ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۲۱.

عنصر الراوي في المقامة السواديّة لمحمّد مؤمن الجزائري الشيرازي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۸
یُعدّ «محمّد مؤمن الجزائری الشیرازی» من أدباء إیران المهتمّین بفنّ المقامه فی أواخر القرن الحادی عشر وأوائل القرن الثانی عشر الهجریَّین، وله الکثیر من المقامات. وردت مقاماتُ الجزائری فی کُتُبه الثلاثه: المقامات الناسخه للمقامات، طیف الخیال، وخزانه الخیال؛ إلّا أنّ معظمَها قد بقیت فی ثنایا المخطوطات ولم تَرَ النورَ بعد. لا شکّ فی أنّ المقامات التی ألّفها محمّد مؤمن الجزائریّ تختلف عن مقامات بدیع الزمان الهمذانی والحریری أسلوباً، وموضوعاً وهدفاً، وقد خرج الکاتب عن الأصول السابقه فی المقامه. حیث نستطیع القول إنّ هذه الفوارق جعلت أسلوب الکاتب فی المقامه ممیّزاً ومختلفاً ونوعاً ما صنعت من الکاتب شخصاً مُبدعاً فی هذا النمط الأدبی. هنالک مقامه لمحمّد مؤمن الجزائری لَفَتَ انتباهَنا من بین کلّ مقاماته، وهذه المقامه مسمّاه بالسوادیّه، وهی المقامه السابعه فی کتاب طیف الخیال فی مناظره العلم والمال حیث الکاتبُ خرقَ الأصول التی أرسی قواعدَها بدیع الزمان الهمذانی والحریری فیها. جاء هذا البحث لیسلّطَ الضوءَ علی عنصر الراوی وأنواعه فی هذه المقامه ویبیّن القیمه الفنّیه والجمالیّه لهذا العنصر فیها معتمداً علی أدوات منهجیّه حدیثه. تکمن أهمّیّه هذا البحث فی أنّه یُلقی الضوء علی جانب مغمور من الإبداع السردی لدی محمّد مؤمن الجزائری الشیرازی. وقد استخدم الباحث المنهج السردی لتناول هذا الموضوع. توصّل البحث إلی أنّ الکاتب قد اعتمد أسلوب الراوی المتضمّن فی هذه المقامه حیث یَروی الأحداث باستخدام ضمیر المتکلّم أنا. یُشیر البحث إلی أنّ الجزائری یستخدم هذا الأسلوب لیقدّم الأحداث بمشاعر شخصیّه ومحدوده المعرفه حیث یعبّر عن الخوالج واللواعج الداخلیّه الشخصیّه دون القدره علی الولوج إلی قرارات أفکار الشخصیّات. ومن أهمّ میزات أسلوب الجزائری هو تعدّد الرواه حیث یستخدم أصواتاً متعدّده وشخصیّات مختلفه لیرویَ الأحداث من زوایا متعدّده. یُبرز البحث استخدام الجزائری للفنّ الرسائلی فی هذه المقامه حیث یَستخدم الرسائل وسیلهً للسرد وتعبیر الشخصیّات عن مشاعرها وهواجسها وأفکارها. ویمکن اعتبار المقامه السوادیّه نوعاً جدیداً من الروایه الرسائلیّه فی الأدب العربی.
۲۲.

دراسه بنیویه تکوینیه للشخصیات فی روایه «أضغاث مدینه» لعبدالرضا صالح محمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۴
تنطلق البنيويه التكوينيه – كما صاغها لوسيان غولدمان – من أن العمل الأدبي بنيه دالّه تعبّر في شكلها الداخلي ومحتواها عن رؤيه جماعيه للواقع، أي عن وعي طبقي أو اجتماعي محدّد، عبر وساطه وعي الكاتب الفردي. تسعی هذه المقاله أن تدرس شخصیات روایه «أضغاث مدینه» لعبدالرضا صالح محمد، علی ضوء نظریه البنيويه التكوينيه للوسيان غولدمان معتمده علی المنهج الوصفي التحلیلي. وبناءً على ذلك، يمكن النظر إلى الشخصيات في روايه "أضغاث مدينه" بوصفها تمثيلاً للبنيه الذهنيه والاجتماعيه التي يعيشها المجتمع العراقي في سياق الحروب والاضطرابات السياسيه والأمنيه. الشخصيات الرئيسه، بما تحمله من قلق وتشظٍّ وخوف، لا تُفهم بوصفها سمات فرديه فحسب، بل باعتبارها انعكاساً لأزمه جماعيه، أي أنّها تجسّد رؤيه مأزومه للعالم ناتجه عن التناقض بين طموحات الأفراد والقيود التاريخيه والاجتماعيه التي تكبّلهم. وهذا ما يجعلها، وفق المنظور الغولدماني، بنى دالّه على الوعي الجمعي في لحظه تاريخيه محدده. كذلك يتيح توزّع الشخصيات بين رئيسه وثانويه، وتنوّعها بين مثقفه ومغتربه واشكاليه وقامعه، الكشف عن تنوّع المواقع داخل البنيه الاجتماعيه، وعن تعدّد أشكال استجابه الأفراد للواقع. فالشخصيه المثقفه، مثلاً، تمارس وظيفه وعي نقدي يسعى إلى الربط بين وعي الفرد ووعي الجماعه، ما يتوافق مع مفهوم غولدمان لوظيفه الأدب بوصفه فعلاً يعبّر عن رؤيه طبقيه أو جماعيه تسعى إلى تجاوز أزمتها. على هذا الأساس، فإن روايه «أضغاث مدينه» تُقرأ – في إطار البنيويه التكوينيه – بوصفها بنيه أدبيه متماسكه تعكس رؤيه للعالم تعبّر عن وعي جماعه اجتماعيه مأزومه، وتعيد ترتيب هذا الوعي في بناء رمزي يضيء التناقضات الكامنه في الواقع العراقي ويمنحها شكلاً فنياً قابلاً للتأويل.
۲۳.

مشترکات الأئمه (ع) و اختلافاتهم فی استعمال الروایات التفسیریه المختلفه (الإمام علی (ع) الى الإمام الصادق (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۹
قد وردت عن أهل البيت (ع) روايات كثيره في تفسير القرآن الكريم تصل في مجموعها إلى عشرات الأنواع. وقد ساعد هذا التنوع في الأحاديث على فهم آيات القرآن بشكل مؤثّر. وقد ترك كل من الأئمه (ع) خلفه ماده ثمينه في أنواع مختلفه من أساليب تفسير الآيات رغم اختلاف الزمان والأحوال الاجتماعيه والسياسيه؛ ونظراً لأهميه السنه ومكانتها في تفسير الآيات الإلهيه، كان لابد من التعرف على أنواع أحاديث أهل البيت (ع) وبيان القواسم المشتركه بينهم والاختلاف في هذا الصدد. وقد تم ذلك بالرجوع إلى مختلف الكتب والمقالات والتفاسير السرديه الشيعيه و السنيه، وحصلت على نتائج قيمه. منها؛ قد استخدم هؤلاء النبلاء في تفاسیرهم أساليب مختلفه مثل تفسير القرآن بالآيات، تفسیر القرآن بالروايات، التعبير لمعاني الكلمات، تفسير عموم الآيات، الرد على الشبهات، التفسير من خلال التعبير عن الأحداث التاريخيه، استخدام الأمثال و قد استخدموا الأدب والمثال و الظاهر والباطن وغيرها. والفرق أن بعض الأئمه (ع) استخدموا أساليب لم يستخدمها آخرون. أو أن عدد الروايات في بعض الحالات كان أكثر أو أقل من البعض الآخر. كما أن في الروايات المتعلقه بالجري والتطبیق، في أنواع الجري، أن هناك قواسم مشتركه كثيره بينهم، كما أن هناك اختلافات ترجع بالأساس إلى تيارات هؤلاء الشيوخ وأحوالهم السياسيه والاجتماعيه. نحاول في هذا المقال البحث والتحقيق في قواسم المشترکه واختلافات الأئمه المذكورين (ع) في مجال الروايات التفسيريه باستخدام المنهج الوصفي التحليلي.
۲۴.

أثر انطباعات المترجم الذهنیه من مصادره المعلوماتیه فی عملیه ترجمه النص القرآنی (دراسه کلمات «مجنون»، «أُمّی» و «رَبّ» فی ترجمات أنصاریان وفولادوند وآیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۵
إن المصادر المعلوماتيه التي تشكل التصورات والانطباعات الذهنيه للمترجم تؤثر على أدائه في عمليه الترجمه أيضاً. قد تكون المصادر المعلوماتيه للمترجم مواضيع مثل المصادر الصرفيه والنحويه والبلاغيه واللغويه والأدبيه والاجتماعيه والتاريخيه والدينيه والسياسيه أو المصادر المستنده إلى السياق لنص معين خاص يتأثر بعوامل مثل خطاب معين أو فلسفه أو القضايا النفسيه والجماليه والدلاليه وما إلى ذلك. كما وقد توفر كل من اللغه والاجتماع والثقافه منصه مستقله تكوّن سلسله من المصادر المعلوماتيه لتؤثر في نوعيه الانطباعات المتعلقه بالنصوص وعمليه ترجمتها. وهذه التصورات العقليه والانطباعات الذهنيه للمترجم والتي تنجم عن مصادر معلوماته في ترجمه القرآن الكريم يمكن أن تغير المعنى والرساله الموجوده في النص. حاول هذا المقال انطلاقاً من المنهج الوصفي- التحليلي، بيان مدى جوده التأثير المباشر أو غير المباشر للمصادر المعلوماتيه للمترجمين في عمليه ترجمه القرآن الكريم. وأظهرت بعض النتائج أن مصادر المترجم المعلوماتيه فعاله في تغيير معنى ودلاله النص المقصود الهدف من خلال التأثير على اتجاهه وتوجهاته. وعلى الرغم من انسجام الترجمه المنتجه المنطبقه مع ذوق وثقافه اللغه المقصوده الهدف، إلا أنها تفقد الدقه الدلاليه اللازمه، وكانت كلمات "مجنون" و"أمّي" و"رَبّ" كنماذج من هذا النوع اُختيرت بسبب انطواء كل منها على حموله من معان لغويه وثقافيه واجتماعيه تسببت في إشكاليات في ترجمتها، حيث أصيبت مضامينها بالتدهور الدلالي والتراجع المعنوي في حدودها الدلاليه وقد اختزلت معانيها من دلالاتها الأصليه التي كانت مبنيه على معان اجتماعيه وثقافيه في بدايه نزول الوحي، إلى مجرد معان معجميه ودلالات أخرى.
۲۵.

گفتار مؤدبانه در فیلم فصل آخر و زیرنویس عربی آن در چارچوب نظریه ادب براون و لِوینسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۰
نظریه ادب را، ادب زبان شناختی نامیده اند که در حوزه علوم کاربردشناسی و تحلیل گفت وگو قرار دارد؛ این نظریه را براون و لِوینسون در سال ۱۹۷۸ مطرح و در سال ۱۹۸۷، بازنگری و اصلاح کردند. در این پژوهش، تلاش می شود با تکیه بر نظریه ادب براون و لِوینسون، شماری از زوایای پنهان ترجمه گفتار مؤدبانه در فیلم فصل آخر (1387) و زیرنویس عربی آن بررسی شود تا بفهمیم که کاربرد هر یک از واژه ها و عبارت ها در زبان فارسی بر کدام یک از راهبردهای ادب این دو نظریه پرداز سازگار است؛ این راهبردها عبارت است از: بیان مستقیم، غیرمستقیم، ادب مثبت و منفی. سبب گزینش این فیلم، وجود حجم بالای گفتارهای مؤدبانه غیرمستقیم، تعارف های فرهنگی و خطاب های احترام آمیز در دیالوگ های آن است. از  همین رو، با روش توصیفی- تحلیلی، واژه ها و عبارت های مربوط به موضوع ادب را در این فیلم گزینش کرده ایم، آنگاه زیرنویس عربی آن را استخراج، جدول بندی و پس از آن بر پایه نظریه نامبرده، تحلیل کرده ایم. نتایج، حاکی از آن است که گوینده در بخش های گوناگون فیلم می کوشد به صورت غیرمستقیم، مفهوم سخن خود را به مخاطب انتقال دهد و به گونه ای ضمنی و کنایی او را نسبت به درون مایه سخنش آگاه کند. همچنین مترجم تلاش کرده است ابزارهای غیرمستقیم را جهت ادب مند کردن ساختار زبانی دیالوگ های شخصیت های فیلم به کار ببرد؛ به طوری که و در برخی از بخش های زیرنویس، گوینده نمی تواند درخواست خود را ارائه دهد و هیچ یک از کُنش های تهدیدکننده وجهه را به کار نمی برد.
۲۶.

تحلیل گفتمان انتقادی خطبه حجاج بن یوسف بر اساس الگوی فرکلاف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
تحلیل گفتمان انتقادی یکی از شاخه های مهم نظریه تحلیل گفتمان است که به منظور نشان دادن چگونگی شکل گیری گفتمان های قدرت، لایه های پنهان زبان را در متون کتبی و شفاهی می کاود. گفتمان شناسی انتقادی نوین علاوه بر عناصر نحوی و صرفیِ سازنده جمله برای تبیین معنا، عناصر فرامتنی از قبیل بافت موقعیتی، فرهنگی و اجتماعی را نیز در بر می گیرد. این پژوهش بر اساس روش توصیفی _ تحلیلی به بررسی تحلیل گفتمان انتقادی خطبه حجاج بن یوسف بر اساس نظریه فرکلاف می پردازد. هدف اساسی از این کنکاش بررسی متنی کهن در پرتو مفاهیم «تحلیل گفتمان انتقادی» به عنوان رویکردی جدید در تحلیل متون است . به این منظور از تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده شد تا کارکردهای ایدئولوژیک خطبه حجاج در ارتباط با مناسبات قدرت مشخص شود. در سطح توصیف، ویژگی های زبان شناختی خطبه، در سطح تفسیر، بافت موقعیتی گفتمان و بینامتنیت و در سطح تبیین، جایگاه خطبه در ساختار سیاسی عصر بنی امیه بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد حجاج در سطح توصیف با استفاده از مجازها، استعاره ها، کنایه ها و قسم، تأکید، تکرار و هم آیی واژه ها در پی تبیین اندیشه هایش و آشکارکردن قاطعیت خود در کنترل اوضاع بوده است. در سطح تفسیر، از بافت بینامتنی صریح برای ترسیم بافت موقعیت موجود بهره برده و برای قوت بخشیدن به سخنرانی خود از مفاهیم دینی و آیات قرآن استفاده کرده است. در سطح تبیین، با استفاده از مفاهیمی مانند ایدئولوژی و قدرت، و هژمونی و بیگانه سازی به تقویت و بازسازی ساختار قدرت و ایدئولوژی موجود کمک کرده و از حاکمان بنی امیه در تثبیت قدرتشان دفاع نموده است.
۲۷.

السلاسل المعجمية الدلالية للخطبة رقم 190 و210 من نهج البلاغة على أساس نظرية ساكسنا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۷۰
علم الدلاله فرع من فروع علم اللغه، یهتم بدراسه المعنى من خلال العلامات اللغویه وغیر اللغویه. ومن أهمّ فروعها هو الدلاله الإحصائیه. ومن أهمّ وأحدث مجالاتها هی السلسله المعجمیه. وهی تشتمل على مجموعه من الکلمات فی علاقه تماسک معجمی بعضها مع البعض، وبدورها تساعد فی تحدید النصّ، وتمثیل موضوعه، ومحتواه. تهدف هذه الدراسه إلى محاسبه السلاسل المعجمیه المختلفه للخطبه رقم 190 و210 من نهج البلاغه، وفقاً لنظریه ساکسنا لحساب أهمیه السلاسل المعجمیه، وفائدتها حسب العلاقات الدلالیه بین المفردات؛ ومن ثمّ، ندرس کیفیه دلاله أهمّها على الغرض الأصلی من إیراد الخطبتین المختارتین من قبل الإمام علی (8)، وذلک خلال المنهج الوصفی التحلیلی، مستمدّین من المنهج الإحصائی. تدلّ نتائج البحث على أنّ هناک 65 سلسله معجمیه للخطبه رقم 190، وأن علاقه الترادف (40%)، والاشتمال (34%) هما أکثر استخداماً فیها؛ وأن هناک 34 سلسله معجمیه للخطبه رقم 210، وأن علاقه الترادف (35%)، والتضاد (35%)، والاشتمال (24%) هی أکثر استخداماً فی هذه الخطبه. مضافاً إلى ذلک، 4.6% من السلاسل المعجمیه للخطبه رقم 190، و5.9% من السلاسل المعجمیه للخطبه رقم 210 هی السلاسل المعجمیه القویه. واستخدام المفردات الدالّه على العلم والمعلّم فی الخطبه رقم 210، یتلاءم مع موضوع ذکر لها محمد دشتی، وهو علمی؛ لکن البیانات والمفردات التی لها أهمّ دور فی تحدید المضامین الأصلیه للخطبه رقم 190، والتی تدلّ على الخوف من عذاب اللّٰه، وکذلک شدّه نار جهنم، وکیفیه حرقها، إلى جانب جزاء الأعمال الصالحه فی الجنه، وقرب یوم القیامه، کلها تدلّ على أنّ موضوع الخطبه اعتقادی، أخلاقی، خلافاً لما ذکر دشتی فی کتابه، وقام بتحدید موضوع اعتقادی، أخلاقی، عسکری لها.
۲۸.

ضرب المثل های عربی فصیح: مفهوم و ویژگی ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
ضرب المثل ها به عنوان یکی از اجزای کلیدی و جذاب ادبیات عامیانه در زبان عربی، نقش بسزایی در انتقال تجربیات و حکمت های نسل های گذشته ایفا می کنند. این مقاله به بررسی مفهوم و ویژگی های ضرب المثل ها عربی پرداخته و جلوه های ادبی، فرهنگی و اجتماعی آن ها را مورد تحلیل قرار می دهد. با توجه به اهمیت این جملات در ارتباطات روزمره، ضرورت پژوهش در این زمینه به دلیل نادیده گرفته شدن گنجینه های فرهنگی و زبانی احساس می شود. بنابراین، این تحقیق برآن است تا ضمن اشاره به ویژگی های خاص ضرب المثل ها، ابعاد مختلف آنها را در زبان عربی بررسی کند. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی، به جمع آوری و تحلیل داده ها از منابع معتبر پرداخته و به شفاف سازی برخی از جنبه های پنهان در ضرب المثل ها کمک می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ضرب المثل های عربی اغلب کوتاه و مختصر، وزین و سنگین و پر مغز و پر معنا، نغز و زیبا، پر قدرت، موثر و گیرا بوده و در موقعیت های مختلف می تواند به عنوان چراغ راه و راهنمای هر انسانی مورد استفاده قرار گیرند. ضرب المثل های عربی به عنوان ابزاری مؤثر در انتقال ارزش های اجتماعی کارکرد دارند و می توانند به نسل های آینده راهنمایی های اخلاقی ارزشمندی ارائه دهند. یافته ها نشان می دهد که ضرب المثل ها نه تنها فضیلت های اخلاقی را ترویج می دهند، بلکه با استفاده از زبان ساده و آهنگین، قابلیت ماندگاری و فراموش نشدن را در ذهن افراد دارند. همچنین، مفهوم سازی هایی که در این جملات وجود دارد، به راحتی می تواند در موقعیت های مختلف زندگی کاربردی باشد و از این رو، روش ارزشمندی برای تفکر انتقادی و تربیت نسل جوان قلمداد می شود. در نهایت، این پژوهش بیان می کند که توانایی ضرب المثل ها در توصیف شرایط انسانی به شکل زیبا و مختصر، باعث می شود تا این جملات به عنوان نمادهای فرهنگی و تاریخی در زبان عربی مستمر و تأثیرگذار باقی بمانند.
۲۹.

دراسة الافتراض المسبق في مسرحية «مسمار جحا» الفكاهية لعلي أحمد باكثير وفقاً لنظرية جورج يول التداولية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۵۳
التداولیه من الفروع الهامه لعلم اللسانیات وهی تدرس المعنی غیر المرئی الموجود فی کلام المتکلّم وهو المعنی الذی یستطیع المتلقی التعرف علیه وتفسیره من خلال السیاق. الافتراض المسبق هو أحد مفاهیم التداولیه الخاصه. إنّ الافتراض المسبق یتناول الخلفیه الذهنیه المشترکه بین المتکلم والمتلقی فی حواراتهما. یشتمل مفهوم هذا الافتراض علی أنّ المتکلم یتحدّث مع المخاطب علی أساس ما هو معلوم و مفترض سلفاً ونحصل من سیاق الکلام علی معلومات أخری. قسّم جورج یول الافتراض المسبق إلی سته أقسام: الوجودی، الواقعی، المعجمی، البنیوی، غیر الواقعی، خلاف الواقع. ترتبط المسرحیات الفکاهیه ارتباطاً وثیقاً بواقع المجتمع بواسطه نقد النظام الحاکم والمسائل الاجتماعیه نقداً فکاهیاً. مسرحیه مسمار جحا النثریه لعلی أحمد باکثیر تعبّر عن مشاکل المجتمع العربی وتشجّع الناس ضدّ عملاء الاستعمار البریطانی وظلمهم بواسطه شخصیه "جحا" وباستخدام الفکاهه اللفظیه. یهدف هذا البحث إلی تبیین أنواع الافتراض المسبق و دورها فی خلق الفکاهه اللفظیه فی مسرحیه مسمار جحا بالمنهج الوصفی-التحلیلی المبنیّ علی التداولیه اللسانیه. تظهر النتائج أنّ الکاتب قام بخلق الفکاهه اللفظیه ونقد أوضاع المجتمع فی هذه المسرحیه أوّلاً باستخدام أنواع الافتراض المسبق السته وثانیاً استفاد من المناهج المتنوعه کنقض الافتراض المسبق للمتکلم والاستخدام الفکاهی للافتراض المسبق وتبدیل نوع من الافتراض المسبق إلی نوع آخر لإنشاء الفکاهه. الافتراض المسبق الوجودی أکثر استخداماً فی هذه المسرحیه فی حین أنّ الافتراض المسبق خلاف الواقع أقلّ استخداماً.
۳۰.

ملامح الصراعات الوجودية في روايات مصطفي محمود «رواية المستحيل نموذجاً»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۱۰۲
ظهرت الفلسفه الوجودیه نتیجه الحربین العالمیتین التی خلفتا الظلام، والشک للجمیع. حاولت هذه المدرسه أن تضئ العالم بالرجوع إلی الفرد، وقدراته، فهذا هو معنی أسبقیه الوجود علی الماهیه؛ فالمرء لدیه الحریه فی اتخاذ الخیارات، وبناء کیانه المنفرد. ولم یقتصر عمل الوجودیین علی میدان الفکر، والفلسفه؛ بل ارتبط بالعمل الروائی، والقصصی منذ بدایته، وکان مصطفی محمود له مساهمات فکریه وفلسفیه واسعه فی أدبه. بناء علی هذا یحاول البحث أن یدرس روایه "المستحیل" لمصطفی محمود وفق المذهب الوجودی، مستخدماً المنهج الوصفی التحلیلی الفلسفی. تظهر النتائج أنّ أهم الصراعات الوجودیه کانت حاضره فی روایه "المستحیل"؛ فقد ظهر القلق فی مغامرات شخصیات الروایه. فکانت محاولات "حلمی" و "فاطمه" تتمثل فی الهروب من القلق بالنسیان، والقمار، والعلاقات الجنسیه، فمرجع القلق کان فی القرارات الشخصیه، والرغبات المتعدده عند البطلین. وأما الحریه فظهرت بصورتین متناقضتین، صوره السلطه الأبویه متجذره فی مجتمع الروایه، والرؤیه المتحرره الواقفه ضد الأعراف، والقوانین السائده. ومن غیاب الحریه کان مولد الاغتراب، ورتابه البطل، وکسله. فهناک إرتباطاً وثیقاً بین الثقه بالنفس، وإنعدام المشاعر الشفافه، واللامعیاریه، والشذوذ عن المجتمع، واخلاقه، وانفصال الفرد، واغترابه عن نفسه، وعن المجتمع. وکذلک ظهرت علاقه الأنا والآخر بصوره جدلیه زاخره بالمشاحنات، والصراعات المتواصله فی الأسره داخل مجتمع الروایه، ففشل هذه العلاقات کان نتیجه سلب ذات الآخر، والسیطره علیه من قبل الطرفین.
۳۱.

دراسة في رأس المال الجنسي لرواية «سبايا سنجار» في ضوء نظرية كاترين حكيم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۶۶
تعتبر عالمه الاجتماع البریطانیه کاترین حکیم أوّل من عبّرت عن مصطلح رأس المال الجنسی وأنواعه فی الحیاه الاجتماعیه والتوازن بین الرجل والمرأه، حیث ناقشت فی عام 2011م نظریتها وآرائها فی کتاب «المال الحلو، قوه رأس المال الجنسی» واعتبرت نظریتها من أحدث النظریات فی علم الاجتماع المعاصر کما قبلها بییرُ بوردیو العالم الفرنسی الذی یعتقد أنّ رأس المال البشری لیس مجرد ممتلکات منقوله وغیر منقوله، وأنّ لدینا رأسا مالاً ثقافیاً واجتماعیاً بالإضافه إلى رأس المال الاقتصادی ولهذا أطلقت کاترین حکیم على رأس المال الرابع اسم رأس المال الجنسی وبحسب قولها یحتوی رأس المال هذا على سته مؤشرات ویمکن أن تتکاثر هذه المکونات فی العدید من الثقافات. وبما أنّ الأدب یلعب دوراً هاماً فی تصویر ثقافه أی مجتمع وأفکاره ومعتقداته، فإنّ الأدب الخیالی لیس مستثنیاً من هذه القواعد. وانطلاقاً من هذا المبدأ، درس المقال مکونات رأس المال الجنسی فی روایه سبایا سنجار للکاتب السوری سلیم برکات وذلک فی ضوء المنهج الوصفی–التحلیلی مستعیناً بالمصادر المکتبیه لمعالجه انعکاس رأس المال الجنسی فی روایه «سبایا سنجار» وتتبع المکون الأکثر انعکاساً للرأس مال الجنسی فی الروایه، بحیث قد أظهرت النتائج أن مکونات الجمال والجاذبیه الجنسیه وطریقه الظهور فی المجتمع بالنسبه للمرأه، والمکون الاجتماعی والحیویه بالنسبه للرجل قد انعکست انعکاساً باهراً فی الروایه، کما أنّ الکاتب لم یثیر الإثاره الجنسیه والعلاقات والقضایا المتعلقه بها فی الروایه.
۳۲.

نقد ترجمة شهيدي لخطبة المتقين في نهج البلاغة على ضوء نظرية فيناي وداربلنت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
تعتبر ترجمه الأستاذ شهیدی من أدق الترجمات الفارسیه لنهج البلاغه وأجملها. وقد حاول الأستاذ تقدیم ترجمه بلاغیه جدیده لهذا الکتاب من خلال اتباع التکافؤ الدینامیکی وسیاق اللغه الهدف وإظهار إمکانیات اللغه الفارسیه فی الترجمه باستخدام لغه جدیده وأنیقه. ولا شک أنه سعى إلى الکشف عن الآثار الفریده لبلاغه هذا الخطاب البلیغ. فمن هذا المنطلق، من أجل تقدیم تقییم إیجابی ودقیق لجوده هذه الترجمه وطریقتها، لقد اعتمد هذا المقال على المنهج الوصفی التحلیلی فی دراسه الموضوع، علی أساس نظریه "فینای وداربلنت" لتقییم جوده الترجمه التی یُعدّ فیها الاقتراض والنسخ والترجمه الحرفیه من تقنیات الترجمه المباشره؛ والإبدال الصرفی، والتکییف، والتکافؤ والتطویع من تقنیات الترجمه غیر المباشره. یتکون هذا البحث من بعدین: نظری وتطبیقی، بحیث أوضح المؤلف أولاً مؤلفات نظریه فینای وداربلنت 1995م، ثم باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، وبالاعتماد على أمثله من ترجمه شهیدی لخطبه الإمام علی (j) فی نهج البلاغه المسمّاه بالمتقین، درس هذه الخطبه، بناءً على الطرق السبع لفینای وداربلنت. تظهر مکتسبات البحث أنّ شهیدی من بین الطرق السبع لفینای وداربلنت، استفاد بشکل أقل من طرق الترجمه المباشره التی تشمل الاقتراض والنسخ والترجمه الحرفیه؛ ولکنه استخدم الأسالیب الأربعه المتمثله فی الإبدال والتطویع والتکافؤ والتکییف المتعلقه بالطریقه غیر المباشره بشکل أکبر فی الترجمه وساعدت هذه الطریقه فی زیاده قابلیه القراءه والطلاقه فی ترجمته، کما أنّه من بین التقنیات المختلفه للطریقه غیر المباشره، تحول إلى إزاحه العناصر الهیکلیه للغه المصدر؛ إذ إنه أراد تقدیم ترجمه أدبیه وبلاغیه للخطبه.
۳۳.

تحليل كيفية تمثيل الناشطين الاجتماعيين في رواية «ساعة بغداد» لشهد الراوي على ضوء نظرية فان ليوين(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۹۰
الروایه هی وصف شامل للحیاه الاجتماعیه وعناصرها المقومه کالشخصیات والأحداث والأحادیث وباختصار جمیع عناصر الروایه، تعکس صوره واقعیه لعناصر مجتمع الکاتب ولهذا السبب یمکن القول أن القراءه السوسیولوجیه هی أکمل القراءات للروایه وأقواها ویعتبر هذا النوع من الفن من أکثر الفنون تعبیرًا عما فی الحیاه. وعلى هذا یمکن نقد الروایه المعاصره باستخدام نظریات سوسیولوجیه مختلفه. إحدى هذه النظریات هی نظریه الناشطین الاجتماعیین التی وضعها ثیو فان لیوون. الناشطون الاجتماعیون یلعبون دورًا هامّاً لتقدم الخطاب وصناعه النص، لأنهم أذرع أساسیه للنصوص والخطابات. ولکن لا یتم إیلاء الکثیر من الاهتمام لتمثیلهم. ویرى فان لیوین أن الناشطین یتم تمثیلهم بطریقتین عامتین: الحذف والإظهار ولکل منهما فروع فرعیه، ومعرفه کیفیه تمثیلهم أمر مهم لاکتشاف الخطابات. لقد اختار هذا المقال روایه «ساعه بغداد» للکاتبه العراقیه شهد الراوی موضوعاً للبحث من أجل التحقیق لتمثیل الناشطین الاجتماعیین فیها ویرید تحدید وظائفهم التی تسرّبت فی الطبقات السفلیه للروایه وتعریفها. الهدف من هذا البحث هو تحلیل خطاب العمل ووظائفه الاجتماعیه الدلالیه التی یعرضها کل من الناشطین من خلال طرق تمثیلهم المختلفه للقارئ. تظهر نتیجه البحث أن الکاتبه استخدمت کافه طرق التمثیل المختلفه وهذا التنوع جعل عملها مقروءاً وجذاباً، إلا أن اهتمام الکاتبه بعنصر التعبیر أکثر من الحذف هو وسیله لتصور مآسی العراق ولبنان. وفی أسالیب التعبیر أیضاً، فقد روعی أسلوب توصیف جزء منها أکثر من بقیه الأسالیب لإظهار الدینامیکیه والحرکه على مستوى القصه رغم وجود آثار مدمره ومتأثره بالحرب والاحتلال. المنهج المستخدم فی هذا البحث هو الوصفی-التحلیلی.
۳۴.

دراسة التوازي النحوي في رسالة المعاش والمعاد للجاحظ على أساس نظرية ديبوغراند ودرسلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۴۵
إنّ الاتساق فی النص من المفاهیم الهامه التی رسمها علماء النص، کعنصر من عناصر النصانیه. ومن آلیات الاتساق المعجمی قواعد عامه، کقواعد النحو والتکرار فی الجمله بجانب التضام، والتکرار کآلیه هامه فی إحداث الاتساق فی النص. وقد قسّمه لغویو النص إلی أنواع مختلفه، مثل الترادف، والشمول الدلالی، وشبه التکرار، والتکرار النحوی. ویعدّ دیبوغراند ودرسلر من العلماء الذین اهتموا بالتکرار درساً ونظریه. فهما لا یریان المفردات تختص بالتکرار فحسب، بل إنّ هنالک تکراراً فی جزء من النصّ أو فی الشکل النحوی، یسمى توازیاً نحویاً أیضاً. وینقسم التوازی إلی التوازی التام، والتوازی الناقص، وشبه التوازی، والتوازی الربطی. فبه، تُخلق فی النص موسیقى بجانب الاتساق والانسجام. ثمّ إنّ رسائل الجاحظ تعدّ من النصوص الهامه فی تاریخ الأدب العربی، وخاصه رساله المعاش والمعاد، والتی لم تلفت الانتباه الذی یلیق بها. فهی بمثابه کُتیّب إرشادی ذی نص أدبی متسق ومنسجم موضوعه السیاسه والحکومه. فقد قام هذا البحث بدراسه دور التوازی النحوی فی اتساق رساله المعاش والمعاد للجاحظ بمنهجیه وصفیه تحلیلیه، وباستخدام المعلومات الإحصائیه، وتشیر أهم نتائجه أن للتوازی النحوی، خاصه التوازی التام، دوراً محوریاً فی اتساق الرساله، کما أنّ العبارات المتوازنه فی نصّ الرساله لها تواز صرفی وبلاغی، کما أنّ للتوازی الصوتی، بجانب التوازی النحوی، دورا فی الاتساق النصی، وکذلک له دور موسیقی وجمالی و....
۳۵.

بررسی نشانه شناختی دیگری در «إسلام بلاضفاف» بر اساس رویکرد امبرتو اکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۰
بیان مسئله و هدف: پدیده «دیگری» از مفاهیم بنیادی در گفتمان‌های فرهنگی و نشانه‌شناسی است که همواره به‌مثابه آینه‌ای برای بازشناسی «خود» عمل کرده است. در جهان معاصر، این مفهوم بیش از پیش در متون ادبی و فرهنگی بازتاب یافته و به ابزاری برای تحلیل سازوکارهای سلطه، قدرت و هویت بدل شده است. در همین راستا، کتاب إسلام بلا ضفا، اثر یوسف إدریس، تصویری چندوجهی از مواجهه جهان اسلام با غرب و قدرت‌های استعمارگر ارائه می‌دهد و در قالبی ادبی– انتقادی به بازنمایی مناسبات سلطه و مقاومت در بستر فرهنگی مصر و جهان عرب می‌پردازد. نویسنده، با زبانی استعاری و کنایی، سیمای دشمنان تاریخی اسلام یعنی آمریکا و اسرائیل را از خلال نشانه‌هایی چون «غول احمق»، «اختاپوس صهیونیستی»، «ذبح نفتی» و «نقشه‌های مخرب» باز‌آفرینی می‌کند تا، از این طریق، بحران هویت و سلطه‌پذیری و خودباختگی فرهنگی جوامع اسلامی را برجسته سازد. در این میان، رویکرد امبرتو اکو، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان نشانه‌شناسی، ابزاری تحلیلی فراهم می‌آورد که از سطح دلالت‌های ظاهری متون فراتر می‌رود و به لایه‌های پنهان معنا دست می‌یابد. اکو با طرح مفاهیمی چون دانش‌نامه فرهنگی، خواننده الگو و تأویل اصیل، امکان بازخوانی متون را در پیوند با نظام‌های فرهنگی و رمزگان‌های اجتماعی میسر می‌سازد. پژوهش حاضر با تکیه بر همین دیدگاه می‌کوشد تا نشان دهد چگونه یوسف إدریس، با بهره‌گیری از گنجینه فرهنگی– تاریخی جهان عرب، گفتمان «خود» را در تقابل با «دیگری» بازتعریف می‌کند و چگونه استعاره‌ها و رمزگان‌های زبانی او به بازتولید معنا در بستر تاریخی و سیاسی مصر دهه پایانی قرن بیستم می‌انجامد. هدف اصلی این پژوهش کشف ساز‌و‌کارهای نشانه‌ای در بازنمایی دیگری در إسلام بلا ضفاف است؛ به‌ویژه اینکه چگونه عناصر زبانی و فرهنگی در خدمت بازسازی مفاهیم هویت، مقاومت و سلطه قرار می‌گیرد. این تحقیق، با فاصله‌گرفتن از رویکردهای صرفاً تاریخی یا سیاسی، متن را به‌مثابه نظامی از نشانه‌ها می‌نگرد که در آن هر نشانه در شبکه‌ای از رمزگان‌های فرهنگی معنا می‌یابد. روش‌­شناسی: پژوهش حاضر، از نظر ماهیت، توصیفی– تحلیلی و، از حیث روش، نشانه‌شناسی فرهنگی با تکیه بر الگوی امبرتو اکو است. داده‌های اصلی از متن عربی کتاب إسلام بلا ضفاف استخراج شده و تحلیل بر مبنای تطبیق رمزگان‌های زبانی، استعاری و فرهنگی در چهارچوب مفاهیم اکو انجام گرفته است. در این تحلیل، ابتدا نظام نشانه‌ای متن در پیوند با بافت تاریخی و فرهنگی مصر و جهان عرب شناسایی شده، سپس ساز‌و‌کار تولید معنا و فرایند تعامل میان «خواننده الگو» و «نویسنده الگو» بررسی شده است. در فرایند تحلیل، واحدهای نشانه‌ای همچون واژه‌ها، استعاره‌ها و ساختارهای تقابلی (خود/ دیگری، شرق/ غرب، مقاومت/ سلطه) به‌عنوان مؤلفه‌های دلالتی انتخاب و بر مبنای شبکه‌های دانش‌نامه‌ای و رمزگان‌های مشترک فرهنگی تفسیر شده است. روش کار بر این اصل استوار است که هیچ نشانه‌ای به‌صورت منفرد معنا نمی‌یابد، بلکه در بستر تاریخی و در ارتباط با حافظه فرهنگی ملت‌ها معنا می‌گیرد. بحث و تحلیل: نتایج تحلیل نشانه‌شناختی نشان می‌دهد که، در إسلام بلا ضفاف، مفهوم «دیگری» هم‌زمان دو نقش ایفا می‌کند: از‌سویی، دشمنی تاریخی و خارجی است که در قالب استعاره‌هایی چون «غول احمق» و «اختاپوس» بازنمایی می‌شود؛ از‌سوی دیگر، نمادی از بحران درونی و خودفراموشی فرهنگی است. یوسف إدریس، با آفرینش شبکه‌ای از نشانه‌ها، گفتمان «خودِ عرب و مسلمان» را در مواجه با استعمار نوین به تصویر می‌کشد و، از رهگذر زبانی نشانه‌مدار، ساختار سلطه و وابستگی اقتصادی و فکری جوامع عربی را نقد می‌کند. استعاره «غول احمق» در تحلیل اکو نشانه‌ای دووجهی است؛ از یک‌سو قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا را بازنمایی می‌کند و از‌سوی دیگر با صفت «احمق» ارزش اخلاقی و انسانی آن را تهی می‌سازد. این ترکیبْ نماد تضاد میان تمدن مادی و فقدان خرد اخلاقی در گفتمان غربی است. در سطحی دیگر، استعاره «اختاپوس» برای توصیف اسرائیل به‌کار رفته که با بازوهای متعدد خود بر جهان چنگ انداخته است. این نشانه نه‌تنها بیانگر قدرت سیاسی رژیم صهیونیستی، بلکه نمادی از شبکه‌های نفوذ و سلطه جهانی است. مطابق با نظریه رمزگان‌های فرهنگی اکو، این استعاره ریشه در حافظه جمعی جهان عرب دارد و معنای آن تنها از طریق آشنایی با تاریخ استعمار و منازعات اعراب و اسرائیل قابل درک است. واژه‌های «نقشه مخرب» و «طرح هوشمندانه» به‌مثابه رمزگان‌هایی از سیاست‌های استعماری و رسانه‌ای غرب در جهان عرب عمل می‌کند. اکو تأکید دارد که معنا از خلال روابط متقابل نشانه‌ها و رمزگان‌ها پدید می‌آید؛ بدین‌سان، در متن إدریس نیز واژگان مذکور، با ارجاع به نظام دانشی مشترک در فرهنگ عربی– اسلامی، دلالتی فراتر از معنای لغوی خود می‌یابد. این استعاره‌ها مخاطب را از سطح سیاسی به لایه‌های فرهنگی– روانی سلطه سوق می‌دهد و بحران اعتمادبه‌نفس و خودباختگی را به‌عنوان پیامد استعمار فکری بازمی‌نمایاند. از مهم‌ترین لایه‌های معنایی در متن، استعاره «ذبح نفطی» است که به کشتار اقتصادی جهان عرب اشاره دارد. این ترکیبْ پیوندی میان مفهوم مذهبی قربانی و واقعیت اقتصادی استعمار برقرار می‌کند و، به تعبیر اکو، از‌جمله نشانه‌هایی است که بافت فرهنگی و دینی را به سیاست معاصر پیوند می‌زند. در اینجا، نفت به‌مثابه «شریان حیاتی» ملت‌های عربی به خون بدل می‌شود که در پیکر نظام سرمایه‌داری جهانی جریان می‌یابد. چنین تصویری نهایت ضعف و استثمار را در قالبی نشانه‌ای بیان می‌کند. در مجموع، می‌توان گفت که إدریس، با آگاهی از رمزگان‌های مشترک میان خوانندگان عرب، متنی خلق کرده است که به‌صورت چندلایه معنا می‌دهد و خواننده را از سطح روایت سیاسی به تأملی نشانه‌شناختی درباره سرنوشت فرهنگی خود فرامی‌خواند. در پرتو دیدگاه اکو، این خوانش چندسطحی نه نشانه‌ای از ابهام، بلکه ابزار تولید معنا و باز‌آفرینی فرهنگ است. دستاوردها: پژوهش حاضر نشان داد که رویکرد نشانه‌شناختی اکو ابزاری کارآمد برای تحلیل متون انتقادی جهان عرب است. نخست آنکه دیگری در إسلام بلا ضفاف صرفاً دشمن بیرونی نیست، بلکه سازه‌ای فرهنگی است که به باز‌تعریف «خود» می‌انجامد. دوم آنکه استعاره‌ها و رمزگان‌های فرهنگیِ به‌کاررفته در اثر از دل تاریخ استعمار و حافظه جمعی ملت‌ها برخاسته و، در سطحی فراتر از زبان، حامل پیام‌های اجتماعی و ایدئولوژیک است. سوم آنکه، با به‌کارگیری مفاهیمی چون خواننده الگو و دانش‌نامه فرهنگی، می‌توان نشان داد که إدریس آگاهانه خواننده را به مشارکت در فرایند معنا‌سازی دعوت می‌کند.
۳۶.

قراءه دولوزیه فی الصیروره والترحال الجذموری؛ دراسه فی روایه "الرکض وراء الذئاب" لعلی بدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۵
یرکّز هذا البحث علی مفهوم الترحال والصیروره الجذموریّه من منظور الفیلسوف الفرنسی ما بعد الحداثی "جیل دولوز" الذی تتجه فلسفته نحو رفض الثوابت والدعوه إلی الاختلاف والتعدّدیه. یعتبر الترحال الجذموری عند جیل دولوز رفضاً للبنی التحتیه وأنظمه التمثیل، بینما تشیر الصیروره إلی التحوّل المستمر بعیداً عن الجمود والسکون، بهدف تفکیک الثوابت وإعاده تشکیل الذات بشکل مستمر ولانهائی. وقد تتناول المقاله من خلال المنهج الوصفی- التحلیلی، توظیف الصیروره والترحال فی النص الروائی لروایه "الرکض وراء الذئاب" لعلی بدر لتصویر التغییر والتحوّل عند الشخصیّات الروائیّه، نظراً إلی أنّ الهدف الأساس لهذا البحث هو استکشاف أشکال الصیروره والترحال فی النص الروائی، لبیان أثرها علی الشخصیّات بوصفها صیرورات مفتوحه وغیر مکتمله. وقد وجدنا، أنّ البطل الروائی لا ینظر إلی الهویه کمفهوم ثابت ومهیمن بل کسلسله من التحوّلات المستمره، حیث نری البطل الروائی فی حاله مستمره من التنقّل والترحال لا بالمعنی الجغرافی، بل بالمعنی الجذموری الذی یتکوّن علی أساس الوعی والتمرّد علی القوالب الجامده التی تؤطّره، فالبطل الروائی، یبحث عبر الترحال والصیروره عن خطوط للهرب الجذموری لفتح إمکانیات جدیده ومسارات مختلفه للحیاه. کما تؤکّد الدراسه علی أنّ الهویه عند البطل الروائی لیست نقطه ثابته بل یعید البطل تشکیل هویته من جدید عبر مراحل متعدّده من التمرّد علی الأنظمه السلطویّه الاجتماعیه؛ إذ تتحوّل شخصیته من حاله الضعف والتشتّت إلی شخصیه مثمره وقویّه تسهم فی تغییر الحیاه وتجدّدها واکتشاف تجارب جدیده للهویه والذات.
۳۷.

دراسة كيفية تمثيل الحروف الغائبة في الإملاء العربي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۶
شهدت العربیه فی الوقت الحاضر تحدیات کثیره جدیده فرضت على أبنائها التعامل مع دول وشعوب شتى وعلى کافه الأصعده، فکان على لغتهم العربیه أن تستجیب لکافّه تلک المستجدات، وقد استجابت لها. لکن بقیت بعض الثغرات التی کان من المفروض ألا تکون لو أنّ أبناء العربیه استوعبوا کافه طاقات لغتهم واستخدموها فی أماکنها الصحیحه. وأول تلک الطاقات المهمله فی اللغه هی الاستفاده من اللهجات العامیه کرافد یرفد الفصحى ویغذّیها، خاصه بالنسبه للأعلام الأعجمیه، حیث أدّت مسأله عدم وجود مقابل لخمسه من الأصوات الأعجمیه فی الأبجدیه العربیه، هی: الباء المثلّثه (پ)، الفاء المثلّثه (ڤ)، الزای المثلّثه (ژ)، الجیم المثلّثه (چ)، والکاف الفارسیه (گ) إلى إیجاد بلبله وتخبط فی کتابه تلک الأصوات. ثلاثه من تلک الأصوات الخمسه موجوده فی اللهجات العربیه قدیماً وحدیثاً، أی أنها لیست غریبه على الأذن العربیه إلا أنها لم تُکتب لاختصاصها ببعض اللهجات وقله التحدیات التی واجهت العربیه آنذاک. هدف الدراسه هو إیجاد نظام واحد فی طریقه کتابه تلک الحروف الخمسه عن طریق إضافه رموز إلى الأبجدیه العربیه لثلاثه منها، هی: الزای المثلّثه (ژ)، الجیم المثلّثه (چ)، والکاف الفارسیه (گ) واستبدال الآخرَین بأقرب معادل لهما، أی الباء والفاء. اعتمدت الدراسه المنهج الوصفی التحلیلی، حیث ناقشت طریقه العربیه فی التعامل مع الکلمات الأعجمیه، وشواهد من الکتابات المعاصره على طریقه کتابه الحروف الغائبه، وإثبات تواجد ثلاثه من الحروف الغائبه فی اللهجات العربیه القدیمه. وتوصلت إلى أنّ الحلّ یکمن فی استعاره ثلاثه رسوم من الفارسیه التی تشارک العربیه فی الإملاء والأبجدیه وإضافتها إلى الأبجدیه العربیه. ولیست تلک إضافه بقدر ما هی ترمیم وتکمیل للأبجدیه العربیه، فالأصل هو عربیه تلک الأصوات.
۳۸.

دراسة المفارقة الزمنية في رواية "ستائر العتمة" على ضوء نظرية الترتيب الزمني لجيرار جنيت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۴
تتبنى الروایات عادهً بنیه زمنیه خطیه، غیر أنها کثیراً ما تشهد تغیّرات زمنیه تُعرف اصطلاحاً ب «المفارقات الزمنیه» وفق التصنیف الذی وضعه المنظّر البنیوی الفرنسی، جیرار جنیت. تشکّل روایه «ستائر العتمه» للکاتب ولید الهودلی نموذجاً بارزاً لهذه الظاهره، حیث تعرض الروایه تسعین یومًا من حیاه البطل «عامر» فی سجون الاحتلال الصهیونی مع ترکیز خاص على الدور المحوری للزمن فی تعمیق تصدیق القارئ للشخصیه الرئیسه وسماتها النفسیه. تتمیز هذه الروایه بتعاملها الإبداعی مع الثالوث الزمنی (الماضی، الحاضر، المستقبل) عبر تحوّلات زمنیه متکرره، مما یجعلها ماده خصبه للتطبیق النظری لمقولات جنیت فی السرد الزمنی. إذن تهدف هذه الدراسه معتمده على المنهج الوصفی-التحلیلی إلى دراسه المفارقات الزمنیه فی هذه الروایه انطلاقاً من التصنیف الثلاثی الذی وضعه جنیت (النظام، المده، التکرار). تؤکد نتائج الدراسه أن روایه «ستائر العتمه» تمثل نموذجاً إبداعیاً لتوظیف المفارقات الزمنیه وفق نظریه جینت. حیث انتهج ولید الهودلی استراتیجیه واضحه فی کسر التسلسل الزمنی التقلیدی من خلال الاستخدام المکثف لتقنیتی الاسترجاع (الفلاش باک) والاستباق (الفلاش فوروارد). وقد أسهم هذا التوظیف فی تحقیق أبعاد دلالیه ونفسیه عمیقه، لم تقتصر على تعمیق فهم الشخصیات، بل نقلت تجربه القارئ من مستوى التلقی السطحی إلى مستوى التأمل الفلسفی فی مفهوم الزمن وتأثیره على التجربه الإنسانیه.
۳۹.

واکاوی بحران هویت در رمان «أنا أحیا» با تکیه بر نظریه روانشناسی اریک اریکسون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۷
انسان همواره به دنبال این بوده تا هویت اصلی خود را بیابد و به پرسش های «من کیستم؟»، «هدف زندگی چیست؟» پاسخ دهد؛ از این رو بحث هویت و بحران هویت در عصر حاضر اهمیت زیادی پیدا کرده است. رمان بستری مناسب برای پرداختن به مشکلات انسان است و از آنجا که لیلی بعلبکی نویسنده رمان «أنا أحیا» این مسأله را در اثر خود انعکاس داده است، نگارندگان به بررسی آن پرداخته اند. اریک اریکسون، با معرفی مفهوم «بحران هویت» و ارائه مدل هشت مرحله ای رشد روانی-اجتماعی، نقش محوری پنجمین مرحله، یعنی «هویت یابی» را برجسته ساخت. در این پژوهش، نویسندگان با بهره گیری از روش تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر چارچوب نظری اریکسون، به تحلیل علل بروز بحران هویت در شخصیت اصلی رمان می پردازند. این واکاوی با هدف تبیین فرآیند شکل گیری هویت فردی در تعامل با عوامل خانوادگی و اجتماعی، و در بافت کلی اثر ادبی صورت می پذیرد تا بدین وسیله از یک واقعیت اجتماعی که در جامعه نویسنده موجود بوده و او در قالب رمان بدان پرداخته است پرده بردارند.. نتایج حاکی از آن است که از جمله پیامدهای بحران هویتی که در بُعد فردی در شخصیت لینا نمودار است، می توان به احساس پوچی و سرگردانی، اضطراب، ترس و ناتوانی در تصمیم گیری برای آینده اشاره کرد. در بُعد اجتماعی هم او دچار عقده حقارت، تعارض و رفتارهای ناهنجار است. در بُعد خانوادگی نیز شکافی عمیق بین او و اعضای خانواده اش ایجاده شده که ناشی از تحقیر و نادیده گرفتن او است.
۴۰.

تحبيك الهوية المكانية في الرواية العراقية "ساعة بغداد"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۲
دراسه الأماکن والمواقع البیئیه فی المجتمعات البشریه لا تختص بالدراسات الطوبونومیه أو الدراسات الجغرافیه فحسب، بل یمکن أن ندرس المکان من الناحیه الثقافیه والفکریه من منطلق الدراسات الأدبیه فی النقد الأدبی. الروایه کأثر أدبی اجتماعی، تسرد الأحداث وربما من منطلق بول ریکور وهایدن وایت تقوم بالتحبیک أو صیاغه الحبکه من الوقائع المتناثره إلى حکایه منسجمه. إذ تحبیک الأمکنه والأحداث المتعلقه بها، ترسیم لمعالمها الحیه، إذ تعلو صوتها بجانب الشخصیات لتمثل الحیاه فی تنوعها کلها کوسیله لتعزیز وإثراء الهویه وکوثیقه غیرتاریخیه. أما روایه ساعه بغداد لشهد الراوی -من أشهر الروایات العراقیه المعاصره -فتسرد حالات المجتمع العراقی فی أجواء الحرب وترکز على بغداد وأماکنها المختلفه کبؤره الأحداث لجعلها حبکه روائیه وترسم خلالها الصوره الفکریه والحضاریه والثقافیه کهویه أبناء الوطن. هذا المقال یهدف الی دراسه المعالم الدلالیه للمکان فی روایه ساعه بغداد بالمنهج الوصفی- التحلیلی، وتوصل إلی أن الروایه تحاول تحبیک التاریخ بربط الواقع والخیال لترسیم هویه المجتمع العراقی خاصه فی بغداد عبر الزمن من الماضی إلی المستقبل، وتحکی المعالم الحضاریه والفکریه والثقافیه عن المکان حسب التجربه المعاشه، إذ لا تنفصل هویه المکان عن هویه الفرد. تستعرض الروایه بغداد کمجال تخییلی ینبض بالحیاه، حیث تتحوّل الأمکنه إلى رموز دالّه على الذاکره الجماعیه، والانتماء لبناء الشخصیات وتکوین الوعی الجمعی. یُظهر البحث أن الروایه تمزج بین الواقعی والمتخیّل لتقدیم صوره أدبیه مقاومه تسرد عن بغداد وأماکنها، وتصوغ هویتها السردیه من عمق الألم والحنین والأمل. فالمکان فی الروایه، من المحله إلى برج المأمون ومن بیت الجده إلى حدیقه الزوراء وساعه بغداد، یُعاد تشکیله من خلال الذاکره الشخصیه للراویه، لیصبح وعاءً لحمولات ثقافیه وتاریخیه وشعوریه تعکس عمق التجربه الجماعیه للأهالی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان