بررسی، تحلیل و سنجش عملکرد در حوزه های خاص و کیفی فرهنگی اجتماعی، علاوه بر تازگی و ضرورت اجرا، نیازمند طراحی روش شناسی های بومی و ویژه، به منظور پیاده سازی در کشور است. ازاین رو، هدف مقالة حاضر، بررسی مفهوم فرهنگ، طبقه بندی سازمان های فرهنگی در جمهوری اسلامی و ساختار هرمی سلسله مراتب فرهنگ، روند تحول و اثرگذاری متقابل ارگان ها، مرور ادبیات مرتبط با حوزة سیاست گذاری فرهنگی، انطباق ذی نفعان راهبردها با واقعیات موجود در ساختار عملیاتی فرهنگ، تفکیک دوگانة شاخص ها و تحلیل و تشریح شاخص های پیشنهادی است.
به این منظور، این مقاله به بررسی مدل وزن دهی و نیز روش ارزیابی و سنجش شاخص پیشرفت، با رویکرد خاص به چهارچوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و تحلیل اثرات ناشی از اجرای الگو، روش وزن دهی و بهره گیری از شاخص ها و بررسی موردی دانشگاه ها که به صورت نمونة خاص طی سه دوره، در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کل کشور اجرا شده و ارائة مدل خطی، با لحاظ ضرایب وزنی در این خصوص پرداخته است.
در این نوشتار «نظریه کاشت» «جرج گربنر» را با این مضمون که تکرار برنامه های تلویزیون بر ذهن مخاطبانِ پر مصرف تأثیر کاشتی می گذارد، درخصوص مقوله های دینی، گروهی و جنسیتی هویت بررسی کرده و محتوای پیام های ارائه شده از تلویزیون و نگرش مخاطبان به هویت را با بهره گیری از روش تحلیل محتوای تصویر و پیمایش، تحلیل و تبیین کرده ایم.
نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان می دهد برخلاف اینکه تلویزیون ایران درباره هر کدام از مقوله های مورد بررسی هویت، پیام هایی را تولید و پخش می کند، اما این پیام ها در کنار سایر عوامل تأثیرگذارند و تلویزیون پس از سایر متغیر های نظام اجتماعی عاملی تأثیرگذار بر نگرش مخاطبان درباره هویت بوده است. این مقاله که حاصل پژوهشی علمی در مرکز تحقیقات صداوسیماست، نشان می دهد نظریه کاشت که بر تأثیرهای قدرتمندانه تلویزیون به ویژه بر بینندگان پر مصرف تأکید دارد، در ایران اثبات نمی شود.
این مقاله در گام نخست با استفاده از روش کتابخانه ای و اسنادی و در نهایت با استفاده از روش پیمایش به بررسی تطبیقی علل گرایش و همچنین نحوه استفاده دانشجویان ایرانی و آمریکایی از شبکه اجتماعی «فیس بوک» می پردازد.
مقوله بندی پژوهش های انجام شده نشان می دهد که معتبر ترین آنها درخصوص فیس بوک که جامعه آماری آنها دانشجویان آمریکایی بوده، حول سه محور اصلی؛ نحوه استفاده کاربران از فیس بوک، تأثیر استفاده از آن و سنجش نگرش دانشجویان درباره فیس بوک صورت گرفته که در این میان، ایجاد روابط جدید، حفظ روابط قدیمی، جستجوی اخبار، اطلاعات و سرگرمی مهم ترین دلایل عضویت دانشجویان آمریکایی در فیس بوک شناخته شد. در مرحله دوم بر مبنای مصاحبه با خبرگان، پژوهش های انجام شده و نظریه «استفاده و رضامندی» ، اقدام به نیازسنجی ارتباطی دانشجویان دانشگاه های تهران درخصوص شبکه فیس بوک می شود. مهم ترین نتایج قسمت دوم نشان می دهد که عواملی نظیر: اشتراک اطلاعات و اخبار، آزادی در ارتباط، جریان آزاد اطلاعات در شبکه، توانایی کنترل مخاطب بر اطلاعات شخصی و برابری اصولی در شبکه، در پیوستن دانشجویان به این شبکه نقش اساسی داشته است.
این مقاله به مطالعة روش های متنی شدة بازنمایی ایدئولوژی در کتاب های آموزشی زبان انگلیسی اینترچنج پرداخته و برای یافتن پاسخی برای این پرسش ها که کتاب های زبان انگلیسی اینترچنج، به مثابه صور نمادین، به معنایی که تامپسون به کار می برد، چگونه معنای ایدئولوژیک خود را به نوآموزان زبان انگلیسی انتقال می دهند؟ و اینکه چگونه در این کتاب ها ایدئولوژی و سبک زندگی آمریکایی به شکلی طبیعی و همگانی نشان داده می شود؟ ابتدا هر چهار کتاب زرد، قرمز، آبی و سبز اینترچنج مطالعه شد تا مؤلفه هایی که به وسیلة آنها سبک زندگی بازنمایی شده استخراج شود. سپس الگوی بازنمایی سبک زندگی آمریکایی در این کتاب ها کشف و مشخص شد که این الگوها راهبردهای اصلی این کتاب، جهت انتقال دیدگاه ها و عقاید آمریکایی هستند. برای پیگیری ادعاهای مقاله، روش شناسی مقاله طوری طراحی شد که ابتدا چهار بحث گروهی متمرکز انجام شود تا نحوة برخورد مخاطبان با این کتاب ها مطالعه و واکاوی شود. با تحلیل اظهارنظر زبان آموزان، یافته هایی به دست آمد مبنی بر اینکه اگرچه سبک زندگی و فرهنگ بازنمایی شده در این کتاب ها بیشتر آمریکایی است، اما این خود مخاطبان هستند که به هنگام برخورد با آنچه در این کتاب ها مطرح می شود و اینکه باید از چه سبک آداب و رسوم و عادت های اجتماعی پیروی شود، دست به انتخاب می زنند. یافته های این نوشتار همچنین نشان می دهد که در بسیاری از موارد، زبان آموزان حتی در انتخاب خود به گونه ای دست به یک بریکولاژ فرهنگی می زنند.
ورود رسانه های جدید رقم زنندة عصر جدید هم گرایی رسانه ها می باشد. بر اساس نظریة فرهنگ هم گرایی، رسانه های جدید رسانه های مشارکتی هستند و مخاطبان، تولیدگران و مشارکت جویان در چرخة محتوا می باشند. این تحول به نظر می رسد موجب تغییر فرهنگ مصرف رسانه ای شده است. نحوة جدید استفاده از تلویزیون در فرهنگ جدید رسانه، موجب پدیدآمدن مخاطب جدید با خصوصیات چندقالبی، مشارکت جو و فعال شده است. مقالة حاضر به دنبال بررسی تأثیر اینترنت بر تلویزیون در عصر هم گرایی به واسطة تبیین رابطة تولید محتوای اینترنتی با نحوة جدید استفاده از تلویزیون می باشد و با استفاده از پیمایش نشان می دهد: ۶۵ درصد از شهروندان، تولیدگر محتوای اینترنتی هستند و مخاطبان به نحوی جدید به تماشای تلویزیون می پردازند. همچنین بر اساس آزمون فرضیه ها، تولید محتوای اینترنتی با چندقالبی بودن، مشارکت جویی و فعال بودن در برابر تلویزیون رابطة مستقیم دارد که بیانگر فرهنگ واحد هم گرایی در رسانه ها می باشد. اینترنت بر تلویزیون تأثیر گذاشته است ولی نه بر کاهش محبوبیت آن؛ بلکه موجب تعامل هرچه بیشتر رسانه های سنتی و نوین شده است.
این مقاله می خواهد بررسی نماید که آیا همگرایی های فرهنگی و دینی در بین کشور های عضو سازمان همکاری اسلامی به انداز ه ای مؤثر بوده است که دست کم در باب گفتمان حقوق بشر بر واگرایی های سیاسی و اقتصادی فایق آمده و این کشور ها بتوانند راهبرد واحدی را در تعامل با نظام بین المللی حقوق بشر اتخاذ نمایند؟ انگارة نویسنده آن است که در دوران تدوین و شکل گیری نظام بین المللی حقوق بشر کشور های اسلامی هیچ گونه راهبرد منسجمی نداشتند؛ به دلیل شرایط سیاسی حاکم بر جامعة بین المللی این کشور ها بین دو اردوگاه شرق و غرب پراکنده شده و در گفتمان حقوق بشر سیاست های مختلفی اتخاذ کرده بودند. حال آنکه در دوران توسعه و تحول این نظام، کشور های اسلامی به هویت فرهنگی متفاوت خود پی برده و با تشکیل اردوگاه اسلامی کوشیدند راهبرد منسجمی اتخاذ نمایند.
پژوهش حاضر درصدد است، ضمن توصیف وضعیت موجود در دانشگاه های کشور ـ از طریق انجام تحقیقی میدانی ـ و ارائه برآوردی از نگرش دانشجویان به رابطه با جنس مخالف و میزان پایبندی به آنها باورهای دینی، به بررسی آرای موجود در این خصوص بپردازد. براساس تحقیق میدانی مزبور، نگرش دانشجویان نسبت به رابطه با جنس مخالف و تأثیر باورهای مذهبی آنها، در حد متوسط ارزیابی شد. افزون بر این، سه نظریه مطرح دراین باره، یعنی نظریه های اضطرار، اختلاط و اعتدال یا معروف، بررسی شد که نظریه اعتدال به رغم داشتن نقاط ضعف، با آموزه های دین اسلام مطابقت بیشتری دارد. ازاین رو سعی شد با استفاده از آموزه های دینی، نظریه «اعتدال با رویکرد تقلیل و کاهش روابط زن و مرد» طرح، و راهکارهایی جهت رسیدن به وضعیت مطلوب در روابط دختران و پسران، از جمله کنترل و تعدیل غریزه جنسی در سه محور خویشتن داری، ازدواج و آموزش ارائه گردد.
این پژوهش با رویکرد تحلیلى به بررسى چیستى رسانه از حیث ابزار و یا بسته فرهنگى بودن و نیز بازنمایى و یا عدم بازنمایى و انعکاس واقعیات اجتماعى مى پردازد. پذیرش هریک از این رویکردها، مبتنى بر طرز تلقّى و نوع نگرش به هستى است. هرچند در دنیاى ارتباطات پیچیده امروزى، ما به شدت در معرض رسانه ها قرار گرفته ایم، اما این گونه نیست که تابع محض آنها باشیم. رسانه ابزار صرف و یا بستر فرهنگى نیست، بلکه داراى ظرفیت ها، اقتضائات، امکانات و محدودیت هایى است. از این رو، مى توان با شناخت ماهیت رسانه، و نیز دین و آموزه هاى دینى و امکان ترویج آن در رسانه، از حداکثر ظرفیت رسانه براى انتشار پیام دین بهره گرفت.