ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۱۲۱ تا ۱۵٬۱۴۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۵۱۲۱.

تبیین و تحلیل دیدگاه لاهاو در خصوص مشاوره فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۹
مشاوره فلسفی، یکی از راه های کاربست فلسفه در عمل بوده و در جهان امروز، پاسخگوی برخی مشکلات روحی و روانی است که با روان شناسی قابل حل نیست. این گونه از مشاوره، رویکردهای متنوعی دارد. معرفی رویکرد لاهاو به دلیل عنصر تعالی فلسفی، جایگاه ممتازی میان رویکردها داشته و برای استفاده های نظری و عملی، مستلزم تبیین مبانی، اهداف و روش ها است. این، در حالی است که دیدگاه وی در شکل کنونی آن به طور غیر نظام مند در آثار او پراکنده است. تا جایی که میلز آن را به خلط نظریه و روش، متهم می کند. چنین پراکندگی، مقاله حاضر را ضروری می نماید. از این رو مسئله تحقیق، آن است که چگونه می توان با استفاده از مبانی فکری لاهاو دیدگاه او درباره روش و اهداف مشاوره فلسفی را به روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه اصول مبنایی، تبیین و تحلیل کرد؟ طبق یافته های این پژوهش، از نگاه لاهاو، «حکمت جویی»، «خودادراکی» و «خودتحولی»، اهداف مشاوره فلسفی هستند که با استفاده از مبانی او در طول «ژرفناجویی» قرار می گیرند. نگارندگان، روش لاهاو را با «دیالکتیک»، مفهوم سازی کرده و در دو محور «روش شناسی عبور از الگو» و «بررسی تضاد دیالکتیکی» در مراحل مختلف تحول به آن پرداخته اند. این دو محور با اصول مبنایی «مفهوم تحول» و «تفسیر جهان بینی مبتنی بر اراده»، تحلیل شدند. به حسب تتبع نگارندگان در میان آثار فارسی و غیرفارسی، اثر حاضر، اولین اثری است که به هدف رفع اتهام لاهاو از خلط بین نظریه با روش و فراهم آوردن زمینه نقد منصفانه از آن نگاشته شده است.
۱۵۱۲۲.

The Priority of Intellectual Production and Creation in the Hegelian Understanding of Property(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۳
Orthodox readings of Hegels’ expressivist theory of property rights putatively assume he is an apologist for free market capitalism in all spheres of production and distribution. However, greater attention played to his discussion of intellectual property reveals that he is a pluralist about property rights and the particular manifestation of economic distribution and ownership is contingent on structural, economic and technological aspects of a society. The following essays seeks to show that intellectual property rights are an example of pure intentional activity that is best understood as public, social and collective labour when there is an overcoming of rivalrous material limitations. At the end of history, when economic and social conditions allow, private property can be superseded by collective sharing of resources and this is the dynamic nature of sprit, what moves it, the coming out of itself into the world. Recognition for the creator is to be protected and for this reason intellectual labour is both the alpha and omega of property – it is where it begins to where it ends, in the individual being-with the community.
۱۵۱۲۳.

Ontologies of Distributed Leadership: a heideggerian reinterpretation of educational management as dwelling-in-practice(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۶
Distributed leadership (DL) is a key framework in contemporary educational theory that moves beyond heroic, individual-centered models of leadership by emphasizing collective, relational practices. While DL effectively captures how leadership emerges through interactions among educators, administrators, and context, it often remains at an ontic level, focusing on observable tasks and role distributions while overlooking deeper ontological questions about educational being. This paper offers a philosophical reconfiguration of DL through Martin Heidegger’s existential phenomenology, drawing on the concepts of Being-in-the-world, dwelling, and care. It reconceptualizes DL as dwelling-in-practice, wherein educational actors are understood not as isolated agents but as primordially involved beings who co-constitute their shared world through attuned everyday engagement. From this perspective, the school appears not as a neutral container but as a meaningful place sustained by collective care. This ontological reframing highlights how leadership emerges from being-with-others (Mitsein) and shared involvement, rather than from functional distributions alone. It also illuminates existential dimensions often neglected in DL, such as disruption, unhomeliness, and interpretive responsiveness. Grounded in recent empirical studies, this approach advocates leadership development oriented toward ontological attunement, trust, and dialogue, and proposes evaluation criteria that privilege world-building over instrumental outcomes. Ultimately, viewing DL as dwelling-in-practice offers a more humane and sustainable vision of educational leadership focused on human flourishing.
۱۵۱۲۴.

ارائه مدل مفهومی برای «ازخودبیگانگی مثبت»، مبتنی بر تحلیل هستی شناختی و معرفت شناختی از تبیین های فلاسفه و متفکران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۶
ازخودبیگانگی، از مباحث مهم پیرامون وجود انسان است. بررسی آثار اندیشمندان، تحلیل های حائز اهمیتی در باب از خودبیگانگی در اختیار ما قرار می دهد. در پژوهش حاضر، مسئله این است که با تحلیل ارتباط تبیین های مختلف در آرای فلاسفه و اندیشمندان اسلامی (بر محور ارتباط هستی شناختی و معرفت شناختی این تبیین ها)، چه مدل مفهومی ای برای «از خود بیگانگی مثبت» قابل استخراج است؟ روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. بر اساس اینکه «از خودبیگانگی» در مقابل چه چیزی باشد، دو تبیین از منظر اندیشمندان اسلامی قابل احصا است: 1- تبیین اول[GPA]، از خودبیگانگی مثبت در مقابل خداوند (انسان در مقابل خداوند، همه آنچه را که دارد، تقدیم کند)؛ 2- تبیین دوم [SPA]، ازخودبیگانگی مثبت در مقابل خودِ عالی (حرکت از خود دانی به خود عالی). ارتباط این دو تبیین برای «از خود بیگانگی»، در دو بُعد قابل بررسی است: الف- بُعد هستی شناختی (بر محور نسبت خداوند با انسان به عنوان علت غایی و علت ایجادی). ب- بُعد معرفت شناختی (رابطه بر اساس تلازم شناختی). در نهایت، مدل مفهومی «ازخودبیگانگی مثبت» استخراج گردید. در نهایت، نکته حائز اهمیت این است که با توضیحاتی که تقدیم شد، در اندیشه اسلامی، «از خودبیگانگی مثبت» امری نامطلوب شناخته نمی شود بلکه مطلوب و مورد توصیه می باشد.
۱۵۱۲۵.

مرزهای دانش بومی و علم مدرن: تحلیل مناقشه دانشگاهی میان فارماکوگنوزی و داروسازی سنتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۵
داروسازی سنتی و فارماکوگنوزی دو رشته دانشگاهی مستقل و از دوره های تخصصی رشته داروسازی در ایران هستند. داروسازی سنتی حیطه بررسی متون سنتی داروسازی و ساخت و ارزیابی عملکرد فراورده های سنتی است. علم فارماکوگنوزی علم استخراج، شناسایی، بررسی اثرات درمانی ترکیبات موثره موجود در فراورده های طبیعی و طراحی و تولید فرمولاسیون داروهای گیاهی است. وجه شباهت دو رشته در استفاده آنها از فراورده های طبیعی و تمایز آنها در روش شناسی پژوهش بر روی اثرات درمانی این ترکیبات و رویکرد آنها نسبت به تولید فراورده نهایی است. به علت شباهت در موضوع مطالعه و تفاوت در روش مطالعه، دو رشته در سطح دانشگاهی مناقشات مهمی دارند که بررسی آنها ابعاد مهمی از نسبت داروسازی و فراورده های طبیعی را آشکار می کند. مطالعه حاضر با استفاده از روش تحلیل مناقشاتی به عنوان یک روش در زمینه مطالعات علم، 9 مناقشه روبنایی و 3 مناقشه زیربنایی را شناسایی و تحلیل کرده است. مناقشات روبنایی شامل شیمیایی/گیاهی، سنتزی/طبیعی، فرموله شده/ فرموله نشده، استاندارد جهانی/ استاندارد بومی، خالص سازی/ حفظ تمام ترکیبات، مکانیسم/ شواهد تجربی، مادی/ معنوی، رشته/ حوزه، و تخصص گرایی/ تخصص زدایی می باشند. مناقشات زیربنایی که ریشه در مفروضات فلسفی هر کدام از حیطه ها دارد شامل مناقشه مداخله در طبیعت/ بازگشت به طبیعت، تقلیل گرایی/ کل گرایی، و علم دانشگاهی/ دانش عمومی-تاریخی است. بررسی و تحلیل مناقشات این دو حیطه دانشگاهی موقعیت هر دو رشته را از منظر مطالعات علم ترسیم می کند و از خلط رسالت و حیطه فعالیت دو رشته جلوگیری می کند.
۱۵۱۲۶.

تحلیل و ارزیابی دو مدل روایی در عصر نوین الهیات مسیحی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۹
دنیای فرامدرن، دنیای گذار از روایت های کلان است؛ دنیایی که درآن فراروایت ها و روایت های خرد، جای روایت های کلان را گرفته اند. الهیات مسیحی نیز متأثر از این تغییر و گذار در عصر جدید بوده است. تلاش های فلسفی و الهیاتی در دنیای مسیحی در راستای ارائه پاسخ های درخور  برای مواجهه انسان معاصر با مسایل بنیادین در  عصر جدید است. این پاسخ ها که در چرخش زبانی در حوزه فلسفه ریشه دارد، توجه ویژه متفکران را به منابع مهم زبان ازجمله روایت، جلب نموده است. توجه متألهان به روایت نیز تحت تأثیر جهان اندیشه در همین راستا قرار دارد. این رویکرد به تلاش هایی برای تولید مدل های نوین الهیاتی و فلسفی انجامیده است. در پژوهش پیش رو ابتدا دو مدل برآمده از تفکر فلسفی مبتنی بر فرم روایی، یعنی متن گرایی کیوپیت و الهیات روایی لیندبک را تقریر می کنیم و سپس به این نتیجه خواهیم رسید که هر دو مدل، بااینکه ریشه فکری شان در نفی کلان روایت ها مشترک است، به نوعی در آنچه که خود نفی کرده اند، گرفتار می آیند.
۱۵۱۲۷.

معجزات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۱
نویسنده در این مقاله در پیِ آن است که با پرداختن به مفهوم معجزه نشان دهد که هیچ مرز مشترکی میان فهم علمی و فهم دینی وجود ندارد و این دو حوزه را باید حوزه های جدا از یکدیگر در نظر بگیریم؛ به این معنا که این دو گونه فهم، در رقابت برای توضیح پدیده هایی یکسان نیستند. او تحلیل مفهوم معجزه را در روشن شدن ماهیت هر دو نوع فهمِ نامبرده بسیار سودمند می داند. او معتقد است که مفهوم معجزه، به معنایی که وی در نظر گرفته است، در بافتی دینی معنا و کاربردی مشروع می یابد و نمی توان آن را با زور وارد حوزه علم کرد و در مورد عجایب و چیزهای خارق العاده و امور توضیح ناپذیری که معجزه آسا می نمایند نیز، که نوعی از محدودیت را بر علم و دعاوی اش وضع می کنند، به نظر نویسنده مشکلی برای علم ایجاد نمی شود. به باور او نباید تصور کرد که با دست یازی به امور و رویدادهای معجزه آسا می توان برای جهان بینی علمی دردسر ایجاد کرد و دانشمندان را وادار به پذیرش و به کارگیریِ مفاهیم دینی نمود. نویسنده نهایتاً می خواهد با پیش نهادنِ استدلال های خود بر پایه تحلیل مفاهیمی گوناگون به این نتیجه برسد که مناقشه ای میان علم و دین در کار نیست، زیرا آن ها مرزی با یکدیگر ندارند.
۱۵۱۲۸.

جغرافیای فلسفه نزد ژیل دلوز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۱
ژیل دلوز به همراه فلیکس گتاری در کتاب فلسفه چیست؟ در بحثی فرافلسفی به ماهیت فلسفه و تفاوت آن با دیگر شاخه ها نظیر علم و هنر می پردازند. آنان در کتاب مذکور، پس از یک دوره فعالیت پرثمر فلسفی، مسیر را بار دیگر از ابتدا می پیمایند و درصدد تبیین چیستی فلسفه برمی آیند. به عقیده دلوز، فلسفه -به مثابه دانشی که رسالت اصلی خود را آفرینش مفاهیم می داند- در اتصال وثیقی با قلمرو و زمین قرار دارد. به عبارت دیگر، فلسفه، مسائل و نیز مفاهیمش را نمی توان بدون سرزمینی خاص تصور کرد. آنان معتقدند که اساساً چنین فلسفه ورزی ای طریقه راستین و ماتریالیستی فلسفه است. بر مبنای چنین تلقی و نگرشی نسبت به فلسفه و نیز وظیفه درون ماندگاری که برای آن قائل اند، دلوز و گتاری نظر متفاوتی نیز نسبت به تاریخ فلسفه -به مثابه روندی دیالکتیکی بر مبنای غایت و ضرورت- دارند و با افزودن جغرافیا به فلسفه، ترکیب ژئوفلسفه را وضع می کنند. دلوز و گتاری هرگونه فلسفه ای را اساساً ژئوفلسفه می دانند و فلسفه بدون زمین و قلمرو را به رسمیت نمی شناسند. در این پژوهش تلاش می شود با تمهید مقدمه و مدخلی بر فلسفه ژیل دلوز و معرفی فلسفه منحصربه فرد وی، تبیین ویژه او در باب ژئوفلسفه مورد بررسی قرار بگیرد و در نهایت روایتی از گذار آنان از تاریخی نگریستن فلسفه به منظری جغرافیایی در مورد فلسفه از سر گذارنده شود.
۱۵۱۲۹.

دادرسی استثنایی در جرم سیاسی با نظر به مفهوم اراده کلی در اندیشه روسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۵
جرم سیاسی یکی از مفاهیم مناقشه برانگیز در حقوق کیفری و فلسفه سیاسی است که در طول تاریخ، با تغییر بنیان های مشروعیت سیاسی، معنایی متفاوت به خود گرفته است. این مقاله با مرور تاریخی تحولات جرم سیاسی از یونان باستان تا دوران معاصر، نشان می دهد که چگونه این مفهوم از نقد نظم حاکم به جرم علیه امنیت و حیثیت اقتدار تبدیل شده است. در ادامه، با رجوع به اندیشه ژان ژاک روسو، به ویژه مفهوم «اراده کلی»، تلاش می شود تا بنیاد فلسفی تازه ای برای فهم و تفکیک جرم سیاسی از جرایم عمومی ارائه گردد. از رهگذر سه تفسیر دموکراتیک، استعلایی و انتقادی از اراده کلی، مقاله تبیین می کند که تنها تفسیر انتقادی می تواند جایگاهی مشروع و ضروری برای مخالف سیاسی قائل شود. در پرتو این دیدگاه، دادرسی استثنایی برای متهمان سیاسی نه تنها موجه، بلکه لازمه تحقق اراده کلی و مشارکت آزادانه در حیات سیاسی جامعه است. در پایان، با ارائه مدل حقوقی مشخصی برای تشخیص جرم سیاسی و ویژگی های دادرسی استثنایی، چارچوبی عملی برای تضمین حق مخالفت سیاسی پیشنهاد می شود.
۱۵۱۳۰.

فلسفه صلح: کاوشی در متافیزیک صلح فارابی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۲
با تأمل در فلسفه مدنی فارابی علی الخصوص در کتاب الملّه و سیاست مدنیّه ، می توان به مفاهیم گوناگونی برخورد که یکی از این مفاهیم فلسفه صلح یا متافیزیک صلح است. اگر بخواهیم مسائل مطرح شده فارابی در این دو کتاب را به صورت چارچوب و محورهای تشکیل دهنده فلسفه صلح فارابی بیان کنیم، باید اذعان کنیم که تمامی مسائل مربوط در پنج محور خلاصه می گردند: 1. چیستی فلسفه صلح (موضوع و غایت فلسفه صلح)؛ 2. وجوب وجود صلح در جامعه؛ 3. ضامن صلح؛ 4. منبع صلح آفرینی؛ 5. سعادت: ضلع نهایی فلسفه صلح فارابی. بنابراین، با بررسی این پنج محور در فلسفه مدنی فارابی، می توان از مفهومی به نام فلسفه صلح و متافیزیک صلح سخن راند و همچنین این مفهوم را به عنوان یک نظریه فلسفی به جهان اندیشه عرضه کرد و از سوی دیگر، می توان استخراج این مفهوم را در سایر آراء اندیشمندان نیز دنبال کرد. همچنین، مفهوم فلسفه صلح قابلیت گسترش به عنوان یک فلسفه مضاف را نیز دارد. بر این اساس، جستار پیش و رو علاوه بر بررسی این پنج محور، به چنین مفهومی در فلسفه فارابی دست پیدا کرده است که دلالت بر پویایی علم مدنی ابونصر فارابی نیز دارد.
۱۵۱۳۱.

Challenges in the Pedagogy of Clinical Reasoning: a philosophical reframing(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۰
Clinical reasoning lies at the heart of medical practice, yet its teaching remains one of the most conceptually complex challenges in medical education. Contemporary approaches, largely informed by cognitive science, have illuminated the mental mechanisms underlying diagnosis but have simultaneously reduced reasoning to an individual, decontextualized act of information processing. This reduction has led to a subtle yet pervasive dehumanization of clinical reasoning, obscuring its social, embodied, and interpretive dimensions. This paper argues that a comprehensive understanding of clinical reasoning requires a philosophical reframing that integrates insights from the philosophy of science, medicine, and technology, i.e. TRI-P model. In this sense, Medicine is best understood as a scientific practice realized through the mediation of technology, yet always oriented toward its ultimate telos: the care and healing of the patient. Through this synthesis, the study shows that reasoning in medicine is not a neutral cognitive operation but an interpretive, dialogical, and technologically mediated form of human understanding. Accordingly, a rehumanized pedagogy—grounded in epistemic pluralism, dialogical humanism, and critical technological literacy—is essential for cultivating responsible clinical judgment. From this perspective, clinical reasoning cannot be captured by cognitive models alone but must be reframed as phronesis: a form of practical wisdom enacted in moral and interpretive contexts. Drawing on Gadamer’s hermeneutic philosophy and Kenneth Sharpe’s conception of phronetic practice, the paper situates clinical reasoning as an embodied, dialogical, and ethically responsive activity. It concludes that medical education should nurture reflective judgment and moral discernment rather than mere analytical accuracy.
۱۵۱۳۲.

بررسی نظر کریپکی درباره مسئله نام های تهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۷
در این مقاله به شرح و بررسی آرای ساول کریپکی درباره مسئله نام های تهی پرداخته شده و از این جهت بیشتر تمرکز ما بر کتابِ ارجاع و وجود ایشان بوده است. در بخش اولِ مفصل ترِ مقاله، به تشریحِ همراه با جزئیاتِ دیدگاه کریپکی پرداختیم. او ابتدا مسائل نام های تهی مطرح کرده است و سپس به بیان و نقد پاسخ های موجود در زمانه خودش می پردازد. در گام بعدی با تمایز میان دو ساحتِ زبان تلاش می کند برای هر ساحتْ راه حلی در جهت معقولیت کاربرد نام های تهی ارائه کند. در ساحت توسعه یافته زبان، برای کاربردهای به اصطلاح درون-داستانی از عملگرِ جمله ای «در داستان» استفاده می کند و برای کاربردهای به اصطلاح برون-داستانی، نخستْ نوعی وجودشناسی برای هویت های خیالی معرفی می کند و سپس قائل به ارجاع این نام ها به آن هویت های انتزاعیِ موجود می شود. در ساحت توسعه نیافته، در مرحله معرفی این نام ها به زبانِ طبیعی، از نظریه ای تحت عنوان نظریه وانمودی زبان سخن می گوید و در آخرین گام و در مواجه با مسئله ارزشِ گزاره های واجد نام های تهی با پیشنهاد توسعه کاربردِ لفظ «کذب» مواجه می شویم. در بخش دوم مقاله به بررسی نظرات کریپکی و برخی بازخوردهایی پرداختیم که در مباحث فلسفی داشته است.
۱۵۱۳۳.

مفهوم و کارکرد پدیدارشناختی شهود ذات نزد دکارت و هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۲۲
این مقاله استوار بر روش توصیفی-تحلیلی بر نقش و کارکرد پدیدارشناختی شهود ذات نزد دکارت و هوسرل تمرکز دارد. طبق یافته های مقاله، علیرغم آنکه شهود فرآیند روش شناختی مشترک در پدیدارشناسی دکارت و هوسرل است، اما از حیث مؤلفه های کارگر در مقوله شهود تفاوت های آشکاری میان این دو وجود دارد. دکارت با ایجاد تمایز ضروری میان کنش های ذهنی شهود و قیاس، شهود را صرفاً واجد بداهت ذاتی بی واسطه و سزاوار اساس فلسفه یقینی می داند. دکارت به منظور فراتر بردن یقین حاصل از بداهت شهود بی واسطه به مقوله زمان و حافظه متوسل می شود. ولی از آنجا که حافظه فاقد ظرفیت تضمین بداهت شهود از «اکنون» به «گذشته» یا «آینده» است، به مفهوم خدا یا در حقیقت آموزه ورود الوهیت در تاریخ متوسل می شود تا استمرار فرازمانی بداهت بی واسطه شهود «من»را تضمین کند. با این همه نزد هوسرل، شهود در درجه اول به جنبه التفاتی بستگی دارد و بدون اساس و بنیادی که از سوی شهود داده شده، دست یافتن به اساس یقینی شناخت پدیداری امکان پذیر نیست. هوسرل با در پیش گرفتن رویکردی کاملاً نو می کوشد بداهت ذاتی شهود را برخلاف خواست دکارت نه از عقل الهی، بلکه از اگوی استعلایی یا موضوعیت نفسانی که شرط وجودی اعیان است، به دست آورد. بنابراین «خیال» را در مرکز شهود ذات می گذارد و با ورود مفاهیم نو، شهود را از رهگذر تعریف آن به منزله تصمیم و مسئولیت معرفت شناختی، انسجام ذات و استمرار اگوی فرازمان تکمیل می کند.
۱۵۱۳۴.

پدیدارشناسی عشق و نسبت آن با زیبایی نزد سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۵
شهاب الدین یحیی سهروردی فیلسوف اشراقی و حکیم نامدار ایرانی است که توانست حکمت بحثی را با حکمت ذوقی در هم آمیزد و بنیان وجودشناسانه محکمی برای نظریه اشراقی خود فراهم آورد. سهروردی که فلسفه اش را بر پایه نور بنا کرده و فیلسوف نور نامیده شده است، علاوه بر تسلط بر علوم زمانه اش، اهل ریاضت و سیر و سلوک و صاحب مکاشفات بسیاری بود. او حکمت یونان و ایران باستان را که از منظر وی بیان کننده حقیقت واحدی هستند، در نظریه اشراقی خود به کار بست همان گونه که از تعقّل به همراه کشف وشهود در خدمت نیل به حقیقت جامع و واحد الهی بهره گرفت. مقاله پیش رو برآن است که با تأملی پدیدارشناختی در معنا و مفهوم عشق نزد سهروردی، به کنه نظریه وی در باب عشق نزدیک شود و نسبت عشق را با زیبایی روشن سازد و لذا پرسش اصلی مقاله این است که عشق نزد سهروردی به چه معنایی است و چه نسبتی با زیبایی دارد؟ نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که عشق همانند وجود است که از ذات حق که نورالانوار و مظهر کمال و جمال عشق مطلق است، در سرتاسر هستی، سریان و جریان پیدا کرده و پیوند آن با زیبایی پیوندی جاودانه است و این دو همانند نور و وجود، اموری ذومراتب هستند. مبنای کار در این پژوهش، رساله مونس العشّاق یا فی حقیقه العشق است، هرچند به تناسب موضوع، به کتاب مهم حکمهالاشراق که بیشتر با روش ذوقی و بر مبنای کشف و شهود نگاشته شده و نیز دیگر آثار سهروردی توجه شده است.
۱۵۱۳۵.

خاص بودگی: مقوله محوری امرِ زیبا در نظام زیبایی شناسی لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۲
در این مقاله استدلال گئورگ لوکاچ را آن گونه که در کتابِ او با عنوانِ ویژگیِ خاصِ امر زیبا (1963) آمده است بازسازی می کنیم. درنظرگاه لوکاچ ”نظریه بازتاب“ مبنای مشترکی برای همه شکل های چیرگی نظری و عملی بر واقعیت از رهگذرِ آگاهی فراهم می آورد. بدین ترتیب، این نظریه هم چنین مبنایی است برای بازتابِ هنری واقعیت. ایده اصلی در این بازسازی توضیح و تبیین ویژگی هایِ خاصِ بازتابِ هنریِ واقعیت با توجه به هدفی است که این نوع بازتاب بر مبنای روشِ ماتریالیسمِ دیالکتیکی برای خود تعیین کرده است؛ یعنی، فراهم آوردن تصویری از واقعیت که در آن تضاد میان نمود و بود (واقعیت)، جزئی و کلی و غیره چنان منحل شود که هر دو (سویه تقابل) تحت تاثیر مستقیم اثر هنری در یک تمامیتِ خودانگیخته با هم تلاقی کنند و حسی از یک تمامیت ناگسستنی بر مبنای خاستگاه تاریخی شان ایجاد کنند. از آن جا که دستیابی به این هدف مستلزم صورت بندیِ جدیدی از روابطِ میان مقولاتِ بازتابِ واقعیت است باید دید که مقولات مشترک در تمامِ بازتاب ها در برنهادنِ بازتابِ زیبایی شناختی با هدفی مشخص چه اشکال، روابط، تناسبات و غیره به خصوصی به خود می گیرند؟ آن چه در پرتو این بازسازی روشن می شود آن است که در صورت بندیِ جدیدِ لوکاچ از مقولات، مقوله خاص بودگی که حاصل روابط دیالکتیکی و سنتز مقولات کلیت و فردیت است، مقوله اصلی زیبایی شناسی است و اثر هنری ذیل این مقوله صورت می پذیرد. به این ترتیب هر وجهی از اثر هنری با صرفاً سخن گفتن در مورد خود، خواه ناخواه به واسطه غوطه ور بودن در کل، بازتابنده واقعیت عینی در تمامیتِ خود است.
۱۵۱۳۶.

تاثیر سایش اجتماعی با خودشکوفایی معلمان مدارس ابتدایی با نقش میانجی عدالت آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سایش اجتماعی با خودشکوفایی معلمان مدارس ابتدایی ناحیه یک ارومیه با نقش میانجی عدالت آموزشی اجرا شده است. روش کار: این تحقیق از لحاظ جمع آوری داده توصیفی -همبستگی از نوع معادلات ساختاری است و از لحاظ هدف، پژوهش کاربردی است. جامعه آماری کلیه معلمان مدارس ناحیه 1 ارومیه به تعداد 1182 بودند. بر حسب جدول مورگان 259 نفر به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه سایش اجتماعی دافی، گنستر و پگون (2002)، پرسشنامه سنجش عدالت آموزشی گل پرور (1389)، پرسشنامه خودشکوفایی سلیمانی و همکاران (1396). تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار smart pls 13 انجام شد.نتایج: نتایج نشان داد که سایش اجتماعی با ضریب اثر 424/0- بر عدالت آموزشی مؤثر است . عدالت آموزشی نیز با ضریب اثر 508/0 بر خودشکوفایی معلمان مؤثر است. نتیجه گیری: در مجموع، این یافته نشان دهنده تأثیر غیر مستقیم سایش اجتماعی بر خودشکوفایی معلمان است که میزان این اثر غیرمستقیم 33/0- است. پیشنهاد می شود که معلمان با شناخت عوامل مؤثر در ایجاد رفتارهای سایشی، این رفتارها را شناسایی کنند و سیاستهای صحیحی را مانند ایجاد برنامه های آموزشی و اخلاقی درمورد سایش اجتماعی، رعایت عدالت آموزشی در وضع و اجرای قوانین، تقویت جو اخلاقی مبنی بر اعتماد، توجه به ویژگیهای شخصیتی و رفتاری برای کنترل این رفتارها و از بین بردن آنها اتخاذ کنند.
۱۵۱۳۷.

نزاع بر سر میراث بیکن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۵
اندیشه های فرانسیس بیکن به عنوان یکی از منادیان علم جدید منشأ تأملات فلسفی فراوانی در حوزه های مختلف فلسفی، به ویژه در حوزه فلسفه عملی و پرسش های مربوط به اخلاق و حقوق گردیده است. بیکن با طرح ایدئال خود از جهان آینده که مبتنی بر دستیابی انسان ها به بیشترین مواهب در زندگی است و تصویر آن در آثاری همچون آتلانتیس نو ترسیم شده تلاش کرد برنامه ای برای مداخله صنعتگرانه و بهره وری تکنیکی از طبیعت تنظیم کند تا از طریق آن نواقص و محرومیت های زندگی انسان از قبیل جنگ، فقر و بیماری رفع شود و با بازگشت اقتدار انسان، زمینه دستیابی بدون خشونت و رنج ابنای بشر به یک بهشت زمینی که در آن کلّ طبیعت در خدمت بهزیستی انسان قرار گرفته فراهم آید. اما این طرح آرمانی از آن جهت که در دوران مدرن فجایع انسانی و زیست محیطی بیشماری به بار آورده نقدهای جدی منتقدان را برانگیخته است. هانس یوناس با نقد آرمان بیکن مبنی بر سیادت و سیطره او بر طبیعت، جوامع مدرن را به کنار گذاشتن این آرمان و مواجهه مسئولانه با طبیعت در جهت حفظ و صیانت آن فراخوانده است. زیرا این آرمان بهره گیری تکنیکی از طبیعت به منظور نیل به خیر و فایده برای زندگی انسان و زمینه سازی حاکمیت او را اصل قرار داده و نگاهی خوش بینانه به آرمان بهشت زمینی داشته است، درحالیکه به تبعات منفی آن از جمله جدایی انسان از طبیعت و سیادت او بر طبیعت توجه نکرده است. لذا باید این رویه را تغییر داد و از انسان محوری به طبیعت محوری روی آورد و انسان مدرن را در جایگاه فاعل اخلاقی ملزم به رعایت اصل مسئولیت در برابر طبیعت که هم الزام اخلاقی و هم حقوقی در قبال طبیعت را به دنبال دارد، نمود. این مقاله با پرداختن به برخی نظرات درباب ایدئال بیکن نشان می دهد که باید بین آرمان و برنامه او تمایز گذاشت تا به نحوی مطلوب تر به تبعات مثبت و منفی آن پی برد.
۱۵۱۳۸.

تأمّلی تطبیقی در حکمتِ نوریِ سهروردی و فرشته شناسیِ دیونوسیوسِ مجعول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
نظامی مبتنی بر سلسله مراتب که راویِ قهر و غلبه از سویِ ذواتِ عالی و فقر و شوق از جانب ذواتِ دانی است، بر بنیاد رویکردی تطبیقی می تواند به مثابه فصل مشترک دیدگاه های شیخ شهاب الدین سهروردی در بخش دوم حکمه الأشراق، و دیونوسیوس مجعول در رساله سلسله مراتب آسمانی لحاظ شود. شیخ اشراق که تمام جواهرِ عالمِ امکان اعم از مجرّد و مادّی را داخل در دو مقوله نور و ظلمت می داند، با تکیه بر حکمتِ نوریِ فهلویون، طرحِ نظامِ تشکیکی میان انوار را بنیان نهاد. دیونوسیوس نیز با هدف تشریحِ کیفیّتِ ابلاغِ وحیِ الهی از عالی ترینِ مرجعِ صدورِ آن تا عوالم انسانی، سلسله مراتبِ فرشتگانی که به جوهرِ معقول و نوریِ آن ها نیز التفات دارد را تشریح کرده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند سهروردی در پایه ریزیِ حکمتِ نوریِ خود، نگاهی کاملاً حِکمی - فلسفی به مقوله نور دارد، لیکن هدفی که دیونوسیوس دنبال می کند، بیانِ نصوصِ کتاب مقدّس در قالبی کاملاً نوافلاطونی با توجّهی ویژه به تفکّراتِ نوالاطونیانِ متأخّر همچون یامبلیخوس و پروکلوس است. با این وجود، بحث تشکیک و وجود نظامی مبتنی بر سلسله مراتب، وجه اشتراک هر دو دیدگاه است. این پژوهش که داده های آن با اتکاء به منابع مکتوب گردآوری شده و با استفاده از روش اسنادی (کتابخانه ای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند، ابتدا جایگاهِ نور در قرآن و عهد جدید را مورد مطالعه قرار داده و سپس به مقایسه نظامِ تشکیکیِ انوار و فرشتگان در اندیشه سهروردی و دیونوسیوس مجعول می پردازد.
۱۵۱۳۹.

تبیین پارادایمِ پژوهشی «حیات طیبه» با تأکید بر آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۲
حیات طیبه احیا حیاتی حقیقى، جدید، بالا و والاتر از حیات عمومى است که آثار تکوینی به همراه دارد. این مفهوم قرآنی می تواند بر انگاره های پیشرفت، بهروزی و خوشبختی دلالت کند. این انگاره ها در دنیای مدرن امروز، سامان بخش ساحت های متنوّع فعالیّت فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی هستند. به کارگیری گسترده حیات طیبه با دلالت های مختلف، موجب آشفتگی مفهومی و سرگردانی پژوهشگران در کاربست اصولی آن می شود. پارادایم پژوهشی به مثابه یک رویکرد با ایجاد بستری برای درک ماهیت دانش و روش های تولید آن، به محققان کمک می کند تا مفروضات و باورهای اساسی که به پژوهش آنها شکل می دهد را شناسایی کنند. بر این اساس هدف اصلی این پژوهش، تبیین چیستی پارادایم پژوهشی حیات طیبه مبتنی بر آرای علامه طباطبایی از طریق روش تفسیر متن محور و جمع آوری داده اسنادی است. پارادایم پژوهشی حیات طیبه با توجه به چهار عنصرِ هستی شناسی، ارزش شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی مبتنی بر آرای علامه طباطبایی پی ریزی شد و نمایان گشت که حیات طیبه در ساحت هستی شناسی از طریق سیر تدریجی در عوالم سه گانه (از ماده تا مثال و عقل) در قوس صعود محقق می شود. از منظر ارزش شناسی، ارزش نهایی این حیات در تحقق مقام خلیفه الهی نهفته است که با ایمان و عمل صالح و با درنظرگیری اصل تاروپودگی در حوزه روش شناسی به دست می آید. از نگاه معرفت شناسی نیز، درک و تحصیل این حیات، مشروط به سیر وجودی نفس و اعتباریات عملی است.
۱۵۱۴۰.

خرد جاویدان از منظرملاصدرا: حکمت تشکیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۴
نقطه قوت حکمت خالده، در دنیای معاصر با تنش های فرهنگی، سیاسی و فکری آن تکیه بر اشتراکات و زمینه سازی برای گفتگوی فرهنگی ملت ها و ادیان است. اما این رویکرد دارای خوانشهای متفاوتی است. در این میان، نسبت سنجی حکمت متعالیه ملاصدرا با این نظریه، مسئله ای است که این پژوهش با روش تحلیلی-تطبیقی به آن می پردازد. تعیین جایگاه دقیق آن در میان مدل های حکمت خالده خلأیی است که این تحقیق در صدد پر کردن است. بنابراین پرسش اصلی تحقیق عبارت است از اینکه نسبت آرای ملاصدرا با اقسام حکمت خالده و پرنیالیزم نرم چیست؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که ملاصدرا کشف شهودی و برهان عقلی را به عنوان دو مسیر موازی با وحی برای دستیابی به حقیقت به رسمیت می شناسد. اگرچه او با هدف کشف حقایق مشترک، مشابهات موجود در تجارب عرفانی را می پذیرد، اما تمایزات بنیادین میان ادیان الهی و بشری را نادیده نمی گیرد. از منظر او، حقیقت همچون دریایی عمیق است که افراد از سنتهای گوناگون می توانند گوهرهایی را از اعماق متفاوت صید و مشابهت هایی را در تجارب معنوی خود بیابند و همین اشتراکات موضوع گفتگو و تعامل باشد. در ادیان الهی از باطن شریعت و در ادیان بشری، با «حریت» از عقاید باطل و برای جوامع سکولار با هوش معنوی بالا و جذبه الهی می توان به حکمت دست یافت. این موضعگیری را براساس وجودشناسی صدرایی، می توان «حکمت تشکیکی» نامید. در این تحقیق تفاوتهای رویکرد ملاصدرا با پرنیالیزم نرم بیان شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان