ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۷۰۱.

جنبه های نمایشگری میدان توپخانه در دوران قاجار به عنوان صحنه نمایش با نظر به آرا هانا آرنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
میدان توپخانه ازجمله میدان های شهر تهران است که با کنشی نمادین توسط حکام قاجار هم زمان با توسعه کالبد شهر، شکل می گیرد. در این مسیر، میدان توپخانه به واسطه استقرار توپ هایی که نمادی از قدرت و اقتدار زمانه به شمار می روند به لحاظ کالبدی، میدانی سیاسی-نظامی تلقی می شود؛ این فضای وسیع به سرعت تبدیل به مکانی برای دیدن و دیده شدن می شود و کاربرد و کارکرد مکانِ میدان تغییر می کند و کاربردهایی همسان با صحنه نمایش پیدا می کند و در این مکان، مردم در نقش بازیگران و تماشاگران زندگی روزمره خود را دیگرگون به نمایش می گذارند. این روند مکانِ میدان را به مکانی برای نمایشگری اقتدار حکومت تبدیل می کند و معنایی فراتر از میدان پیدا می کند. در نظر هانا آرنت، میدان ، مکانِ مناسبی برای تعامل کنش های سیاسی-نمایشی انسان است. این عرصه در بسیاری از جوامع شرایط را برای آشکار شدن کنش های نمایشگری مهیا می سازد؛ به تعبیری هرگاه آرنت در حال سخن گفتن از سیاست است؛ او در حال بازسازی واقعیت ها و ویژگی های تئاتری انسان است. ازاین رو، در این پژوهش تلاش بر آن است که به روش توصیفی-تحلیلی به کنش های نمایشگری موجود در میدان توپخانه پرداخته شود و این نتیجه به دست آید که فعالیت های نمایشگری در میدان منجر به تبدیل آن به مکان ِ اجرا و در نهایت تغییر کاربری میدان می شود.
۷۰۲.

ارزیابی نقش پارک های محلی بر بهبود آسایش حرارتی فضای باز در اقلیم گرم وخشک؛ بررسی موردی پارک امیرآباد شهرضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
پارک های محله ای به عنوان یکی از عناصر کلیدی فضای شهری، نقش مهمّی در ارتقای کیفیت زندگی و بهبود آسایش حرارتی دارند. بااین حال، تأثیر گونه های گیاهی بومی و مصالح محلی در تنظیم شرایط خرداقلیم شهری، به ویژه در مناطق گرم وخشک، به طور جامع بررسی نشده است. این پژوهش با هدف ارزیابی شرایط آسایش حرارتی در پارک های محلی و فضاهای باز کوچک مقیاس، با تأکید بر نقش گونه های گیاهی و مصالح بومی، در بهبود خرداقلیم محله امیرآباد شهرضا طی دو فصل تابستان و زمستان انجام شده است. روش تحقیق شامل مطالعات کتابخانه ای، پایش های میدانی و شبیه سازی رایانه ای با نرم افزار ENVI-met  است. در بخش میدانی، داده های اقلیمی (دما، رطوبت نسبی و سرعت باد) جمع آوری و پرسشنامه های ترجیحات حرارتی کاربران تحلیل شد. همچنین، از مدل «ارزش ها و عوامل سازنده منظر» (FVFL) برای ارزیابی ویژگی های منظر استفاده شد. نتایج نشان داد که انتخاب مصالح و گونه های گیاهی مناسب تأثیر بسزایی در تعدیل شرایط حرارتی دارد. مصالحی مانند گرانیت خردشده با آلبدوی بالا موجب کاهش دمای سطح شده و گونه های درختی بومی مانند زبان گنجشک و نارون با ایجاد سایه مؤثر، آسایش حرارتی کاربران را بهبود می بخشند. همچنین، گنجاندن بدنه های آبی سبب کاهش دما و افزایش رطوبت در تابستان می شوند. این یافته ها می توانند به تدوین راهنماهای طراحی اقلیمی و برنامه ریزی منظر در مناطق گرم وخشک کمک کنند.
۷۰۳.

بررسی تأثیرگذاری متقابل معماری و هویت بدنی انسان، با تکیه بر سایبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
بیان مسئله: بدن و معماری همواره بر یکدیگر تأثیرگذار بوده اند. انسان امروز به واسطه رشد فناوری وجهانی شدن در معرض تغییرات اجتماعی وسیعی قرار دارد و با دنیای هوشمندی مواجه است که هر روز هوشمندتر می شود و او را با پیچیدگی هایش شگفت زده می کند. در این دنیای نوین شکل گرفته بر پایه فناوری، که هوش مصنوعی یکی از نمونه های آن است، انسان آینده به چه شکل خواهد بود؟ و معماری تحت اثر ویژگی های بدنی جدید، چه تغییراتی را می پذیرد؟ هدف پژوهش: به نظر می رسد بدن آینده در فصل مشترک علم زیست شناسی و فناوری های دیجیتال شکل خواهد گرفت؛ بدنی ترکیبی؛ از انسان، ابزار و تکنولوژی؛ چیزی به نام سایبرگ. این پژوهش در پی پاسخ به چگونگی معماری برای قرن حاضر به بررسی ویژگی های بدنی انسان معاصر و آینده می پردازد و سرانجام با ارائه پیشنهاداتی برای معماری آینده خاتمه می یابد.روش پژوهش: در این پژوهش، نخست به تأثیرپذیری معماری از عوامل فیزیولوژیک بدن، مقوله ارتباط و محیط های ارتباطی بین بدن انسان و بخش های درونی و بیرونی خود اشاره می شود و ضمن دسته بندی این موارد به مصادیق معماری الگوگرفته شده از بدن پرداخته می شود. سرانجام همین روند در مورد بدن جدید پی گرفته و پیشنهادهایی برای آینده ارائه می شود. مطالعات عمدتاً به صورت کتابخانه ای انجام شده است.نتیجه گیری: توسعه دامنه تأثیرگذاری ساختمان توسط ابزار دیجیتال، بهره گیری از شبکه عصبی عمیق در هوشمندسازی و استفاده از سیالات جهت پیام رسانی در سطح و عمق بنا از جمله پیشنهادات ارائه شده است که تحت عنوان معماری حیات گونه ارائه می شود.
۷۰۴.

تطبیق ویژگی های ترسیمی کودکان در خانواده های شاد و دارای بحران بر اساس آزمون ترسیم خانواده (مدل کرمن) و مصاحبه (مطالعه موردی: کودکان ۸ تا ۱۰ سال دختر شهر تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۰
دوران کودکی از مهم ترین مراحل زندگی است که در آن پایه های شخصیت فرد شکل می گیرد و خانواده، به عنوان نخستین پایگاه تربیتی کودک به شمار می رود؛ لذا شیوه های تربیتی والدین و شرایط روانی اجتماعی حاکم بر خانواده می توانند تأثیرات عمیقی بر شکل گیری هویت کودک داشته باشند. خانواده های درگیر بحران های روانی، عاطفی یا ساختاری، معمولاً محیطی ناایمن برای رشد فراهم می آورند که می تواند در رفتارها و بازنمایی های کودک به ویژه در آثار هنری اش بازتاب یابد. نقاشی یکی از ابزارهای فرافکن است که از طریق آن می توان به دنیای اندیشه ها، احساس ها و تجارب هیجانی کودک دست یافت. پژوهش حاضر به مقایسه ویژگی های ترسیمی کودکان در خانواده های شاد و دارای بحران، با استفاده از تست ترسیمی آزمون خانواده (مدل کرمن) و مصاحبه با کودکان و والدین آنها، به روش توصیفی تحلیلی می پردازد. شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی است. سطح ترسیمی آزمون خانواده که شامل مؤلفه های خط، رنگ، فضا، فاصله بین اشخاص، بی ارزش نمودن اشخاص، اضافه نمودن شخصیت های دیگر، کمبود محبت، تعیین هویت، و ویژگی های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هستند، مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون مجذور خی دوطرفه تحلیل شده است. آزمودنی ها شامل 50 کودک سنین مابین 8 تا 10 سال دختر بودند که با مراجعه به مدرسه دخترانه شهید بهشتی در منطقه 15 تهران و 12 خانه بازی در مناطق 1، 2، 3، 6، 15، 22 تهران در سال 1402، به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شده اند. در یافته ها در شاخص های «خطوط بارز، پررنگ، آزادانه و بلند»، «خطوط قطعه قطعه، متغیر و پیچیده»، «رنگ های سرد»، «رنگ خاکستری و مشکی» و همچنین شاخص «نزدیک به هم یا دست در دست» و «برجسته کردن شخصی در تصویر» تفاوت معنادار میان خانواده های شاد و دارای بحران مشاهده شد.
۷۰۵.

تبیین مؤلفه های طراحی چندحسی در فضاهای آموزشی مدارس با رویکرد ارتقاء یادگیری و تقویت تعاملات بین نسلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۸
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش فضاهای آموزشی چندحسی در ارتقای کیفیت تجربه های یادگیری و تقویت پیوندهای بین نسلی در بستر مدارس صورت گرفته است. با توجه به اهمیت فزاینده طراحی محیط های یادگیری در شکل دهی به تجربه های آموزشی معنادار، عمیق و پایدار، این مطالعه با رویکردی میان رشته ای تلاش دارد تا ظرفیت های فضاهای چندحسی را به مثابه بسترهایی اجتماعی برای تسهیل، گسترش و تعمیق تعامل میان نسل ها بررسی نماید. روش تحقیق از نوع کمی و کیفی توامان بوده است که در ابتدا از روش توصیفی–تحلیلی و پس رویدادی بوده که بر مبنای مرور نظام مند ادبیات نظری، تحلیل محتوای پژوهش های پیشین و بررسی مطالعات موردی معتبر در خصوص متغیرهای پژوهش انجام شده است. در ادامه، مولفه ها با بهره گیری از مدلسازی معادلات ساختاری، ارتباط میان مؤلفه های پنهان از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفت و مدل مفهومی نهایی در دو سطح اندازه گیری و ساختاری تدوین گردید. نتایج نشان داد که طراحی فضاهایی که هم زمان حس های دیداری، شنیداری، بساوایی و حرکتی را فعال می کنند، نه تنها موجب افزایش انگیزش، تعامل و مشارکت در فرآیند یادگیری می شوند، بلکه بستر مناسبی برای شکل گیری روابط میان نسلی و انتقال دانش، تجربه و ارزش های فرهنگی میان گروه های سنی مختلف فراهم می سازند. در بافت های فرهنگی-اجتماعی دارای ساختارهای سنتی، این مسئله اهمیتی دوچندان می یابد. بر این اساس، توجه سیاست گذاران، طراحان و برنامه ریزان آموزشی به این موضوع، ضروری است.
۷۰۶.

خوانش عرفانی نگاره پناه بردن مجنون به کعبه با استناد بر باب یقظه از منظر خواجه عبدالله انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۰
خمسه نظامی گنجوی یکی از آثار برجسته و تأثیرگذار در ادبیات ایران و جهان به شمار می رود که همواره مورد توجه بسیاری از علاقه مندان قرار گرفته است. از جمله نسخه های خطی مطرح برگرفته از این اثر، نسخه شماره AddMS25900 محفوظ در موزه بریتانیا است که جایگاه ویژه ای در مطالعات تاریخ هنر دارد، چرا که احتمالاً بهزاد در برخی نگاره های آن مشارکت داشته است. به جهت بررسی و مطالعه ارتباط پیدا و پنهان میان متون عرفانی و حکمی با نگارگری، از میان نسخ مختلف، خمسه و از میان نگاره های آن، نگاره «پناه بردن مجنون به کعبه» انتخاب شده است. ضرورت این تحقیق ارائه نمونه پژوهشی در یافتن دلالت های معنایی میان حالات و سکنات شخصیت ها، کتیبه های داخل نگاره، و متن «منازل السائرین» خواجه عبدالله انصاری به منظور گره گشایی پژوهشی به صورت علمی است. لذا هدف این پژوهش را می توان شناسایی ارتباط میان متن «منازل السائرین» خواجه با کلیّت داستان نگاره دانست. این مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای (واقعی و مجازی) انجام شده که نگاره ای منتسب به بهزاد را به صورت غیرتصادفی انتخاب نموده و مورد بررسی قرار داده است. سوال اصلی پژوهش این است که «یقظه» به عنوان مرحله اول سلوک از منظر پیر هرات در نگاره چگونه بروز یافته است؟ نتیجه تحقیق حاکی از آن است که نگارگر جلوه های بصری شئونات یقظه از منظر پیر هرات را در قالب زبان اندام و حالات شخصیت ها در تصویر و کاتب در انتخاب اذکار برگرفته از قرآن کریم و احادیث نبی مکرم اسلام (ص) در بخش های مختلف نگاره به منصه ظهور گذاشته اند. در مجموع عبارات و اذکار مختلف در نگاره اشاره به غنیمت شمردن وقت، تأکید بر داوری روز قیامت، تأمل در پیامدهای گناهان، خطر انکار وعده های الهی و امید داشتن به بخشایش و گشایش درهای رحمت الهی داشته و در حالات و سکنات شخصیت ها توجه قلب به نعمت های بی شمار الهی، عاجز شدن از شمارش نعمت ها و اعتراف به قصور و ناسپاسی در شکر نعمت ها نمود دارد.
۷۰۷.

واکاوی تأثیر شکل و چیدمان مبلمان در ارتقای حس خلوت در کافی شاپ: مقایسه تطبیقی کافی شاپ دوسولی و مربع سیاه مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
بیان مسئله: در جهان معاصر، فضاهای موسوم به مکان سوم نظیر کافی شاپ ها، نقش مهمی در تأمین نیازهای روانی و اجتماعی انسان ایفا می کنند. افراد برای دستیابی به خلوت ذهنی، تعامل جمعی یا سکونت کوتاه مدت، به این فضاها روی می آورند. در این میان، نحوه ی طراحی داخلی و به ویژه شکل و چیدمان مبلمان، بر ادراک کاربران از خلوت اثرگذار است. اهمیت و ضرورت: خلوت، نه فقط به عنوان مؤلفه ای فضایی، بلکه به مثابه کیفیتی ادراکی، در ارتقاء تجربه ی حضور در مکان اهمیت دارد. توجه معمارانه به طراحی مبلمان و آرایش آن می تواند به خلق فضاهایی با طیف های متنوعی از خلوت بینجامد که نیازهای مختلف کاربران را پاسخ گوید. اهداف و سؤالات: این پژوهش با هدف (1) تحلیل طیف خلوت در فضای داخلی کافی شاپ های دوسولی و مربع سیاه مشهد، (2) بررسی ویژگی های شکل و چیدمان مبلمان در هر نمونه، و (3) مقایسه تطبیقی تأثیر این عوامل بر ادراک خلوت کاربران انجام شده است. روش تحقیق: رویکرد پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل تماتیک است. داده ها از طریق مطالعات اسنادی، مشاهده ی میدانی، برداشت فضایی و مصاحبه هدفمند در دو نمونه موردی (کافی شاپ های «دوسولی» و «مربع سیاه» مشهد) گردآوری و با نرم افزار MAXQDA تحلیل شده اند. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که طیف خلوت در فضاهای داخلی مورد مطالعه، متأثر از شکل و چیدمان مبلمان، به صورت چندلایه ای از خلوت فردی تا خلوت جمعی نمود یافته است. در «دوسولی»، ترکیب مبلمان رسمی با چیدمان سلسله مراتبی، خلوت فردی را تقویت کرده، در حالی که در «مربع سیاه»، چیدمان سیال و مبلمان مدولار، به خلوت جمعی اولویت داده است. این تفاوت ها نشان می دهد که طراحی آگاهانه می تواند نه تنها مرزهای فیزیکی فضا، بلکه کیفیت روانی و اجتماعی تجربه ی حضور را نیز سامان دهد.
۷۰۸.

مقایسه به کارگیری کهن الگوی عاشق در ویژگی های بصری و شخصیت سه برند شنل، نسکافه و استی لادر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۴
در جهان امروز، معرفی و شناساندن کالاها، خدمات و فعالیت‌های گوناگون تجاری، اجتماعی و فرهنگی به واسطه‌ی برندینگ و سلسله تلاش‌های سازمان‌یافته‌ی دیزاین امکان‌پذیر شده است. کهن‌الگو‌ها به‌عنوان عنصر الهام‌بخش شخصیت برند، قابل بازنمایی و استفاده در فرآیند دیزاین و خلق بسیاری از برندها هستند. کهن‌الگوها که ریشه در ناخودآگاه جمعی انسان دارند، در حوزه‌های مردم‌شناسی، روان‌شناسی، قوم‌نگاری و ادبیات کاربرد فراوان دارند و به اشکال کمابیش مشابه و همسان از سوی مخاطبان درک می‌شوند. از طرفی برندینگ که از مهم‌ترین‌ جنبه‌های کسب و کار و اقدام‌های سازمان‌یافته برای ایجاد آگاهی و وفاداری در مشتری است، از ظرفیتی گسترده و نامحدود برای برقراری ارتباط برخوردار است. مقاله حاضر که از نظر ماهیت داده، کیفی و از نظر هدف، کاربردی است به مطالعه‌ی موردی مهم‌ترین ویژگی‌های بصری سه برند شناخته‌شده‌ی جهانی و مقایسه‌ی به‌کارگیری کهن‌الگوی عاشق در خلق شخصیت آن سه برند می‌پردازد. چهارچوب نظری مقاله مبتنی برنظریه‌ی کهن‌الگویی یونگ است و در بخش برندینگ از نظریه‌های به‌کارگیری ویژگی‌های روانی در برندیگ بهره می‌یرد. یافته‌های نظری تحقیق نشان‌می‌دهد که شخصیت برند به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان برند دارای قابلیت‌هایی برای بازنمایی ویژگی‌های کهن‌الگوها بر اساس اهداف برند است. کهن‌الگوی عاشق در برند شنل، کارکردی دوگانه به صورت جذاب‌‌واقع‌شدن و حفظ هویت در برابر معشوق، در برند نسکافه در راستای حس انسان‌دوستی و در برند استی‌لادر از طریق صمیمیت، زنانگی و ثبات نمود یافته است و در ویژگی‌های بصری هر سه برند از‌جمله طراحی لترمارک و پالت رنگی، نشانه‌هایی مستقیم، غیر مستقیم، مستقیم و غیر مستقیم از کهن‌الگوی عاشق می‌توان یافت.
۷۰۹.

ارزیابی رضایت مندی ساکنین مسکن حداقل براساس نیازهای انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۳
بیان مسئله: یکی از راه حل های شایع در تأمین مسکن توسط دولت ها، برنامه ریزی و ساخت مسکن اجتماعی می باشد. حداقل سازی به عنوان یک رویکرد کاربردی در مسکن اجتماعی بسیار استفاده می شود به گونه ای که می توان این نوع مسکن را مسکن حداقل نیز نامید. کمینه کردن فضاها در مسکن حداقل به عنوان یک راه حل متداول، موجب نادیده گرفته شدن کیفیت محیط های مسکونی که عاملی تأثیرگذار بر کیفیت زندگی انسان و در نتیجه رضایت مندی در محیط مسکونی ساخته شده است، می گردد. در نتیجه توجه به عوامل و مؤلفه های تأثیرگذار در افزایش کیفیت زندگی و در نتیجه ایجاد رضایت مندی سکونتی در مسکن حداقل اهمیت دارد. هدف: هدف از این پژوهش بررسی مؤلفه های مؤثر در تأمین نیازهای انسانی در مسکن حداقل که در نتیجه منجر به افزایش سطح رضایت مندی سکونتی در ساکنین این گونه از مسکن می گردد، می باشد. روش: در این پژوهش در مرحله اول به روش تحلیلی-توصیفی متغیرها و ریز معیارهای مؤثر در ایجاد رضایت مندی براساس نیازهای انسانی ارائه گردید. سپس میزان تأثیرگذاری هرکدام از متغیرها در تأمین نیازهای انسانی با توجه به مؤلفه های محیطی و انسانی ارزیابی شد. برای این منظور به وسیله پرسش نامه بسته پاسخ با مقیاس لیکرت 5 گزینه ای، از 331 نفر از ساکنین مسکن مهر شهر رشت، 8 سوال فردی و 37 سوال ارزیابی برای 5 عامل انسانی و 7 عامل محیطی پرسیده شد. نتایج به روش آمار توصیفی و استنباطی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته ها :نتایج پژوهش نشان داد علاوه بر توجه به مؤلفه های نور و ابعاد و سرانه ها (تسهیلات مسکن) و ایمنی در طراحی مسکن حداقل، پارامترهایی مانند انعطاف پذیری و دسترسی مناسب و همچنین سیمای شهری در ارتقا کیفیت مسکن حداقل و رفع نیازهای انسانی تأثیر به سزایی دارند و لحاظ کردن این مؤلفه ها در طراحی مسکن حداقل، به منظور افزایش رضایت مندی ساکنان حائز اهمیت می باشد. با افزایش نیازهای قلمروگزینی، حس تعلق خاطر و زیبایی شناسی از طریق تدوین اصول طراحی فضاها از نظر کالبدی و عملکردی نیز می توان به این هدف دست پیدا کرد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد علاوه بر توجه به مؤلفه های نور و ابعاد و سرانه ها (تسهیلات مسکن) و ایمنی در طراحی مسکن حداقل، پارامترهایی مانند انعطاف پذیری و دسترسی مناسب و همچنین سیمای شهری در ارتقا کیفیت مسکن حداقل و رفع نیازهای انسانی تأثیر به سزایی دارند و لحاظ کردن این مؤلفه ها در طراحی مسکن حداقل، به منظور افزایش رضایت مندی ساکنان حائز اهمیت می باشد.
۷۱۰.

تحلیل نمادشناسانۀ نگاره های نسخۀ شاهنامه میرزا صالح با تکیه بر مفاهیم «ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی» از دیدگاه پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۴
در فرهنگ کهن ایرانی، به فراخور اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، همواره جمعی از هنرمندان نگارگر در راستای اعتلای ادبیات غنی این مرزوبوم، به شاهنامه نگاری و مصور کردن آن اهتمام ورزیده اند که با توجه به مضمون اسطوره ای شاهنامه فردوسی و پیوند ناگسستنی آن با زبان نمادین، درک عالم لطیف و سرشار از رمز و راز نقاشی های ایرانی نیازمند تأویل و رمزگشایی است. یکی از نمونه های برجسته در این زمینه، نسخه ای از شاهنامه بدون تاریخ کتابت، معروف به نسخه میرزا صالح است که در کتابخانه کاخ گلستان نگه داری می شود و در سال 1400 شمسی رونمایی شد. هدف این پژوهش بنیادی افزون بر معرفی این نسخه، شناخت نمادهای تصویری مفاهیم ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی در چهار نگاره برگزیده از شاهنامه میرزا صالح است. ازاین رو سؤال های پژوهش حاضر  عبارت اند از:  1. چهار مفهوم اصلی ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی در میان نگاره های منتخب با چه نماد هایی و چگونه به شیوه مکتب اصفهان بازنمایی شده اند؟ 2. کدام یک از مفاهیم ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی بیش از همه در شاهنامه میرزاصالح به تصویر کشیده شده است؟ روش تحقیق این پژوهش، توصیفی تحلیلی، از نوع کیفی است و شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی همچنین با رویکرد نمادشناسانه پیرس است. نتایج این مطالعه نشان داد که چهار مفهوم موردنظر از طریق شخصیت های نمادین همچون سیاوش، موجودات موهوم اسطوره ای همچون اژد ها، عناصر نمادین مانند رنگ ها و ابزارهای اسطوره ای فراتر از معنای ظاهری و در چارچوب قرارداد های فرهنگی ایران باستان مصور شده اند و بیشترین ارتباط معنایی را ایجاد کرده اند. همچنین، با توجه به بررسی 43 نگاره نسخه میرزاصالح و تحلیل دقیق 4 نگاره منتخب، می توان نتیجه گرفت که مفهوم «ملیت ایرانی» پرتکرارترین و برجسته ترین مضمون به تصویر کشیده شده است، درحالی که مفاهیم «عدالت» و «پاکی» کمترین نگاره ها را به خود اختصاص داده اند.
۷۱۱.

میدان دید به مثابه قلمروی قدرت؛ بازنمود سازوکارهای نظارت پلیسی در کلانشهر مدرن: نمونه موردی فیلم های روز شیطان (1373) و دست شیطان (1360)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۲۸
سینمای نظارت به عنوان یک مسیر مطالعاتی در حال گسترش در پژوهش های آکادمیک، با تکیه بر نظریات میشل فوکو، به بررسی زیباشناسی نظارت و منطق های جدید بازنمایی در سینما می پردازد. پژوهش حاضر با تمرکز بر دو فیلم روز شیطان (۱۳۷۳) و دست شیطان (۱۳۶۰) از سینمای ایران به بررسی بازنمود نظارت پلیسی و مکانیزم های کنترل در روایت این آثار می پردازد. برای این منظور در ابتدا، چهارچوب نظری گفتمان نظارت بر پایه اندیشه های فوکو و مفهوم پان اپتیکون تشریح شده و سپس رابطه میان مدیوم سینما و پدیده نظارت از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار می گیرد. سپس هر فیلم به طور جداگانه مورد مطالعه قرار می گیرند با تمرکز بر نحوه بازنمایی نظارت سراسربینانه، نقش فناوری های بصری، فضاهای کلانشهری و پیچیدگی های هویتی چالش برانگیز. یافته های پژوهش نشان می دهد که این دو اثر به عنوان نمونه هایی از سینمای نظارت، رابطه پیچیده میان فناوری، قدرت و هویت را در بستر سیاسی   اجتماعی به تصویر می کشند.
۷۱۲.

واکاوی عناصر ادراک بصری در معماری اسلامی با رویکرد تداعی گری ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۵
معماری اسلامی با زبان بی بدیل خود، از دیرباز به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارهای ارتباطی و انتقال مفاهیم فرهنگی، اجتماعی و مذهبی بوده است. مقاله حاضر با ارزیابی جامع متغیرهای مشتق از معماری اسلامی از جمله تقارن، تمرکز، ترکیب و تکامل، به بررسی تأثیر این متغیرها بر میزان تداعی گری و به یادماندنی بودن بناهای معماری اسلامی می پردازد. در این پژوهش، با ترکیبی از روش کمی و کیفی که شامل پرسش نامه ای تصویری بود، به واکاوی نظرات آزمودنی ها منطبق بر فرم های ادراک بصری و تحلیل آن ها پرداخته شده است. نتایج حاصل از تحلیل داده های پرسش نامه نشان می دهد که ترکیب سه شکل ایستا با یکدیگر دارای بیشترین میزان به خاطرسپاری و تداعی گری (82درصد) است یا به طور خاص و در حالت (کلیت نامتقارن و حضور خردتقارن ها). اگرچه این عامل از ارزش ویژه نسبتاً کمی برخوردار است؛ اما درصد به خاطر سپاری آن بیشتر از حد انتظار (70درصد) بدست آمده است. نتایج این پژوهش می تواند در طراحی بناهای جدید معماری با کاربری های مختلف و درک بهتر از تأثیر آن بر ذهن و روان انسان مؤثر باشد.
۷۱۳.

دسته بندی مبانی نظری معماری و شهرسازی مبتنی بر لایه ها، راهبرها و ویژگی های شاخص ماهیت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۳۲
مقدمه: پژوهش حاضر به مسئله ای بنیادین در معماری و شهرسازی می پردازد که ناشی از دشواری شناخت و دسته بندی مبانی نظری به دلیل گستردگی مفاهیم، پیچیدگی تعاریف و ابهام در روابط متقابل آن ها با مداخلات محیطی است. این وضعیت موجب محدودیت در انتخاب و انطباق نظریات با نیازهای طراحی و تصمیم گیری های محیطی شده و ضرورت ارائه شاخصی شفاف و کارآمد را دوچندان کرده است. هدف پژوهش: تدوین چارچوبی تحلیلی بر پایه شاخص ماهیت شناسانه برای تفکیک مبانی نظری براساس توان بالقوه (نقش شناختی) و بالفعل (نقش میانجی گری) و سازمان دهی آن ها میان شش لایه و هشت ویژگی مشترک است. ضرورت پژوهش از شکاف های موجود در ادبیات و فقدان چارچوبی برای اتصال نظام مند میان نظریات و مداخلات محیطی ناشی می شود. این امر، به ویژه در پروژه هایی که نیازمند انطباق انعطاف پذیر نظریات با شرایط متغیر محیطی هستند، اهمیت دارد. روش شناسی: روش شناسی تحقیق بر تحلیل گفتمان کیفی استوار بوده و با استفاده از نرم افزار MAXQDA، کدگذاری، مدل سازی مفهومی، هم بستگی یابی و اعتبارسنجی شاخص ها انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل ۱۱۱ منبع منتخب تخصصی در پنج دهه اخیر بوده که براساس نمونه گیری هدفمند، گردآوری و تحلیل شدند. یافته ها و بحث: نتایج نشان می دهد که مفهوم «راهبر» برآمده از اشتراک محتوا بین لایه و ویژگی های مشترک مبانی نظری، موجب تفکیک دقیق مبانی نظری به دو دسته درون رشته ای (انواع عینی و توصیه ای) و بین/فرارشته ای (انواع ذهنی و تجویزی) شده است. این دسته بندی توانسته دقت در تطبیق مبانی با نیازهای طراحی و مداخلات محیطی را به طور چشم گیری افزایش دهد. همچنین، خصلت های بنیادین هر دسته و مصادیق انتسابی آنها، همراه با روابط میان لایه ها و ویژگی ها، استخراج و ارائه شده است. نتیجه گیری: شاخص ماهیت شناسانه پیشنهادی، ضمن تقویت قابلیت تفکیک و انطباق مبانی نظری، ابزار تحلیلی ارزشمندی برای طراحان، برنامه ریزان و پژوهشگران فراهم می کند که می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری های محیطی و ارتقای همگرایی میان نظریه و عمل در معماری و شهرسازی بینجامد.
۷۱۴.

مطالعه نقش سرمایه فرهنگی در ادراک محیطی آثار هنری شهری؛ نمونه پژوهش: باغ هنر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
درک و تفسیر آثار هنر شهری وابسته به میزان آشنایی مخاطبان با مفاهیم فرهنگی و توانایی آن ها در خوانش نشانه های بصری است. در بسیاری از فضاهای شهری، شکافی میان پیام مدنظر هنرمند و برداشت مخاطب شکل می گیرد که این موضوع می تواند کارکرد فرهنگی و هویتی آثار را کاهش دهد. براساس نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، تفاوت در سطح دانش فرهنگی، تجربه های هنری و سلیقه زیبایی شناختی افراد نقش تعیین کننده ای در نحوه ادراک و تفسیر پدیده های هنری دارد؛ بنابراین بررسی میزان اثرگذاری سرمایه فرهنگی بر ادراک آثار هنر شهری ضرورتی پژوهشی به شمار می آید. هدف این مطالعه، سنجش نقش سرمایه فرهنگی در ادراک فرهنگی مخاطبان از آثار هنری شهری با تأکید بر نمونه باغ هنر شیراز است. پژوهش با رویکرد کاربردی و روش توصیفی تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد و پس از پالایش، ۱۲۰ پرسش نامه معتبر وارد تحلیل شد. در تحلیل داده ها از آزمون هم بستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی (PCA با چرخش Varimax)، آلفای کرونباخ، شاخص کفایت نمونه KMO، آزمون بارتلت و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. مقدار 0.635KMO و نتایج بارتلت با 0.001p < معنادار بود. سه عامل اصلی استخراج شد که حدود ۵۲.۵درصد واریانس را تبیین کردند. رابطه بین سرمایه فرهنگی و ادراک فرهنگی مثبت و معنادار بود ( 0.38 r =) و نتایج رگرسیون نشان داد سرمایه فرهنگی، پیش بینی کننده مؤثر ادراک فرهنگی است (0.256β = ، 0.0001p =). یافته ها نشان می دهد افزایش سطح سرمایه فرهنگی می تواند زمینه درک عمیق تر و دقیق تر پیام های هنر شهری را فراهم سازد.
۷۱۵.

مروری بر منابع و رویکردها در گونه شناسی آثار جریان خوشنویسانه در هنر خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
مقدمه: خوشنویسی، به عنوان والاترین هنر در جهان اسلام، از نیمه دوم سده بیستم، در پی تلفیق با هنر مدرن، در قالب جریان هایی همچون سقاخانه، حروفیه، نقاشی-خط و... دچار دگرگونی هایی اساسی شده و گونه ها و رویکردهای نوینی پدید آورده است. این گونه ها که در این مقاله تحت عنوان کلی «جریان خوشنویسانه معاصر کشورهای خاورمیانه» نام گذاری می شوند، به سبب تنوع و گستردگی، پرسش هایی را به وجود آورده اند. از سوی دیگر، انبوه منابع موجود پیرامون این جریان، دسترسی جامع به نظریات همه محققان را دشوار ساخته است. اهداف و سؤال ها: به منظور حل مسئله چالش های به وجود آمده پیرامون تنوع و گستردگی آثار جریان خوشنویسانه معاصر کشورهای خاورمیانه انجام پژوهشی باهدف بررسی سیر تحولات گونه های مختلف آثار خوشنویسانه ضرورت می یابد. ازاین رو مقاله درصدد است به سؤال های پژوهش مبنی بر اینکه خوشنویسی چگونه توانسته در متن هنر معاصر بازیابی و بازخوانی شود؟ و هنرمندان چگونه خوشنویسی را دستمایه خلق آثار نوین قرار داده اند؟ و در این راستا چه موضوعات و مفاهیمی مدنظر آنان قرار داشته است؟ روش ها: پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای انجام شده است. در نخستین گام، نظریات پژوهشگران برجسته ای چون خطیبی-سیجلماسی، علی، پورتر، داغر، عیسی و کشمیرشکن که در دهه های اخیر تحلیل های جامع تر و منسجم تری نسبت به سایر محققان و در راستای اهداف پژوهش انجام داده اند، بررسی می شود. سپس روایت های مختلف با یکدیگر مقایسه شده و گونه های مختلف شناسایی و تحلیل می گردند. یافته ها و نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که در گونه های مختلف آثار خوشنویسانه، گاهی جنبه های فرمالیسم و گاه محتوا نقش غالب داشته اند. مضامین محتوایی نیز طیفی گسترده از مفاهیم ادبی، سیاسی، اجتماعی و تاریخی را در برمی گیرند. از منظر سیر تحول تاریخی این گونه ها، آثار اولیه یا به سنت خوشنویسی و یا به هنر مدرن گرایش داشته اند، اما به مرور تحول یافته و چرخشی به سوی هنر آوانگارد در آن ها دیده می شود. در رویکرد مدرن، در کنار مواد و مضامین نو، همچنان تمایل به واکاوی فرم های خوشنویسی سنتی وجود دارد؛ اما در رویکرد آوانگارد دگرگونی های بنیادین تری در فرم و محتوا در حال شکل گیری است.
۷۱۶.

ارزیابی و مدیریت هوشمند انرژی در ساختمان های شهر مریوان با استفاده از نقشه های انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۷
کشور ایران با چالش های اساسی در زمینه تولید وتأمین انرژی در مقیاس کلان مواجه است. ناترازی انرژی به چالش اصلی کشور تبدیل شده و بر کشاورزی، بازار، صنعت و حتی امنیت ملی هم تأثیر منفی گذاشته است. برآورد نیاز انرژی در مقیاس شهری بر اساس داد ه های واقعی یا شبیه سازی برمبنای بِنچ مارک (نشان)های انرژی، یک ابزار دقیق برنامه ریزی و مدیریت مصرف انرژی است. در این پژوهش مصرف انرژی شهر مریوان در سطح ساختمان برآورد شده و سپس بر اساس آنها نقشه های دقیق نیاز انرژی شهر تولید شده اند. محاسبات پس از انجام غربالگری و پایش داده های واقعی با استفاده از دو متغیر مستقلِ مساحت فضاهای کنترل شده و کاربری ساختمان و همچنین متغیر وابسته یعنی مصرف سالانه برق و گاز و مصرف سالانه کل انرژی (مجموع برق و گاز) با مدل سازی GIS نهایی شدند. نتایج نشان می دهد که هر ساختمان با کاربری مشخص، چه میزان انرژی برق وگاز نیاز دارد. نتایج نشان می دهد بیشترین میزان مصرف مربوط به بخش میانی شهر بوده و بخش شمالی کمترین انرژی را مصرف کرده است. در مجموع ساختمان های مسکونی ده برابر بیشتر از ساختمان های غیرمسکونی انرژی مصرف کرده اند. تحلیل نقشه ها نشان می دهد شهر مریوان سالیانه به 2032 مگاوات ساعت انرژی گاز و 117مگاوات ساعت انرژی برق نیاز دارد. بر اساس تحلیل های به دست آمده، بیشترین نیاز انرژی برق برابر 41 مگاوات ساعت مربوط به فصل تابستان و کمترین آن برابر 33 مگاوات ساعت مربوط به فصل بهار است. درحالی که بیشترین مصرف گاز 855 مگاوات ساعت در فصل زمستان بوده و کمترین مصرف 239 مگاوات ساعت در فصل تابستان بوده است.
۷۱۷.

مقایسه تطبیقی تناسبات نمای ورودی و فضای داخلی گنبدخانه در بقاع متبرکه دوره صفوی در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۸۳
در تاریخ تمدن اسلامی ایران، بقاع متبرکه پس از مساجد نقش برجسته ای در معماری داشته اند. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل تناسبات نمای کلی ورودی، سردر و فضای داخلی گنبدخانه نمونه های منتخب این دوره است. روش تحقیق شبه تجربی و با رویکرد استقرایی بوده و داده ها از منابع کتابخانه ای، نقشه های معماری و مشاهدات میدانی گردآوری شده و نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد در طراحی این بقاع از الگوهای هندسی هم گرا مانند مستطیل طلایی و شش ضلعی منتظم استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد هم گرایی هندسی در همه دوره های صفوی حفظ شده و استفاده از شش ضلعی و مستطیل طلایی در برخی نمونه ها، به ویژه دوره دوم و سوم، مشهود است. همچنین تفاوت کارکرد بقاع تأثیری بر این تناسبات نداشته است.
۷۱۸.

تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در دوران وقوع پاندمی (نمونه موردی: کوچه های منتخب از محله زعفرانیه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۹
در این دوران که تحولات چالش برانگیز محیطی و بهداشتی اجتناب ناپذیرند، همه گیری کووید-19 به آشکارسازی میزان آمادگی فضاهای شهری ما برای رویارویی با بحران ها پرداخته است. کوچه ها که عناصر مهمی از پیکره شهری محسوب می شوند، اهمیت خود را بیش از پیش برای اقشار آسیب پذیر، مانند کودکان در دوران همه گیری، جایی که با محدودیت های جدی در دسترسی به امکانات تفریحی و اجتماعی مواجه شده اند، بروز دادند. با تمرکز بر محله زعفرانیه تبریز، در این پژوهش سعی شده است تا با توجه به ویژگی های کودکان و نقش مهم آن ها در ارتباط با محیط زندگی، اصولی برای طراحی کوچه های زیست پذیر از دیدگاه کودکان مورد بررسی قرار گیرد. در رویکرد تحقیق که به جنبه های کاربردی و توسعه ای می پردازد، علاوه بر تحلیل توصیفی، به استخراج مستندات نظری از منابع کتابخانه ای و بررسی ادبیات پژوهش پرداخته و اطلاعات میدانی نیز از طریق مشاهده و مصاحبه به دست آمده است. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در محله زعفرانیه تبریز بر پایه چهار بعد است: کالبدی-فضایی، عملکردی، منظر شهری و اجتماعی- فرهنگی؛ که برای تحقق و ارتقای آن ها نیازمند ایمن سازی، توسعه دسترسی به فضاهای سبز و فراهم آوردن موقعیت هایی برای بازی و تعاملات کودکانه هستیم. در نهایت این مطالعه، با پیشنهاداتی مشخص برای بهبود فضاهای شهری با توجه به نیازهای کودکان و درک عمیق تر از تأثیرات پاندمی بر استفاده از فضاهای عمومی، به مجموعه دانش موجود در این حوزه می افزاید و راهبرد های مواجهه با چالش های بهداشتی آینده را معرفی می کند.
۷۱۹.

تحلیل تطبیقی تجسد حیوان در دیوارنگاره های غار لاسکو و فیلم گاو مهرجویی؛ با اتخاذ رویکرد تن محور موریس مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۷
نمود شاکله بدنی حیوانات، بر دیوارنگاره غارها و قدمت مصوّر ساختن آن ها پیش از هر ابژه یا سوژه دیگری، بیانگر رابطه پیچیده و بدنمندانه بشر نخستین با حیوانات است؛ که هنر آن را به شکلی بی واسطه بر ما پدیدار می سازد. در پدیدارشناسی مرلوپونتی، حیوانات نیز به منزله موجوداتی بدنمند، که می توانند دارای ادراکات حسی مشابه انسان باشند، مورد توجه قرار می گیرند. از سوی دیگر، سینما از جمله هنرهایی است که هنرمند برای خلق جهان خویش در آن، نیاز به کنش گری بدنمند دارد. بدن می تواند حامل بیشترین امکان برای معنایابی اثر هنرمندی باشد که خود دارای ادراکی بدنمند است. این تحقیق با اتکا به روش پدیدارشناسانه، تحلیلی تطبیقی از صورت بندی بدن ها در شاکله انسانی و حیوانی ارائه می دهد و در آن، نسبت بدنمندانه این دو را در زندگی انسان بدوی (غارنگاره ها) و در عصر حاضر (فیلم گاو) مورد کنکاش قرار می دهد. همچنین، از خلال جمع بندی مؤلفه های ادراک بدنمند، می توان هنر را که اساساً بنیانی بدنمند و تنانه دارد، مورد پردازش و تحلیل قرار داد. با بررسی نمونه های مورد بحث، استنباط می شود که موجودات بدنمند، به واسطه بهره گیری از ادراک حسی، دارای تأثیراتی متقابل و غیرقابل انکار بر یکدیگر هستند، و این موضوع بر فرآیند شکل گیری آثار هنرمندان از دیرباز تا کنون، نقشی بنیادین داشته است.
۷۲۰.

بررسی مفاهیم هویت و تبعیض از منظر اینترسکشنلیتی در شخصیت پردازیِ نمایشنامه عرق اثر لین ناتج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۵
اینترسکشنلیتی نظریه و رهیافتی عملی است که از یک­سو در مطالعات انتقادی نژاد و از سوی دیگر در مطالعات فمینیستی ریشه دارد و اکنون به‌طور گسترده در رشته‌های مختلف ازجمله تحلیل درام به کار گرفته می‌شود. این نظریه به ما یادآوری می‌کند که هویت افراد فقط از یک شاخصۀ هویتی ساخته نمی­شود، بلکه از مجموعه‌ای از عوامل مختلف نظیر جنسیت، نژاد و طبقۀ اجتماعی شکل می‌گیرد که گاهی تعامل و تأثیر­پذیری متقابل این عوامل می­تواند در جامعه­ای نابرابر به شکل‌گیری تبعیض­های اینترسکشنلی منجر شود که تجربه­ای منحصر­به­فرد به شمار می‏رود. اینترسکشنلیتی به­عنوان رویکردی در تحلیل درام لنزی برای درک بازنمایی شخصیت­ها با هویت­های چندگانه در میان تبعیض­های درهم­تنیده فراهم می­آورد. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش برآمده است که مفاهیم هویت و تبعیض اینترسکشنل در شخصیت­پردازی نمایشنامۀ عرق چگونه نمود می­یابد؟ یافته­های این پژوهش نشان می­دهد لین ­ناتج در نمایشنامۀ عرق با شخصیت‏پردازی اینترسکشنل و با برجسته ­کردن تعامل و تأثیر متقابل انواع تبعیض نظیر تبعیض‌های­ جنسیتی، نژادی و اقتصادی در بازنمایی هویت­های چندگانه کارگران جامعه­ای روبه‌زوال و تبعیض­های درهم­تنیده مرتبط با این هویت­ها کوشیده است، نیز نقش قدرت را­ در شکل­گیری این تبعیض­ها درون حوزه­های درهم­تنیده آن منعکس کرده است. تعیین زمینه­های اجتماعی با تمهیداتی نظیر ذکر اخبار و وقایع مستند که ارائه نابرابری اجتماعی را به شکلی رابطه­مند در جامعه­ای مشخص ممکن کرده از ویژگی­های دیگر این نمایشنامه پیچیده و عمیق است؛ نابرابری که نه ناشی از عاملی منفرد بلکه شکل‏گرفته از عواملی متعدد است. ضرورت عدالت اجتماعی نیز از طریق نشان­دادن پیامدهای نادیده‌انگاری شخصیت‌های حاشیه‌نشین به­ویژه در ارتباطِ دیگر شخصیت­ها با اسکار و عاقبت استن برجسته می­شود و همۀ این موارد از موضوعات محوری در نظریۀ اینترسکشنلیتی به شمار می‏رود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان