هارتشون در تبیین رابطة فعال و دو سویه خدا با جهان از ایده تعالی و تنزه خداوند دست می کشد و با ایجاد تحولاتی در باب اوصاف الهی از جمله علم مطلق می کوشد تا مبانی الهیاتی جدیدی را برای ارتباط خداوند با جهان فراهم آورد. ملاصدرا نیز تفسیر خاصی از رابطة دو سویة خدا و جهان به دست می دهد؛ تفسیری که در آن تعالی خدا به همراه حضور وجودی در جهان حفظ شده است و حلول از هر دو سوی (= حلول خدا در جهان و حلول جهان در خدا) انکار می شود. پرسش پایة این جستار آن است که رابطة وجودی خدا و جهان از دیدگاه هارتشورن و ملاصدرا چگونه است. دستاوردهای این جستار عبارتند از: برخلاف دیدگاه هارتشورن، در فلسفة صدرایی قطب انتزاعی خدا انکار می گردد و خدا یکسره خارجیت و واجب و قائم به ذات معرفی می شود. همچنین، در الهیات هارتشورن، قطب عینی خدا در پویش و خدا متأثر از مخلوقات است، اما در فلسفة ملاصدرا این پویش انکار می شود و حرکت منحصر در طبیعت و وجود انسان می شود و نه خدا که مفارقاتِ تجدد پذیر، یعنی نفوس، متأثر از دعای بندگان هستند. افزون برآن، در فلسفة ملاصدرا برخلاف الهیات هارتشورن، هیچ گونه از حلول برای خدا متصور نیست.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامى, سال گذشته را به مناسبت یکصدمین سالگرد ولادت رهبر کبیر انقلاب, سال حضرت امام(ره) نامیدند.
متإسفانه با آنکه حضور حضرت امام(ره) هنوز در میان امت اسلامى احساس مى شود, لیکن رفتار, گفتار و منویات و افکار بلند و ارزشمند آن عزیز سفر کرده, بیشتر در میان سطور باقى مانده تا اینکه دستورالعمل زندگى افراد جامعه اسلامى قرار گیرد.
شاید نقص اصلى, در عدم درک عمیق, و عدم شناخت دقیق و صحیح ویژه گى هاى برجسته روحى و فکرى آن سلاله پاک حضرت زهرا و على(ع) باشد.
البته عیب بزرگ دیگر , از ناحیه وجودى ماست که از نظر روحى و فکرى, در سطوح مختلفى از معنویت قرار داریم; بدین ترتیب هرچه این عیب و آن نقیصه بیشتر مى شود, فاصله مراد و مرید و امام و مإموم و رهبر و پیرو افزون تر مى گردد.
حال که تقارن سال 79 با دو عیدالله الاکبر, امسال از سوى خلف صالح خمینى کبیر, به نام نامى مولا امیرالمومنین على بن ابى طالب(ع) مزین گشته است, در لبیک به نداى ولایت امرمان, با توکل به سید المتوکلین و اقدر القادرین, و با توسل به حبل الله المتین حضرت مولى الموحدین, نورى از آن مصباح الدجى و نمى از یم معارف و عظمت وجودى حضرتشان برگیریم; باشد تا در مسیر نیت خالصانه معظم له قرار گیریم و قدمى در این راه برداریم!
شمه اى از خصال خیرالبریه و ابوالائمه الطاهرین(ع)
براساس آیات و روایات، عصمت پیامبران و محبّت هاى الهى از ضرورت هاى هدایت است. برخى از مفسّران، ذیل آیه (سَنُقْرِئُکَ فَلاَ تَنْسَى) مطالبى را ذکر کرده اند که با عصمت پیامبر 9 منافات دارد ازجمله نگرانى پیامبر از فراموش کردن وحى و نگرانى و اضطراب ایشان در زمان آغاز بعثت.
با توجّه به مفهوم و حقیقت وحى براساس آیات قرآن و اعطاى معرفت و هدایت به واسطه روح قدسى از طرف خداوند، پیامبران در دریافت و ابلاغ وحى، از هرگونه خطا و لغزش و تردید مصون مى باشند.
برخى از مفسّران، پیامبر 9 را در دریافت وحى و در ابلاغ وحى از القاى شیطان در امان نمى دانند و افسانه غرانیق که طبرى مطرح کرده است، براساس همین اعتقاد به لغزش در ابلاغ وحى است.
آیت الله ملکى میانجى در تفسیر مناهج البیان، پس از نقل و نقد برخى از اقوال مفسّران ذیل آیه، تفسیر صحیح آیه را بیان مى کند.
یکی ازدیدگاه های مطرح در خصوص منبع و منشأ حجیّت سنّت پیامبر در تبیین محتوای وحی و نیز ولایت بر امور مسلمین، نظریة تفویض دین به پیامبر است. بر اساس آن پیامبر و همچنین امامان به لحاظ برخورداری از خلق عظیم و تربیّت ویژه به مرتبه ای رسیده اند که مظهر علم و اراده خدا شده اند و بدین لحاظ هرچه گفته یا کرده اند، عین خواست و اراده خداست و از همان اعتبار و حجیّت برخوردار است.
در این نوشتار تلاش بر این است، نظریة یاد شده با تکیه بر آراء مفسران شیعه مورد تأمل و نقد قرارگیرد.
داوودبن مُحَبِر، از علمای سده ی دوم هجری است که تنها تالیف روایی او با عنوان کتاب العقل، در طی سده های متمادی، همواره محل نقد و گفتگو میان محدثان بوده است. این که داوود، حمایت روایی از کدام «عقل» را وجهه ی همت خود ساخته، و چه اندیشه و انگیزه ای در پسِ تدوین کتاب او نهفته است، پرسش هایی است که نوشتار حاضر، در پی یافتن پاسخی برای آن هاست. مولف، با ارائه ی تحلیلی بر مضامین کتاب العقل، مباحثی هم چون عقل به عنوان عطای الهی، عقل به عنوان ابزار شناخت، عقل و ایمان، رابطه ی تعاضُدی عقل و عمل، و فضیلت عقل و ارزش دهی به عمل را در کتاب العقل، پی گیری می نماید.
در گوشه و کنار سرزمینهای اسلامی، مکانهایی وجود دارند که منتظران یار در آنها گرد می آیند و به یاد عزیز سفر کرده خود نجواهای عاشقانه سر می دهند. این مکانها که هر کدام به نوعی یادگار حضرت موعود هستند برای همه شیعیان مقدس است و بزرگداشت آنها وظیفه ای همگانی به شمار می آید.
برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با مساجد، مقامها و اماکن خاصی که یادآور آن امام منتظر هستند، بر آن شدیم که در هر شماره به اجمال یکی از این مکانها را معرفی کنیم. باشد که مورد قبول حضرت موعود واقع شود.
یکی از روایات پیچیده در منابع شیعه، روایت ابراهیم بن عمر از امام صادق درباره اسم مکنون الهی و نسبت آن با اسماء حسناست. محتوای این روایت، جنبه های مختلف معنا را برمی تابد؛ ازاین رو باعث گوناگونی دیدگاه ها درباره مدلول این روایت شده است. در این مقاله، دیدگاه های مختلف را درباره مفهوم اسم در این روایت می آوریم و تصریح می کنیم که اسم در اینجا، اسم لفظی نیست، بلکه اسم عینی و حقیقت خارجی است. آنگاه دیدگاه های محدثان و فلاسفه را درباره مصادیق اسم ظاهر بررسی می کنیم ونتیجه می گیریم اسماء ظاهر، سه اسم «الله»، «تبارک» و «تعالی» است. در پایان نیز به ماهیت اسم مکنون یادشده در روایت می پردازیم و پس از تحلیل دیدگاه های محدثان و فیلسوفان، نتیجه می گیریم منظور از اسم مکنون، مقام «احدیت» است که با اسماء ظاهر پوشیده شده.
نوشتار حاضر در پى اثبات این معنا است که دین اسلام بر خلاف دین تحریف شده مسیحیت، داراى ویژگیهاى خاصى است که با ملاحظه آنها سکولار شدن دین اسلام غیر ممکن خواهد شد و حتى بر خلاف استراتژى مدرنیته مبنى بر عرفى کردن امر قدسى، این اسلامِ جامع و کامل است که به دنبال قدسى کردن تمامى شؤون حیات بشرى مىباشد.