فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۴۱ تا ۲٬۲۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف:معرفی استعاره شبکه اجتماعی حرفه ای تخصصی برای سازمان و نقش آن در شکل گیری الگوهای فکری کارکنان به عنوان بستری تازه برای ارتباطات سازمانی. روش شناسی:ابتدا مفاهیم شبکه های اجتماعی حرفه ای تخصصی با مطالعه یک شبکه ایرانی از این گونه شناسایی شدند. بر پایه مفاهیم به دست آمده و با پشتیبانی متون مرتبط نقش بسترساز این شبکه ها در مدیریت ارتباطات سازمانی تبیین گردید. یافته ها:استعاره شبکه اجتماعی حرفه ای تخصصی، سازمان را الف) اجتماعی از افراد و گروه های تخصصی برای برقراری ارتباط حرفه ای؛ ب) محیطی مشارکتی برای ایجاد، سازمان د هی، و به اشتراک گذاری اطلاعات و دانش سازمانی؛ و پ) ابزاری برای ارائه خدمات شغلی و حرفه ای در راستای پشتیبانی از افراد و دانش آنها می بیند. شبکه های اجتماعی حرفه ای تخصصی الگوهای فکری سازمانی را به گونه ای دگرگون می سازند که افراد و دانش بتوانند نقش پررنگ تری در پیشبرد اهداف سازمانی ایفا کنند. نتیجه گیری:نگاه به استعاره شبکه اجتماعی حرفه ای تخصصی برای سازمان بیش از آنکه مبتنی بر فناوری باشد بر مبنای یک توانمندساز با توانایی برپایی اجتماعی پویا و دانش محور استوار است؛ که در جهت تغییر بینش مدیران و کارکنان سازمانی به سوی سازمان هایی فرد/ دانش محور در حرکت است.
بررسی نقش واسطه ای مسئولیت پذیری در رابطه بین مدیریت دانش و مهارت های ارتباطی کارکنان (مورد مطالعه: اداره کل آموزش و پرورش استان فارس)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، تعیین بررسی نقش واسطه ای مسئولیت پذیری در رابطه بین مدیریت دانش و مهارتهای ارتباطی کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان فارس بود. روش تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی و از نظر اهداف، کاربردی بود. جامعه آماری مورد پژوهش، شامل تمامی کارکنان اداره آموزش و پرورش استان فارس در سال تحصیلی 96-1395 بود (3800 نفر). با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، 420 نفر به طور تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل سه پرسشنامه مدیریت دانش، پرسشنامه مهارتهای ارتباطی، پرسشنامه مسئولیت پذیری بود که پس از محاسبه روایی و پایایی، بین افراد نمونه توزیع گردید. در نهایت، به منظور بررسی و مقایسه توصیفی و استنباطی داده ها، از شاخص های توصیفی و و ازمونهای استنباطی ماتریس همبستگی، رگرسیون چند متغیره و برازش مدل استفاده شد. نتایج نشان داد کهمدیریت دانش پیش بینی کننده مثبت و معنادار مهارتهای ارتباطی(43/0= β، 05/0>p) و مسئولیت پذیری کارکنان(41/0= β، 05/0>p) می باشد؛ مسئولیت پذیری پیش بینی کننده مثبت و معنادار مهارتهای ارتباطی(30/0= β، 05/0>p) می باشد؛ و در نهایت، مسئولیت پذیری در رابطه بین مدیریت دانش و مهارتهای ارتباطی کارکنان نقش واسطه ای دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش مبتنی بر اینکه مسئولیت پذیری در رابطه بین مدیریت دانش و مهارت های ارتباطی کارکنان ، نقش واسطه ای دارد؛ به مدیران و دست اندرکاران سازمان آموزش و پرورش توصیه می گردد با اتخاذ روشهای مناسب و فراهم کردن امکانات لازم، تلاش نمایند توانایی های کارکنان را در این زمینه بهبود بخشند؛ همچنین، کارکنان نیز در تقویت مهارت های ارتباطی، مسئولیت پذیری و مدیریت دانش خود تلاش کنند.
برونداد علمی اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری بر پایه شاخص هرش از ابتدا تا سال 2016
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه برونداد اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری بر اساس شاخص اچ در پایگاه استنادی اسکوپوس بود. مطالعه حاضر از نوع علم سنجی و روش تحلیل استنادی بود.جامعه مورد مطالعه کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری (126نفر)و تولیدات علمی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس بود که با استفاده از نرم افزار spss(نسخه 21)مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بر اساس یافته ها تعداد 70 نفر از اعضای هیئت علمی دارای شاخص اچ می بودند . از میان اعضای هیئت علمی با رتبه استاد 6/55 درصد ، 7/41 درصد با رتبه دانشیار 4/75 درصد با رتبه استادیار دارای شاخص اچ بودند. بیشترین تولیدات علمی مربوط به سال 2007 بوده است. همچنین بیشترین سن پژوهشی اعضای هیئت علمی 16 سال بود. دانشکده "علوم زراعی" با فراوانی 19 نفر دارای بیشترین اعضای هیئت علمی در پایگاه اسکوپوس بود. به منظور بالابردن شاخص اچ اعضای هیئت علمی دانشگاه تشویق و حمایت اعضای هیئت علمی جهت ارائه مقاله در پایگاههای استنادی معتبر ،افزایش بودجه پژوهشی، برگزاری دوره های آموزشی جهت نگارش مقالات ISI و معرفی پایگاههای استنادی معتبر و مجلات دارای رتبه علمی و ضریب تاثیر بالا جهت بهبود تولید علم ضروری است
الگوی پیاده سازی مدیریت منابع انسانی الکترونیکی در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش ترکیبی، با اتخاذ رهیافت حقوق مدنی و خدمات دولتی نوین، در مرحله نخست، پس از انجام 11 مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان، الگوی مدیریت منابع انسانی الکترونیکی را بر اساس راهبرد پژوهش کیفی و با استفاده از نرم افزار کدگذاری MAXQDA مدل سازی کرده و سپس در مرحله دوم، روابط بین عناصر نظریه با استفاده از نرم افزار Smart PLS2 در معرض آزمون کمّی قرار گرفته است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی پیاده سازی مدیریت منابع انسانی الکترونیکی در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است و در این راستا، متناسب با طرح ساختارمند «اشترواس و کوربین» پنج فرضیه تنظیم و آزمون گردید. تحلیل داده ها در روش کمّی مبیّن آن است که فشارهای ناشی از سیاست های نظام و ضرورت همگامی با دیدگاه های روز جهانی در میل به به کارگیری مدیریت منابع انسانی الکترونیکی اثر معناداری دارد. از بین شرایط زمینه ای کشور، ملاحظات سازوکارهای ساختاری کلان، ملاحظات بازیگران، ملاحظات حاکمیتی در اتخاذ راهبرد خدمات دولتی نوین اثر معنا داری دارد و از آن طریق موجب پیامدهای حاصل از اجرای آن در سازمان های دولتی می شود و بر آن مؤثر است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مدیریت منابع انسانی الکترونیکی تأثیر مثبت و معناداری در اتخاذ راهبرد خدمات دولتی نوین ندارد و در کشور ما اگرچه با تحولات گسترده و روند توسعه سیاسی اخیر تا حدودی خلأ موجود بین تدوین کنندگان خط مشی عمومی، مجریان نظام، و مردم برطرف شده، اما هنوز راه طولانی در پیش است.
شناسایی مؤلفه های پیاده سازی کتاب درمانی در کتابخانه های عمومی کشور از دیدگاه متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی و روان شناسی و ارائه الگوی پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر درصدد شناسایی مؤلفه های پیاده سازی کتاب درمانی در کتابخانه های عمومی از دیدگاه متخصصان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و رشته روان شناسی و ارائه الگوی پیشنهادی است. روش: در پژوهش حاضر از روش پیمایشی استفاده شده است. در ابتدا به منظور شناسایی مؤلفه های پیاده سازی کتاب درمانی در کتابخانه های عمومی کشور از مطالعه اکتشافی و مرور متون بهره گرفته شد و سپس با توجه به آن، پرسشنامه محقق ساخته (مبتنی بر وب) طراحی شد و این پرسشنامه در بین جامعه آماری پژوهش که متشکل از 61 نفر از متخصصان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و رشته روان شناسی بودند، توزیع شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس.پی.اس.اس. استفاده گردید. یافته ها : نتایج حاکی از آن است که مخاطبان این طرح بر خلاف انتظار «افراد عادی و طبیعی» هستند و «نهادکتابخانه های عمومی کشور» مهمترین سازمان دخیل در این حوزه است. مهمترین امکان مورد نیاز «نیروی انسانی آموزش دیده و متخصص» بود و مهمترین روش پیاده سازی، «کتاب درمانی خلاق» دانسته شد و مهمترین وظیفه نهاد کتابخانه های عمومی «تهیه کتاب های توصیه شده برای کتابخانه های عمومی» تلقی گردید. مهمترین وظیفه سایر سازمان های دخیل «تدوین و ارائه فهرست کتاب های پیشنهادی به نهادکتابخانه های عمومی کشور» و مهمترین وظیفه مشترک تمام سازمان های دخیل «ارزیابی و برطرف کردن موانع و کاستی ها در طول اجرای کتاب درمانی» عنوان شد. موارد مذکور مهمترین مؤلفه های پیاده سازی کتاب درمانی در کتابخانه های عمومی کشور شناسایی بودند که در انتها الگوی پیشنهادی بر اساس آنها ارائه شده است. اصالت/ارزش: ارزش مقاله حاضر در ارائه مؤلفه های اصلی پیاده سازی و اجرای کتاب درمانی در کتابخانه های عمومی کشور است. تمرکز بر مؤلفه های فوق، بر اساس پیشنهاد این پژوهش، می تواند موفقیت این برنامه ها را تسهیل کند.
نگرش کارشناسان پژوهشی و کارکنان مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری به نقش فناوری های اطلاعاتی در توانمندسازی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش فناوری های اطلاعاتی در توانمندسازی کارکنان مرکز منطقه ای است و بر این پیش فرض استوار است که فناوری اطلاعات در احساس خودکارآمدی، خودمختاری، معناداری، اثرگذاری و اعتماد و اطمینان کارشناسان پژوهشی و کارکنان این مرکز تأثیر گذار است روش شناسی: روش پژوهش پیمایشی و ابزار آن پرسشنامه استاندارد توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر و پرسشنامه فناوری اطلاعات که با استفاده از پرسشنامه علومی، حجازی و شیخ شجاعی می باشد. یافته ها: از نظر کارکنان مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری به کارگیری فناوری اطلاعات با توانمندسازی کارشناسان پژوهشی و کارکنان مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری رابطه مثبت و معناداری داشته (003/0< P) و استفاده از این فناوری ها موجب افزایش میزان توانمندسازی آن ها می گردد. همچنین فناوری اطلاعات نقشی در خودکارآمدی ( >α078/0= P) و خودمختاری ( >α279/0= P) کارکنان و کارشناسان پژوهشی مورد مطالعه نداشته است. نگرش کارکنان مرکز استفاده از فناوری اطلاعات در احساس معناداری(002/0= P)، احساس اثرگذاری (082/0= P)و احساس امنیت و اعتماد (002/0= P)آنان نقش مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: سازمان ها از جمله مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری می توانند با استفاده از فناوری های نوین در انجام کارها و آموزش و تشویق پرسنل خود در این رابطه موجب افزایش توانمندی های آنان و در نتیجه بهبود عملکرد سازمان گردند.
آزادی اطلاعات و سناریوهای آینده
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال سوم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۱۲
131 - 157
حوزههای تخصصی:
چکیده<br /> در دنیای معاصر، آزادی اطلاعات به عنوان لازمه دموکراسی شناخته شده و اکسیژن مردم سالاری لقب گرفته است. تجربه نشان داده است که حق دسترسی افراد به اطلاعات، به تنوع بیان های رسانه ای منجر شده، امکان بررسی صحت اخبار و اطلاعاتی را که به مردم ارائه می شوند افزایش می دهد.بنابراین، آشنایی اصحاب رسانه با محتوا و ساز و کارهای اعمال حق دسترسی به اطلاعات امری ضروری است.از این رو، آینده پژوهی به عنوان دانشی نوظهور خواهد توانست متخصصان حوزه رسانه و نویسندگان مطبوعات را یاری نمایدتا ضمن مشخص نمودن موانع اصلی آزادی اطلاعات، سازوکارهای عملی بسط و گسترش آن را ترسیم نمایند. در این مقاله، با توجه به روندهای آزادی اطلاعات در کشور، با رویکرد آینده پژوهانه و به روش سناریو نویسی، آینده های مواجهه آزادی اطلاعات در مطبوعات ایران مورد تحلیل قرار می گیرند.سئوال اصلی این پژوهش، بررسی آینده های متصور برای آزادی اطلاعات در مطبوعات است.تحقیق مورد نظر،ترکیبی- اکتشافی است و داده های این مطالعه به روش تحلیل محتوا و پیمایش جمع آوری و تحلیل شده اند.جامعه آماری پژوهش، شامل فعالان در حوزه آزادی اطلاعات و رسانه است. حجم نمونه آماری تحقیق مورد نظر 65 نفراست که به روش گلوله برفی انتخاب شده اند. در این تحقیق به تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، سیاسی و فناوری بر روند آزادی اطلاعات پرداخته شده است.با توجه به این عوامل و بررسی شاخص های مربوط به هریک، چهار سناریو برای آزادی اطلاعات در مطبوعات ایران طراحی شده است.
ارائه الگویی برای سنجش عوامل انگیزشی درونی و بیرونی مؤثر در تمایل کارکنان به تسهیم دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به شناسایی عوامل انگیزشی مؤثر بر تمایل کارکنان به تسهیم دانش پرداخته و تأثیر عوامل انگیزشی درونی و بیرونی بر نگرش نسبت به تسهیم دانش و تمایل به تسهیم دانش صریح و ضمنی را مورد بررسی قرار می دهد. همچنین، از معتبرترین الگوهای پیش بینی رفتار به نام مدل رفتار برنامه ریزی شده به عنوان چارچوب نظری استفاده می گردد. بدین منظور، تحقیق در دو مرحله انجام می گیرد. ابتدا، با توجه به ادبیات موضوع و مصاحبه اکتشافی، عوامل شناسایی و در مرحله بعد تأثیر هر یک از عوامل در قالب مدل معادلات ساختاری بررسی می گردد. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ روش، توصیفی- پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه و پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق، کارکنان شاغل در واحدهای ستادی «شهرداری تهران» هستند که تعداد آن ها در زمان انجام تحقیق، 2230 نفر بود. روش نمونه گیری، خوشه ای است و حجم نمونه بر اساس جامعه و با استفاده از فرمول تعیین حجم «کوکران» 328 نفر تعیین گردید. برای تعیین پایایی پرسشنامه ها ضریب آلفای «کرونباخ» برابر 824/0 محاسبه گردید که حاکی از پایایی در سطح مطلوب می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL انجام شده است. در نهایت، الگوی ارائه شده تأیید گردید. نتایج نشان داد که عوامل انگیزشی بیرونی و درونی بر نگرش نسبت به تسهیم دانش تأثیر داشته و نگرش نسبت به تسهیم دانش بر تمایل به تسهیم دانش صریح و ضمنی در بین کارکنان «شهرداری تهران» تأثیر دارد. همچنین، عوامل انگیزشی بیرونیبر تمایل به تسهیم دانش ضمنی و عوامل انگیزشی درونی بر تمایل به تسهیم دانش صریح تأثیر دارد. عوامل انگیزشی بیرونی بر تمایل به تسهیم دانش صریح و عوامل انگیزشی درونی بر تمایل به تسهیم دانش ضمنی از طریق نگرش تأثیر دارند و در نهایت، تمایل به تسهیم دانش ضمنی بر تمایل به تسهیم دانش صریح در «شهرداری تهران» تأثیر دارد
رابطه میان هوش معنوی کتابداران و کیفیت خدمات (مطالعه موردی: کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه میان اَبعاد هوش معنوی کتابداران و کیفیت خدمات در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی انجام پذیرفته است. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کتابداران و مراجعان کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی تشکیل دادند که تعداد 46 نفرکتابدار و 384 نفر مراجعه کننده به شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه هوش معنوی آمرام و درایر و نیز پرسشنامه محقق ساخته کیفیت خدمات بود که پایایی و روایی آن مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین هوش معنوی کتابداران و کیفیت خدمات آنها رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. علاوه بر آن بین اَبعاد هوش معنوی کتابداران شامل خوبی، جهت گیری درونی، معنا و مفهوم، حقیقت و صداقت و تمامیت و کلیت با کیفیت خدمات نیز رابطه مستقیم و معنی داری وجود داشت. اصالت/ارزش: ارزش مقاله حاضر در نشان دادن این نکته است که علیرغم اینکه هوش معنوی کتابداران کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی پایین تر از حد متوسط بود ولی کیفیت خدمات آنها بیش از حد متوسط قرار داشت و بین این دو متغیر همبستگی مثبت و معنادار وجود داشت. بنابراین احتمالاً می توان انتظار داشت با افزایش هوش معنوی، در کیفیت خدمات نیز تغییر مثبتی صورت بگیرد.
بررسی سبک یادگیری، سواد اطلاعاتی و سواد رایانه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی و واکاوی رابطه میان آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی تفاوت بین سبک یادگیری، سواد اطلاعاتی و سواد رایانه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و به صورت پیمایشی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد در نیم سال دوم تحصیلی 94-95 بودند و نمونه ای شامل 150 نفر به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. این پرسشنامه ها شامل سه پرسشنامه سبک یادگیری فلدر و سولومَن، سواد اطلاعاتی و سواد رایانه ای بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که سطح سواد اطلاعاتی و رایانه ای دانشجویان زن و مرد با یکدیگر تفاوتی ندارند؛ همچنین بین مقطع تحصیلی و سطح سواد اطلاعاتی و رایانه ای دانشجویان تفاوت معناداری وجود ندارد. سطح سواد اطلاعاتی دانشجویان در حد متوسط بود. سبک یادگیری دانشجویان با توجه به مقطع تحصیلی، جنسیت و سن آنها تفاوت داشت. از سوی دیگر، بین سواد اطلاعاتی و سواد رایانه ای رابطه مستقیم و مثبتی وجود داشت. بحث و نتیجه گیری: آموزش سواد اطلاعاتی و سواد رایانه ای بدون توجه به سبک یادگیری دانشجویان اثربخش نخواهد بود؛ بنابراین باید دوره های آموزشی مرتبط را برمبنای سبک یادگیری، نوع رشته و مقطع تحصیلی دانشجویان طرح ریزی، اجرا و عملیاتی کرد.
طبقه بندی در فضای مجازی (با تأکید بر نظرات تردینیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در این مقاله به اهمیت طبقه بندی در فضای مجازی پرداخته می شود و اینکه با توجه به انفجار اطلاعات نه تنها ارزش طبقه بندی (علم اطلاعات و دانش شناسی) از بین نرفته بلکه بیشتر هم شده است. روش: در این مقاله، از روش سندی یا کتابخانه ای استفاده شده و با تکیه بر کتاب «بسترهای اطلاعات دیجیتال» اثر لوک تردینیک (1395) رویکردی تحلیلی نسبت به موضوع طبقه بندی اتخاذ گردیده است. یافته ها: طبقه بندی با معرفت شناسی همزاد و همسایه است و برای ایجاد معرفت ناگزیر از طبقه بندی و مقوله بندی هستیم. در دنیای جدید به خاطر تغییر رویکرد انسان ها به علم و دانش، طبقه بندی هم مسیر دیگری پیدا کرده است. در گذشته نه چندان دور در غرب، با توجه به رویکردی که دیویی نسبت به کتابداری و کتابدار اتخاذ کرده بود که طبعاً کتابدار بایستی دروازه بان دانش و پاسدار ارزش های اومانیستی باشد و نیز به لحاظ اینکه وی از نظر اقتصادی زنان را برای تصدی این حرفه مناسب تر تشخیص داده بود، لذا این سنت ها همچنان باقی مانده و بر رشته کتابداری سنگینی می کند. اما از آنجا که دنیای امروز رویکردش در خدمات کتابداری از سازمان محوری به مردم محوری و از لحاظ زبانشناختی از دلالت های تناظری یک به یک به ربط شبکه ای سوق پیدا کرده است، می طلبد که کتابداری و علم اطلاعات و دانش شناسی هم با رویکردی جدید به بازبینی هویت خود بپردازد و برای خدمت های جدید در دنیای دیجیتال آماده شود و نه تنها فارغ از نگاه عالمانه روز نباشد بلکه همچون سایر رشته ها و با نگاهی کیفی به خدمت مشغول باشد. در گذشته اسلامی هم وضعیت به گونه ای بوده است که کتابدار نه تنها به بانوان اختصاص نداشته است بلکه کسانی کتابدار بوده اند که خود دانشمند و یا دانش دوست واقعی بوده ند که دیگران از خدمات مشاوره ای علمی آنها برخوردار می شده اند. اصالت/ارزش: ارزش این مقاله در رسیدن استدلالی به این پیشنهاد است که باید کتابداری و یا علم اطلاعات و دانش شناسی امروز با تغییر رویکرد در تنظیم برنامه درسی به گونه ای بکوشد تا جوابگوی نیازهای روزافزون جامعه باشد.
تحلیلی بر رتبه بندی دانشگاه های ایران با استفاده از شاخص های علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در توسعه کشورها نقش اساسی دارند و ضروری است عملکرد آنها با روش ها و معیارهای مناسب مورد ارزیابی قرار گیرد. در بین کارکردهای مختلف دانشگاه ها، پژوهش و تولید علم نقش برجسته ای دارد و بررسی برون دادهای علمی، بخش مهمّی از ارزیابی علمکرد علمی دانشگاه ها محسوب می شود. یکی از روش های ارزیابی برون دادهای علمی، به کارگیری شاخص های علم سنجی است. در این زمینه، شاخص های متعدّدی به منظور ارزیابی کمّی و کیفی برون دادهای علمی پژوهشگران تعریف شده که می تواند به سطح مؤسّسات توسعه یابد. در این مقاله، با روش پیمایشی – توصیفی تعداد 285526 مقاله علمی مربوط به 76 دانشگاه و مؤسّسه آموزش عالی دولتی تابعه وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. داده های هر دانشگاه به صورت جداگانه با استفاده از شاخص های تعداد تجمّعی برون دادهای علمی، تعداد استنادها، سهم کیفی، شاخصh ، پارامترm و شاخصg مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و رتبه بندی مؤسّسات انجام شد. نتایج نشان می دهد که دانشگاه تهران از نظر تعداد تجمّعی برون دادهای علمی و تعداد استنادها، دانشگاه صنعتی شریف از نظر شاخصh و شاخصg ، و دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل از نظر پارامترm برترین دانشگاه های ایران در بین دانشگاه های مورد بررسی هستند. در رتبه بندی های انجام شده، رتبه بندی بر اساس پارامترm جایگاه بسیاری از دانشگاه ها را به علّت قدمت پژوهشی تغییر داده است. در نهایت، مقایسه نتایج رتبه بندی های ارائه شده با نتایج نظام های رتبه بندی ISC وURAP مورد بحث قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که رتبه بندی دانشگاه های ایران از نظر شاخص های تعداد تجمعی مقالات، تعداد استنادها، شاخصh و شاخصg همبستگی شدیدی با نتایج نظام های رتبه بندیISC وURAP دارند.
تأثیر عوامل ساختاری بر ارتباطات علمی و تولیدات علمی دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ارتباطات علمی یکی از مفاهیم اساسی در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی است که مورد توجه دانشگاه ها بوده و نقش مهمی در توسعه علمی دارد. موضوع ارتباطات علمی دامنه گسترده ای را شامل می شود به نظر می رسد عواملی چندی می تواند بر آن مؤثر باشد که در این میان شایسته بررسی هستند. از این رو پژوهش حاضر به شناسایی عوامل اثرگذار ساختاری بر ارتباطات و تولیدات علمی اعضای هیأت علمی در دانشگاه های ایران می پردازد. روش شناسی: روش پژوهش حاضر پیمایشی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه های کشور است که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب و پس از غربال گری داده ها بر روی پرسشنامه ها تعداد ۳۷۸ نفر به عنوان حجم نمونه مشخص گردید. گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. جهت روایی صوری پرسشنامه ابتدا آن را در اختیار ۲۵ نفر از اعضای هیأت علمی صاحب نظر قرار گرفت و بر پایه نظر آنان، همچنین بر پایه نتایج حاصل از تحلیل عاملی تعدادی از گویه ها و مؤلفه های پرسشنامه حذف یا ادغام شد سپس پرسشنامه نهایی تدوین گردید. نتایج آلفای کرونباخ بدست آمده متغیرهای وضعیت ارتباطات علمی برابر با ۸۰۴/۰ و متغیرهای عوامل ساختاری برابر با ۸۱۹/۰ بود که حاکی از پایایی مطلوبی این ابزار می باشد. سپس بر پایه ماتریس ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به تحلیل داده ها و مدل پرداخته شد. یافته ها: بررسی آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد متغیر نظام های مالی و بودجه و نظام پاداش با اطمینان ۹۵ درصد با ارتباطات علمی رابطه معناداری وجود ندارند ولی متغیرهای ساختار سازمانی، راهبرد سازمانی، انجمن های علمی و نظام فناوری با اطمینان ۹۹ درصد با ارتباطات علمی به صورت مستقیم (مثبت) رابطه معناداری دارند. بررسی رگرسیون چندگانه نشان داد که ساختار سازمانی و انجمن های علمی می توانند واریانس ارتباطات علمی را به صورت معناداری تبیین کنند ولی متغیرهای نظام مالی و بودجه، نظام پاداش، راهبرد سازمانی و نظام فناوری سهمی در این پژوهش نداشتند. همچنین بر پایه یافته های پژوهش بین ارتباطات علمی به عنوان متغیر میانجی با تولیدات علمی به عنوان متغیر ملاک رابطه معناداری به دست آمد و از نظر آماری می تواند واریانس تولیدات علمی را به صورت معناداری تبیین کند. همچنین یافته ها حاکی از برازش مطلوب مدل پیشنهادی بود. بحث و نتیجه گیری: در این پژوهش تلاش شد تا عوامل ساختاری مؤثر بر ارتباطات علمی و تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشگاه های کشور مورد بررسی قرار گیرد. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها نمایانگر آن است که برای اینکه بتوان ارتباطات علمی را در دانشگاه های کشور به طور موفقیت آمیز اجرا کرد باید به شاخص های زیادی توجه داشت. همچنین توجه به عوامل ساختاری راهبردهای مناسبی برای موفقیت و پیاده سازی ارتباطات علمی در دانشگاه را مهیا می سازد. بنابراین مشارکت کلیه افراد جامعه علمی بالاخص مدیران نظام آموزش عالی برای ارتباطات علمی توجه خاصی را می طلبد.
طراحی مدل ارزیابی آمادگی الکترونیکی کتابخانه های دانشگاهی
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال چهارم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۳
107 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف: فعالیت کتابخانه های دانشگاهی همچون سایر حوزه ها و زمینه های کاری، از فناوریهای جدید بسیار اثر پذیرفته اند. بنابراین نیاز هست که در سطح مناسبی از آمادگی الکتروینیکی قرار داشته باشند تا بتوانند خدمات موثری و متناسب با عصر حاضر ارائه نمایند. این پژوهش با هدف توسعه مدلی برای ارزیابی آمادگی الکترونیکی کتابخانه های دانشگاهی انجام شده است. <br /> روش: در اجرای این پژوهش در ابتدا با مطالعه عمیق و دقیق ادبیات آمادگی الکترونیکی و همچنین فناوری اطلاعات و ارتباطات در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی، شاخصهای مناسب برای آمادگی الکترونیکی کتابخانههای دانشگاهی شناسایی شدند. شاخصها با چندین مرحله پالایش و اصلاح به تعداد 66 شاخص محدود شدند. در مرحله ای دیگر، این شاخصها در سطح بعد و مولفه طبقه بندی شدند. ابزار پرسشنامه نظرات خبرگان برای اهمیت شاخصها و همچنین تعیین اوزان آنها استفاده شد. برای روایی ابزار اندازه گیری از مدل های معادلات ساختاری (تحلیل عاملی تاییدی) استفاده شد.<br /> یافته ها: این مدل شامل چهار بعد، دوازده مولفه و شصت و چهار شاخص است که بر اساس ادبیات تحقیق و نظرات خبرگان ایجاد شد. این مدل برای ارزیابی آمادگی الکترونیکی کتابخانه های دانشگاه علامه طباطبایی به عنوان مورد مطالعه اجراء شد و گزارش تحلیلی شکاف دیجیتال در این کتابخانه ها نشان داده شد. <br /> اصالت: در ادبیات آمادگی الکترونیکی، مدل جامعی برای ارزیابی آمادگی الکترونیکی کتابخانه های دانشگاهی و تعیین شکاف دیجیتالی آن کتابخانه ها وجود نداشت، بنابراین، توسعه چنین مدلی نتیجه پژوهش حاضر بود. با تعیین شکاف دیجیتال با استفاده از این مدل، آگاهی از دلایل این شکاف و رهنمودهایی برای توسعه و بهبود شاخصهای آمادگی الکترونیکی در کتابخانه های دانشگاهی ممکن می شود.
مدل همترازسازی ارزیابی بهره وری پژوهشی پژوهشگران هنر و علوم پزشکی ایران با رویکرد همسانی: مطالعه موردی: رشته های هنرهای نمایشی و آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزیابی های مقایسه ای بهره وری پژوهشی بین رشته های علمی مختلف دارای ابعاد پیچیده ای است؛ یکی از اصلی ترین راه حل ها، همترازسازی ارزیابی های بهره وری پژوهشگران است. در این پژوهش دو رشته هنرهای نمایشی و آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، برای ارائه مدل همترازسازی ارزیابی بهره وری پژوهشگران مورد بررسی قرار گرفته اند. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های کاربردی و اکتشافی علم سنجی است که در آن از روش های کتابخانه ای، پیمایشی، تحلیل محتوا با رویکرد اکتشافی و همسانی استفاده شد. یافته ها:تفاوت معنی داری بین بروندادهای تخصصی دو رشته از لحاظ نوع وجود دارد.رشته هنرهای نمایشی دارای21 نوع برونداد است؛ همترازسازی این بروندادها با بروندادهای رایج موجود در رشته آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، به بسیاری از ابهامات مربوط به ارزیابی بهره وری پژوهشی این حوزه پایان داد. نتیجه گیری: با تعیین وزن بروندادها و با رویکرد همسانی همترازسازی بروندادهای تخصصی رشته های مختلف ممکن شد بنابراین می توان برای ارزیابی و مقایسه بهره وری پژوهشی هر یک از این حوزه ها بهره جست.
طراحی مدل کسب وکار برای تولید کتاب های الکترونیکی در واحد انتشاراتی «سوره مهر الکترونیک»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تدوین استراتژی مدونی است که «سما»، به عنوان یک ناشر کتاب های الکترونیک، به کمک آن بتواند به سودآوری در صنعت نوپای کتاب های الکترونیک برسد و مدل کسب وکاری را در اختیار بگیرد که بر اساس آن بتواند استراتژی تدوین شده را در سوره مهر الکترونیک پیاده سازی کرد. روش شناسی: در این پژوهش، با استفاده از روش اقدام پژوهی و تشکیل گروه های کانونی تمامی عوامل مؤثر حضور موفق واحد سما در این حوزه بررسی و در نهایت بوم استراتژی که نشان دهنده مزیت رقابتی این واحد است مشخص شد. یافته ها: مدل کسب وکاری برای واحد انتشاراتی سما طراحی شد تا به عنوان یکی از ناشران الکترونیک پیشرو در ایران، بتواند نوآوری هایی در مدل کسب وکار خود ایجاد کرده و توجه خود را به جای مشتریان بازار بر غیرمشتری هایی متمرکز کند که بخش زیادی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند.
بررسی وضعیت مدیریت اطلاعات شخصی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز در مجموعه منابع الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی وضعیت مدیریت اطلاعات شخصی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز از سه جنبه دانش، نگرش و هفت فعالیت مدیریت اطلاعات شخصی (شامل دوباره یابی، ذخیره سازی، سازماندهی، نگهداشت، مدیریت جریان اطلاعات، ارزش یابی و ارزش گذاری، و مفهوم سازی) بر اساس مدل جونز است. روش: این پژوهش به روش پیمایشی و توصیفی _ تحلیلی انجام و از پرسش نامه تصحیح شده «آموزنده» (1390) استفاده شد. با تعیین تعداد کل دانشجویان تحصیلات تکمیلی (4422 نفر) و با استفاده از جدول کرجسی _ مورگان، تعداد تقریبی نمونه 354 نفر تعیین گردید. از میان 354 پرسش نامه توزیع شده، 304 پرسش نامه برگردانده (نرخ پاسخ 87/85%) و کار تجزیه وتحلیل یافته ها بر اساس تعداد مذکور انجام شد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و برای تعیین معنا داری تفاوت ها از آمار استنباطی (آزمون تی و تحلیل واریانس) استفاده شد. یافته ها: یافته های توصیفی منتجّ از پژوهش نشان داد میانگین های دانش، نگرش و مجموع هفت فعالیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی به ترتیب برابر با20/3، 97/3، و 86/2 و میانگین کل مدیریت اطلاعات شخصی آنان برابر با 02/3 و در سطح متوسط است. در این پژوهش به نقش چهار متغیر جنسیت، سن، دانشکده محل تحصیل و مقطع تحصیلی در مدیریت اطلاعات شخصی دانشجویان پرداخته و مشخص شد که از میان این عوامل «مدیریت اطلاعات شخصی» در بین دانشکده های مختلف با توجه به سطح معناداری 04/0 تفاوت معناداری وجود دارد، ولی میان زنان و مردان و دانشجویان با مقاطع و گروه سنی های مختلف تفاوت معناداری وجود ندارد.
مروری بر کارکردهای تحلیل هم واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی روش تحلیل هم واژگانی، یکی از این روش های حوزه علم سنجی. یافته ها:در این پژوهش چارچوب ها، کارکردها، روش ها، و پیش فرض های موجود معرفی و الگوریتم ها و فناوری های مورد نیاز آن برای شناخت و استفاده از این روش در تحلیل محتوا بیان شد. نتیجه گیری:تحلیل هم واژگانی با خلاصه سازی مدارک در واژه هایی قدرتمند و محاسبه رخداد و هم رخدادی، تشخیص دقیق تری نسبت به حوزه موضوعی ارائه می دهد و توان آن را دارد تا به کشف روابط پنهان میان مفاهیم و ایجاد سلسله مراتب در هستی شناسی ها بپردازد.
جریان اطلاعات بارگذاری منابع استانداردها در شبکه داخلی کتابخانه مرکز پژوهش متالورژی رازی
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال چهارم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۳
29 - 49
حوزههای تخصصی:
پیشبرد فعالیت ها، عملکردها و ساختار هر سازمانی به اطلاعات وابسته است. از طرفی، در عصر نوآوری، تبادل اطلاعات با محیط پیرامون، موجب تغییر، تحول و حتی تکامل می شود. پژوهش حاضر با هدف، ترسیم جریان اطلاعات بارگذاری منابع استانداردها در شبکه داخلی کتابخانه مرکز پژوهش متالورژی رازی و نیز اعتبار سنجی آن، با میزان استفاده از منابع استانداردها انجام شده است. روش پژوهش حاضر، از نوع کاربردی و به روش تحلیل سیستم با رویکرد ترکیبی است. و نیز، با رعایت معیار قابلیت اعتماد، دقت علمی پژوهش را تضمین کرده و به عنوان معیاری برای روایی و پایایی پژوهش است. جامعه آماری شامل استانداردهای مورد استفاده در آزمایشگاه و نمونه برابر با هر یک از اجزاء یا عناصر جامعه آماری است. گردآوری اطلاعات با مشاهده روند کاری، سپس، با مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و نیز، مصاحبه با کارشناسان انجام شده است و در نهایت، با استفاده از نرم افزار ویزیو ، نمودارهای جریان اطلاعات ترسیم، سپس، با میزان استفاده از منابع استاندارد ها در شبکه کتابخانه مرکز پژوهش متالورژی رازی، اعتبار سنجی شده است. یافته ها، فرایند جریان اطلاعات و میزان استفاده از بارگذاری منابع استانداردها را نشان می دهد. در نتیجه، کارکنان آزمایشگاه ها در صورت نیاز به استاندارد، درخواست خود را برای بخش اطلاع رسانی ارسال نموده، سپس، به منظور دسترسی سریع و به موقع نسبت به قرار دادن استاندارد در شبکه داخلی مرکز اقدام می شود.
ارائه چارچوب ابتکاری عوامل موثر بر پذیرش فناوری رایانش ابری با استفاده از رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رایانش ابری، یک پارادایم رایانشی توزیع شده در مقیاس بزرگ است که نقش بسزایی در چابکی و نوآوری سازمانها دارد. این فناوری سبب کارایی هزینه، کاهش زمان دسترسی به بازار، سادگی استفاده، انعطاف پذیری و وفق پذیری در مقابل تغییرات محیطی می شود. در طول سالیان گذشته اهداف سازمانها از بهره مندی مزایای اولیه این فناوری مانند صرفه جویی هزینه به افزایش چابکی و نوآوری سازمان و پیاده سازی مفاهیمی مانند سازمان باز، نوآوری باز و غیره تکامل یافته است. علی رغم مزایا و فرصتهایی که این فناوری در اختیار سازمانها قرار می دهد اما هنوز در بسیاری از سازمانها بخصوص کشورهای در حال توسعه، اتخاذ این فناوری به کندی رخ می دهد. مشکل این است که اکثر پژوهشها در زمینه اتخاذ رایانش ابری به بررسی اثر تعداد محدودی از عوامل پرداخته و مدیران بدلیل عدم اطمینان از جامعیت عوامل درنظر گرفته شده به استفاده کاربردی از آنها نمی پردازند، لذا جهت رفع این نقصان، این پژوهش با بررسی پژوهشهای گذشته با رویکرد نظام مند، برای اولین بار از رویکرد فراترکیب جهت تحلیل و ترکیب عاملهای مختلف و ارائه چارچوبی جامع، استفاده نمود. در این پژوهش با بررسی بیش از 2381 مقاله مجلات و کنفرانسهای معتبر در ارتباط با مبانی نظری موضوع، دسته بندی های مختلف شاخصها و عوامل موثر بر اتخاذ فناوری رایانش شناسایی شده و با استفاده از روش کیفی فراترکیب، چارچوب اولیه از این عوامل شامل نه حوزه (مقوله) اصلی و بیست زیر حوزه تدوین گردید و سپس با استفاده از نظر خبرگان عرصه فناوری رایانش ابری که به روش هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انتخاب شده بودند، با تشکیل گروه متمرکز (کانونی)، اعتبارسنجی و نهایی سازی شد. این چارچوب به مدیران سازمانها کمک می نماید تا قبل از پیاده سازی فناوری، دید جامعی از عوامل موثر بر اتخاذ فناوری کسب نموده و جهت مدیریت موثر هر عامل، برنامه ریزی راهبردی انجام دهند.