فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۳٬۳۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
ویژگی های سیاست گذاری مطلوب جمعیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، دیدگاه های مطرح شده پیرامون «افزایش جمعیت» در قالب رویکردهای سه گانه «افزایش جمعیت به مثابه افزایش جویندگان رفاه»، «افزایش جمعیت به مثابه افزایش نیروی انسانی در خدمت توسعه» و «افزایش جمعیت به مثابه افزایش مسلمانان یا شیعیان» طبقه بندی شده است. سپس برای صورت بندی سیاست گذاری مطلوب جمعیت در ایران، از نوعی مطالعه تطبیقی تاریخی بهره برده ایم. بنابراین، بررسی اجمالی برخی رویکردهای موجود در سیاست گذاری جمعیت، از جمله در انگلیس، هند، ترکیه، فلسطین اشغالی و لبنان و همچنین مروری تاریخی بر سیاست های جمعیتی پس از انقلاب اسلامی طی سال های 1357 تا 1384 و سرانجام، بررسی علل عدم توفیق رویکرد اصلاحی دولت نهم و دهم با عنایت به سایر سیاست های مؤثر بر مقوله جمعیت در ایران، از جمله سیاست های آموزش عالی، سیاست های کلان اقتصادی و... بخش های کلیدی این مقاله را تشکیل داده است.
یافته این پژوهش با تأکید بر سه گزاره تناقض آمیز ذیل برجسته شده است: 1. جمعیت ایران باید افزایش یابد؛ 2. جمعیت پایتخت باید کاهش یابد؛ 3. سیاست تمرکززدایی توفیقی نداشته است.
ارزیابی و تحلیل فضاهای عمومی شهری با استفاده از مدل تاپسیس (مطالعه موردی: شهر تبریز)
حوزههای تخصصی:
فضاهای عمومی شهری یکی از مهم ترین گونه های فضاهای شهری محسوب می شود. فضاهای عمومی فضاهایی هستند که عموم شهروندان از هر قشر، سن، نژاد و صنفی بدون هیچ گونه محدودیتی حق استفاده از آن را دارا هستند. هدف از بررسی و مطالعه فضاهای عمومی شهری (نمونه موردی شهر تبریز) بطور کلی، می توان ارزیابی وضعیت کمی فضاهای عمومی در سطح شهر تبریز، تجزیه و تحلیل پراکنش و نحوه استقرار فضاهای عمومی در شهر تبریز را بیان کرد. در پژوهش حاضر سعی بر آن شده است که کمیت این فضاها که شامل مساحت و سرانه کاربری های عمومی در شهر تبریز و سطح توسعه یافتگی آن ها بر اساس شاخص های انتخاب شده، بررسی شود. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش شهر تبریز است. و مناطق نه گانه شهری که تقسیم بندی آن بر اساس طرح جامع شهر تبریز است، انتخاب شده است. دوره زمانی پژوهش براساس اطلاعات سال 1385 بوده، داده های کمی مورد نظر در تحقیق بر اساس اطلاعات آخرین طرح جامع جدید (1391) است. ارزیابی فضاهای عمومی شهر تبریز به وسیله 11 شاخص اصلی و 75 زیرشاخص آن ها انجام شده است. تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش با استفاده از روش تاپسیس و نرم افزار SPSS و GIS انجام شده است. بر این اساس هر یک از مناطق نه گانه شهر تبریز از نظر شاخص های مورد نظر رتبه بندی و سطح بندی شده اند که نتایج در جداول و نقشه ها ارائه شده است همچنین سطح و سرانه وضع موجود هر یک از کاربری های عمومی با سرانه و سطح استاندارد مقایسه و در جداول مجزا محاسبه گردیده است.
بررسی تطبیقی جامعه شناسی علم بوردیو و رویکرد کنش گر شبکه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر به بررسی مفاهیم کلیدی جامعه شناسی علم پیر بوردیو و رویکرد کنش گر - شبکه اختصاص دارد. بوردیو با روی آوردن به مفاهیم میدان، سرمایه، و سرمایة نمادین به اوضاع و احوال تولید علم توجه دارد که از استدلال اولیة وی دربارة حامیان و مدعیان علم در رقابت بر سر سرمایه به وجود آمده است. وی در فعالیت های علمی خود، با نقد رویکرد شبکه- کنش گر که بر بطلان تمایز بین کنش گران انسانی و غیر انسانی تأکید دارد، تصویری گسترده از ناهنجاری های جامعه شناسی جدید علم ارائه می کند، ضمن این که، نظریة کنش گر - شبکه نیز بوردیو را به کاستی های جامعه شناسی کلاسیک علم متهم می کند. در این مقالة بر آن ایم تا با بررسی تطبیقی ابعاد نظری هر دو رویکرد از زوایای متعدد، تمایزات مفهومی و مبنایی آن دو را مشخص کنیم.
نشانه های برهم کنش فرهنگی میان ایران و روم در ظروف سیمین دورة ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب، این منطقه از دورة باستان همواره در تبادلات فرهنگی، از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است؛ به گونهای که گروههای اجتماعی زیادی با قوم ها و فرهنگهای گوناگون از این منطقه عبور کرده یا در آن ساکن شدهاند؛ درنتیجه برهمکنش فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در میان آنان را در گذر تاریخ شاهدیم. یکی از مهم ترین بخش های مراودات فرهنگی شرق و غرب به روابط ایرانیان با یونانیان و رومیان در دوران تاریخی مربوط میشود که در مدت زمانی طولانی با هم در ارتباط بوده و از عناصر فرهنگی یکدیگر متأثر شده و در از آن ها در هنر بومی خود استفاده کرده اند. در این مقاله، با بهره گیری از روش نشانه شناسی، به تحلیل موتیف «تیشتر» و «پگاسوس» به عنوان دو شخصیت اسطورهای در فرهنگ ایران و یونان بر روی دو ظرف سیمین ساسانی می پردازیم.
انتشار آلاینده های جوی چالش زیست محیطی شهر اصفهان
حوزههای تخصصی:
حوادث بحرانی سال های اخیر در خصوص افزایش میزان آلایندههای جوی، ضرورت شناخت بیشتر علل وقوع این حوادث را مطرح ساخته است. افزایش میزان آلاینده ها از سطوح مجاز در سطح کوتاه مدت و بلند مدت بر محیط زیست اثر گذار بوده به طوری که اثرات کوتاه مدت آلودگی هوا به صورت بروز و تشدید بیماری های چشمی، تنفسی، ریوی، سرطان و ... ظاهر می شود. اثرات بلند مدت آلودگی هوا به صورت تاثیر بر نقشه ژنیتکی بدن جانداران، میزان هوش و فیزیولوژی بدن ظاهر می شود. هوای آلوده، آب و خاک را آلوده ساخته و آبزیان و گیاهان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد که این مواد با قرارگیری در زنجیره غذایی انسان از این طریق نیز آسیب رسانی می نمایند. در این پژوهش با استفاده از دادههای آب و هوایی که در ایستگاه هواشناسی همدیدی اصفهان اندازه گیری می شوند و مقادیر آلاینده های سطح زمین که توسط ایستگاه های سنجش آلاینده های سازمان حفاظت محیط زیست اندازه گیری می شوند یک مدل آماری ارائه می شود که قادر به برآورد مقادیر قابل قبولی از اُزُن سطحی باشد. بررسیهای صورت گرفته در این پژوهش نشان داد معادلهای که از دو متغیر توان دوم تابش آفتاب و توان دوم غلظت گاز منوکسید کربن بهره گرفته بود توانست توجیه گر 35% تغییرات غلظت اُزُن سطحی در طول روز باشد. اگر چه مدلهای رگرسیونی چند متغیره توان قابل توجهی برای توجیه تغییرات اُزُن سطحی و پیش بینی غلظت آن دارند، اما تعدد متغیرهای ورودی آنها موجب می شود که این مدل ها از دیدگاه کاربردی چندان مفید نباشند.
بررسی تأثیر فرهنگ اسلامی ایرانی در مدیریت فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله، بررسی اثرات فرهنگ و سنت دینی در مدیریت فعلی شهرها است. روش تحقیق، بررسی نظریه ها و سپس آزمون فرضیه و تبیین روابط بین پدیده ها و افزودن به مجموعه دانش موجود در زمینه خاص عناصر مدیریت فضای شهر اسلامی است که با توصیف اسنادی و تحلیل پیمایشی در جهت رد یا قبول فرضیه با کمک روش پیمایشی و توصیفی و تحلیل علّی فرضیه ها در بوته آزمایش قرار می گیرد (علّی یا پس رویدادی). یافته ها حاکی از آن است که مدیریت شهری بخش مرکزی تهران با الگوهای ایرانی اسلامی بر جای مانده از گذشته برای حفظ و احیای این عناصر مطابقت دارد.
سرمایه اجتماعی در عید نوروز و پیش از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه سرمایه اجتماعی، نقش بسیار مهمتری نسبت به سایر سرمایه ها ایفا می کند. با فقدان سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست می دهند؛ درنتیجه بدون سرمایه اجتماعی پیمودن راه های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی دشوار می شود. منشأ سرمایه اجتماعی ممکن است عمدتاً مبتنی بر عوامل فرهنگی و اجتماعی مانند اعیاد باشد. شناسایی این گونه سرمایه در سطح مدیریت کلان توسعة کشورها و بررسی آن شناخت جدید از روش های اجتماعی و هدایت مناسب آن از سوی مدیران را منجر خواهد شد. بنابراین هدف این پژوهش، بررسی نقش عید نوروز بر سرمایه اجتماعی افراد است. این پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی و جامعه آماری آن ساکنان شهر سمنان است که 386 نفر برای نمونه با استفاده از روش خوشه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه محقق استفاده شد. یافته ها گویای تفاوت معنادار بین برخی ابعاد فرعی عنصر اعتماد از جمله اعتماد غیر رسمی، اعتماد به محیط و احساس امنیت در نوروز و پیش از آن است. اما در سایر ابعاد این عنصر تفاوت معناداری مشاهده نشد. همچنین درخصوص ابعاد فرعی عنصر هنجار تفاوت معناداری درباره همیاری افراد، ظرفیت پذیرش تفاوت ها، وساطت اجتماع و حمایت اجتماعی دیده شد. درباره ابعاد فرعی عنصر شبکه نیز تفاوت معناداری در شبکه افقی و کیفیت شبکه در روزهای نوروز و پیش از آن دیده شد. بر این اساس نتیجه می گیریم نوروز تأثیر مثبت بر سرمایه اجتماعی افراد دارد.
روش شناسی جلال آل احمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبیین روش شناختی عملکرد جلال آل احمد در حوزه انسان شناسی و فرهنگ پژوهی، می تواند نموداری دقیق از منش فکری عقیدتی او به دست دهد، چرا که آل احمد معتقد بود با ابزارها و روش های غربی نمی توان به توصیف درستی از موقعیت ایران دست پیدا کرد. او در مواجه با مسائل، می کوشید آنها را به شکلی ملموس و عینی توصیف کند و در نهایت راه کارهایی ارائه دهد. در مقاله حاضر کوشیده شده است با توصیف معرفت شناسی آل احمد، روش کاری، سبک و نگاه انسان شناختی اش تبیین شود، برای دست یابی به این هدف تمرکز بیشتر بر روی کارهای پژوهشی وی است. مقاله در یک مقدمه و چهار بخش مختلف سامان دهی شده است. در هر کدام از فصول مقاله نیز کوشیده شده تا پیشینه مباحث و رویکردهای مختلف به آرا آل احمد به اختصار مورد بررسی و یا نقد قرار گیرد و در انتها رویکرد سبک شناسانه او به شکلی ایجابی توصیف شود.
مطالعات فرهنگی دانشگاهی در ایران: دستاوردها، چالش ها و افق ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی فرهنگی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مدیریت و پژوهش ارتباطات پژوهش در ارتباطات
- حوزههای تخصصی علوم انسانی علوم انسانی و مفاهیم مرتبط تعامل علوم با نهادهای مرتبط(دانشگاه ها، موسسات تحقیقاتی-پژوهشی، بنیاد ها و...) تاثیر و تاثر نظری و عملی میان نهاد دانشگاه و علم و فن آوری
ورود مطالعات فرهنگی به محافل دانشگاهی ایران و اقبال حوزه عمومی به پژوهش ها و مباحث آن، اگر چه هنوز به شکل گیری سنتی روشن و با دستاوردهایی قاطع و تأثیر گذار منتهی نشده است، ایدئولوژی، دستور کار، رویکردها و جهت گیری های معرفت شناختی و روش شناختی آن، فضایی متفاوت برای علوم اجتماعی ایران و پژوهش های مربوط به آن شکل داده است. مطالعات فرهنگی، بیش از رشته های متعارف علوم اجتماعی با نگاهی از پایین به بالا به فرهنگ و جامعه می نگرد. به همین سان، مطالعات فرهنگی از نظر فلسفی، از بیشتر رشته های علوم اجتماعی ماجرا جویانه تر و انتقادی تر عمل کرده است و انتظار می رود بیش از سایر رشته ها برای توده مردم و به زبان آنها سخن بگوید و صدا و قدرت (سوژگی) آنها را در پژوهش های خود انعکاس دهد. مقاله حاضر با اتکا به تجربه آموزشی نگارنده از ده سال فعالیت در گروه مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی و تحلیل اولیه ای از پایان نامه های تکمیل شده دانشجویان فارغ التحصیل این رشته، دستاورد ها و چالش های آکادمیک این سنت آموزشی را مورد بحث قرار می دهد. استدلال نویسنده این است که تنوع روش شناختی و پیوند نزدیک تر میان نظریه و روش و اتکا به طیف گسترده تری از شیوه های تحلیل اطلاعات، علاوه بر ایجاد تغییر و گسست در چرخه معمول پژوهش های متعارف علوم اجتماعی در ایران، دستور کارهای جدیدی را در مطالعه فرهنگ و اجتماع شکل داده و پلی بین علوم انسانی و اجتماعی برقرار کرده است
هویت طلبی قومی در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بسیاری از صاحبنظران بر این باور هستند که قومیت، قوم گرایی و ناسیونالیسم از موضوعات حساس کشورها محسوب می گردد. طی چند دهه اخیر به موازات افزایش ظرفیت های اطلاعاتی دنیای مدرن تنش های قومی فزونی یافته و مسائل جدیدی را بوجود آورده اند. این پژوهش با روش تحلیل محتوا به بررسی کمّ و کیف مسئله هویت طلبی قومی در فضای مجازی پرداخته است. جامعه آماری پژوهش تمام مطالب 29 سایت فعال هویت خواه قومی (ترکی/ آذری) در اردیبهشت ماه 1391 می باشد. در این مقاله مفهوم ""هویت طلبی قومی "" بر روی طیفی که پایین ترین سطح آن ""قوم گرایی قانون مدارانه"" و بالاترین سطح آن ""پاکسازی قومی "" می باشد، بررسی شده است. بررسی ها نشان می دهد که بیشترین مطالب قومی موجود در فضای مجازی مربوط به ""قوم مداری"" (با 54 درصد) می باشد. این مطالب در جهت باورسازی افکاری از قبیل ضدیت ترک و فارس، استعمار ترکان توسط حکومت فارسی و تحریف تاریخ و جغرافیایی آذربایجان نوشته شده اند. یک درجه شدید تر از درجه ""قوم مداری""، درجه ""ناسیونالیسم تجزیه طلبانه"" می باشد که با محوریت لزوم جدایی از سرزمین ایران و مستقل بودن مناطق ترک نشین ایران نوشته شده است.
بیشترین مطالب هویت طلبانه قومی مربوط به سایت های ""آراز نیوز""، ""قیرمیز"" و ""گوناز تی وی"" و بیشترین عوامل مورد نکوهش این رسانه ها نیز حکومت جمهوری اسلامی و برخی از فعالان ترک می باشند.
مطالعه ثبات و تغییرات روابط خانوادگی در دو دهه 1360 و 1380(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مطالعه ثبات و تغییرات روابط خانوادگی در سطح همسران، طی دو دهه 1360 و 1380 می پردازد. برای نیل به این هدف از روش مصاحبه نیمه ساخت یافته، عمیق و نیز مصاحبه گروهی و تجزیه و تحلیل کیفی یافته ها استفاده شده است. در این تحقیق مفروضات موجود در نظریه «رابطه ناب گیدنز» انتخاب و پیاده سازی شد و در ادامه هم از سؤالات مواجهه ای استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از وجود نوعی تفاوت ظریف، اما قابل توجه در میان این دو نسل از روابط زناشویی در ابعادی همچون نگرش جنسیتی، خشونت خانگی، عوامل بیرونی، خودمختاری و شیوه همسرگزینی است. با وجود استقبال مصاحبه شوندگان از ارزش هایی همچون آزادی بیشتر و فردگرایی، آزادی های جنسی بازنمایی شده در ماهواره و رسانه های خارجی مورد پذیرش آنان نبوده است.
تأثیر تبعیض جنسیتی ادراک شده بر سلامت روان زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ضمن بررسی میزان بروز و ماهیت تبعیض جنسیّتی، رابطه تبعیض جنسیّتی ادراک شده توسط زنان و میزان افسردگی، اضطراب و استرس در آن ها را بررسی کرد. نمونه ای متشکل از 103 زن به تصادف انتخاب شده و پرسشنامه های SSE (رویدادهای تبعیض آمیز جنسیّتی) و مقیاس21-DASS را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تحلیل شد. ضرایب همبستگی نشان داد که بین نمرات تبعیض جنسیّتی ادراک شده، همچنین نمرات تمام زیرمقیاس های پرسشنامه رویدادهای تبعیض آمیز جنسیّتی و افسردگی، اضطراب و استرس همبستگی معنادار مثبت وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که تبعیض جنسیّتی به خصوص تجربه های تبعیض آمیز مربوط به طول زندگی، نقش مهمی در پیش بینی افسردگی، اضطراب و استرس زنان شرکت کننده دارد. یافته های پژوهش حاضر همسو با نتایج سایر پژوهش ها نشان داد که تبعیض جنسیّتی به عنوان یک منبع استرس و اضطرابِ مختص زنان به صورت شایع در جامعه وجود دارد. با توجه به تأثیر نامطلوب تجربه های تبعیض آمیز جنسیّتی بر سلامت روان زنان، لازم است ضمن آگاه کردن زنان از میزان شیوع این رویدادها در زندگیشان، آموزش هایی در سطح گسترده و درازمدت برای کاهش تصوراتقالبی آسیب رسان ارائه شود. همچنین پیشنهاد می شود در حیطه بهداشت روانی اقداماتی در جهت به کار گیری روش های مقابله ای کارآمد توسط زنان و در نتیجه کاهش یافتن این تجربه ها اجرا شود.
سنخ شناسی روابط اجتماعی در شبکه های همسایگی در شهر مشهد
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر در قدم اول با هدف بررسی میزان تراکم روابط همسایگی (آزمون فرض تضعیف اجتماع همسایگی) و در قدم دوم به منظور دستیابی به یک گونه شناسی از روابط همسایگی در سطح شهر مشهد انجام شده است. چارچوب نظری مقاله، از نظریه لوئی ویرت برگرفته شده است. روش بررسی، روش پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است. واحد تحلیل خانوار و واحد مشاهده (پاسخگو) زن خانوار بوده است. جامعه آماری، کلیه خانوارهای ساکن شهر مشهد در مناطق 13گانه شهرداری و حجم نمونه (براساس فرمول تصادفی ساده و واریانس به دست آمده از مطالعه مقدماتی) تعداد 425 خانوار است. روش نمونه گیری، طبقه ای متناسب (به تناسب حجم جمعیتی هر یک از مناطق 13گانه به کل جمعیت) است. نتایج به دست آمده بیانگر تایید فرض تضعیف روابط همسایگی (نمره 67 صدم در بازه 2-0) در بین خانوارهای همسایه در سطح شهر مشهد است. گونه های کنش فردی، عادی و عاطفی، بیش از گونه های جمعی، صمیمانه و فایده مند در محیط همسایگی مشاهده شده است. نتایج تحلیل های آماری بیانگر وجود رابطه معنادار بین متغیرهای درک از اجتماع همسایگی، سابقه سکونت در محل، احساس فاصله اجتماعی با همسایه ها، تجربه قبلی از یک سو و متغیر میزان درگیری در روابط همسایگی از سوی دیگر است. همچنین نتایج نشان دهنده این است که مهاجران در مقایسه با بومی ها، ساکنان منازل ویلائی در مقایسه با ساکنان مجتمع های مسکونی، مالکین در برابر مستاجرین، قدیمی ها در مقایسه با تازه واردها درگیری بیشتری در روابط همسایگی دارند.
هویت مکانمند و بی هویتی در فضای شهری: مطالعه موردی دو مجتمع مسکونی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان ها در زندگی روزمره با هویت سازی، خود را از دیگران متمایز می سازند و بین خود و دیگری تمییز قائل می شوند. مکان نیز با حضور انسان و فعالیت های وی هویت پیدا می کند. تعلق خاطر و حس مثبت داشتن به مکان و انباشت تجربه ها و خاطرات مبتنی بر مکان نشانه ای از هویت مکان است. در این مقاله تلاش شده است تا با مطالعه تطبیقی میان دو مجتمع مسکونی واقع در مناطق 15 و 1 تهران و با اتخاذ رویکردی کیفی از طریق مصاحبه و مشاهده و با نمونه گیری هدفمند و شبکه ای، به بررسی این مسئله پرداخته شود که سکونت در مجتمع های مسکونی چه تأثیری در هویت مکانی و بی هویتی افراد دارد و شکل گیری و کیفیت هویت مکانی در این دو مجتمع چگونه است. در بحث نظری با استفاده از نظریه های آموس راپاپورت و کوین لینچ هویت مکانی تحلیل می شود. یافته ها نشان می دهد ارتباط مستمر با فضا و گذراندن مدت زمان طولانی در خانه، رابطه مستقیمی با تعلق خاطر و حس مثبت به مکان دارد، چراکه انباشت تجربه ها و خاطرات روزمره در ارتباط با مکان شکل می گیرند؛ به عبارت دیگر، هویت مکانی زمانی بازنمود می یابد که استفاده مستمر از فضا در عادت های روزمره افراد تثبیت شده باشد.
چشیدن مناسک: مردم نگاری حسی غذای نذری در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش مردم نگارانه نگارنده در این مقاله متمرکز بر غذا، خوردن و حس چشایی در مناسک محرم در مناطق مرکزی و جنوب شرقی و غربی شهر تهران است. غذا و خوردن جایگاه مناسکی خاصی در مناسک محرم و به ویژه روزهای نهم و دهم آن دارند، اغلب شرکت کنندگان این مناسک بزرگ یا غذا تهیه می کنند یا غذا می خورند و ادراک حسی درگیر در خوردن غذا همچون عملی مناسکی است که امر قدسی را از خلال رفتارها و باورهایی از جهان بیرون جامعه به جهان درون بدن هدایت می کند. چشیدن غذای نذری، همانند لمس کردن ضریح امامان، شخص را واجد تجربه ای می کند و به او می فهماند که چگونه می توان با عمل خوردن وارد فرایندهای فرهنگی شد. از طریق ادراک حسی است که یک فرهنگ می تواند به واقعی ترین شکل ممکن توسط اعضای خود درک شود و شاید چشیدن عمیق ترین تجربه فیزیکی آن باشد. بسترهای مناسکی و حیات روزمره مزه ها و غذاها را با خود همراه می سازند تا غذاواره یا رخداد چشایی مناسب خودشان را پدید آورند، غذاواره ای که حال و هوای رخدادها را می سازد و از این طریق به تجربه شرکت کنندگان شکل می دهد. خوراکی ها در زندگی اجتماعی چیزهای بسیاری را به خود متصل می کنند و به هنگام مصرف این شبکه های ارتباطی بین غذا و جامعه به کار می افتند و غذا خوردن را تبدیل به تجربه ای مرتبط با جامعه می کنند.
بررسی و تحلیل الگوی استقراری دشت خاوه در دورة اشکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دشت خاوه در شهرستان دلفان (نورآباد) یکی از دشت های مهم زاگرس مرکزی است که در منطقة پشتکوه شرقی و در بین کوه های گرین و سفید کوه واقع شده است. در این دشت، 36 محوطة باستانی شناسایی شده که قدیم ترین آن ها مربوط به دورة نوسنگی بی سفال و جدیدترین آن ها مربوط به قرن های متأخر دوره اسلامی است. از این تعداد، بیست محوطه دارای بقایای دورة اشکانی بوده اند. مباحث مورد توجه در این مقاله اغلب براساس فعالیت هایی است که طی سال های 1388- 1389 در این دشت به منظور ثبت و تعیین حریم آثار باستانی و در سال 1390 به دلیل شناسایی و تحلیل الگوهای استقراری دورة اشکانی صورت گرفته است. درک و دریافت کلی الگوی استقراری این منطقه در دورة اشکانی از نتایج این پژوهش است که تغییرات جمعیتی یا تغییر الگوی پراکنش استقرارها را نسبت به دوره های قبل نشان می دهد. همچنین، مشخص شد که بیشتر استقرارهای منطقه روستاهای کوچک یا استقرارهای موقت بوده اند و شواهدی از مراکز شهری شناسایی نشد. در این مقاله، به مطالعة محوطه ها و تفسیر الگوهای استقرار دورة اشکانی در این دشت می پردازیم.
بازکاوی و نقد نظریه ها و سیاست های جمعیتی؛ با تأکید بر سیاست جمعیتی اخیر ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
میان ثبات و یا تغییرات جمعیت و برنامه ریزی برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رابطه وجود دارد؛ زیرا اصولاً، بدون اطلاعات کامل جمعیت شناختی، امکان برنامه ریزی برای توسعه وجود ندارد. در هر جامعه ای جمعیت از نظر رشد و یا عدم رشد، مراحل ثبات، سکون، بسط و توسعه، سکون مجدد و سقوط جمعیتی را سپری می کند. چند دیدگاه در خصوص تغییرات جمعیتی وجود دارد: نظریات افزایش، کاهش، ثبات و تناسب جمعیتی. پذیرش هریک از این نظریات، مستلزم داشتن سیاست مناسب جمعیتی است. رویکرد و گفتمان حاکم و سیاست جمعیتی پس از انقلاب بر ایران اسلامی، بر کاهش جمعیت مبتنی بوده است. اما اینک کشور ما، رویکرد سیاست افزایش جمعیت را در پیش گرفته است. این مقاله، با واکاوی و نقد نظریات و سیاست های جمعیتی، نظریة «تناسب جمعیت» را متناسب شرایط اقلیمی کشور پیشنهاد می کند. همچنین سیاست راهبردی جمعیت در اسلام، فزونی کمّی و کیفی جمعیت، با توجه به شرایط اقلیمی و امکانات موجود، با هدف کسب قدرت جامعه اسلامی و تحقق هدف خلقت می باشد.