فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۰۱ تا ۴٬۲۲۰ مورد از کل ۱۷٬۸۴۵ مورد.
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
185 - 208
دین و نقش و تاثیر آن در ابعاد مختلف جامعه و از جمله آسیب های اجتماعی از جمله موضوعات مورد نظر بسیاری از صاحب نظران در حوزه های مختلف فکری بوده است. به همین منظور در این مقاله به بررسی تاثیر دینداری بر اشکال و و موضوعات بیگانگی (از خود، از جامعه، از سیاست) پرداخته شده است. روش پژوهش پیمایش و تکنیک گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. جامعه آماری آن شامل شهروندان بالغ شهر تهران می باشد که از این جامعه 384نفر به روش نمونه گیری احتمالی چند مرحله ای انتخاب شده اند. در این پژوهش برای بررسی اشکال بیگانگی از نظریه سیمن و کنیستون و برای سنجش موضوعات بیگانگی از مقیاس دین، نتلر و فیوئر، اسرول و شوارتز استفاده شده است. شاخص دینداری نیز با توجه به مقیاس گلاک و استارک در 4بعد احساس، اعتقاد، عمل و پیامد مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد بین متغیر دینداری و بیگانگی اجتماعی رابطه ای وجود نداشته است ولی بین متغیر دینداری و بیگانگی سیاسی و بیگانگی از خود و اشکال بیگانگی رابطه معنی دار و معکوس مشاهده شده است. در میان ابعاد دینداری، بعد پیامدی با تمامی موضوعات بیگانگی رابطه معنی دار داشته است و بیشترین همبستگی آن نیز با بیگانگی از خود نشان داده شده است. بیشترین تاثیرگذاری در اشکال بیگانگی را نیز بعد پیامدی داشته است و بیشترین همبستگی نیز میان این بعد با تنفر از خویشتن به دست آمده است.
رابطه اعتماد اجتماعی با قصد و رفتار آمادگی شهروندان تهرانی در برابر زلزله(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۸ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۶۹
۲۴۹-۲۷۸
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خطر بالای وقوع زلزله، شدت پیامدهای ناگوار آن و ناموفق بودن سیاستهای مربوط به کاهش خسارتها و افزایش آمادگی جوامع آسیب پذیر در برابر این مخاطره، نشان می دهد که باید نقش و تأثیر بستر اجتماعی را در گروههای در معرض خطر، بیشتر موردبررسی قرار داد. در سالهای اخیر، اعتماد اجتماعی را به عنوان یکی از عوامل مهم و مؤثر بر رفتارهای مردم در جامعه تلقی کرده اند. این مطالعه با هدف بررسی رابطه میان اعتماد اجتماعی با قصد و رفتار آمادگی مردم تهران در برابر زلزله انجام شده است. روش: این پژوهش، یک مطالعه مقطعی با مشارکت 369 خانوار تهرانی (96-1395) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده از مناطق منتخب شهر تهران بوده است. از نسخه فارسی دارای اعتبار و روایی مناسب پرسشنامه آمادگی عمومی در برابر زلزله و چک لیست استاندارد رفتارهای آمادگی در برابر زلزله برای گردآوری داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون خطی چندمتغیره نشان داد که اعتماد اجتماعی مهم ترین عامل پیش بینی کننده تغییرات قصد آمادگی و قصد آمادگی واسطه میان ارتباط اعتماد اجتماعی با رفتارهای واقعی آمادگی در مردم تهران است. بحث: تغییر دادن رفتار آمادگی در برابر زلزله با توجه هم زمان به ویژگیهای فردی و روابط موجود در شبکه های اجتماعی اعضای جامعه امکان پذیر است؛ بنابراین، یکی از راههای مؤثر در جهت افزایش مطلوب قصد و رفتار آمادگی مردم در برابر زلزله، ارتقای سطح اعتماد در جامعه است.
بررسی میزان امید به آینده و عوامل مؤثر بر آن در بین شهروندان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۵
117 - 157
حوزههای تخصصی:
امید به آینده یکی از شاخص های کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی است. پژوهش حاضر باهدف تعیین میزان امید به آینده و عوامل مؤثر بر آن در بین شهروندان تهرانی انجام شده است. پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه به اجرا درآمده است. جامعه آماری شامل شهروندان بالای 18 سال ساکن در شهر تهران است. حجم نمونه 610 نفر و افراد نمونه به شیوه نمونه گیری مطبق و خوشه ای چندمرحله ای و تصادفی ساده انتخاب شده اند. نتایج توصیفی نشان می دهد که 3/54 درصد از شهروندان تهرانی از امید به آینده بالایی برخوردارند و مابقی از امید نسبی و یا حداقلی برخوردار هستند. نتایج آزمون همبستگی نشان می دهد که همه متغیرهای مستقل با امید به آینده رابطه معناداری دارند. نتایج رگرسیونی حاکی از آن است که از بین متغیرهای مستقل، متغیرهای نشاط اجتماعی با ضریب بتای 415/0، احساس محرومیت و احساس عدالت اجتماعی هرکدام با مقدار بتای 17/0 بیش ترین سهم را در تبیین متغیر وابسته تحقیق (امید به آینده) داشته اند. همچنین معادله پیش بینی میزان امید به آینده می تواند 8/34 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کند، به عبارت دیگر متغیرهای مستقل یادشده می تواند بالای یک سوم از میزان امید به آینده را در بین مردم شهر تهران تحت تأثیر قرار دهند. واژه های کلیدی : «امید به آینده»، «نشاط (شادکامی)»، «ارضاء نیازها»، «احساس مقبولیت»، «احساس عدالت» و «احساس محرومیت».
اثربخشی مشاوره زوجی مبتنی بر مدل سرخوردگی کایزر بر کاهش سرخوردگی زناشویی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال چهاردهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۵۴
183-199
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مشاوره زوجی مبتنی بر مدل سرخوردگی کایزر بر کاهش سرخوردگی زناشویی زوجین است. روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه است. جامعه آماری شامل زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه تهران در سال 96-95 بود که براساس مصاحبه و پرسشنامه بعنوان زوجین دارای سرخوردگی زناشویی انتخاب شدند. نمونه شامل 16 زوج هستند که به صورت هدفمند برگزیده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش مشاوره زوجی مبتنی بر مدل سرخوردگی کایزر را در 11 جلسه 2 ساعته دریافت کردند. گروه گواه نیز در فهرست انتظار قرار داشتند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه سرخوردگی زناشویی کایزر انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس دوعاملی با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین زوجینی که در مداخله را دریافت کرده بودند و زوجین گروه گواه تفاوت معناداری در میزان سرخوردگی زناشویی وجود دارد. با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت مشاوره زوجی مبتنی بر مدل سرخوردگی کایزر می تواند در کاهش سرخوردگی زناشویی اثربخش باشد. از اینرو، این شیوه مشاوره زوجی می تواند به نحو مؤثری توسط متخصصین حوزه خانواده جهت درمان سرخوردگی زناشویی مورد استفاده قرار بگیرد.
بیدل به مثابه سپاهی-صوفی (تجلی جامعه عصر بیدل در غزلیات وی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندگی بیدل دهلوی سرشار از تضادها است. این تضادها از زندگی دوگانه شاعر به مثابه سرباز-شاعر یا سرباز-صوفی نشأت گرفته است. فرمالیسم بیدل، فرمالیسمی نخبه گرایانه (نظیر سبک عراقی) نیست که تنها در پی تعهدات زیبایی شناسانه شاعر باشد، بلکه فرمالیسمی است که بتواند تضادهای زندگی دوگانه شاعر به مثابه سپاهی- صوفی را حل کند. این امر البته به هیچ وجه به معنای آن نیست که در همه حال درک معنای اشعار بیدل ساده است و یا او تعهدی به ساده گویی دارد. برای او، شکل (فرم) هنری باید چنان باشد که دیگران (حتی مردم عامی) را وا دارد که با جان کندن و عرق ریختن روحی به معنای آن پی برند؛ معنایی که با نگاهی پساساختارگرایانه، سیال است و به هیچ وجه به قطعیت نمی رسد. از این رو است که از نظر بیدل فهم معانی شعر و نثر او «فهم تند» می خواهد. این مقاله در پی آن است که با نگاهی به برخی از ابیات و غزلیات بیدل نشان دهد که چه رابطه ای بین جامعه عصر بیدل و شعر او وجود دارد و او چگونه زبان را برای حل تعارض های زندگی دوگانه خود به کار می گیرد. کلیدواژگان: بیدل دهلوی، جامعه شناسی غزلیات بیدل دهلوی، فرمالیسم، سبک هندی.
مطالعه تطبیقی آموزش عالی چند زبانه در کشورهای منتخب و درس هایی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال دهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
۱۳۶-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
دو مورد از چالش های دانشگاه ها در قرن بیست و یکم، بین المللی شدن و سیاست انتخاب زبان درراه توسعه ارتباطات علمی بین المللی است. آموزش چندزبانه با استفاده از زبان بومی، ملی و بین المللی پاسخی برای این مشکل است. این پژوهش باهدف بررسی آموزش چندزبانه در کشورهای افریقای جنوبی، ایالات متحده، بلژیک، مالزی و استرالیا انجام شد. برای دستیابی به این هدف، مفهوم و برداشت از آموزش چندزبانه، سیاست های کلان، وضعیت زبان شناختی، برنامه های آموزش چندزبانه، مشکلات کاربردی، فناوری های آموزشی، راه حل ها و پیامدهای عملی آموزش چندزبانه در این کشورها موردبررسی قرار گرفت. روش پژوهش، مطالعه تطبیقی است. انتخاب کشورها بر اساس نمونه گیری هدفمند و باهدف دستیابی به بیشترین اطلاعات صورت گرفت. نتایج نشان داد، با استفاده از آموزش چندزبانه صلاحیت های کلیدی یادگیری مادام العمر و اهداف بین المللی شدن قابل دسترسی است. در این کشورها برنامه های آموزش چندزبانه در جهت حفظ زبان بومی، ملی و بین المللی پیش می رود. مشکلات دسترسی به مدرس باکیفیت، منابع مالی و مواد درسی مناسب از طریق مشارکت گروه ها حل می شود و از فناوری های چندمنظوره، شبکه های اجتماعی، کامپیوتر و اینترنت در آموزش چندزبانه استفاده می شود. راه حل ها برای حذف موانع نگرشی، قانونی و ساختاری ارائه می شود. نتایج این تحقیق برای ایجاد دانش لازم در مدیران، اجرای آموزش چندزبانه در دانشگاه ها و استفاده از تجارب ارائه شده درزمینهٔ آموزش چندزبانه توصیه می شود. پژوهشگران می توانند به بررسی دقیق و جزئی تر آموزش چندزبانه از طریق پژوهش های کاربردی و فرصت های مطالعاتی مبادرت ورزند.
مدل مفهومی عوامل روانی- اجتماعی زمینه ساز ارتکاب جرم، ارائه یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، ارائه مدل مفهومی عوامل روانی- اجتماعی زمینه ساز ارتکاب جرم بود. این پژوهش، با استفاده از طرح کیفی و با استفاده از روش سیستماتیک نظریه داده بنیاد (رویکرد اشتراوس و کوربین) انجام شد. میدان یا جامعه ی موردِ مطالعه ی پژوهش حاضر، عبارت بود از زندانیانِ مرد زندان مرکزی همدان که از معیارهای ورود به پژوهش برخوردار بودند؛ با استفاده از نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری، مصاحبه های به عمل آمده با 30 نفر زندانی مرد، مورد تحلیل قرار گرفت. بر مبنای نتایج، مدل مفهومی عوامل زمینه ساز ارتکاب جرم به دست آمد. نتایج نشان داد شرایط علّی ارتکاب جرم عبارتند از: اعتیاد فرد؛ مراوده با دوستان مجرم؛ معتاد یا مجرم بودن والدین، برادران، دایی یا عمو. عوامل مداخله گر در ارتکاب جرم شامل عوامل روانی مانند تکانشگری، هیجان خواهی و عزت نفس پایین؛ عوامل خانوادگی مانند دلبستگی پایین به خانواده، نظارتِ ضعیف والدین، غفلت و تنبیه، تعارض والدین؛ و عوامل اجتماعی مانند وضعیت اقتصادی ضعیف، تحصیلات پایین والدین، ترک تحصیل و اوقات فراغت نامطلوب. شرایط زمینه ای جرم شامل زندگی در محله جرم خیز و محیط زندان است. پاسخ یا راهبرد مجرمین در برخورد با این شرایط شامل اتخاذ سبک زندگی مجرمانه و دلبستگی به دوستان مجرم است؛ و نهایتاً پیامدهای جرم عبارتند از طردشدن از سوی خانواده و جامعه، مجازات هایی مانند زندان، تحقیر شدن والدین و ناامنی جامعه.
چه کسی چراغ ها را خاموش می کند؟تحلیل رمان «چراغ ها را من خاموش می کنم» بر اساس نظریه گروه خاموش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر مبنای تئوری گروه خاموش، قدرت مسلط مردان در جامعه در ساختار مرد-ساخته زبان نیز تبلور دارد و زنان به راحتی نمی توانند با این زبان مرد ساخته به بیان خود بپردازند و از این جهت به گروه های خاموش تبدیل می شوند. هدف این مقاله آن است که دریابیم بر مبنای نظریه گروه خاموش از کرامارا و نظریه رتوریک سلطه از استارهاک، آیا استراتژی های سلطه یعنی تسلیم، تمرد، گوشه گیری و دستکاری در رمان «چراغ ها را من خاموش می کنم» نوشته زویا پیرزاد وجود دارد و اگر وجود دارد چه گروه هایی را شامل می شود. همچنین به مطالعه کنش های قدرت دهنده که توسط گروه های تحت سلطه برای مقاومت در برابر سیستم سلطه جو استفاده شده پرداخته می شود. به این منظور، هفت متن منتخب از این رمان با روش تحلیل محتوای کمی و تحلیل رتوریکی مطالعه شده اند. نتایج این مطالعه مطرح می کند که گوشه گیری و دستکاری بیشترین استراتژی های به کار رفته در رابطه زنان و مردان درون داستان است. نگاه پیرزاد به گروه در حاشیه فراتر از جنسیت است و طبقه، قومیت و مکان زندگی نیز می تواند مبنای شکل گیر این گروه ها باشد. پیرزاد در رمانش به کنش های قدرت دهنده به گروه های خاموش نیز توجه داشته است.
تجربه زیسته زنان کارگر خانگی شهر تهران (زنان نظافتچی روزمزد خانه ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۶
202 - 230
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو متمرکز بر تجربه زیسته کارگران خانگی است. روش پژوهش، کیفی با بهره گیری از روش تحلیل روایت است. جمعیت مورد مطالعه، کارگران خانگی زن شهر تهران هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند 15 نفر گزینش شده اند. برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه عمیق و جهت تحلیل داده ها از روش کدگذاری نظری بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهند که مقوله اصلی، دلایل روی آوری زنان به کار خانگی «شهروند تبعی» است و جوهره مشترک تجربه زنان از کار خانگی، نابرابری اجتماعی است و کارگران افزون بر این که به فاصله طبقانی خود با کارفرما آگاه می شوند، محرومیت از کف حمایت اجتماعی پایه، بازدارنده تحرک شغلی آن ها است. کارگران خانگی به فرودستی کار خانگی اذعان داشته و اجتناب از ادغام اجتماعی دارند، بنابراین کوشش در پنهان نمودن شغل خود به سبب ترس از طرد اجتماعی دارند. از سویی، پرداختن به کار خانگی از دید کارفرما به مثابه مسئولیت ذاتی زن دیده می شود. کارگران خانگی به دلیل شرایط منحصر به فرد شغلیِ خود، نیازمند دریافت حمایت های یکپارچه بوده و از سویی حق ِکارگران خانگی در حفظ کرامت انسانی و شرایط سلامت بخش، باید در قوانین در نظر گرفته شود.
فراتحلیل عوامل خطر موثر در ارتکاب مجدد جرم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو سوم زندانیان امکان دارد در طی سه سال اول آزادی از زندان دوباره مرتکب جرم گردند. مطالعه عوامل مرتبط با ارتکاب مجدد جرم برای برنامه ریزی های عمومی حیاتی است.در این جستار تلاش بر این است تا با بررسی مقالات چاپ شده در خصوص ارتکاب مجدد جرم، نه تنها عوامل خطر موثر بر این پدیده را شناسایی کنیم، بلکه باتوجه به نتایج متناقض پژوهش ها به بررسی اندازه اثر خلاصه تحقیقات بپردازیم . مقاله حاضر از نوع فراتحلیل است. در این پژوهش شاخص g هیجز به عنوان شاخص اندازه اثر مطالعات انتخاب گردید. برای محاسبه اندازه های اثر از نرم افزار CMA2 استفاده شد . اندازه اثر خلاصه تصادفی 0.396 بود و اندازه اثر متغیرها از بالاترین تا پایین ترین به ترتیب عبارت بود از:متغیر اختلال شخصیت، سن پایین مجرم، نگرش های حامی جرم، تحصیلات پایین، کژکارکردی خانواده، سابقه بزه در خانواده، خصوصیات شخصیتی مشکل ساز، پیشینه بزهی، همگنان آسیب زا، نوع قربانی، اختلالات روانشناختی، سوء مصرف الکل و مواد، بیکاری ومتغیر مستقل وضعیت سکونت . اندازه اثر عامل های خطر در ارتکاب مجدد جرم، با توجه به دسته بندی کوهن دارای اندازه اثرهای کوچک و متوسط بود. بیشترین عوامل خطر بررسی شده، در سطح فردی بود که حاکی از غلبه دیدگاه فردی پنداری ارتکاب مجدد جرم در متون پژوهشی بود
عوامل مؤثر بر فقر در خانوارهای دارای سرپرست زن در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۸ بهار ۱۳۹۷ شماره ۶۸
۸۵-۴۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه:زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، اما صرفاً 5/15 درصد از نیروی کار شاغل در اقتصاد متعلق به آنهاست. با وجود غیبت اکثریت زنان در بازار کار، آمارها نشان می دهد که نرخ بیکاری آنها حدود دو برابر مردان است. پیش بینی می شود که با افزایش سطح تحصیلاتِ زنان و تغییرات فرهنگی، تمایل آنان به حضور در فعالیتهای اقتصادی افزایش یابد، و این امر بر نابرابریهای اقتصادی زنان و مردان خواهد افزود. ازاین رو، برخی از نویسندگان از «زنانه شدن فقر» سخن گفته اند. مطابق آمارهای بودجه خانوار مرکز آمار ایران، خانوارهای دارای سرپرست زن صرفاً 12 درصد از کل فقرای کشور را تشکیل می دهند و نرخ فقر در میان آنها با نرخ فقر در میان خانوارهای دارای سرپرست مرد برابری می کند. لذا آمارها، بیشتر بودن فقر در میان خانوارهای دارای سرپرست زن را تأیید نمی کنند. اما ما در این مقاله نشان خواهیم داد که به دلیل وجود نابرابریهای جنسیتی، احتمال فقر در میان خانوارهای دارای سرپرست زن نسبت به خانوارهای دارای سرپرست مرد بیشتر است. روش: ما با استفاده از آمارهای بودجه خانوار مرکز آمار ایران در سال 1393، و بهره گیری از مدلهای لاجیت و پرابیت به بررسی عوامل اصلی تعیین کننده خانوارهای فقیر در میان خانوارهای دارای سرپرست زن پرداخته ایم. به طورکلی با توجه به مجموعه داده های مورداستفاده، دو نوع مدل برآورد شده اند: (1) مدلهای روی کل خانوارها (2) مدلهای روی خانوارهای دارای سرپرست زن. در مدلهای نوع اول، متغیر جنسیت به عنوان متغیر توضیح دهنده وارد می شود، اما در مدلهای نوع دوم، چون سرپرست همه خانوارها از یک جنس بوده (زن هستند)، چنین متغیری وجود ندارد. مدلهای اول بیانگر اثر خالص جنسیت فارغ از میزان سن، تحصیلات، وضعیت شغلی و وضعیت زناشویی بر احتمال فقیر بودن هستند. به بیان دیگر، ضریب جنسیتِ سرپرست بیانگر خالص تبعیضهای اجتماعی است که می تواند با توجه به علامت ضریب علیه مردان یا زنان باشد. مدلهای نوع دوم، احتمال فقیر بودن یک زن سرپرست خانوار را با توجه به سن، تحصیلات، وضع فعالیت و وضع زناشویی برآورد می کند. این امکان وجود دارد که یک جامعه میان زنان و مردان تبعیض قائل نشود، اما خانوارهای دارای سرپرست زن به دلیل توانمندیهای پایین خود نتوانند یک زندگی استاندارد برای خود فراهم آورند. مدلهای نوع دوم مهم ترین ویژگیهای زنان سرپرست خانوار را که منجر به فقیر شدن آنها می شود، شناسایی می کنند. یافته ها: متغیرهای ساکنِ استانهای سنی نشین بودن، 30 تا 40 ساله و 50 تا 60 ساله بودنِ سرپرستِ خانوار، بالا بودن تعداد نوجوانان (9-19 ساله) در خانواده، تعداد کم اتاقها و نیز مساحتِ در اختیار خانوار اثر معنی داری بر احتمال فقیر بودن خانوارهای دارای سرپرست زن دارند. همچنین متغیرهایی که اثر معنی داری بر کاهش احتمال فقیر بودن خانوارهای دارای سرپرستِ زن دارند، عبارت اند از: کمتر بودن بعد خانوار، خانه دار بودن، شاغل بودن و از درآمد بدون کار برخوردار بودن، بالا بودن تعداد اعضای در حال تحصیل و شاغل، مالک یا مستأجر بودن و داشتن عزاداری و همچنین عمل جراحی در یک سال گذشته. بحث: زنان 30 تا 40 ساله و 50 تا 60 ساله در مقایسه با دیگر گروههای سنی در صورت از دست دادن همسرشان، بیشتر در معرض فقر قرار دارند و این می تواند به عدم برخورداری آنها از حمایت اجتماعی (اعم از جامعه یا دولت) بازگردد. در مقابل زنان سرپرست خانواری که خانه دار هستند، از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردار بوده اند. در صورت وجود میزان بهره مندی خانوارها از حمایت اجتماعی در آمارهای مرکز آمار ایران، امکان ارائه شواهد بیشتری در خصوص این پدیده ها وجود می داشت. به نظر می رسد با وجود شکافهای اقتصادی زیاد میان زنان و مردان، و بالاتر بودن احتمال فقر در میان زنان، وجود نرخ یکسانِ فقر میان این دو گروه از خانوارها مربوط به حمایتهای اجتماعی باشد.
تحلیلی بر رابطه بین سرمایه اجتماعی و هوش هیجانی در محله های شهر فردوسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۴
167-200
حوزههای تخصصی:
امروزه در شهرها مدیریت و رهبری به عنوان ابزار برنامه ریزان شهری در اتخاذ تصمیمات شهری که منجر به اقدامات درست شهری شود به طور چشم گیری رو به افول نهاده است که می توان نبود اعتماد و مشارکت در میان شهروندان و مدیران را از علل این امر دانست. هوش هیجانی می تواند با ابعاد خود، خودآگاهی مدیران و انگیزش آن ها را در کنترل شهرها و در سطح خردتر آن یعنی محله ها به انجام رساند و ارتباطی مناسب برای ایجاد و ارتقای سرمایه اجتماعی به وجود آورد تا بتواند هوش هیجانی را در سطح خردتر آن یعنی محلات پدیدار نماید. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط میان هوش هیجانی و سرمایه اجتماعی در محله های شهر فردوسیه است. نوع تحقیق در این پژوهش کاربردی و روش آن توصیفی و تحلیلی از نوع رابطه ای و مقایسه ای است و برای این منظور از داده های حاصل از پرسشنامه و مصاحبه و برداشت های میدانی از دو روش آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تی، آزمون همبستگی، جدول ماتریس همبستگی و آزمون واریانس)در نرم افزار spss استفاده شد. جامعه آماری، شامل ساکنان شهر فردوسیه با جمعیت 30577 نفر است که تعداد 384 نفر از آن ها با استفاده از آزمون کوکران در پنج محله به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. بر اساس یافته های پژوهش در میان هوش هیجانی و سرمایه اجتماعی رابطه ای به میزان 670/0وجود دارد و به عبارتی می توان گفت که در تمام محله ها با هوش هیجانی بالا، میزان سرمایه اجتماعی بالا است. همچنین در تبیین ابعاد تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی، مشارکت شهروندان با میزان 551/0 بیشترین همبستگی و انسجام اجتماعی با میزان 319/0 کمترین همبستگی را بر هوش هیجانی در محله ها دارد.
رویکردهای تلفیقی حمایت خانواده تهرانی از سالمندان در افق 1430(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۱۷
111 - 150
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهمی که خانواده های تهرانی با آن مواجه هستند، حمایت از سالمندان می باشد. تغییرات جمعیتی، خانوادگی، اقتصادی و فرهنگی در آینده به آن ابعاد پیچیده تری می بخشد. در این تحقیق ما درصدد ارائه راهبردهای برای حمایت از سالمندان و خانواده های آنها هستیم. روش این تحقیق تلفیقی می باشد. در بخش اول کار از طریق مرور سیستماتیک تحقیقات سالمندی و پیش بینی های آماری، سناریوهای حمایت از سالمندی استخراج گردیده و در بخش دوم برای ارائه راهبردها بر اساس هر سناریو از مدل تحلیل swot استفاده شده است. نتایج تحقیق: پیشران های مؤثر بر حمایت خانوادگی از سالمندی؛ «وضعیت فرهنگی- اجتماعی» و «منابع در اختیار» می باشد. از ترکیب این دو پیشران، چهار سناریو ممکن برای حمایت از سالمندان خانواده محور در افق 1430 استخراج گردید. راهبردهای استخراج شده برای این چهار سناریو در سه زمینه اصلی مطرح شد؛ راهبردهای حمایت از مراقبان، راهبردهای حمایت از سالمندان، راهبردهای تأمین هزینه های سالمندی. در کنار این سه زمینه، راهبردهای حمایت از نقش سازمان های مردم نهاد و سیستم یکپارچه اطلاعات سالمندی مطرح گردیده است.
بررسی سازگاری فرهنگی مهاجران، مورد مطالعه: مهاجران آذری شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی سازگاری فرهنگی مهاجران آذری زبان شهر رشت بوده است. روش پژوهش از نوع پیمایشی و نمونه مطالعه شده شامل 350 نفر از زنان و مردان بالای 14 سال محله های ترک نشین شهر رشت بوده است که براساس روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. برای پایایی ابزار سنجش از روش آماری آلفای کرونباخ و برای سنجش اعتبار پژوهش از روایی صوری بهره گرفته شده است. یافته های تحلیلی پژوهش نشان داده اند بین سن و میزان ارتباط مهاجران با جامعه مبدأ و سازگاری فرهنگی رابطه معناداری (065/0) وجود ندارد؛ اما بین احساس تعلق قومی (000/0)، مدت اقامت (001/0)، جنسیت مهاجران (013/0) و نگرش مثبت به فرهنگ غالب با سازگاری فرهنگی (022/0) رابطه معناداری وجود دارد؛ به این معنا که مهاجران در این شهر به سازگاری فرهنگی رسیده اند و با ویژگی های کلی جامعه مهاجرپذیر انطباق یافته اند. برای پیش بینی میزان سازگاری فرهنگی مهاجران از تحلیل رگرسیون چندمتغیره استفاده و متغیر احساس تعلق قومی با ضریب 23/0 به منزله قوی ترین پیش بینی کننده متغیر سازگاری فرهنگی مهاجران گزارش شد.
Designing an Optimal Model for the Educational System in University of Applied Science and Technology(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to design a suitable model for the educational system in University of Applied Science and Technology. Methodology: This research was a qualitative-quantitative research. In the qualitative section of the research, the main components of the model for the educational system of this university have been identified by interviewing the experts. In the quantitative section, the components identified from the qualitative section, were validated. For sampling in the qualitative section of the study, using a snowball sampling method, 10 experts from the university with the theoretical saturation, were selected as sample and for validation of the model, according to the size of the statistical population of the research in the quantitative section, using the Cochran formula, 266 rectors, assistants and professors of the centers were selected by stratified sampling method. Findings: Data analysis was performed by confirmatory-factor analysis test.The results of the test showed that the structure of the educational system of the university was assessed in four indices of professors with 9 items, the curriculum with 9 items, the educational facilities with 10 items, and the assessment with 7 items and their factor loads are 0.85, 0.64, 0.78, and 0.82 respectively. Discussion: A suitable model for the educational system of the University of Applied Science and Technology was designed with 4 indices of the university professors, university curriculum, university educational facilities and university assessment system.
مطالعه و واکاوی جنبه های تاثیرگذار برعملکرد س ازمانی معلمان در سال اول خدمت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۴ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
128 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، مطالعه و واکاوی جنبه های تاثیرگذار برعملکرد سازمانی معلمان در سال اول خدمت در شهرستان شیراز بود. پژوهش حاضر از نظر روش، توصیفی پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل مدارس ابتدایی شهر شیراز بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای، 59 مدرسه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس ترک زاده و دهقان هراتی (2016) استفاده شد که پس از بررسی روایی و پایایی آن، توزیع و630 نسخه گردآوری شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بعد غالب عملکرد سازمانی معلمان بعد فردی است. از سوی دیگر اگرچه عامل غالبی در عملکرد سازمانی معلمان یافت نشد اما نتایج آزمون فریدمن نشان داد که از دیدگاه معلمان، عامل توانایی دارای بیش ترین رتبه اولویت و عامل سیاست دارای کم ترین رتبه اولویت بود. به علاوه عوامل عملکرد سازمانی تنها با ویژگی های جمعیت شناختی جنسیت و وضعیت استخدامی تفاوت معناداری را نشان دادند؛ این در حالی بود که بین ابعاد عملکرد سازمانی و عوامل آن با سایر ویژگی های جمعیت شناختی مورد مطالعه تفاوت معناداری یافت نشد.
پیش بینی احساس امنیت اجتماعی براساس هویت اجتماعی، هوش فرهنگی و معنویت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی احساس امنیت اجتماعی براساس معنویت، هویت اجتماعی و هوش فرهنگی است. روش پژوهش همبستگی است و جامعه آماری آن، کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اراک هستند که تعداد کل آنها 17000 نفر است. از این تعداد 380 نفر به صورت نمونه با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند و برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های احساس امنیت اجتماعی، هوش فرهنگی ارلی و آنگ، سنجش نگرش معنوی شهیدی و فرج نیا و هویت اجتماعی صفاری نیا و روشن استفاده شده است. مطابق نتایج حاصل شده، بین احساس امنیت اجتماعی با درجه معنوی، نگرش معنوی و توانایی معنوی رابطه معناداری وجود دارد. احساس امنیت اجتماعی با هوش فرهنگی، شناخت فرهنگی و انگیزش فرهنگی به طور معناداری رابطه دارد و با فراشناخت فرهنگی و رفتار فرهنگی رابطه ندارد. بین احساس امنیت اجتماعی و هویت اجتماعی نیز رابطه معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که متغیر هویت اجتماعی در پیش بینی متغیر امنیت اجتماعی بیشترین اهمیت را دارد. هویت اجتماعی احساس تعلق و همبستگی به جامعه و مؤلفه ای مهم در پیش بینی احساس امنیت اجتماعی است. هر عامل و پدیده ای که در احساس تعلق و همبستگی اعضای هر گروه اختلال ایجاد کند، درواقع، هویت آن گروه را به مخاطره می اندازد و تهدیدی برای امنیت اجتماعی قلمداد می شود.
Identify factors affecting the internationalization dimension in entrepreneurial university and its role in creating a knowledge-based economy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This research has been designed to identify the effective components of the internationalization of the entrepreneurial university that contribute to the creation of knowledge-based economics. Methodology: The research method was a blended method and the statistical population included experts and experts in the field of growth centers in Islamic Azad universities in Fars province. In the qualitative section of 11 people in the interview process and in the quantitative section with a population of 976 people, 277 people participated as an example in this study. The data gathering tool was an interview and a researcher-made questionnaire. After validation, its reliability was 0.83. Descriptive statistics were used to analyze the data and exploratory and confirmatory factor analysis was used in the inferential part. Findings: The results of the research of findings showed that the continuous validation components of the university in order to achieve international standards, conduct innovations and international initiatives on campus, the relationship of faculty members with foreign graduates with the highest factor load (0.88) And the component of the application of the system of international education in the university with the least factor load (0.63) of the total variance explained, and other components were important in the following order respectively. Discussion: The coefficient of the effect of components in the internationalization of the entrepreneurial university in creating a knowledge-based economy alone is the highest coefficient of influence on the continuous validation component of the university in order to achieve international standards, carry out innovations and international initiatives on campus, the relationship of faculty members with Foreign graduates with 0.88 and the least in the component of using the distance education system at university.
بررسی عوامل اجتماعی – فرهنگی مؤثر بر اهداء عضو و بافت پس از مرگ مغزی (مطالعه موردی: شهروندان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت علم و تکنولوژی در زمینه دانش پزشکی، امید به بهبود بسیاری از بیماری های ناشی از تخریب اعضا را ایجاد کرده است. که پیوند عضو اغلب بهترین یا تنها راه نجات این بیماران است. هدف این پژوهش بررسی عوامل اجتماعی- فرهنگی مرتبط با اهداء عضو در بین شهروندان یزدی است. که به روش پیمایشی انجام شده است پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش شامل ترکیبی از سؤالات پرسشنامه سلامت جهانی و محقق ساخته است که روایی آن از طریق صوری و پایایی از طریق آلفای کرونباخ به دست آمده است که با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به عنوان حجم نمونه به شیوه نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. به این صورت که در مرحله اول تعداد 20 محله از محلات شهر به شیوه تصادفی انتخاب شدند و در مرحله بعد در داخل محلات به شیوه سیستماتیک خانوارها انتخاب شده و در مرحله سوم در داخل خانوار منتخب یک نفر از افراد بالای 18 سال به تصادف پرسشنامه را تکمیل کرده است. در خانوار اول فردی که فاقد کارت اهداء عضو بوده است پرسشنامه تکمیل نموده، اما خانوارهای بعدی یک در میان از فردی که دارای کارت اهداء عضو بوده به تکمیل پرسشنامه اقدام کرده است در مواردی که افراد خانواده دارای کارت اهداء عضو نبود به خانواده مجاور مراجعه می شد و این کار تا پیدا شدن فرد واجد شرایط ادامه پیدا می کرد. یافته های پژوهش نشان داد متغیرهای میزان تحصیلات، میزان آگاهی افراد در زمینه اهداء عضو، وجه نظر مثبت به اهداء عضو و اعتماد اجتماعی با اهداء عضو رابطه مستقیم و معناداری دارد و متغیرهای ذکر شده در مجموع توانستند 39 درصد از تغییرات اهداء عضو را تبیین نمایند.
رابطه بین شاخص فلاکت و طلاق در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۸ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۷۱
۲۷۸-۲۳۷
حوزههای تخصصی:
تحولات اجتماعی و اقتصادی در دهه های گذشته در سطح جهان، نظام های خانواده را با تغییرات، چالش ها و مسائل متنوعی روبرو ساخته و طی این مدت خانواده به شکل فزاینده ای از سوی علل و عوامل متعدد و پیچیده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در معرض تهدید قرار گرفته است که طلاق یکی از تهدیدات جدی در فروپاشی خانواده ها بوده است. در ایران نیز عواملی اقتصادی از جمله تورم و بیکاری اثرات چشم گیری بر طلاق دارد. ترکیب خطی نرخ بیکاری و تورم شاخصی به نام شاخص فلاکت را به وجود می آورد و فشار بر خانوارها و زوجین را به طور فزاینده افزایش داده و به شدت بنیان های خانواده را دچار صدمه کرده است. لذا، هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر شاخص فلاکت بر طلاق در ایران می باشد. روش: این تحقیق به بررسی تاثیر شاخص فلاکت بر طلاق در ایران در طول دوره زمانی 1359-1394 با استفاده از روش خودرگرسیون با وقفه های گسترده ARDL پرداخته است. یافته ها: شاخص فلاکت در کوتاه مدت تاثیر معناداری بر طلاق در ایران ندارد، ولی در بلند مدت تاثیر مستقیم و معنادار بر طلاق دارد. هم چنین، درآمد سرانه حقیقی، شهرنشینی و مخارج خانوارها در کوتاه مدت و بلندمدت اثر مستقیم و معناداری بر طلاق در ایران دارند. نتایج به دست آمده از برآورد مدل تصحیح خطا نشاد داد که رابطه بلندمدت بین متغیرها وجود دارد و ضریب تصحیح خطا نیز معادل 65/0- می باشد که نشان می دهد مدل کوتاه مدت در هر دوره 65 درصد خطاها را تعدیل می کند تا به مدل بلند مدت برسد. بحث: با توجه به تأثیر مستقیم و معنادار شاخص فلاکت بر طلاق در ایران در بلندمدت، با کنترل تورم و کاهش بیکاری می توان فشار ناشی از این دو متغیر را کاهش داد و به ثبات و پایداری خانوده ها از بعد اقتصادی کمک کرد.