ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۶۰۱ تا ۳۰٬۶۲۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۳۰۶۰۱.

نمادهای میراث فرهنگی در عناصر شهری و زمینه یابی نقش آن در هویت سازی جمعی؛ مطالعه موردی شهر جیرفت در منطقه جنوب کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۹
این پژوهش با رویکردی بین رشته ای پویایی های اجتماعی پسِ روند تحول هویت جمعی در جنوب کرمان را در حدود نیم سده اخیر کاویده است. تحقیق حاضر با طرح این پرسش که آیا زمینه یابی تاریخی نقش عناصر شهری مرتبط با میراث فرهنگی در فضای عمومی منطقه جنوب کرمان ممکن است، گمان داشته با مطالعه توصیفی-تحلیلی عناصر فرهنگی در فضای عمومی شهر جیرفت می توان روند تحول چنان مضامینی را رمزگشایی کند. بنیان نظری آن بر «نظریه عمل» در جامعه شناسی و مفهوم «فرهنگ مادی» در باستان شناسی و انسان شناسی استوار بوده و داده های کیفی به روش های کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند . با تحلیل شرایط اجتماعی-سیاسی استدلال شده که وضعیت «ناسازش» اجتماعی منطقه در دهه های 50 و 60 خورشیدی قابل مطالعه است. با مطرح شدن میراث حوزه فرهنگی جیرفت در مجامع علمی پس از دهه 80، تلاش هایی محلی برای دستیابی به موقعیت های ممتاز در «میدان» اقتصادی با کنترل میدان قدرت تا حدی مهار گشته و راهبردها به کنش در میدان علمی محدود شد. دستاوردهای علمی به برجسته شدن مفاهیم هویت و میراث متمایز در «عادت واره» گروهی مردمان منطقه انجامید. نمادهای میراث فرهنگی در فضای شهری تجلی مادی این سرمایه اجتماعی نوپدید هستند که کنشگران بر پایه «باور دُگزایی» هویت متمایز در راهبردهایشان برای تحول نظم موجود در جنوب کرمان آن دوره به کار گرفته اند.
۳۰۶۰۲.

بازخوانی نقش نقاشی در معماری معاصر: از زیبایی شناسی بصری تا هویت فضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۲
نقاشی در معماری معاصر صرفاً به عنوان عنصری تزئینی به کار نمی رود، بلکه در بسیاری از نمونه ها به بخشی از منطق شکل گیری فضا و تجربه ادراکی آن تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی نقش نقاشی در شکل دهی به هویت فضایی معماری معاصر انجام شده و تلاش دارد جایگاه آن را فراتر از کارکردهای زیبایی شناختی متداول تحلیل کند. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کیفی و مطالعه نمونه های منتخب از آثار معماری معاصر است که در آن ها عناصر نقاشانه به صورت آگاهانه در سازمان دهی فضا، سطوح و تجربه بصری به کار گرفته شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از خط، رنگ و فرم های نقاشانه می تواند به ایجاد لایه های معنایی، تقویت خوانایی فضا و شکل گیری ارتباط حسی عمیق تر میان انسان و محیط منجر شود. در این چارچوب، نقاشی نه به عنوان عنصری الحاقی، بلکه به مثابه بخشی از زبان طراحی معماری عمل می کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ادغام هدفمند نقاشی در معماری معاصر می تواند به خلق فضاهایی با هویت متمایز و کیفیت ادراکی بالاتر بینجامد و مرز میان هنرهای تجسمی و طراحی فضایی را بازتعریف کند.
۳۰۶۰۳.

تحلیل نگاره های دابّه الأرض در نسخه های فالنامه دوره صفوی از منظر تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۶
فالنامه ها در دوره صفوی، به ویژه در زمان شاه طهماسب، به عنوان ابزاری برای پیشگویی و الهام گرفتن از آینده به کار می رفتند و نقشی مهم در پیوند دین، سیاست، و فرهنگ عامه داشتند. این نگاره ها نه تنها پیام های مذهبی را منتقل می کردند، بلکه به پیشگویی آینده و شناخت سرنوشت نیز کمک می کردند. دابّه الأرض به عنوان یکی از نشانه های قیامت در اسلام، در نگاره های اوایل دوره صفوی به گونه ای رمزگون و پیچیده به تصویر کشیده شده است. هدف این پژوهش شناسایی مفاهیم و نمادهای موجود در نگاره های دابّه الأرض در فالنامه های صفوی است و این سوال مطرح می شود که "نگاره های دابّه الأرض در نسخه های فالنامه دوره صفوی چه مفاهیمی را بازتاب می دهند؟" بر این اساس نگارندگان تلاش دارند با مطالعات اسنادی، از میان فالنامه های مصور دوره شاه طهماسب صفوی چهار نگاره از دابّه الأرض را در پرتو مطالعات کیفی با روش توصیفی تحلیلی بررسی کنند. روش پژوهش نیز مبتنی بر تحلیل محتوای بصری و متنی این آثار است که به ویژه بر رابطه میان نمادهای مذهبی و اسطوره ای در دینی سازی فرهنگ تصویری دوره صفوی تمرکز دارد. یافته ها نشان می دهد که در این آثار، دابّه الأرض به عنوان موجودی با ویژگی های انسانی و حیوانی و نمادهایی چون عصای موسی (ع) و انگشتر سلیمان (ع) به تصویر کشیده شده است که بر اساس روایات شیعی به این موجود نسبت داده می شود. به عبارت دیگر، تصویر دابّه الأرض در این آثار بازتابی از ترکیب باورهای شیعی و اهل سنت، به ویژه در دوران رشد و قدرت گرفتن اخباری گری در مقابل عقلانیت شیعی است. این نمادها در کنار دیگر ویژگی های بصری موجود در نگاره ها، که بیشتر از روایات اهل سنت متاثر هستند، تصویری از تهدید و نگرانی های دینی و اجتماعی آن زمان را به نمایش می گذارند.
۳۰۶۰۴.

امکان سنجی شهر هوشمند پیاده مدار در شهر ارومیه مبتنی بر رویکر پیوند مردم-فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
بیان مسئله: رشد فزاینده جمعیت شهری و سلطه خودروهای موتوری، کیفیت فضاهای پیاده و تعاملات اجتماعی را به شدت کاهش داده است. بازگشت به رویکرد پیاده مدار، راهکاری برای مقابله با مشکلاتی چون ازدحام، آلودگی و گسست اجتماعی تلقی می شود. پیاده مداری به عنوان شکلی پایدار، کم هزینه و انسانی از جابه جایی، نقشی کلیدی در ارتقای سرزندگی شهری دارد. این رویکرد با تأکید بر طراحی انسان محور و عدالت فضایی، محور بسیاری از سیاست های توسعه پایدار شهری در دهه های اخیر شده است. هدف: این تحقیق در راستای ارتقاء کیفیت زندگی به بررسی امکان سنجی پیاده مداری در ارومیه می پردازد و هدف آن شناسایی شاخص های کلیدی برای ارتقاء تعاملات اجتماعی و ارتباطات میان شهروندان و فضاهای عمومی است. روش: این پژوهش با رویکردی ترکیبی و توصیفی–تحلیلی، انجام شده است. داده ها از سه منبع مکانی، میدانی و ادراکی گردآوری و با استفاده از GIS و مدل چیدمان فضا تحلیل شدند. نمونه گیری خوشه ای در دو منطقه بافت سنتی و مدرن انجام و شاخص های چهارگانه شهر هوشمند پیاده مدار ارزیابی شد. درنهایت، تلفیق تحلیل های فضایی و ادراکی، امکان ارزیابی هم زمان ابعاد کالبدی و انسانی فضاهای شهری را فراهم ساخت. یافته ها: نتایج نشان می دهد که حکمروایی هوشمند و توزیع عادلانه خدمات شهری مهم ترین پیش شرط های شکل گیری فضاهای پیاده مدار پایدار هستند؛ چراکه هوشمندسازی صرف، بدون پشتوانه زیرساختی و عدالت فضایی، قادر به ایجاد فضاهای سرزنده نیست. بافت سنتی با امتیاز 6/55، به دلیل انسجام فضایی و پیوندهای ارگانیک، پتانسیل بیشتری از بافت مدرن (5/82) برای بازآفرینی پیاده مدار دارد، هرچند فاصله ۱۵٪ با وضعیت مطلوب و نابرابری های چشمگیر در دسترسی به فضای سبز بیانگر چالش های جدی است. نتیجه گیری: نتیجه نهایی حاکی از آن است که تحقق الگوی شهر هوشمند پیاده مدار در نهایت بیش از فناوری های پیچیده و پرخرج، نیازمند عزمی راسخ برای بازتوزیع عادلانه فضا و خدمات شهری و همچنین تلفیق هوشمندانه «داده های کلان» با «تجربه های خرد و روزمره شهروندان» است.
۳۰۶۰۵.

بررسی تأثیر معماری سنتی ایران بر بناهای عمومی معماری مدرنِ متأخر (مورد مطالعه: شهر اصفهان در دوره پهلوی دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۵
بناهای عمومی بیانگر خصوصیات و روحیات یک جامعه و تاثیر گرفته از محیط است. در حقیقت ساختمان هایی که متعلق به عموم است نمی تواند موضوعی سلیقه ای باشد و سبک خاصی را ارائه نماید. معماری بناهای عمومی هر شهری با توجه به هویت فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و شرایط اقلیمی دارای شیوه های خاص معماری بومی است که به عنوان معماری سنتی شناخته می شود. همچنین معماری مدرن آغاز یک جنبش از قرن بیستم است. استفاده از هر دو سبک معماری سنتی و مدرن در بناها، مزایای خاص خود را دارند و بهتر است راه میانه را انتخاب کرد و با تلفیق معماری سنتی و مدرن بیان منحر به فردی به ساختار بنا داد. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر معماری سنتی ایران بر معماری مدرن متاخر بر بناهای عمومی شهر اصفهان در دوره پهلوی دوم است. روش تحقیق این پژوهش، از طریق روش های توصیفی_تحلیلی و راهبرد نمونه موردی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای(اسنادی و نمونه موردی) و میدانی(مشاهده) می باشند. نتایج کلی این پژوهش، در ارتباط با سبک‌شناسی معماری بناهای عمومی در شهراصفهان این است که سبک کلیه بناهای عمومی علیرغم تأثیرات معماری مدرن، به صورت تلفیقی از معماری سنتی ایران و معماری مدرن متاخر بوده است که دلیل آن به احتمال قوی، هویت تاریخی و فرهنگی شهر اصفهان، وجودمصالح غالب اقلیم شهراصفهان مانند آجر، به‌کارگیری معماری سنتی(شیوه اصفهانی) استاد‌کارهای ماهر اصفهانی در کارهای خود می باشد.
۳۰۶۰۶.

اندازه گیری تجربه هیجانی کاربران در تعامل با دو ابزار خانگی؛ با کاربست الکتروانسفالوگرافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۶
با توجه به تنوع بسیار بالای محصولات و تعدد تولیدکنندگان در بازارهای رقابتی امروزه، دستیابی به رضایتمندی و ایجاد رابطه مطلوب کاربر/محصول، در محصولات از ضرورتهای اصلی فرایندهای طراحی و تولید محسوب می شود. در این راستا بهبود تجربه کاربری، عاملی کلیدی برای حفظ رقابت پذیری و ارتقای کیفیت محصولات می باشد. بنابراین اندازه گیری تجربه هیجانی کاربران در رابطه با محصولات، می تواند در کشف نیازهای احساسی کاربران بسیار مفید باشد. این پژوهش با هدف اندازه گیری میزان خوشایندی و برانگیختگی در تعامل با محصولات کاربردی ملموس، از تلفیق دو روش عینی (الکتروانسفالوگرافی) و ذهنی (پرسشنامه هیجانی) بهره گرفته است. نمونه آماری، شامل 40 نفر از بانوان، در بازه سنی 20 تا 40 سال بود. آزمودنی ها پس از انجام فعالیت با هر دو ابزار، مراحل تعامل با آنها را به صورت ویدئویی مشاهده کردند و همزمان ثبت الکتروانسفالگرام و پرسشنامه خودارزیابی آدمک انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که میزان هیجانات ابراز شده کاربران در خصوص تعامل با محصول در مراحل مختلف انجام کار متفاوت است. همچنین خوشایندی بیان شده توسط آزمودنی ها با میزان توان نسبی آلفای پیشانی، به عنوان شاخص الکتروانسفالوگرافی، ارتباط معنی دار دارد. ولی میان برانگیختگی بدست آمده از پرسشنامه و توان نسبی بتای پیشانی، رابطه معنی دار یافت نشد. با توجه به اینکه مطابق با مطالعات قبلی، مشاهده یا فکرکردن به تعامل با محصولات، ممکن است برانگیزاننده واکنش های هیجانی در افراد باشد، می توان مدعی شد که بهره گیری همزمان از روشهای به کاربسته شده در این پژوهش، می تواند به عنوان روشی کارآمد در ارزیابی تجارب هیجانی کاربران در ارتباط با محصولات، مطرح باشد.
۳۰۶۰۷.

اولویت بندی شاخص های تاب آوری اجتماعی جهت ساماندهی سکونتگاه های غیر رسمی ازطریق اقدامات مبتنی بر ارتقای منظر شهری (مطالعه موردی: محله اسلام آباد منطقه دو تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۶
بیان مسئله: با افزایش روزافزون جمعیت و تمایل به شهرنشینی، میزان جمعیت سکونتگاه های غیررسمی رو به افزایش گذارده است. این نوع سکونتگاه ها به دلیل سیما و منظر شهری نا مناسب، دچار انزوا و به دنبال آن درگیر معضلات اجتماعی شده اند. یکی از راهکارهای تغییر وضعیت فعلی سکونتگاه های غیررسمی، افزایش تاب آوری اجتماعی آنها است. هدف پژوهش: این پژوهش در پی تدوین راهکارهای ساماندهی این نوع محلات از خاستگاه افزایش تاب آوری اجتماعی ازطریق انجام اقدامات کالبدی و اجتماعی در جهت بهبود و ارتقای منظر شهری در این گونه از بافت های شهری است. روش پژوهش: رویکرد این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده است. به طوری که در مرحله نخست و در بخش مبانی نظری ازطریق «مطالعات کتابخانه ای» اطلاعات موردنیاز جمع آوری شد و در مرحله دوم برای شناسایی شاخص های تاب آوری اجتماعی در محله ازطریق «مشاهدات میدانی» با ابزارهای مصاحبه، مشاهده و عکس برداری اقدام شده است. نتیجه گیری: در چارچوب نظری نهایی، در بعد «اجتماعی»؛ شاخص های تعامل، همبستگی و مشارکت، در بعد «هویتی- فرهنگی»؛ شاخص های دلبستگی، هویت اجتماعی و کالبدی، در بعد « کالبدی»؛ شاخص های دسترسی، ایمنی و امنیت، انعطاف پذیری و تنوع و در بعد «حمایتی»؛ شاخص های کارایی جامعه محلی، حمایت و عدالت در محله اسلام آباد به عنوان شاخص های تاب آوری اجتماعی شناسایی شد. پس از احصای پتانسیل های موجود در محله و ارتباط آن ها با شاخص های به دست آمده، یک سری اقدامات کالبدی و اجتماعی اولویت بندی شده ازطریق نرم افزار ArcGIS روی نقشه جانمایی شد. در نهایت با بررسی اقدامات قابل انجام در جهت بهبود و ارتقای سیما و منظر شهری محله، این نتیجه حاصل شد که شاخص تعاملات در موضوع تاب آوری اجتماعی سکونتگاه اسلام آباد در اولویت قرار دارد.
۳۰۶۰۸.

تحلیل فراروش بر پژوهش های مکان رویداد نوآورانه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
فضاهای عمومی باید به نحوی طراحی شود تا از روندهای تقویت کننده زندگی شهری حمایت کند. جریان زندگی در شهر می تواند موجب حضور بیشتر مردم در فضاهای عمومی شهر شود. مردم ناخودآگاه جذب فعالیت و حضور مردم دیگر می شوند. فضای شهری و رویدادهای شکل گرفته در آن انسان ها را گرد هم می آورد. اگر فضای شهری با کیفیت بهتری تامین شود استفاده از فضا متقابلا افزایش می یابد. مکان رویداد، عامل و بستری مناسب برای حضور و فعالیت افراد می باشد. مکان رویداد، بستری مناسب برای برطرف سازی نیازهای جامعه از طریق نوآوری اجتماعی است. نوآوری اجتماعی برای حل مشکلات شهر رویکردهایی ارائه می دهد که سبب تقویت و توسعه جوامع خلاق شده و موجب فعالیت اجتماعی بیشتر در فضای عمومی شهر می شود. در این پژوهش با بررسی مجموعه ای گسترده و متنوع از مطالعات موضوعی و موضعی با هدف شناخت مکان رویداد ها و بررسی چالش ها و ایده های جامعه (شامل تعداد ۱۲۹ مقاله) به مرور پیشینه پژوهشی مکان رویداد نوآورانه پرداخته شده است. در جهت محدودسازی و انتخاب دقیق تر منابع، مقالات در ۷ مرحله مورد بررسی و سنجش قرار گرفته است، و در انتها به ۳۹ مقاله محدود شد. برای فهم روش، فرآیند پژوهش، رویکرد و نوع نگرش مقالات، بر مبنای ساختار پیاز پژوهش ساندرز، منابع جمع آوری شده طی تحلیل محتوایی کمی و کیفی مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه مقاله، نشان می دهد که جریان اصلی روش شناسی در ارتباط با موضوع «مکان رویداد نوآورانه شهری» مبتنی بر مطالعات کیفی با تکیه بر راهبرد توصیفی ( غیرآزمایشی)( نمونه موردی) است که با استفاده از اطلاعات اسنادی، کتابخانه ای از طریق تحلیل کیفی ( کشف الگو و هرمونوتیک) صورت پذیرفته است. در نهایت پس از بررسی نمونه مقالات مشخص شد در قلمرو موضوعی "مکان رویدادهای نوآورانه شهری" علی رغم انجام پژوهش های متنوع، پژوهش های بنیادی آن چنان که مطلوب است انجام نشده است.
۳۰۶۰۹.

روانشناسی رنگ در لباس پیکره های نگاره ی ساختن کاخ خُوَرنَق اثر کمال الدین بهزاد بر اساس نظریه ی ماکس لوشر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۴
کمال الدین بهزاد، از برجسته ترین نقاشان دوره ی تیموری و صفوی، در آثار خود از عنصر رنگ برای بیان بصری بهره گرفته است. یکی از مهم ترین نگاره های او، ساختن کاخ خورنق است. این اثر، به دلیل تنوع رنگ در لباس شخصیت ها، امکان مطالعه از دیدگاه روانشناسی رنگ ماکس لوشر را فراهم می کند. مسئله ی پژوهش حاضر تحلیل روانشناسی رنگ های به کاررفته در لباس پیکره های نگاره ی مذکور بر اساس نظریه ی فوق است. در این پژوهش، ابتدا نظریه ی روانشناسی رنگ ماکس لوشر به تفصیل شرح داده می شود و سپس اثر یادشده از این منظر تحلیل می شود. هدف پژوهش شناخت اندیشه های روانی بهزاد در ترسیم لباس پیکره های موجود در نگاره ی ساختن کاخ خورنق بر اساس نظریه ی روانشناسی رنگ ماکس لوشر است. این مقاله کوششی است برای پاسخ به این پرسش: رنگ های به کاررفته در لباس پیکره های موجود نگاره ی ساختن کاخ خورنق از لحاظ روانشناسی رنگ در اندیشه های بهزاد دارای چه مفاهیم روانی هستند؟ این پژوهش به لحاظ ماهیت و روش اجرا کیفی است و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. گردآوری داده ها از طریق منابع کتابخانه ای و با استفاده از روش فیش برداری صورت گرفته است. روش نمونه گیری هدفمند و متناسب با تعدد حضور عنصر رنگ در لباس پیکره های نگاره ی مذکور در تطابق با نظریه ی حاضر تعیین شده است. یافته ها و نتایج پژوهش نشان می دهد که بهزاد بر اساس نظریه ی ماکس لوشر از سه گروه زوج رنگی بعلاوه، ضربدر و مساوی برای پوشش لباس پیکره ها استفاده کرده است. رنگ های آبی و سبز بیشترین کاربرد رنگی در نگاره ی حاضر را دارند که این از نظر روانشناسی رنگ جسارت و پشتکار بهزاد در بیان مفهوم رنگ ها را آشکار می کند. او دارای ویژگی های روانی همچون درک شرایط، آرامش طلبی و نشان دادن توانایی های خود به دیگران است.
۳۰۶۱۰.

زمانِ شکار: تجسم توالی زمانی در نگاره های شکار دوران ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۵
شکار از مضامین مهم فرهنگ بصری ساسانی است. ازآنجاکه فرایند شکار توالی چندین کنش در «زمان» و «مکان» است، بررسی نحوه به تصویرکشیدن آن می تواند به شکلی روشن، گستره گونه های روایتِ دیداری را در این دوران نشان دهد. این پژوهش به دنبال بررسی «چگونگی» تجسم زمان روایی در نقوش شکار باقی مانده از دوران ساسانی است و در این راستا با نظر به گونه شناسی «کورت وایتزمن» در شناسایی انواع روایت دیداری، 27 نمونه از آثار نقش برجسته های صخره ای و آثار فلزی منقوش با موضوع شکار در این دوران به روشی توصیفی تحلیلی بررسی شده است. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای انجام گرفته است و در انتخاب تصاویر از کلیه آثار موجود، در دسترس و معتبر استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از وجود دو گونه روایت دیداری «چرخه ای» و «تک صحنه ای» در مجموعه آثار دوران ساسانی است. تعداد اندکی از نقوش شکار تنها «لحظه دقیق» را بازنمایی کرده اند؛ لحظه ای که شاهِ شکارگر، حیوان را می کشد. بسیاری از نقوش از طریق تکرار فیگورهای جانور[ان] به بازنمایی پیوستگیِ زمانِ روایی پرداخته و بدین صورت توانسته اند به شکلِ ذهنی، دارای زمان مندی «مستتر» شوند. از دیگر سو، هنرمند این دوران به منظور بیان جان مایه روایت به شکلی خلاقانه، «نقاط اوج» روایت را باهم درآمیخته و چندین صحنه را به شکلی واحد در فضایِ محدودِ در اختیار روایت کرده. بدین ترتیب، هنرمندان دربار توانسته اند در سطوح مختلف، تمام و یا بخش اصلی شکار را بازنمایی کنند و بدین گونه، راویِ زمانِ شکارِ شاهانه باشند.
۳۰۶۱۱.

تدوین راهبردهای ارتقای هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری؛ نمونه موردی: خیابان بوعلی، همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۱
این پژوهش به تحلیل هم افزایی میان دو مفهوم زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری پرداخته است. این مطالعه با تمرکز بر پیاده راه بوعلی شهر همدان، به دنبال درک نحوه تعامل این دو رویکرد و ارائه مدل های کاربردی برای بهبود کیفیت زیست شبانه در فضاهای عمومی شهری است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی ابعاد مختلف هم افزایی شبانه هوشمند و ارزیابی اثرات آن بر پویایی و امنیت فضاهای شهری در ساعات شب است. زیست شبانه به عنوان بخش مهمی از فعالیت های شهری، بهبود امنیت، تعاملات اجتماعی و اقتصادی را در ساعات شب فراهم می آورد. از سوی دیگر، شهر هوشمند با بهره گیری از فناوری های نوین اطلاعاتی، به مدیریت بهینه این فضاها کمک می کند. در این راستا، بسیاری از پژوهش ها به تحلیل ابعاد کالبدی و اجتماعی، مدیریت شهری و فناوری های هوشمند پرداخته اند؛ اما کمتر پژوهشی به هم افزایی میان این دو مقوله پرداخته است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کمی کیفی) استفاده کرده و از ابزار پرسش نامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده کرده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و بازدیدکنندگان پیاده راه بوعلی است. تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) انجام شده است. محدوده مکانی این پژوهش، پیاده راه بوعلی در شهر همدان است که یکی از مهم ترین کانون های زیست شبانه شهر محسوب می شود. نتایج تحقیق نشان داد که مدل نهایی ۶۲درصد واریانس هم افزایی شبانه هوشمند را تبیین می کند. بیشترین اثر مستقیم از بُعد کالبدی محیطی (β=0.36) و اجتماعی فرهنگی (β=0.28) گزارش شد. همچنین، اثرات غیرمستقیم میان ابعاد مختلف نیز از طریق مسیرهای مدیریتی حکمرانی و فناورانه زیرساختی تأثیرگذار بودند. شاخص های برازش مدل در سطح مطلوب قرار داشتند (CFI=0.92، TLI=0.90، RMSEA=0.058). این پژوهش نشان داد که هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند، پدیده ای چندبعدی و میان رشته ای است که تحقق آن به ترکیب فناوری های هوشمند با ابعاد اجتماعی، کالبدی و مدیریتی نیاز دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاری های شهری در فضاهای عمومی شبانه با اولویت بهبود کیفیت کالبدی، امنیت و توسعه زیرساخت های هوشمند پیگیری شود تا بستر مناسبی برای تحقق زیست شبانه ای پویا و هم افزا فراهم آید.
۳۰۶۱۲.

بررسی بینامتنی نقاشی هایی با مضمون گنبد از کامران یوسف زاده، با تکیه بر نظریه لوران ژنی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۵
کامران یوسف زاده ملقب به (وای. زد. کامی) از نقاشان معاصر اهل ایران است که در آمریکا و سپس در اروپا به تحصیل در فلسفه و فیلمسازی پرداخته است. نقاشی های وی در نمایشگاه های متعددی به نمایش درآمده که از آن جمله می توان به نمایشگاه انفرادی آثارش در گالری آب/انبار، تهران در خرداد ماه 1397 اشاره نمود. این نمایشگاه شامل آثار متنوعی از جمله پرتره ها، گنبد ها و دست ها بوده است. در پژوهش حاضر از میان این آثار، به بررسی گنبدها پرداخته شده و به نظر می رسد خلق گنبدها حاکی از نگاهی خاص و عارفانه ی هنرمند است. دوایری موهوم که در مرکز تابلوها به نور و سفیدی مطلق ختم می شوند. درپی گیری نگرش هنرمند در خلق این آثار، مواضعی گوناگون دریافت می گردد که ظاهراً کارآیی بینامتنیت در ارتباط بینابینی و وابستگی متقابل میان متون کهن، نظرات فلاسفه اسلامی و نقاشی ها مشاهده می شود چنانچه اساس نظریات لوران ژنی نیز به کاربست نظریه بینامتنیتی به متون ادبی پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است که 1- ارتباط نقاشی گنبدها با پیش متن ادبیات کهن فارسی چگونه بوده است؟ 2- رابطه بینامتنی میان دایره، (حرکت دوار) و اسطوره ها و نمادها در فلسفه اسلامی به چه صورت می باشد؟ روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است. روش گردآوری مطالب کتابخانه ای و از کتب و مقالات متعددِ مرتبط با موضوع از طریق فیش برداری بوده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد، بینامتنیت قوی میان نقاشی ها و فلسفه اشراقی وجود دارد. رابطه ضعیف و قوی میان تابلوهای گنبدها و اسطوره اسلامی، حکمت مشایی و تصوف درویشان برقرار است.
۳۰۶۱۳.

تحولات حکمروایی شهری در پرتو فناوری های هوشمند: تحلیل مضمون مبتنی بر داده های شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: نارسایی در تحقق حکمروایی شهری و محدودیت مشارکت شهروندان، همراه با رشد سریع شهرنشینی، ضرورت بهره گیری از فناوری های هوشمند برای بهبود مدیریت و بازتعریف نقش مردم در تصمیم گیری های شهری را ایجاد کرده است؛ این امر نیازمند مطالعه ای جامع و کامل است که هم زمان تحولات فنی و دیدگاه های مردمی را بررسی کند. هدف پژوهش: این پژوهش به منظور شناسایی اثر فنآوری هوشمند درحکمروایی انجام شده است. از این رو پژوهش از نوع کاربردی و کیفی با رویکرد استقرایی است. روش شناسی: پژوهش کیفی با استفاده از مرور سیستماتیک انجام شد. منابع، از پایگاه داده (ادبیات نظری) و شبکه های اجتماعی (یوتیوب برای نظرات عمومی) جمع آوری گردید، پس از غربالگری، تحلیل محتوا با اتلس.تی آی ۹ انجام شده وکیفیت منابع با چک لیست CASP ارزیابی گردید. همچنین، از Vos viewer برای تحلیل کتاب سنجی استفاده شده است. یافته ها و بحث: خوشه بندی منابع علمی، ابعاد حکمروایی هوشمند در مطالعات را نشان داد و تحلیل مضامین حاصل از مطالعات و نظرات مردمی، هم خوانی این دو گروه را نمایان کرد. افزایش مشارکت پذیری و بهینه سازی تصمیم گیری بیشترین تغییرات را در ابعاد اجتماعی و حکومتی ایجاد کرده و داده های مردمی بر ضرورت کنترل و نظارت، به روزرسانی قوانین و حفظ حریم تأکید می کنند. نتیجه گیری: تحلیل کتاب سنجی و داده های مردمی نشان داد که فنآوری هوشمند، حکمروایی شهری را از مدل سنتی به شبکه ای و هوشمند تبدیل می کنند. چهار خوشه کلیدی شامل شهر هوشمند و حکمروایی شهری در برنامه ریزی و توسعه نوین، زیرساخت های هوشمند و برنامه ریزی شهری، جایگاه کلان داده ها و رشد اقتصادی، تمرکز مطالعات را نشان می دهد. داده های مردمی بر پیامدهای ملموس فناوری تمرکز دارند، در حالی که منابع علمی هم راستا با پیامدهای ملموس تغییرات ساختاری را برجسته می کنند. از داده ها 11 مضمون کلان استخراج شد. بیشترین تاکید بر جنبه های اجتماعی، توانمندسازی انسانی و مشارکت شهروندان است. این تحولات کارایی و پاسخ گویی را ارتقا می دهند. پژوهش های آینده می توانند تحقق این مضامین را در بسترهای شهری مختلف بررسی کنند.
۳۰۶۱۴.

بررسی سیر تحول در بازنمایی چین البسه و جایگاه طرازبافی در شکل گیری خطوط درهم و پیچان در نگاره های مکتب بغداد و تبریز اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: نقاشی ایرانی، به ویژه در سده های اولیه اسلامی، به طور مستقل و برای بیان و انتقال مفاهیم مورداستفاده قرار نمی گرفت . در نگارگری، گاهی میان صورت اثر و معنی آن رابطه ای استنتاجی وجود دارد و صورت اثر ، نتیجه حذف جزئیات و خلاصه کردن شکل ها است . در دوره خلافت عباسیان ، تصویر مکمل متن بود و با شکل گیری مکتب نگارگری بغداد ، این دوره از اهمیت بسیاری برخوردار است . مؤلفه های اصلی این پژوهش ، دو رویکرد مهم هنری از دوره خلافت عباسیان است: نخست، مکتب نگارگری بغداد و دوم، نقش تزیینی طراز در پارچه بافی که با بهره گیری از متون خطی، به عنوان یکی از شاخص ترین صنایع هنری این دوره مطرح بوده است. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، بررسی دو متغیر هم زمان یعنی نگارگری و طراز ، در یک بازه زمانی خلافت عباسیان و تأثیر متقابل آن ها بر یکدیگر است . این پژوهش با بررسی خطوط چین وچروک لباس در نگاره های مکتب بغداد و مقایسه آن با ساختار بصری و جایگاه اجتماعی طراز، به دنبال پاسخ به این پرسش ها است : 1 . روند تحول چین البسه در نگاره های مکتب بغداد و تبریز اول چگونه است ؟ 2 . جایگاه طرازبافی در شکل گیری خطوط پیچان و درهمِ البسه ، در نگاره های مکتب بغداد و تبریز اول چیست ؟ روش ها: این تحقیق به روش تبیینی – مقایسه ای و با رویکردی تحلیلی - تطبیقی و از طریق مطالعات کتابخانه ای انجام شده است . در روند تحقیق، نگاره هایی از چهار کتاب شاخص مربوط به مکتب نگارگری بغداد و دو کتاب مربوط به اوایل دوره ایلخانی انتخاب و موردبررسی قرار گرفت . پس از جمع آوری و دسته بندی نمونه ها ، شش نگاره با توجه به رویکرد تحقیق و کیفیت تصویر، برگزیده و ازنظر شاخصه های بصری، تحلیل و تطبیق داده شدند. درنهایت، نشانه های به دست آمده، با شاخصه های بصری طراز مقایسه گردید . یافته ها و نتایج: قابل تأمل ترین تغییر در روند تحول چین البسه در نگاره های مکتب بغداد، ظهور خطوط پیچان و درهم است که پژوهشگران از آن به عنوان چین البسه در مکتب بغداد یاد کرده و آن را مهم ترین وجه تمایز میان طراحی البسه در دو مکتب بغداد و تبریز اول می دانند . در روند پژوهش، با بررسی و تطبیق نشانه های بصری طراز با این خطوط پیچان، این نتیجه به دست آمده که خطوط پیچان نقشی تزیینی داشته و بازتاب نقش طراز در البسه این دوره هستند .
۳۰۶۱۵.

تحلیل آیکونولوژیک کاشی نگاره ی نبرد انسان با شیر در کاخ گلستان: بازنمایی گفتمان مشروعیت بخشی قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۰
دوران قاجار را می توان آخرین دوره ی به کارگیری گسترده ی مضامین ادبی، تاریخی و مذهبی در کاشی کاری ایران دانست؛ در این دوران طراحان کاشی با بهره گیری از داستان های حماسی، غنایی، مذهبی و روایات تاریخی، سطوح بناهای مذهبی و غیرمذهبی را آراسته و مفاهیم فرهنگی و سیاسی را منتقل می کردند. نمونه ای شاخص از این آثار، قاب های کاشی دیواره ی شرقی و جنوبی حیاط کاخ گلستان است که صحنه ی نبرد سوارکار با ببر و شیر را نشان می دهد. این نقش که ریشه در کهن الگوهای تمدن های بین النهرینی دارد، در هنر ایرانی با عنوان نبرد بهرام با شیر شناخته می شود و شرح آن در منابع تاریخی و ادبیات حماسی و غنایی به تفصیل آمده است. با توجه به ارزش و جایگاه مفهومی آن، این شمایل تا عصر قاجار به صورت های گوناگون توسط هنرمندان ایرانی اجرا شده است. قاب کاشی بزرگ دیواره ی شرقی، که حدفاصل عمارت اصلی و ساختمان شمس العماره قراردارد، علاوه بر جنبه ی تزیینی احتمالاً حاوی پیامی خاص بوده است. هدف اصلی پژوهش علاوه بر معرفی و شناخت مجلس نبرد بهرام با شیر در قاب کاشی دیواره ی شرقی حیاط کاخ گلستان، تحلیل و تفسیر آن بر اساس اسناد و منابع تاریخی برای دست یابی به ارزش های نمادین پنهان آن است. سؤال اصلی پژوهش این است که مجلس روایی نبرد بهرام با شیر در قاب کاشی دیواره شرقی حیاط کاخ گلستان چه ویژگی هایی داشته و حاوی چه ارزش های نمادینی است؟ این پژوهش با بهره گیری از الگوی سه گانه ی توصیف، تحلیل و تفسیر آیکونولوژیک اروین پانوفسکی، و به روش کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که مضمون نبرد بهرام با شیر در هنرهای تزیینی قاجار، به ویژه از عصر فتح علی شاه، با اهداف سیاسی و نظامی و به منظور مشروعیت بخشی به سلطنت به کار گرفته شده است. این مفهوم نمادین به تدریج در متون تاریخی نیز بازتاب یافت و لقب بهرام و اشاره به نبرد او با شیر، به تدریج برای توصیف و ستایش فتح علی شاه و برخی دیگر از شاهان قاجار مورد استفاده قرار گرفت.
۳۰۶۱۶.

تحلیل دیوارنگاری خانه مشیر الملک اصفهان از دوره قاجار تا معاصر، بر اساس رویکرد بازتاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۰
مقدمه: یکی از عوامل مهم در زیبایی شناسی آثار معماری، تزیینات و نقوش آن ها است. دوره قاجار از اعصار تأثیرگذار در تحول هنر و معماری ایران، به ویژه در قالب نقاشی های دیواری به شمار می رود. از مشخصه ه ای بارز این دوره، ارتباط با غرب و الگوبرداری از فرهنگ و هنر اروپایی است. هنر دیوارنگاری قاجار در بناهای مختلف، ازجمله خانه ها نیز نمود آشکاری دارد. در این میان، خانه مشیرالملک اصفهان یکی از آثار ارزشمند معماری ایرانی-اسلامی دوره قاجار، از منظر تزیینات به ویژه نقاشی و دیوارنگاری، اهمیت ویژه ای دارد. در تالارهای شاه نشین، آینه و حوض خانه این بنا، نگاره ه ای شاخص و متنوعی وجود دارد که تلفیقی از مفاهیم و مضامین ایرانی، غربی، روسی و اسلامی است. مسئله اصلی پژوهش، شناخت چگونگی تأثیر نفوذ هنر غرب و نیز بازتاب عقاید، دیدگاه و جایگاه اجتماعی-سیاسی ساکنان خانه مشیرالملک بر نقوش و دیوارنگاری این بنا در دوره های مختلف تاریخی است. اهداف و سؤال ها: هدف پژوهش حاضر، بررسی، دسته بندی و ریشه یابی مضامین نقوش دیوارنگاری خانه مشیرالملک و شناسایی و تحلیل محتوای نقوش ایرانی، غربی و اسلامی در آن، بر اساس رویکرد بازتاب است. سؤال های پژوهش عبارت اند از: 1. نقوش موجود در خانه مشیرالملک دارای چه مضامینی هستند؟ 2. رابطه متقابل مضامین دیوارنگاری با دیدگاه ها، عقاید و جایگاه اجتماعی - سیاسی صاحبان خانه چگونه است؟ 3. بازتاب تحولات اجتماعی، سیاسی و تاریخی بر دیوارنگاره های خانه مشیرالملک چگونه است؟ روش ها: روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر رویکرد بازتاب است. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و اسنادی انجام شده و تصاویر مربوط به دیوارنگاری ها نیز به صورت میدانی ثبت شده است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که در خانه مشیرالملک، طی دوره های مختلف تاریخی (از قاجار تا معاصر) افرادی با جایگاه های اجتماعی و سیاسی متفاوت و با عقاید گوناگون زندگی کرده اند. در هر دوره، دیوارنگاری های خانه متناسب با ایدئولوژی[i] و سلیقه مالک، دستخوش تغییر شده است. به همین دلیل، انتخاب مضامین دیوارنگاره ها بازتابی از موقعیت اجتماعی، ملیتی، فرهنگی و مذهبی مالکان بوده و نمود تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه در آن ها به وضوح مشاهده می شود.
۳۰۶۱۷.

مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در فضاهای آیینی شمال ایران (مطالعه موردی: سقانفارهای شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۲
بیان مسئله: فضاهای آیینی به عنوان بسترهای کالبدی و معنایی، نقش مهمی در سازمان دهی رفتار جمعی جوامع سنتی ایفا می کنند. در شمال ایران، سقانفارها به عنوان معماری آیینی منحصربه فرد در میان مردم مازندران، نه تنها محلی برای برگزاری مراسم مذهبی هستند، بلکه با ویژگی های فضایی خاص خود، رفتارهای جمعی و الگوهای کنش اجتماعی را سامان دهی می کنند. بااین حال، تاکنون کمتر به تأثیر مؤلفه های کالبدی سقانفارها بر شکل گیری رفتار جمعی پرداخته شده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در سقانفارهای شهر بابل با رویکردی کیفی، به منظور درک نقش فضاهای آیینی بومی در تقویت تعاملات اجتماعی و هویت جمعی است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شد. گردآوری داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از معماران بومی، متولیان و اهالی، مشاهده مشارکتی و ثبت میدانی انجام شد. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون براون و کلارک کدگذاری و تحلیل شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مؤلفه هایی مانند ایوان های روباز، ستون های چوبی، پله های بیرونی، سلسله مراتب فضایی و تزئینات نمادین سقانفارها نقش تعیین کننده ای در شکل گیری رفتار جمعی آیینی دارند. این عناصر با ایجاد قابلیت دید و دسترسی مشترک، سازمان دهی مسیرهای حرکتی و تداعی مفاهیم نمادین مذهبی به بازتولید معنا و تقویت حس هویت و تعلق جمعی در میان مشارکت کنندگان کمک می کنند. نتایج پژوهش می تواند در طراحی فضاهای آیینی معاصر با رویکرد بومی گرایانه و ارتقای کیفیت تجربه جمعی استفاده شود.
۳۰۶۱۸.

شیوه انتظام ساختارِ فضایی ورودی مساجد شیراز در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۲
فضاهای مذهبی به خصوص مساجد در دوره اسلامی از اهمیت بسزایی برخوردارند. فضاهای ورودی به عنوان اولین جزء می­توانند نشانگر مفاهیم و ارزشهای معماری آن فضا باشند، لذا ورودی ها به لحاظ داشتن نقش کالبدی، کارکردی و انتقال دهنده مفاهیم و معانی حایز اهمیت هستند. این دیدگاه که اعتقادات و ارزش­های حاکم بر جامعه، به بروز نوآوری­هایی در معماری منجرمی­شود، بیش از همه در نظام کالبدی و فضایی مساجد مجال بروز یافته است که یکی از مهمترین اجزا آنها ورودی می باشد. پرسش پژوهش حاضر چگونگی قرارگیری محل، شکل و مسیر ورودی­ها و چگونگی ارتباط ورودی­ها با مکان و موقعیت آن­ها است. این پژوهش درپی یافتن نحوه انتظام ورودی مساجد، براساس تفاوت­های کالبدی، مسیر و جهت ورودی در دوره قاجاریه در شهرشیراز می باشد. ورودی­ این مساجد در طول تاریخ دچار دگرگونی­های فراوانی شده است که با توجه به در دسترس نبودن اطلاعات، ملاک بررسی، وضعیت کنونی آن­هاست. روش تحقیق این پژوهش توصیفی_ تحلیلی است که به تحلیل فضاهای طراحی شده برای ورودی­ها مساجد قاجار شیراز پرداخته شده است. این مقاله ابتدا به مطالعه و بررسی شکل­گیری ورودی در این مساجد پرداخته و سپس با برداشت میدانی و استفاده از نقشه­های موجود، ورودی مساجد قاجار شیراز را از دیدگاه­های اجزای تشکیل دهنده، محور ورودی، نحوه ورود، تزیینات ورودی، تناسبات نما، تناسبات پلان، الگوی ورودی و محل قرارگیری ورودی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است و در نهایت به دسته بندی ساختاری – فضایی آنها پرداخته است.
۳۰۶۲۰.

پژوهشی بر نشانه شناسی نقوش و مضامین سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم کیاآباد رودبار و مقایسه تطبیقی آن با آثار مشابه هم عصر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۷۱
مقدمه: سنگ مزارها را می توان از ابعاد گوناگونی موردمطالعه قرار داد. ساختار کلی این آثار ازنظر شکل و حضور نقشمایه های تزیینی متنوع، جایگاه و نقش ویژه سنگ مزارها را در میان باورها، تفکرات و عقاید جوامع گذشته به تصویر می کشد. در عصر قاجار، اگرچه از تنوع شکلی سنگ قبور کاسته می شود، اما این آثار ازنظر عناصر و نقشمایه های تزیینی به اوج خود می رسند و از تنوع بی شماری در نقش و نگار برخوردار می شوند. این پژوهش به بررسی و تحلیل سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم کیاآباد بخش رودبار می پردازد. اهداف و سؤال ها: اهداف این پژوهش شامل؛ مطالعه شکلی سنگ قبور، بازشناسی و نشانه شناسی نقوش و مضامین این آثار و درنهایت ریشه یابی نقوش آن ها از طریق مقایسه با سنگ قبور مشابه و معاصر در دیگر گورستان های شاخص هم عصر در مناطق مختلف ایران است. در این راستا، پژوهش حاضر در پی پاسخ به سؤالات زیر است: نقشمایه های تزیینی و کتیبه های سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم دارای چه ویژگی هایی هستند؟ 2. نقوش و تزیینات روی سنگ قبور امام زاده ابراهیم با سنگ مزارهای کدام مناطق قابل قیاس است؟ 3. وجوه اشتراک سنگ قبور امام زاده ابراهیم با دیگر گورستان های هم عصر، بیشتر در کدام نقوش دیده می شود؟ روش ها: روش تحقیق حاضر به صورت توصیفی– تحلیلی است و اطلاعات با استفاده از شیوه های کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم از نوع خوابیده ساده و محرابی هستند و ازنظر آرایه های تزیینی، دارای انواع نقوش حیوانی، هندسی، گیاهی و همچنین اشیاء و ابزارآلات جنگی با معانی و مفاهیم متنوع می باشند. در کتیبه های این سنگ مزارها از دو خط نستعلیق و نسخ محلی بهره برده شده است. این آثار ازنظر نشانه شناسی و نقشمایه های تزیینی، قابل مقایسه با سنگ مزارهای گورستان های مناطق شمال غرب، غرب و مرکز ایران هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان