فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
البنیة الصوتیّة فی شعر توفیق زیّاد (قصیدة ""هنا باقون"" نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
البنیة الصوتیّة تُعدّ من أهمّ جوانب الدراسات اللغویّة فی العصر الحدیث وتُعتبَر من أبرز المستویات الأسلوبیّة؛ لأنّ الصوت یؤثّر على المتلقّی تأثیراً عمیقاً ویساهم فی تحدید المعنى وإبراز الدلالة فی الکلام ویقوم بتمییز النصّ عن سائر النصوص موسیقیّاً ونغمةً. فهذا البحث دراسة صوتیّة لقصیدة ""هنا باقون"" التی تُعتبَر من أشهر قصائد الشاعر الفلسطینی توفیق زیّاد حول الفلسطینیین وهو یدعوهم إلى المقاومة حتّى یصلوا إلى الحریّة. والمنهج الذی اخترناه لمعالجة هذا البحث هو المنهج الوصفی التحلیلی وقد اعتمدنا على الإحصاء عند اللزوم. یهدف هذا البحث إلى دراسة البنیة الصوتیّة ودور الأصوات فی التعبیر عن مشاعر الشاعر ودلالاتها التی غلبت على القصیدة للوصول إلى جمالیّات رائعة تکمن وراءها، کما یحاول أن یدرس البناء الصوتی من خلال رصد بعض ظواهره مثل: (الصوت المجهور، والمهموس، والشدّة، والرخوة، وتکرار الأصوات وأغراضها وکذلک العلاقة بین الصوت والمعنى) لإلقاء الضوء على أهمیّة الصوت فی بناء القصیدة ""هنا باقون"" ومدى تأثیره. ومن النتائج التی توصّلت إلیها هذه الدراسة هی: نسبة توظیف الشاعر للأصوات المجهورة والشدیدة أکثر من الأصوات المهموسة والرخوة، حتّى یلقی الشاعر روح الثورة والحماسة فی نفس المخاطب، ونلاحظ فی تکرار بعض الأصوات دلالات تکمن فیها، مثل تکرار صوت الراء یدلّ على حرکة مستمرّة فی الدعوة إلى الجهاد، وصوت الشین لبیان انتشار روح المقاومة، وصوت الألف یدلّ على الصیحة الممتدّة من انفعالات وخلجات تجیش فی صدر الشاعر، فالجرس الناتج عن تکرار هذه الأصوات یزید موسیقى القصیدة.
نهج الفصاحه منظوم
جلوه های نحوی و بیانی در آیات قرآنی (10)
حوزههای تخصصی:
ابن نباته مصری و رویکرد نوستالژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوستالژی یا غم غربت در اصطلاح به حسرت گذشته و احساس بیگانگی و بیزاری از واقعیات موجود گفته می شود. این اصطلاح از حوزه ی روان شناسی وارد هنر و ادبیات شد و در ادبیات عبارت از رفتاری است ناخودآگاه که در شاعر یا نویسنده روی می دهد. ابن نُباته(686 -768ه ) امیر شعرای مصر سالیان دراز دور از زادگاهش، در سرزمین شام زندگی کرده است. از این رو غم غربت یکی از درون مایه های اصلی شعرش است. او در چکامه های خود حسرت گذشته و دلتنگی حاصل از آن را با ابزارهای زبانی و تصویرهای شعری گوناگون بیان می کند و برای رهایی از وضع نامطلوب کنونی خود تلاش می کند جایگزینی پیدا کند. واکنش روانی شاعر در برابر این غم غربت عمدتا به صورت یاد کرد حسرت آمیز ایام وصال معشوق، شکایت از روزگار خزان دیده ی پیری، غم دوری از وطن، سوگ عزیزان، خاطره های جمعی، باستان گرایی و غربت اجتماعی است. این پژوهش ابتدا به بیان رابطه ی میان نوستالژی، دانش روان شناسی و مکتب رومانتیسم می پردازد و سپس مفاهیم و مؤلفه های نوستالژی را در دیوان این شاعر تازی مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد.
مى زیادة تبسمى بر چهرهء شرق عربى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانم ""مى زیاده "" شاعر و ادیب ژرف اندیش، از نوابغ کم نظیر در عرصهء ادبیات عربى معاصر است. در شهر ناصرهء فلسطین بدنیا آمد و براى ادامهء تحصیل به بیروت رفت. شخصیت فرهنگى او در مصر شکل گرفت. پس از آن، شاعران و ادیبان و ناقدان ممتاز به مصاحبت و هم نشینى با او افتخارکردند. پس از اینکه در دانشگاه آمریکایى بیروت سخنرانى کرد، استاد سلیم حیدر دربارهء او گفت:"" مى زیاده... همواره به عنوان لبخندى بر لبهاى مشرق زمین جاویدان خواهد ماند"". این متفکر و ادیب گرانقدر با اینکه از بعضى جهات به فروغ فرخزاد نزدیک مى شود، ولى مشابهى در زبان و ادبیات پارسى ندارد و نزد هموطنان پارسى زبان مشهور نیست. از خصوصیات بارز شعر او، شیرین دانستن درد، پیوند با طبیعت، شوق به آزادگى واشتیاق بسوى مجهولات براساس شیوه رومانتیکى است. او به قله ها مى اندیشد و بسوى کمال مطلق حرگ مى کند. در این نوشتار از همهء جنبه هاى شعر او به پیوند او با طبیعت اشاره اى داریم.
علم و ثروت در شعر شوقی
حوزههای تخصصی:
پس از گذشت دوران انحطاط ادب معاصر با تنازع و سازگاری عوامل درونی و بیرونی جامعه عربی جنبشی جدید به خود گرفت. نویسندگان و شعرای این دوره دوباره نهال امیدهای خفته جامعه عربی را درعرصه اندیشه و احساس بارور کردند. در میان شعرا نام احمد شوقی با عنوان امیرالشعرا بر تارک این دوره می درخشد . شاعری که شخصیت مزدوج او نقادان را به اظهار نظرهای بسیار مختلف واداشته است. از آنجا که بهترین راه شناخت شخصیت ها آثار بجای مانده آنهاست ‘ به همین جهت آنچه در این مقاله می آید نگاهی است موضوعی – فارغ از اغراض ادبی- به شعرشوقی؛ که طی آن دیدگاههای شاعر در زمانی بحرانی نسبت به علم‘فقر و غنی‘بررسی میگردد. پیشرفت جدی کشورهای اروپایی شاعر را چنان به درد واداشته است که او پیوسته جوانان را به فراگیری علم فرامیخواند و به پیامبر(ص) شکوه می برد که چرا امت او در فقر و جهل بسر می برند. شعر شوقی می تواند وضعیت علمی و اقتصادی جامعه مصر را ترسیم نماید. مسلمأ درک شرایط پیچیده زمان شوقی اهمیت موضوع های فوق را روشن خواهد ساخت.
هنر سازه ها در آیات تربیتی قرآن کریم (با تأکید بر نظریه تقابلهای دوگانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به هنر سازه های موجود در قرآن کریم با نگاه ساختارگرایانه و پساساختارگرایانه و تحلیل آن بر اساس نظریه های ادبی جدید، با تکیه بر آیات تعلیمی-تربیتی قرآن کریم، موضوع و محور اصلی این مقاله است. نظر به وسعت و گستره موضوع بناست تا هنر سازه تقابل را با نگاه به نظریه تقابل های دوگانه "نیکلای تروبستکوی" (1890-1938) در آیات تعلیمی و تربیتی قرآن کریم بررسی و تحلیل نماییم. سؤال اصلی مقاله این است که: جایگاه و چند و چون رویکرد تعلیمی و تربیتی در قرآن کریم چیست و جنبه های روساختی، ژرف ساختی و شالوده شکنانه هنر سازه تقابل های دوگانه در این آیات کدامند. در این مقاله مسائلی چون جایگاه ویژه فلسفه تعلیم و تربیت اسلام، اهداف تعلیمی – تربیتی و مفهوم آن با روش های خاص در آیات قرآن کریم به اثبات رسید و از حیث ساختار زیباشناختی به این نکته رسیدیم که آیات قرآن کریم مبتنی بر تقابل های دوگانه به ویژه تقابل های ژرف ساختی است. با توجه به اهمیت نقد نظریات ادبی غرب و بومی گرایی این نظریات از سویی و نبود این گونه بررسی ها ضرورت داشت تا به نقد نظریه تقابل های دوگانه "تروبستکوی" بپردازیم و در نهایت به نقد روش شالوده شکنی در این نظریه با توجه به نگاه نظریه پردازانی چون "دریدا" هم بپردازیم. در این مقاله به این سخن رسیدیم که اصل وارونگی تقابل های دوگانه به طور مطلق؛ و ترجیح عناصر منفی بر عناصر مثبت با نگاه شالوده شکنانه مورد نقد جدی است و با اتکاء به ارزش های دینی- الهی، این امر در فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی مردود است.
نقد ادبی: آغاز شعر
منبع:
کلک آذر ۱۳۶۹ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
مقایسه میان متنبی مشرق ومتنبی مغرب (ابواطیب احمدبن الحسین و ابن هانی اندلسی )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی یکی از زمینه های نو و شوق انگیز است ومقایسه میان شخصیت ها و شاعران ممتاز در پهنه ی ادبیات عربی منافع فراوانی را در بر دارد. اما متنبی یکی از شاعران برجسته ی مشرق زمین است. و ابن هانی اندلسی نیز یکی از شعرای مشهور مغرب زمین که به متنبی غرب شهرت دارد هر دو هم عصر بوده و ابن هانی متاثر از متنبی بوده است. اما در این مقاله سعی شده تا میان خصوصیات فکر ی واخلاقی ونیز دواوین این دو شاعر مقایسه ای جامع شامل صورت پذیرد که به ترتیب عبارت است : از دلایل انتخاب موضوع‘ سابقه تحقیقات انجام شده ‘ بررسی چگونگی وضعیت سیاسی و اجتماعی نیمه ی اول قرن چهارم هجری در شرق و غرب ممالک اسلامی و سپس خلاصه ای از زندگی این دو شاعر به همراه برجسته ترین ممدوحان آنها و در ادامه چگونگی مقایسه بررسی دیوان دو شاعر از این جنبه اختصاص یافته و آنگاه مهم ترین قسمت‘ یعنی ‘ بررسی ومقایسه ای فنون شعری این دو شاعر با یدگیگر که اصلی ترین مرحله ی تحقیق را تشکیل می دهد فنونی شامل مدح‘ غزل ‘ فخر ‘ رثاء ‘ وصف ‘ هجو و حکمت و به لحاظ اهمیت قرآن و تاثیر آن بر ادبیات عرب فصل پایانی به ذکر ابیاتی چند در این ارتباط پرداخته شده و در نهایت نتیجه گیری کلی از تمامی مباحث به عمل آمده است.
دور العولمة والإستشراق فی الصراع بین العربیّة الفصحی واللهجات (نقش جهانی شدن و بیگانگان درجدال بین عربی فصیح و لهجات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ما دراین مقاله در پی آنیم تا چالش های فراروی زبان عربی و همچنین مقدار تأثیری که بر روی این زبان داشته را مورد بررسی قرار دهیم، و همچنین نقش دشمنان و مستشرقین و غرب زده هایی که خواستار جایگزینی زبان عامیانه با فصیح هستند، نیز یکی دیگر از اهداف این گفتار می باشد.
اما سؤال های این مقاله بدین ترتیب است:
1. مهم ترین چالش های معاصر که زبان عربی با آن مواجه استکدامند؟
2. چه کسانی از این جریان منفی حمایت می کنند؟
3. به چه میزان دشمنان در این مسیر موفقیت کسب نموده اند؟
در این نوشتار فرض بر این است که چالش های جهانی شدن و دعوت به زبان عامیانه و لهجه ها از طرف مستشرقین و غرب زدگان، عاملی در جهت تضعیف این زبان می باشد. با وجود این تلاش های فراوان، دشمنان نتوانسته اند موفقیتی چشم گیر کسب نمایند.
جلوه های نحوی و بیانی در آیات قرآنی (9)
حوزههای تخصصی:
تأثیر فرمان امام علی به مالک اشتر در نامه طاهر بن حسین به فرزندش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای ادب عربی دو چشمه جوشان وجود دارد که منبع هر دو به قرآن کریم باز می گردد: یکی ادب النبی است و دیگری ادب الإمام علی در نهج البلاغه. با طلوع اسلام جوشش ادب عربی از قرآن و سنت (ادب نبوی و ادب علوی) آغاز گردید. قرآن کریم ـ که سرچشمه اصلی همه ادب عربی است ـ خود، صحت انتسابش را به خدای متعال اثبات می کند، اما صحت دو ادب دیگر در ارتباط با قرآن معلوم می گردد. البته در مورد ادب النبی این امر ما را کفایت می کند که حضرت فرمود: «أنا أفصح من نطق بالضّاد بیدَ أنّی من قریش» (من فصیح ترینِ عربی زبانان ام، به ویژه که از قریش ام). همچنین ادب الإمام علی به ویژه آنجا که در نامه مالک اشتر تجلی نموده، از تعابیری عالی و عباراتی جمیل و بلیغ جهت پرورش سیاستمداران حاکم بر بلاد اسلامی سرشار است. نویسندگان مهم ادب عربی، در نامه مالک اشتر ملاحظات فراوانی نموده و آن را اساس و نمونه ممتازی در پیوند ادب و سیاست تلقی کرده اند. بسیاری از آنان مقالات و رسائل ادبی خود را بر آن منوال تنظیم نموده اند؛ از آن جمله طاهر بن حسین (از مهم ترین افراد سلسله طاهریان در خراسان) که وقتی از سوی مأمون عباسی والی شهر رقّه شد، نامه ای ادبی ـ سیاسی خطاب به فرزندش نگاشت. در این پژوهش تلاش ما بر آن است این دو نامه (عهدنامه امام علی به مالک اشتر، و عهدنامه طاهر بن حسین به فرزندش) را از جهت مضمون با هم بسنجیم و معلوم سازیم تا چه میزان عهدنامه دوم از اولی تأثیر پذیرفته است.
لمحة عن الکسائی و خصائصه القرائیة(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علی بن حمزة الکسائی أحد القراء السبعة و رئیس مدرسة الکوفة النحویة. هو أدرک أکثر من خمسة و عشرین من الشیوخ فی النحو و القراءة و لم یسعد شیخ بکثرة تلامیذه کما سعد الکسائی. و یرجع کثیر من إختلافاته مع سائر القراء إلی أصول لفظیة لیس لها دخل فی تغییر معنی الآیة کالإمالة و الوقف علی هاء التأنیث و ترک الهمزة و قطع ها و فی أکثر مواضع الإختلاف بین الکسائی و الباقین، کانت قراءته وفق قراءة أستاذه حمزه الزیات. و نحاول فی هذه المقالة من خلال استقراء موارد قراءته، رسم ملامح شخصیة الکسائی العلمیة و هو یعلّل و یوجّه القراءات أو یردّها مستعیناً بالصرف و النحو و اللغة و البلاغة و رسم الخط و المأثور من القراءات.
کارکرد توصیف در رمان حین ترکنا الجسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان ظرفیت و پتانسیل آن را دارد تا آرمانهای والای انسانی را به بهترین وجه و با زبان خاص خود به تصویر کشیده و چونان ابزاری در دست نویسنده اش بیانگر دغدغه های او باشد.
رمان «حین ترکنا الجسر» عبدالرحمان منیف از جمله رمانهایی است که بعد از شکستهای متوالی اعراب در برابر اسرائیل نگاشته شده و تصویرگر رنجها و آرزوهای یک انسان جویای آزادی و حقیقت است که در این مسیر شکست خورده و دچار سرخوردگی شده است.
منیف در «حین ترکنا الجسر» به شیوه ای هنرمندانه از ابزار «توصیف» که مهمترین ابزار هر روایت است بهره گرفته و شخصیت ها،زمانها و مکانها را به گونه ای توصیف کرده که در راستای فضای شکست و نا امیدی حاکم بررمانش قرار گیرند.توصیفات موجود در این رمان به سبب تداخل ماهرانه اش با روایت، توصیفاتی ساده و کوتاه است و این از یک سو باعث صرفه جویی در واژگان شده وبر سرعت داستان می افزاید و از سوی دیگر برای خواننده ملال آور نیست.
می توان گفت عنصر توصیف در «حین ترکنا الجسر» هم کارکردی زیبایی شناسیک دارد ،هم کارکردی توضیحی و تفسیری و در عین حال نقش به پیش برندگی وپویا نمایی حوادث را نیزبه خوبی ایفا می کند .
اسلوب اعتراض در بلاغت قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
شخصیت عاذله در آیینه شعر جاهلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از موضوعات پرکارب رد در شعر جاهلی، عاذله (زن سرزنش گر) و انواع ملامت های وی نسب ت به شاعر و رفت ار و ک ردار او است. ترس از مرگ و تمایل به باقی ماندن نام نیک و قهرمان بودن، شاع ر را به افراط در انفاق مال و شجاعت و بی پروایی می کشاند، و از ط رف دیگر شاعر از فقر و مرگ و نیستی احساس نگرانی می کند؛ و از این رو دو شخصیت متضاد در شعرش جلوه گر می شود: یکی خود شاعر که در قالب فردی افراطی و بی پروا تصویر می شود، و دیگری عاذله که به صورت فردی عاقل و متعادل خود نمایی می کند. بین این دو شخصیت کشمکشی صورت می گیرد که در صورت گفتگویی خارج ی نم ود می یابد. این پژوهش به بررسی اسل وب و فن گفتگو در قصایدی که عاذله در آن حضور دارد، می پردازد، و نحوه حضور شخصیت عاذله را در شعر شاعران جاهلی به روش توصیفی- تحلیلی مورد بحث و تحلیل قرار می دهد. با بررسی این شخصیت، در قصاید شاعران بزرگی همچون؛ لبید بن ربیعه، حاتم طایی، النمر بن تولب، مخبّل السّعدی، عروه بن الورد، عنتره بن شداد، ابو ذؤیب الهذلی و کعب بن سعد الغنوی جایگاه زن در عصر جاهلی به عنوان شریکی عاقل وسخنگویی دانا مطرح می گردد؛ شریکی که به او حق استدلال و گفتگو داده می شود تا بتواند مرد را در مسیر داشتن اندیشه ی صحیح و متعادل، یاری نماید.