واکاوی تأثیر سامانه مدیریت یادگیری در مدیریت دانش شخصی دانشجویان با نقش میانجی مهارت های ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش شخصی با در نظر گرفتن نقش میانجی مهارت های ارتباطی است. روش شناسی : پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها پیمایشی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجویان کارشناسی علوم ورزشی موسسه آموزش عالی توس (283) بود که براساس فرمول کوکران تعداد 165 نفر به شیوه تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته براساس سه پرسشنامه تأثیر کاربرد سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش لوئی، پرسشنامه مدیریت دانش شخصی محی الدین و آزیروانی و پرسشنامه مهارت های ارتباطی جرابک بود که روایی این پرسشنامه ها توسط شش نفر از متخصصین مدیریت ورزشی و علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه فردوسی مشهد بررسی و پایایی آن ها در مطالعه مقدماتی تأیید شد. تحلیل داده ها نیز در دو بخش توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس و پی ال اس انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر الگوی پژوهش نشان داد که سامانه مدیریت یادگیری اثر مستقیم و معنی داری بر مدیریت دانش دارد؛ همچنین نقش مستقیم و معنی دار متغیر میانجی مهارت های ارتباطی در رابطه با اثرگذاری سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش تأیید شد. نتیجه گیری : در پژوهش حاضر تأثیر سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش دانشجویان رشته علوم ورزشی با میانجی مهارت های ارتباطی مورد بررسی قرار گرفت. مؤلفه های مؤثر بر قصد و رفتار به اشتراک گذاری دانش دانشجویان می تواند کمک شایانی به بهبود عملکرد دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی نماید. مسئولین نیز می بایست برای ایجاد نگرش مثبت نسبت به اشتراک دانش در میان دانشجویان، توجه خود را به مؤلفه های مؤثر و ارتباط آن ها با هم نمایند؛ چراکه در این صورت نتایج مثبتی را هم برای دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و هم برای خود دانشجو به همراه خواهد داشت. اصالت: کاربرد سامانه مدیریت یادگیری در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی به عنوان موضوعی که به سرعت فراگیر شده است بسیار مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به محدودیت پژوهش های انجام گرفته در این حوزه و به ویژه در حوزه بررسی این عامل با مدیریت دانش و مهارت های ارتباطی و به صورت خاص در بستر جغرافیایی ایران، پژوهش حاضر می تواند گامی مؤثر در راستای تکمیل ادبیات موجود و رفع بخشی از خلأ پژوهشی این عرصه باشد. نتایج حاصل از این پژوهش قابلیت کاربست به عنوان پایه ای نظری برای پژوهش های آتی را دارا می باشد.