فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۳٬۳۲۸ مورد.
منبع:
فرهنگ مردم ایران زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۳
131-154
حوزههای تخصصی:
از ایزدبانوی ایشتار تا بقعۀ پیر استیر در خراسان بزرگ با رویکرد قوم نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سایه روشن تاریخ باورهای دینی باستانی مردمان بومی فلات ایران و به ویژه سرزمین های شرقی، تأثیرات آیین های بین النهرینی تا اندازه ای در تاریکی مانده است. یکی از نمونه ها که می توان به آن اشاره کرد، تأثیر خدای ایشتار در خراسان بزرگ است که در بقعه استیر بر کرانه کویر متجلی شده است. این نوشته براساس نشانه ها پیش رفته است؛ نشانه هایی خرد اما محکم که با جایگذاری مناسب در کنار هم، تصویر نسبتاً روشنی را از حضور ایزدبانوی بابلی ایشتار در دل خراسان گواهی می دهد. مواردی مانند ریشه شناسی استاربذ، جنسیت زائران و موارد دیگر از انطباق پیر استیر با ایشتار پرده برمی دارد. روش پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد قوم نگاری با استفاده از منابع کتابخانه ای و مشاهده میدانی به صورت هم زمان است. مطالعه مزبور نشان می دهد پیر استیر با توجه به گزاره های موجود، همان ایزدبانوی بابلی است که در این خاک جا خوش کرده و تا دوره معاصر به حیات خود در قالب اسلامی ادامه داده و مستحیل شده است.
عاشیق های آذربایجان در گذر تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات شفاهی ملت ها دارای تاریخ بسیار قدیمی و وارث آفرینشی خردمندانه است که در زمان های بسیار دور همراه با کار و فعالیت های انسان ها شروع شده و به تدریج تکوین پیدا کرده است. موسیقی یکی از ارکان مهم فولکلور به شمار می رود. مطالعه موسیقی جوامع (قومیت ها) به عنوان، مطالعه موسیقی در زمینه اجتماعی و فرهنگی تعریف شده است، در این معنا این دانش ترکیبی از انسان شناسی و موسیقی شناسی است. در آذربایجان هنر موسیقی مردمی به موسیقی عاشیقی معروف است که جایگاه والایی در ادبیات شفاهی و فرهنگ این منطقه دارد و سرشار از معنویت است. عاشیق ها به معنایی کامل ترین هنرمندان آذربایجان هستند که توان خلق، تولید و اجرای هنرشان را توأمان دارند. این مقاله در تلاش است نشان دهد که شکل گیری و زایش هنر عاشیقی در منطقه آذربایجان با باورهای مردم، همساز و هماهنگ شده است و با سایر ساخت های اجتماعی جامعه همراهی می کند. پژوهشگر برای دست یابی به این هدف از روش های کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی استفاده کرده است.
انسان شناسی زیارت: مطالعه ای در آسیب شناسی مراسم اربعین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
215 - 233
حوزههای تخصصی:
هدف:طی دو دهه گذشته، مراسم اربعین از یک پیاده روی نسبتا ساده که صرفا توسط شهروندان شیعه عراقی انجام می شد تبدیل به یک مراسم گسترده با حضور بیش از ۲۵ میلیون شیعه از سراسر جهان، از جمله حدود سه میلیون نفر ایرانی شده است. طبیعتا این حجم گسترده حضور انسانی در یک نقطه و برای برگزاری یک مراسم که در کمتر جایی در جهان می توان نمونه مشابهش را یافت، در کنار همه دستاوردها و کارکردهایی که دارد، پیامدهای ناخواسته منفی ای هم دارد که می تواند «آسیب هایی» به خود آن مراسم، شرکت کنندگان (زائران) و منسوبان به آن (کل شیعیان و حکومت های ایران و عراق) وارد کند. به ویژه وقتی در نظر بگیریم حضور ایرانیان در مراسم پیاده روی اربعین طی کمتر از یک دهه از چند هزار نفر به چند میلیون نفر رسید؛ رشدی که بسیاری از افراد و نهادها انتظارش را نداشته و بنابراین آمادگی لازم برای رویارویی با پیامدهایش را نیز نداشتند. در این پژوهش بر آنیم تا ابتدا یک آسیب شناسی کلی از این مراسم ترسیم کرده و سپس به تحلیل مهمترین این آسیب ها از نگاه انسان شناسی گردشگری بپردازیم.روش شناسی-در انجام این پژوهش هم از روش های میدانی و هم از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است. در این زمینه تجربه حضور نگارنده در مراسم اربعین و همچنین مصاحبه عمیق با شصت نفر (۲۰ نفر کارشناس، ۲۰ موافق برگزاری اربعین و ۲۰ منتقد برگزاری اربعین به شیوه کنونی) در این راستا جای می گیرد. شیوه نمونه گیری ترکیبی از تصادفی و گلوله برفی بود. ابتدا با چند نفر از دم دست ترین افراد هر گروه مصاحبه شد و سپس از آنان درخواست گردید چنانچه افرادی آگاه به موضوع و مناسب این پژوهش می شناسند معرفی کنند. چند تن از خبرگان و کارشناسان مصاحبه شونده، عراقی هایی بودند که به واسطه سال ها حضور در ایران، با زبان فارسی و فرهنگ ایرانی آشنایی داشتند. همه مصاحبه ها به زبان فارسی انجام و ضبط شد. سپس تبدیل به متن گردید و آسیب ها با تکنیک تحلیل محتوا از دل آنها بیرون کشیده شد. این آسیب ها در دسته بندی هایی تقسیم و چندین بار با یکدیگر ترکیب یا از یکدیگر جدا شد تا نهایتا به دسته بندی نهایی رسیدیم.یافته ها-بر این پژوهش، عمده ترین آسیب های وارد بر مراسم پیاده روی اربعین را می توان در هفت دسته گنجاند: آسیب های دولتی- مدیریتی، فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی، سیاسی و بین المللی و نهایتا گردشگری. در این میان دو آسیب بیش از بقیه به چشم می آید: نخست دولتی شدن اربعین که در پی برپایی موکب های مجلل توسط بسیاری از نهادهای دولتی، عملا به کم رنگ تر شدن نهادها و موکب های مردمی در اربعین انجامیده است. دوم، تفاوت های فرهنگی میان زائران ایرانی با میزبانان عراقی که گاه باعث ایجاد دلخوری یا حتی تنش میان طرفین شده و کارکرد اربعین را به عنوان آیینی وحدت بخش به مخاطره می اندازد. در پایان نیز راهکارهایی برای برطرف شدن یا کاهش این آسیب ها ارائه گردید. مهمترین راهکارها مداخله و فعالیت دولت در فراهم نمودن زیرساخت های این مراسم (همچون سرویس های بهداشتی برای طول مسیر و یا سامان دهی وسایل نقلیه جابجایی زائران) و سپردن فعالیت های اجرایی، به ویژه در زمینه برپایی موکب ها به بخش مردمی و مدنی و پرهیز بخش های دولتی از برپایی موکب های بزرگ و باشکوه است. همچنین به نهادهای مدنی مرتبط با مراسم اربعین نیز پیشنهاد شده در حوزه آشنا سازی زائران با فرهنگ میزبانان عراقی و آداب زیارت و پرهیز از رفتارهای مغایر با فرهنگ زیارت بیشتر متمرکز و فعال گردند
سفال لالجین؛ فرآیند ساخت
حوزههای تخصصی:
مطالعه انسان شناختی تاثیرات پروژه های سدسازی بر جوامع محلی در استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱
151 - 179
حوزههای تخصصی:
به طور معمول، جابه جایی اجباری و اسکان مجدد ناخواسته به دلایل متعددی انجام می گیرد. در این میان اجرای پروژه های توسعه ای از جمله سدسازی یکی از مهمترین این عوامل می باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تاثیرات اجتماعی جابه جایی اجباری و اسکان مجدد ناخواسته ناشی از پروژه سدکنگیر در استان ایلام با روش کیفی و بهره گیری رویکرد اتنوگرافیک انجام گرفته است. کار گردآوری داده ها با استفاده از مشاهده مشارکت آمیز و مصاحبه های قوم نگارانه انجام گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که که اَشکال مختلف نقل مکان و جابه جایی شامل نقل مکان به جایی در محدود پروژه، نقل مکان شخصی و نقل مکان به سایت جدید اسکان مجدد بوده است. نوع اول نقل مکان، مناسب ترین گزینه است، چون این کار به مردم اجازه می دهد تا در محیطی آشنا باقی بمانند و در عین حال، کمترین میزان وقفه را نیز به همراه دارد. در نقل مکان شخصی بعضی از مردم ترجیح می دهند تا نقل مکان شان را خودشان مدیریت کنند. این کار به آن ها امکان می دهد تا به انتخاب خود در جایی ساکن شوند. جایی که فکر می کنند فرصت های درآمدی بهتری برای شان دارد. اما نوع سوم نقل مکان، یعنی نقل مکان به سایت جدید مععمولا واجد رحجان کمتری بوده و پیامدهای منفی زیادی در ابعاد مختلف برای نو-ساکنان به همراه داشته است و از آن می توان تحت عنوان اسکان مجدد نارضایت بخش یاد کرد.
انسان شناسی تفسیری مسابقات سوارکاری ترکمن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۴
187 - 207
حوزههای تخصصی:
در این مقاله مسابقات سوارکاری در بین ترکمن های منطقه ترکمن صحرا که پدیده فرهنگی ورزشی برای آنها به شمار می آید و معانی پنهانی که این مسابقات و شرط بندی پیرامون این مسابقات برای افراد این قوم دارد مطالعه شده است. برای مطالعه این پدیده فرهنگی از روش تفسیر هرمنوتیکی کلیفورد گیرتز استفاده شده است. گیرتز در مردم نگاری از دو روش توصیف سطحی و توصیف عمیق یاد می کند. به زعم او کار مردم نگار تنها ارائه گزارش از پدیده های فرهنگی نیست، و این بخش تنها تفسیر سطحی است، بلکه کار اصلی مردم نگار این است که علاوه بر این گزارش مردم نگارانه توصیف عمیق تری از این پدیده ها و معانی آنها برای آن قوم را باید ارائه دهد که تفسیر شخصی مردم نگار است که از آن تحت عنوان تفسیر هرمنوتیک یاد می کند. در این مقاله پس از توضیح مفهوم هرمنوتیک، به رویکرد تفسیری گیرتز پرداخته شده است. در ادامه با اتکا به رویکرد تفسیری گیرتز، ابتدا گزارشی مردم نگارانه از این مسابقات و حواشی آن ارائه شده و سپس در مرحله دوم توصیف عمیق تر این پدیده از دید نگارندگان آمده است. مشاهدات و تفسیر نگارندگان دال بر این است که امروزه نگه داری اسب برای ترکمن ها تنها به معنای علاقه آنها به اسب و سوارکاری نیست، بلکه برای آنها نشانگر توانگری مالی و شأن اجتماعی است. به علاوه شرط بندی ها نیز تنها بُعد مادی برای افراد ندارد، بلکه نشان دهنده تخصص و مهارت آنها در شناخت اسب و قدرت پیش بینی آنهاست که می تواند برای آنها جایگاه اجتماعی در بین علاقه مندان به سوارکاری و اسب به همراه داشته باشد. افزون بر این، این افراد با وفای به عهد خود در شرط بندی های بدون سند و رسید، آموزش صداقت و درستکاری می بینند.
بررسی کارکردهای دین ورزی صوفیانه زنان پیرو دو طریقت قادریه و نقشبندیه در شهر سقز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جوامع مختلف انسانی بسته به شرایط مکانی زمانی و مقتضیات اجتماعی و جنسیتی، روش ها و تجربه هایی متفاوت در دین ورزی داشته اند؛ روش هایی که کارکردشان، تأمین بخشی از نیازهای فرهنگی اجتماعی این جوامع است. داده های حاصل از این پژوهشِ انسان شناختی بر روی زنان پیرو دو طریقت قادریه و نقشبندیه ساکن شهر سقز از توابع استان کردستان نشان می دهد که آنان توانسته اند به مدد یک ”مسلک دینی“، هم نیازهای روانی مرتبط با مفاهیم ماوراءلطبیعه شان را تأمین کنند و هم آزادی های اجتماعی بالنسبه بیشتری در مقایسه با دیگر زنان در همان جامعه برای خود ایجاد کنند. آنان هم چنین با ایجاد برخی تغییرات در شیوه اجرای مناسک، قواعد و مراسم صوفیانه، سبکی زنانه از این شیوه های دین ورزی ایجاد کرده اند. محقق بیش از 18 ماه، به تناوب در مراسم و مناسک این گروه از زنان حضور داشته و از فنون پژوهش انسان شناسی شامل مشاهده، مشاهده مشارکتی و مصاحبه عمقی برای جمع آوری داده های مورد نظر استفاده کرده است.
بررسی تطبیقی آیین های نوروز کرمان قبل و بعد از کرونا
منبع:
فرهنگ مردم ایران زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۷
177-198
حوزههای تخصصی:
نخ ریسی سنتی (دستی) در ایالات متحده: سنتی سازی و احیا
منبع:
فرهنگ مردم ایران بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۴
167-203
حوزههای تخصصی:
پیاده راه سازی و حضورپذیری فضای شهری به مثابه رویکرد اجتماعی به مدیریت تردد (نمونه موردی: بازارچه طرخانی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت تردد در بافت های تاریخی و فرسوده کلانشهرها یکی از مهم ترین معضلات شهری است که با توجه به گستردگی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و محیط زیستی خود واجد پیچیدگی های چندلایه است که در صورت عدم برنامه ریزی صحیح به معضلات غیرقابل حلی می انجامد. همچنین عدم حضورپذیری فضای شهری منجر به عدم شکل گیری خاطرات فردی و جمعی در میان شهروندان و درنتیجه موجب بیگانگی آنان از شهر شده است. در این پژوهش تلاش شده است تا با توجه به همین ضرورت، در محدوده بازارچه طرخانی تهران، نخست با رویکرد تحقیق کیفی و طرح تحقیق توصیفی-تحلیلی و قیاسی، با احصا معیارها و زیرمعیارهای ساختارهای اقتصادی، کالبدی، محیط زیستی، اجتماعی، معابر و تردد از مطالعات کتابخانه ای و سنجش مؤلفه های هندسه معابر، عرض معابر، مبلمان، منظر شهری، کاربری ها، نیاز اقشار خاص، حضورپذیری بانوان، احساس امنیت، احساس تعلق خاطر، حجم تردد، طول مسیر، پارکینگ عمومی، سرزندگی اقتصادی، سازگاری فعالیت، زمان فعالیت، فضای سبز، کیفیت محیط و همسازی با محدوده به روش مطالعه تطبیقی و تحلیل داده ها از طریق استدلال استنتاجی، به ارائه راهکارهای عملیاتی مدیریت تردد و انتخاب محور پیاده و تمهیدات ضروری آن اقدام شده است. نتایج حاصل از داده ها نشان داد که در میان ساختارهای بررسی شده، ساختار کالبدی، بیشترین تأثیر و با نرمال سازی معیارها مشخص شد که کاربری ها مهم ترین سهم را در مدیریت تردد دارد. از میان چهار گزینه انتخابی نیز محور طرخانی مناسب ترین محور برای پیاده راه سازی تعیین شد و برای آن راه کارها و طرح های مدیریت تردد ارائه شده است.
بررسی جامعه شناختی روابط گروه های قومی درایران (باتاکید برجوک های تلگرامی)
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
167 - 188
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی بر روابط گروه های قومیتی با تاکید بر جوک های تلگرامی انجام شده است و درصدد پاسخگویی به سؤالات زیر است : جوک های قومیتی چه مسائلی را بیان می کند؟ و چه عواملی منجر به ایجاد جوک های قومیتی درگروه های مختلف می گردد؟ برای پاسخگویی به این سؤالات از نظریه کمپر بهره گرفته شد. این پژوهش به دلیل بررسی در محتوای جوک ها از روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته است. در واقع تحلیل محتوا یکی از روش های اسنادی است که شامل برجسته ساختن محورها یا خطوط اصلی یک متن یا متون مکتوب یا مجموعه ای از تصاویر، نوارها و... غیره است. جامعه آماری این پژوهش جوک های رد و بدل شده در شبکه اجتماعی تلگرام است. نتایج این پژوهش نشان می دهدکه گروه های قومیتی به وسیله تمسخرو تحقیر درجوک ها درصدد جبران عدم توازن قدرتی و جایگاهی نسبت به گروه های فرادست و فاصله اجتماعی خود با گروه های فرودست هستند. از طرفی جوک ها منجر به نوعی دیدگاه کلیشه ای نسبت به گروه مخاطب می گردد، بدین معنا که گروه های قومیتی اغلب احساسات مشابه ای در پاسخ به این گونه جوک ها نشان می دهند.
معرفی کتاب: گذری بر فرهنگ عامه شهرستان بیجار
منبع:
فرهنگ مردم ایران بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۴
205-206
حوزههای تخصصی:
مطالعه دانش بومی«دیل» ابزار شکار بلدرچین نَردربین اقوام آذری روستای آلوارس، استان اردبیل
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
211 - 231
حوزههای تخصصی:
«دیل» واژه ترکی است به معنی زبان. این ابزار در بیشتر نقاط آذربایجان از قدیم تا به امروز مورد استفاده بوده و کاربرد آن برای شکار بلدرچین نَر می باشد. ساکنین روستای آلوارس از توابع استان اردبیل، با گذشت هزاران سال هنوز از این دانش بومی بهرمند می گردند و هنوز دیل به عنوان ابزار شکار بلدرچین در نزد روستاییان از اهمیت و حرمت خاصی برخوردار است. روش کار در این پژوهش به صورت مردم نگاری، همراه با مشاهده مستقیم و مشارکتی، توأم با مصاحبه درمیدان تحقیق همراه با نظریه کارکردی برانیسلاو مالینوفسکی صورت گرفته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که ابزارشکار دیل در بین اهالی این روستا فقط حکم شکار پرنده را ندارد، بلکه نحوه تهیه و ساخت دیل، مهارت و هنری خاص می طلبد که اهالی روستا مهم تر از ابزار شکار و تفریح به آن به عنوان یک ابزارفرهنگی و اقتصادی نگاه ویژه ای دارند. نگاه فرهنگی آنها به این ابزار نگاه میراثی و هنریست که آن را ارزشمند و ماندگارکرده است. درنگاه اقتصادی، این ابزارحکم صنایع دستی مردم آلوارس به حساب می آیدکه با آن به اقتصاد خانواده خودشان رونق هر چند مختصر می بخشند.
محله های فرودست شهری و حق به شهر مورد پژوهی محله خاک سفید شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی شکل گیری و روند تحول محله خاک سفید به مثابه بازار غیررسمی زمین و مسکن و همچنین تحلیل حق به شهر در محله های فرودست شهری است. این بازارها یکی از منابع رایج تأمین مسکن و دسترسی به خدمات برای گروه های کم درآمد در بسیاری از نقاط شهری بزرگ کشورهای توسعه یابنده است و اکنون از آنها با عنوان محله های فرودست شهری نام برده می شود که تحت تأثیر توأمان شهری شدن فقر (فقر شهری) و سیاست های ناکارآمد توسعه شهری شکل می گیرند. ساخت یابی این محله ها ناشی از آنها کیفیت نازل واحدهای مسکونی از یک سو و کمبود یا نامطلوب بودن سطح خدمات شهری موجود است و از سوی دیگر وضعیت مبهم حقوقی مالکیت زمین و واحدهای مسکونی که گاهی متأثر از تصرف عدوانی است و مانع از سرمایه گذاری و رونق اقتصادی در این محله ها و در نتیجه بهسازی کالبدی ساختمان ها نیز با مشکل مواجه می شود. تداوم این وضعیت هم به درهم ریختگی کالبدی و گسست آن از کل شهر و موضوع بافت های فرسوده شهری برای تخریب و نوسازی شهری می شود. خاک سفید در سه دهه گذشته شکل های گوناگونی از بازار غیررسمی زمین و مسکن را تجربه کرده است که از تصرف عدوانی اراضی وقفی و دولتی آغاز شد و تفکیک واحدهای مسکونی موجود و استفاده مشترک از خدمات شهری و توسعه عمودی به شکل پشت بام سازی از جمله واپسین تحولات آن محسوب می شود.
مطالعۀ مردم شناسی بازتاب فرهنگی قصه عروسک گلین بالا در زندگی اجتماعی مردم آلوارس استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گلین بالا عروسک و نوعی اسباب بازی سنتی زنان و دختران بیشتر مناطق آذربایجان است. بیشتر این مناطق گلین بالاهای مخصوص به خودشان را دارند که از نظر ساختار فیزیکی و کارکرد نمادین اجتماعی آن با هم متفاوت هستند. در این مطالعه موردی بر گلین بالاهایی تمرکز شده است که خانواده ها در روستای آلوارس شهرستان سرعین می سازند. عروسک گلین بالا در میان مردم روستای آلوارس هم به نوعی نشان دهنده نقش دختران روستا و به عبارتی آموزش وظایف و مسئولیت اجتماعی آینده آن هاست. به بیان دیگر، گلین بالا از نظر اجتماعی مقیاس کوچک زنان آلوارس و نقش آن ها در خانواده را برای کودکان بازتولید می کند. در قصه گلین بالا مردم آلوارس آیتم زمانی و مکانی تا حدودی لحن و رنگ ساختاری فرهنگ مردم آلوارس را شامل شده است. شرایط اقلیمی و زیستی قصه نشان می دهد مکان قصه کوهستانی است که زمستان های طولانی و سختی دارد و تابستان های کوتاه و خنکی در آن موج می زند. در جای جای قصه پر است از شرایط زندگی اجتماعی سختی که در زمستان طی می شود. مشکل راه و وسایل حمل و نقل با اکوسیستم طبیعی این روستای کوهستانی سنخیت دارد که باز در داستان به آن اشاره می شود. در تحلیل و تفسیر مردم شناختی این مقاله از نظریه انسان شناسی نمادین و تفسیری استفاده کرده ایم. گلین بالا از نظر فرم ظاهری و کارکرد نمادین آن با دیگر گلین بالاها تفاوت هایی جزئی دارد. قصه منتسب به این گلین بالا مخصوص مردم آلوارس است. قصه ای با این تم و موضوع در داستان های شبیه آن کمتر دیده می شود.
تبیین رابطۀ بهزیستی اجتماعی با زیست پذیری شهری (مطالعۀ موردی: شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۴و ۷۵
93 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه بین بهزیستی اجتماعی و زیست پذیری شهری انجام شده است. اصطلاح زیست پذیری به درجه تأمین ملزومات یک جامعه بر مبنای نیازها و ظرفیت افراد آن جامعه اشاره دارد. روش تحقیق مورد استفاده، پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه و مصاحبه بوده است. جامعه آماری تحقیق، کلیه شهروندان 18 ساله و بالاتر ساکن شهر ایلام تعریف شده است که بر اساس فرمول کوکران تعداد 383 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای متناسب با حجم انتخاب شد. اعتبار پرسشنامه از طریق اعتبار محتوا با میانگین کل 833/0 و پایایی ابزار از طریق آلفای کرونباخ به میزان 828/0 برای متغیر زیست پذیری شهری و 75/0 برای متغیر بهزیستی اجتماعی محقق گردید. در تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج و یافته های تحقیق حاکی از این است که میانگین رضایت از زیست پذیری اقتصادی 10/49، میانگین رضایت از زیست پذیری اجتماعی 00/55 و میانگین رضایت از زیست پذیری زیست محیطی 66/32 بوده است و همه فرضیه های تحقیق به غیر از فرضیه رابطه بین مشارکت اجتماعی و رضایت از زیست پذیری زیست محیطی تأیید شده اند.
سه الگوی رفتاری خوراک ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غذا و خوراک از مهمترین نیازها و فعالیت های اجتماعی بشری است که بدون آن امکان تکوین و بسط دیگر توانش های انسانی وجود ندارد. یکی از ویژگی های بنیادین فرهنگی هر جامعه آداب مربوط به خوراک مردمان آن جامعه است. مساله اساسی نوشتار از این قرار است که آیا می توان برای ساخت فرهنگی خوراک ایرانیان الگوهایی ترسیم و طراحی کرد؟ و اینکه چه تغییراتی در ساخت فرهنگ غذایی ایرانیان در خلال تاریخ به وجود آمده است؟ فرضیه اصلی نوشتار متضمن این ایده است که میان نوع جامعه و کنش هایی غذایی مردم ایران ارتباط وثیقی برقرار بوده است بطوریکه در جامعه گماینشافتی ایران ماقبل معاصر کنش های جمعی در رفتارهای غذایی سیطره داشته است و با پیدایش جامعه گزلشافتی رفتارهای فردی بر عرصه غذا حکمفرما می گردد. نتایج پژوهش موید سه پارادایم غذایی می باشد: کهن الگوی ایرانی، الگوی عربی اسلامی و پارادایم مدرن که هر یک واجد خصائص خاص خود هستند. در کهن الگوی ایرانی ابزار فلزی چون قاشق و کارد استعمال می شده است، در حالی که در الگوی عربی اسلامی غذا با سه انگشت دست صرف می شده است. دو الگوی نخست با وجود تمایزاتشان، برآمده از جامعه گماینشافتی بوده و در این سطح کنش های جمعی همچون «همکاسه شدن» که جلوه ای از همبستگی اجتماعی می باشد، سیطره دارد. اما در پارادایم سوم که از فرنگ وارد شده است، کنش فردگرایانه همچون استعمال قاشق، چنگال، کارد و بشقاب اختصاصی غلبه دارد که این ساخت فرهنگی جلوه ای از جامعه گزلشافتی به شمار می آید.
شگردهای طنز شنیداری در داستان های امیرحمزه
حوزههای تخصصی:
دانش اتنواکولوژی، مبانی تقسیم بندی و نامگذاری عرصه های مرتعی از دیدگاه بهره برداران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش بومی دانشی است که از حوزه جغرافیایی خاصی سرچشمه گرفته است. این دانش به طور طبیعی تولید شده و شامل مجموعه ای از بهترین، سودمندترین و سازگارترین شیوه های بهره برداری و زندگی در محیط خاص خود است. اتنواکولوژی یکی از شاخه های این دانش و شیوه ای از بررسی ارتباط انسان ها با محیط پیرامون آن هاست که بر نقش شناخت و معرفت انسان را در تعامل منظم و قاعده مند وی با طبیعت تأکید می کند. این پژوهش با هدف بررسی دانش بومی بهره برداران منطقه گوغر درباره مبانی تقسیم بندی و نام گذاری عرصه های مرتعی، خاک ها و همچنین تقویم محلی انجام شده است. ابزارهای گردآوری اطلاعات در این پژوهش شامل مصاحبه آزاد، مصاحبه نیمه ساختاریافته و مشاهده مشارکتی بوده است. مصاحبه ها با استفاده از روش گلوله برفی از خبرگان محلی منطقه صورت گرفت. درنهایت از اطلاعات کسب شده از مصاحبه ها، فیش برداری و استخراج مفاهیم کلیدی از دانش بومی آن ها انجام شد. یافته های حاصل نشان می دهد که مردم محلی، محیط اطراف خود و اجزا و عناصر آن را کاملاً می شناسند؛ تا آنجا که قادرند عرصه های مرتعی را با توجه به عوامل مختلفی از قبیل اقلیم، آفتاب گیر و سایه گیربودن، عوارض و ناهمواری ها، جنس زمین، ارتفاع و دما، پوشش گیاهی، رطوبت، کاربری و غالب بودن یک عامل محیطی به طبقات مختلف تقسیم کرده و خاک ها را براساس جنس، رنگ و عمق از یکدیگر تفکیک کنند. همچنین آن ها در ارتباط با زمان نیز تقسیم بندی هایی درنظر دارند که هم یک سال و هم یک شبانه روز را شامل می شود و کارهای خود را مطابق با آن پیش می برند؛ بنابراین دانش جوامع محلی از محیط اطرف خود بسیار وسیع تر است و جنبه های مختلفی را در برمی گیرد.