هدف اصلی این پژوهش بررسی شاخص مشتری مداری و رابطه آن با تعهد سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه می باشد. از فرضیات اساسی این پژوهش وجود رابطه معنی دار بین شاخص مشتری مداری و تعهد سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان رسمی و اعضای هیأت علمی تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه هستند و نمونه آماری 114 نفر می باشند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته مدیریت کیفیت فراگیر با پایایی حدود 955/0 و پرسشنامه تعهد سازمانی می یر آلن استفاده شده است. آزمون های آماری t گروه های مستقل، آزمون t و ضریب همبستگی مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد بین شاخص مشتری مداری و تعهد عاطفی کارکنان و استادان، بین مشتری مداری و تعهد عقلانی کارکنان و استادان بین مشتری مداری و تعهد هنجاری کارکنان و استادان دانشگاه آزاد اسلامی رابطه ای معنی دار وجود دارد.
هدف این پژوهش بررسی میزان آگاهی زنان از حقوق شهروندی و عوامل مؤثر بر آن در بین زنان شاغل در شهرداری تهران است ، که به صورت استخدام رسمی یا قرارداری در این سازمان مشغول به کار هستند. دیدگاه های مختلف در رابطه با حقوق شهروندی بررسی و نظرات هابرماس، پارسونز، مارکس، ترنر به منظور چارچوب نظری انتخاب و فرضیات تحقیق که شامل وجود رابطه بین متغیرهایی چون میزان حضور در عرصه عمومی، نگرش به حقوق شهروندی، پایگاه اجتماعی، میزان استفاده از رسانه های ارتباط جمعی با میزان آگاهی از حقوق شهروندی بوده ، تدوین گردیده است. روش تحقیق، تبیینی از نوع پیمایش است و تکنیک جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری شامل کلیه زنان شاغل در شهرداری تهران است که در زمان تکمیل پرسشنامه در این سازمان حضور داشته اند. برای برآورد حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، تعداد270 نفر از جامعه آماری1842نفری را انتخاب نموده ایم. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شده اند و از آزمون های کندال تای بی و گاما برای همبستگی های ترتیبی و آزمون کای اسکوئر برای سطح اسمی – ترتیبی در جداول متقاطع توافقی و همچنین تحلیل چند متغیره رگرسیونی و تکنیک تحلیل مسیر استفاده شده است. متغیر وابسته این پژوهش میزان آگاهی از حقوق شهروندی بوده، که به تفکیک به صورت آگاهی از حقوق مدنی ، آگاهی از حقوق سیاسی ، آگاهی حقوق فرهنگی ، آگاهی از حقوق اجتماعی، آگاهی از حقوق جنسیتی مورد سنجش قرار گرفته است. میانگین نمره آگاهی از حقوق شهروندی پاسخگویان برابر32/11 با انحراف معیار 726/0 است . دامنه تغییرات نمره پاسخگویان در این متغیر از 0 تا 18 به دست آمده است و در نهایت 2/35 درصد از پاسخگویان آگاهی پایینی از حقوق شهروندی داشتند، 6/45 درصد آگاهی متوسط و تنها 3/19 درصد از آگاهی بالایی برخوردار بوده اند. میزان حضور در عرصه عمومی، میزان استفاده از رسانه های جمعی، پایگاه اقتصادی اجتماعی و نگرش به حقوق شهروندی با میزان آگاهی زنان از حقوق شهروندی ارتباط معنی داری داشته اند.
در مدیریت سازمان ها به عنوان سیستم های پیچیدهی دیوانسالاری که هستهی آن ها کنش ها یا الگوهای پیچیده میان سازمان های رسمی و غیررسمی است، تعریف صحیح مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا کنش متقابل میان سازمان ها شبکه پیچیده ای از روابط را ایجاد کرده که در آن، الگوهای رسمی همواره تحت تأثیر شبکه ارتباطات غیر رسمی قرار میگیرند. پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد تحلیل شبکه ای که رویکردی جدید در حل مسایل چند بعدی و در هم تنیده مدیریتی است، به تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمان های مرتبط با محیط زیست در استان کهگیلویه و بویر احمد که با عدم کارایی مدیریتی روبه روست، پرداخته و سازمان های دارای بیشترین مرکزیت را در این شبکه ها مقایسه میکند. براساس نتایج، یکسان نبودن این سازمان ها در این دو شبکه بر تصمیم گیریهای مدیریتی زیست محیطی استان تأثیرگذار بوده و کارایی رویکرد تحلیل شبکه ای در حل مسایل مدیریتی تأیید شده است. در نهایت پیشنهادهایی به منظور بهبود عملکرد این شبکه ها و مدیریت موفق محیط زیست استان ارایه شده است.
امروزه شواهد جدید این نکته را بیان میدارند که شخصیت و هوش هیجانی در منشا کارآفرینی نقش مهمی را ایفا میکنند، اما تاکنون تلاش های اندکی برای اثبات این موضوع انجام شده است. از این نظر این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین هوش هیجانی و میزان کارآفرینی و هم چنین مقایسهی هوش هیجانی از منظر میزان کارآفرینی در بین دانشجویان انجام شده و جامعهی آماری تحقیق شامل تمام دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده و تعداد 284 نفر از دانشجویان، به عنوان نمونهی آماری انتخاب شدند. سنجش هوش هیجانی براساس پنج بُعد الگوی هوش هیجانی گلمن، یعنی خودآگاهی، خود تنظیمی، خودانگیزشی، هم دلی و مهارت های اجتماعی انجام شده است. هم چنین برای سنجش میزان کارآفرینی دانشجویان، از پرسش نامهی اسکاربوروف و زیمرر (1990) استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان دادکه بین هوش هیجانی و کارآفرینی رابطهی همبستگی مثبت وجود دارد. هم چنین وضعیت هوش هیجانی بسته به میزان کارآفرینی دانشجویان متفاوت بوده و هرچه که دانشجویان از نظر کارآفرینی در وضعیت بهتری قرار داشته باشند، از هوش هیجانی بالاتری نیز برخوردار خواهند بود. لازم به یادآوری است این تفاوت به جز در بعد خودآگاهی در تمام ابعاد هوش هیجانی نمود دارد.
این مقاله با هدف بررسی عوامل مؤثر بر ایجاد و تقویت تعهد سازمانی، به بررسی نحوة تأثیر عواملی مانند امنیت شغلی، مشارکت در مالکیت، مشارکت در هدف گذاری و مشارکت در تصمیم گیری بر میزان تعهد سازمانی مجموعه ای از کارکنان بانک های دولتی می پردازد. در این تحقیق پژوهشگر با استفاده از روش توصیفی- پیمایشی، ابزار پرسشنامه بسته و هم چنین تحلیل های آماری، به آزمون فرضیه های تحقیق پرداخته است. جامعه آماری بررسی شده تعداد 8450 نفر شامل کلیه کارکنان بانک های دولتی شهر شیراز در سال 1386 بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و فرمول کوکران، تعداد 440 نفر از آن ها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند.
بر اساس نتایج به دست آمده، تمامی فرضیه های تحقیق در سطح اطمینان 95 درصد مورد تأیید قرار گرفت و نشان داده شد که به ترتیب میزان مشارکت در تصمیم گیری، امنیت شغلی، مشارکت در هدف گذاری و مشارکت در مالکیت مهم ترین عوامل تأثیرگذار در ایجاد و تقویت تعهد کارکنان بانک های دولتی در جامعه مورد بررسی هستند.
به تازگی، درباره این موضوع که معیارهای غیرمالی بر طرفکننده نواقص معیارهای مالی ارزیابی عملکرد هستند اتفاق نظر وجود دارد. بنابراین، معیارهای غیرمالی زمانی اثر بخش خواهند بود که نسبت به معیارهای مالی دارای اثرات متفاوتی باشند و این اثرات نسبت به معیارهای مالی، از درجه اهمیت بالایی برخوردار باشند. در این پژوهش که از نوع توصیفی از شاخه پیمایشی است، فرض میشود استفاده از معیارهای ارزیابیعملکرد بر رضایت شغلی کارکنان تأثیر میگذارد. این تأثیر زمانی به وجود میآید که کارکنان به مطلوبیت رویه های ارزیابی عملکرد و صداقت رؤسا اعتقاد داشته باشند. برمبنای 87 نمونه انتخابی به روش طبقه بندی، نتایج پژوهش مؤید این است که بهکارگیری معیارهای مالی و غیرمالی ارزیابی عملکرد بر رضایت شغلی تأثیر میگذارد و اثرات معیارهای غیرمالی بر رضایت شغلی تفاوت چندانی با بهکارگیری معیارهای مالی نخواهد داشت.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین منبع کنترل مدیران با انگیزش شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی استان آذربایجان شرقی در سال 89-88 انجام گرفته است و جامعه آماری این پژوهش متشکل از 22 واحد دانشگاه آزاد اسلامی در سطح استان آذربایجان شرقی که شامل کلیه واحدهای منطقه 13 دانشگاه آزاد اسلامی می شود که در این تعداد واحد کلاً معاونین و مدیران شاغل در قسمت های اداری دانشگاه به تعداد 121 نفر بوده و کلیه کارکنان زن و مرد شاغل در دانشگاه و تحت مدیریت این مدیران به تعداد 2150 نفربود. نمونه آماری با استفاده از تعیین حجم نمونه مورگان برای مدیران به تعداد 93 نفر و برای کارکنان 326 نفر تعیین شد. روش تحقیق این پرسش نامه از نوع همبستگی است. برای آزمون فرضیه ها از ضریب همبستگی پیرسون و مجذور کای (²x) استفاده شد وفرایند تحلیل داده ها از طریق فنون آمار توصیفی و استنباطی و توسط نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد چنانچه مدیران در سازمان ها دارای منبع کنترلی درونی باشند بر روی کارکنان تحت مدیریتی خود تاثیر مثبت تری را خواهند گذاشت. همچنین بدلیل معکوس بودن رابطه بین منبع کنترل بیرونی مدیران با انگیزش شغلی کارکنان، هر قدر مدیری دارای منبع کنترلی بیرونی باشد و بر اساس آن در سازمان رفتار نماید، انگیزش شغلی کارکنان آن مدیر تقلیل و کاهش پیدا خواهد نمود.
پژوهش حاضر که برگرفته از نتایج رساله دکتری نگارنده تحت عنوان «طراحی الگوی عوامل سازمانی و مدیریتی موثر بر فساد اداری - مالی با آسیب شناسی در سازمان های دولتی» می باشد، با هدف بررسی تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم عوامل مدیریتی و سازمانی بر فساد اداری ـ مالی به اجرا در آمده است. روش تحقیق، همبستگی از نوع پیمایشی بوده و اعتبار پرسش نامه محقق ساخته با آلفای کرونباخ 9794 /0 و روایی پرسش نامه از طریق روایی محتوا و آزمون تحلیل عاملی مورد تایید قرار گرفته است. روش نمونه گیری در این پژوهش، از نوع نمونه برداری هدف مند بوده و پرسش نامه ها در بین 934 نفر از نمونه های آماری مشتمل بر مدیران و کارشناسان ذی ربط فساد اداری ـ مالی در سازمان های دولتی موجود در مراکز استان های اصفهان و زنجان توزیع گردیده است. با توجه به هدف اصلی پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS ضمن شناسایی و تایید عوامل مدیریتی و سازمانی موثر بر فساد، میزان تأثیر مستقیم و غیرمستقیم و نیز تأثیر کل این عوامل بر فساد اداری - مالی در سازمان های دولتی مراکز استان های اصفهان و زنجان و روابط علّی بین متغیرها از طریق تحلیل مسیر بررسی گردید. بر اساس ضرایب تحلیل مسیر، نتایج نشان داد در بین 11 متغیر زیرمجموعه عوامل مدیریتی و سازمانی، 6 عامل به ترتیب شامل: 1. ضعف سیستم نظارت و کنترل، 2. ضعف ارتباطات، 3. ضعف مدیران در رهبری و هدایت، 4. ضعف مدیران در بسیج منابع و امکانات، 5. ضعف مدیران در سازماندهی و 6. ضعف عوامل ساختاری در اولویت تأثیرگذاری بر فساد اداری ـ مالی قرار دارند.
هدف از این پژوهش پیش بینی رفتار شهروندی سازمانی دبیران دوره متوسطه شهر اصفهان براساس هوش هیجانی آنان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، دبیران دوره متوسطه شهر اصفهان در سال تحصیلی90- 89 به تعداد 4064 نفر بودند. حجم نمونه به وسیله فرمول تعیین حجم نمونه 305 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای تعیین گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات دو پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی شرینگ (1994) و رفتار شهروندی سازمانی پودساکف و همکاران (1990) بود. روایی محتوایی هر دو پرسشنامه توسط صاحبنظران تأیید گردید و برای تأیید پایایی، پس از اجرای آزمایشی بین 30 نفر از دبیران، آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هوش هیجانی80/0 و برای پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی 79/0 محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آمار توصیفی و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه گام به گام) انجام شد. نتایج نشان داد که از بین مؤلفه های هوش هیجانی، خودآگاهی، خودانگیزی، همدلی و مهارت های اجتماعی با رفتار شهروندی سازمانی دبیران رابطه مثبت داشت. از بین متغیرهای مورد مطالعه در رگرسیون، مهارت های اجتماعی سپس خود انگیزی بهترین پیش بینی کننده رفتار شهروندی سازمانی دبیران بودند.
عدالت در هر محیط و شرایطی از متغیرهای بسیار مهم برای انسانها محسوب میشود، به ترتیبی که بسیاری از رفتارهای انسانی تحت تأثیر تصور از حضور یا عدم حضور عدالت میباشد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کنندگی عدالت در رابطه بین رهبری فداکارانه با رهبری خودکامه ادراک شده مدیران و تعهد سازمانی معلمان بود. این مطالعه که به صورت گذشته نگر و در قالب همبستگی انجام گرفت، از گروه نمونه 246 نفری از معلمان زن و مرد که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند استفاده بعمل آمد. برای جمع آوری داد ه ها از پرسشنامه 4 سؤالی عدالت توزیعی، پرسشنامه 12 سؤالی عدالت رویه ای و اطلاعاتی، پرسشنامه 4 سؤالی عدالت بین فردی، پرسشنامه رهبری فداکارانه 2 سؤالی، پرسشنامه رهبری خودکامه 2 سؤالی و پرسشنامه تعهد سازمانی 3 سؤالی استفاده شد. داده های پژوهش با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. نتایج بدست آمده نشان داد، عدالت توزیعی (229/0=r و 336/0-=r)، عدالت رویه ای و اطلاعاتی (438/0=r و 426/0-=r)، عدالت بین فردی (438/0=r . 413/0-=r) و رهبری فداکارانه (148/0=r و 221/0-=r) به ترتیب با تعهد سازمانی و رهبری خودکامه دارای رابطه مثبت و منفی معنادارهستند. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نیز نشان داد که عدالت بین فردی رابطه رهبری فداکارانه را با تعهد سازمانی و عدالت توزیعی رابطه رهبری فداکارانه را با رهبری خودکامه تعدیل مینماید.
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثرات مستقیم و غیر مستقیم سبک رهبری تحولی، فرهنگ یادگیری و یادگیری سازمانی بر هوش سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی (منطقه هشت) انجام شده است. روش پژوهش از نوع مدل یابی علّی یا مدل معادلات ساختاری بوده است.نمونه پژوهش حاضر 311 نفر از اعضای هیئت علمی واحدهای دانشگاهی منطقه هشت دانشگاه آزاد اسلامی بودند. داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه هوشی سازمانی، سبک رهبری تحولی، جوّ یادگیری و ممیزی یادگیری سازمانی گردآوری شدند. از روش تحلیل عاملی تائیدی (CFA) و مدل معادلات ساختاری (SEM) بر پایه ی نرم افزار لیزرل برای ارزیابی مدل ساختاری استفاده شد. براساس نتایج مدل معادلات ساختاری، متغیرهای نهفته سبک رهبری تحولی، یادگیری سازمانی و فرهنگ یادگیری بـه طور مستقیم و غیر مستقیم بر هوش سازمانی تاثیر می گذارند و هر چه سبک رهبری ویژگی های تحول گرایی بیشتری داشته باشد و جو مناسبی برای یادگیری وجود داشته باشد احتمال افزایش هوش سازمانی وجود دارد. مدل ارزیابی شده از شاخص های برازندگی خوبی برخوردار بود. با توجه به نتایج این پژوهش، توجه به این سه متغیر اثر گذار می تواند در ارتقاء هوش سازمانی دانشگاه ها نقش مهمی داشته باشد و این عوامل باید در برنامه ریزی جهت هوشمند سازی دانشگاه ها مورد توجه قرار گیرد.
سواد اطلاعاتی[1] به معنای داشتن توانایی در شناخت درست منابع اطلاعاتی، توانایی دسترسی مؤثر به آنها و توانایی استفادة هدفمند از منابع می باشد. داشتن سواد اطلاعاتی به معنای واقعی آن، می تواند به توانمندسازی فرماندهان، مدیران و استادان حوزة دفاع کمک شایانی نماید. این پژوهش به منظور بررسی وضعیت سواد اطلاعاتی فرماندهان، مدیران و استادان دانشگاه افسری امام علی(ع) و ارائه پیشنهادهایی برای ارتقای آن صورت گرفته است که از نظر نوع هدف، کاربردی است و از نظر نحوة گردآوری داده ها، توصیفی است و برای گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای (اینترنت، کتابخانه دانشگاهی، سایت های تخصصی) و پرسشنامه استفاده شده است. نوع جامعة مورد پژوهش فرماندهان، مدیران و استادان دانشگاه افسری امام علی(ع) است. در تجزیه و تحلیل داده ها نیز روش های آماری توصیفی و تحلیلی با استفاده از نرم افزار spssبه کار گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که جامعة پژوهش از نظر تشخیص نیاز اطلاعاتی با میانگین (44/65%)، دسترسی مؤثر و کارآمد به اطلاعات با میانگین (05/66%)، ارزیابی اطلاعات و کانال های اطلاعاتی با میانگین (52/67%)، استفادة مؤثر از اطلاعات با میانگین نمره (63/59%)، رعایت مسائل حقوقی اطلاعات و شیوه های استناددهی با میانگین (88/59%) وضع نسبتاً مطلوبی دارند. در مجموع سواد اطلاعاتی جامعة پژوهش با میانگین درصد (58/63%) و میانگین نمرة 18/3 از 5 نمره بالاتر از حد متوسط برآورد شد. با تحلیل های صورت گرفته از دانشگاه افسری امام علی(ع) و ماهیت فعالیت های این مجموعه و سطح سواد اطلاعاتی فرماندهان، مدیران و استادان آن می توان نتیجه گیری کرد که با فرهنگ سازی، ارائه سمینارها و کارگاه های آموزشی، تهیه جزوات آموزشی و گنجاندن دوره آموزشی سواد اطلاعاتی (نظری و عملی) در سرفصل سند استانداردهای مهارت و آموزشی مشاغل فرماندهان، مدیران و استادان سازمانی دانشگاه می توان گام بلندی برای ارتقای سواد اطلاعاتی آنها برداشت.