت، احصا گردید. در ادامه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی(AHP) و نرم افزار (Expert Choice) EC وزن دهی معیارها و مقایسه گزینه ها با مشارکت10 نفر از متخصصین حوزه احیاء ابنیه تاریخی صورت گرفت. نتایج نشان می دهد کاربری مهدکودک (که توسط میراث فرهنگی تحت عنوان خانه فرهنگ نامیده شده) برای این خانه مناسب نیست و این عملکرد با ویژگی های تاریخی، اصالت و هویت ساختمان موجود چه از لحاظ شأن بنا، چه سازه و چه مبلمان چندان سازگاری نداشته، و احیای موفقی صورت نگرفته است. این درحالی است که کاربری های طیف پذیرایی با ارزش دهی وزنی 137/0در رتبه اول و کاربری های طیف مسکونی با ارزش دهی وزنی 126/0 در رتبه دوم قرار گرفتند.اهداف پژوهش: یافتن کاربری بهینه برای احیاء مجدد خانه مهرانگیز.بهره برداری از بنای تاریخی خانه مهر انگیز به عنوان یکی از مقاصد گردشگری.سؤالات پژوهش: کاربری بهینه برای احیاء مجدد خانه مهرانگیز چیست؟چگونه می توان با اعطای کاربری مناسب، موجب احیای این بنا در جهت توسعه گردشگری شد؟
۱۴۵۴.

مطالعه ای در شناخت سازهای ایلامِ نو

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۴۲
بخشی از ریشه های موسیقی ایران را در طول تاریخ باید در غرب ایران و در تمدن ایلام جست وجو کرد. برای شناخت این موسیقی لازم است هر آنچه نشانی از موسیقی ایلامی بر خود دارد مورد مطالعه قرارگیرد. از دوره های تاریخی مختلف ایلام ساز کاملی به دست نیامده است تا بر اساس آن بتوان به مطالعه موسیقی این منطقه پرداخت. در میان الواح ایلامی نیز متنی در مورد موسیقی وجود ندارد. برای مطالعه موسیقی ایلام باید به بررسی آثار باستانی و نقوش برجسته ای پرداخت که روی آنها نقشی از ساز ترسیم شده است. نقوش برجسته کول فرح، جام ارجان و جام های برنزی به دست آمده از لرستان مهم ترین منابع مطالعاتی در موسیقی این دوره اند. این آثار باستای اطلاعاتی در مورد سازهای چنگ های افقی و عمودی و همچنین لوت دسته بلند در خود دارند. تعداد تارهای نقش شده روی سازها، شیوه دست گرفتن ساز و جزئیات نقش شده در بدنه ساز می تواند دید بهتری از صنعت ساخت ساز در این دوره به دست دهد. مطالعه موسیقی این دوره از آن جهت اهمیت دارد که با ورود آریایی ها به این منطقه و ایجاد نخستین امپراتوری، باعث گسترش موسیقی و سازهای این حوزه در تمام فلات ایران شدند. بررسی وضعیت موسیقیِ دوره تاریخیِ منتهی به حضور آریایی ها در ایران می تواند در شناسایی وضعیت موسیقی فلات ایران در دوره های بعدی نقش مهمی داشته باشد. در این مقاله سعی بر آن است تا با توجه و بررسی آثار باستانی که تا کنون به دست آمده، نمایی از موسیقی آخرین دوره حضور ایلامی ها در تاریخ نشان دهد.
۱۴۵۵.

Expounding the Prefabricated Infill Model in Housing Development within Historical Urban Fabrics (Case Study: Yazd's Historical Fabric)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۱
The historical urban fabrics of Iran are increasingly threatened by contemporary construction practices that often neglect the principles of Iranian-Islamic architecture. As a result, the cultural and spatial identity of these areas is gradually diminishing. This research investigates the principle of "compatibility" as a design strategy for integrating advanced construction technologies into historic contexts through infill housing. Focusing on the historic core of Yazd, which UNESCO recognizes for its unique desert architecture and the continuity of its cultural traditions, the study employs an applied, descriptive methodology. Based on the 2021 census, 10,795 households reside in the area. Using proportional stratified random sampling and Morgan's table, 384 household heads across nine districts were selected for survey distribution. Data collected through questionnaires and interviews revealed multiple factors critical to compatible infill development, including transportation systems, street morphology, proportional harmony, visual coherence, building scale, spatial continuity, land use organization, construction speed, economic feasibility, aesthetic integration, and value preservation. Factor analysis grouped these into three principal dimensions: aesthetics (mean score of 3.49), cost (3.32), and speed (3.45). The findings emphasize the need for context-responsive design approaches that reconcile modern construction demands with the preservation of heritage values. By offering empirical insights and a structured framework for assessing compatibility in historic environments, this study contributes to the discourse on sustainable urban regeneration. It provides architects, planners, and policymakers with criteria to guide infill housing strategies that maintain architectural integrity while addressing contemporary urban needs.
۱۴۵۶.

رویکردهای نوین در پدیدارشناسی: ارزیابی هم سنجی روش شناختی توصیفی و تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۰۴
پدیدارشناسی را می‌توان به عنوان روشی در فرایند تحقیق علمی در نظر گرفت. این روش، مراحلی را برای راهنمایی پژوهشگر از آغاز تا پایان فرایند تحقیق تعیین می‌کند. این روش به دنبال فهم عمیق ذات پدیده‌ها و تجربه‌های شخصی شرکت‌کنندگان در مطالعه است. در سال‌های اخیر، پدیدارشناسی در زمینه‌های گوناگونی چون معماری پیشرفت‌ها و کاربردهای بسیاری داشته است با این حال، روش‌شناسی پدیدارشناختی در محدوده دانشگاهی کشور ما تا به این لحظه به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته و تعداد محدودی مقاله در این زمینه منتشر شده است. همچنین، تعیین اینکه پژوهشگر باید از کدام یک از روش‌های توصیفی یا تفسیری در پژوهش پدیدارشناسی استفاده کند، اهمیت ویژه‌ای دارد که تاکنون مطالعه‌ای در این باره صورت نگرفته است. نظر به این خلا در تحقیق، هدف از این مطالعه، تشریح دقیق و جامع از جنبه‌های مختلف روش‌های توصیفی و تفسیری در پژوهش‌های پدیدارشناختی است. این مطالعه از طریق یک بررسی سیستماتیک به دنبال یافتن پاسخی برای سوالات مطرح‌شده درباره ابعاد متفاوت این دو روش است. این تحقیق با بررسی دقیق و تفصیلی ابعاد گوناگون روش‌شناختی توصیفی و تفسیری در پژوهش‌های پدیدارشناختی و با استفاده از روش بررسی نظام‌مند، به دنبال شناسایی و تحلیل ابعاد متفاوت این روش‌شناسی‌ها است. یافته‌ها نشان‌دهنده طیف وسیعی از ابعاد روش‌شناختی توصیفی و تفسیری می‌باشند. در این تحقیق، منابع و مطالعات موجود به زبان انگلیسی از پایگاه‌های داده معتبر مورد بررسی قرار گرفته و منابع کلیدی شناسایی و در مقاله ارائه شده‌اند. نتایج بدست آمده تأکید دارند که اجرا و کاربرد مراحل روش‌های پدیدارشناختی توصیفی و تفسیری، پژوهشگر را در به‌کارگیری این ابزارها در فرایند تحقیق یاری می‌رساند. همچنین هیچ‌یک از روش‌ها ذاتاً بر دیگری برتری ندارد و انتخاب روش مناسب به مفروضات فلسفی، پژوهشی، روش‌شناختی، پرسش پژوهشی و نمونه خاص مورد مطالعه بستگی دارد. با توجه به نبود سابقه مشخصی از کاربرد گسترده روش‌ها در داخل کشور، امکان و ضرورت استفاده از آن‌ها به عنوان الگوهایی برای تجزیه و تحلیل تجارب در این طرح تحقیق مورد ارزیابی قرار می‌گیرد تا به عنوان دستاوردی نوین برای مطالعات بیشتر در زمینه پدیدارشناسی به کار رود.
۱۴۵۷.

رساله ای در باب مدارا: ممیزی دینی و اخلاقی کتاب در حقوق ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
علی رغم حمایت از آزادی بیان در قانون اساسی ایران، کتاب وفق ماده 4 «مصوبه اصلاحی اهداف، سیاست ها و ضوابط نشر کتاب» مصوب 1389 شورای عالی انقلاب فرهنگی، در حقوق موضوعه با ممیزی مواجه است و مواردی ذیل عنوان «دین و اخلاق» به عنوان حدود بیان در قالب کتاب ذکر شده است. در این پژوهش، صرف نظر از عدم صلاحیت شورا در ایجاد محدودیت برای آزادی بیان، جهات ممیزی دینی و اخلاقی در مصوبه با قوانین انطباق داده شده است. نتیجه نشان دهنده آن است که مقرره شورا، در موارد «انکار یا تحریف مبانی اسلام»، «مخدوش کردن چهره شخصیت هایی که از نظر دین اسلام محترم شمرده می شوند»، «توهین، تخریب یا افترا به افرادی که حفظ حرمت آنها شرعاً و یا قانوناً لازم است»، «توهین به مقدسات»، «ترویج و تبلیغ ادیان، مذاهب و فرقه های منحرف و منسوخ، تحریف شده و بدعتگذار»، «بیان جزئیات مراودات جنسی، کلمات رکیک و مستهجن، به نحوی که موجب اشاعه فحشا شود» و «انتشار تصاویر به نحوی که موجب اشاعه فحشا شود»، مطابق با قوانین است. اما جهات ممیزی با عنوان «تبلیغ و ترویج الحاد و اباحه گری»، «انکار یا تحریف احکام اسلام»، «تحریف وقایع تاریخی دینی که مآلاً به انکار مبانی دین منجر شود»، «تبلیغ علیه تعالیم اصول و مبانی اسلام»، «ترویج خرافات و مخدوش کردن چهره اسلام»، «بیان جزئیات گناهان»، «استفاده از جاذبه جنسی با عنوان آثار هنری یا هر عنوان دیگر»، «نشان دادن چهره شخصیت های منفی»، «ترویج مادی گرایی فلسفی و اخلاقی و سبک های زندگی مخالف ارزش های اسلامی و اخلاقی» و «خشن جلوه دادن چهره اسلام و مسلمانان واقعی» با قوانین مغایرت داشته و شایسته اصلاحند.
۱۴۵۸.

بررسی رابطه متقابل انسان و شهر به مثابه رابطه عروسک و عروسک گردان با تکیه بر نظریات نوین پیرامون ماهیت عروسک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۸۶
تئاتر عروسکی معاصر به یکی از غنی ترین و چندوجهی ترین فرم های هنری تبدیل شده است و در نظریه و عمل نوعی دگردیسی را تجربه می کند. بر اساس تئوری های نوین در تئاتر عروسکی، عروسک دیگر به عنوان یک شئ ثابت و معین تعریف نمی شود و می تواند حاصل نوعی تعامل و ارتعاش باشد. بر همین اساس، پرسش «عروسک چیست؟» جای خود را به پرسش «عروسک کجاست؟» می دهد و ایده هایی چون «عروسک بی جسم»، «حرکت دهی بی حرکت» و «لحظه عروسکی» توسط افرادی مانند کلودیا اورنشتاین و جولی پستل مطرح می شود. مقاله حاضر پیرامون این ایده ها و آرای این دو صاحب نظر تئاتر عروسکی شکل گرفته است. در این نگاه تازه به تئاتر عروسکی، مخاطب و فرایند تماشا، جایگاهی اساسی در تعیین ماهیت و معنای عروسک پیدا می کنند. با توجه به این رویکرد، عرصه حیات عروسک و تئاتر عروسکی به «صحنه» هایی فراتر از صحنه تئاتر کشیده می شود. شهر یکی از این صحنه هاست. شهر به عنوان یک بستر «اجرایی» و «تئاتریکال» دارای ظرفیت های فراوانی است و در زندگی روزمره بر اثر تعامل شهروندان و مکان های شهری، اجراهای مختلفی در شهر شکل می گیرد. در پژوهش حاضر پس از بررسی تعاریف نوین تئاتر عروسکی، مشخص می شود رابطه انسان با شهر نسبتی آشکار و قابل توجه با رابطه عروسک و عروسک گردان دارد. خیابان، میدان، اتوبوس، ورزشگاه و مراکز تجاری ازجمله مکان های شهریِ آکنده از اجراهای عروسکی هستند و تلاش نگارندگان در پژوهش حاضر بر آن بوده است تا روایتی از این اجراها را به ثبت برسانند. این اجراهای عروسکی، بازتاب دهنده گفتمان های شهری و تعاملات انسانی اند. در اینجا انسان شهری به عروسکی معاصر تبدیل می شود که هویت خود را در تنش میان اشیاء، مکان ها و سایر حضورهای انسانی به دست می آورد.
۱۴۵۹.

ارزیابی قیاسی مولفه های پایداری اجتماعی در دانشکده های هنرومعماری با تاکید بر رضایتمندی کاربران (موردپژوهی: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات و واحد تهران مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۴۴
فضاهای کالبدی دانشگاهی به عنوان بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، تجربه زیسته آموزشی و شکوفایی حرفه ای دانشجویان، نقشی کلیدی در ارتقاء کیفیت آموزش عالی ایفا می کنند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تطبیقی مؤلفه های پایداری اجتماعی مکان و سنجش میزان رضایتمندی کاربران، دو نمونه موردی از دانشگاه آزاد اسلامی (واحد علوم و تحقیقات و واحد تهران مرکزی) را مورد بررسی قرار داده است. روش تحقیق از نوع توسعه ای–کاربردی، مبتنی بر رویکرد ترکیبی کیفی–کمی می باشد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و به کارگیری تکنیک آنتروپی شانون، امکان رتبه بندی و مقایسه شاخص ها را فراهم ساخته است. یافته ها حاکی از آن است که در مؤلفه «ایمنی و امنیت»، واحد علوم و تحقیقات عملکرد بهتری داشته، در حالی که سایر مؤلفه ها از دیدگاه دانشجویان واحد تهران مرکزی، وضعیت مطلوب تری دارند. نتایج پژوهش ضمن تبیین شکاف های ادراکی کاربران نسبت به کیفیت محیطی، می تواند در تدوین سیاست های ارتقاء کیفیت فضایی–کالبدی فضاهای آموزشی مؤثر واقع شود.
۱۴۶۰.

خوانش منظرین از شهر؛ ظرفیت مکانی قلمروها در سازمان فضایی شهر-رودخانه های خوزستان (نمونه موردی: شهر دزفول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۲
عدم موفقیت بسیاری از طرح های توسعه شهری در ایران، ناشی از نادیده انگاشتن ظرفیت های مکانی در قالب رویکردهای جزءنگر است. شهر دزفول، به عنوان نمونه ای با ظرفیت های منحصر به فرد طبیعی، تاریخی و فرهنگی، با چالش هایی در تعامل میان شهر و رودخانه مواجه است. براین اساس، این پژوهش در پاسخ به سؤال «چگونه می توان با بهره گیری از رویکرد منظرین و ظرفیت های مکانی رودخانه دز، به توسعه ای پایدار و مکان محور در شهر دزفول دست یافت؟» با هدف کشف و تحلیل ظرفیت های مکانی قلمروهای مرتبط با رودخانه دز، در پی ارائه راهکارهایی برای تقویت تعامل میان شهر و رودخانه و دستیابی به توسعه ای متوازن و پایدار بوده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و براساس مشاهدات میدانی، بررسی نقشه ها، مطالعه اسناد تاریخی و مصاحبه انجام شده است. تحلیل ظرفیت ها و چالش های قلمروهای مجاور رودخانه دز، محور اصلی روش پژوهش است. نتایج نشان می دهد رودخانه دز، علاوه بر اهمیت زیست محیطی و اقتصادی، نقشی کلیدی در سازمان فضایی و هویت شهر ایفا می کند. بااین حال، بهره برداری های نادرست و برنامه ریزی ناکارآمد، تعامل شهر با رودخانه را تضعیف کرده است. راهکارهای پیشنهادی شامل تقویت لبه های رودخانه ای به عنوان عناصر مکان ساز، طراحی فضاهای اجتماعی و تفریحی و بازتعریف نقش رودخانه در انسجام فضایی شهر است. این راهکارها می توانند موجب ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار شهری شوند. این مطالعه در نهایت راهبردهای خود را در دو دسته اصلی طبقه بندی و ارائه کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان