ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۶۲۱.

آب محور توسعه پایدار دارالخلافه باهره، تهران عصری ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۵
توسعه پایدار در مفهوم عام خود، تنها رفاه و بهزیستی نیست بلکه همساز با زیست بوم (اقلیم)، رهنمای رشد یا بهبود حیات جوامع انسانی است. در این نگاه توسعه همچون شریانی حیاتی است که در استقرارگاه های انسانی همچون شهرها جاری و ساری اند و به دنبال خود بایستگی و پایایی را برای شهرها به ارمغان آورده اند. در این مفهوم، آینده، تنها در استمرار رفتار گذشتان با محیط، هستی می یابد. بدین معنا، گذشتگان آموختن تا در ذیل مفهوم توسعه پایدار، بقا و هستی خود را ضمانت کنند. جستار پیشرو، با بهره گیری از نظریه نحو فضا، به بازخوانی هویت مکانی آب در ذیل هویت تاریخی آن پرداخته است. در این پژوهش ساختار فضایی دارالخلافه تهران عصر ناصری، با تحلیل نقش آب در شهر، به وساطت حافظه تاریخی آن، مورد بازخوانی دوباره قرارگرفته است. پژوهش حاضر، از نظر هدف در زمره تحقیقات بنیادین و از نظر ماهیت و روش توصیفی–تحلیلی است. بر مبنای هدف یاد شده، پرسش پژوهش عبارتست از اینکه؛ متغیر آب (قنات)، به مثابه محرک توسعه پایدار، چه تأثیری و نقشی در تکوین و انبساط مدنیت شهری بافت تاریخی تهران عصر ناصری داشته است؟نتایج منتج از جستار حاضر حاکی از آن است، گشایش حصار کهن و برپایی حصار نو هم راستا با بافت کهن و درآمیزش با سه مؤلفه محیط طبیعی، سازه های آبی انسان ساخت و فضاهای شهری همراه بوده است. همچنین، افزایش شاخص هم پیوندی فزونی (اقتصاد حرکت)، برگرفته از پیکره بندی فضا (مسیر قنات ها) در تهران عصر ناصری در نظم نوین خیابان های شهر، راهبردی برای هم رنگ و هم سو شدن با مفهوم جدید شهرسازی (مدرنیته) در جوار بافت کهن که بر پایه توسعه پایدار بوده، شکل گرفته است. این راهبرد، بستر لازم را از برای پذیرش ماهیت محلات جدید فراهم آورده و در کنار آن اصل سازگاری محلات جدید را با ساختار محلات قدیم مبتنی بر الگو و نحوه پراکنش کاربری ارضی و هستی محلات را نیز به همراه داشته است.
۶۲۲.

ریخت شناسی تحلیلی دیو در آثار محمد سیاه قلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۲۲
دیو یکی از نقش های پربسامد در نقاشی های ایرانی است که طی سده های متمادی به عنوان موجودی اهریمنی و زیانکار تصویرسازی شده است. در این میان، توجه محمد سیاه قلم، هنرمند عجیب نگار سده هشتم مکتب هرات، به این موجودات و تصویرسازی آن ها با ویژگی های ظاهری متنوع، قابل تأمّل و نیازمند بررسی بیشتر است. هدف این پژوهش، مطالعه خصوصیات ظاهری دیوهای محمد سیاه قلم و شناخت ویژگی های بصری این دیوان است. سؤال پژوهش هم معطوف به چیستی این ویژگی های بصری است. روش پژوهش پیش رو، کیفی و از نوع توصیفی-تحلیلی است و شیوه جمع آوری اطلاعات، به روش کتابخانه ای و با ابزارهایی همچون فیش برداری، تصویرخوانی، جداول و آمار انجام گرفته است. نمونه گیری پژوهش، به صورت هدفمند بوده و شامل تمامی نگاره های دیو محمد سیاه قلم است که از موزه های توپقاپی استانبول، گالری هنر فریر و موزه متروپولیتن نیویورک جمع آوری شد و درنهایت، داده های به دست آمده، به روش استقرایی تجزیه وتحلیل شده اند. نتیجه گیری کلی از تحلیل ویژگی های بصری دیوهای سیاه قلم در شش بخش شامل «ویژگی ظاهری کلی، سر و چهره، دُم، پوشش، زیورآلات و متعلقات» اذعان داشت که هر یک از دیوها در قیاس با دیگری به لحاظ ویژگی های ظاهری، تزئینی و متعلقات کاملاً منحصربه فرد بوده و تشابهی با دیگر همسانان خود ندارد و از هویتی مستقل برخوردار است. او در ترسیم بصری دیوها با اعمال برابر ویژگی های انسانی و حیوانی در حالات مختلف، سعی در بازنمود چهره دوگانه نیمه انسانی و نیمه حیوانی مطابق با سنت بصری دیو در نگارگری دارد؛ اما در بخش اندام، غلبه با وجه انسان گونگی است حال آنکه در بخش های سر و چهره (گوش، چشم، مو، دماغ) و نیز شاخ و دم، حیوان گونگی غالب است. علاوه بر آن، وی در نمایاندن ویژگی های انسانی، جز اندام و چهره از عناصر «پوشش، زیورآلات و متعلقات» انسانی نیز بهره گرفته است.
۶۲۳.

بازخوانی چالش های توسعه در منظر شهری نطنز با تأکید بر عناصر سازمان فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۳
منظر شهری بازتابی از هویت، تاریخ، فرهنگ و ساختار فضایی هر شهر است و سازمان فضایی به عنوان بستر کالبدی این منظر، نقشی بنیادین در شکل گیری ادراک فضایی و هویت شهری ایفا می کند. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهر تاریخی نطنز، به خوانش عناصر سازمان فضایی آن شامل قلمرو، مرکز، ساختار و کل های کوچک می پردازد تا تأثیر دگرگونی های ناشی از توسعه معاصر بر منظر شهری را تحلیل کند. نطنز نمونه ای از شهرهای ایرانی است که سازمان فضایی آن در پیوند با بستر طبیعی، سلسله مراتب عملکردی و نظام معیشتی-اجتماعی شکل گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیلی-تفسیری، برپایه مطالعات کتابخانه ای، متون تاریخی، مشاهده میدانی و تحلیل نقشه ها انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که عناصر سنتی سازمان فضایی نطنز از جمله باغات پیرامونی به عنوان مرزهای طبیعی قلمرو، مراکز مذهبی و اجتماعی در قلب ساختار فضایی، شبکه ارگانیک مسیرها و پیوندهای عملکردی، در حفظ انسجام فضایی و معنا بخشی به منظر شهر نقشی کلیدی داشته اند. با این حال، توسعه های چند دهه اخیر از جمله ساخت وسازهای جدید، خیابان کشی ها و گسترش نامتوازن شهر، موجب گسست در سازمان فضایی، تضعیف مرکز تاریخی، از بین رفتن پیوستگی عملکردی و کاهش خوانایی منظر شهری شده اند. نتیجه این دگرگونی ها، تضعیف هویت تاریخی شهر و کاهش تعلق خاطر شهروندان به فضاهای تاریخی بوده است. بر این اساس، بازشناسی و بازآرایی عناصر سازمان فضایی با تکیه بر بستر طبیعی و ساختار تاریخی شهر، می تواند راهبردی مؤثر برای هدایت توسعه پایدار و ارتقاء کیفیت منظر شهری نطنز و شهرهای مشابه باشد. این مطالعه تلاش دارد تا با تأکید بر جایگاه سازمان فضایی در فهم منظر شهری، زمینه ای برای سیاست گذاری های مکان محور در مدیریت توسعه شهرهای تاریخی فراهم آورد.
۶۲۴.

امکان سنجیِ تمرینات دلقک ژاک لوکوک در سایکودرام با تمرکز بر طرح واره انزوای اجتماعی جفری یانگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۳
ژاک لوکوک به عنوان یکی از نظریه پردازان تاثیرگذار در حوزه بازیگری و به ویژه تئاتر فیزیکال در قرن بیستم شناخته می شود. یکی از پیشنهادات لوکوک برای بازیگران تمرین های دلقک است که وی از آن با عنوان دلقک شخصی یاد می کندکه بسیار متفاوت از دلقک آشنای حاضر در سیرک است. دلقک لوکوک با محوریت بخشیدن به تجربه های شخصی یا همان تجربه زیسته بازیگر، در مسیر خلق شخصیتی معاصر و رهایی بخش در کار بازیگران در هر دو ساحت تمرین و ایفای نقش های متنوع قرار می گیرد. از سوی دیگر و در حوزه روانشناسی، جفری یانگ رویکرد درمانی خود را طرحواره درمانی و یکی از طرحواره های هشتگانه در این رویکرد را طرحواره انزوای اجتماعی نام می نهد. او طرحواره درمانی و یا رفتاردرمانیِ شناختی را یکی از شیوه های موثر در درمان اختلالات شخصیت معرفی می کند. از منظر جفری یانگ طرحواره انزوای اجتماعی در یک شرح کلی به این معنا است که برخی تجربه ها باعث می شوند افراد نتوانند با دیگری رابطه خوبی داشته باشند و به همین دلیل در انزوا می روند. سایکودرام یا تئاتردرمانی روشی است که به افراد در فرایند درمان کمک می کند تا مشکلات اجتماعی و روانشناختی خود را در بافتی واقعی بازآفرینی و اجرا کرده و با پشت سر گذاشتن معضلات روانشناختی و رفتاری خود زندگی سالم تری داشته باشند. در این مقاله پرسش اصلی حول محور امکان سنجی روش دلقک لوکوک برای حوزه سایکودرام به منظور استفاده اشخاص دارای طرحواره انزوای اجتماعی شکل گرفته است و هدف از انجام پژوهش سنجش ظرفیت های دلقک ژاک لوکوک جهت به کارگیری تمرینات آن در حوزه تئاتردرمانی است. روش انجام پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است. در نهایت با توجه به روش لوکوک پنج تمرین با طرح موقعیت های سلام، آینه، افشا، برتری و منتقد برای کار با افراد موردنظر، توسط نگارندگان طراحی و پیشنهاد شده است.
۶۲۵.

بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر حوزه پیرامونی (نمونه موردی: مجتمع تجاری برج تجارت قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۶
اثرات شهرسازی مدرن بر نیازهای شهروندان، ساختار شهرنشینی و درنهایت فضای شهری به وضوح قابل مشاهده است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود منجر به ایجاد مراکز تجاری گردید. کاربری تجاری، یک عامل اثرگذار در عرصه شکل دهی به شهرها است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود به خصوص در شهرها منجر به ایجاد مراکز خرده فروشی و مغازه ها گردید. . در ایران در دهه 70 شمسی مراکز خرید شکل گرفتند و به دنبال آن در درهه 90 شمسی نسل جدیدی از مراکز خرید به نام مگامال ها ظهور کردند که تأثیراتی بر روی کاربری ها و تغییراتی بر وضعیت ترافیکی محلات پیرامونی خود داشتند. بنابراین سوال اصلی مقاله حاضر آن است که تأثیرات احداث و فعالیت مراکز تجاری بزرگ مقیاس در ابعاد مختلف بر محیط پیرامون و ساکنین آن چیست؟ هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر روی نظام کاربری و دسترسی حوزه پیرامونی است که با مطالعه موردی مجتمع تجاری برج تجارت قزوین انجام شده است. پژوهش از نوع کمی-کیفی و از طریق جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی و آزمون فرضیات از طریق پرسشنامه است. براساس فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر براورد گردید و در سه محله اطراف (عدل- میرعماد و نادری) توزیع گردید. پایایی کلی پرسشنامه 9/0 به دست آمد. معیارها و شاخص های پژوهش به صورت کتابخانه ای در چهار بعد اجتماعی_فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی طبقه بندی و در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد شاخصی که بیش ترین تأثیر را بر روی محلات اطراف داشته است، شاخص محیطی_آسایش (تأثیر بر وضعیت ترافیک محلات اطراف) بوده است و شاخصی که کم ترین تأثیر را بر محلات اطراف داشته است، شاخص اقتصادی_کارایی (تأثیر بر اشتغال ساکنین محلات اطراف بوده است. همچنین بیش ترین تأثیر منفی که این مجتمع بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص محیطی_سلامتی (تأثیر بر آلودگی صوتی محلات اطراف) و بیش ترین تأثیر مثبتی که بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص کالبدی_سازگاری (تأثیر بر مهم شدن بلوارهای میرعماد- نادری و عدل) است. این پژوهش درواقع بستری برای شناسایی این آثار و پیامدها فراهم نمود که درنهایت برای کاهش تأثیرات منفی و افزایش و تقویت تأثیرات مثبت پیشنهاد هایی در چهار بخش اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی ارائه شده است.
۶۲۶.

معماری اضطراب و تجربه مردم از فضا در شرایط جنگی: مطالعه مردم نگارانه رخداد جنگ 12 روزه در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۶
در پی رخدادهای نظامی اخیر و بالا گرفتن نگرانی های عمومی از حملات هوایی یا موشکی در ایران، شهروندان تهرانی تجربه ای جدید و اضطراب آمیز از فضاهای روزمره خود یافتند. این پژوهش با رویکردی مردم نگارانه، به تحلیل تجربه زیسته مردم تهران از فضا در لحظات تهدید و بحران اخیر می پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که چگونه احساس ترس و ناامنی ناشی از تهدید جنگی، معنا، کارکرد و ادراک فضایی مکان های روزمره درون خانگی و برون خانگی را مانند خانه، خیابان، مترو، حیاط، پله ها، پشت بام ها یا مکان های عمومی تغییر می دهد. در این پژوهش از طریق انجام مصاحبه های کیفی، مشاهده مشارکتی و تحلیل روایت های مردمی درباره بازه زمانی جنگ 12 روزه، داده هایی گردآوری شده است که نشان می دهند فضای شهری در تهران، نه تنها ساختاری فیزیکی، که مرتبط با ابعاد فضایی هویت بوده و بستری احساسی، روانی و اجتماعی برای ظهور تفسیر و تجربه جدید از درک فضای شهری است. در زمان هشدار حمله یا شایعه تهدید، برخی فضاها به «پناهگاه های نمادین» و برخی دیگر به «ناامن ترین نقاط» تبدیل می شوند. این پژوهش هم چنین نشان می دهد که حافظه جمعی ناشی از رخدادهای دیگر چون زلزله بم، همه گیری ویروس کرونا و جنگ ایران-عراق در دهه ۱۳۶۰ه .ش.، چگونه در ادراک فضایی بازتاب یافته و این موارد با معماری اضطراب در فضاهای امروزی تهران مقایسه می شود. در نهایت، نویسندگان پیشنهاد می کنند که بازاندیشی در طراحی معماری شهری در شرایط بحران، نیازمند توجه به تجربه های زیسته مردم از فضا، ترس و امنیت است.
۶۲۷.

پژوهشی در شناخت محسن دوَلّو طراح گرافیک و کاریکاتوریست ایرانی در سال های 1370- 1320 ه. ش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۹
از سال ۱۳۲۷ ه.ش با تجدید حیاتِ دوباره ی سینمای ایران، فعّالیّت خطّاطان و نقّاشان در این حوزه گسترده تر شد. در دهه ی 1340 ه.ش محسن دوَلّو، علی اکبر صادقی و عبّاس مظاهری از شناخته شده ترین هنرمندان طراح پلاکارد و سردرهای سینمایی در ایران بودند. محسن دوَلّو علاوه بر کاریکاتور در زمینه ی طراحی پوستر برای سینماها و ساخت دکور برای تئاتر نیز فعّالیّت می کرد. بسیاری از پوسترهای فیلم ساخته شده در اواخر دهه ۳۰ ه.ش و دهه ۴۰ ه.ش سینمای ایران با امضای دوَلّو به یادگار مانده است. او در این دهه نزدیک به ۱۰۰ پوستر و سردر سینمایی طراحی کرد. اما پس از انتشار مجله ی کاریکاتور، فعّالیّت خود را در عرصه ی طراحی پوستر سینمایی محدود نمود به طوری که آخرین پوسترهای سینمایی او در سال ۱۳۴۹ طراحی شدند. پژوهش حاضر باهدف معرّفی محسن دوَلّو، نگاهی به فعّالیّت های این هنرمند در حوزه ی طراحی پلاکارد و پوستر های سینمایی دارد و از این رو در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که: پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو دارای چه ویژگی می باشند؟ این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته از منظر هدف، توسعه ای است و از منظر داده، کیفی به شمار می آید. روش یافته اندوزی، بهره گیری از اسناد مکتوب و منابع معتبر اینترنتی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو با تکیه بر قدرت دست در نقّاشی، پرداخت دقیق جزئیات، تایپوگرافی خلّاقانه و با تأکید بر عنصر تصویری چهره و بدن بازیگران تولیدشده است. ترکیب بندی اغلب آثار او به تقلید از پوسترهای آمریکایی، چیدمان پرتره ها بود و حضور ایده در پوسترهای او کم تر به چشم می خورد.
۶۲۸.

مطالعه تطبیقی تجارب جهانی الگوهای فضاهای نیمه باز مسکونی آپارتمانی در ارتباط با کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۸
یکی از معضلات پیش روی جوامع بشری، وجود شهرهای پرتراکم، فشرده و ساخت و ساز عمودی است. فضاهای باز و نیمه باز در این گسترش فراگیر عمودی سازی، جایگزین حیاط ها و باغ های سنتی به عنوان یک فضای خصوصی یا نیمه خصوصی مطلوب شده اند. فضای نیمه باز در کاربری های مسکونی فعلی تلفیقی از فضای بسته و باز است که نقش اساسی عملکردی همواره مورد توجه قرار گرفته است. به علاوه، تاثیرات این دست فضاها از جنبه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی نیز مورد توجه قرار گرفته است. از آنجا که کلانشهر تهران به عنوان یکی از متراکم ترین کلانشهرهای دنی ا شناخته می شود، توجه به این فضا با نگاهی تخصصی تر و در راستای بهینه سازی آن از جنبه های مختلف بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. از این رو این پژوهش تلاش دارد تا با مطالعه و مرور منابع مختلف جهانی در زمینه به بینشی جدید نسبت به این فضای کلیدی معماری دست پیدا کند. در همین راستا، با استفاده از استاندارد مطالعات مرور سیستماتیک PRISMA ، که عبارت است از دستورالعملی به منظور شفاف و علمی سازی گزارش نویسندگان مقالات مروری، سعی بر گردآوری، تحلیل و ارائه راهکارها و استانداردهایی بر اساس تجارب جهانی بپردازد. در این راستا، در ابتدا جمع آوری منابع مرتبط با موضوع مورد مطالعه با جستجو در پایگاه های گوگل اسکولار ، ساینس دایرکت ، ریسرچ گیت و آکادمیا آغاز شد. بدین منظور کلیدواژه های "Balcony" "Residential Semi-Open spaces"، ،“ Residential Semi-Closed Spaces” ، Terrace”در این منابع مورد جستجو قرار گرفتند. در ابتدا 249000 نتیجه از این طریق یافت شد که با بررسی اولیه و فیلتر ، نتایج به دست آمده بر اساس زمینه و نوع مقالات (علمی-پژوهشی)، این رقم به 325 مورد کاهش پیدا کرد. در ادامه تصمیم بر آن شد که منابع باقیمانده به منظور ارتباط با موضوع پژوهش بررسی گردند.بنابراین، به بررسی چکیده و کلیدواژه های به کار رفته در منابع باقیمانده پرداخته شد که این امر باعث شد تا 112 منبع باقی بماند. پس از بررسی 76 منبع مختلف، با استفاده از چک لیست تحلیل کیفی مطالعات، از میان تمامی نتایج حاصل از جستجو در موتور جستجوی پایگاه های مختلف داده های علمی، راهکارهای مختلف در زمینه های ویژگی های کالبدی، ابعاد زیست محیطی و تنظیم شرایط محیطی دسته بندی شده و در نهایت در بخش نتیجه گیری راهکارهای مناسب طراحی و بهسازی فضاعای بالکن ارائه شده است.
۶۲۹.

خط به مثابه تصویر: تحلیل تقابل های گفتمانی در سکه های اولجایتو با تأکید بر روش نشانه-معناشناختی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۶
سکه های ایلخانی سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) فراتر از کارکرد اقتصادی عمل کرده اند. عملکرد این سکه ها در واقع همانند رسانه ای تأثیرگذار بوده که حکومت از طریق آن ها نظام گفتمانی قدرتی، هویتی و دینی خود را به نمایش گذاشته و در زمان خود مدیریت کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه تنش های بنیادین آن دوره از جمله کشمکش بین ریشه های مغولی حاکمان و گرایش به هویت ایرانی-اسلامی، و نیز تضاد بین سنت و نوآوری در کتیبه ها (نوشته ها و نقش ها) روی همین سکه ها بازتاب یافته و مهار شده اند. هدف، بررسی نشانه شناختی این تقابل ها به عنوان اجزای شکل دهنده ی نظام گفتمانی حاکمیتی است که با خط و با تصویر بیان می شود. روش کار بر پایه ی نظریه ی نشانه -معناشناسی گریماس پیش رفته و با تکیه بر تحلیل روایت و مدل مربع معنایی، پنج سکه ی نقره از ضرب تبریز مربوط به سال های ۷۰۹، ۷۱۰ و ۷۱۴ قمری، به عنوان نمونه های شاخص انتخاب و با دقت بررسی شدند. داده ها شامل تصاویر دقیق از سکه ها و نیز منابع کتابخانه ای بودند که براساس رویکرد نشانه-معناشناختی گریماس پردازش و تحلیل گردیدند. یافته ها روایت سه گانه ی این تحول را نشان می دهند که در سال های نخست (۷۰۹-۷۱۰ ق)، سکه ها دو چهره ی متضاد، از یک سو خط اویغوری و از سوی دیگر متون شیعی، را همزمان حفظ می کنند. این دوگانگی عمدی، نشان از راهبرد احتیاط آمیز حکومت در آغاز راه دارد. سپس، نمادهای احساسی مانند نقش قلب های درهم تنیده، بار عاطفی پیام را تقویت می کنند، اما در مرحله ی پایانی (۷۱۴ ق)، دیگر اثری از خط اویغوری نیست. متون یکدست شیعی و نقوش هندسی منظمی مانند گل های هفت پر، گفتمانی یکپارچه و تثبیت شده را تشکیل می دهند. نتیجه ی بنیادی این است که سکه ها تنها آینه ی تحولات نبوده اند، بلکه عرصه ای فعال برای نمایش و در نهایت مهار تنش ها به سود روایت رسمی قدرت بوده اند. این روند، استراتژی هوشمندانه ی ایلخانان را برای تثبیت مشروعیت جدید خود از طریق پیوند با فرهنگ ایرانی-اسلامی آشکار می کند.
۶۳۰.

نمادهای میراث فرهنگی در عناصر شهری و زمینه یابی نقش آن در هویت سازی جمعی؛ مطالعه موردی شهر جیرفت در منطقه جنوب کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
این پژوهش با رویکردی بین رشته ای پویایی های اجتماعی پسِ روند تحول هویت جمعی در جنوب کرمان را در حدود نیم سده اخیر کاویده است. تحقیق حاضر با طرح این پرسش که آیا زمینه یابی تاریخی نقش عناصر شهری مرتبط با میراث فرهنگی در فضای عمومی منطقه جنوب کرمان ممکن است، گمان داشته با مطالعه توصیفی-تحلیلی عناصر فرهنگی در فضای عمومی شهر جیرفت می توان روند تحول چنان مضامینی را رمزگشایی کند. بنیان نظری آن بر «نظریه عمل» در جامعه شناسی و مفهوم «فرهنگ مادی» در باستان شناسی و انسان شناسی استوار بوده و داده های کیفی به روش های کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند . با تحلیل شرایط اجتماعی-سیاسی استدلال شده که وضعیت «ناسازش» اجتماعی منطقه در دهه های 50 و 60 خورشیدی قابل مطالعه است. با مطرح شدن میراث حوزه فرهنگی جیرفت در مجامع علمی پس از دهه 80، تلاش هایی محلی برای دستیابی به موقعیت های ممتاز در «میدان» اقتصادی با کنترل میدان قدرت تا حدی مهار گشته و راهبردها به کنش در میدان علمی محدود شد. دستاوردهای علمی به برجسته شدن مفاهیم هویت و میراث متمایز در «عادت واره» گروهی مردمان منطقه انجامید. نمادهای میراث فرهنگی در فضای شهری تجلی مادی این سرمایه اجتماعی نوپدید هستند که کنشگران بر پایه «باور دُگزایی» هویت متمایز در راهبردهایشان برای تحول نظم موجود در جنوب کرمان آن دوره به کار گرفته اند.
۶۳۱.

تبیین عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم شهری؛ مطالعه موردی تفرجگاه عینالی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۷
مکان های سوم شهری، فضاهایی فراتر از خانه و محل کار هستند که نقش مهمی در ارتقای تعاملات اجتماعی، هویت مکانی و کیفیت زندگی دارند. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم، با مطالعه ی موردی تفرجگاه عینالی تبریز انجام شد. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و با رویکرد کمّی بود. داده ها با پرسشنامه ای محقق ساخته در مقیاس پنج درجه ای لیکرت از میان ۳۸۴ بازدیدکننده به صورت تصادفی گردآوری شد و ۳۵۵ پرسشنامه معتبر تحلیل شد. متغیرهای اصلی شامل دلبستگی مکانی، مشارکت در فعالیت ها و وفاداری کاربران بودند. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ ۰٫۹۲۸ تأیید شد. یافته ها نشان داد بین حس تعلق به مکان سوم شهری و متغیرهای پژوهش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین تفاوت معناداری در میانگین نمرات مؤلفه ها بر اساس الگوی بازدید و سطح تحصیلات مشاهده شد. مدل معادلات ساختاری نشان داد که دلبستگی مکانی از طریق پیوند اجتماعی و مشارکت در فعالیت ها، به شکل غیرمستقیم موجب تقویت وفاداری می شود. این مدل توانست سهم بالایی از واریانس متغیرهای وابسته را تبیین کند. نتایج بر اهمیت توجه هم زمان به ابعاد هویتی، اجتماعی و رفتاری در ارتقای حس تعلق به مکان های سوم تأکید دارد.
۶۳۲.

ارزیابی روند تغییرات شبکه اکولوژیک در محدوده موردمطالعه در استان مازندران به منظور حفاظت از اراضی روستا- شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۶
در دهه های اخیر، گسترش فعالیت های انسانی و شتاب زدگی توسعه شهری موجب تغییرات گسترده در بسترهای طبیعی و کاهش یکپارچگی اکولوژیکی شده است. ازاین رو، رویکرد اکولوژی چشم انداز که بر شناخت الگوهای فضایی، تحلیل روابط میان عناصر و ارزیابی وضعیت موجود تأکید دارد، به ابزاری مهم برای سنجش تحولات محیطی تبدیل شده است. بااین حال، در مطالعات داخلی، به ویژه در مقیاس های منطقه ای و در مطالعه موردی، ارزیابی جامع و دقیقی از تغییرات شبکه اکولوژیکی در گذر زمان انجام نشده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان های مازندران، به تحلیل تحول عناصر چشم انداز و ارزیابی پیوستگی آن ها در سال های 1999، 2006 و 2016 پرداخته است. در این مطالعه، داده های سنجش از راه دور و شاخص های ساختاری چشم انداز1 شامل اندازه بزرگ ترین لکه اکولوژیکی2 (LPI)، تعداد لکه ها3(NP) و سطح پراکندگی لکه ها4 (FR) با بهره گیری از نرم افزار Fragstats پردازش شده اند تا تصویری دقیق از تغییرات فضایی شبکه اکولوژیکی ارائه شود. نتایج نشان می دهد که توسعه شهری موجب افزایش ریزدانگی لکه ها، کاهش معنی دار یکپارچگی فضایی و تخریب عملکردی شبکه اکولوژیکی شده است، روندی که کاهش تاب آوری و اختلال در تعادل اکولوژیکی منطقه را نمایان می کند. تداوم این وضعیت و فقدان سیاست های کنترلی مبتنی بر اصول اکولوژیکی، می تواند در آینده تهدیدی جدی برای پایداری منطقه باشد.
۶۳۳.

بازنمایی پلات درونی در درام ایرانی: مطالعه موردی نمایشنامه های بهرام بیضایی و نغمه ثمینی با نگاهی به مفهوم تراوئراشپیل والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۶
بازنمایی پلات درونی، یکی از مؤلفه های اصلی مفهوم «تراوئراشپیل» از منظر والتر بنیامین است که ساختاری متفاوت و همسان با تعریف «پیرنگ تراژدی» دارد. در تفسیر والتر بنیامین از تراوئراشپیل دو پلات اصلی و درونی وجود دارد. پلات درونی به صورت موازی یا متضاد با پلات اصلی و به شیوه بازی در بازی بازنمایی می شود. پلات درونی کنشی است که توسط شهید/قهرمان مطرح می شود تا نقشه دسیسه گر را برملا سازد. پژوهش حاضر، یک پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی است که به بررسی مؤلفه بازنمایی پلات درونی بر نمایشنامه های مرگ یزدگرد، مجلس ضربت زدن اثر بهرام بیضائی، خواب در فنجان خالی، شکلک اثر نغمه ثمینی می پردازد. دلیل انتخاب چهار اثر نمایشی، تأکید بر رویدادهای تاریخی و سیاسی از طریق پیوند زمان گذشته و حال و بازنمایی رویدادهای سیاسی در پلات درونی است. پلات درونی در چهار متن نمایشی، از طریق زمان ذهنی کاراکترها و تکرار تاریخ، جابه جایی نقش ها، نقلی بودن روایت، پیوند و همسان سازی دو موقعیت گذشته و حال، به شیوه بازی در بازی در پلات اصلی بازنمایی می شود. این آثار با به هم زدن توالی زمانی و مکانی در روایت، از ساختار پیرنگ ارسطویی فاصله می گیرند و به جای تمرکز بر سرنوشت فردی، به بازنمایی مسائل تاریخی_ اجتماعی می پردازند. در نتیجه، پلات درونی به عنوان ساختاری خلاقانه می تواند جایگزینی برای نگارش متون نمایشی باشد.
۶۳۴.

بازخوانی نقش نقاشی در معماری معاصر: از زیبایی شناسی بصری تا هویت فضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۰
نقاشی در معماری معاصر صرفاً به عنوان عنصری تزئینی به کار نمی رود، بلکه در بسیاری از نمونه ها به بخشی از منطق شکل گیری فضا و تجربه ادراکی آن تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی نقش نقاشی در شکل دهی به هویت فضایی معماری معاصر انجام شده و تلاش دارد جایگاه آن را فراتر از کارکردهای زیبایی شناختی متداول تحلیل کند. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کیفی و مطالعه نمونه های منتخب از آثار معماری معاصر است که در آن ها عناصر نقاشانه به صورت آگاهانه در سازمان دهی فضا، سطوح و تجربه بصری به کار گرفته شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از خط، رنگ و فرم های نقاشانه می تواند به ایجاد لایه های معنایی، تقویت خوانایی فضا و شکل گیری ارتباط حسی عمیق تر میان انسان و محیط منجر شود. در این چارچوب، نقاشی نه به عنوان عنصری الحاقی، بلکه به مثابه بخشی از زبان طراحی معماری عمل می کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ادغام هدفمند نقاشی در معماری معاصر می تواند به خلق فضاهایی با هویت متمایز و کیفیت ادراکی بالاتر بینجامد و مرز میان هنرهای تجسمی و طراحی فضایی را بازتعریف کند.
۶۳۵.

Recognizing the Components of Contemporary Housing and its Impact on the Cultural and Social Identity of the Metropolis of Ahvaz Using the Shannon Entropy Method(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
In the metropolis of Ahvaz, contemporary housing plays a significant role in shaping and enhancing its residents' cultural and social identity. This research employed a questionnaire as the data collection tool. A total of 16 questions were designed for the identity questionnaire, centered around two main components: social and cultural. Additionally, 34 questions were provided to residents of various regions in Ahvaz, covering eight primary components: cultural, structural, functional-executive, physical-spatial, operational, experiential-aesthetic, environmental, and social-political, to distinguish between the internal and external housing components. The analysis of correlation coefficients and regression between contemporary housing variables and the urban identity of Ahvaz reveals a strong positive correlation between these two variables. This indicates that as the level of industrialization of buildings increases, urban identity indicators also rise across different areas of Ahvaz. The final weight of the housing and contemporary identity components was calculated using the Shannon entropy method. The results indicate that different components hold varying importance and influence in different domains. In cultural identity, the social system plays a more prominent role, while in social identity, religion is more significant. Regarding housing, functional and environmental aspects are more important, focusing on efficiency and sustainability in housing design. This analysis can be helpful for policymakers, designers, and planners to understand better the importance of various components in identity and housing.
۶۳۶.

هنر، هوش مصنوعی و استعمارزدایی: برساخت هویت نژادی در آثار استفانی دینکینز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۵
هویت نژادی برساختی است تاریخی که در عصر انقلاب دیجیتال همچنان همچون گذشته بر پایه روابط نامتوازن قدرت ساخته می شود. هوش مصنوعی به عنوان یکی از مظاهر برجسته انقلاب دیجیتال، در گسترش دیدگاه های نژادپرستانه و نابرابری های نژادی سهیم ارزیابی شده است. به همین جهت محققان حوزه فن آوری به همراه فعالان اجتماعی سعی دارند با تکیه بر نظریات انتقادی همچون دیدگاه های پسااستعماری و با معرفی سازوکارهای مشخص در حوزه فن آوری، قابلیت های هوش مصنوعی در بازتولید نگاه های برتری جویانه را محدود و کنترل کنند. استفانی دینکینز هنرمند آفریقایی-آمریکایی به عنوان یکی از برترین چهره های تأثیرگذار در زمینه هنرِ هوش مصنوعی، هویت نژادی سیاهان را به عنوان اصلی ترین مسئله در آفرینش های هنری خود مورد تأکید قرار می دهد و هدف خود از تولید هنر بر پایه هوش مصنوعی را ایجاد برابری و عدالت اجتماعی عنوان کرده است. با مطالعه آثار هنرمند این سوال مطرح می شود که او چگونه و با استفاده از چه سازوکارهایی هویت نژادی سیاهان را خارج از پارادایم های گفتمان استعمارگرایی برجسته می کند؟ این مطالعه که به روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، از طریق انطباق دیدگاه اندیشمندان حوزه هوش مصنوعی (شاکیر محمد، ماری ترزا پنگ و ویلیام ایزاک) با آثار استفانی دینکینز، به دنبال اثبات قابلیت های هوش مصنوعی در استعمارزدایی از نژاد است. دستاوردهای این تحقیق گویای آن است که هوش مصنوعی می تواند ابزاری باشد در جهت استعمارزدایی از هویت سیاهان و زدودن نگاه دیگریِ فرادست. بر اساس دیدگاه مطرح شده توسط نظریه پردازان مذکور و انطباق آن با آثار هنرمند، مشخص شد که هنرمند با ایجاد کنشی انتقادی، برقراری رابطه دوسویه و قیومیت معکوس و همچنین تجدید حیات جامعه متاثر از نژادپرستی، مانع از بازتولید کلیشه ها می شود.
۶۳۷.

نشانه شناسی نشانگان با کارکرد فرهنگی دهه 90 خورشیدی در ایران بر پایه آرای پیرس و بارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۴
نشانه شناسی، در جایگاه دانش مطالعه نشانه ها و نظام های نشانه ای، ابزاری بنیادی برای درک و تحلیل معنا در علوم انسانی و اجتماعی است که به مدد آن به روابط، معانی و کاربرد نشانه ها در بافت های مختلف فرهنگی و اجتماعی پیچیده انسانی پرداخته می شود. در این پژوهش که باهدف شناخت اشارات معنایی و مفاهیم نهان شماری مشخص از نشانه های تصویری ایرانی بر پایه نظریات دو نشانه شناس مطرح انجام شده، به این سؤال پاسخ داده می شود که بر پایه آرای پیرس و بارت، برون داد غالب نشانه های با کارکرد فرهنگی دهه نود ایران چه بوده و چرا چنین رویکرد نشانه ای ای در نشانه های پیش گفته رخ نمون شده است؟ رویکرد این پژوهش کیفی است که با اتکاء به نظریه نشانه شناسی پیرس و بارت به شیوه مقایسه ای با تحلیل نشانه های دهه نود ایران نتایج آن ارائه می شود. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و از پایگاه های اطلاعاتی علمی معتبر بوده است. براساس یافته های این مقاله در آثار مورد مطالعه، از معنا های نمادین و نمایه ای که به گونه ای همبسته مفهومیِ معنای ضمنی بارت است، بیشتر بهره گرفته و این بهره گیری با استفاده از عناصر مختلف ازجمله شکل، رنگ و با اولویت هویت ایرانی و سپس هویت موضوعی نشانه بوده است. درنتیجه می توان بیان کرد که عنصر معنایی یکه و خاص نشانه های بررسی شده عناصر ایرانی و در صدر آن ها خط نستعلیق و سپس رنگ ایرانی رو به فزونی و مورد توجه طراحان ایرانی است و علت نمادین و نیز ضمنی بودن غالب نشانه های بررسی شده، انتزاعی بودن مفهوم فرهنگ یعنی بافت موضوعی این نشانه ها و تنوع مفاهیم آن است.
۶۳۸.

ادراک منظر مبتنی بر پردازش حس شنوایی (بررسی نقش آوا در خوانش منظر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
انسان از طریق حواس خود با محیط ارتباط برقرار می کند که منجر به ادراک حسی می شود. توجه پژوهشگران بیشتر بر فرایند ادراک بصری منظر معطوف بوده و به مفاهیمی چون منظر صوتی و ادراک صوتی کمتر پرداخته شده است. صوت و منظر صوتی به عنوان محرکه های حسی بر رفتار افراد، انتخاب فضا و ادراک منظر تأثیر می گذارند. امروزه، افزایش تنوع منابع صوتی در شهرها که اغلب منظر صوتی ناخوشایندی را ایجاد می کنند، باعث ادراک شنوایی مغشوشی در افراد می شوند که این موضوع اهمیت پرداختن به منظر صوتی و نقش حس شنوایی در منظر را نشان می دهد. این پژوهش سعی در ارائه دیدگاه سازمان یافته از نقش و نتایج حس شنوایی در تعامل با عناصر منظر صوتی از طریق شناسایی و توجه به فرایند ادراک منظر، دارد. این پژوهش از لحاظ ماهیت از نوع کیفی، از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش پژوهش، از نوع تحلیل محتوای کیفی است. گردآوری اطلاعات با استفاده از روش کتابخانه ای از طریق بررسی متون و نقد نوشته های دیگران و تحلیل محتوای کیفی آنها بوده و به شیوه استنتاجی و استنباطی، به بررسی نقش حس شنوایی در ادراک مناظر با تعامل حواس بینایی و شنوایی می پردازد. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که ویژگی های صدا و حس شنوایی انسان به همراه عناصر و عوامل منظر صوتی نقش مؤثری در شکل گیری ادراک صوتی منظر دارند. در کنار این عوامل، عناصر بصری نیز در تعامل با عناصر صوتی بر ادراک منظر تأثیر گذارند و می توانند ادراک و شناخت فرد از منظر را تغییر دهند. همچنین، منابع صوتی طبیعی نقش مؤثری بر خوشایندی فضا داشته و در کنار عوامل بصری طبیعی، باعث افزایش حضور کاربر در منظر و نقش آفرینی و پویایی می شود
۶۳۹.

خوشنویسی از بستر سنت تا جهان امروز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۴
خوشنویسی سنتی که با پیشینه پیوند معنایی و معنوی با کلام وحی پس از پیامبر(ص) به عنوان انقلاب نگارشی در جهان اسلام تولد و توسعه یافته است، مسیر پر نشیب و فرازی را تا به امروز پیموده که بیشتر درگرو تغییرات و ضرورت های سیاسی و اجتماعی در بستر جوامع اسلامی بوده است. از این رو می توان گفت، خط و خوشنویسی به مثابه وجودی حیاتمند به عنوان شاخصه ای از وضعیت تمدن اسلامی در ادوار مختلف به شمار می آید. پیدایش خط کوفی ساده ابتدایی (غیر هندسی) در آغاز شکل گیری حکومت اسلامی و توسعه گونه های مختلف خطوط کوفی پیچان، مشجر و مزّهر در دوران اوج و شکوه تمدن اسلامی گواهی براین مدعاست.  در جوامع اسلامی خوشنویسی سنتی در مواجهه با مدرنیسم با تغییراتی از جمله ورود صنعت چاپ روبرو شد، اما همچنان از رونق نسبی برخوردار بود؛ زیرا خوشنویسی به چندین دلیل، ازجمله ارتباط درونی و ذاتی آن با نسخه برداری از قرآن کریم و دیوان شاعران و عارفان، کرامت و اصالت خود را حفظ کرده و این نکته، به عنوان نماد مقاومت در برابر هنرغرب به شمار می آید. با نهادینه شدن آموزه های غربی در آموزش آکادمیک هنر در جوامع اسلامی هنرهای سنتی از جمله خوشنویسی به حاشیه رانده شد که در جریان «هویت یابی» و «بازگشت به خویشتن» با وجه دیگری که در خاورمیانه جنبش هنری «حروفیه» نامیده شده و بر شکل گیری جنبش «سقاخانه» در ایران مؤثر افتاد، دوباره به میدان آمد. در این زمان، جامعه خوشنویسان را می توان در سه گروه دسته بندی کرد؛ نخست گروهی که همچنان به سنت وفادار ماندند و وظیفه خود را حفظ سنت های هنری پیشنیان می دانستند. گروه دیگری که از سنت های خوشنویسی در آثار مدرن به عنوان هویت هنری بهره گرفتند و گروه سوم آن دسته از هنرمندانی است که ماهیت خوشنویسی را با این ایده که «ما گذشته را تقلید نمی کنیم بلکه آن را ادامه می دهیم»، به نفع زیبایی شناسی مدرن، تغییر دادند.
۶۴۰.

شناسایی و تحلیل آینده پژوهانه پیامدهای آبشاری زلزله احتمالی در تهران (معرفی زنجیره های متقاطع، مخرب و پیچیده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۴
بیان مسئله: زلزله ها به منزله یکی از مخرب ترین بلایا، ظرفیت ایجاد پیامدهای آبشاری و زنجیره های بحرانی دارند که بر همه ابعاد مدیریت شهری تأثیر می گذارند. تهران، با جمعیت بالا، زیرساخت های آسیب پذیر و موقعیت لرزه خیز، در زمره شهرهای به شدت در معرض خطر زلزله و پیامدهای پیچیده ناشی از زلزله قرار دارد. زلزله احتمالی تهران با آثار متقاطع خود می تواند بحران های گسترده ای برای مدیریت شهری ایجاد کند. با توجه به «رویکرد چند خطر» به مخاطرات، به نظر می رسد این بحران ها، به ویژه به دلیل تعاملات پیچیده پیامدها، فراتر از آثار زیرساختی بوده و به زنجیره های مخرب تبدیل می شوند. هدف: این پژوهش به شناسایی پیامدهای زلزله تهران با لنز محیط های پیچیده شهری با رویکردی جامع و آینده نگر می پردازد. این مطالعه با تحلیل وابستگی های متقابل میان پیامدها و معرفی «زنجیره های مخرب» ناشی از آثار آبشاری، در پی ارائه بینش هایی برای بهبود تصمیم گیری در مدیریت شهری است. این پژوهش بر تحلیل زنجیره های مخرب ناشی از زلزله تمرکز دارد تا از منظر مدیریت شهری و امنیت پیش نگرانه، بینشی برای تقویت تاب آوری شهری و کاهش پیامدهای بحران ارائه دهد. روش: پژوهش با رویکرد کیفی، از کدگذاری باز، چرخ آینده و تحلیل مضمونی برای شناسایی و دسته بندی پیامدهای زلزله در حوزه های مختلف بهره می برد. همچنین، پیامدها و محرک ها با استفاده از ابزارهای متعددی شناسایی و تحلیل شده اند. یافته ها : تحلیل ها نشان دادند زلزله می تواند پیامدهایی هم پیوند در زیرساخت های  حیاتی، روان جمعی، شریان های انرژی و حوزه های اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند. این پیامدها، با هم افزایی متقابل، زنجیره های مخربی شامل هفت حوزه امنیت زیست محیطی، زیرساخت های حساس، روان شناختی، انرژی، اقتصادی، منابع حیاتی و حکمرانی پایدار شکل می دهند. نتیجه گیری: زلزله در تهران با ایجاد «زنجیره های مخرب» پیامدهای آبشاری، بحران های چندلایه ای در ابعادی همچون زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی رقم می زند. مدیریت مؤثر این بحران، نیازمند برنامه های جامع، تقویت شبکه های حیاتی، بهبود مدیریت ساختارهای شهری، استقرار مدیریت تاب آور شهری و هماهنگی میان نهادهای مرتبط است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان