فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۳٬۲۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
گویش کرمانجی خراسانی و کردی ایلامی دو گویش مختلف زبان کردی هستند. گویش کرمانجی خراسانی، گویش کرد های ساکن استان خراسان شمالی است و گویش کردی ایلامی گویش جمعیت کثیری از کرد های ساکن استان ایلام می باشد. این دو گویش به دلیل تأثیر پذیری از زبان های دیگر تا حدودی این دو گویش از همدیگر فاصله گرفته اند؛ به گونه ای که گویشوران دو گویش، قادر به درک متقابل نیستند. گویش کرمانجی خراسانی اصولاً تحت تأثیر زبان فارسی خراسانی قرار داشته است. این گویش در شمال خراسان با زبان ترکی و در جنوب خراسان با زبان فارسی مراوده داشته است. از طرفی ، گویش کرمانجی خراسانی بر خلاف گویش کردی ایلامی «ساخت ارگتیو» و «جنس» را که از مهم ترین ویژگی های گویش های کردی شمالی هستند، در خود حفظ کرده است . روش انجام گرفته در این تحقیق از نوع مطالعه ی کتابخانه ای است و از شم زبانی نگارندگان نیز در تجزیه و تحلیل تحقیق استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که گویش کرمانجی خراسانی و گویش کردی ایلامی هر یک دچار تغییر و تحول آوایی شده اند و زبان های مجاور هریک به نوعی در تغییر و تحول دو گویش مؤثر بوده اند.
مقایسه ی معماری مساجد بلوچستان ایران با مساجد دوره ی تیموریان هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر، حاصل برنامه ای پژوهشی (میدانی، کتابخانه ای) است که با نگرشی کلی، به مساجد بلوچستان می پردازد. جایگاه بلوچستان در مطالعات هنر اسلامی ایران تاکنون، ناشناخته مانده است. مساجد بلوچستان دارای شاخصه های هنری زیادی در زمینه ی معماری، عناصر و تزئینات وابسته است. بیشتر مساجد شناسایی شده، دارای عظمت و شکوه چندانی نیستند و از نظر قدمت نیز، اکثر آن ها متعلق به سده های متأخّر دوره اسلامی هستند؛ اما شاخصه هایی ارزشمند از نظر معماری و تزئینی دارند؛ این ویژگی ها عملاً نشانگر فرهنگ خاص بلوچستان هستند. مطالعه دقیق تر این شاخصه های هنری در معماری اماکن مذهبی، تأثیر پذیری آن ها را از مناطق همجوار شرقی، به خصوص شبه قاره ی هند در دوره ی تیموریان بزرگ، روشن می کند. از سوی دیگر، این شاخصه ها تحت تأثیر فرهنگ و معماری فلات مرکزی ایران نیز بوده است. در این مقاله تلاش شده تا با بیان اشتراکات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی میان دو منطقه (بلوچستان ایران و شبه قاره هند)، چگونگی تأثیر پذیری این آثار در تزیینات و برخی از عناصر معماری همچون گنبد و مناره بررسی شود.
علم و فرهنگ: تأملی بر مهم ترین تحلیل های فرهنگی در جامعه شناسی علم و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گذشته اکثر جامعه شناسان علم و فناوری، تلاش های اندکی برای وارد شدن به حوزه رسمی جامعه شناسی فرهنگ انجام داده و حتی در برابر تحلیل های فرهنگی مقاومت می کردند. جامعه شناسان فرهنگ نیز در زمینه فرایند تولید علم و فناوری، تحلیل های ناچیزی ارائه می دادند. این در حالی است که ویژگی عمده جامعه شناسی معرفت و علم جدید تأکید بر فرهنگ و تحلیل فرهنگی در مطالعات علم و فناوری است.
در این مقاله به بررسی روندی می پردازیم که جامعه شناسان علم و فناوری در آن تحلیل های فرهنگی خود را ارائه داده اند. حرکت های اخیر برای گسترش قلمرو نظری جامعه شناسی علم و فناوری فراتر از نهاد های رسمی علمی، امکانات و فرصت های جدیدی برای جامعه شناسی فرهنگ ایجاد کرده و در حقیقت موجب توجه مضاعف به جایگاه فرهنگ در مطالعات علم و فناوری شده است. برخی از مهم ترین این تلاش ها عبارتند از: مطالعات مربوط به «فرهنگ مادی، شهروندی علمی، کلان معرفتی ها (فرهنگ در جامعه دانایی) و معرفت شناسی های مدنی»
جامعه شناسی فرهنگ مقاومت در مقابل جهانی شدن: چهره زیبایی شناسی قدرتمند، ساختار ضعیف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله تعدادی چند از نظریههای جامعه شناختی معاصر در باب جهانی شدن را به این دلایل، که به لحاظ تاریخی اغلب سطحی هستند، انواع مقاومتهای فرهنگی درمقبل معیار گستری جهانی را کمتر مورد توجه قرار میدهند، و نیز اغلب نقش دولت را در ترتیب دادن به واکنشهای معطوف به دگرگونیهای جهانی نادیده میگیرند، مورد انتقاد قرار میدهد. مقاله به منظور دستیابی به دیدگاهی نقادانه، برمطالعات جرج ریتزر در مورد مک دونالدزی شدن، به ویژه کتاب اخیرش با عنوان جهانی شدن هیچ، تکیه میکند. ریتز بر این عقیده است که حجم زیادی ار فرهنگ جهانی داری ماهیت معتبری نیست، به زمان و مکان بی توجه است، و فرهنگهای محلی را از محتوای منحصر به فرد شان بری میسازد. نوشته های ریتزر به طور فزانیدهای جهت بدبینانه به خود گرفته اند و وابستگی مولف را به آرا ماکس وبر در باب عقلانی شدن جامعه تقویت میکنند. درمقابل عقاید ریتزر، این مقاله استدلال می کند که دو بعد مهم مقاومت فرهنگی در مقابل جهانی گرایی پوچ انگارانه موجود است: حضور چهره زیبایی شناختی قوی در زمینه فرهنگ و بسیج قدرت سیاسی با هدف مقاومت در مقابل معیار گستری جهانی. مقاله، طی استدلال فوق، مواردی چند را که در آنها جوامع به واسطه زیبایی شناسی قوی و اراده سیاسی توانستهاند در مقابل فشارهای جهانی برونی که هدف معیار گستری دارند مقاومت کنند، بر میشمارد
عوامل موثر در نگرش زنان به مشارکت سیاسی در استان گلستان (مطالعه موردی: شهرستان گنبد کاووس)
حوزههای تخصصی:
"سنجش نگرش زنان شهرستان گنبد کاووس به مشارکت سیاسی و سطح این مشارکت و عوامل موثر در آن موضوع مقاله حاضر می باشد. جامعه آماری این مطالعه شامل زنان شهرستان مذکور در گروه سنی 59-15 ساله بوده و نمونه ای به حجم 251 نفر به تفکیک مناطق شهری و روستایی انتخاب گردید و با روش پیمایش حضوری داده ها جمع آوری شد. یافته ها نشان می دهند که اکثریت زنان مورد مطالعه نگرش مثبت به مشارکت سیاسی دارند به ویژه این نگرش جهت احراز مناصب یا نخبگی سیاسی کاملا مشهود می باشد. در این رابطه میزان تحصیلات نقش اساسی دارد و محل سکونت و سن و شغل مادر و قومیت در مراتب بعدی قرار دارند. ضرایب تحلیل مسیر نشان می دهد که سواد با تاثیرپذیری از سن و محل سکونت مناسب ترین تبیین کننده متغیر نگرش مشارکت سیاسی زنان است.
"
هویت و مجاز : تاثیر هویتی اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در مقاله حاضر این دیدگاه مطرح شده است که اینترنت علاوه بر اطلاع رسانی موجب بروز تحولات هستی شناختی در کاربران نیز می شود. شخص با ورود به اینترنت به دنیای مجازی گام می گذارد. این سپهر مجازی امکان هویت سازی رابه اشکال جدیدی فراهم می آورد.
این امر در نهایت به تکثر هویتی و رشد فردیت در شخص می انجامد. به عقیده نویسنده، نظریه های متعارف درباره هویت قادر به توضیح این مساله نیستند. از این رو، وی برای تشریح تاثیرات هویتی اینترنت در کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه از نظریه بازتابی هویت استفاده کرده است."
اعتماد، اجتماع و جنسیت بررسی تطبیقی اعتماد متقابل در بین دو جنس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتماد مفهوم کانونی نظریات کلاسیک جامعه شناسی و نیز محور اصلی تئوری های نوین سرمایه اجتماعی و زمینه تعاملات و روابط اجتماعی است. نتایج بسیاری از مطالعات اخیر در سطح کشور حاکی از کاهش سطح نسبی این متغیر در نزد اقشار مختلف اجتماع است. این دسته از مطالعات عوامل اقتصادی ـ اجتماعی متفاوتی نظیر افزایش شدید سطح تحصیلات و فزونی دانش آموختگان سطوح عالی تحصیلی، افزایش دسترسی و مصرف رسانه ها و خصوصا حضور رسانه های جدید نظیر اینترنت به عرصه ارتباطات کشور، افزایش شدید جمعیت و بزرگ شدن سریع شهرهای کشور و … را دلایل و عوامل کلان این وضعیت شمرده اند. با این حال، کمتر مطالعه ای به بررسی تاثیر متغیر ""جنس"" و اثر انتزاعی آن بر اعتماد پرداخته است. این مطالعه با عطف توجه به اهمیت حضور زنان در عرصه اجتماع و حتی عامل محوری قلمداد کردن نقش زنان در توسعه کشور به تبعیت از شومپیتر درصدد آن است که ضمن شناسایی ابعاد و سطوح اعتماد متقابل به عنوان یکی از مباحث اصلی در موضوع اعتماد اجتماعی و بررسی عوامل مؤثر بر آن، تاثیر عامل جنسیت در آن را با سایر متغیرهای مورد نظر مقایسه و بررسی کند. مطالعه در سطح شهرهای بیست و هشت استان کشور و با حجم نمونه 8206 نفر و در سال 1381 انجام شده است.
عنصر سیاسی و اجتماعی در شعر عصر مشروطه
حوزههای تخصصی:
نهضت مشروطیت جامعه ایران را دستخوش تحولی عمیق کرد و نوعی تغییر نگرش در حیات معنوی ایرانیان را سبب شد. انعکاس این تحولات را می توان در شعر عرصه مشروطه ملاحظه کرد. برای نخستین بار عناصر سیاسی و اجتماعی‘ به عرصه شعر راه یافت و معضلات اجتماعی از دیدگاه نو‘ نقادانه مورد بررسی قرار گرفت. مفاهیمی چون آزادی‘ بیداری‘ پیشرفت‘ طبقات اجتماعی و نیز پدیده های ناخوشایند اجتماعی و کاستیهای موجود زندگی مورد ملاحظه قرار گرفت و به مضمون و محتوای شعر بدل گردید.
ارتباط احساس محرومیت نسبی با همبستگی اجتماعی بین جوانان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همبستگی اجتماعی بر هماهنگی و هم آوایی افراد یک جامعه درباره موضوعی مشخص دلالت دارد. چنان چه افراد جامعه ای درباره اصول و قواعد اجتماعی خود به توافقی جمعی دست یابند، آن جامعه به همبستگی اجتماعی یا توافق دست یافته است. در این پژوهش، محرومیت نسبی یکی از عوامل مهم و مؤثر بر همبستگی اجتماعی به شمار می رود.
برای بررسی ارتباط بین دو مفهوم احساس محرومیت نسبی و همبستگی اجتماعی بین جوانان شهر تهران، پرسشنامه ای با سه بخش برای سنجش همبستگی اجتماعی، احساس محرومیت نسبی و ویژگی های جمعیت شناختی پاسخگویان تدوین و بین نمونه ای با تعداد384 نفر (محاسبه براساس فرمول کوکران) پخش شد. این نمونه ها از مناطق 6، 10 و 17 شهر تهران انتخاب شدند. آزمون فرضیه ها، ارتباط بین متغیرهای جنس و اشتغال با همبستگی اجتماعی را تأیید کرد اما متغیرهای سن، تأهل، تحصیلات و منطقه سکونت بی ارتباط با همبستگی اجتماعی بودند. آزمون فرضیه های اصلی پژوهش نیز ارتباطی معکوس بین دو احساس محرومیت ادراکی و نسبی با همبستگی اجتماعی را نشان می دهد؛ بدین معنا که هرچه درک و احساس پاسخگویان از سطح محرومیت خود در مقایسه با دیگران بیشتر باشد، اندازه همبستگی در جامعه کاهش می یابد.
بازنمایی و تحلیل الگوی خانواده اسلامی ایرانی در گفتمان انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مناقشات گفتمانی عرصه های سیاسی و فرهنگی در جامعه، بر نهادهای اجتماعی تأثیر می گذارد. در این میان، نهاد خانواده، به منزلة کانون سبک زندگی، در معرض الگوسازی گفتمان ها قرار می گیرد. در ایران، پس از انقلاب اسلامی، توجه به الگویی از خانواده برای تحقق سبک زندگی اسلامی ایرانی و کاستن از برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی، ضروری تلقی شده است. در این مقاله، با استفاده از نظریات تحلیل گفتمانی و بر اساس روش تحلیل گفتمان (مدل تحلیلی ترکیبی فرکلاف، لاکلاو و موفه) می کوشیم تا مؤلفه های الگوی خانواده اسلامی ایرانی را به عنوان محصول و کفایت تجربی گفتمان انقلاب اسلامی در سه سطح توصیفی، تفسیری و تبیینی تحلیل کنیم. بر طبق نتایج مقاله، الگوی خانواده اسلامی ایرانی بر محور مفاهیم «عدالت محوری»، «اصالت فرد و جمع»، «ارزش های اسلامی» و «فرهنگ ایرانی» مفصل بندی شده و دال مرکزی آن «اسلام و فرهنگ ایرانی» است. همچنین این الگو با ارکان هویتی جامعه ایران سازگاری و تناسب دارد.
تحلیل کارکردی سبک زندگی اقتصادی مطلوب در اسلام(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نظام های اقتصادی تحلیل های متفاوتی از کارکرد سبک زندگی اقتصادی مورد نظر خود دارند. این مقاله با استفاده از روش تحلیلی به بررسی کارکرد سبک زندگی اقتصادی مطلوب در اسلام در مقایسه با کارکرد سبک زندگی اقتصادی در دولت رفاه می پردازد. بنا به فرضیه مقاله سبک زندگی اقتصادی اسامی به واسطه ترویج سه الگوی متمایز ولی تکمیل کننده تولید نافع، مصرف حد کفاف و انفاق مازاد درآمد، کاراتر، عادلان هتر و پایدارتر از سبک زندگی اقتصادی در الگوی دولت رفاه است. بر اساس یافته های پژوهش، الگوی سبک زندگی اقتصادی دولت رفاه به واسطه تحریک هم زمان انگیزه تولید و مصرف، فشار زیادی را به منابع اقتصادی وارد نموده و با کسرهای ممتد بازتوزیعی مواجه است. در مقابل، الگوی سبک زندگی اقتصادی اسامی به صورت همزمان به تحریک تولید نافع، کنترل مصرف در حدف کفاف و تشویق انفاق مازاد درآمد در راه خدا می پردازد. این الگو نه تنها باعث افزایش کارآیی و کمک به حفظ منابع زیست محیطی می شود؛ بلکه با سرازیر کردن مازاد درآمد افراد به سمت فقرا با کمترین هزینه ممکن به بهبود عدالت توزیعی کمک می نماید. ازاین رو، سبک زندگی اقتصادی اسلامی به واسطه تحقق همزمان کارآیی، عدالت و پایداری نسبت به سبک زندگی اقتصادی دولت رفاه برتر است.
کتاب های درسی علوم اجتماعی و مهارت های اجتماعی زندگی نوین
حوزههای تخصصی: