فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۸۱ تا ۲٬۱۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از این پژوهش شناسایی رتبه بندی شاخص های سند چشم انداز 1404 نهاد کتابخانه های عمومی کشور و بررسی میزان سودمند آنها است . روش: برای انجام این پژوهش از روش پیمایشی استفاده شده است. ابتدا گویه های شاخص های سند چشم انداز مشخص و بر اساس مدل اولیه پرسشنامه ای تنظیم شد. جامعه آماری پژوهش را اعضای هیئت علمی رشته و کارشناسان منابع و کارشناسان امور کتابخانه های نهاد کتابخانه های عمومی کشور تشکیل دادند که نمونه ای از آنها به تصادف انتخاب شد. داده های حاصله با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 22 تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها : یافته ها نشان داد که نمره شاخص های امانت، مجموعه و کارکنان از نمره معیار بالاتر است و با آن تفاوت معنی دار دارد. نمره شاخص های عضویت و فضای کتابخانه ای نیز از نمره معیار بالاتر بود ولی با آن تفاوت معنی داری نداشت. همچنین در رتبه بندی شاخص ها، شاخص امانت، مجموعه و کارکنان با یکدیگر تفاوت معنی داری نداشتند و در یک رتبه قرار گرفتند. شاخص های عضویت و فضای کتابخانه ای نیز تفاوت معنی داری با هم نداشتند و در رتبه بعدی قرار گرفتند. با وجودی که نمره تمامی شاخص ها از نمره معیار بالاتر بود با این حال این شاخص ها بی نیاز از تغییر نیست و ویرایش و بازنگری در برخی از گویه های هر شاخص برای تحقق اهداف سند چشم انداز لازم به نظر می رسد. اصالت/ارزش : ارزش مقاله پژوهش حاضر در نشان دادن رتبه و میزان سودمندی شاخص ها برای ارزیابی و کنترل سند چشم انداز نهاد کتابخانه های عمومی کشور است.
شبکه ی ارتباط علمی پژوهشگران دانشگاه تهران چگونه است(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش آگاهی از شبکه ی همکاری های علمی پژوهشگران دانشگاه تهران به عنوان قطب اصلی دانشگاه های ایران به منظور بهبود روابط همکاری، آشنایی با نحوه ی فعالیت ها و نیز توسعه ی همکاری ها در سطح بین المللی است. روش: این پژوهش با رویکرد علم سنجی و با استفاده از داده های بانک اطلاعاتی وب آف ساینس انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه منابع منتشر شده از سوی پژوهشگران دانشگاه تهران از سال 2011-2015 بوده است. داده ها با استفاده از نرم افزار هیست سایت، نود ایکس ال و وویس ویوور تحلیل شدند. یافته ها: تولیدات علمی دانشگاه تهران در بانک اطلاعاتی وب آف ساینس تا سال 2013 رشد نزولی داشته و در سال 2014 بیشترین میزان را به خود اختصاص داده است. در بانک اطلاعاتی وب آف ساینس 56 اثر از پژوهشگران دانشگاه تهران دارای بیش از 50 استناد هستند و بیشترین استناد با 197 استناد به اثری مشترک از گنجعلی و نوروزی با همکاری دیگر نویسندگان تعلق دارد. بیشترین میزان ارتباط دانشگاه تهران با دانشگاه های داخلی به ترتیب، با دانشگاه های آزاد اسلامی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشگاه تربیت مدرس، و با دانشگاه های داخلی به ترتیب با دانشگاه کالیفرنیا، دانشگاه مالایا، دانشگاه ویسکانسین بوده است.
سخن سردبیر: شفافیت اطلاعاتی و نقش علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جریان انتخابات سال 1396 ریاست جمهوری کشورمان یکی از پر بسامدترین کلمات کلمه شفافیت بود که همه رقبا بر آن تأکید داشتند. آنها یکی از برگ های برنده خود را اهتمام بر شفاف سازی در دولت آینده می دیدند. مخالفان، دولت را برای عدم شفاف سازی و یا کمتر شفاف سازی مورد هجمه قرار می دادند و دولت مستقر هم ضمن اعتراف به اهمیت آن اظهار می کرد که ما تاکنون فعالیت های زیادی در این باره نموده، و سامانه هایی را ترتیب داده ایم و آن را در دولت دوازدهم تکمیل خواهیم کرد. به نظر می رسد بحث اجرای شفافیت اگر عمد و غرضی در کار نباشد از یک تصمیم کوچک آغاز می شود و آن، تأکید همه بر وحدت اصطلاحات کاربردی برای ورود اطلاعات است تا خروجی های شفاف به دست آید. داستان ساده جنگ چهار نفر با زبان های گوناگون که مولوی آن را به نظم درآورده است بیانگر آغاز ماجرا است. این چهار نفر همه انگور می خواستند ولی با زبان های گوناگون آن را ادا می کردند و لذا بر سر خواست خود به منازعه پرداخته بودند. کسی که به چهار لغت آشنا بود به آنها گفت جنگ نکنید من خواست همه شما را بر آورده می کنم.
بررسی آشنایی و پذیرش ضرورت استقرار و به کارگیری راهبرد مدیریت ارتباط با مشتری از دیدگاه کتابداران کتابخانه های دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دنیای رقابتی امروز، اعتبار یک سازمان موفق، بر پایه روابط بلند مدت و اثربخش با مشتریان بنا می شود. در حالی که بررسی پژوهش ها و پروژه های مدیریت ارتباط با مشتری، ضمن تأکید بر ضرورت آن، حکایت از نرخ بالای شکست این راهبرد دارند، توجه به نیروی انسانی که نقش مؤثری در اجرای موفق آن دارد، اساسی است. بدین منظور هدف پژوهش حاضر، بررسی دیدگاه نیروی انسانی در خصوص راهبرد و به کارگیری مدیریت ارتباط با مشتری در کتابخانه های دانشگاهی ایران است. روش شناسی: جامعه پژوهش حاضر، کتابداران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های کشور بودند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه تلفیقی حاصل از بررسی پرسشنامه های موجود در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری و براساس منابع و مرور متون این حوزه طراحی شد. روایی و پایایی ابزار گردآوری داده ها با استفاده از نظر کارشناسان و متخصصان و آلفای کرونباخ (۸۸ درصد) تأیید شد. یافته ها: پژوهش بیانگر میزان آشنایی زیاد کتابداران با مدیریت ارتباط با مشتری است. آنان ضرورت استقرار و استفاده از مدیریت ارتباط با مشتری ر ا بیش از حد متوسط بیان کردند. بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بیانگر شناختی است که کتابداران در خصوص ضرورت و جایگاه این راهبرد در کتابخانه های دانشگاهی به دست آورده اند. همچنین نتابج حاکی از وجود ارتباط میان میزان آشنایی کتابداران با مدیریت ارتباط بامشتری بر درک آنان از ضرورت استقرار و به کارگیری این راهبرد است.
رابطه تکنواسترس با رضایت شغلی کتابداران کتابخانه های عمومی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر در نظر دارد تا به بررسی رابطه تکنواسترس با رضایت شغلی کتابداران کتابخانه های عمومی شهر اهواز بپردازد. روش: پژوهش حاضر با روش پیمایشی انجام شده است و از تحلیل همبستگی برای بررسی نتایج استفاده گردیده است. جامعه آماری پژوهش حاضر راکلیه کتابداران کتابخانه های عمومی شهر اهواز در سال 1394تشکیل داد که از میان آنها 71 نفر از کتابداران به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تکنواسترس راگوناتهان (2008) و پرسشنامه رضایت شغلی مینه سوتا بود. تحلیل داده ها با SPSS انجام شد و از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین عامل های سازنده متغیر تکنواسترس یعنی اضافه بار فناوری، هجوم فناوری، عدم قطعیت فناوری، پیچیدگی فناوری و ناامنی فناوری با رضایت شغلی کتابداران رابطه منفی معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد بین تکنواسترس، اضافه بار فناوری، هجوم فناوری، عدم قطعیت فناوری، پیچیدگی فناوری و ناامنی فناوری با رضایت شغلی کتابداران رابطه چندگانه وجود دارد و پیچیدگی فناوری به صورت منفی بهترین پیش بینی کننده رضایت شغلی بود. اصالت/ ارزش: ا رزش این مقاله در نشان دادن این نکته بود که هر چقدر پیچیدگی های فناوری افزایش پیدا کند رضایت شغلی کتابداران کاهش پیدا می کند و بنابراین، انتظارات از عملکرد کتابداران برآورده نمی شود. این نکته لزوم آموزش های فناورانه برای کتابداران را نشان می دهد.
بررسی رابطه تسهیم دانش با خودکارآمدی در پژوهشگران دانشگاه صنعتی مالک اشتر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اهمیت تسهیم دانش در کسب مزیت رقابتی و نقش خودکارآمدی در توانمندسازی کارکنان بر کسی پوشیده نیست. هدف از این پژوهش بررسی رابطه تسهیم دانش با خودکارآمدی (میل به آغازگری رفتار، تمایل به تلاش درجهت تکمیل رفتار، مقاومت در رویارویی با موانع) در پژوهشگران دانشگاه صنعتی مالک اشتر است. روش : این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و روش آن، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه پژوهشگران دانشگاه صنعتی مالک اشتر، شاهین شهر، در سال 1395 است (242 نفر). از این تعداد، با نمونه گیری تصادفی طبقه ای برحسب مجتمع، دانشکده یا پژوهشکده، 165 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، سه پرسش نامه است: پرسش نامه محقق ساخته جمعیت شناختی؛ پرسش نامه محققساخته تسهیم دانش مبتنی بر مدل دیکسون (20 پرسش نامه) و نیز پرسش نامه استاندارد خودکارآمدی شرر و مادوکس بود. در نهایت 161 پرسش نامه پاسخ داده شده به صورت صحیح و کامل بهدست پژوهشگر رسید. برای سنجش روایی از روایی صوری و برای سنجش پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. پایایی پرسش نامه تسهیم دانش 89/0 و پرسش نامه خودکارآمدی 82/0 به دست آمد. یافته ها: بین تسهیم دانش و خودکارآمدی در پژوهشگران دانشگاه صنعتی مالک اشتر رابطه معنا داری وجود دارد. این ارتباط برای همه سازوکارهای تسهیم دانش یعنی انتقال ترتیبی، نزدیک، دور، کارشناسی و راهبردی صدق می کند. بیشترین ارتباط میان تسهیم دانش ترتیبی و خودکارآمدی و کمترین ارتباط نیز میان تسهیم دانش راهبردی و خودکارآمدی به دست آمد. بحث و نتیجه گیری: باتوجه به تأیید رابطه تسهیم دانش با خودکارآمدی، مدیران و مسئولان دانشگاه صنعتی مالک اشتر بهتر است نگرش و دیدگاه خود درباره تسهیم دانش را ارتقا دهند. همچنین به نقش و تأثیر تعامل تیمی افراد در گروه های پژوهشی با استفاده از تعریف پروژه های مشترک برای افراد، اهمیت بیشتری بدهند.
فرایند تغییر برنامه ریزی شده در چارچوب نظریه میدانی لوین، نظریه چسبندگی دانش و آموخته زدایی: مطالعه موردی طرح تجمیع کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، تعیین میزان تأثیر ابعاد فردی و سازمانی بر ایجاد مقاومت در برابر فرایند تغییر برنامه ریزی شده با توجه به نقش آموخته زدایی و چسبندگی دانش در طرح تجمیع کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد بود. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که با شیوه پیمایشی و رویکرد ترکیبی در گردآوری داده ها و بر پایه مطالعه موردی انجام شد. جامعه پژوهش حاضر را سه گروه تشکیل دادند؛ کتابداران (40 نفر)، مدیران میانی (11 نفر) و مدیران ارشد (5 نفر) کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد. ابزارهای گردآوری داده ها از این سه گروه شامل پرسشنامه، بحث گروهی متمرکز و مصاحبه به تفکیک سه مرحله انجمادزدایی، اجرای تغییر و انجماد مجدد بود. یافته ها: در دو مرحله انجمادزدایی و اجرای تغییر، در بعد فردی، نیروهای پیش برنده بیش از نیروهای بازدارنده بود اما در بعد سازمانی، نیروهای بازدارنده بر نیروهای پیش برنده غلبه داشتند. برآیند کلی نیروهای این دو مرحله، منفی و نشان دهنده غلبه نیروهای بازدارنده در زمان پیش از تجمیع و هنگام اجرای آن است. افزون بر آن، مشخص شد که در مرحله انجماد مجدد، در هر دو بعد فردی و سازمانی، نیروهای پیش برنده بیش از نیروهای بازدارنده بوده و برآیند نیروهای مربوط به این مرحله مثبت است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش به تقویت این استنباط نظری کمک کرد که در جامعه مورد پژوهش، "عوامل سازمانیِ چسبندگی دانش در مقایسه با عوامل فردی آن، تأثیر بیشتری بر ایجاد مقاومت در برابر تغییر برنامه ریزی شده داشته است". از دستاوردهای این پژوهش، تأیید ارتباط میان آموخته زدایی، چسبندگی دانش و تغییر سازمانی است.
بررسی رابطه بین مهارت های ارتباطی و هوش فرهنگی کتابداران کتابخانه های عمومی استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۳ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۹)
109 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین ابعاد 5 گانه مهارت های ارتباطی و هوش فرهنگی کتابداران کتابخانه های عمومی استان اصفهان (تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی کشور) می پردازد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی- همبستگی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کتابداران کتابخانه های عمومی استان اصفهان (تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی کشور) هستند که مشتمل بر 484 نفر می باشند. نمونه گیری از نوع تصادفی بوده و تعداد نمونه 160 نفر می باشند. ابزار گرد آوری داده ها، پرسشنامه استاندارد هوش فرهنگی آنگ و ارلی (۲۰۰۴) و پرسشنامه استاندارد مهارت های ارتباطی کوئین دام (CSTR) است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های توصیفی و همچنین آزمون های استنباطی تی استیودنت تک نمونه ای و آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که میزان مهارت های 5 گانه ارتباطی و هوش فرهنگی در بین کتابداران کتابخانه-های تحت مطالعه بیشتر از حد متوسط است. همچنین میان مهارت های 5 گانه ارتباطی (توانایی دریافت و ارسال پیام، کنترل عاطفی، مهارت گوش دادن، بینش نسبت به فرآیند ارتباط، ارتباط توأم با قاطعیت) با هوش فرهنگی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: کتابداران با استفاده از مهارت های ارتباطی مناسب می توانند ارتباطی کارا و موثر با مراجعه کننده داشته باشند و منجر به جذب مخاطب شوند. طبق نتایج، برخورداری از هوش فرهنگی یکی از عواملی است که می تواند ارتباط بین مراجعه کننده و کتابدار را بهبود بخشد.
قابلیّت اثرگذاری پژوهش های فزآینده ایران بر توسعه کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی چند دهه اخیر شاهد رشد فزآینده و چشمگیر پژوهش در کشور و به تبع آن ارتقاء بی نظیر رتبه جهانی ایران از لحاظ بروندادهای علمیِ منتشر شده بوده ایم. با این حال، شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهند این پژوهش ها بی اثر (یا بسیار کم اثر) بوده اند. بنابراین، لازم است «قابلیّت اثرگذاری» آنها مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا، در پژوهش حاضر با استفاده از آمار و داده های ثانویه و در قالب روش توصیفی-تحلیلی، وضعیّت موجود یا روند تغییرات هر یک از اجزاء مسیر تأثیرگذاری پژوهش (از سرمایه گذاری تا توسعه) با سایر جوامع مقایسه شد. داده های مورد نیاز از پایگاه های معتبر شامل سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متّحد، بانک جهانی، سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه، مؤسّسه نمایه سازی علوم تامسون رویترز، مؤسّسه علم سنجی سایمگو، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، سازمان ملّی بهره وری ایران، دانشگاه های هاروارد و ام. آی. تی. (مؤسّسه فنّاوری ماساچوست) و تارنمای داده های انرژی استخراج شده و محاسبات و رتبه بندی های لازم با استفاده از نرم افزار اکسل نسخه 2007 صورت پذیرفت. یافته ها حاکی از آن بود که اوّلاً ایران در مقایسه با سایر جوامع اولویّت بالایی برای پژوهش قائل نشده و به صورت جدّی به این مهمّ نپرداخته است چرا که در سال 2010 از لحاظ «سهم پژوهش از تولید ناخالص داخلی» در جایگاه 66 (از 89 کشور)، از لحاظ «بودجه سرانه پژوهش» در جایگاه 54 (از 88 کشور)، بر اساس «بودجه پژوهش به ازای هر پژوهشگر» در رتبه 57 (از 72 کشور)، از لحاظ «متوسّط سرمایه گذاری در هر پژوهش» در جایگاه 79 (از 89 کشور) و در سال 2000 بر اساس «سهم پژوهش های بنیادی از اعتبار پژوهشی» در رتبه 19 (از 21 کشور) جای گرفت. دوّم، بر اساس «سهم محصولات فنّاوری بالا از کل صادرات صنعتی»، به غیر از بازه زمانی منتهی به 2006، علی رغم رشد چشمگیر پژوهش، وضعیّت کشور تنزّل نموده است. سوّم، طی سال های 2014-1980 «شاخص پیچیدگی اقتصادی» کشور همواره منفی و ایران همواره جزء یک سوّم ضعیف ترین کشورها قرار گرفته است. چهارم، علی رغم رشد بی نظیر در تولید علم، در «بهره وری کل عوامل تولید» پیشرفتی نداشته و جایگاه کشور در شاخص های «شدّت مصرف انرژی» و «بهره وری انرژی در تولید ناخالص داخلی» به شدّت سقوط نموده است. بنابراین، با توجه توأمان به یافته های مطالعه حاضر و نتایج حاصل از پژوهش های پیشین مشخّص می شود که حتّی اگر هیچ عامل بازدارنده خارج از نظام پژوهشی کشور وجود نداشته باشد، باز هم این پژوهش ها نمی توانند در توسعه جامعه نقش قابل توجّهی ایفا کنند.
شناختی از نظریه عمومی سامانه ها؛ همراه با تفسیری از کاربست آن در سیبرنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:
نظریه عمومی سامانه ها خود محصول رویکرد سیستمی در فهم پدیده هاست. این نوشتار با هدف شناخت ماهیت و مؤلفه های مفهومی این نظریه به پیشینه پیدایش و چگونگی رواج رویکرد سیستمی پرداخته است. همچنین، با در نظر گرفتن مؤلفه های مفهومی این نظریه، کوشش شده تا تفسیری از کاربرد نظریه عمومی سامانه ها (سیستم ها) در حوزه سیبرنتیک ارائه شود.
روش شناسی:
این نوشتار از نوع تحلیل مفهومی است. به طور کلی، تحلیل مفهومی متون، مبتنی بر داده های گردآوری شده متنی و با هدف به دست دادن فهمی از ابعاد و مولفه های برسازنده هر یک از مفاهیم اصلی و نیز تبیین مرزهای مفهومی آنهاست. در این پژوهش نیز متون مرتبط با سیبرنتیک و نظریه عمومی سامانه ها، تحلیل مفهومی شده اند.
یافته ها:
کنکاش این نوشتار درباره چیستی و مؤلفه های مفهومی رویکرد سیستمی، زمینه نظری و چارچوب فلسفی- تاریخی لازم را برای فهم بهتر نظریه عمومی سامانه ها فراهم ساخته است. به سبب پیوند محکم میان این نظریه و حوزه سیبرنتیک، تفسیر و فهمی سیبرنتیکی از این نظریه ارائه شده است. یافته ها نشان داد که سرشاخه های این دو حوزه در بسیاری از رشته ها از جمله علم اطلاعات به هم رسیده است. نظریه عمومی سامانه ها و نیز نظریه سیبرنتیک، هر دو از مؤلفه های مهم در توسعه نظریه علم اطلاعات بوده اند.طبق نظریه عمومی سامانه ها و نیز نظریه سیبرنتیک، سامانه های سیبرنتیکی مبتنی بر اطلاعات نهفته در کنش های کنترل عمل می کنند؛ لذا از آنجا که تمامی کنش های کنترل در سامانه های سیبرنتیکی، ریشه اطلاعاتی دارند، می توان گفت که عنصر اطلاعات، به عنوان یک مؤلفه مهم و اساسی در این سنخ سامانه ها به حساب می آید.
بحث و نتیجه گیری:
مطالعه حاضر نشان می دهد که یکی دانستن دو حوزه علم سامانه ها و سیبرنتیک نوعی بی مبالاتی نظری است؛ ولی در عین حال، میان این دو، اندیشه ها و مقاصد مشترک فراوانی وجود دارد که به برخی از آنها در این نوشتار اشاره شده است. این هم راستایی میان دو حوزه علم سامانه ها و سیبرنتیک ناشی از آن است که این دو، محصول یک نگرش و رویکرد مشترک یعنی نگرش سیستمی هستند. در هر دو، مفهوم سامانه یک مفهوم کلیدی و بنیادین است؛ و به دست دادن قوانین و اصولی که مشابهت آفرین، تعمیم بخش و کل گرا باشد، یک ارزش اصیل به حساب می آید.
تحلیل مفهومی الگوی دیجی کوال بر اساس چارچوب نظری پنج -اس
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، تطابق مدل ارزیابی دیجی کوال با چارچوب نظری پنج- اس در مفاهیم کتابخانه ی دیجیتالی است. روش: پژوهش از نوع کاربردی و به روش تحلیل محتوای کیفی به ارزیابی مدل دیجی کوال و چارچوب نظری پنج- اس پرداخته است. داده ها با تفسیر ذهنی محتوایی داده های متنی، از طریق فرآیندهای طبقه بندی نظام مند گرد آوری شده است. روایی پژوهش از نوع منطقی است که بیشتر بر مبنای قضاوت شخصی پایه گذاری شده است. پایایی پژوهش از نوع اعتبار پذیری و مشورت با متخصصین حوزه کتابخانه دیجیتالی است که به واقعی بودن توصیفات و یافته های پژوهش و اعتبار آنها اشاره دارد. یافته ها: یافته های به دست آمده از پژوهش حاکی از آن است که در الگوی دیجی کوال فرآیند بررسی محتوا (اطلاعات)؛ و فرآیند جامعه (کاربر) کتابخانه دیجیتالی، عمدتا منوط به پیش نیازهای دو جزء مهم در محیط کتابخانه دیجیتالی محیط فنی و تعامل کاربر/ سیستم است. در نتیجه، از آنجایی که هر مدل ارزیابی، مجموعه ای از مقیاس ها و روش های گردآوری داده ها را دارد؛ عامل و متغیر جوامع (کنشگران) در ابعاد مفاهیم موثر پنج- اس در کتابخانه ی دیجیتالی اعم از قابلیت دسترس پذیری، ارتباط شیء دیجیتالی؛ قابلیت ایجاد، اثر بخشی، قابلیت توسعه پذیری، قابلیت استفاده مجدد، قابلیت اطمینان خدمات وجود دارد و با مدل دیجی کوال قابل ارزیابی است. در ابعاد مفاهیم موثر پنج- اس در کتابخانه ی دیجیتالی اعم از قابلیت دسترس پذیری، ارتباط شیء دیجیتالی؛ قابلیت ایجاد، اثر بخشی، قابلیت توسعه پذیری، قابلیت استفاده مجدد
رده بندی های مردمی در مقابل واژگان مهار شده: رویکردهای نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرور نوشتارهای معرفت شناختی و شناسایی رویکردهای نظری مربوط به رده بندی های مردمی و مقایسه آنها با مبانی نظری واژگان مهار شده هدف این مقاله است. روش پژوهش کتابخانه ای است. با مرور نوشتارها، رویکردهای نظری مربوط به رده بندی های مردمی یعنی نظریه اجتماعی انتقادی، سازه گرایی اجتماعی، نسبی گرایی، واسازی و مهمان نوازی دریدایی شناسایی، نقد و بررسی و با مبانی نظری واژگان مهار شده مقایسه شده است. در رویکردهای نظری بررسی شده بر این نکته تأکید شده است که افراد و کاربران از تجارب و دانش های متفاوتی برخوردار هستند، بنابراین مفاهیمی متفاوت در ذهن آنها شکل گرفته است و از واژه هایی متفاوت برای بیان این مفاهیم استفاده می کنند که به طور نسبی از یک کاربر تا کاربر دیگر متفاوت است. این تنوع مفاهیم در قالب نظام رده بندی های مردمی قابلیت بروز دارد. اما در نظام واژگان مهار شده فقط مفاهیمی که در ذهن فهرست نویس یا مستند ساز وجود دارند قابلیت بروز دارند که ممکن است با مفاهیمی که در ذهن کاربران هستند متفاوت باشند. از طرف دیگر، نسبی بودن می تواند مسأله عدم یکدستی را به وجود بیاورد و برای رده بندی های مردمی یک نقطه ضعف تلقی می شود، در حالیکه در واژگان مهار شده یکدستی مورد توجه قرار گرفته است و از نقاط قوت این نظام محسوب می شود. نتیجه گیری اینکه رویکردهای نظری بررسی شده می توانند مبنای نظری مناسبی را برای قضاوت درباره قابلیت ها، ویژگی ها، مزایا و معایب رده بندی های مردمی و مقایسه آنها با واژگان مهار شده فراهم کند.
جایگاه اجتماعی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در نظر کتابداران شاغل در کتابخانه های شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی وضع موجود جایگاه اجتماعی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی از نظر کتابداران شاغل در کتابخانه های شهر اهواز است.
روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی (ساختار عاملی) پرسشنامه جایگاه اجتماعی با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفت. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ 95/0 به دست آمد. جامعه پژوهش حاضر کتابداران شاغل در کتابخانه های شهر اهواز بودند که 250 نفر را شامل گردید. جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از آمار توصیفی (فراوانی و درصد) و آمار استنباطی (آزمون دوجمله ای، آزمون های من- ویتنی و کروسکال- والیس) استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که از نظرکتابداران شاغل در کتابخانه های شهر اهواز جایگاه اجتماعی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی به شش عامل خصوصیات فردی، تخصص گرایی رشته، اقتصاد شغلی، استانداردهای حرفه ای، مهارت آموزی و نیاز اجتماعی به رشته بستگی دارد و دو عامل تخصص گرایی رشته و نیاز اجتماعی به رشته از بقیه عوامل مؤثرتر هستند. دیگر نتایج پژوهش بیانگر آن است که تفاوت معناداری بین دیدگاه کتابداران از لحاظ میزان تحصیلات، سمت شغلی، نوع کتابخانه، و سابقه کار نسبت به عوامل تأثیرگذار بر جایگاه اجتماعی وجود دارد در حالی که از لحاظ حوزه کاری (مثل بخش فهرست نویسی، مرجع، امانت و ...) و نوع استخدام تفاوت معناداری به اثبات نرسید.
اصالت/ارزش: ارزش مقاله حاضر در نشان دادن اهمیت دو عامل «تخصص گرایی در رشته» و «نیاز اجتماعی به رشته» در افزایش یا کاهش جایگاه اجتماعی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی است و اینکه هر تقویت یا نقصانی در این دو عامل، احتمالاً باعث ارتقاء یا تنزل جایگاه اجتماعی این رشته خواهد شد.
مروری بر مفهوم هستی نگاری در وب معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه در وب معنایی برای بهبود معنای داده ها از هستی نگاری ها بهره می گیرند. ضرورت مهندسی هستی نگاری ارائه چهارچوب مناسبی از تعاریف مفاهیم و روابط بین آن ها با ابهامی کمتر است. در این نوشته تلاش خواهد شد به اجمال دیدی جامع از هستی نگاری و شناخت تحول آن به طور نظری ارائه شود چرا که از طریق مرور ادبیات پس زمینه ای، پژوهش در این موضوع با درکی بهتر و روشن میسر خواهد بود. روش/ رویکرد: نوشته حاضر به صورت مروری مفهوم هستی نگاری را مورد مطالعه قرار می دهد. یافته ها: هستی نگاری شبکه گسترده ای از روابط بین موجودیت ها و مفاهیم جهت بازنمایی دانش در نظام های اطلاعاتی و وب معنایی محسوب می شود. هستی نگاری به عنوان رویکرد جدید مهندسی دانش در عرصه هوش مصنوعی اهمیت یافته است. با ساخت هستی نگاری ساختار مفهومی بین مفاهیم استخراج و به صورتی صریح و آشکار در قالبی رسمی ارائه می شود. نتیجه گیری: با به کارگیری هستی نگاری پردازش مفهوم در سطوح مختلف تعامل انسانی و ماشینی میسر گشته و این ابزار برای اشتراک دانش و بازنمایی آن به کار گرفته می شود. با طراحی و به کارگیری یک هستی نگاری در نظام های دانش بنیان می توان در رفع ایرادهای موجود در سطح معنایی زمینه مربوطه اقدام کرد. از جمله کارکردهای دیگر هستی شناسی اثرگذاری آن در حوزه هایی مانند بهبود نظام های بازیابی، فرایندهای خودکار استدلال، طراحی نظام های هوشمند و مهندسی دانش است.
سخن سردبیر: لزوم تجدید نظر در راهبرد کتابخانه های عمومی
حوزههای تخصصی:
لزوم تجدید نظر در راهبرد کتابخانه های عمومی کتابخانه های عمومی در سطح جهان همچنان از اعتبار مناسب برخوردارند. در جلسه ای که با حضور عضو هیئت علمی یکی از دانشگاه های امریکا در کمیته گسترش و برنامه ریزی وزارت عتف تشکیل شده بود، ایشان به دو نکته اشاره کرد که قابل توجه بود: یکی اینکه کتابداران مچنان با قدرت در سطح دانشگاه های امریکا فعالیت می کند و دوم اینکه بعضی مهارت ها از جمله قصه گویی در کتابخانه های عمومی جایگاه ویژه ای دارد و اینکه وی دیده است که مثلاً یک کتابدار قصه گو دارای چندین کلاه کار بوده است تا بتواند با قصه گویی خود توجه بیشتری از مخاطبان، به ویژه کودکان را به خود جلب کند. این تذکر مرا به این فکر انداخت که آیا این وضعیت در کشور ما هم هست؟ آیا اگر فردا بگویند فلان کتابخانه عمومی و یا حتی در سطح بالاتر نهاد کتابخانه های عمومی تعطیل شد، آیا حرکتی در جامعه مبنی بر اعتراض و یا حتی تأسف که بتواند هشداردهنده باشد به وجود می آید؟ من شاید بدبینانه به این مسئله می نگرم ولی قطعاً عده ای با نظر من موافقند که در جامعه ما و به ویژه با حضور اینترنت و تلفن همراه و «آی پد» و فناوری های نوین دیگر، کمتر کسی به کتابخانه به عنوان محل دانش و گسترش آن نگاه می کند؛ اگر چه آن را به عنوان قرائت خانه، آن هم در مواقع ضروری مانند امتحانات و کنکور قبول دارند و از آن استفاده می کنند.
مطالعه علم سنجی جایگاه کشورهای خاورمیانه در جغرافیای سیاسی اطلاعات
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال چهارم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۳
1 - 28
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش مطالعه جایگاه کشورهای خاورمیانه و تعیین کشورهای قدرتمند اطلاعاتی، وابسته و ضعیف آن ها براساس چارک تولیدات علمی و همکاری های علمی در جغرافیای سیاسی اطلاعات است.<br /> روش : این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نوع علم سنجی است که با روش های اسنادی و تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه پژوهش 16 کشور خاورمیانه است که براساس تولیدات علمی و همکاری های علمی منطقه ای و فرامنطقه ای از سال 2008-2017 مورد مطالعه قرارگرفته اند. داده ها از پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس، بانک جهانی و سایت مرکز آمار فلسطین استخراج، و برای تجزیه و تحلیل آن ها از نرم افزارهای اکسل و اس پی اس اس استفاده شده است.<br /> یافته ها : براساس یافته ها بترتیب کشورهای ترکیه، عربستان، ایران و مصر در جایگاه اول تا چهارم در جغرافیای سیاسی اطلاعات خاورمیانه قرار دارند و با اختصاص دادن بالای 75درصد چارک(3Q) شاخص ها به خود جزو کشورهای قدرتمند اطلاعاتی محسوب می شوند. کشورهای رژیم صهیونیستی، قطر، امارات، اردن، عمان، کویت، عراق و فلسطین بترتیب در جایگاه پنجم تا دوازدهم خاورمیانه قرار دارند و با اختصاص دادن 25تا50درصد چارک(2Q) شاخص ها به خود جامعه کشورهای وابسته را تشکیل می دهند. و چهار کشور لبنان، بحرین، یمن و سوریه در جایگاه سیزدهم تا شانزدهم جغرافیای سیاسی اطلاعات خاورمیانه قرار دارند و با کسب 25درصد چارک(1Q) شاخص ها کشورهای ضعیف خاورمیانه را تشکیل می دهند.
تحلیل اثرهای عدالت سازمانی بر سلامت سازمانی با تأکید بر نقش میانجی سرمایه اجتماعی در کتابخانه های عمومی استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثرهای عدالت سازمانی بر سلامت سازمانی با تأکید بر نقش میانجی سرمایه اجتماعی، صورت گرفته است. طرح/ روش شناسی/ رویکرد: پژوهش از نوع کاربردی و به روش همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کارکنان کتابخانه های عمومی استان یزد، مشتمل بر 207 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران و با روش نمونه گیری خوشه ای برای جامعه محدود، 126 پرسش نامه میان آنان توزیع شد. داده های پژوهش از طریق پرسش نامه20 سؤالی عدالت سازمانی «نیهوف و مورمن» (1993)، پرسش نامه 24سؤالی سرمایه اجتماعی «ناهاپیت و گورشال» (1998) و پرسش نامه 44 سؤالی سلامت سازمانی «هوی و همکاران» (1996) گردآوری شده است. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی با استفاده از نرم افزار Smart-PLS2 انجام شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد «عدالت سازمانی» و مؤلفه های آن بر سلامت سازمانی تأثیر معناداری داشته و مؤلفه «عدالت مراوده ای» با ضریب تأثیر 538/0 بیشترین میزان تأثیر بر سلامت سازمانی را دارد. همچنین عدالت سازمانی بر سرمایه اجتماعی تأثیر معناداری دارد. از طرف دیگر، نقش سرمایه اجتماعی بر سلامت سازمانی نیز مورد تأیید قرار گرفت و در بین مؤلفه های سرمایه اجتماعی، بُعد شناختی با ضریب تأثیر 568/0 بیشترین، تغییرات سازه سلامت سازمانی را تبیین می کند. لذا نقش میانجیگری سرمایه اجتماعی نیز مثبت و معنادار است. نتیجه گیری: افزایش رعایت عدالت در کتابخانه های عمومی استان یزد، روشی است که سازمان را یاری می دهد تا علاوه بر بهره مندی از مزایای عدالت، بتواند محیطی را فراهم کند که اعتماد و تعامل ها بیشتر شود و سرمایه اجتماعی افزایش یابد. لذا به میزانی که اعتماد و تعامل میان افراد بیشتر باشد، سلامت سازمانی نیز افزایش می یابد.
بررسی سیاست های رقمی سازی اسناد آرشیوی: ارائه سیاهه پیشنهادی برای رقمی سازی اسناد در مراکز آرشیوی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، درصدد بررسی و مقایسه سیاست های رقمی سازی اسناد موجود در آرشیوهای ملی کشورهای مختلف انگلیسی زبان در صورت وجود و دسترسی(استرالیا، مالزی، آمریکا، کانادا، سوییس و انگلستان) و سایر راهنماهای موجود در این زمینه و شناسایی معیارها و مؤلفه های مشترک مهم در کلیه آرشیوها به منظور ارائه سیاهه پیشنهادی برای رقمی سازی اسناد در مراکز آرشیوی ایران است. روش پژوهش: برای بررسی مفاهیم از روش کتابخانه ای و مطالعه منابع و متون استفاده شد. در ادامه، با مطالعه راهنماها و اصول رقمی سازی اسناد آرشیوی و وبگاه آرشیوهای ملی کشورهای مورد مطالعه و مکاتبه با مسئولان مربوط و تحلیل محتوای هر یک از سیاست های رقمی سازی اسناد آرشیوی وگردآوری و شناسایی معیارها و مؤلفه های مشترک مهم در تمامی آرشیوهای مورد مطالعه، سیاهه پیشنهادی برای رقمی سازی اسناد در مراکز آرشیوی ایران تدوین شد. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان داد برخی معیارها در بیش از 70% راهنماها و آرشیوهای مورد مطالعه ذکر شده اند و به عنوان معیارهای اصلیِ مشترک برای تدوین سیاهه رقمی سازی اسناد در مراکز آرشیوی ضروری به شمار می روند. این معیارها عبارتند از: مدیریت پروژه، انتخاب اسناد، آمادگی برای رقمی سازی، محل رقمی سازی و نظایر آن. نتیجه گیری: معیارهای به دست آمده از بررسی سیاست های رقمی سازی اسناد موجود در آرشیوهای ملّی کشورهای مورد مطالعه و راهنماهای موجود، به صورت سیاهه های متشکل از 14معیار و 44 مؤلفه برای ارائه سیاهه پیشنهادی رقمی سازی اسناد در مراکز آرشیوی ایران تعیین گردید.
بررسی ارتباط بین فرآیند تبدیل دانش با نوآوری و خلاقیت در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان آمل
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی رابطه بین فرآیند تبدیل دانش با نوآوری و خلاقیت در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان آمل بود. نوع تحقیق، توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان آمل به تعداد 132 نفر بودند که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده، 101 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های مورد نیاز نیز از طریق دو پرسشنامه فرآیند تبدیل دانش با 24 گویه در چهار مؤلفه و پرسشنامه نوآوری و خلاقیت با 12 گویه برحسب مقیاس پنج درجه ای لیکرت، جمع آوری گردید. روایی پرسشنامه ها به صورت محتوایی توسط کارشناسان تائید گردید. پایایی پرسشنامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای فرآیند تبدیل دانش 91/0 و برای نوآوری 92/0 برآورد گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های t تک نمونه ای، تحلیل واریانس چند متغیره، ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که نوآوری و خلاقیت و فرآیند تبدیل دانش در اداره آموزش و پرورش شهرستان آمل بالاتر از حد متوسط است. همچنین بین فرآیندهای تبدیل دانش با نوآوری و خلاقیت همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد و تنها مؤلفه درونی سازی است که قابلیت پیش بینی نوآوری و خلاقیت را دارد.
بررسی رابطه توسعه تجربه یادگیری از طریق مشارکت کلاسی با مقوله نظم دهی هیجانی، اضطراب و افسردگی در بین دانشجویان علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره بیستم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
138 - 165
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تعیین رابطه توسعه تجربه یادگیری از طریق مشارکت کلاسی با نظم دهی هیجانی و اضطراب و افسردگی دانشجویان علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه رازی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه رازی در سال تحصیلی 95-96 است که در مجموع 120 نفر می باشند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 92 نفر تعیین شد. برای گردآوری داده ها از دو پرسش نامه سنجش توسعه یادگیری از طریق مشارکت و سنجش وضعیت اضطراب و افسردگی و نظم دهی هیجانی، استفاده شده است. همچنین، تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی و با کمک نرم افزار آماری اس پی اس اس انجام شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد میانگین یادگیری از طریق مشارکت کلاسی و ابعاد آن، از دیدگاه دانشجویان مورد بررسی، بیش از متوسط و در سطح مطلوب است. بیشترین فراوانی مربوط به «طبیعت درس ها و مشارکت کلاسی» (02/4) و کمترین فراوانی مربوط به «موانع مشارکت در کلاس» (84/2) است. به طورکلی نتایج نشان داد بین مؤلفه های یادگیری از طریق مشارکت و اضطراب و افسردگی و نظم دهی هیجانی رابطه معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: یادگیری از طریق مشارکت کلاسی یکی از روش های مؤثر آموزشی است که در بین روش های مختلف آموزش و یادگیری، متخصصان آن را پیشنهاد می کنند. تلاش و مطالعه بیشتر دانشجویان مضطرب و افسرده منجر به بهبود عملکرد تحصیلی و افزایش یادگیری آنها می شود. بنابراین، تبدیل کلاس های درس به گروه های فعّال پرسش وپاسخ به دانشجویان، فرصت مشارکت فعال و توسعه یادگیری در کلاس را خواهد داد.