ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱۰۱.

تحلیل جامعه شناختی رمان «برید اللیل» با تکیه بر نظریه جورج لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
بیان مسئله و هدف: میان رویکردهای متنوع نقد ادبی، جامعه‌­شناسی ادبیات جایگاه ویژه‌­ای دارد؛ این رویکرد با تکیه بر معیارهای اجتماعی به بررسی محتوای آثار ادبی می‌­پردازد و به دنبال کشف و تبیین روابط پیچیده بین اثر ادبی و بسترهای اجتماعی شکل‌­دهنده آن است. جورج لوکاچ (1885-1971م)، منتقد و نظریه‌پرداز برجسته معاصر، با ارائه نظریات بدیع، تحولی عمیق در رویکرد جامعه‌شناختی نقد ادبی ایجاد کرد. در نظریه او پیرامون رمان مفاهیمی نظیر رئالیسم، شخصیت‌ نوعی، رابطه علی و معلولی و محتوای اجتماعی به‌مثابه ارکان اساسی تحلیل ادبی مطرح می­‌شود. از دیدگاه لوکاچ، رئالیسم ناب باید تصویری یکدست و هماهنگ از انسان و جامعه ترسیم کند و در تلاش برای بازنمایی وحدت و یکپارچگی این دو عنصر اساسی باشد. رئالیسم مدنظر لوکاچ دارای سه ویژگی اساسی است؛ نخست انتقادی بودن آن است؛ لوکاچ بر این باور است که دوران­‌های مهم تاریخی دوره­‌هایی گذرا و سرشار از تغییر و تحول است که با چالش‌­ها و تحولات فراوانی مواجه است. از‌این‌رو، نویسندگان واقع‌­گرا باید با نگاهی انتقادی به جامعه بنگرند و نابرابری‌­ها، بی‌عدالتی‌­ها و سایر معضلات اجتماعی را به تصویر بکشند. ویژگی دوم رئالیسم لوکاچ چیرگی واقعیت است. این بدان معناست که نویسنده باید تشنه حقیقت باشد و واقعیت را صادقانه و بی‌­پرده بیان کند. لوکاچ تأکید می­‌کند که نویسنده واقع‌­گرا باید تصویری عینی از واقعیت ارائه دهد، حتی اگر این تصویر با باورها و اعتقادات شخصی او در تضاد باشد. سومین اصل رئالیسم لوکاچی مردمی‌بودن است. این اصل حکم می‌­کند که نویسنده مسائل اساسی و ژرف جامعه را در بالاترین سطح ممکن باز‌گو کند و به عمق دردها، احساسات، افکار و رفتارهای انسانی راه یابد. رمان «برید اللیل»، اثر نویسنده لبنانی، هدی برکات، که برنده جایزه بوکر عربی است، نمونه­‌ای درخشان از آثاری است که، با رویکردی انتقادی و واقع‌­گرایانه، تصویری تلخ و گزنده از اوضاع نابسامان و آشفته جامعه امروز به مخاطب عرضه می‌­کند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل این رمان بر‌اساس اصول رئالیسم لوکاچی و برجسته‌ساختن نقش حیاتی و اثر‌گذار ادبیات در راستای فهم، تحلیل و بهبود کاستی­‌ها و نابسامانی­‌های جامعه است. روش­‌شناسی: جامعه­‌شناسی ادبیات، به‌مثابه رویکردی میان‌­رشته­‌ای، پیوندی عمیق بین دو حوزه مطالعاتی مجزا، یعنی جامعه و اثر ادبی، برقرار می‌­سازد. این رهیافت با بررسی دقیق و تحلیل انتقادی روابط و تأثیرات متقابل در این دو حوزه در پی کشف چگونگی بازتاب نابسامانی­‌های ساختاری جامعه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی بر ذهنیت و وجدان هنری نویسنده است. پژوهش حاضر با اتخاذ شیوه‌­ای توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر چهارچوب نظری جورج لوکاچ به واکاوی رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات می‌­پردازد. هدف غایی این پژوهش پاسخ‌گویی به این پرسش کلیدی است که چگونه نابسامانی­‌های ساختاری جامعه، از طریق تمهیدات هنری و بازنمایی‌­های روایی، در تار‌و‌پود رمان باز‌تولید و منعکس شده است. بحث و تحلیل: رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات، به‌عنوان اثری رئالیستی، به کاوش عمیق در معضلات اجتماعی می­‌پردازد و تلاشی هدفمند را برای ارائه تصویری بی­‌پرده از واقعیت­‌های تلخ و ناگوار جامعه به نمایش می­‌گذارد. از برجسته‌­ترین مؤلفه‌­های سبک­‌شناختی برکات در این اثر، اتخاذ رویکردی انتقادی است که در قالب نقدی بنیادین بر شرایط نامطلوب جوامع عربی و جهان غرب تبلور می­‌یابد. این نقد طیف گسترده‌­ای از مسائل و معضلات، از‌جمله فقر موجود در جوامع عربی، توزیع نابرابر ثروت، پدیده‌­هایی چون کودک‌همسری، کودکان کار، ازدواج‌­های اجباری و... را در‌بر‌می­‌گیرد. نویسنده، در این رمان، معضلات اجتماعی و آسیب­‌های فرهنگی را بی­‌پرده بیان می­‌کند؛ از‌جمله آنها می­‌توان به بی‌سوادی اشاره کرد که، از منظر او، معلول فقر و علت برخی نابسامانی­‌های دیگر است. برکات، علاوه‌بر معضل بی‌­سوادی، که بخش عظیمی از جامعه را از کنشگری مؤثر باز‌می‌­دارد، به پدیده‌­هایی نظیر انحرافات جنسی، تن­‌فروشی و روسپیگری نیز اشارات صریحی دارد. برکات به بازتاب اساسی­‌ترین چالش‌­های زنان در عصر معاصر مبادرت می‌­ورزد و انتقاد شدید خود را از خشونت، تنبیه بدنی و آزار جنسی زنان، که از موارد شایع ستم بر آنان به‌شمار می­‌آید، ابراز می­‌دارد. پیامد­های ویران­گر جنگ، از‌جمله دست‌گیری­‌های بی‌­دلیل، وضعیت اسفبار زندان­‌ها، شکنجه و تجاوز به زندانیان از دیگر موضوعاتی است که نویسنده به شیوه‌­ای دردناک به روایت آنها می‌پردازد. بر‌اساس دیدگاه لوکاچ، رئالیسم سترگ و راستین باید در‌بردارنده اساسی­‌ترین و حادترین مشکلات جامعه باشد. در همین راستا، برکات نیز بر یکی از مسائل مهم جهان معاصر، یعنی مسئله مهاجران و پناهندگان تمرکز می‌کند و مشکلات آنها را به‌تصویر می­‌کشد. با بررسی رمان برید اللیل در چهارچوب نقد جامعه‌شناختی بر مبنای نظریه لوکاچ شواهد متعددی دال بر حضور رئالیسم انتقادی، پیروزی رئالیسم و مردمی‌بودن، که به‌عنوان سه اصل بنیادین این نظریه شناخته می­‌شود، مشاهده شد. دستاوردها: نتایج این تحلیل نشان می‌­دهد که روح رئالیسم لوکاچی به شیوه‌­ای پویا در این رمان تجلی یافته است. نویسنده جهانی را به‌تصویر کشیده است که ضربان نبض واقعیت­‌های اجتماعی در بافت روایی آن به‌وضوح احساس می­‌شود. برکات در این اثر به بازنمایی عینی و نقادانه مسائلی از‌جمله فقر و فاصله طبقاتی، جنگ‌­های ویران­گر و شیوع بی­‌سوادی پرداخته که به زعم وی جامعه بشری را به‌سوی سراشیبی انحطاط سوق داده است. بازتاب این معضلات ساختاری در ظهور پدیده‌­هایی چون کودکان کار و کودک‌آزاری، ازدواج‌های اجباری و کودک‌همسری، بیکاری، اعتیاد، انحرافات جنسی و... مشهود است.
۱۰۲.

تحلیل گفتمان ادبی آیات معاد سوره دخان با تأکید بر بافت متن و بافت موقعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۶
بیان مسئله و هدف: تحلیل گفتمان یکی از رویکردهای نوین در حوزه زبان‌شناسی و نقد ادبی معاصر به‌شمار می‌آید که در زبان فارسی تحت‌عناوینی چون سخن‌کاوی یا تحلیل کلام شناخته می‌شود. این رویکرد به عناصر لغوی جمله به‌عنوان اساسی‌ترین ابزار تشریح مضامین متن اکتفا نمی‌کند، بلکه عوامل فرامتنی از‌جمله بافت موقعیت را مدنظر قرار می‌دهد. در تحلیل گفتمان ادبی، ساختارهای متن در پیوند با بافت موقعیت‌ آن تحلیل می‌شود و تحلیل و بررسی آنها خارج از این بافت امکان‌پذیر نیست. تحلیل گفتمان ادبی در آیات قرآن با کشف ارتباط بین ابزارهای ادبی و بافت موقعیت به تجزیه و تحلیل سوره‌ها می‌پردازد و هماهنگی و انسجام بافت متن و موقعیت را در انتقال پیام به مخاطب تبیین می­کند. این رویکرد به درک بهتر لایه‌های پنهان معنایی و نیل به فهمی عمیق‌تر از مراد گوینده کمک شایانی می‌کند. از‌جمله مفاهیم نزدیک به مفهوم بافت موقعیت نزد دانشمندان اسلامی مفاهیم سیاق، قرینه و مقتضای حال است؛ در علوم قرآنی و تفسیری، این بافت با عنوان سیاق مقامی یا بیرونی و قرائن متصل غیر‌لفظی شناخته می‌شود که شامل فضای نزول آیات، ویژگی‌های متکلم و مخاطب است. اوج فصاحت قرآن کریم، که به‌دلیل جنبه‌های اعجاز متعددش همواره موردتوجه اندیشمندان و مفسران بوده، تناسب سخن با موقعیت کلام و به‌کار‌گیری هماهنگ همه ابزارهای زبانی در جهت انتقال دقیق مقاصد الهی است، اما بسیاری از اندیشمندان فقط به برخی جنبه‌های ساختارهای متنی قرآن مانند بلاغت سنتی پرداخته‌‌اند و ارتباط نظام‌مند میان ساختارهای زبانی و بافت موقعیت آیات را به‌طور جامع و روشمند بررسی نکرده‌اند. میان سوره‌های قرآن، سوره دخان از ویژگی‌های سوره‌های مکی برخوردار است و در بستر اوضاع خاص اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سال‌های نهم و دهم بعثت نازل شده است؛ به‌دلیل این موقعیت خاص، از بافت متنی ویژه‌ای در آیات معاد بهره می‌برد. این ویژگی در جهت تقویت تأثیر پیام و انتقال آن به مخاطب به‌کار رفته است. روش‌­شناسی: پژوهش حاضر با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر گردآوری داده‌ها به شیوه اسنادی و کتابخانه‌ای به واکاوی آیات معاد سوره دخان از منظر نظریه تحلیل گفتمان ادبی پرداخته است. این تحقیق با بهره‌گیری از رویکرد اندیشمندان اسلامی در حوزه مؤلفه‌های بافت موقعیت در قرآن در‌صدد تجزیه و تحلیل بافت موقعیت و بافت متن آیات معاد سوره دخان و کشف ارتباط بین آن دو بوده تا هماهنگی و انسجام بافت متن و موقعیت در انتقال پیام به مخاطب را تبیین کند. بحث و تحلیل: سوره دخان در دوره دعوت آشکار پیامبر و در فضایی نازل گردید که مشرکان مکه با اعراض از معارف وحیانی اسلام رویکردی معاندانه پیش گرفته بودند. آنان نه‌تنها خود از پذیرش قرآن سرباز می‌زدند، بلکه، با بهره‌مندی از شیوه‌های مختلف، مانع رسیدن پیام الهی به توده‌های مردم می‌شدند. گزاره‌های تاریخی از سال‌های پایانی بعثت پیامبر حاکی از اوج گستاخی، استهزاء و بی‌احترامی مشرکان به ساحت پیامبر (صلّی الله علیه وآله) است. ویژگی بارز این دوره مخالفت با آموزه‌های وحیانی، تردید در منشأ وحیانی قرآن و انکار صریح معاد است. در چنین بافت موقعیتی، محتوای آیات معاد با صراحت به زندگی پس از مرگ، اصالت حیات اخروی و جاودانگی انسان می‌پردازد و صحنه‌های قیامت را ترسیم می‌کند. در تحلیل بافت ساختاری متن، مطابق الگوی سه سطحی آوایی، نحوی و دلالی هماهنگی و انسجام بین بافت متن و بافت موقعیت مشاهده می‌گردد. در سطح آوایی، موسیقی ناشی از فواصل آیات، صفات حروف، تکرار حروف و کلمات در آیات، در جهت جلب توجه مخاطب و تحریک عاطفی او به‌کار گرفته می‌شود. در سطح نحوی، کاربرد گسترده اسلوب تأکید و جملات خبری و انشایی متناسب با بافت موقعیت در خدمت تثبیت مفاهیم مدنظر گوینده چون اثبات بعث و قیامت، توبیخ مخالفان و رد ادعاها و تردید و انکارشان است. این ویژگی‌های نحوی بازتاب مستقیمی از موقعیت مخاطبانی است که باورمند به معاد نبوده و در مقام انکار آن برمی‌آمدند. قرآن در سطح دلالی با بهره‌گیری از تصویرپردازی از طریق تشبیه، مجاز و تضاد، عذاب‌ها و نعمات اخروی را به‌گونه‌ای عینی و تأثیرگذار مجسم می‌سازد که مخاطب را کاملاً در آن فضا قرار داده و، با کمترین الفاظ، حداکثر معنا را انتقال می‌دهد. دستاوردها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که انکار معاد و مخالفت مشرکان مکه با پیامبر به‌عنوان بافت موقعیت نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری گفتمان الهی این سوره داشته است. خداوند متعال در سوره دخان با ظرفیت‌های زبانی و بلاغی به اثبات بنیادهای معرفتی معاد پرداخته و نسبت به پیامدهای دنیوی و اخروی لجاجت، عناد و انکار مستمر مخالفان به عذاب‌های دنیوی و اخروی انذار داده و جایگاه منکران و متقیان را در عالم آخرت به تصویر می‌کشاند. تحلیل ارتباط نظام‌مند بافت متن و بافت موقعیت در سوره دخان هدف غایی گفتمان سوره را به‌روشنی آشکار می‌سازد که همان تغییر و اصلاح اندیشه‌ها و باورها در حوزه معاد و هشدار به مشرکان معاند نسبت به عواقب تردید و انکار معاد است.
۱۰۳.

استدعاء أفكار ابن عربي الصوفية في رواية "موت صغير" لمحمد حسن علوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۶۳
التصوف جزء مهم من التراث الإسلامی قد انعکس بصور مختلفه فی الأدب الإسلامی. وهناک کثیر من الشعراء والأدباء قد تأثّروا بالأفکار الصوفیه والعرفانیه فعبّروا عنها فی آثارهم الشعریه والنثریه. وفی الأدب العربی المعاصر قد ظهر هذا التأثر فی مجال الأدب القصصی والروائی کما ظهر فی مجال الشعر. ومن الأدباء والروائیین الذین قد اهتموا بالتراث الصوفی واستدعاء الشخصیات الصوفیه فی آثارهم هو محمد حسن علوان الروائی السعودی الذی قام فی روایته "موت صغیر" باستدعاء شخصیه وأفکار محیی الدین بن عربی. وترجع أهمیه هذه الروایه إلی أنها تصوّر إلی جانب استدعاء شخصیه ابن عربی وأفکاره کشخصیه بارزه فی التاریخ الإسلامی ومن المنظِّرین للتصوّف الإسلامی، أحوال العالم الإسلامی فی مرحله حساسه من تاریخه وتتطرّق إلی موضوعات تاریخیه وفلسفیه وسیاسیه واجتماعیه وعرفانیه بأسلوب أدبی. ویهدف هذا البحث مستفیداً من المنهج الوصفی- التحلیلی إلی دراسه استدعاء أفکار ابن عربی الصوفیه فی روایه "موت صغیر" لمحمد حسن علوان. وقد وصل البحث إلی أن الکاتب قد استفاد فی روایه المراحل المختلفه من حیاه ابن عربی وأفکاره من المصادر التاریخیه المعتبره کما استفاد من آثاره ولکن فی مرحله ولادته وموته اعتمد علی خیاله وقام بروایه هاتین المرحلتین علی لسان ابن عربی ذاته بصوره خیالیه وغیر واقعیه.
۱۰۴.

تعليم اللغة العربية في ضوء نظرية الذكاءات المتعددة لغاردنر الذكاء اللغوي أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
هناک صله وطیده بین نظریات علم النفس التعلیمیه وتعلیم اللغه. تعد نظریه غاردنر للذکاءات المتعدده، من جمله النظریات التعلیمیه التی قد حظیت باستقبال کبیر فی هذا المجال، وکانت ولا تزال تقوم بدور هام للغایه فی قضیه التعلیم عامه، وتعلیم اللغه خاصه. یهدف البحث إلى تأثیر نظریه الذکاءات المتعدده والذکاء اللغوی أنموذجاً علی تعلیم اللغه العربیه وکیفیه تطبیق هذا الذکاء علی تعلیم العربیه بصوره تنفیذیه وفعلیه. تکمن أهمیه البحث فی تقدیم الحلول لترقیه تعلیم اللغه العربیه وتنمیته کلغه ثانیه، وفق نظریه علم النفس لغاردنر تحت عنوان الذکاءات المتعدده. یجری البحث فی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی والتطبیقی. وتدل النتائج علی أنّه من الممکن تطبیق الذکاء اللغوی المذکور فی نظریه غاردنر علی جمیع مهارات اللغه الأربع، أی الاستماع، والقراءه، والمحادثه والکتابه، وإجرائه فی کل مهاره عبر استخدام التقنیات والحلول الخاصه بنفس المهاره المعنیه.
۱۰۵.

التقنيات شبه المنطقيّة الحجاجيّة في ديوان صلاة النار للشاعرة نبيلة الخطيب وفق آراء ديكرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۹
یُعدُّ الحجاج شبه المنطقیّ أحد أبرز الأسالیب التی یعتمدها الخطاب الأدبیّ لإقناع المتلقّی؛ إذ یقوم على تقنیات لغویّه واستدلالیّه تُعزِّز من قوه الحجه دون أن تقتصر على المنطق الصوریّ وحده. ویعتمد هذا النوع من الحجاج على أدوات مثل الروابط الحجاجیّه والتدرج فی بناء الحجه، مما یجعله وسیله فعاله فی الخطاب الشعریّ، حیث یمتزج الإقناع بالعاطفه والجمالیات البلاغیّه. اعتمد هذا البحث المنهج الوصفیّ – التحلیلیّ فی دراسه التقنیات الحجاجیّه شبه المنطقیّه فی دیوان صلاه النار للشاعره نبیله الخطیب، بالاستناد إلى آراء دیکرو فی الحجاج، والتی ترى أن الحجاج لا یُبنى فقط على قواعد المنطق، بل یعتمد على تنظیم الخطاب بطریقه تؤثر فی مواقف المتلقی ومواقعه التداولیه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل التقنیات شبه المنطقیّه فی دیوان الشاعره، من خلال دراسه الروابط الحجاجیّه (مثل "إذا" و"حیث") ودورها فی بناء الخطاب الشعریّ وتوجیه الدلالات، والکشف عن آلیات السُّلَّم الحجاجیّ (النفی، القلب، الخفض) وکیفیه توظیفه فی تقدیم الحجج وتشکیل الرؤیه الشعریّه، مما یسهم فی فهم أعمق لأسالیب الإقناع غیر المباشر والبناء الفنی للقصیده المعاصره. وقد توصلت الدراسه إلى أن الشاعره استخدمت هذه التقنیات ببراعه لبناء خطاب شعری متماسک وإقناعیّ، حیث عملت الروابط الحجاجیّه على خلق علاقات شرطیه ودلالیه بین أجزاء النص، بینما أسهم السُّلَّم الحجاجیّ فی تقدیم الأفکار بشکل متدرج ومنطقیّ. کما کشفت النتائج عن فعالیه نظریه دیکرو فی تفسیر آلیات الإقناع غیر المباشر فی الخطاب الشعریّ، حیث برزت قدره الشاعره على توظیف هذه التقنیات لتوجیه تأویل المتلقی وبناء رؤیه شعریه عمیقه تجمع بین البعد العاطفی والفکری، مما یؤکد تمیز تجربتها الشعریّه وقدرتها على توظیف الأدوات الحجاجیّه فی التعبیر عن رؤاها الوجودیّه.
۱۰۶.

بررسی میزان تحقق اهداف آموزش زبان عربی در مدارس ایرانی از نظر متخصصان با تمرکز بر محتوای کتاب های درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۷
اهداف آموزشی مهم ترین ارکان نگارش کتاب های آموزشی هستند و محتوای آموزشی برای رسیدن به این اهداف نوشته می شود. از مهم ترین اهداف آموزشی کتاب های درسی عربی فهم قرآن و متون دینی ساده است. با توجه به اینکه بیش از 7 سال از نگارش کتاب های عربی جدید التالیف گذشته است، پژوهشی در خصوص بررسی میزان موفقیت این کتاب ها در تحقق اهداف آموزش زبان عربی در مدارس ضروری است. در این پژوهش می کوشیم با روش پیمایشی و ابزار مصاحبه به بررسی کتاب های درسی عربی بپردازیم تا به میزان تناسب محتوای آموزشی عربی با اهداف آموزشی و میزان تحقق اهداف آن پی ببریم. گردآوری اطلاعات با مصاحبه کاملا ساختار یافته انجام شده است. جامعه پژوهش شامل استادان زبان و ادبیات عربی بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند شامل ده متخصص زبان عربی آشنا با کتب درسی عربی جدید التالیف انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد 63 درصد افراد تناسب محتوای آموزشی عربی با اهداف آموزشی مندرج در برنامه درسی عربی را «ضعیف» و 52 درصد افراد میزان موفقیت محتوا در دستیابی به اهداف درسی را «کم» ارزیابی کرده اند. بخشی از عوامل این عدم موفقیت مربوط به محتوا و بخش دیگر مربوط به عوامل خارجی موثر در تدریس است.
۱۰۷.

حرف جر "علی" و زیبایی شناسی معانی آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
قرآن کریم که روشنگر تمامی جوانب زندگی بشر است، از همان قرن اول هجری از جنبه های مختلفی مانند: بلاغت، صرف و نحو، لغت و غیره مورد تحقیق و بررسی علمای بزرگ قرار گرفته است. حروف در قرآن و تغییرات معنایی آن ها زیبایی این کلام آسمانی را دوچندان نموده است. پرداختن به این حروف از منظر زیبایی-شناسی یکی از مباحثی است که نقش بنیادین در بازنمایی عظمت و شکوه این معجزه ی آسمانی دارد. گاهی در قرآن، علاوه بر حرف اصلی از مجموعه ایی حروف جانشین استفاده شده است. بدین ترتیب، برخی از معانی حروف با بیش از یک حرف جر بیان می شود. این امر اهمیت بررسی و شناخت این حروف را در ترجمه دوچندان می کند. این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی زیبایی شناسی حرف جر "علی" در آیات مختلف قرآن پرداخته و وجوه معنایی آن را با استفاده از کتاب های نحوی و همچنین تفاسیر گوناگون، مورد بررسی قرار داده و نیز به شواهدی از شعر عربی در این رابطه اشاره کرده است. نتیجه این که این حرف علاوه بر معنای اصلی اش که "استعلاء" می باشد، در معانی حروف مختلفی چون: "مع"، "فی"، "لام"، "باء"و "عن" به کار رفته است. مهم ترین کارکردهای زیبایی شناختیِ جایگزینی و تغییرات معنایی این حرف در قرآن کریم عبارتند از: شمول و گستردگی معنا، تاکید و مبالغه است که متن قرآن را به متنی باز و گسسته تبدیل نموده و فضایی مناسب برای تأمل آگاهانه خواننده فراهم آورده است. هدف اصلی از این امر، انتقال بی کم و کاست، اثربخش، نگرش ساز و تعالی دهنده معنا به مخاطب است.
۱۰۸.

بررسی و تحلیل کارکردهای گفتمان روایی در رمان «باب الطباشیر» اثر احمد سعداوی (بر اساس نظریه گفتمان روایی ژرار ژنت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
تحلیل گفتمان روایی با رویکردی کل گرایانه یکی از شاخه های تحلیل گفتمان است. روایت از جمله عناصر مهم و اصلی در نقل داستان یا بیان حادثه به شمار می رود. در این میان ژرار ژنت نظریه پرداز ساختارگرای فرانسوی از نظریه پردازان مطرح است. این پژوهش سعی دارد محتوای رمان «باب الطباشیر» اثر احمد سعداوی رمان نویس عراقی را در قالبی ساختار محور و با تأکید بر مهمترین مباحث گفتمان روایی مورد اشاره ژنت مورد بررسی و مطالعه قرار دهد. هدف اصلی در این جستار، بررسی سه عنصر زمان، وجه و لحن به عنوان تکنیک های روایی است و همچنین کارکرد آن ها در به تصویرکشیدن بی هویتی علی ناجی، سختی ها و مشکلات لیلا حمید و دنیای مردم کنونی عراق و ظهور علی ناجی به عنوان منجی در برابر مردم عراق با تکیه بر طلسم های سومری هفتگانه در قالب یک داستان سورئالیستی - تخیّلی است تا علاوه بر کشف تکنیک های روایی آن، خواننده را با تفکر نویسنده در باب هویتِ علی ناجی، مشکلات لیلا حمید و مردم عراق و موضع گیری آن ها در برابر محدودیت های زندگی شخصی و اجتماعی آشنا سازد. روش کار در این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و با تمرکز بر کتاب ژنت سعی شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که گفتمان روایی تا چه میزان توانسته است در انعکاس درگیری های ذهنی نویسنده در باب هویتِ اصلیِ علی، مشکلات لیلا و مردم عراق و منجی گری علی ناجی موفق عمل کند؟ زمان پریشی، ایجاد پرش ها و وقفه های داستانی،کانونی سازی دوگانه، پررنگ یا کم رنگ ساختن نقشِ علی ناجی در مواضع مختلف رمان، و حرکت زمانی برای رسیدن به نوعی همزمانی بین رمان و فعل روایت از مهمترین تکنیک های روایی است که در این رمان مورد استفاده قرارگرفته اند.
۱۰۹.

تحلیل الخطاب الجندری فی روایه "التی تُعدُّ السلالم" لهدی حمد وفقا لنظریه ساره میلز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
الخطاب الجندری یلعب دوراً حیویاً فی تشکیل الهویه الجندریه عبر اللغه والسیاق الثقافی، حیث تتشکل مفاهیم الذکوره والأنوثه داخل الإطار الخطابی الذی یعکس توزیع السلطه بین الجنسین. یبرز هذا الخطاب الاختلافات الاجتماعیه والهیمنه والتمرد من خلال أنماط لغویه وسردیه تعکس العلاقات الجندریه. تساهم نظریه ساره میلز فی فهم هذه الظاهره من خلال تأکیدها أن الخطاب لیس مجرد أداه تواصل، بل وسیله لإعاده إنتاج التراتبیات الاجتماعیه والهیمنه الجندریه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل مظاهر الخطاب الجندری فی روایه "التی تُعدُّ السلالم" لهدى حمد وفق آراء ساره میلز. وقد اتبع هذا البحث المنهج الوصفی – التحلیلی. أظهرت النتائج أن الخطاب الجندری یتجلى على المستوى المعجمی من خلال استخدام تعبیرات تُظهر الصراع بین سلطه ذکوریه مهیمنه وصوت نسائی متردد ظاهریاً لکنه یحمل مقاومه ضمنیه. أما فی المستوی النحوی للجمل، فهناک تباین واضح بین لغه المرأه التی تتسم بالحسم والاختزال، ولغه الرجل التی تعکس سلطه ووصماً اجتماعیاً. کما یعکس الخطاب الکلی کیفیه إعاده إنتاج التراتبیات الأبویه من خلال تقدیم الذکور کرموز للسلطه، مقابل تهمیش مستمر لصوت المرأه، وهو ما یتماشى مع تحلیل ساره میلز لآلیات الکبت والصمت فی الخطاب النسائی.
۱۱۰.

التقييم الكمي والنوعي لمحتوى كتاب اللغة العربية استنادًا إلى نموذج إبداع جوی بول غيلفورد (الصف التاسع من المرحلة المتوسطة في الجمهوریة الاسلامیة الایرانیة نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۶
یُعتبر الإبداع أحد المفاهیم الشائعه فی مجال التحفیز خلال عملیه التعلیم والتربیه فی القرن العشرین، وقد حظی باهتمام عدد من المنظّرین. ومن بین أبرز هؤلاء، نموذج "جوی بول غیلفورد"، العالم النفسی الأمریکی (1959)، الذی یعتمد على أربعه مبادئ: الذاکره المعرفیه، والتفکیر المتباعد، والتفکیر المتقارب، والتفکیر التقییمی. یُعد کتاب اللغه العربیه للصف التاسع "العربیه، لغه القرآن" من الکتب المهمه والأساسیه فی مجال تعلم اللغه الثانیه. ترکز هذه الدراسه على تقییم المحتوى الکمّی والنوعی لهذا الکتاب من خلال استخدام منهجیه الوصف والتحلیل النقدی الشامل. وتشیر نتائج البحث إلى أن إجمالی العینه البالغ 1152 نموذجًا، قد سُجل أعلى تکرار للذاکره المعرفیه بواقع 596 نموذجًا، بینما کان أقل تکرار للتفکیر المتباعد بواقع 8 نماذج فقط. استنادًا إلى نتائج البحث الحالی، یُعتبر هذا الکتاب، بالإضافه إلى استخدامه لمکونات نظریه الإبداع لدى "غیلفورد"، مصدرًا عملیًا ومفیدًا لتعلیم اللغه العربیه. ومع ذلک، یجب إیلاء اهتمام أکبر للمکون الرئیسی فی هذا النموذج، وهو التفکیر المتباعد، حتى لا یواجه الطلاب فی هذه المرحله الدراسیه الحساسه نقصًا فی الإبداع خلال عملیه التعلم وتطبیقه.
۱۱۱.

تحليل "كفاح طيبة" لنجيب محفوظ من منظور التاريخانية الجديدة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۷
التاریخانیه الجدیده هی واحده من أحدث المناهج النقدیه التی ظهرت متأثره بأفکار میشیل فوکو، وتتناول بشکل عام العلاقه بین الأدب والمجتمع. یُستخدم هذا المنهج لتحلیل الأعمال الأدبیه باعتبارها نصوصاً تاریخیه من منظور سوسیولوجی. تُعد أعمال نجیب محفوظ جدیره بالبحث والتحلیل وفق هذا النهج بسبب دقته فی تصویر الأحداث وتأثیره الکبیر فی التعبیر عن واقع المجتمع المصری خلال عصره. فقد عایش محفوظ فتره من القمع والإحباط المجتمعی التی سادت فی مصر، وسعى جاهداً إلى أن یعکس أصوات المظلومین والمهمشین فی کتاباته. یحاول الباحث فی هذه المقاله، من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی، دراسه العلاقه بین روایه کفاح طیبه والأحداث والخطابات التی سادت فی عصر المؤلف، وکذلک دور الروایه فی عکس أوضاع المجتمع. بعباره أخرى، تسعى الدراسه إلى تحلیل الروایه باستخدام منهج التاریخانیه الجدیده للکشف عن الخطابات والقوى الخفیه فی العلاقات الاجتماعیه للمجتمع المصری کما تجلت فی هذا العمل. تشیر النتائج إلى أن روایه کفاح طیبه تمثل مواجهه بین الفراعنه ومعارضیهم، مما یعکس خطاب مقاومه الاستعمار والثورات الشعبیه، وهی الخطابات التی شکلت المشهد السائد فی مصر خلال تلک الفتره.
۱۱۲.

تحليل وظائف الخطاب السردي في رواية "باب الطباشير" لأحمد سعداوي (بناءً على نظرية الخطاب السردي لجيرار جينيت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۳۵
تحلیل الخطاب السردی هو أحد الفروع المهمه فی الدراسات الأدبیه وعلم السرد، الذی یتناول العناصر البنیویه والوظیفیه للسرد من منظور شامل. یعَدُّ جیرار جینیت، المنظِّرُ البارز للبنیویه، من أبرز مَن وضعوا إطاراً شاملاً لنظریه السرد، والذی وفّر أساسًا علمیاً لتحلیل الخطاب السردی. تتناول هذه الدراسه روایه "باب الطباشیر" لأحمد سعداوی، الکاتب العراقی المعاصر، وفقاً لنظریه جینیت فی الخطاب السردی. الهدف من هذا البحث هو تحلیل عناصر الزمن، الصیغه والنبره باعتبارها ثلاثه مکونات أساسیه للسرد، ودراسه دورها فی تصویر انعدام هویه علی ناجی، والمشکلات والتحدیات التی واجهتها لیلى حمید، وانعکاس الحیاه الاجتماعیه للشعب العراقی. کما تسعى الدراسه إلى تحلیل ظهور علی ناجی کمنقذ، واستخدام التعویذات السومریه السبعه ضمن إطار قصه سریالیه، مع تسلیط الضوء على تداعیات هذه الأسالیب السردیه. اتبعت الدراسه منهجاً وصفیاً -تحلیلیاً مستنداً إلى نظریات جینیت، وتهدف إلى تحلیل کیفیه إسهام التقنیات السردیه فی التعبیر عن الصراعات الفکریه التی یعکسها الکاتب حول قضایا الهویه، المشکلات الاجتماعیه، ودور المنقذ. وتُظهر النتائج أن سعداوی استخدم تقنیات مثل: التلاعب بالزمن (کالاسترجاع الزمنی)، الانتقالات الزمنیه، والتوقفات، بالإضافه إلى ترکیز مزدوج للرؤیه السردیه وتغییر حده الأدوار بین الشخصیات. قد تمیزت هذه العناصر الفنیه فی روایته "باب الطباشیر" بإبداع خاص، حیث تم استخدامها لیس فقط کأدوات سردیه، بل أیضاً کوسیله لتسلیط الضوء على الموضوعات الجوهریه فی النص، مثل الصراعات الفکریه والهویه الاجتماعیه، مما یضفی على العمل طابعاً خاصاً یجعله ممیزاً ضمن الأدب الحداثی، بالإضافه إلى ترکیز مزدوج للرؤیه السردیه وتغییر حده الأدوار بین الشخصیات. وقد استطاع بهذه الوسائل أن یربط بین السرد والموضوع الأساسی للروایه، ویبرز التأثیرات الشخصیه والاجتماعیه للأحداث.
۱۱۳.

تحلیل و کاربرد الگوی ژان رنه لادمیرال در ترجمه فارسی واژگان کتاب «الأجنحة المتکسرة» اثر جبران خلیل جبران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۸
تبدیل معنایی واژگان در فرآیند ترجمه یکی از چالش های مهم و پیچیده برای مترجمان است و یافتن معادل دقیق آن اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ترجمه واژه باید با زمینه و ساختار متن هماهنگ باشد. گاهی اوقات نیز انتقال معنای دقیق واژه در ترجمه ممکن نیست. برای کاهش این مشکلات می توان از روش های گوناگونی استفاده کرد. لادمیرال مؤلفه هایی را مطرح کرده که به مترجم کمک می کند تا در انتقال مفهوم واژگان تصمیمات بهتری بگیرد و با انتخاب واژه های مناسب، تعادل نسبی میان متن اصلی و متن ترجمه شده برقرار شود. نظریه لادمیرال بر بازآفرینی معنا و رمزگشایی مقصدگرا تأکید دارد و ابزاری مؤثر برای سنجش کیفیت ترجمه ارائه می دهد.کتاب «الأجنحه المتکسره» اثر جبران خلیل جبران با نثری شاعرانه، مفاهیمی چون عشق نافرجام، آزادی و تقابل میان عشق و عرف جامعه را به تصویر می کشد. عمق معنایی و لایه های پیچیده این اثر شامل تعارض میان عشق و محدودیت های اجتماعی است. وجه تمایز این اثر در ترکیب همزمان این ابعاد عاطفی و اجتماعی است که خواننده را به درکی چندسطحی از آزادی و عشق می رساند. این پیچیدگی معنایی، ترجمه اثر را چالشی ویژه می سازد و نیازمند دقت در انتقال دقیق این لایه هاست. این پژوهش با کاربست الگوی لادمیرال به توصیف  و تحلیل ترجمه فارسی این کتاب به ویژه ترجمه سید مصطفی طباطبائی، می پردازد که با حفظ لحن شاعرانه و دقت در انتخاب واژگان، معنای پیچیده متن اصلی را به خوبی منتقل کرده است.
۱۱۴.

أسطوره الموت والانبعاث ودورها فی تشکیل اللغه الشعریه الرمزیه لدى خلیل حاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۷
شهد الشعر العربی الحدیث تحوّلات عمیقه على مستوى اللغه والبنیه والدلاله، نتیجه لانفتاحه على قضایا الإنسان المعاصر وعلى رموزه الوجودیه العمیقه. ویُعَدّ خلیل حاوی من أبرز الشعراء الذین خاضوا تجربه التجدید الرمزی فی القصیده الحدیثه، حیثُ شکّلت أسطوره الموت والانبعاث محورا مرکزیا فی مشروعه الشعری. استخدم حاوی الرموز الأسطوریه والدینیه (مثل تموز، والعنقاء، ولعازر، والصلیب...) بوصفها أدوات تأویلیه تعبّر عن أزمته الوجودیه وانکسارات الواقع العربی. ولقد أسهمت هذه الرموز فی تشکیل لغته الشعریه، عبر مفردات حاده، وتکرارات إیقاعیه، وجمل مشحونه بالدلاله، ما جعل من لغته الشعریه نسقًا رمزیًا مرکّبًا. تهدف هذه الدراسه بالاعتماد علی المنهج الوصفی- التحلیلی إلى تحلیل دور أسطوره الموت والانبعاث فی تشکیل اللغه الشعریه الرمزیه عند خلیل حاوی، من خلال قراءه نماذج شعریه مختاره من دواوینه. وقد بیّنت الدراسه أن تجربه خلیل حاوی الشعریه تنبنی على توظیف رمزی عمیق للأسطوره بوصفها أداه للتعبیر عن الصراع بین الفناء والتجدّد، حیث لا تظهر الأسطوره بوصفها مکوّنًا زخرفیًا بل تتماهى مع اللغه الشعریه نفسها واللغه عند حاوی تتحرّک بین الحده والغنائیه، ویظهر التکرار بوصفه عنصرًا بنیویًا یعمّق البنیه الرمزیه للقصیده. کما تتجلّى مفارقات الموت والانبعاث فی ترکیبه لغته التی تمزج بین البساطه الظاهریه والتعقید الداخلی، فیتشکّل بذلک نسیج شعری یحمل رؤیته الوجودیه القلقه، ویعکس مأزق الذات العربیه فی مواجهه الواقع والحلم معًا.
۱۱۵.

دراسة لانعكاسات الغاية علي ترجمات رباعيات الخيام علي ضوء نظرية سكوبوس ترجمة رامي والصافي أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
لا شک أن مباحث علم اللغه قد تسربت إلی الترجمه فی النصف الثانی من القرن العشرین، وتم الترکیز بدایه علی التکافؤ والتعادل، بوصفه مفهوما رئیساً، کما رکزت المداخل اللغویه المنوطه بالتکافؤ علی النص الأصل، وعلی الخصائص المراد الحفاظ علیها فی النص الهدف، عند التحلیل اللغوی، إلا أن الترجمه لم ترزح زمنا طویلاً تحت عبء النظریات اللغویه التی کان فیها التکافؤ لنص الأصل هو المعیار الأساسی فی تحدید نجاح الترجمه، بل واجهت تحولاً کبیراً، وانعطفت نحو النظریات التی تولی قدراً أکبر من الاهتمام بالوظائف الاجتماعیه والثقافیه. وأبرز هذه النظریات الوظیفیه هی نظریه سکوبوس التی استأثرت باهتمام الباحثین والدارسین. وبظهورها، لم تتحرر دراسات الترجمه من اللسانیات فحسب، بل فتحت الآفاق لظهور رؤی جدیده من الترجمه، الأمر الذی دعا إلی إلقاء نظره فاحصه علی بعض الخیوط الدقیقه فی النسیج الفکری لهذه النظریه، وفی طلیعتها نظریه الغایه أو سکوبوس التی تشکل رکناً أساسیاً فیها، وقد انعکست علی معظم مفاصل الترجمه. سنقوم فی هذا المقال، بإماطه اللثام عن وجه انعکاسات الغایه علی ترجمتی أحمد رامی وأحمد الصافی النجفی، لاسیما علی صعید تحدید نمط الترجمه، واستراتیجیتها، وتحدید السیاق الثقافی، وتحدید الأسلوب، بمنهج وصفی تحلیلی.
۱۱۶.

کارکرد باهم آیی در تحلیل گفتمان رمان «الجازیه والدراویش» عبدالحمید بن هدوقه بر مبنای نظریه هلیدی و حسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
بیان مسئله و هدف: با‌هم‌آیی، که حاصل ارتباط دو‌سویه واژگان یک متن است، گونه‌ای از انسجام واژگانی و زیر‌مجموعه انسجام است. اصطلاح انسجام را نخستین‌بار هلیدی و حسن (1976م) مطرح کردند. از دیدگاه این دو زبان‌شناس، ارجاع، حذف، جایگزینی، ادات پیوندی و انسجام واژگانی عوامل ایجاد‌کننده انسجام است. انسجام ‌واژگانی شامل دو گونه تکرار و باهم‌آیی است. باهم‌آیی خود دارای انواعی است و کاربرد هدفمند این انواع، علاوه‌بر پیوستگی متن، موضوع آن را برجسته و خواننده را در فهم آن کمک می‌کند. با‌هم‌آیی با ایجاد نوعی هماهنگی میان کلمات متن، از‌قبیل تقابل، تداعی، در یک مجموعه قرار‌‌گرفتن، جزئی از یک کل بودن و یا اجزای یک کل بودن سبب می‌شود آن کلمات به یکدیگر بیایند و متنی منسجم را تشکیل دهند. همچنین رابطه با‌هم‌آیی میان تعدادی از کلمات در یک متن می‌تواند بر ایدئولوژی بنیاد‌بودنِ آن واژگان دلالت کند و نشان دهد که این شکلِ همنشینی دارای طرحی خاص و دربرگیرنده تجربه نویسنده متن است که بررسی آن می‌تواند به برجسته‌سازی انگیزه نویسنده متن بیانجامد. رمان «الجازیه والدراویش» اثر عبدالحمید بن هدوقه (1925- 1996م)، نویسنده اولین رمان به زبان عربی در الجزایر، متنی ادبی است که ورای ظاهرش درباره جامعه الجزایر بحث کرده است. این پژوهش در‌صدد پاسخ به این پرسش است که عنصر انسجامی باهم‌آیی در ایجاد پیوند در رمان «الجازیه والدراویش» و برجسته‌سازی موضوع آن‌ چه نقشی دارد؟ روش‌­شناسی: پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای نظریه هلیدی و حسن در زمینه انسجام، موارد باهم‌آیی را در رمان «الجازیه والدراویش»، به‌عنوان ماده بحث، با روش آماری و محاسبه فراوانی به‌کار‌گیری هر ‌یک از گونه‌های با‌هم‌آیی، برای بررسی میزان کارکرد هر یک از انواع باهم‌آیی در انسجام‌بخشی متن رمان استخراج کرده، سپس با دقت در انواع با‌هم‌آییِ استخراج‌شده و بافت موقعیت و بینامتنی گفتمان به نقش عامل انسجام‌بخش باهم‌آیی در برجسته‌سازی ایدئولوژی نویسنده و موضوع رمان پرداخته است. بحث و تحلیل: در این نوشتار با تکیه به متن رمان «الجازیه والدراویش» گونه‌های باهم‌آیی در این رمان استخراج و فراوانی هر یک محاسبه و معنادار‌بودن آنها به لحاظ ایدئولوژیک بیان می‌شود. با توجه به ساختار رمان حاضر، که از دو زمان و هشت قسمت تشکیل شده، تقابل هم در عنوان و هم در هر دو زمان رمان وجود دارد. عبدالحمید بن هدوقه با ایجاد تقابل میان «الجازیه» و «الدراویش» در پی ایجاد هم‌نشینی میان عرق ملی و بحران فکری و معبود و عابد است. این تقابل در عنوان و تکرار این دو نام در متن سبب پیوستگی معنایی و انسجام رمان شده است. تقابل‌های موجود در متن رمان نیز، علاوه‌بر ایجاد متنی منسجم، همگی ساخت‌هایی ایدئولوژیک است. نویسنده در موارد زیادی از تقابل‌ برای آگاهی‌بخشی به خواننده بهره می‌برد و غالب تقابل‌های رمان فرهنگ مقاومت و عدم سازش را القا می‌کند؛ ایدئولوژی‌ای که نویسنده در سراسر رمان خواهان تثبیت آن است. شخصیت اصلی رمان «الجازیه» و نام‌های «الدراویش، الرعاه، الشامبیط، الطیب و الأحمر» همگی نمادین است. در رجوع به مفهوم اصلی این نمادها مشخص می‌گردد همگی تداعی‌کننده و مرتبط با موضوع اصلی رمان است. این نوع ارتباط میان مفردات به شکل هم‌نشینی واژگان مرتبط با موضوع در سراسر رمان باعث انسجام و اتصال معنایی آن شده است. نویسنده از این نوع باهم‌آیی فقط برای بیان موضوع اصلی رمان بهره نبرده است، بلکه گاهی این نوع باهم‌آیی با موضوعات دیگری غیر از موضوع اصلی، ولی مرتبط با آن، همچون بیان اوضاع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی الجزایر، ارتباط دارد. باهم‌آیی از نوع رابطه جزء به جزء در این رمان از بسامد بالایی برخوردار نیست و بیشتر نمونه‌های این قسم از باهم‌آیی در رمان برای توصیف دقیق یک چیز است. با وجود این، نمونه‌هایی از این نوع با‌هم‌آیی در رمان مشاهده شد که عبدالحمید بن هدوقه از آن برای اشاره به موضوع رمان استفاده کرده است. باهم‌آیی از نوع رابطه جزء به کل نیز در رمان حاضر بسامد فراوانی ندارد. با وجود این، بررسی نمونه‌های رابطه جزء به کل در رمان نشان از نقش این باهم‌آیی در انسجام‌بخشی متن دارد. همچنین باهم‌آیی ایجادشده توسط واژگان مربوط به مجموعه‌ای منظم در رمان «الجازیه والدراویش» بسیار اندک است، ولی همان تعداد کم، علاوه‌بر ایجاد انسجام، معنایی خاص به لحاظ ایدئولوژیک به متن بخشیده است.کاربرد رنگ‌های «الأحمر»، «الأخضر» و «أبیض» در متن رمان سبب ایجاد باهم‌آیی از نوع واژگان مربوط به مجموعه نامنظم شده،‌ به‌ویژه که نویسنده دو واژه «الأحمر و الأخضر» را برای نام دو شخصیت رمان به‌کار برده است. این دو نام نمادهایی برای دو تفکر اسلام و سوسیالیست است که نویسنده با همنشینی این دو به بیان ایدئولوژی خویش در مبارزه با ساختار حاکم بر جامعه الجزایر پرداخته است. عبدالحمید بن هدوقه از شمول مشترک برای توصیف استفاده کرده است. دستاوردها: بررسی کارکرد باهم‌آیی در تحلیل‌‌گفتمان رمان «الجازیه والدراویش» نشان می‌دهد همه انواع عنصر باهم‌آیی در تعامل با دیگر عناصر در انسجام‌بخشی متن این رمان نقش دارد و عامل انسجامی باهم‌آیی توانسته است پیوندی محکم میان الفاظ و معانی رمان ایجاد کند. بالاترین بسامد باهم‌آیی در رمان مربوط به دو نوع ارتباط با موضوع رمان -47% در زمان اول و 41% در زمان دوم- و تقابل -36% در زمان اول و 35% در زمان دوم- است که سبب انسجام متن رمان و پیوستگی معنایی آن شده و موضوع الجزایر، مقاومت برای استقلال آن و عدم سازش را برجسته ساخته است. کمترین درصد باهم‌آیی مربوط به رابطه جزء به کل و جزء به جزء در زمان اول -5/.- و واژگان مربوط به مجموعه منظم در زمان دوم رمان -1/.- است که بسامد اندک این انواع نیز در برجسته‌سازی موضوع رمان تأثیر‌گذار است.
۱۱۷.

کارکردِ معنادرمانی در رمان «النُوم فی حَقل الکَرَز» اثر أزهر جرجیس براساس نظریه ویکتور فرانکل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۸
بیان مسئله و هدف: با توجه به اینکه رمان «النُوم فی حَقل الکَرَز» نوشته أزهر جرجیس به بررسی عمیق پریشان‌خاطری، بی‌هویتی و تلاش برای یافتن آرامش در دو محیط متفاوت عراق و نروژ می‌پردازد، این پژوهش به دنبال بررسی و تحلیل کارکرد معنادرمانی (لوگوتراپی) ویکتور فرانکل در این رمان است. این رمان، به‌ویژه با محوریت جست‌و‌جوی معنای زندگی، از‌دست‌دادن هویت و سرخوردگی، بستر مناسبی را برای کاربرد نظریه فرانکل فراهم می‌کند. مسئله اصلی اینجاست که چگونه أزهر جرجیس از مؤلفه‌های سه‌گانه معنادرمانی (ارزش‌های آفرینش، تجربه و نگرش) برای نشان‌دادن تلاش شخصیت‌های داستان برای مقابله با رنج‌ها، نابرابری‌ها و یافتن معنا و آرامش استفاده کرده است؟ این پژوهش همچنین قصد دارد بررسی کند که چگونه مفاهیم توحیدی و معاد در رمان به‌عنوان ابزاری برای پیوند‌دادن مواجه با مرگ به معنا و آرامش درونی عمل می‌کنند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل و تبیین کارکرد معنادرمانی ویکتور فرانکل در رمان «النُوم فی حَقل الکَرَز» است. اهداف فرعی این پژوهش عبارت است از: بررسی و تحلیل دلالت‌های مستقیم و غیرمستقیم رمان «النُوم فی حَقل الکَرَز» بر‌اساس اصول لوگوتراپی؛ شناسایی شیوه‌هایی که نویسنده از طریق آنها به شخصیت‌های داستان کمک کرده تا از طریق تجربه‌های انسانی، ارزش‌های اخلاقی و رنج‌ها به معنای زندگی دست یابند؛ رمان «النُوم فی حَقل الکَرَز» داستانی در جست‌و‌جوی فلسفی معنای زندگی و بازتابی از اصول معنادرمانی. روش­‌شناسی: این تحقیق با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی مؤلفه‌­های نظریه ویکتور فرانکل در رمان «النوم فی حقل الکرز» پرداخته است. جمع‌آوری داده‌­ها به‌صورت کتابخانه‌­ای و با مراجعه به کتب مرتبط و تحلیل رمان مذکور بوده است. تلاش شد تا با تحلیل رمان و خوانش آن، بر‌اساس نظریه معنادرمانی فرانکل، مؤلفه­‌های مربوطه استخراج و بر‌اساس هر مؤلفه شواهدی از متن رمان آورده و تطبیق داده شود. بحث و تحلیل: رمان «النُومُ فی حقلِ الکَرز» از ازهر جرجیس بر مفاهیمی عمیق از معنادرمانی استوار است که ریشه در نظام‌های ارزشی و تجربیات مختلف انسانی دارد. این معنادرمانی نه‌تنها به موقعیت‌های فردی محدود نمی‌شود، بلکه با مفاهیم گسترده‌تری نظیر تجربیات فرهنگی و فراملیتی گره خورده است تا زندگی را در ابعادی غنی‌تر تعریف کند. در این اثر، تکیه بر عواطف و تجربه‌هایی که از ذات انسان برمی‌خیزند، به‌عنوان ابزاری برای بخشیدن معنا به زندگی مطرح شده‌اند. این رویکرد، به‌ویژه در مواجهه با بحران‌های روحی، آرامش و تعادلی عمیق را به همراه دارد. از منظر جرجیس، تحمل درد و رنج تنها زمانی به معنادرمانی و درک حقیقی از زندگی منتهی می‌شود که بتواند به رهایی از شرایط سخت و رسیدن به وضعیتی امن بینجامد. این امنیت شامل نجات از ناامنی‌ها، مرگ، کودک‌کشی و نسل‌کشی است؛ مسائلی که در بستر شرایط حاکم بر عراقِ اشغال‌شده توسط آمریکا برجسته شده‌اند. همچنین مواجهه با احساس گناه در این داستان در پرتو نگاهی اخلاقی و ایثارگرانه معنا می‌یابد، یعنی تلاش برای آرامش بخشیدن و حمایت از دیگران. در همین راستا، شخصیت اصلی داستان شرم و گناه ناشی از تلف‌شدن استعداد ادبی خود را در قالب خدمتی به انسان‌ها تفسیر می‌کند و بدین‌گونه معنایی تازه به زندگی خود می‌بخشد. دستاوردها: دستاورد پژوهش حاضر نشان می دهد که أزهر جرجیس در رمان خود از تجربه‌های انسانی، ارزش‌های اخلاقی، رنج‌ها و دیگر مؤلفه‌های معنابخش زندگی در جهت مقابله با تکانه‌های روحی و فائق‌آمدن بر نابرابری‌ها و ناعدالتی‌های زندگی تعریف کرده کما اینکه نیل به آرامش در مواجه با مرگ را از دریچه اندیشه توحیدی و اعتقاد به معاد تعریف کرده است. مرگ یکی از مؤلفه‌های کلیدی در این داستان است که با دو رویکرد متفاوت به آن پرداخته شده است. رویکرد نخست، نگاهی سنتی و مبتنی بر باورهای دینی است که در آن مرگ به‌عنوان فرصتی برای هم‌نشینی و تقرب به رحمت الهی تعریف شده، بدین ترتیب رویکرد معنادرمانی موردنظر ویکتور فرانکل را جلوه‌گر ساخته است. در مقابل، رویکرد دوم بر پایه پوچ‌گرایی بنا شده و مرگ را نقطه پایانی زندگی می‌داند که نتیجه آن در‌نهایت به افسردگی، اعتیاد به الکل و احساس بی‌ارزشی ختم می‌شود. ارزش‌های اخلاقی مطرح‌شده در داستان أزهر جرجیس کاملاً با معنادرمانی فرانکل همسو است، چراکه اندیشه‌ها و رفتار شخصیت‌های داستان بر اصولی چون مقاومت، عدالت، نوع‌دوستی، ایثار و دیگر ارزش‌های اخلاقی تکیه دارند؛ اصولی که نه‌تنها نجات بشریت را ممکن می‌سازند، بلکه به‌عنوان راهی برای رسیدن به آرامش و درمانی نهایی برای جسم‌های خسته و رنج‌کشیده عمل می‌کنند.
۱۱۸.

نقد تعریف فعل بر اساس روایت امیرمؤمنان علیه السلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۴
از دیرباز غالب علمای علم ادبیات عربی فعل را با دو قید معنای مستقل و اقتران به زمان های سه گانه از دیگر قسیم هایش یعنی حرف و اسم متمایز می کردند، لکن با بررسی های بیشتر، ادله ای بر خلاف این تعاریف به ذهن می رسد، از جمله این ادله افتقار فعل به زوائدی مانند: تاء تانیث، فاعل، مفعول، حروف مضارعه، ضمیر و... که علاوه بر اینکه باعث مرکب شدن فعل می شود، نشان می دهد که فعل در حد تصور، نیاز به تصور کلمه دیگری دارد. در مورد اقتران به زمان گاه در حرف و اسم نیز شاهد این اقتران هستیم و از طرفی دیگر گاه انجام گرفتن فعل بدون صرف کوچک ترین زمانی اتفاق می افتد، مانند: «فَهِمَ اللهُ» یا «مَضَی الزَّمانُ» و ثابت است که نفس زمان یا مجردات محدود به قید زمان نیستند و نمی توان این بحث عمده را شاذّ تلقی کرد. از سوی دیگر امام علی علیه السلام به عنوان مؤسس علم نحو، در تعریف فعل به زمان داری و معنای مستقل آن اشاره ای نکرده و فعل را «مَا أَنْبَأَ عَنْ حَرَکَهِ الْمُسَمَّى» می داند که تطابقی با تعریف نحات ندارد. نوشتار پیش رو به دنبال ارائه تعریف صحیحی از فعل و نقد ادله و مبانی نحات در اقتران و زمان داری فعل است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و گرد آوری اطلاعات با شیوه کتابخانه ای و نرم افزاری در پی اثبات بهترین تعریف از فعل یعنی تعریف امام علی علیه السلام است.
۱۱۹.

سنجش و ارزیابی تکنیک های بازآفرینیِ ترجمه در رمان «ارواح کلیمانجارو» اثر ابراهیم نصرالله بر اساس نظریه لانس هیوسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۰
در فرآیند ترجمه، انتخاب های واژگانی (انتخاب کلمات و عبارات خاص) و ساختاری (انتخاب نحوه سازماندهی جملات و عبارات) هر دو نقشی کلیدی ایفا می کنند و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. مترجم باید با در نظر گرفتن اهداف ارتباطی متن، ویژگی های فرهنگی و اجتماعی هر دو زبان مبدأ و مقصد و همچنین نیازهای مخاطب، بهترین انتخاب ها را انجام دهد تا پیام اصلی به شکلی مؤثر منتقل شود. این دقت و مهارت مترجم به طور مستقیم بر کیفیت نهایی ترجمه تأثیر می گذارد و در بازآفرینی متن و انتقال مؤثر پیام نقش حیاتی دارد. انتخاب های واژگانی به ویژه می توانند درک و تفسیر خواننده از متن را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهند. رمان «ارواح کلیمانجارو» نوشته ابراهیم نصرالله و با ترجمه سید حمیدرضا مهاجرانی، اثری مهم است که به تجارب و احساسات فلسطینی ها می پردازد. این رمان به مضامین هویتی، فرهنگی و اجتماعی فلسطینی ها می پردازد و صعود آن ها به قله کلیمانجارو را به عنوان نمادی از اراده و تلاش برای رساندن پیام و هویتشان به جهانیان نشان می دهد. این صعود نمادی از ارتقای روحی و معنوی و عزم فلسطینی ها در مواجهه با سختی ها است. این جستار ادبی با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس بن مایه های تراسازگازی و نظریه لانس هیوسن به بررسی رمان «ارواح کلیمانجارو« و ترجمه آن توسط سید حمیدرضا مهاجرانی با تمرکز بر سطوح گزینش ساختاری و واژگانی در ترجمه می پردازد.
۱۲۰.

تطویر مهاره المحادثه من خلال المسرحیه: دراسه إحصائیه على الوعی اللغوی الناقد باستخدام مسرحیه "صاحبه الجلاله"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۲
بیان المسئله والهدف: یُعَدّ الوعی اللغوی الناقد أحد الاتجاهات التربویه المعاصره التی تزاید الاهتمام بها فی العقود الأخیره، لِما له من أثر مباشر فی تحسین نوعیه تعلم اللغات. فتعلم اللغه لم یعد مقتصرًا على اکتساب مفردات وتراکیب أو التدرّب على مواقف تواصلیه سطحیه، بل أصبح یرکز على بناء متعلم واعٍ قادر على التحلیل والمناقشه وفهم أبعاد النصوص فی سیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه والتاریخیه. ویقترن هذا الوعی بامتلاک المتعلم أدوات تسمح له بالنظر إلى اللغه باعتبارها وسیله للتفکیر والتعبیر النقدی، ولیس مجرد أداه للتواصل الوظیفی البسیط. فیما یتعلق بتعلیم اللغه العربیه للناطقین بغیرها، ما زال التوجه السائد فی العدید من البرامج التعلیمیه یقوم على أسالیب تقلیدیه ترکز على الحفظ والتلقین، مما یُبقی المتعلم فی دائره الاستخدام المحدود للغه ویحول دون بلوغه مستویات أعمق من الفهم والتحلیل. هذا الوضع یُبرز الحاجه إلى مداخل تعلیمیه بدیله تعزز التفکیر النقدی، وتمکّن الطلاب من التفاعل مع النصوص بوصفها جزءًا من ثقافه حیه، لا مجرد تراکیب لغویه. وهنا تبرز المسرحیه بوصفها وسیله تعلیمیه مبتکره قادره على الجمع بین الجانب اللغوی والثقافی والفکری فی آن واحد. والمسرحیه نص حی یجمع بین الحوار والتفاعل والسیاق الثقافی، ویتیح للمتعلم ممارسه اللغه فی بیئه تحاکی الحیاه الواقعیه بما تحمله من مواقف، صراعات، ورؤى متباینه. لذلک، یمکن للمسرحیه أن تُسهم فی تطویر مهارات المحادثه من خلال الحوار التفاعلی، وفی تنمیه الوعی النقدی من خلال تحلیل الشخصیات والأحداث والمضامین. ومن هذا المنطلق، تهدف الدراسه الحالیه إلى الکشف عن أثر استخدام المسرحیه فی تطویر مهارات المحادثه والتفکیر النقدی لدى طلاب اللغه العربیه من الناطقین بغیرها، مع الترکیز على مدى قدرتها على کسر النمطیه السائده فی التعلیم التقلیدی. وتتمثل الإشکالیه الرئیسه فی التساؤل إلى أی مدى یُمکن لتوظیف نص مسرحی مختار أن یحقق نتائج أفضل من الطرق التقلیدیه فی تحسین الأداء اللغوی والوعی الناقد للطلاب؟ وللإجابه عن هذا السؤال، سعى البحث إلى اختبار أثر التدریس بالمسرحیه فی بیئه تجریبیه، ومقارنه نتائجه بأداء مجموعه تلقت تعلیمًا تقلیدیًا، بغرض استکشاف الفروق ودلالاتها التربویه. وتم اختیار مسرحیه "صاحبه الجلاله" لتوفیق الحکیم نموذجًا تطبیقیًا لما تحمله من ثراء لغوی وثقافی، وهو ما جعلها أداه مناسبه لاختبار الفرضیات البحثیه. فقد أتاح النص المسرحی للطلاب فرصه الدخول فی تجربه تعلیمیه متکامله جمعت بین القراءه النقدیه، التحلیل الثقافی، والتفاعل اللغوی. المنهجیّه: اعتمدت الدراسه المنهج المختلط الذی یجمع بین المنهج الوصفی التحلیلی لفهم أبعاد الظاهره وتفسیرها، والمنهج شبه التجریبی لقیاس أثر البرنامج التعلیمی. شملت العینه 30 طالبًا من السنه الخامسه فی مرحله البکالوریوس بجامعه طهران للعام الدراسی 2020–2021م، تم اختیارهم بطریقه قصدیه وتقسیمهم إلى مجموعتین: تجریبیه تلقت برنامجًا تعلیمیًا قائمًا على المسرحیه، وضابطه استمرت على النهج التقلیدی. تألف البرنامج من ثلاث مراحل رئیسه: (1) مرحله تمهیدیه رکزت على تقدیم السیاق الثقافی للمسرحیه وتوضیح أهداف التعلم؛ (2) مرحله التدریس التفاعلی التی تضمنت تحلیل نصوص مختاره ومناقشه الشخصیات واللغه المستخدمه؛ (3) مرحله تطبیقیه اعتمدت على تمثیل الأدوار، إعاده صیاغه الحوارات، وتقدیم تحلیلات نقدیه للنص. ولقیاس التطور، استُخدمت اختبارات قبلیه وبعدیه لمهارات المحادثه والوعی النقدی، وحُللت البیانات عبر برنامج SPSS باستخدام الإحصاء الوصفی (المتوسطات والانحرافات المعیاریه) والإحصاء الاستدلالی (اختبار کولموجروف–سمیرنوف، اختبار لیفین، وتحلیل الفروق بین المجموعتین). المناقشه والتحلیل: أظهرت تجربه التدریس القائم على المسرحیه أن الطلاب لم یکتسبوا معارف لغویه جدیده فحسب، بل أصبحوا قادرین نوعا ما على توظیفها فی سیاقات واقعیه متنوعه. فعلى مستوى المحادثه، وفرت الحوارات المسرحیه ماده غنیه للتدریب على النطق الصحیح، استخدام التراکیب المناسبه، وتطویر مهارات التفاعل اللفظی وغیر اللفظی. أما على مستوى التفکیر الناقد، فقد ساعدت مناقشه الشخصیات والأحداث على تدریب الطلاب على تقدیم حجج منطقیه، وتبریر مواقفهم، وربط النصوص بسیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه، وکشفت المناقشه أیضًا أن المسرحیه أسهمت فی تحفیز الدافعیه لدى الطلاب، إذ شعروا أن التعلم أصبح أقرب إلى تجربه حیه تتسم بالمتعه والتحدی معًا، مما انعکس على مستوى مشارکتهم فی الأنشطه الصفیه. کما بینت النتائج أن هذا النوع من التدریس یساعد على دمج العناصر الثقافیه فی عملیه تعلم اللغه، وهو أمر یفتقر إلیه التعلیم التقلیدی عاده، ومع ذلک، لا یمکن إغفال بعض التحدیات؛ أبرزها صعوبه بعض النصوص المسرحیه على الطلاب ذوی المستویات اللغویه المتوسطه، مما استدعى تکییف النصوص وشرح خلفیاتها الثقافیه. کما أظهرت التجربه الحاجه إلى إعداد المعلمین وتدریبهم على إداره الأنشطه المسرحیه بطرق تربویه فاعله، إذ إن غیاب التوجیه قد یحول الأنشطه التمثیلیه إلى مجرد أداء شکلی بعید عن التحلیل النقدی المطلوب، ورغم هذه التحدیات، تؤکد التجربه أن المسرحیه تُمثّل خیارًا واعدًا لتطویر برامج تعلیم العربیه للناطقین بغیرها، لما تحمله من إمکانات تعلیمیه تجمع بین اللغه، الثقافه، والفکر النقدی فی نسق واحد. الإنجازات: أظهرت الاختبارات أن المجموعه التجریبیه حققت تحسنًا واضحًا مقارنه بالمجموعه الضابطه فی ثلاثه محاور أساسیه، التعبیر النقدی وهی إظهار قدره أعمق على تحلیل النصوص والمواقف، والتفاعل اللغوی بتحسن ملحوظ فی الطلاقه، واستخدام استراتیجیات تواصل متقدمه، والتفکیر النقدی بتنمیه مهارات الربط بین النصوص وسیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه، وتؤکد هذه النتائج أن المسرحیه لیست مجرد وسیله ترفیهیه، بل أداه تعلیمیه فاعله قادره على الارتقاء بمستوى تعلم اللغه العربیه وتطویر وعی المتعلمین النقدی، بما یجعلها خیارًا استراتیجیًا جدیرًا بالتبنی ضمن مناهج تعلیم العربیه للناطقین بغیرها.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان