ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۸۰۱.

آینده پژوهی انتقادی در بافت پیرامونی حرم های زیارتی: تحلیلی بر مبنای روش CLA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
بیان مسئله: امروزه شهرهای زیارتی به واسطه ی اقدامات ادواری توسط مدیریت شهری با هدف تأمین نیازهای پشتیبان زائران و گردشگران، دچار چالش هایی با دامنه ی فراگیر در ابعاد مختلف شهری هستند که مخدوش شدن هویت مذهبی-زیارتی آنها را در پی داشته است. هدف: مطالعه ی حاضر با هدف واشکافی لایه های مختلف تأثیرگذار در مداخلات بافت پیرامون حرم های زیارتی، صورت پذیرفته است تا سناریوهای مرتبط با آینده های بدیل مداخلات مذکور را تبیین نماید. روش: پژوهش حاضر، مطالعه ی مروری نظام مند کیفی با جهت گیری آینده پژوهانه است که با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی و راهبرد تحلیل محتوای کیفی، انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش، مشتمل بر 42 مطالعه ی داخلی و خارجی در بازه ی زمانی سال های 1376 تا 1404 (1997 تا 2025) است. یافته ها: تحلیل چهارلایه ای علی (لیتانی، علل سیستمی، گفتمانی و اسطوره ای)، پیشران های کلیدی را شناسایی و مبنای طراحی چهار سناریوی بدیل آینده قرار داد تا امکان تصویرسازی و ارائه ی سیاست های جایگزین در برنامه ریزی بافت پیرامون حرم های زیارتی را فراهم آورد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تقابل گفتمان ها در لایه های عمیق تر تحلیل علی (اسطوره ای و گفتمانی) با غلبه ی گفتمان گردشگر محور و سلطه ی ایدئولوژی سکولار در کنار بی اعتنایی به گفتمان زیارت محور و با تأسی از استعاره ی «هم زیارت-هم سیاحت» و ناکارآمدی ساختارهای مدیریتی در لایه ی میانی (ساختاری)، اصلی ترین ریشه های مسئله زایی مداخلات کنونی در بستر شهرهای زیارتی هستند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی و چارچوب بندی مجدد مسئله، به واکاوی گذشته، حال و عدم قطعیت های کلیدی آینده ی مداخلات در بافت پیرامون حرم های زیارتی پرداخت. پس از استخراج پیشرا ن های کلیدی در لایه های تحلیل علی و امتیازدهی آنها در ماتریس اثرگذاری-عدم قطعیت، دو عدم قطعیت کلیدی مشتمل بر «تقابل زیارت-گردشگری» و «نظام مدیریتی»، شناسایی گردید و در ادامه، چارچوبی به منظور تبیین چهار سناریوی بدیل با عناوین «حفظ قداست در چارچوب اقتدار»، «تلفیق معنویت و حکمرانی نوین»، «تجاری سازی اجباری» و «شهر جهانی زیارت» را فراهم نمود.
۸۰۲.

واکاوی اثرپذیری روند تحولات ساخت مسکن در مناطق مختلف شهر تهران از ضوابط و مقررات برنامه های توسعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۹
برنامه های توسعه شهری یکی از اصلی ترین تمهیدات نهادهای عمومی برای برنامه ریزی و سیاست گذاری درحوزه مسکن در مقیاس محلی است که آنان را قادر می سازد از طریق اجرا و نظارت بر ضوابط و مقررات پیش بینی شده، هدف گذاری درحوزه مسکن را محقق نمایند. پژوهش پیشِ رو با فرض آنکه ضوابط و مقررات طرح جامع و تفصیلی شهر تهران ملاک عمل شهرداری در صدور پروانه های احداث ساختمان های مسکونی بوده ، درصدد مطالعه اثرپذیری روند ساخت مسکن در شهر تهران از آن ها برآمده است. روش پژوهش در چارچوب روش های کمی و بر مبنای مطالعات «سنجش اثر» قرار دارد که از طریق مقایسه مقادیر دو دسته از شاخص های ساخت مسکن و توزیع آن (گروه A) و ویژگی های فیزیکی مسکن آن (گروه B) به مطالعه روند تغییرات آن ها هم در بعد زمان (دوره قبل از ۱۳۸۵ تا۱۳۹۰ و بعد از ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۷) و هم در بعد مکان (توزیع مکانی در میان مناطق) می پردازد. یافته ها نشان می دهد دوره بعد از اجرای طرح تفصیلی که مقارن با کاهش ساخت مسکن است، ضمن کاهش ریزدانگی قطعات مسکونی، با افزایش متوسط مساحت واحدهای ساخته شده در همه مناطق و کاهش تأمین تنوع مساحت مسکن و نیز افزایش سهم زیربنای غیرمفید همراه بوده است. از این رو می توان نتیجه گرفت ضوابط و مقررات این برنامه ها در هدایت ساخت وسازها به نفع تأمین مسکن توان پذیرتر و تنظیم شکل و نوع ساخت وسازها برای واحدهای مسکونی ارزان تر در مناطق مختلف شهر تهران ناکام بوده است.
۸۰۳.

واکاوی مفهوم و ابعاد پایداری اجتماعی در فضاهای شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
پایداری اجتماعی، به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار، مفهومی چندبعدی، پویا و در حال تحول است که به روابط اجتماعی، انسجام جمعی، عدالت اجتماعی و مشارکت فعال شهروندان در فضاهای شهری می پردازد. این مفهوم، فراتر از تعامل میان انسان ها، بر رابطه ی متقابل شهروندان با محیط کالبدی و اجتماعی خود تأکید دارد و بر ضرورت پاسخ گویی به نیازهای مادی، روانی، فرهنگی و اجتماعی ساکنان و تقویت حس تعلق و هویت اجتماعی در شهر تأکید می کند. درواقع، پایداری اجتماعی زمانی تحقق می یابد که تمامی گروه های اجتماعی از فرصت های برابر برای حضور، مشارکت و بهره مندی از منابع و خدمات شهری برخوردار باشند. در دهه های اخیر، افزایش نابرابری های اجتماعی، گسست ارتباطات محلی و کاهش حس تعلق به مکان، ضرورت توجه به ابعاد اجتماعی توسعه شهری را بیش ازپیش آشکار کرده است. ازاین رو، برنامه ریزی و طراحی شهری باید از تمرکز صرف بر جنبه های کالبدی و اقتصادی فاصله گرفته و به ابعاد انسانی و اجتماعی توجه کند. این مقاله با بهره گیری از روش تحقیق کیفی-توصیفی و تحلیل محتوای بیش از ۱۵۰ منبع معتبر داخلی و بین المللی، به بررسی ابعاد مفهومی پایداری اجتماعی و شناسایی شاخص های مرتبط با آن پرداخته است. یافته ها نشان می دهد شاخص هایی نظیر ایجاد فضاهای عمومی فراگیر و ایمن، تحقق عدالت در توزیع منابع، تقویت مشارکت مدنی، افزایش امنیت روانی، ارتقاء کیفیت زندگی و حفظ هویت فرهنگی، از مؤلفه های کلیدی پایداری اجتماعی محسوب می شوند. دستیابی به این اهداف نیازمند همکاری میان نهادهای دولتی، مدیریت شهری، طراحان فضا و مشارکت فعال شهروندان است تا شهری انسانی تر، عدالت محورتر و پایدارتر شکل گیرد.
۸۰۴.

تبیین روابط توانمندسازی و دلبستگی به مکان، مروری نظام مند بر عوامل کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۶
بیان مسئله: توانمندسازی و دلبستگی مکانی، مفاهیمی بنیادین در توسعه محلی و اجتماع محور هستند. توانمندسازی با ارتقای ظرفیت های مشارکت و دلبستگی با تقویت احساس هویت و تعلق، به پایداری توسعه کمک می کنند. با وجود پژوهش های متعدد، رابطه و مکانیسم های تأثیرگذاری این مفاهیم به طور جامع شناسایی نشده اند. عدم درک صحیح این تعامل در لایه های زیرین، چالش هایی را در اثربخشی طرح های توسعه محلی ایجاد می کند. لذا، شناسایی سازوکارهای تعامل این مفاهیم برای تحقق و توفیق طرح های مشارکتی و توسعه محلی ضروری است. هدف: هدف این پژوهش، بررسی و فهم چگونگی تأثیرگذاری متقابل توانمندسازی و دلبستگی مکانی بر یکدیگر و شناسایی سازوکارهای مؤثر در این تعامل به منظور بهره برداری از آن در راستای اثربخشی فرآیندهای توسعه محلی است. روش: با بهره گیری از مرور نظام مند، مطابق با استانداردهای پریزما، از میان 986 مقاله شناسایی شده در پایگاه های معتبر، پس از غربالگری و ارزیابی کیفیت، 46 مقاله انتخاب شدند. تحلیل محتوای کیفی این منابع منجر به استخراج ۲۸۲ کد مفهومی شد. یافته ها : توانمندسازی و دلبستگی از طریق ایجاد تعامل سازنده در سه ساختار کلیدی شناختی (فردمحور)، عملکردی (میانجی) و حکمرانی(سطح کلان)، شامل مکانیسم های اجتماعی، محیطی و کالبدی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی، و ظرفیت سازی آموزش؛ می تواند به شکل گیری هویت مکانی، تقویت حس تعلق، ترویج تعهد و مسئولیت پذیری نسبت به مکان، و ارتقای خودکفایی و استقلال محلی منجر شود. در مجموع، 21 مولفه کلیدی مؤثر در این فرآیند شناسایی شدند. نتیجه گیری: چارچوب ارائه شده، بر اهمیت توزیع عادلانه قدرت، و تقویت ساختارهای حکمرانی برای نهادینه سازی عملکردهای اجتماعی و اقتصادی مشارکتی در راستای اهداف توانمندسازی و دلبستگی در توسعه های اجتماع محور تأکید دارد. این رویکرد می تواند ظرفیت و سرمایه های مختلف جوامع محلی را برای خودکفایی و مدیریت منابع افزایش داده و  بستر تحقق پذیری طرح های توسعه محلی را فراهم آورد.
۸۰۵.

تأملی بر شهر دوستدار زنان در فضاهای تفریحی با تأکید بر رویکرد نظریه حق به شهر (مطالعه موردی: پارک بانوان بوستان ولایت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۹
بیان مسئله: یکی از پیش شرط های تکوین فضاهای عمومی به ویژه حق انسانی هر فرد در جهت برخورداری از فرصت های ارائه شده است که با عنوان نظریه حق به شهر شناخته می شود. حضور زنان در فضاهای عمومی شهر نیز از این مقوله مستثنا نیست، بلکه بازتعریف خلق زندگی بهتر و پاسخ به نیازهای انسانی می باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل شهر دوستدار زنان در بوستان ولایت با رویکرد نظریه حق به شهر است. روش: روش پژوهش حاضر توسعه ای با روشی آمیخته (کمی-کیفی) است که با استفاده از پرسش نامه ای محقق ساخته و مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و متخصصان حیطه امور شهری انجام شده است. در راستای سنجش روایی پرسشنامه ها از روش روایی سازه استفاده شده است. در این روش با استفاده از نرم افزار لیزرل، تحلیل عاملی تأییدی متغیرها مورداندازه گیری قرارگرفته است. یافته ها : نتایج حاصل از پژوهش که ابتدا استخراج شاخص های پژوهش از طریق مطالعه پژوهش های کار شده با استفاده از تحلیل محتوا و تائید از طرف کارشناسان و خبرگان سازمانی بود و سپس نتایج در قالب پرسش نامه به صورت کمی مطرح شد و با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم متغیر شهر دوستدار زنان ضرایب معناداری عدد (96/1) را به دست داد که نتایج فوق نشان دهنده تائید روایی سازه پرسشنامه شهر دوستدار زنان است. نتیجه گیری: با توجه به آماره های مورداستفاده برای نیکویی برازش از قبیل CFI، NFI، IFI، RFI و ... بزرگ تر از 9/0 بود که می توان این گونه استنباط کرد که مدل تحقیق از برازش مناسبی برخوردار است. ازآنجایی که RMSEA برابر با 069/0 می باشد و این مقدار، کوچک تر از 1/0 است نشان می دهد که گویه های پرسشنامه به خوبی، قابلیت سنجش شهر دوستدار زنان را با رویکرد حق به شهر را دارند. نگاهی کل گرایانه و بازنگری در الگوی طراحی شهرهای سنتی، بسترسازی برای مشارکت زنان در فضاهای عمومی شهر،  به عنوان راهکاری مهم قلمداد می شود.
۸۰۶.

بررسی امضاء به عنوان یک اثر هنری- توده ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۷
بشر در زمان های گذشته، شیوه های مختلفی را برای دادن تعهد به طرف معامله در مراودات اجتماعی به کار گرفت تا اینکه با گسترش سرمایه داری و صنعتی شدن جوامع و بنابر قراردادی اجتماعی به استفاده از امضاء به صورت فرمی بصری و به عنوان نشانه ای نمادین از هویت خود روی آورد. این مقاله با هدف مطالعه امضاء به عنوان یک اثر هنری توده ای که قابلیت تکثیرپذیری نیز دارد، چگونگی معرفی و تبیین امضاء را به عنوان یک اثر هنری توده ای با استفاده از آرایِ بنیامین در مقاله «اثر هنری در دوران تکثیر مکانیکی» و نقد های آدورنو بر آن بررسی می نماید. روش تحقیقِ این مطالعه کیفی، توصیفی تحلیلی و جمع آوری اطلاعات با مرورِ ادبیات مکتوب چاپی و الکترونیکی است. بررسی ها نشان می دهد که خلق امضاء توسط هر فردی همراه است با خلاقیت هنری و استفاده از عناصر بصری تجسمی و با معیارهایی همچون ساخت مایه، رسانه و فرم، متن یا بافتار می توان آن را به عنوان اثر هنری قلمداد کرد و خالق آن را نیز که با توجه به ساختارهای مختلف زندگی روزمره اجتماعی آن را خلق می کند، به عنوان هنرمند محسوب کرد. تکثیرپذیری امضاء بدون استفاده از ابزار مکانیکی و به صورت دستی توسط هر فردی و در هر زمان و مکان که اراده کند، آن را به عنوان اثری استثنایی تبدیل کرده و چون ماهیت خلق آن در نهاد هر انسانی نهفته و به صورت انحصاری است بنابراین برخلاف آرای بنیامین همیشه یکه و اصل است، اصالت دارد و منش اصلی آن حفظ می شود. برخلاف نظر آدورنو امضاء به عنوان یک هنر دوران مدرن در میان توده ها قرار دارد و موجب پیشرفت توده ها در بازار و زندگی روزمره شده است؛ بنابراین در قالب تعریف آدورنو از هنر توده ای که درگیر صنعت فرهنگ است، قرار نمی گیرد. می توان گفت امضاء به عنوان اثر هنری تکثیر پذیر و توده ای در دایره اندیشه های بنیامین و آدورنو قرار نمی گیرد.
۸۰۷.

نقد آرای سنت گرایان در باب خوشنویسی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۶
بیان مسئله: آراء و استنتاج های سنت گرایان درباره هنر و معماری اسلامی اغلب بدون توجه به نمونه ها و مستندات تاریخی، مورد استناد واقع شده است. درباره خوشنویسی نیز که از دیدگاه سنت گرایان شریف ترین و ممتازترین هنر اسلامی به شمار می آید، چنین بوده و بدون اعتبارسنجی تاریخی، آرای آنان توسط پژوهشگران به کار گرفته شده است. هدف پژوهش: این نقد به دنبال پاسخ به این پرسش است که نسبت آرای سنت گرایان در باب خوشنویسی اسلامی با سیرتاریخ تحول و تطور مکتوب و نمونه های موجود این صناعت چگونه است؟ نتیجه گیری: با تطبیق آرای سنت گرایان به ویژه سیدحسین نصر در باب خوشنویسی سنتی اسلامی و منابع مکتوب تاریخی و نمونه های موجود، آشکار شد، نظرات سنت گرایان در باب خوشنویسی و تذهیب در مواردی با آنچه در تاریخ این فن ذکر شده است، قابل تطبیق نیست. به نظر می رسد برخی از این مطالب با بیان کلی و رمزگونه (مفاهیم تجریدی)، بیشتر به منظور اعتباربخشی جایگاه و اهمیت خوشنویسی به عنوان نقطه تحول سنت گفتاری به
۸۰۸.

بازشناسی قابلیت های سنت در خلق آثار نو: پژوهش های رابط بین سنت و نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۱
توصیف سنت های پیشین در شرق را در آثار بسیاری پژوهشگران می توان یافت. حال آن که امروزه بسیاری هنرمندان و آموزگاران هنر، از کنار این پژوهش ها می گذرند. حتی گاهی این پژوهش ها به امری جنبی در ارتقای علمی پژوهندگان بدل می شوند و در کتابخانه ها و پایگاه داده ها بایگانی می شوند. می توان گفت پژوهندگان از جهانی متفاوت می گویند و هنرمندان در جهانی متفاوت زیست می کنند. گسست از سنت در خلق آثار به اندازه ای است که نوآوری بدون توجه به پیشینه، اصلی نانوشته در آموزش است؛ گاهی آموزگاران و هنرآموزان مطالعه تاریخ و نظریه های پیشین را امری جنبی و تشریفاتی می پندارند. از سوی دیگر همان آموزگاران بی توجه یه چیستی سنت بر اصالت شرقی تأکید می ورزند بی آنکه منبعی برای هنرآموزان در اختیار قرار دهند. آموزگاران بر نوآوری تأکید می ورزند. نوآوری از هر نوع که باشد نیازمند واکنشی است به سنت های پیشین. در واقع هر اثر هنری واکنشی نسبت به سنت پیشین است و واکنشی را در آینده برمی انگیزد. خلق اثر بدون شناخت دستاوردهای پیشین یا منجر به تکرار ناآگاهانه سنت خواهد بود و یا نتیجه تصادف. پس برای عبور از سنت یا گسترش سنت باید آن را شناخت. اما چرا هنرمندان به دنبال پژوهش نیستند؟ به نظر می رسد حلقه گمشده در این میان پژوهش های رابط بین توصیف گران سنت و هنرمندان است. دسته ای از پژوهش ها باید سنت را باز تعریف و امکانات قابل گسترش آن را بازشناسند به طوری که برای هنرمندان استفاده از عناصر سنتی با شناخت دقیق از آن با امکانات امروز بتوانند آثاری را خلق کنند. بدین تریتیب چند عرصه پژوهشی را باید مورد توجه قرار داد:پژوهش های طبقه بندی شده در تبدیل عناصر سنتی به متون آموزشی: برای نمونه در مورد مد در موسیقی ایرانی و تحلیل ردیف پژوهش های شایسته ای انجام داده اند. اما نحوه به کارگیری آن ها در خلق آثار چند صدایی امروز را بررسی نکرده اند. یعنی کمتر به موضوع آهنگسازی معاصر بر اساس سنت پرداخته اند.پژوهش های مبتنی بر زیبایی شناسی مخاطب: سویه ادراک سنت در مخاطب امروز با توجه به یک جامعه آماری کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری پژوهشگران در توصیف هنرهای سنتی از مفاهیمی همچون حس وحدت و تداعی وجوه متکثر جهان سخن گفته اند ولی کمتر پژوهشی، جمعی از مخاطبان را مورد آزمایش قرار داده است. در موسیقی چندصدایی از مفاهیمی همچون اصالت یا حس آشناپنداری موسیقی ایرانی گفته اند ولی کمتر پژوهشی مخاطبانی را مورد آزمایش قرار داده است تا بررسی کند چنین مفاهیمی دریافت می شود و چرا؟پژوهش هایی در جهت تدقیق مفاهیمی همچون اصالت، هویت و بحران هنر: به کارگیری واژگان بی توجه به افق معنایی دلالت آن ها موجب سردرگمی مخاطبان و حتی آموزگان هنر شده است. تقریباً در دفاع یا رد نوآوری در آثار معیار مشخصی وجود ندارد. البته پژوهش های فلسفی در مورد آثار در غرب وجود دارند ولی زمانی که به مصداق های هنری در شرق یا آثار خلق شده مبتنی بر هنر شرق می رسیم، مفهوم اصالت و هویت تا اندازه زیادی نامفهوم است. در برخی جشنواره ها بر هویت شرقی اثر تأکید می ورزند که شاید برای خود پدیدآورندگان نیز چنین مفهومی در سایه ای از ابهام باشد.جان کلام آن که، جای خالی پژوهش هایی به منظور ایجاد ارتباط بین سنت و آثار امروزین احساس می شود تا بتوان متون آموزشی کاربردی پدید آورد.
۸۰۹.

تجزیه و تحلیل ریز ساختار ناخالصی در سکه های زرین ایلخانی (مطالعه موردی سه عدد سکه زرین ابوسعید بهادر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۱
سکه های طلا از مهم ترین مواد باستان شناختی است که از دوران تاریخی در مناطق مختلف ایران ضرب شده اند. با مطالعات روشمند ساختار بیرونی و درونی سکه ها، علاوه بر احراز هویت تاریخی و تعیین اصالت، در زمینه ی کاربرد رویکردهای تحلیلی در رفع ابهامات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دوره های مختلف تاریخی اهمیت فراوانی دارد. در این پژوهش، سه عدد سکه ی طلا از ضرابخانه های مختلف از مجموعه سکه های زرین سلطان ابوسعید بهادر، فرمانروای ایلخانی، موجود در مخزن موزه ملی مورد مطالعه باستان شناختی و باستان سنجی قرار گرفت. در گام نخست، با هدف دسترسی به مستندات احراز هویت و شناسایی عناصر تشکیل دهنده سطح بیرونی، مراحل مستندنگاری و خوانش نقوش و خط نگاره ها و توزین و اندازه گیری قطر سکه ها انجام شد. در گام بعدی و در مهم ترین مرحله پژوهش، به منظور شناسایی ساختار درونی سکه های مورد مطالعه، آنالیز عنصری فلز سکه به منظور شناسایی ساختار متالورژیکی سکه ها انجام شد. در این مرحله بر روی نمونه ها آزمایش غیرمخرب پیکسی انجام شد. این آزمایش روشی غیرمخرب با حساسیت تحلیلی بالا و همچنین ابزاری علمی، دقیق و کاربردی برای تجزیه وتحلیل سکه های تاریخی می باشد. آنالیز با کاربرد شتاب دهنده و اندوگراف پژوهشکده فیزیک و شتابگرها در آزمایشگاه انرژی اتمی ایران انجام شد. پس از دستیابی به داده های ریزساختار اصلی، از آن جا که درصد ناخالصی نقش مهمی در تعیین عیار سکه های طلا دارد، بنابراین با هدف تعیین میزان خلوص، با تمرکز بر داده های ریزساختار ناخالصی، درجه خلوص و تغییرات عیاری در هر سه سکه با کاربرد روش آمار تحلیلی- استنباطی و بهره گیری از نرم افزار SPSS مدل واریانس یک طرفه داده ها استخراج و به منظور دقت بالا در نتایج حاصله، تفاوت در شاخص های توصیفی با انجام آزمون توکی داده های به دست آمده آزمایش گردید.
۸۱۰.

مظاهر عرف گرایی در هنرهای دورۀ ایلخانی با تحلیلی بر داده های باستان شناختی و تاریخی این دوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۹
روش ها و رویکردهای مختلف در مطالعه هنر و باستان شناسی دوره ایلخانی، نتایج گوناگون و بعضاً ضدونقیضی به بار آورده است؛ بااین وجود اکثر پژوهشگران معتقدند در آثار باقی مانده از این دوره، سبک ها، شیوه ها و نیروهای مختلفی تأثیرگذار بوده که با مطالعه و بررسی دقیق تا حد امکان می توان پارادایم های دخیل را شناسایی کرد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه و تحلیل مظاهر عرف گرایی و مفاهیم سنتی مغولی در مهم ترین آثار معماری، نگارگری و سکه های باقی مانده از دوره ایلخانی با استناد بر مبانی جامعه شناسی هنر و مکاتب تکامل تاریخی و اقتصادی است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که عرفضگرایی و سنن ایلی مغولان تا چه حد و به چه نحوی در آثار موردمطالعه نمود یافته است؟ این پژوهش از گونه پژوهش های کیفی است و با رویکرد توصیفی- تحلیلی به مطالعه داده ها پرداخته است. داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده است. طبق یافته های پژوهش، مفاهیم عرفی و ایلی مغولان اولیه بعد از شروع حملات، به طور کامل حذف و یا مستحیل نشده و در برخی موارد به مناطق غربی تصرف شده، ازجمله ایران منتقل شده و تاحدودی در آثار مختلف قابل شناسایی است. این مضامین در برخی آثار معماری، نگارگری و سکه های ایلخانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم نمود یافته است. مضامین عرفی و ایلی مغولی در نحوه مکان گزینی در تأسیس شهرهای جدید ایلخانی و مجموعه های معماری به تبعیت از سنن استپی، کاشت و پرورش گیاهان استپی در باغ ها و محوطه های بناها، اهمیت اردو بازارها، تأثیر از تزئینات و ساختار یورت های مغولی در شکل برخی از قبور ایلخانی و همچنین تأثیر مادرسالاری و رسوم سوگواری رایج در بین مغولان اولیه در مضامین برخی نگاره های شاهنامه بزرگ مغولی و مفاهیم اویغوری در عناصر بصری سکه های ایلخانی قابل مشاهده است.
۸۱۱.

تحلیل اسطوره شناسانه تثلیث برگ، گل و لوزی در فرش ماهی درهم اراک با تکیه بر آراء میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۱
اسطوره به بیان آنچه در لحظه آغازین روی داده است می پردازد و میرچا الیاده، آفرینش و عناصر بنیادینِ آن را جایگاه تجلیِ قداست معرفی می کند. فرش نیز مانند دیگر هنرهای ایرانی همواره صحنه نمایش اساطیر بوده است. پرسش اصلی این است که چگونه می توان آرای اسطوره شناسانه میرچا الیاده را با نقش مایه ماهی درهمِ فرش اراک، متشکل از ماهی، نیلوفر و آب، تطبیق داد؟ بنا بر فرضیه، حدس بر آن است که آنچه میرچا الیاده در باب آفرینش و بهشت ازلی بر آن تأکید دارد، به گونه ای مشابه در باورهای اساطیری ایرانی نیز آشکار گشته و در نقش ماهی درهمِ اراک تا حد زیادی قابل تطبیق و مقایسه می باشد. هدف از پژوهش حاضر، کشف و تحلیل ارتباط میان اساطیر مرتبط با نقش ماهی درهم شامل اشکال انتزاعی تثلیثِ نام برده: برگ، گل و لوزی، و آراء میرچا الیاده با رویکردی اسطوره شناسانه است. تحقیق از نوع بنیادی و شیوه آن توصیفی تحلیلی با رویکردی اسطوره شناسانه است. نحوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی بوده و در نهایت این نتیجه حاصل شد که تثلیث ماهی، نیلوفر و آب، با داشتن ریشه در معانی پنهان اساطیر ایرانی، بیانگر مفاهیمی چون برکت و باروری، سلامتی برای دارنده فرش هستند و در نهایت نماد حسرت بازگشت به بهشتِ الیاده با ایجاد مکانی مقدس، صعود به عالم بالا، بازگشت به لحظه پیش از هبوط و دیدار با خالق خویش و ... می باشند و با همین مفاهیم اسطوره ای، در سایر تمدن های کهنی که الیاده بررسی کرده است، مشابهت دارد.
۸۱۲.

بررسی توانمندی نحو فضا در شناخت تفاوت های جنسیتی مسکن معاصر؛ مطالعه موردی: شهرک های مسکونی 6 دهه اخیر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: خانه ها به عنوان مکان های اصلی زندگی انسان معاصر، باید پاسخ مناسبی به نیازها، باورها و ارزش های ساکنان خود بدهند. ساختار و شکل فضایی خانه ها نقش تعیین کننده ای در شیوه زندگی و رفتار انسان ها دارند. ازآنجاکه خانه ها ویژگی های کالبدی و عملکردی متفاوتی دارند، تحلیل ساختار فضایی آن ها می تواند به فهم بهتر پیچیدگی های روابط اجتماعی و فرهنگی نهفته در معماری مسکن کمک کند. در تهران معاصر، ساخت وسازهای بی رویه و غیرحرفه ای موجب کاهش کیفیت زندگی و بروز مشکلات اجتماعی و فرهنگی در فضاهای مسکونی شده است. این تغییرات، بازتاب تحولات مدرنیته، تغییرات در سبک زندگی، نقش های جنسیتی و ساختارهای خانوادگی هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت های جنسیتی و تأثیر آن بر ادراک و نیازهای فضایی، می کوشد تا ارتباطی میان مطالعات جنسیت و طراحی معماری برقرار کند. این مطالعه بر تجربه زیسته زنان و مردان تمرکز دارد و معتقد است که نادیده گرفتن این تجربیات منجر به طراحی فضاهایی ناکارآمد و ناآشنا برای آنان خواهد شد. بنابراین، شناخت دقیق تر نیازهای آنان می تواند به طراحی فضاهای سکونتی انسان محورتر و باکیفیت تری منجر شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و بر مبنای نظریه «نحو فضا»، به بررسی ساختار فضایی خانه های معاصر تهران پرداخته و تلاش دارد تا ابعاد پنهان اجتماعی و فرهنگی در طراحی این فضاها را آشکار سازد. هدف تحقیق، تحلیل و استخراج تغییرات در عرصه بندی و ساختار فضایی خانه ها از سال ۱۳۴۰ تا ۱۴۰۳ است. برای دستیابی به این هدف، پس از انتخاب نمونه های خانه ها در این بازه زمانی، با استفاده از نرم افزار «ای گرف» پلان ها ترسیم و دسته بندی شده و ساختار فضایی آن ها تحلیل گردید. همچنین از نرم افزار «دپس مپ7» برای بررسی شاخص هایی چون عمق کلی فضا، عدم تقارن نسبی، میزان پیوستگی، عمق نسبی فضاها، قابلیت دید و مخروط دید در هر دهه استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان میدهد که در دهه های 40 تا 60، ساختار فضایی خانه های بازتابی از ساختارهای اجتماعی مانند تعاملات انسانی، سلسله مراتب فضایی و حفظ حریم خصوصی بوده است. اما در دهه های 70 تا 90، به دلیل غلبه نگاه کالبدی و غفلت از نیازهای واقعی ساکنان، ظراحی فضاها دچار تغییراتی شده که به کاهش کیفتی زندگی و تضعیف حس تعلق منجر شده است. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که بی توجهی به تجربه ها زیسته زنان و مردان و نادیده گرفتن ابعاد اجتماعی–فرهنگی در طراحی مسکن، به ایجاد فضاهای ناکارآمد منتهی می شود. ازاین رو، شناخت دقیق تر تفاوت های جنسیتی و نیازهای فضایی ساکنان می تواند به طراحی خانه های انسان محورتر، کارآمدتر و با کیفیت سکونت بالاتر منجر شود.
۸۱۳.

تأثیر «تازه جلوه کردن» بر ارزش گذاری مجدد پوشاک سنتی زنان بلوچ: مطالعه ای در حوزه ی بازاریابی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۴
پوشاک سنتی زنان بلوچ به عنوان سرمایه ای فرهنگی، بازتاب دهنده ی جلوه های بصری، هویت اجتماعی و ارزش های فرهنگی این قوم است. اصلی ترین خصیصه آن هنر سوزن دوزی است. بر اساس نظریه انتشار نوآوریِ راجرز، در فرآیند تصمیم گیری و گسترش یک محصول تازه، پنج عامل پیچیدگی، قابلیت سازگاری، رؤیت پذیری، قابلیت استفاده و مزیت نسبی نقش دارند. هدف این پژوهش بررسی نوآوری در پوشاک زنان بلوچ و میزان پذیرش آن در جامعه بر پایه نظریه ی انتشار نوآوریِ راجرز می باشد. پرسش اصلی آن است که راهکارهای مؤثر برای ترویج پوشاک بلوچ، در قالب فرم و سوزن دوزی، با رویکرد نظریه ی نوآوری راجرز چیستند؟ مطالعه ی پیش رو با روش تحلیلی توصیفی و تاریخی انجام شده و داده ها به شیوه ی اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند؛ از نظر هدف، پژوهش کاربردی و جامعه ی آماری پوشاک بانوان بلوچ است. پژوهش حاضر به دلیل فقدان مدل تحلیلی مبتنی بر نظریه ی انتشار نوآوری راجرز جهت تبیین فرآیند پذیرش طرح های احیا شده در پوشاک سنتی بلوچ ضروری است. این پژوهش با تأکید بر «تازه جلوه کردن» به عنوان محرک اصلی پذیرش، راهکارهای عملی برای گذار از میراث فرهنگی به محصول پایدار اقتصادی را ترسیم می کند و شکاف میان اصالت فرهنگی و الزامات بازار مدرن را پر می سازد. یافته ها نشان می دهند، میان ابعاد نوآوریِ راجرز در پوشاک بلوچ و پذیرش اجتماعی آن رابطه ای معنادار وجود دارد. ارزیابی پنج شاخص، برتری این پوشاک را از منظر کیفیت، اصالت و قابلیت هم نشینی با مد روز نشان می دهد. سازگاری فرهنگی، تطبیق آن با سلایق را ممکن ساخته و رؤیت پذیری با حمایت رسانه ای سبب شناخت عمومی می شود. تجربه پذیری فرصت تماس مستقیم مصرف کنندگان را فراهم می سازد و پیچیدگی تولید با فناوری های نو کاهش می یابد. پیوند هوشمندانه ی سنت و نوآوری می تواند این هنر را از سطح محلی به برند ملی و بین المللی ارتقا داده و موجب رونق فرهنگی و اقتصادی گردد.
۸۱۴.

گونه شناسی الگوهای هندسی آجرکاری تزیینات ورودی، جدارهای داخلی و خارجی خانه-های قاجار و پهلوی اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
گذشته معماری ایران با الگوهای متنوع و نقوش هندسی گره خورده­است، چنان­که برای ایجاد آرایه‌های تزیینی بناها و شهرها از نقوش هندسی استفاده می­شده‌است. شهر اهواز یکی از شهرهایی است که در بافت قدیم خود خانه­هایی با آرایه‌های تزیینی دارد. این آرایه‌ها در ورودی بناها و جداره­های داخلی و خارجی ساختمان­ها، اغلب از نوع آجری هستند و از ترکیب متنوع نقوش هندسی و تغییر در الگوی چینش آجر ساخته شده­اند و همین امر، تزیینات آجری خانه‌های اهواز را از حیث مطالعاتی ارزشمند می­نماید بر همین اساس مهم­ترین پرسش­ این پژوهش این است که الگوهای هندسی تزئینات آجری خانه­های اهواز به چند گونه تقسیم می­شوند؟ میزان فراوانی هر نوع از تزئینات به تفکیک جداره­های داخلی و خارجی چقدر است؟ لذا هدف از این پژوهش پاسخ به پرسش­های مطرح­شده و تعیین معیارهایی برای سنجش تزئینات معماری است. روش تحقیق به­صورت ترکیبی از روش­های پیمایشی و تفسیری_تاریخی است. اطلاعات از طریق کتابخانه­ای و بررسی میدانی جمع­آوری شده­است. جامعه نمونه متشکل از خانه‌های شناسایی شده دوره قاجار و پهلوی با تزیینات آجری است که به روش آنتروپی_شانون وزن­دهی شده‌اند، سپس با استفاده از نرم‌افزارهای آماری و به روش ویکور، اطلاعات حاصل از بررسی جامعه نمونه تحلیل شده­است. سرانجام با تحلیل منطقی نتیجه­گیری می‌شود که آرایه‌های تزیینی خانه‌های اهواز مانند کالبد آن­ها افزون‌بر زیبایی، دارای تنوع و کارکردی مانند تهویه هوا، عبورومرور آسان برای عابران بیرون از خانه، محرمیت فضایی در خانه، ایجاد سطح بیشتر در طبقات بالایی، ایجاد سایه بر دیوارها و دفع حرارت، جلوگیری از ریزش باران بر بخشی از نمای ساختمان، ایجاد تنوع رنگ و تنوع تزیین و تنوع فرم هستند و همچنین برای سنجیدن تزیینات می‌توان از ملاک­هایی مثل الگوهای هندسی، نوع تزیین، تناسبات، نسبت تزیین به جداره، روابط و چیدمان آن­ها بهره‌ برد. در آخر الگوهای هندسی پایه تزئینات آجری به تفکیک دوره ساخت، معرفی شدند.
۸۱۵.

تحلیل فراروش بر پژوهش های مکان رویداد نوآورانه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۵
فضاهای عمومی باید به نحوی طراحی شود تا از روندهای تقویت کننده زندگی شهری حمایت کند. جریان زندگی در شهر می تواند موجب حضور بیشتر مردم در فضاهای عمومی شهر شود. مردم ناخودآگاه جذب فعالیت و حضور مردم دیگر می شوند. فضای شهری و رویدادهای شکل گرفته در آن انسان ها را گرد هم می آورد. اگر فضای شهری با کیفیت بهتری تامین شود استفاده از فضا متقابلا افزایش می یابد. مکان رویداد، عامل و بستری مناسب برای حضور و فعالیت افراد می باشد. مکان رویداد، بستری مناسب برای برطرف سازی نیازهای جامعه از طریق نوآوری اجتماعی است. نوآوری اجتماعی برای حل مشکلات شهر رویکردهایی ارائه می دهد که سبب تقویت و توسعه جوامع خلاق شده و موجب فعالیت اجتماعی بیشتر در فضای عمومی شهر می شود. در این پژوهش با بررسی مجموعه ای گسترده و متنوع از مطالعات موضوعی و موضعی با هدف شناخت مکان رویداد ها و بررسی چالش ها و ایده های جامعه (شامل تعداد ۱۲۹ مقاله) به مرور پیشینه پژوهشی مکان رویداد نوآورانه پرداخته شده است. در جهت محدودسازی و انتخاب دقیق تر منابع، مقالات در ۷ مرحله مورد بررسی و سنجش قرار گرفته است، و در انتها به ۳۹ مقاله محدود شد. برای فهم روش، فرآیند پژوهش، رویکرد و نوع نگرش مقالات، بر مبنای ساختار پیاز پژوهش ساندرز، منابع جمع آوری شده طی تحلیل محتوایی کمی و کیفی مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه مقاله، نشان می دهد که جریان اصلی روش شناسی در ارتباط با موضوع «مکان رویداد نوآورانه شهری» مبتنی بر مطالعات کیفی با تکیه بر راهبرد توصیفی ( غیرآزمایشی)( نمونه موردی) است که با استفاده از اطلاعات اسنادی، کتابخانه ای از طریق تحلیل کیفی ( کشف الگو و هرمونوتیک) صورت پذیرفته است. در نهایت پس از بررسی نمونه مقالات مشخص شد در قلمرو موضوعی "مکان رویدادهای نوآورانه شهری" علی رغم انجام پژوهش های متنوع، پژوهش های بنیادی آن چنان که مطلوب است انجام نشده است.
۸۱۶.

رسانه های معاصر: بین تبادل دانش و انتقال تجربیات هنر تجسمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۰
بدون تردید مهم ترین ویژگی عصر پسافناوری در حوزه ارتباطات، علاوه بر حذف محدودیت های فیزیکی، کاستن از نیاز به زمان و مکان است. امری که سبب ایجاد یک انقلاب اطلاعاتی بی پایان شده است. افزایش ژرفای سوادِ فرهنگی در مخاطب آثار هنر تجسمی دیگر تنها به تقویت تجربه از طریق دانش اندوزی محدود نمی شود؛ بلکه تعامل مستقیم و ارتباط با جامعه هنری به واسطه استفاده از رسانه های معاصر، نقش فعالی در ساحت آفرینش و گسترش هنر تجسمی (در شاخه های هنری متنوع) ایفا می کند. هرچه دانش مخاطب درباره تاریخ هنر، سبک ها، روش ها و تکنیک های مختلف آن افزون تر باشد، فرهنگ او عمیق تر شده و تجربه اش افزایش می یابد و این امر به او توانایی رسیدن به مراحل بالاتر در حوزه درک و تحلیل هنری را می دهد. به این ترتیب، زمانی که فرآیندهای فنی و ذهنی را که هنرمند در هنگام خلق اثر هنری خود طی می کند، به واسطه رسانه ثبت (و به مخاطبان منتقل) می شود، رسانه می تواند دانش را به چیزی ملموس (برای مخاطبان) تبدیل کند. این امر به رشد درک هنری و ارتقای آگاهی زیبایی شناختی فرد و جامعه کمک می کند. این پژوهش به دنبال تبیین چگونگی بهره گیری از رسانه های معاصر به عنوان پایگاه دانشی مهم در هزاره سوم، در گسترش و انتقال تجربیات هنر تجسمی محلی و جهانی است. همچنین در پی تشریح امکاناتی است که رسانه ها از طریق این ارتباط هنری بی پایان برای توسعه برنامه های درک و تحلیل هنری ارائه می دهند؛ موضوعی که به واسطه فرآیند ارتباط متقابل بین عموم مخاطبان هنر -به ویژه دانشجویان هنر تجسمی - و فعالیت های هنری متنوعی که در بستر اینترنت برگزار می شود ممکن شده است.
۸۱۷.

نقش تمرکززدایی از شهر یزد در توسعه متعادل منطقه ای استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۰
هدف از این پژوهش نقش تمرکززدایی از شهر یزد در توسعه متعادل منطقه ای استان است. این مقاله از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی است. برای بررسی و تحلیل یافته ها از Spss، تاپسیس، مرتبه- اندازه، ضریب مکانی استفاده شد. نتایج نشان می دهد که تمرکززدایی از شهر یزد می تواند نقش مهمی در توسعه متعادل منطقه ای استان یزد ایفا کند. شهر یزد به عنوان مرکز استانی و شهری بزرگ، جذابیت های بسیاری ازجمله زیرساخت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، مراکز خدماتی و مؤسسات اداری را در خود جای داده است. اما این تمرکز بیش از حد می تواند منجر به نابرابری های منطقه ای، کاهش فرصت های اشتغال و فعالیت های اقتصادی در سایر مناطق استان و افزایش فشارها و مشکلات شهری شود. این امر باعث تمرکز منابع و امکانات در شهر یزد و کاهش منابع در سایر شهرهای استان شده است. درصد جمعیت شهرنشین استان در دوره های زمانی 1365 تا 1395 به ترتیب به 66، 76، 84 و 6/82 درصد افزایش یافته است. این نشان می دهد که در طول این دوره های زمانی، تعداد ساکنان شهری در استان رو به افزایش بوده است. در حالت کلی نتایج نشان می دهد که توسعه شهرها در استان یزد به صورت ناهمگون است و تدابیر متناسب با وضعیت هر شهر و منطقه برای جلوگیری از کاهش جمعیت روستا و مهاجرت و همچنین تقویت توسعه شهرها و شاخص های مرتبط با آن ها، ضروری است.
۸۱۸.

یکپارچه سازی ارزیابی پس از بهره برداری و انرژی با GAN در طراحی انسان محور بر ارتقاء رضایت مندی مدارس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۶
این مطالعه چارچوبی ترکیبی برای خلق الگوهای معماری کاربرمحور و بهینه از نظر انرژی در مدارس ابتدایی ارائه می دهد که شبکه های مولد تخاصمی را با ارزیابی پس از بهره برداری تلفیق می کند. با استفاده از داده های تجربی ۳۸۴ کاربر در تعدادی از مدارس دولتی تهران، نتایج POE نشان داد که تهویه (r = 0.586)، کیفیت نورپردازی و مبلمان/مصالح (r = 0.701) مهم ترین عوامل مؤثر بر رضایت کاربران هستند. تحلیل عاملی ویژگی های نهفته ای همچون وضوح گردش، آسایش حسی و کیفیت فضایی را شناسایی کرد. مدل GAN روی این داده ها طی ۵۰۰ دوره آموزشی (epoch) آموزش داده شد و پلان های مصنوعی ای تولید کرد که ترجیحات کاربران را در شش ناحیه فضایی (مانند اداری، کارگاهی و کلاس های درس) در اولویت قرار می دادند. در طرح های تولیدشده، تا ۳۴٪ از مساحت به کلاس ها اختصاص یافت که آن ها را به غالب ترین فضاها تبدیل کرد. مقایسه طرح های تولیدشده توسط GAN با نمونه های پایه مدارس نشان داد که شبیه سازی های انرژی (با نرم افزار انرژی پلاس) به طور میانگین کاهش ۲۲٪ در مصرف سالانه انرژی (به ویژه در گرمایش، سرمایش و روشنایی) را نشان می دهد. مجاورت با فضاهای خدماتی، نسبت پنجره به دیوار و جهت گیری کلاس ها تأثیر قابل توجهی بر عملکرد حرارتی و روشنایی طبیعی داشت. همچنین، یک چرخه بازخورد برای پالایش تدریجی خروجی های GAN با هدف افزایش دقت فضایی به کار رفت که از شاخص میانگین مربعات خطا و شاخص شباهت ساختاری بهره برد. نتایج، کارایی ادغام GAN و POE را در طراحی پیش بینانه و مبتنی بر عملکرد مدارس تأیید می کنند. چارچوب پیشنهادی با تسهیل تصمیم گیری در مراحل اولیه طراحی، رویکردی مقیاس پذیر برای معماری آموزشی منعطف و پایدار ارائه می دهد که میان اهداف زیست محیطی و تجربه کاربری تعادل برقرار می سازد.
۸۱۹.

ارزیابی اثرگذاری پوشش سبز بر آلودگی هوا و نرخ مرگ و میر در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۸
اهداف: این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل تأثیر پوشش سبز شهری، به ویژه درختان، بر کاهش آلودگی هوا و نرخ مرگ ومیر ناشی از آلودگی هوا در مناطق ۲۲گانه تهران انجام شد. مطالعه به دنبال شناسایی نابرابری های زیست محیطی در توزیع پوشش سبز و ارائه راهکارهایی برای بهبود کیفیت هوا و سلامت عمومی ساکنان تهران بود، با تأکید بر نقش پوشش گیاهی در کاهش اثرات مخرب آلاینده ها بر بیماری های تنفسی و قلبی عروقی. روش ها: روش پژوهش مبتنی بر شبیه سازی های پیشرفته با استفاده از ابزار کنوپی و مدل پراکنش آلودگی بود. آلاینده های مورد بررسی شامل ذرات معلق ریز ( PM2.5 )، ذرات معلق درشت ( PM10 )، مونوکسید کربن ( CO )، دی اکسید نیتروژن ( NO2 )، اوزون ( O3 ) و دی اکسید گوگرد ( SO2 ) بودند. داده های پوشش سبز، غلظت آلاینده ها و اثرات آن ها بر سلامت عمومی در مناطق مختلف تحلیل شد و همبستگی داده ها مورد سنجش قرار گرفت است. یافته ها: منطقه ۲۲ با سرانه فضای سبز ۶۲.۹۲ مترمربع و تصفیه مقادیر بالای آلاینده ها، تأثیر ۶۰.۸۰ درصدی در کاهش مرگ ومیر شهر تهران داشت. مناطق ۱ و ۴ نیز با تأثیرات ۱۳.۲۴ و ۱۲.۸۲ درصد عملکرد مطلوبی نشان دادند. در مقابل، مناطق ۷، ۸، ۹، ۱۰ و ۱۲ با سرانه فضای سبز پایین (۰.۷۶ تا ۲.۵۸ مترمربع) تأثیر زیر ۰.۱ درصد داشتند. نتیجه گیری: پوشش سبز، به ویژه در مناطق با سرانه بالا، نقش کلیدی در کاهش آلودگی هوا و مرگ و میر دارد. توسعه هدفمند فضاهای سبز در مناطق کم برخوردار، به ویژه مناطق مرکزی و جنوبی، همراه با کاهش انتشار آلاینده ها، برای پایداری شهری و سلامت عمومی ضروری است.
۸۲۰.

مؤلفه های برجسته سه گانه (تریلوژی) اورستیا اثر آیسخولوس بر پایه معنای عدالت از دیدگاه هامفری کیتو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۴
مسئله عدالت یکی از مسائل مهم از نظر نویسندگان تراژدی در یونان باستان بوده است. از میان آثار برجسته کهن، تریلوژی اورستیا اثر آیسخولوس سه تراژدی به هم پیوسته و با مضمونی واحد است، شامل «آگاممنون»، «شراب آوران» و «الهگان» انتقام، که به مسئله عدالت و قانون می پردازد. موضوع هر سه نمایشنامه مصیبتی است ناشی از جنایت که به نسل های بعدی منتقل می شود و در پی هر جنایت، جنایتی دیگر روی می دهد و با هر جنایتی مکافات عمل فرا می رسد. در پژوهش حاضر مؤلفه های فلسفی برجسته در این تریلوژی از دیدگاه هامفری کیتو بررسی شده است. پرسش اساسی ما در این نوشتار این است که از دیدگاه کیتو کدام مؤلفه های فلسفی در اورستیا برجسته هستند؟ و پرسش دیگر این است که تحلیل و تفسیر نویسنده از معنای عدالت در تریلوژی از چه دیدگاهی درباره آیسخولوس نشئت می گیرد؟ آیا معنای عدالت در اینجا ثابت است یا متغیر؟ شیوه تحقیق ما مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی می باشد. هدف ما در این پژوهش این است که نشان دهیم مؤلفه های برجسته فلسفی در این تریلوژی شامل اراده الهی، سرنوشت بشری، محدوده توانایی انسان، هوبریس و زیاده خواهی او، مجازات شدن و به تبع آن، درد و رنج او، عدالت و قانون می باشد. از نظر کیتو مؤلفه عدالت در میان این مؤلفه ها از اهمیت بیشتری برخوردار است. هدف ما نشان دادن این امر است که تحلیل و تفسیر نویسنده از معنای عدالت در تریلوژی اورستیای آیسخولوس بر اساس دیدگاه مذهبی آیسخولوس است. آیسخولوس، عدالت را حفظ سلسله مراتب و نظم در عالم کیهانی و انسانی می داند و هرگونه نقض این سلسله مراتب، که خودش را در کینه جویی، انتقام، هرزگی، زیاده خواهی، سرکشی، حسادت، خشم و غرور نشان می دهد، شایسته مجازات می داند. اینگونه معنای عدالت ثابت اما مصادیق آن متفاوت است. در نمایشنامه اول مصداق خشن و خشونت بار عدالت مورد توجه واقع می شود که این امر خودش را در انتقام کور و بی رحمانه نشان می دهد اما با گذر از نمایشنامه اول و دوم به نمایشنامه سوم یک مصداق دیگری از آن آشکار می شود که مبتنی بر اراده و عقلانیت و تدبیر جمعی و قانون انسانی است و همسو با اراده ایزدان و مبانی الوهی، که در آن دیگر خبری از انتقام کور و بی رحمانه نیست. درنهایت می توان گفت که هامفری کیتو سه گانه را بر اساس دیدگاه مذهبی آیسخولوس تحلیل می کند، چراکه آیسخولوس در همه جا و همه چیز دست زئوس و اراده او را می بیند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان