ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱۹۸۱.

تحلیل جادوی مجاورت در آفرینش موسیقی و معنا در حماسه «مجد الاسلام» اثر احمد محرم با تکیه بر نظریه شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
جادوی مجاورت یکی از مهم ترین مباحث در تحلیل ساختار موسیقایی شعر است که موردتوجه پژوهشگران واقع شده و شامل محورهای همنشینی و جانشینی است. جادوی مجاورت به معنای توازن های موسیقایی و آوایی در متن است. محورهای جانشینی و همنشینی از مهم ترین ابزارهای مطرح شده در نقد فرمالیستی و علم معناشناسی به شمار می آیند. رابطه جانشینی، پیوند موجود میان واحدهایی است که به جای هم انتخاب می شوند و در همان سطح، واحدهای تازه ای پدید می آورند. در محور همنشینی ارتباط واژه با واژه های پیش و پس از آن بررسی می شود. موسیقی مشترک بین واژه ها بدون در نظر گرفتن بعد معنایی آن ها منجر به حضور واژه ها در کنار هم می گردد. محور جانشینی و همنشینی شیوه ای برای تعیین ویژگی های سبک هنری و ادبی به شمار می آید. این پژوهش قصد دارد تأثیر جادوی مجاورت را در آفرینش معنا و موسیقی به روش توصیفی -  تحلیلی در حماسه «مجد الإسلام» واکاوی نماید. عاملی که بر ضرورت انجام این جستار تأکید می کند، تبیین روش های مؤثر در آفرینش معنا، هارمونی و موسیقی شعر احمد محرم و کشف زیبایی های فنی و سبکی در حماسه «مجد الإسلام» برای مخاطب است. یافته های این جستار حاکی از آن است که رابطه جانشینی  و همنشینی موجب انسجام و اتحاد معنایی در حماسه «مجد الإسلام» شده است. هم نشینی درست کلمات، عرصه را برای تمایز سبک این اثر حماسی فراهم کرده است. به کارگیری صنایع ادبی و همنشینی آن ها در کنار هم و بهره مندی از مشخصات آوایی سبب هماهنگی و ایجاد موسیقی ویژه ای در این اثر شده است و بدین ترتیب مفاهیم و معناها با تأکید بیشتری ذکر شده است. گزینش صحیح واژه ها در این اثر حماسی موجب توجه بیشتر مخاطب به اشعار احمد محرم می شود؛ چراکه هنگامی که واژه ای در معنای صحیح استفاده شود انسان مشتاق آن شده و این موسیقی برخاسته از کلمات سبب فخیم شدن سخن می شود.
۱۹۸۲.

بررسی تطبیقی استعاره در عربی و فارسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
استعاره از مهم ترین گونه های مجاز است که در هر زبانی جایگاه ویژه دارد؛ اما نوع نگاه به آن در زبان های مختلف، متفاوت است. در زبان عربی و فارسی، مشابهت های این بحث، بیش از تمایزهاست؛ به گونه ای که غالب مباحث استعاری کتاب های بلاغی عربی به فاصله دو یا سه قرن در کتاب های فارسی تکرار شده است. این مقاله در شیوه ای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی به بحث استعاره در زبان فارسی و عربی پرداخته است. مبحث استعاره در کتاب های عربی، پنج مرحله آغاز، رشد، شکوفایی، رکود و نوگرایی را تجربه کرده و در فارسی با تحولات کمتر، سه مرحله پیدایش، گسترش و ویرایش را از سر گذرانده است. دوره پیدایش با دوره آغاز و رشد؛ دوره گسترش با دوره رکود و دوره ویرایش با دوره نوگرایی عربی قابل تطبیق است. متأسفانه بلاغت فارسی از دوره شکوفایی بلاغت عربی بهره چندانی نگرفته است؛ از این رو نگاه تحلیلی و زیبایی شناسانه در آن کم رنگ است. پژوهش های امروز دو زبان به مباحث انتقادی، بهره گیری از مطالعات استعاری زبان های دیگر و نگاه زبان شناسانه متمایل شده که در این میان، توجه به ماهیت زبان و بومی گرایی در استعاره پژوهان فارسی برجسته تر است. عدم توجه به تدوین فرهنگ استعاری، بی توجهی به انواع و سبک های ادبی در پژوهش های استعاری و کم توجهی به سیر تحول استعاره در متون ادبی از نقاط ضعف استعاره پژوهی دو زبان است.
۱۹۸۳.

البنية القوس قزحية للجماليات الشفهية في النص الأدبي بناء على «نظرية فنّ البيان البلاغية»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۷
الهدف والمقدمه: البلاغه التقلیدیه تتعلق بالقرون العابره وقد مضی من عمرها 700 سنه. تعرضت الساحات اللغویه والأدبیه لتیارات وأحداث هائله من ظهور مدارس لغویه متنوعه منذ أواخر القرن التاسع عشر المیلادی، وظهور المدارس الأدبیه والحدیثه من جانب، وبروز مدارس النقد الأدبی الحدیثه من جانب آخر، وظهور أنواع أدبیه جدیده لم تکن موجوده فی زمن الجرجانی والسکاکی، فیستحیل عندنا أن تستجیب تلک البلاغه القدیمه لمتطلبات هذا العصر، وتحتاج إلی ثوره عمیقه فی جذورها وفی بناها التحتیه فضلا عن تشکیلاتها الفوقیه. أصرّ علماء البلاغه فی الغرب الراهن أن البلاغه الکلاسیکیه تفتقر إلى القدره اللازمه لتحلیل النصوص الأدبیه، فقد قاموا بإزاله هذه الماده من برامجهم الجامعیه. وقد أثار هذا الحدث ردود أفعال متباینه من علماء البلاغه فی الدول العربیه والإسلامیه، حیث أصر التقلیدیون على استمرار دروس البلاغه، ودعا المحدثون، على غرار زملائهم الغربیین إلى إلغائها، ودعت مجموعه ثالثه إلى إصلاحها لتلبیه الاحتیاجات الجدیده. ومن بین مصممی النظریات البلاغیه الجدیده، اقترح الباحث (نظریه فنّ البیان البلاغیه). وهی تحاول إثبات انسجام اللغه والبلاغه مع السنن العامه التی تحکم عالم الوجود. هذه المقاله، وبناءً على هذه النظریه تدرس فئات المعانی، وتحللها وفقًا للانسجام المذکور. فهی تدرس معانی النص الأدبی فی بنیه قوس قزحیه (متشککه). وقد اتجهت اللسانیات الإدراکیه إلی إقامه صله بین عالم اللغه وبین العالم الخارج بتوسیط من الذهن لکنها رفضت التوازی بین العالمین. لکننا فی نظریه فنّ البیان البلاغیه نؤکد علی التوازی بین عالم اللغه والعالم الخارج. هذه النظریه تنصّ علی ضروره استلهام أصول البلاغه الجدیده من السنن الحاکمه علی نظام الکون. یسمّی الباحث البنیه الکونیه من جانب والفنیه والبلاغیه من جانب آخر بالبنیه القوس قزحیه، إشاره إلی ضروره تصنیف الجمالیات الأدبیه والبلاغیه فی درجات وطبقات مختلفه فی الشده والضعف. المنهجیه: یتّبع هذا البحث المنهج الوصفی التحلیلی فی الکشف عن البنیات الفنّیه فی النصّ الأدبی ومقارنتها لمراتب الحقائق فی نظام الکون. المستجدات: تتبنّی نظریه (فنّ البیان) وجود مناسبات بین المواضیع اللغویه والأدبیه، علی سبیل المثال، بین الوصل والفصل فی علم المعانی، وبین کلّ اتصال أو انفصال فی حقائق العالم، وبین التشبیه الذی یتخیله الأدیب والشاعر والتشابهات والتناسبات الموجوده فی خارج ذهن الأدیب، وبین الجناس فی علم البدیع وتجانس شجرتی الصفصاف فی مواصفاتهما ومیزاتهما. فإذا کان التقارن سنه إلهیه مطبقه علی الحقائق الکونیه، فهذا التقارن هو ذاته یتمظهر فی اللغه ویسبّب جمال النص الأدبی. هذا فیما یتعلق بعلاقه اللغه والنحو بشکل عام بالسنن الحاکمه علی نظام الکون. أما عن البلاغه وکمالات المعانی فی اللغه الأدبیه وعلاقتها بجمال الکون، فنذهب فی نظریه "فنّ البیان" إلی أن کمال النص الأدبی لیس إلا صوره من کمال ما خلقه الله. والکمال هو الکمال نفسه سواء تمظهر فی مجرات السماء أو فی مشاهد الأرض، أو فی لوحه فنیه لرسّام أو قطعه موسیقیه لعازف، أو قصیده شعریه أو قصه أو روایه. وهذا ما نحاول إثباته فی بحثنا هذا. البحث والنتائج: یتبیّن فی هذا البحث أن نظریه فنّ البیان البلاغیه مشروع جدید لتحلیل النصوص الأدبیه ینطلق من أصول ومبادئ مستقاه من نظام الکون، بحجه أن النظام اللغوی والأدبی لا یمکن أن یستقلّ عن هندسه العالم ونظام الکائنات. وقد توصل البحث إلی التخلّی عن البلاغه العربیه التقلیدیه، ورسم معالم بلاغه متسقه من جمالیات الکون. ثم تتبنی النظریه مقوله التسبیع فی نظام الکون علی قاعده خلق السموات السبع والأرضین السبع، وتثبت أن هذه الدرجات الوجودیه السباعیه تتمظهر فی درجات الجمال الشفهی للنصوص الأدبیه، مما أدی إلی ترتیب سبع درجات للجمال الشفهی (تبعا للدرجات السبع فی ذبذبات الألوان فی ظاهره قوس قزح، و کذلک الدرجات السبع فی ذبذبات الأصوات فی الموسیقی). وتمت تسمیه هذه الدرجات ب : التنافر، التقارب، التلاؤم، التوازن، التجانس، التناغم، والتناسب، وهی تتدرج من أشد الاختلاف فی إیقاع الکلمات أو الجمل إلی أشدّ الاشتراک فیه، انطلاقا من قاعده تبعیه النظام اللغوی والأدبی من النظام الکونی فی عالم الوجود. والنتیجه: التخلص من ثلاثیه المعانی والبیان والبدیع فی البلاغه التقلیدیه وإعاده تنظیم الجمالیات البیانیه والبدیعیه الشفهیه فی هذه الدرجات. ثم إن باب الجمال یتبنی فی تحلیله مبادئ یستمدّها من علم غیر لغوی هو علم الجمال (astaticism)، لکن باب الکمال تکمله لعلم لغوی آخر هو النحو. ولهذا فلا بدّ من رسم الحدود بین دراسه المعنی فی النحو من جانب، وفی باب الکمال فی فنّ البیان من جانب آخر. واللافت للنظر أن کلیهما یوظّف آلیه (توصیل المعانی) بالفارق التالی: النحو یتبنّی أصل التوصیل بتوصیل المعنی عبر اللفظ، ثم بتوصیل مقوله نحویه فی بنیه الجمله والنص عبر مقوله نحویه أخری. کتوصیل الخبر بالمبتدأ وتوصیل المضاف إلیه  بالمضاف؛ أما باب الکمال فیطبق أصل التوصیل بتوصیل معنی ظاهر فی الکلام یسمی بالمنطوق (ویأخذه من النحو) لمعنی باطن یسمی بالمفهوم، وقد سماه الجرجانی معنی المعنی، ونحن نسمّیه المعنی الباطن فی فنّ البیان. إذن، النحو یدرس المعنی الظاهر، وفنّ البیان فی باب الکمال یدرس المعنی الباطن. یتّبع هذا البحث المنهج الوصفی التحلیلی فی الکشف عن البنیات الفنّیه فی النصّ الأدبی ومقارنتها لمراتب الحقائق فی نظام الکون.
۱۹۸۴.

بازخوانی تحلیلی – انتقادی ترجمه اسلوب قصر در دعای (44) و (45)صحیفه سجادیه (مطالعه موردی: ترجمه موسوی گرمارودی و استادولی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
ابزار قصر پرکاربردترین و مهم ترین ابزار برای برجسته سازی و تأکید محتوای کلام است. مفاهیمی که در نظر گوینده از اهمیت ویژه ای برخوردارند به وسیله این اسلوب نمایش داده می شوند؛ بنابراین در ترجمه این شگرد بلاغی باید دقّت بیشتری کرد. دعا ورود و دعای وداع با ماه رمضان که در بردارند گونه های مختلف قصر است؛ علاوه برجسته کردن فضیلت ماه رمضان، برخی از آداب اسلامی را نیز آموزش می دهد. این جستار با روش تحلیلی-انتقادی و رویکرد بلاغی به بررسی اسالیب مشهور و غیرمشهور قصر در این دو دعا پرداخته و دو ترجمه حسین استاد ولی و سید علی موسوی گرمارودی را نیز مورد ارزیابی دقیق قرار داده است. با بررسی های انجام شده در مجموع عملکرد هر دو مترجم، در برگردان اسلوب «نفی+استثنا»، «ماده اختصاص»، «نفس»، «صیغه تعجب» و «نعت تخصیصی» (100%)، در برگردان اسلوب «اضافه به ضمیر»، «تکرار»، «اسناد مرتین» و «مفعول مطلق نوعی» بیش از (50%)، در برگردان اسلوب «باب اشتغال»، «تعلیل» و «قد» کمتر از (40%)، و در برگردان سایر اسلوب (0%) بوده است.
۱۹۸۵.

تحليل رواية "أرني أنظر إليك" لخولة حمدي بناءً علي نظرية علم النفس الوجوديّ لإرفين يالوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
شهدت السنوات الأخیره بروزاً ملحوظاً للاهتمام بالمنظور الوجودیّ فی علم النفس، حیث أصبح أحد أبرز التیارات التی حظیت باهتمام کبیر لیس فقط فی المجال النفسی، بل فی الدراسات المتعدده التخصصات، وخاصه فی مجال الأدب. وقد أولى هذا المنظور اهتماماً عمیقاً للمفاهیم الأساسیه للحیاه الإنسانیه وأکد على ضروره البحث عن المعنى والمواجهه الواعیه للتحدیات الوجودیّه. وتشکل مسائل مثل الموت والحریه والمسؤولیه واللاجدوى والمعنى محاور أساسیه فی علم النفس الوجودیّ، حیث یرى أن طریقه مواجهه الإنسان لهذه الأزمات تحدد نوعیه حیاته النفسیه. وفی هذا المنظور، لا تُعتبر الشخصیات الروائیه مجرد انعکاس للأحداث الخارجیه، بل تمثل تجسیداً للهموم الوجودیّه والسعی لإضفاء معنى على الحیاه فی عالم ملیء بالتحدیات الأساسیه. تهدف هذه الدراسه، باستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، إلى تحلیل شخصیه مالک، فی روایه «أرنی أنظر إلیک» لخوله حمدی اعتماداً على المفاهیم الأساسیه لعلم النفس الوجودیّ لإرفین یالوم. وتشیر نتائج الدراسه إلى أن مالک، بعد بحث طویل، توصل إلى أن معنى الحیاه لیس شیئاً ثابتاً أو محدداً سلفاً، وأن اللاجدوى جزء لا یتجزأ منها. وقد أدى قبوله لهذه الحقیقه إلى نوع من الإیمان الشخصی المباشر بالله یتجاوز المعتقدات التقلیدیه. شعور مالک بالانفصال الجوهری عن الآخرین، وحتى عن نفسه، یتجلى کاغتراب عن المجتمع والدین والعلاقات الإنسانیه، مما یعزز من عزلته النفسیه والروحیه. ومع قبول آلام وتناقضات الحیاه، یسعى مالک إلى خلق معنى شخصی لنفسه بدلاً من الهروب منها. ومن منظور الوجودیّه، فإن هذا البحث یدل على صحته النفسیه؛ لأنه بدلاً من إنکار الأسئله الوجودیّه أو الهروب منها، یسعى بنشاط للعثور على إجابات لها.
۱۹۸۶.

التحلیل اللسانی الإدراکی لسوره غافر، من منظور استعاره «فوق/تحت» الاتجاهیه للایکوف-جونسون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۰
تعتبر المخططات الصوریه إحدى طرق فهم المعنى والمفاهیم المجرده فی المجال اللغوی، والتی تعتمد على الاستعاره المفاهیمیه؛ تتناول هذه المقاله البحث فی أحد الموضوعات المرکزیه فى علم اللغه الإدراکى، وهو الاستعاره الإدراکیه الاتجاهیه. یعتبر الاتجاه اللغوی للاستعاره الدلالیه، من الاتجاهات الحدیثه فی الدراسات اللغویه؛ حیث یضفی بإطاره التداولی الموسّع فی القرآن وجهاً مکانیاً علی المدلولات الانتزاعیه. إنّ هذه المقاله بصدد حلّ الشفره عن المدلولات المجرّده الانتزاعیه فی سوره غافر، علی بنیه مخطّط الحرکه الاتجاهی (فوق/تحت)، تحقیقاً لتحلیل أعمق للمعانی المتقابله فی السوره والمتضمنه فی مدلولات التوحید والکفر والشرک. ومن هذا المنطلق، تمّ تحدید البؤر الاستعاریه فی سوره غافر المتجلیه فی مفردات «تنزیل، یلقی، حاق، دحض، علی، دون، العلیّ، رفیع، السماء» للبحث عن المفاهیم الدینیه المجرده التی یتم تصورها معها. تشیر نتائج هذا البحث الوصفی- التحلیلی، أنّ المفاهیم المجرده تقع فوق خط عمودی علی أساس خطاطه القدره وأنّ استعاره «القدره تُتصوَّر فوق» الاتجاهیه أکثر الاستعارات  توظیفاً فی سوره غافر، مرکّزاً علی مخطّط القدره. وبالأحری؛ فإنّ «الله» تمّ تصویره فی هذه السوره فی العلو، بصفته القدره المطلقه التامه ومصدر البرکات المادیه والمعنویه، وفی المقابل فإنّ مدلولات انتزاعیه کالضعف والأقل والأسوأ هی فی الأسفل؛ ومن خلال هذا، رُسِم ما سوی الله فی موقف الضعف فی الأسفل، ولیس للإنسان إلا السیر إلی الأعلی إذا شاء تحقیق الخیر ونیل الفلاح والخلاص من عذاب الله وسخطه؛ فإنّ «القدره، کلّها فوق».   
۱۹۸۷.

بررسی اثر بخشی روش های نوین تدریس عربی در آموزش مهارت های 4 گانه زبانی در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
نظر به گسترش و توسعه روش های تدریس در حوزه آموزش زبان در مؤسسات و نهادهای آموزشی ولزوم کاربست این شیوه ها در نهادهای آموزشی دولتی، بروزرسانی شیوه های تدریس مهارتهای زبانی از ضروری ترین نیازها در این خصوص قلمداد می شود. شرایط فعلی حاکم بر این امر در آموزش و پرورش و ناکارآمدی شیوه های سنتی و بویژه نگاه یکجانبه و عدم استفاده از ابزارهای نوین آموزشی در زمینه آموزش زبان هم این فرایند را با اخلال جدی در نظام آموزشی روبرو کرده و هم زمان و هزینه های زیادی را از حاکمیت صرف و بی نتیجه هدر داده است.در این پژوهش بصورت میدانی در پی تحلیل وضع موجود در آموزش زبان عربی در کتب درسی و مقایسه آن با آموزش مهارت های چهارگانه زبانی با استفاده از منابع روزآمد هستیم. نتایج حاکی از آن است که کاربست تکنولوژی های جدید آموزشی تاثیری شگرف در تغییر وضع موجود داشته است و به ترتیب مهارت های خواندن، صحبت کردن، شنیدن و نوشتن در شیوه جدید آموزشی بیشترین تغییر را داشته اند.
۱۹۸۸.

واکاوی هوش معنوی در داستان «خلیل کافر» جبران خلیل جبران بر پایه دیدگاه رابرت ایمونز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۰
هوش معنوی به مهارت ها، توانایی ها و رفتارهای لازم برای توسعه و حفظ ارتباط با منشأ غایی همه موجودات، کامیابی در جستجوی اهداف زندگی و یافتن مسیر اخلاقی درست که به رستگاری ما در زندگی کمک می کنند، اشاره دارد. این هوش که مبتنی بر ارزش ها، باورها و عملکردهای انسان است، این توانمندی را به او می دهد که در شرایط گوناگون، رشد و تعالی را در واقعیت های زندگی جستجو کند. رابرت ایمونز (Emmons Robert) (زاده 1958) استاد دانشگاه کالیفرنیا و پژوهشگر روانشناسی شخصیت، روانشناسی عاطفه و روانشناسی دین در زمره نخستین کسانی قرار دارد که به کشف هوش معنوی دست یافته است. از آنجا که جبران خلیل جبران، نویسنده لبنانی (1883-1931) در برخی از آثار خود از آموزه های قرآن کریم و تصوف اسلامی بهره گرفته است، می توان منظومه فکری او را در آثارش مرتبط با هوش معنوی دانست. لذا کارکردها و مؤلفه های این هوش در داستان «خلیل کافر»، موضوع این پژوهشِ مبتنی بر رویکرد کیفی و روش توصیفی- تحلیلی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که گرچه جبران خلیل جبران در داستان «خلیل کافر» مستقیماً به هوش معنوی اشاره نکرده است؛ اما از آنجا که رویکرد آثارش به ابعاد هوش معنوی اعم از بُعد عقیدتی و شناختی، بُعد احساسی و عاطفی و بُعد ارادی بسیار متمایل است؛ بنابراین، این فرضیه را که جبران به طور غیر ارادی در آثارش از تصاویر و مبانی این هوش بهره برده است، قوت می بخشد. با مطالعه داستان «خلیل کافر»، می توان دریافت که وی به طور ناخودآگاه از هوش معنوی در جهت رشد و تعالی انسان های فرودست جامعه و ارتباطشان با خداوند و دیگران بهره گرفته است.
۱۹۸۹.

خوانش ساختار زمانمندی در رمان «الجنّیه» غازی قصیبی (بر اساس نظریه زمان ژرار ژنت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۷
زمان در روایت یکی از مؤلفه های اساسی و جدایی ناپذیر است که خط سیر روایت بر اساس آن پیش می رود. با تجسّم زمان در داستان، می توان به درک بهتری از ساختار زمان و اهمیت آن در روایت های داستانی دست یافت. در دهه های اخیر، این مقوله توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است، که از جمله آنها می توان به ژرار ژنت، منتقد ساختارگرای فرانسوی، اشاره کرد. او میان زمان متن و زمان داستان تمایز قائل شده و آن را به سه جزء تقسیم می کند: نظم، تداوم و بسامد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی و تحلیلی، به نقد و بررسی مؤلفه های زمان مندی روایی در رمان «الجنّیه» غازی قصیبی بر مبنای نظریه ژرار ژنت می پردازد. از مهم ترین یافته های این جستار می توان به این نکته اشاره کرد که غازی قصیبی با قرار دادن طرح روایت در ساختاری غیرخطی و به کارگیری تکنیک هایی چون ترتیب، تداوم و بسامد، توانسته است داستانی چندلایه با مضامینی بی سابقه خلق کند. این تکنیک ها نقش های کلیدی در شکل گیری ساختار رمان ایفا کرده اند. زمان پریشی با دو حالت گذشته نگر و آینده نگر اهمیت بالایی در معرفی شخصیت های جدید، آشنایی با پیشینه آنان، کشف ماهیت تعاملات شخصیت ها و حرکت بخشی به سیر حوادث داستان ایفا کرده و خواننده را برای پیگیری تحولات آتی تحریک می کند. مقوله تداوم زمان نیز با شکل های گوناگون از جمله درنگ، حذف، خلاصه و صحنه نمایشی، در تسریع یا کندی سرعت حوادث و به تصویر کشیدن ایدئولوژی شخصیت ها مؤثر بوده است. همچنین، بسامد تک محور در مقایسه با دیگر انواع بسامد، در این رمان از گسترش بالایی برخوردار است و این امر نشان دهنده تنوع روایتی و عمق معنایی اثر است.  
۱۹۹۰.

دراسه مقارنه بین مفردات البرّ ، الجهاد والخیر فی القرآن الکریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۱
یدرس هذا المقال، دراسه لغویه دلالیه فی بعض المفردات القرآنیه مبیّناً اثر الاسلام فی تطور دلالات الالفاظ عما کانت علیه فی العصر الجاهلی. أما المنهج  فی هذه الدراسه ، فیبدأ البحث بدراسه اللفظ فی العصر الجاهلی من خلال نصوصه الشعریه ثم دراسه دلالاته فی القرآن الکریم لیتمّ من خلالها، الوصول الی مظاهر التطور الدلالی التی اصیبت به تلک الالفاظ . کان الهدف الرئیسی لهذه الدراسه ان تکون خطوه اولی لتکوین معجم التطور الدلالی للمفردات القرآنیه ( بین العصرین : العصر الجاهلی الی نهایه نزول القرآن الکریم). تمّ اختیار لهذه الدراسه مفردات یظنّ انها طرأ علیها التطور الدلالی . و المراد من اختیار دراسه هذه المفردات ، معرفه المفردات التی کانت تستعمل فی العصر الجاهلی ثم اضاف الیها الاسلام دلاله ثانیه و ثالثه او قام بتغییر دلاله اللفظ جذریاً . لذلک تم ترک المفردات التی کانت معروفه و قد اصیبت بتغییر دلالی من جراء الحقیقه الشرعیه . علی خلاف ما نتصور، عندما نتابع الابیات التی وصلت الینا من العصر الجاهلی، نواجه ابیاتاً فیها تعابیر لا نستطیع أن نجد موافقه بین هذه المفردات المستعمله و بیئه العصر الجاهلی فیجب أن نقف بحذر و تأمل . بعباره اخری هناک ابیات ربما منحوله لا نجد لها اساساً و هذا بسبب أن المسلمین ارادوا أن یحکموا الثقافه القرآنیه فقاموا بصیاغه ابیات فیها مضامین دینیه  و نسبوها الی الشعراء الجاهلیین . هذه رؤیه ربما یخالفها و لا یقبلها بعض المثقفین فلذلک فلا ضیر اذا صدّقنا هذه الابیات و نقبل بأن الشاعر الجاهلی ایضاً قد استفاد من هذه المفردات حیث کانت مستعمله فی العصر الجاهلی. 
۱۹۹۱.

ارزیابی ترجمه کلیله و دمنه بر اساس نظریه اسکوپوس (مطالعه موردی: ترجمه مرعشی پور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۸۵
خوانش تأثیر معیارهای نظریه اسکوپوس (skopos) در ترجمه فارسی کلیله و دمنه از موضوعات زبان شناسی است و معیارهای آن، تأثیری فراوان در رساندن معنا و حفظ استقلال دو زبان دارد. طبق هدف هانس ورمیر آلمانی، هر مترجمی باید طبق این نظریه، ترجمه کند تا به شایستگی، معنا را رسانده و استقلال و انسجام هر دو زبان نیز حفظ گردد. در این جستار، بر اساس این الگو و با روش توصیفی- تحلیلی، ترجمه فارسی مرعشی پور از کلیله و دمنه ارزیابی شده است. از جمله نتایج این بررسی آن است که انگیزه مترجم برای ترجمه، شخصی بوده و به دنبال ارائه ترجمه ای امین و نیز به روزرسانی ترجمه و پوشاندن جامه فارسی امروز بر تن ترجمه است. مترجم از روش هایی همچون ترجمه بر اساس دستور زبان حالت، بافت و موقعیت واژگان و عبارات، توجه به ساختار زبان مقصد، پایبندی هم زمان به متن مبدأ و ساختار معاصر زبان مقصد و نیز ادبیت متن استفاده کرده است. همچنین در بیشتر موارد، ارزش و اهمیت فرهنگی متن اصلی و ترجمه در ارتباط و نزدیک است و همان ارزش و اهمیت، مستقیماً یا در قالب هایی همچون، استعاره و ضرب المثل، منتقل گردیده است. مترجم، این ترجمه را با توجه به سطح همه مخاطبان و تا حد امکان، نزدیک به سطح آنان انجام داده و هنجارهای آن را رعایت کرده است.
۱۹۹۲.

تقنیات السرد فی القصه القصیره العربیه؛ "حدائق الوجوه (أقنعه و حکایات)" لمحمد خضیر أنموذجا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۴
یعد السرد جزءاً من القصه، وهو عباره عن أسلوب اختیار الأحداث وکیفیه ربطها مع بعضها البعض وترتیبها، ومن أهم اشکال القصصی الحدیث القصهُ القصیرهُ التی تعتمد على استخدام تقنیات محدده لوظائف عدیده نواها القاص حسب نوعیه القصه لسرد الأحداث وتطویر الشخصیات، و من تلک القصص القصیره الجدیره لاستقصاء التقنیات السردیه فیها کتاب "حدائق الوجوه (أقنعه و حکایات)" المشتمل علی عدد من القصص القصیره للکاتب العراقی المعاصر محمد خضیر، باعتباره واحدًا من أبرز کتّاب القصه القصیره فی العالم العربی، فمن هذا المنطلق قد استهدف هذا البحث علی أساس المنهج الوصفی التحلیلی إلی دراسه أهم التقنیات التی وظفها القاصّ، محمد خضیر من خلال القصه القصیره فی کتابه" حدائق الوجوه (أقنعه و حکایات)"، منها تقنیه تیار الوعی التی یعدّ من أحدی العناصر الأساسیه فی القصه القصیره حیث یتولی اهتماماً خاصاً بالتحلیل النفسی للأشخاص والمواقف من خلال الکشف عما یعتمل فی النفس الإنسانیه، وتصویر لواعجها الذاتیه والجمعیه، من خلال تقنیات تیار الوعی المتشعبه الفرعیه منها المونولوج الداخلی المباشر وغیر المباشرو...، وکذا غیرها من تقنیات المفارقه الزمنیه السردیه ( الاسترجاع و الاستباق)، وتظهر هذه التقنیات فی قصه "حدائق الوجوه( أقنعه وحکایات)" لمحمد خضیر بوضوح، وتساهم فی جعلها قصه قصیره ممیزه تروی قصه معقده بشکل مشوق. ومن أهم النتائج التی حصلت علیها هذه المقاله هی إن تفنیه تیار الوعی باقسامه قد لعبت دورا بارزاً فی الفن الروائی لتکوین النفسی للشخصیات، وکشف عن أبعادها النفسیه کما أن الکاتب باعتباره سارد القصه استند إلى تقنیتی الاسترجاع والاستباق فی الروایه لخلخله نظام السرد إلی ٍحد کبیر حیث تعطی حیویه للأح داث و الشخصیات.
۱۹۹۳.

تحلیل جامعه شناختی رمان «طیور جریحه» اثر احمد السعید مراد با تکیه بر آرای لوسین گلدمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۷
لوسین گلدمن نظریه پرداز حوزه ساخت گرایی دوران معاصر است که دیدگاهی جامع نسبت به جامعه شناختی متون دارد و با تکیه بر رویکرد وی امکان ارائه تحلیلی متقن در متن آن برای محقق فراهم می شود. احمد السعید نویسنده مصری برای تصویرسازی مشکلات، و مصیبت های اجتماعی ای که سرزمین مادری اش دچار آن بود، آثار در خور توجّهی را از خود بر جای گذاشته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی ساخت گرایی رمان طیور جریحه مطابق دیدگاه جامعه شناختی لوسین گلدمن پرداخته و نگاه نقادانه در رمان حاضر گویای این امر است که وضعیت اجتماعی جامعه از آنجایی که مردم نقش محوری در آن دارند با نظریه جامعه شناختی گلدمن گره خورده است. نتایج حاصله گویای آن است که احمدالسعید جهت پیوند میان رمان خویش با جامعه به صورت صریح به بررسی ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دیگر مقوله های مربوط به جامعه می پردازد. بُعد جهان بینی دربردارنده تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و سیاسی مردم بوده و نویسنده علاوه بر ترسیم زندگی اقشار مختلف، آن ها را از هم جدا و در پی بیان مصائب پیش آمده از اختلاف طبقاتی در گروه های مختلف جامعه از جمله زنان بوده و با زبانی تند به توبیخ طبقه اشراف پرداخته و بیشتر اوقات با اعتقاد راسخ به آیین اسلام آن را راه نجات بشر معرفی نموده و جهان نگری، قهرمان پروبلماتیک، چیزوارگی، فاعل فرافردی، و...که در اتفاقات اسفبار طبقه پرولتاریا در قبال طبقه اشراف و بورژوا بازتاب یافته در این رمان برجسته است.
۱۹۹۴.

نقد و بررسی سبک اعتراضی فخر رازی بر عبدالقاهر جرجانی در مبحث مجاز عقلی (با استناد به کلام خبری)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
مجاز عقلی از جمله مباحث بلاغی است که منشأ پیدایش اختلافِ نظرهایی میان متفکران این حوزه شد. به طوری که عده ای با رویه پیچیده و چندگانه خود سعی بر زیر سؤال بردن این گونه ادبی را داشتند. در این زمینه، فخر رازی (۶۰۶ ه ) بر آراء بلاغت دانی همچون عبدالقاهر جرجانی (۴۷۱ ه ) نقد وارد می کند. در پرتو اهمیت مسأله که واکاوی نحوه اعتراض رازی بر جرجانی است، مقاله حاضر در تلاش است با رویکرد کیفی و روش استقرائی به نقد و بررسی دیدگاه های این دو متفکر در مبحث مجاز عقلی با تکیه بر کلام خبری بپردازد. از یافته های تحقیق آن است که رازی به صورت زیرکانه ای در مبحث کلام خبری زمینه سازی می کند تا بر مجاز عقلی جرجانی اشکال بگیرد. به نظر می رسد که وی با باطل کردن خبر در دلالت های تطابقی، مستقیما مجاز عقلی، در دیدگاه جرجانی را هدف قرار می دهد؛ زیرا شیخ در مجاز عقلی دلالت وضعی را قبول دارد و مجاز را در اسناد می داند و ایراد وی مبنی بر این که محوریت سخن جرجانی در مجاز عقلی، فعل بدون فاعل است با استناد به آراء شیخ پیرامون کلام خبری رد می شود. جرجانی افاده معنا را منوط به اسناد بین مسند و مسندالیه می داند و از بین دو رکن اولویت را به وجود مسندالیه در کلام می دهد که این امر دالّ بر وجود حتمی فاعل و نفیِ دیدگاه رازی دارد.
۱۹۹۵.

بررسی و تحلیل کارکردهای گفتمان روایی در رمان «باب الطباشیر» اثر احمد سعداوی (بر اساس نظریه گفتمان روایی ژرار ژنت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۳۲
تحلیل گفتمان روایی با رویکردی کل گرایانه یکی از شاخه های تحلیل گفتمان است. روایت از جمله عناصر مهم و اصلی در نقل داستان یا بیان حادثه به شمار می رود. در این میان ژرار ژنت نظریه پرداز ساختارگرای فرانسوی از نظریه پردازان مطرح است. این پژوهش سعی دارد محتوای رمان «باب الطباشیر» اثر احمد سعداوی رمان نویس عراقی را در قالبی ساختار محور و با تأکید بر مهمترین مباحث گفتمان روایی مورد اشاره ژنت مورد بررسی و مطالعه قرار دهد. هدف اصلی در این جستار، بررسی سه عنصر زمان، وجه و لحن به عنوان تکنیک های روایی است و همچنین کارکرد آن ها در به تصویرکشیدن بی هویتی علی ناجی، سختی ها و مشکلات لیلا حمید و دنیای مردم کنونی عراق و ظهور علی ناجی به عنوان منجی در برابر مردم عراق با تکیه بر طلسم های سومری هفتگانه در قالب یک داستان سورئالیستی - تخیّلی است تا علاوه بر کشف تکنیک های روایی آن، خواننده را با تفکر نویسنده در باب هویتِ علی ناجی، مشکلات لیلا حمید و مردم عراق و موضع گیری آن ها در برابر محدودیت های زندگی شخصی و اجتماعی آشنا سازد. روش کار در این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و با تمرکز بر کتاب ژنت سعی شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که گفتمان روایی تا چه میزان توانسته است در انعکاس درگیری های ذهنی نویسنده در باب هویتِ اصلیِ علی، مشکلات لیلا و مردم عراق و منجی گری علی ناجی موفق عمل کند؟ زمان پریشی، ایجاد پرش ها و وقفه های داستانی،کانونی سازی دوگانه، پررنگ یا کم رنگ ساختن نقشِ علی ناجی در مواضع مختلف رمان، و حرکت زمانی برای رسیدن به نوعی همزمانی بین رمان و فعل روایت از مهمترین تکنیک های روایی است که در این رمان مورد استفاده قرارگرفته اند.
۱۹۹۶.

کیفیت سنجی بازگردانی تلمیحات نمادین در ترجمه های عربی منطق الطیر بر اساس مدل لپیهالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۷۷
عطار نیشابوری، شاعر برجسته و عارف نامدار سده ششم و هفتم هجری، مضامین متعالی عرفانی را با بهره گیری از نماد و رمز در آثار خویش بازتاب داده است. از مهم ترین این آثار، منظومه فاخر منطق الطیر است که با شبکه ای پیچیده از تلمیحات دینی و عرفانی در پیوند است. از آنجا که تلمیح نقشی محوری در انتقال مفاهیم عرفانی دارد، عطار آن را در قالب رمز و نماد به کار می گیرد تا پیام های تربیتی و حکمی او در جان مخاطب نفوذ کند. این شاهکار ادبی به زبان های متعددی از جمله عربی ترجمه شده است. تاکنون سه ترجمه عربی از این منظومه به قلم احمد ناجی القیسی، بدیع محمد جمعه و علی عباس زلیخه منتشر شده که بازگردانی صحیح تلمیحات و رموز آن، مهم ترین چالش مترجمان به شمار می آید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و بر اساس مدل لپیهالم به بررسی کیفیت بازگردانی تلمیحات نمادین در این سه ترجمه پرداخته است. برای دستیابی به نتایج، ۶۵ بیت آغازین با عنوان «سخنی با مرغان» به دلیل فراوانی تلمیحات به عنوان پیکره پژوهش انتخاب شد. یافته ها نشان می دهد که تنها ناجی القیسی به لایه های نهفته در تلمیحات نمادین توجه داشته و کوشیده است معادل های مناسبی برای آن ها ارائه دهد. در مقابل، بدیع جمعه صرفا به برخی تلمیحات داستانی یا قرآنی در پانویس اشاره کرده و زلیخه بدون هرگونه توضیح، به بازگردانی تحت اللفظی بسنده کرده است. بر این اساس، می توان گفت، بر پایه مدل لپیهالم، ترجمه ناجی القیسی در مقایسه با دو ترجمه دیگر از کارآمدی و دقت بیشتری در انتقال ابعاد نمادین تلمیحات برخوردار است.
۱۹۹۷.

دراسة السيرورة الزمنيّة في ملحمة الكائن الحربيّ أو ما غناه الياسمين في طريقة إلي المعركة لجميل أبي صبيح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
لا یمکن تخیّل السّرد دون تواجد العنصر الزمنیّ وعلاقته بالمبنی الحکائی للسرد. والزَّمن السَّردیّ یحتضن الأحداث، وتتکوّن الحبکه السَّردیّه بالعلاقه المنسجمه التی یمنحها العنصر الزمنیّ للعناصر بشدّ اطرفها بعضها إلی البعض. إنَّ دراسه البناء الزمنیّ، دراسه منهجیه لمجموعه من المتتالیات الزمنیّه أو المفارقه الزمنیّه ومتابعه للحرکه الزمنیّه والوعی بالزَّمن داخل الخطاب السَّردیّ له إسهام کبیر فی الوصول إلی فهم عمیق عنه. هذه الورقه البحثیه تسعی، بتبنّی هذا المنهج المحدد وبالاعتماد علی المنهج الوصفیّ _ التحلیلیّ، إلى دراسه قصیده «ملحمه الکائن الحربیّ» للشاعر الأردنیّ المعاصر، جمیل أبو صبیح. نصبو فی هذا المشوار البحثیّ إلی مقاربه شعره والکشف عن رؤیته وأفکاره عبر دراسه العنصر الزمنیّ الذی یطغی حضوره علی قصائد الشاعر. وتشیر النتائج إلی أنَّ القصیده تتجلَّی فیها شتی أنماط الحرکه الزمنیّه وتنطلق من اللحظه الزمنیّه الراهنه زمن الصراع بین الشخصیّه ونزعاتها الجسدیه ومحاوله قمع وتکبیل هذه النزعات الطائشه وتسیر نحو النهایه الزمنیّه المفتوحه کما نلاحظ أنّ القصیده مشحونه بالمفارقه وأنّ الشاعر بوعیه السَّردیّ العالی یستخدم تقنیه الاسترجاع والاستباق الزمنیّ وفی بعض المشاهد السَّردیّه تعود عدسه الکامیرا السَّردیّه إلی الوراء وتسرد التجربه الماضویه للشخصیّه وعلاقتها بالأحداث الماضیه حیث عبثت بالحیاه بنزعاتها الجسدیه وفقدت الشخصیّه کلّ قیمها عند احتدام هذه النزعات الباطله والقطع الزمنیّ واستخدام الاستباق الزمنیّ المسرود فی تمحوره حول حضور وهج الرُّوح وحضور القصیده فی لیل الشتاء، یؤکد به الشاعر علی حتمیّه فاعلیّه الحیاه بعد التَّخلص من النزعات القاتله العابثه.
۱۹۹۸.

التّجلّيات النّوعيّة لأنساق ثنائيّة "الحرب / الموت" في شعر الخوارج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
لا غرو فی أنّ الصّراعات السّیاسیّه بلغت أوجها فی العصر الأمویّ؛ عصر الخلافات الأیدیولوجیّه التی أحدثت شرخاً عظیماً فی الثّقافه الإسلامیّه التی بدأت تتجزّأ وحدتها بعد تبلور أحزاب متحاربه فیما بینها؛ من أمویّین وشیعه وزبیریّین وخوارج. ولکنّ حزباً لم یمتلک ثقافه الحرب کحزب الخوارج الذی نشأ نشأهً جدلیّه قوامها معارضه النّسق الجمعیّ لأنصار علیّ (ع)، إلى أن صارت معارضتهم معارضهً مرکّبه؛ فثاروا على علیّ وعلى معاویه معاً، ولم یتقاربوا مع أیّ فریقٍ من فرق العصر الأمویّ على اختلافها، رافعین فی کلّ ذلک رایات الحرب، ظانّین أنّ القتال هو معیار إثبات الشّجاعه والسّیاده المرجوّتین، ولذلک سیطر شبح الموت على حیاتهم وسلوکیّاتهم. وعلیه، أعلنت أنساق أشعار الخوارج تجلّیاتٍ نوعیّهً للحرب ومستلزماتها من شجاعه وقوه، ولاسیّما أنّها –على زعمهم- حرب الحقّ، الذی أعلنت أشعارهم جمالیّاته وأحقّیّتهم فی تولّی أمر المسلمین. ولکنّها أضمرت ما أضمرت من أنساق رفض الآخر، والإقصاء، والقلق الوجودیّ لحزبٍ لم یعرف أصحابه الرّکون إلى السّلم، بل ظلّوا بین غبار النّقع وساحات الوغى یتربّص بهم شبح الرّدى.
۱۹۹۹.

مفهوم جنون و کارکردهای سیاسی و اجتماعی آن در کتاب "عقلاء المجانین"

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۶
"عقلاء المجانین" یا خردمندان دیوانه نما بر خلاف رفتارهای عجیب خویش، دارای شخصیت و نبوغی شگفت انگیز هستند که بیان کننده عمق نگرش ایشان به انسان و جهان است. کتاب عقلاء المجانین نوشته محمد بن حبیب نیشابوری(؟-406ه) احوال اشخاص به ظاهر دیوانه، اما خردمند را جمع آوری نموده است. در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی به نگارش در آمده است، سعی شده تا با تحلیل محتوای حکایت های کتاب عقلاء المجانین، به کارکرد اجتماعی-سیاسی جنون در این کتاب پرداخته شود. بررسی ها نشان می دهد کارکردهای سیاسی نظیر اعتراض به رفتارهای خلیفه، پرهیز دادن اصحاب قدرت از ظلم و بی عدالتی، هشدار به حاکمان نسبت به عواقب امور، تعصب ورزیدن نسبت به گروه یا مذهبی خاص و کارکردهای اجتماعی مانند حضور فعال در اجتماع و گفت و گوی رو در رو با اشخاص مختلف، تلاش برای اصلاح اخلاق مردم، مبارزه با عقاید غلط رایج و حتی گره گشایی برای مردم با دعا برای خشکسالی از موضوعاتی است که این حکیمان و عارفان دیوانه نما در پس نقاب جنون در پی تحقق آن بوده اند. حکایت های این کتاب نشان می دهد که تظاهر به جنون برای حکیمان، رسیدن به ساحتی از آزادی بوده که کنشگری سیاسی و اجتماعی را در فضای خفقان آلود آن دوران تسهیل می کرده است. 
۲۰۰۰.

الحضاره الإیرانیه وتجلیاتها فی روایه "حارس التبغ" لعلی بدر العراقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۵
إنَّ الروایه کانت ولاتزال جنسا أدبیا یمیط اللثام عن قضایا الإنسان ومجتمعه بأشکال وأنماط متعدده، فکأنّها المرآه  التی تعکس ما یجری فی مفاصل المجتمعات. فصار التثقف بها وتزوّد الروائی بها أمراً لابد من الأدیب تحقیقه، وقد أثر الأدب العربی فی الفارسی وتأثر به حتى صارا أدبیَن قریبین جداً. فنظراً لوحده الدین الذی وحّد هذین الأدبین، استمر الاحتکاک الثقافی منذ القدم بین الشعبین العربی والفارسی حتى عصرنا هذا، حیث نرى عدداً غیر قلیل من الأدباء العرب شغفوا بالثقافه والحضاره الفارسیه فصارت آثارهم تضج بالروح الفارسیه من توظیف الشخصیات وذکر الأحداث والأماکن حتى ترجموا أکبر الأعمال الأدبیه الفارسیه ولم یشذ الروائی العراقی علی بدر من هذا النطاق، فَروى روایته المسماه "بحارس التبغ" من المنهل المعرفی والثقافی والحضاری الإیرانی، وجرت معظم أحداث روایته وشخصیاتها فی إیران بل وقضی معظم حیاه بطل الروایه فی إیران، فجال فی شوارعها وسجل بعدسه قلمه الوقائع بأدق تفاصیلها. وفی رصدنا عن مجریات ینابیع الروایه والتی تمّت عبر المنهج الوصفی التحلیلی، توصلنا الى أنّها نهلت تاره من معین الثقافه والحضاره الإیرانیه، تاره من ینبوع طقوسهم وعاداتهم وعمرانهم، وتاره من الأحداث التاریخیه التی جرت فی الحقبه التی یرویها الکاتب، فضلاً عن استعانته بتعابیر وتراکیب فارسیه لإکمال مسیر روایته.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان