ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۲۸۱.

النقد السوسیولوجی لروایه «عالم بلا خرائط» لجبرا إبراهیم جبرا وعبدالرحمن منیف (إعتماداً على منهج غولدمان البنیوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۶۲
یعدّ النقد السوسیولوجی من الطرق الفعاله لنقد النّصوص الأدبیّه لاسیّما الروایات. ویبحث فی هذا المنهج عن إستکشاف العلاقه بین بنیه الروایه ومحتواها بظروف وتحوّلات المجتمع والبیئه الّتی ولدت فیها، ویتمّ نقد ودراسه کیفیه الإنعکاس الفنی وصدی المجتمع فی العالم الخیالی والأدبی. وتعتبر الروایه أفضل جنس للدراسه السیاسیه والاجتماعیه لتاریخ البلدان المعاصر وهی فی الحقیقه التعبیر الفنی عن أحداث البیئه الاجتماعیه. إنّ مناقشه بنیه العمل الأدبی وإیجاد علاقته بمجمل الظروف الاجتماعیه للمجتمع الّذی خُلقت فیه الروایهُ فی تلک الفتره الزّمنیه المحدده هو الهدف الأساسی للنقد الاجتماعی. وإنّ مؤلفی روایه «عالم بلا خرائط» فی العالم الخیالی لِعملهما المشترک مع التمثیل الفنی لتفاصیل حربی 1948 و1967 وقد تعاملا بذکاءٍ شدیدٍ مع سوسیولوجیه الناس فی عصرهم وفی نثرهم الإفتراضی والخیالی، قدّما رؤیتهما النقدیه لقضایا العالم العربی الراهنه. و قد تناولت هذه الدراسه محتوى الروایه وعلاقتها المتبادله بالمجتمع اعتماداً علی المنهج الوصفیّ- التّحلیلیّ وبالرجوع إلی نماذج غولدمان البنیوی وکشفت عن هیئه واضحه للرؤیه الکونیّه للمؤلفین وتطبّقها مع طبقتهم الاجتماعیه. ونتائج هذه الدراسه تشیر إلی أنّ المؤلّفین فقد حاولا ترسیم قضایا ومشاکل عصرهم الکبری فی مکان عموریه الخیالی الّذی لا یمکن رسمها فی أیّ خریطه جغرافیه بحسب الدلاله المجازیه لعنوان الروایه (عالم بلا خرائط) بحیث تصبح رمزاً لکلّ مدن العالم العربی الهامّه ویمکن تعمیم قضایاها السیاسیه والاجتماعیه التی هی مفیده للجمیع.
۲۸۲.

تحليل اثر داستانی البحث عن الشمس بر اساس مربع نظام های معنايی لاندوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۷
داستان «البحث عن الشمس» نوشته عزالدین جلاوجی، نویسنده معاصر الجزایری، بازتاب دهنده واقعیت سرزمین فلسطین و نبرد مردم آن برای آزادسازی میهنشان و تلاش برای بازیابی هویت ازدست رفته است. در این اثر، الگوی لاندوفسکی، از نظریه پردازان حوزه نشانه -معناشناسی، مبنای تحلیل قرارگرفته است. او بر این باور است که معنا در روایت از خلال کنش هایی همچون مجاب سازی، القا، تشویق، تطبیق و تصادف شکل می گیرد و با محوریت یافتن کنش، لایه های گوناگون معنایی پدید می آید. هدف از انجام پژوهش، تحلیل نظام های معنایی موجود در متن رمان بر اساس الگوی لاندوفسکی است. انجام این تحقیق از آن جهت اهمیت و ضرورت داد که می تواند درباره نحوه کشف نظام های معنایی متن و تحلیل آن ها در متون مختلف کمک کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که روایت با فضایی تنش آلود و معرفی «مقهور» به عنوان شخصیت ایستا آغازشده و در ادامه، شخصیت «غریب» باهدف متقاعد ساختن مقهور برای ایستادگی در برابر ربیب وارد صحنه می شود. غریب با گذر از مراحل دشوار مجاب سازی، سرانجام موفق می شود مقهور را به کنش وادارد؛ کنشی که منجر به بیرون راندن ربیب و شکستن حصاری می شود که به دست ربیب و حامیانش بنا شده است. در پایان، با تحقق هم آیی و شکل گیری توانش کنشی، مقهور به شخصیتی فعال با جهت گیری مثبت تبدیل می شود و با آغاز کنش از سوی او، فلسطین به عنوان ابژه ارزشی روایت، به رهایی دست می یابد. نظام معنایی برنامه داری در مجموع بر دیگر نظام های معنایی در این رمان غلبه دارد و باعث حرکت پی رفت داستان، خلق حوادث جدید و تغییر وضعیت زیستی کنشگران داستان شده است.
۲۸۳.

نقد و ارزیابی برگردان عربی کتاب «آن بیست و سه نفر» اثر احمد یوسف زاده بر پایه سطح لغوی- معنایی الگوی ترجمه کارمن گارسس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۱۹۶
ترجمه را می توان پلی برای پیوند اندیشه ها و باورهای مردمان دو فرهنگ دانست. از دیرباز تاکنون آدمی در پرتو ترجمه با گفتارها، کردارها و دستاوردهای سرزمین های دیگر آشنا شده و از این رهگذر، بینش و نگرش خود را بارور کرده است. یکی از برجسته ترین نظریه های ترجمه که به سنجش سطح کیفی متون برگردان شده ادبی می پردازد و چهار سطح گوناگون را دربر می گیرد، نظریه کارمن گارسس (1994) است. پژوهش پیش رو که به روش توصیفی - تحلیلی است بر آن است تا برگردان عربی ایمان صالح با عنوان «أولئک الثلاثه والعشرون فتىً» از کتاب «آن بیست و سه نفر» نوشته احمد یوسف زاده را بر پایه سطح لغوی- معنایی الگوی ترجمه کارمن گارسس ارزیابی و برتری ها و کاستی های آن را بررسی کند. این پژوهش نشان می دهد که در این برگردان، بسط نحوی در پوشش مفاهیمی چون افزونی قید، صفت و ترکیب اضافی پدیدار شده و قبض نحوی در جلوه هایی مانند حذف صفت، مفعول، فعل و قید نمود یافته است. همچنین نشان می دهد که مترجم در فرآیند عام در برابر خاص از ابزارهایی مانند حذف صفت بهره گرفته و در فرآیند خاص در برابر عام با تکنیک بیان نوع در کنار جنس، دایره واژه را تنگ تر کرده است. یافته دیگر این پژوهش، آن است که ویژگی های مثبت، بخش چشم گیری را در این ترجمه به خود اختصاص داده و این برگردان از دو ویژگی کفایت و مقبولیت برخوردار شده و خرسندی خواننده را در پی داشته است.
۲۸۴.

التحليل النقدي للخطاب في "ثلاثية الوسية" لخليل حسن خليل علي ضوء نظريّة توين فان دايك(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۲۰۳
إنّ التحلیل النقدیّ للخطاب کضرب من ضروب تحلیل الخطاب یتخذ موقفا ناقدا من الکیفیه أو الطریقه التی تستعمل بها اللغه. ویتّجه إلی تحلیل سائر الأنماط الخطابیه بهدف الوقوف علی الأیدیولوجیا والقیم الکامنه فی تلک الخطابات. إنّ روایات خلیل حسن خلیل  ترصد أحوال المجتمع المصری الذی یسیطر علیه الإقطاعیون الإنجلیز بما فرضوه علی الفلاحین من عبودیه. والتحلیل النقدیّ للخطاب، کما وضّحه فان دایک، یدرس اعتداءات السلطه الاجتماعیه المهیمنه ویکشف عدم المساواه الاجتماعیه، ویعدّ نموذج فان دایک معیارا مناسبا لمعالجه قضایا هذه الروایات. حاولت هذه الدراسه تبیین أیدیولوجیا أو أیدیولوجیات الروائی خلیل حسن خلیل بالاعتماد علی المنهج الوصفی التحلیلی ونظریّه تحلیل الخطاب النقدیّ لفان دایک، ووصل البحث إلی أنّ الخطاب فی "ثلاثیه الوسیه" نجح فی تقدیم الصوره الإیجابیه لأفراد مجموعه الداخل أی العاملین والفلاحین وتقدیم الصوره السلبیه لأفراد مجموعه الخارج أی الرأسمالیین والمستعمرین ویتّفق مع "المربع الأیدیولوجی" لفان دایک. ولتحقیق هذا الهدف، وظّف الروائی عده إستراتیجیات وتقنیات، مثل وصف الفاعل الاجتماعی، وإیجاد الفاصله، والتعریض، والتضخیم، ولعبه الأرقام، والاستعاره وغیرها من الاستراتیجیات.
۲۸۵.

آسیب شناسی معانی باب «افتعال» در کتب مشهور ادبی با رویکرد تطبیقی بر آیات قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۱۴
مسئله این مقاله، آسیب شناسی معانی ذکر شده برای باب «افتعال» در کتاب های مشهور ادبی است. هدف از این کار، کمک به نویسندگان و پژوهشگران این دانش است تا بتوانند با درک صحیح تری از معانی باب «افتعال» و به طور کلی از تمامی ابواب ثلاثی مزید که در حوزه ادبیات عربی کاربرد فراوانی دارند، برخورد کنند. بدین ترتیب، صرفاً به ذکر یک معنا در کتاب ها بسنده نکنند و بدون بررسی دقیق، آن را نپذیرند و به آن استناد نکنند.در این مقاله، مباحث آسیب شناسی معانی در دو محور مورد بحث قرار می گیرند: ۱. ناپیدایی و وضوح؛ ۲. درستی و نادرستی. این مقاله اثبات می کند که از میان یازده معنای مورد بررسی، شش معنا (وقوع، خَطفه، استعمال، وجدان، اظهار و سلب) دارای ناپیدایی هستند و پنج معنا (تفعّل، قبول، لفعل الفاعل بنفسه، مجرد و اغناء) نادرست می باشند. این نگاشته، به روش توصیفی-تحلیلی، اسناد و اطلاعات کتابخانه ای و رایانه ای را گردآوری کرده و با استفاده از دیدگاه بزرگان اهل لغت و به روش استنباطی و اجتهادی، فرضیه خود را اثبات کرده است. 
۲۸۶.

بررسی و تحلیل مفهوم ادبیّت متن و مؤلفه های آن از نگاه ادونیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
مفهوم ادبیّت متن و مؤلفه های آن، یکی از بحث برانگیزترین موضوعات در حوزه نقد ادبی به شمار می رود که علی رغم تلاش های فراوان ناقدان و ادیبان هنوز برای آن تعریفی قطعی و مشخص ارائه نشده است؛ ادونیس نظریه پرداز و منتقد برجسته عرب، یکی از معدود ناقدانی می باشد که توانسته درباره ادبیّت نظریات جدیدی را مطرح سازد. دیدگاه های وی در این عرصه از حوزه ی تعاریفی محدود، پیرامون شعر خارج گشته و وارد حوزه وسیع تری یعنی تئوری ادبیات گردیده است؛ لذا در مقاله حاضر با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، مفهوم ادبیّت و مؤلفه هایش را این بار از نگاه ادونیس موردمطالعه قراردادیم. آنچه بر ضرورت انجام چنین پژوهشی تأکید می کند، آن است که یافتن دیدگاه ویژه ی ادونیس نسبت به موضوع ادبیّت و مؤلفه های آن زمینه ساز درک صحیح تر نظریه شعر وی و برجسته ساختن جایگاه منحصربه فردش به عنوان یک نظریه پرداز ادبی می گردد؛ ازاین رو هدف نگارندگان در این پژوهش تبیین سازی مفهوم ادبیت از منظر ادونیس می باشد که در راستای تحقق آن ابتدا، به تبیین مفهوم ادبیّت و مهم ترین مؤلفه های آن را با تکیه بر نظرات ناقدان عربی و غربی پرداختیم سپس از طریق مقایسه این مبانی، با نظریات ادبی ادونیس تلاش نمودیم تا به دیدگاه ادبیّت وی دست یابیم. نتایج پژوهش حاکی از آن می باشد که ادونیس در نظریه ادبیتش واژه ی شعریت را معادلی برای ادبیّت قرار داده و بمانند ناقدان غربی و عربی از ادبیّت به عنوان نظریه ای برای تأمل در داوری های زیبایی شناختی متن بهره گرفته است بعلاوه ازنظرش مرحله کتابت، به مثابه حلقه پیوند میان مرحله اول (شفاهی) با مرحله سوم، (نوگرایی ادبی) می باشد و شعر در این مرحله به ساختاری باز با دیدگاه های متعددی تبدیل می گردد
۲۸۷.

تحلیل جامعه شناختی رمان «طیور جریحه» اثر احمد السعید مراد با تکیه بر آرای لوسین گلدمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۶
لوسین گلدمن نظریه پرداز حوزه ساخت گرایی دوران معاصر است که دیدگاهی جامع نسبت به جامعه شناختی متون دارد و با تکیه بر رویکرد وی امکان ارائه تحلیلی متقن در متن آن برای محقق فراهم می شود. احمد السعید نویسنده مصری برای تصویرسازی مشکلات، و مصیبت های اجتماعی ای که سرزمین مادری اش دچار آن بود، آثار در خور توجّهی را از خود بر جای گذاشته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی ساخت گرایی رمان طیور جریحه مطابق دیدگاه جامعه شناختی لوسین گلدمن پرداخته و نگاه نقادانه در رمان حاضر گویای این امر است که وضعیت اجتماعی جامعه از آنجایی که مردم نقش محوری در آن دارند با نظریه جامعه شناختی گلدمن گره خورده است. نتایج حاصله گویای آن است که احمدالسعید جهت پیوند میان رمان خویش با جامعه به صورت صریح به بررسی ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دیگر مقوله های مربوط به جامعه می پردازد. بُعد جهان بینی دربردارنده تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و سیاسی مردم بوده و نویسنده علاوه بر ترسیم زندگی اقشار مختلف، آن ها را از هم جدا و در پی بیان مصائب پیش آمده از اختلاف طبقاتی در گروه های مختلف جامعه از جمله زنان بوده و با زبانی تند به توبیخ طبقه اشراف پرداخته و بیشتر اوقات با اعتقاد راسخ به آیین اسلام آن را راه نجات بشر معرفی نموده و جهان نگری، قهرمان پروبلماتیک، چیزوارگی، فاعل فرافردی، و...که در اتفاقات اسفبار طبقه پرولتاریا در قبال طبقه اشراف و بورژوا بازتاب یافته در این رمان برجسته است.
۲۸۸.

تقنيات الصورة الفوتوغرافية في رواية «جوع العسل» لزهران القاسمي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
الهدف والمقدمه:  تهدف هذه الدراسه لإبراز النقاط المحوریه المتمثله بتقنیات الصوره الفوتوغرافیه، وإظهار الفواعل الدرامیه لها، کی تنتج عنصر الحرکه والنظم فی النص القصصی، إمّا من خلال الصور الاستذکاریه أو الإتیان بإطار یتمیّز بعنصر السرد الروائی. ولإبراز مدى تفاعل المرسل مع مقومات الصوره الفوتوغرافیه وقواعدها فی السرد الروائی، وإیجاد حدث درامی من خلال تصویر البیئه المحیطه بالشخصیات الرئیسه للروایه، وهذا ما یقترن فی الکتابه بالکلمات. تعیین بعض التفاصیل المتعلقه بالنص السردی کقُرب وبُعد الأشیاء فی زوایا الإطار، وتجسید خطوط الأفق فی تصاویر البیئه الجبلیه والصحراویه، واستبعاد وتقریب العناصر لاستشعار العمق الفراغی فی الصور. الفنون البصریه أو الفنون المرئیه هی التی تُنتج للمتلقی أعمال فنیه ضخمه، ثم یقوم النقاد والمتخصصون فی کل مجال من تلک الفنون بتقییمها حسب آلیاتها الفعّاله وما تقدمه من مفاهیم قیّمه للمتلقی، وفقاً للغه المرئیه التی تلهمه بأفکار ورموز، وأحیاناً دلالات معقده غیر سطحیه بهدف تخلید بعض الأحداث التاریخیه، والموضوعات الأدبیه والاجتماعیه، والسیاسیه، وما شابهها، و الأثر الفنی الواحد کفیل بإیضاح قضیه یصعب شرحها باللغه المکتوبه أو المنطوقه، وهذا ما یدل على مهاره استیعاب الفنان فی اختیار الأسالیب البصریه المتناسبه مع إدراک المتلقی. ونجدر بالذکر أهم الفنون المرئیه ذات الصله بالأدب الروائی؛ فن الرسم، والمسرح، السینما، خاصه الفوتوغرافیا. تعتبر الصور الفوتوغرافیه أهم عناصر اللغه المرئیه فی العصر الراهن، حیث یقوم الفنان بتوظیفها لنقل الأحاسیس والمعلومات کأداه إشاریه، وقد تلعب هذه الصور دوراً مهمّاً فی توحید الأفراد والشعوب المختلفه؛ لأنّها تحتوی على لغه مرئیه یتفق علیها جمیع أقشار المجتمعات البشریه. إنتاج الصور أمر ضروری لتخلید الحضارات الإنسانیه بصوره دقیقه، فنرى أنّ للصور الفوتوغرافیه مکانه مرموقه فی عصرنا الحالی نظراً لمواکبتها التطورات التقنیه منذ القرن التاسع عشر، لذا تُستخدم لأغراض جمه؛ وثیقه ومستند، وعمل فنی، وخطاب بصری، أو للتعبیر عن الحالات النفسیه. إنّ الخلفیه التی تتمیّز بها الصور الفوتوغرافیه هی محاوله الإنسان لتسجیل نشاطاته العلمیه وواقعه الاجتماعی، وفی هذه الحاله قد یحل الفنان محل الراوی الذی یروی الحدث بواسطه الرؤیه المرئیه.المنهجیه: تناول هذا البحث تقنیات وأنماطاً متعدّده للصور الفوتوغرافیه وفقاً للمنهج الوصفی- التحلیلی والتداولی، فکشف عن تفاعل النص الروائی مع آلیات الصوره الفوتوغرافیه وکیفیه تمکّن المرسل من إیصال الفکره المتجلیه من الوحدات البنائیه الأساسیه للسرد، إلى المرسل إلیه.المستجدات: تتسم روایه "جوع العسل" لزهران القاسمی بقواعد فوتوغرافیه عدّه حیث یجسّد فیها الراوی ثیمات الصور الفوتوغرافیه لما لها من قدره على التفاوض مع الأحداث وخاصه فی القرى العمانیه. وظف القاسمی تقنیه الصوره الفوتوغرافیه لتجسید الحیاه الاجتماعیه والمعیشیه فی بعض القرى العمانیه، والترکیز على أعمال النحالین الثلاث فی البیئه الجبلیه ورحلات بحثهم عن العسل الجبلی، وإظهار أسلوب الحیاه فی هذه المناطق کالسهول، والأودیه، والفلاه، وسفوح الجبال، وتحدیداً تخوم الجبل الأبیض وسلسله جبال الحلوى، أو تجسید الثقافه العمانیه خاصه فی المناسبات المختلفه المتجلیه فی الحفلات المتنوعه، وطریقه اللبس، والأکل، واللهجه، والموسیقى، والجوانب الدینیه.البحث والنتائج: تقدم الصوره الفوتوغرافیه نظره شامله للمرسل إلیه، وتُعبّر عن أفکار المصوّر وکیفیه خیاراته لبعض العناصر وترتیبها فی الإطار، وهذا الأمر یُعبر عن قدره الصوره المرئیه على مد جسور التواصل بین أنا الفردیه والجماعیه. وقد تعالج الصوره الواحده قضایا عدّه من المجتمع البشری من خلال نشرها على مواقع التواصل أو الصحف والمجلات والکتب، وبوصفها لغه مرئیه تنضم للخطاب البصری المندمج بالخطاب اللسانی لتکمله الفکره السائده؛ لأنّ المرسل إلیه لا یمکنه تحلیل الخطاب المرئی دون اللجوء للخطاب اللسانی واللغه المکتوبه للکشف عن الأبعاد المختلفه لها کالبُعد الاجتماعی أو السیاسی والاقتصادی والنفسی والإرشادی والسیمیائی وخاصه الأدبی، لتعالقه التام بالصوره المرئیه والواقع الملموس، لذا نوعیه العلاقه بین السرد الروائی المشبع بالتقنیات المرئیه، والخطاب البصری، خاصه الصوره الفوتوغرافیه بین أخذ وعطاء، فغالباً ما نرى أنّ النقاد السینمائیین یقومون بتحلیل اللقطات المأخوذه من الفیلم وفقاً للنص الروائی المقتبس قبل تحوله لشریط فلمی. من أهم النتائج التی توصل إلیها البحث هی أنّ الإحاطه بهذه التقنیات یثری الصوره ویجعلها حریه لإیصال الفکره المشترکه بین جمیع الصور، وبالتالی إیجاد معنى نفسی یتولّد من الصور التی لها ملامح فوتوغرافیه وفقاً للقواعد المفروضه فی هذا المجال. یقوم السارد فی بعض الفقرات بتوظیف عناصر عدّه للصوره المرئیه کی یسهّل وصول المعنى المعمق للمتلقی، فتظهر فی الصوره کتل عملاقه أثناء وصف المشهد وتستحوذ على مساحه عملاقه من الإطار، ومن خلال تسجیل بعض الأحداث الروائیه وفقاً لقواعد الصوره تمکّن السارد من إظهار میزات اللغه المرئیه، کشدّ انتباه المتلقی وتبیین التفاصیل المتعلقه بالمسافه داخل إطار الصوره من خلال استبعاد العناصر وتقریب أشیاء أخرى. إنّ بعض الصوره الفوتوغرافیه المعروضه فی هذه الروایه تعمل کخطاب بصری لتوثیق الأحداث المنسیه وتتضح بواسطتها المسافات المحدده بین الأشیاء فی الإطار خاصه فیما یتعلق بعناصر الطبیعه المذکوره فی الروایه کالجبال والأودیه والزهور الجبلیه و...، وفقاً للقاعده الأفقیه، أو إظهار العناصر المتمیزیه فی مقدمه الصوره، واستخدام هذا الأسلوب یساعد المرسل لإیصال مدى أهمیه العنصر المقدَّم، کما أنّ من خلال قاعده عین المشاهد تمکّن الراوی من تجسید امتداد حدود الرؤیه، فی هذه الحاله یتراءى للمتلقی وکأنّه یبحث عن نقطه نهائیه فی المساحه الممتده، فهذه القاعده تعطی المتلقی شعور المشارکه والمشاهده فی الحدث، من هذا المنطلق یتشعّب البحث لمحاور عدّه تصب فی هذا المسار کقاعده الأفق والمقدمه وعین المشاهد والأنماط التکراریه والعمق الفراغی.
۲۸۹.

ظاهر التهجين في رواية (سيدات القمر) للروائيّة العُمانية جوخة الحارثي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
یسعى علم الاجتماع اللغوی، من خلال دراسه التأثیر المتبادل بین اللغه والمجتمع، إلى تحلیل دور اللغه فی التفاعلات الإنسانیه. وتُعدّ الروایه، بوصفها خطاباً لغویاً یتضمن طیفاً واسعاً من الأسالیب الأدبیه، نافذهً تُطلِع القارئ على الوقائع الاجتماعیّه من منظور لغوی. ویُعرَف التهجین بأنه المزج بین اللغه وأسالیب أدبیه متنوعه ضمن عمل أدبی واحد، لیُتیح تحلیل الروایه من منظور یجمع بین تنوع الأصوات والرؤى، کما یُوفّر إمکانیه دراسه طیف واسع من الأصوات الفردیه والاجتماعیّه. وتُجسّد روایه "سیدات القمر" لجوخه الحارثی حضوراً جلیاً لأشکال التهجین. وتسعى هذه الدراسه إلى استعراض وتحلیل تجلیات التهجین فی هذه الروایه باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی. وقد أظهرت النتائج أنّ التهجین یتجلی فی هذه الروایه فی بُعدین رئیسن: بُعد غیر قصدی وبُعد قصدی. فی البُعد غیر القصدی، استخدمت الکاتبه، بصوره غیر واعیه، مفردات مُستعاره من اللغه العربیّه الفصحى. أما فی التهجین القصدی، فقد ارتقَت الحارثی بمستوى دمج لغتها الروائیه مع أنماط أدبیه متعدده من خلال استخدام عناصر التناص مع القرآن الکریم والحدیث النبوی الشریف، واستخدام الأمثال الشعبیه واللهجه العامیه العمانیه، إضافهً إلى التهجین بالتنضید. الکاتبه وظّفت عناصر التهجین لعکس التباینات الطبقیه فی المجتمع، ولتعزیز التوجیهات الدینیه وتقدیم العِبر الأخلاقیه، ولتأکید المرتکزات الثقافیه لمجتمعها، ما أسهم فی جذب القارئ وإثراء الروایه، وکان له أثرٌ بالغ فی عرض أصوات الشرائح المختلفه فی المجتمع وتمکین القارئ من إدراک التناقضات الکامنه فی نسیجه.
۲۹۰.

واکاوی بینامتنیت صریح و ضمنی در نمایشنامه«الحسین ثائراً و شهیداً» اثرعبد الرحمن الشرقاوی، بر اساس نظریه بینامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۳۵
ژرار ژنت (1930/2018م) معتقد است، هیچ متنی اصیل نیست، بلکه واگویه ی متون پیشین است .او حضور عنصر یا عناصری از متون پیشین در متن حاضر را تحت عنوان بینامتنیت می داند و آن را به سه دسته صریح، غیر صریح و ضمنی تقسیم می کند. نویسندگان بسیاری با داشتن زمینه های اعتقادی جهت تعالی بخشیدن به نوشتار خود میان مطالب خویش و کتب پیشین با موضوعاتی همچون دینی و تاریخی ارتباط بینامتنی برقرار کرده اند. عبد الرحمن الشرقاوی (1921/1987م) از اهل سنت و جماعت است و نمایشنامه ی «الحسین ثائراً و شهیداً» اثر اوست که در رابطه با واقعه عاشورا است که جزء مهمی از فرهنگ شیعه می باشد. بررسی رابطه بینامتنی و اشراف نویسنده بر متون گذشته جهت بیان صحیح و به دور از اشکال در این اثر امری ضروری به نظر می رسد که این جستار با روش کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی-توصیفی به این مهم پرداخته است. یافته ها نشان می دهد، شرقاوی در راستای ارتقاء نوشتار خود بدون تعصب فرقه ای ، به نقل عاشورا پرداخته و از متون معتبر در جای جای اثر خود بهره جسته است تا بر وثاقت علمی و اعتبار اثر به شیوه ی آکادمیک بیفزاید او در رابطه بینامتنی با متون دینی موفق بوده ولی در بینامتنیت تاریخی چندان موفق عمل ننموده و به نظر می رسد در بیان برخی حوادث بر ذهن خود تکیه داشته است.
۲۹۱.

الاستلزام التخاطبي في ثمان من الرسائل السياسية لنهج البلاغة علی ضوء نظرية مبدأ التعاون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۹
إنّ الاستلزام التخاطبیّ من أهم الاتجهات التداولیّه التی تنبنی علی المعنی الاستعمالیّ؛ حیث تقوم هذه النظریّه علی أننا نقول شیئاً ونستلزم شیئاً آخر وذلک من خلال الاهتمام بالملابسات القائمه فی استعمال اللغه للتعبیر عن المقاصد التلمیحیّه التی تتخطّى بنیتها النصّیّه إلی سیاق الموقف. لقد أقرّ بول غرایس بالاستلزام التخاطبیّ علی مبدأ التعاون، وذلک باستخدام أربع قواعد، هی: قواعد الکمّ، والکیف، والمناسبه، والطریقه، وذلک قصدا لاتّباع طرفی الخطاب من قوانینه؛ فإنّ مراعاه هذه القواعد فی الخطاب تؤدّی إلی التسویه بین المعنی الحرفیّ والمعنی الضمنیّ ولکن بمجرد نقض أیّ من هذه القواعد سیمیل الکلام إلی المعنی الضمنیّ، بحیث یحتاج الکشف عن المعنی إلی الاهتمام بالقرائن السیاقیّه وأحوال المرسِل والمرسَل إلیه. ونظرا لوجود الخطاب التواصلی والتفاعلی فی نهج البلاغه وبسبب التوظیف التداولی للّغه، فلابدّ من وجود مقاصد ضمنیه فیه، وهذا یستدعی التأمّل للوقوف علی المعانی التی یبتغیها الإمام علی (ع) وتستلزمها القصدیّه. تتبّع البحث الراهن المقاصد الضمنیّه فی ثمان من الرسائل السیاسیه عبر رصد الاستلزامات الحواریّه وفقا للقواعد الأربعه المذکوره فی نظریّه مبدأ التعاون وخرقها فی الأسالیب اللغویّه للخطاب، معتمداً علی المنهج الوصفیّ التحلیلیّ فی ضوء النظریّه التداولیّه. یستنتج من البحث أنّ لغه رسائل الإمام (ع) لم تخضع لأنساق لغویّه معیّنه فحسب، بل إنّ تجربه صاحبها تنبنی علی القصدیّه التداولیّه بعرض مقاصده للتأثیر فی المخاطب، وذلک لصلتها بالسّیاق الخارجیّ، کما وظّف الإمام (ع) الاستلزام مبنیّا علی خرق مبدأ التعاون؛ لأنّ مقاصده لم یناسبها المعنى الحرفیّ للکلام، مثل التهدید، والتخویف، والإرشاد، والتذکیر وغیرها؛ لهذا استخدم المعنی الضمنیّ والتأویل البعید، بناءً علی الاستراتیجیّه التلمیحیّه بانتهاک کلّ القواعد الأربعه لمبدأ التعاون، وفی رأسها قاعده المناسبه وقاعده الکیف، حیث یعبّر الإمام (ع) عنهما أکثر من غیرهما وذلک کلّه لشحنات قصدیّه وفکره دینیّه ومعرفه مشترکه بینه (ع) والمخاطب.
۲۹۲.

ارزیابی تطبیقی کیفیت خروجی ماشین های ترجمه برخط رایگان بین عربی و فارسی بر اساس مدل DQF-MQM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۲۴
نیاز بشر به اجرای فرآیند ترجمه با بازدهی هر چه بیشتر موجب تلاش وی برای دست یافتن به فناوری های پیشرفته ترجمه بوده است. بخش اعظم تلاش ها در این میدان صرف رسیدن به ترجمه ماشینی یا خودکار (بدون دخالت انسان) شده است که کیفیت ترجمه انسانی را ندارد، اما دارای مزیت های دیگری مانند سرعت و دسترسی بالا و هزینه پایین است. اوج این مزایا را می توان در ماشین های ترجمه برخط رایگان دید. بعضی از این ماشین ها (یعنی گوگل، بینگ، یاندکس، رورسو، مادرن ام تی و نیوترنس) از ترجمه عربی به فارسی و برعکس پشتیبانی می کنند. هدف این پژوهش مقایسه کیفیت خروجی این ماشین های ترجمه با همدیگر  و یافتن بهترین گزینه برای ترجمه خودکار بین زبان های عربی و فارسی است. برای رسیدن به این هدف، ابتدا دو پیکره کوچک عربی و فارسی هر کدام شامل 60 جمله با انواع و موضوع های تصادفی از جملات موجود در دو کتاب فرهنگ بسامدی عربی و فارسی انتشارات راتلج انتخاب شد، سپس این جملات تک به تک در ماشین های ترجمه اشاره شده وارد شد و خروجی دریافت شده با روش ارزیابی انسانی بر اساس مدل تحلیل و طبقه بندی خطای DQF-MQM مورد بررسی قرار گرفت. ماشین های ترجمه به ترتیب از بیشترین به کمترین کیفیت خروجی از این قرار بودند: گوگل، بینگ، یاندکس، مادرن ام تی، رورسو، و نیوترنس. این نتیجه مطلق و همیشگی نیست، بلکه آماری و احتمالاتی است؛ ماشین های با رتبه پایین تر بعضی جملات را بهتر از ماشین های با رتبه بالاتر ترجمه می کنند.
۲۹۳.

ارزیابی ترجمه فارسی رمان «موسم الهجرة إلی الشمال» بر اساس الگوی ژان رنه لادمیرال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۱۷۵
ژان رنه لادمیرال در حوزه نظریه پردازی ترجمه با رویکرد مقصد گرا معتقد است که محدود کردن ترجمه به رمزگردانی ساده نا درست بوده و مترجم باید به تولید معنا و یا آفرینش مجدد بپردازد. این نظریه پرداز راهکار هایی از جمله جابه جایی، ابهام زدایی، افزوده سازی و... ارائه داده است. مقاله حاضر به روش توصیفی- تحلیلی با تکیه بر رویکرد لادمیرال، به بازخوانی ترجمه رضا عامری از رمان «موسم الهجره إلی الشمال» اثر طیب صالح -کاندید جانشینی «نجیب محفوظ»- می پردازد. جستار حاضر نمونه هایی از ترجمه را که طبق مؤلفه های لادمیرال موفق بوده اند، ارائه و توفیقشان را طبق مؤلفه ها تحلیل کرده است. سپس نمونه هایی دیگر را بیان کرده که طبق مؤلفه ها موفق نبوده اند. در پایان، دلایل قوت و ضعف ترجمه عامری بر اساس نظریه لادمیرال نشان داده شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد، مترجم در مباحث «ابهام زدایی»، «افزوده سازی» و «حذف» کاملاَ موافق با مؤلفه های لادمیرال عمل کرده و متنی خوانا و قابل فهم در فرهنگ مقصد ارائه داده است. این در حالی است که در پاره ای از موارد، مانند مباحث «جابه جایی» و«حق انتخاب مترجم»، مؤلفه های الگوی لادمیرال دیده نشده است. در نهایت طبق آمار گرفته شده از 24 نمونه متن طیب صالح، 3 مورد ترجمه، مخالف رویکرد مؤلفه های لادمیرال بوده است.
۲۹۴.

ارزيابي و سنجش ابعاد هوش عاطفی (EQ) در رمان «رأيتُ فيما يری النائم» اثر نجيب محفوظ و «چشم ةايش» اثر بزرگ علوی بر اساس نظريه دانيل گلمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۲
هوش عاطفی که نخستین بار توسط دانیل گلمن مفهوم پردازی شد، به توانایی شناخت و مدیریت هیجانات فردی و اجتماعی می پردازد. این مفهوم که شامل ابعاد خودآگاهی، خودمدیریتی، خودانگیزشی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط است، می تواند ابزاری کارآمد برای تحلیل لایه های روان شناختی شخصیت ها در آثار ادبی باشد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به تطبیق ابعاد هوش عاطفی (EQ) بر پایه نظریه دانیل گلمن در دو رمان برجسته، «چشمهایش» اثر بزرگ علوی و «رأیتُ فیما یری النائم» اثر نجیب محفوظ می پردازد. ضرورت این پژوهش از جایگاه ممتاز دو رمان در ادبیات فارسی و عربی و نیز از ظرفیت نظریه هوش عاطفی در ایجاد پیوندی میان روان شناسی و نقد ادبی سرچشمه می گیرد. ازاین رو، اهداف نگارندگان، بررسی تطبیقی ابعاد هوش عاطفی در شخصیت های دو اثر و تبیین کارکرد سیاسی-اجتماعی آن در رمان «چشم هایش» و کارکرد وجودی-هویتی آن در رمان «رأیتُ فیما یری النائم» است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بزرگ علوی در رمان خود شخصیت هایی را در بستر مبارزات سیاسی خلق می کند، در حالی که نجیب محفوظ از طریق روایتی سورئال به کاوش در روان انسان می پردازد. همچنین شخصیت های رمان «چشمهایش» از مؤلفه های هوش عاطفی عمدتاً در راستای پیشبرد اهداف سیاسی و مقاومت بهره می برند. در مقابل، در رمان «رأیتُ فیما یری النائم»، هوش عاطفی به شکلی فطری و درونی در شخصیت اصلی برای مواجهه با بحران های وجودی و هویتی به کار گرفته می شود. با وجود شباهت هر دو نویسنده در استفاده از هوش عاطفی برای عمق بخشیدن به شخصیت ها، تفاوت اصلی در هدف نهایی آن هاست: علوی بر کنشگری در جهان بیرون (اجتماعی-سیاسی) و محفوظ بر کاوش در جهان درون (فردی-وجودی) تمرکز کرده است. این پژوهش، کارآمدی مدل گلمن را در تحلیل لایه های عمیق روان شناختی در ادبیات داستانی با بافت های فرهنگی و سبکی متفاوت تأیید می کند.
۲۹۵.

المفارقة الدعائية وأنماطةا اللفظية، والنغمة، والحكاية أو الإيةام، والإلماع دراسة في بنية الدلالة لأدعية مفاتيح الجنان نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۱۴
إنّ مفاتیح الجنان کتاب له قیمه بالغه ومکانه عظیمه، لما فی أدعیته من المعرفه الإلهیه والخلقیات الإنسانیه البنّاءه. والأدعیه هذه فی غالبیتها نصوص أدبیه تندرج ضمن الأدب القدیم، فهی حافله بکثیر من الملامح البلاغیه والفنیه الکلامیه، منها المفارقه فی أنماطها المختلفه. یقتصر هذا البحث على المفارقه، حسب بنیتها الدلالیه، کالمفارقه اللفظیه، ومفارقه النغمه، ومفارقه الحکایه أو الإیهام، والإلماع، ثمّ تطبیقها علی أدعیه مفاتیح الجنان فقط دون الزیارات والملحقات والباقیات الصالحات، لیتقصّى هذه التقنیه من جانب واحد ولئلّا یصاب بالتشتت والسطحیه فی الدراسه والتحلیل حتى یصل إلى هدفه بأعلى مستوى یتسنّى له. فالمفارقه تقنیه قدیمه الاستخدام جدیده المصطلح، یستخدمها المبدع الموهوب لیظهر ما قصده من الرسائل، ناتئاً بارزاً عبر التضاد والتناقض بین طرفی القول. ولیس للمفارقه تعریف جامع مانع، بل لها أنماط مختلفه وأنواع متعدده حسب درجتها وصیاغتها وطرفیها وما إلى ذلک؛ فمن الصعب أن نحصل على تعریف محدد. والتقنیه هذه تُستخدم لإبراز أفکار المبدع وعواطفه، لتؤدّی إلى الصحوه والحث. والقاسم المشترک بین أنواعها، وأنماطها، وأسالیبها هو التضاد بین المظهر والمخبر. وقد بیّن هذا البحث المتواضع، المواضع التی لها بنیه مفارقیه فی أنماطها المختلفه، عبر تحلیل النص الدعائی، واعتمادا علی المنهج الوصفی التأویلی والتحلیلی، لتقصی المفارقه وتبیین أنواعها وفک شفراتها، محاوله الوصول إلى المعانی الخفیه والمدلولات المختبئه وتسلیط الضوء على المعنى المقصود، حسب بنیتها الدلالیه، وفقاً لتقسیم محمد العبد. وفی النهایه، قدّمت أهم الملحوظات والنتائج التی توصلت إلیها الدراسه؛ ومن أهمّها أنّ المفارقه فی الأدعیه ولیده المواقف النفسیه وحصیله الإدراکات العقلیه، کما استُعینت بها لتجسید الواقع الإنسانی وإخراجه من نطاق الذاتیه المجرده إلى نطاق الموضوعیه الحسیه، کما أن التنویع فی أنماطها یدلّ علی تمکن الداعی فی الخطاب.
۲۹۶.

کارکرد سطح توصیف الگوی نورمن فرکلاف در تحلیل گفتمان انتقادی رمان برید اللیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۷
گفتمان، حاصل مطالعه زبان به عنوان یک پدیده ی اجتماعی یا رویکرد جامعه شناختی به مقوله زبان است و دلالت بر آن دارد که متن امری اجتماعی است که در خلال روابط اجتماعی و نه مستقل از آن تکوین می یابد. تحلیل گفتمان روشی نوین برای پژوهش در متن های ارتباطی است. در این رویکرد برخلاف تحلیل های سنتی زبان شناسانه دیگر صرفا با عناصر نحوی تشکیل دهنده ی جمله به عنوان عمده ترین مبنای تشریح معنا روبرو نیستیم؛ بلکه فراتر از آن به عوامل بیرون از متن، یعنی بافت موقعیتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ارتباطی و مانند آن می پردازیم. تحلیل انتقادی گفتمان نگرشی است که در سال های اخیر به وجود آمده و به تبیین روابط میان گفتمان و قدرت اجتماعی می پردازد؛ این نوع تحلیل مشکلات اجتماعی را مورد توجه قرار داده و مفاهیمی چون طبقه، نژاد، جنسیت، فمینیسم، هژمونی، نابرابری و امثال این عوامل را بررسی می کند. نورمن فرکلاف از بزرگترین نظریه پردازان در این رویکرد به شمار می رود. او تحلیل انتقادی گفتمان را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مدنظر قرار می دهد. به باور وی در داخل متن مجموعه ای از عناصر وجود دارد که نه تنها به یکدیگر مرتبط بوده بلکه کلیتی را می سازند که بدان گفتمان می گویند. هدی برکات نویسنده ی لبنانی معاصر در کتاب برید اللیل به بررسی زندگی مهاجران و آوارگان و پناهندگی می پردازد. در این تحقیق براساس روش توصیفی تحلیلی و به هدف تببین و تحلیل سطح توصیف گفتمان انتقادی  به بررسی رمان "برید اللیل" پرداخته شد. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آنست که کاربست واژگان هم معنا، متضاد، هم نشین، تکرار، رسمی و محاوره ای و  استفاده از استعاره بستر مناسبی برای توصیف شرایط مهاجران عرب در کشورهای اروپایی است.
۲۹۷.

دراسة العلامات البلاغیة المتعلّقة بمفهوم السّلام وتجنّب الحرب فی شعر سنان أنطون بناءً علي الأنماط الثلاثة للعلامة في نظریة بیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۴۰
السیمیائیه الأدبیه تبحث عن دور العلامات اللّغویه فی إنشاء عمل أدبی وتکشف جوهره الدلالی من خلال اکتشاف الهیکل الدلالی للعمل. یعد تشارلز ساندرز بیرس أحد رواد السیمیائیه الذی قدم منهجًا نقدیًا دقیقًا لتحلیل الأعمال الأدبیه من خلال تقدیم الأنماط الثلاثه للعلامه. وفی رأیه، تظهر العلامه من التفاعل بین المکوّنات الثلاثه للممثّل والموضوع والمؤول. سنان أنطون شاعر عراقی والسّلام وتجنّب الحرب من أکثر المواضیع شیوعاً فی قصائده، وفی خلق موضوعاته، یستخدم العلامات البلاغیه؛ لذلک، یحاول البحث الحالی شرح تشکیل العلامات البلاغیه المتعلّقه بالسّلام وتجنّب الحرب بناءً على نظریه بیرس فی السیمیائیه وتحلیل دور مکوّنات العلامات الثلاثه فی استکمال مفهوم هذه العلامات. وفقاً لنتائج البحث، فإن العلامات تتکون من مثلث الممّثل والموضوع والمؤول، ولها ثلاث علامات فرعیه داخل نفسها. أولاً: علامه نوعیه تبیّن مدى ظهور بعض الأحداث، ثمّ یتمّ توسیعها بعلامه جزئیه ووصف لأجواء العراق المتوتّره والمتشته بالحرب والتجارب العملیه للعراقیین فیما یتعلّق بالقصف والدّمار والخوف وإنعدام الأمن، وتتّسع معناها بعلامه عامه وموقف الشاعر، وتکتمل فی قضیه الحرب والسّلام.
۲۹۸.

ثنائية الحياة والموت بين "أغنية الخريف" و"الحياة على شكل ورقة ميتة"(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۰
تعتبر ثنائیه الحیاه والموت من أهم الثنائیات التی أعار لها الشعراء اهتماماً خاصاً وهی من الثنائیات التی تجذب المتلقی لتثیر فیه شعوراً متفائلاً نحو الولاده المرتقبه. وقد کانت هذه الثنائیه محور قصیدتین لاثنین من الشعراء، الأولى "أغنیه الخریف" للشاعر الفرنسی بول فیرلین أو فیرلان والثانیه "الحیاه على شکل ورقه میته" للشاعر السوری وفیق سلیطین. ویتجلى هدف البحث فی محاولته البحث عن تلک الثنائیه فی القصیدتین، وذلک عبر منهج استقرائی تحلیلی مقارن. یتلخص أهم ما تناوله البحث فی تحلیل مقومات اللوحات الشعریه؛ الصوره السمعیه والصوره البصریه فی القصیدتین، ثم المحاوره بین النصین على أکثر من مستوى: مستوى الضمائر، ومستوى الأفعال والکلمات والعبارات، وصولاً إلى حوار الأفکار. وتتلخص أهم النتائج التی توصل لها البحث فی أنّ الإنسان هو ورقه ذات وجهین؛ فإن اختار الشاعر الغربی أن تکون حیاته فی الوجه الأول؛ عالم الواقع المادی، فإنَّ الشاعر المشرقی کان قد اختار أن یکون الوجه الآخر للورقه انطلاقاً من تثمینه وتقدیره وإیمانه بهذا الوجه. من هنا کانت نقطه الافتراق بین الشاعرین فی رؤیه کل منهما لمفهومی الموت والحیاه؛ فالأول یرى الموت نهایه الحیاه والثانی یراه بدایتها فی نظره صوفیه تقوم على الکشف. لکنهما یجتمعان على تجاوز حدود الانغلاق والتقیید فی التجربه الشعریه باتجاه الانطلاق وتحریر المعنى من القیود لیصبح الشعر قوه خلق جدید قادره على الکشف المستمر للأغوار، والانفتاح على أفق المعنى ورحاب التجاوز؛ تجاوز الظواهر نحو المکنونات وتجاوز الجسد نحو الروح. 
۲۹۹.

القصه القصیره جداً والآلیات التکثیفیه فی مجموعه "خیوط متشابکه" "ل محمد محقق"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۱۸۵
إنّ السرعه أصبحت تضع بصمتها على جمیع جوانب الحیاه البشریه بما فیها الجانب الأدبی، الذی یعدّ الصوره الکامله للمجتمع الإنسانی. ظهور القصه القصیره جدّاً لم یکن محض ظهور مباغت، وإنما کان بدافع متطلبات الحیاه الحدیثه التی ترید إنجاز الأمور بسرعه فائقه، فظهر هذا النوع القصصی القصیر جداً یحمل الأفکار المکثّفه والواسعه على أسس جوهریه لا غنى عنها. یعدّ التکثیف أحد هذه الأسس لبناء قصص حدیثه وقصیره ومکثفه کما یتضح من عنوانها، فالقاص ولکی یتوصل إلى التکثیف لا بدّ وأن یوظّف بعض الآلیات فی قصصه؛ لیتمکن من کتابه نص قصصی ممیز یجذب القارئ إلیه ویشدّه لقراءته. إنّ الاعتماد على المنهج البنیوی فی دراسه عیّنات قصصیه قصیره جداً أدّى إلى أنّ عدم اقتصار التکثیف على التقلیل من عدد الکلمات فحسب، وإنما شمل الفکره والشخصیه والزمکانیه، فضلًا عن التکثیف اللغوی والصوری والحدثی، فتمکن القاص محمد محقق باستخدام آلیات المفارقه وفعلیه الجمل أن یحقق نصوصاً قصصیه مکثفه، لکن الطرق التی اعتمدها القاص لم تختصر على هذه فحسب، بل إن التناص والرمزیه أیضاً یسجلان حضورهما کآلیتین تمکن القاص من خلالهما کتابه نصوص قصصیه مکثفه، ولکن بنسبه أقلّ عن المفارقه وفعلیه الجمل، وهذا ما یجعل الطرق المذکوره أکثر استخداماً فی المجموعه القصصیه موضع الدراسه، وذلک بإجاده وإتقان کبیرین.
۳۰۰.

إستراتيجيات الإقناع اللغوي في خطابات النبي (ص) السياسية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
الإقناع هو التقنیه اللغویه الهادفه مع الآلیات والإستراتیجیات التواصلیه، من أجل تنظیم سلوک معین فی عملیه الخطاب؛ لذلک یسعی المتحدث إلی تغییر معتقدات الآخرین وسلوکهم باستخدام الإستراتیجیات اللغویه، باعتبارها أحد أهم مکونات القوه الناعمه، ویمکنه أن یحقق أهدافاً محدده، ویعید إنتاج الأسلوب الکلامی المثالی من خلال اختیار أنماط التواصل المتنوعه وأسالیب الکلام المدوّنه. فبما أنّ الإقناع یتوجه خطابیاً من مرسِل إلی مرسَل إلیه، ویکون قصد المرسِل هو التأثیر علی المرسَل إلیه عقلیاً وعاطفیاً لیسوقه إلی قبول رأیه أو معتقده فی شیء ما، فیقوم علی الحجه والبرهان من أجل إسکاته بحججه. لقد سعی هذا البحث علی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی، إلی دراسه جوانب کفاءه النبی (|) التداولیه والبلاغیه، وشرح الاستخدام المهیمن للغته السیاسیه، وفق سیاق الموقف، مما یساعد فی حل الأزمات السیاسیه والمشاکل الاجتماعیه الراهنه. تدل نتائج البحث علی أنّ بنی اللغه السیاسیه للرسول الکریم فی شکل الآلیات اللفظیه والبلاغیه والقیاسیه، بالإضافه إلى فن التصویر، کانت لها وظیفه إقناعیه سهّلت عملیه إقناع المخاطبین وتوجیههم وهدایتهم فی عملیه الخطاب.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان