فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۵۸۱ تا ۳٬۶۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش توصیفی ژرف از تجربه ی زیسته ی دانش آموزان از برنامه درسی پنهان مدرسه است. پرسش اصلی در مطالعه حاضر این بوده است که دانش آموزان، چه معنایی برای آموزش های پنهان مدرسه در ذهن دارند، تجارب روزمره آنان از این پدیده چیست و اثرات آن را بر خود چگونه ارزیابی می کنند. برای پاسخ دادن به این پرسش ها از روش تحقیق کیفی و مصاحبه استفاده کرده ایم و دانش آموزان به این سوال پاسخ داده اند که فکر می کنند آموزش های غیردرسی مدرسه برای آنها چیست و تاثیر این آموزشهای پنهان را بر خود چگونه درک می کنند. پاسخ های دانش آموزان به این پرسش ها را با استفاده از روش تحلیل تماتیک، تحلیل کرده ایم که حاصل آن، استخراج مقوله های؛ آموزش مهارت های اجتماعی، مهارت های فردی، شناخت و درک دیگران، شناخت و تحقق خود، رقابت با دیگران و اطاعت از مافوق و بی قدرتی بوده است. به نظر می رسد بتوان با کمک این مقوله ها، درک بهتری از تجربه ی دانش آموزان متوسطه از آموزش های پنهان مدرسه بدست آورد. در نهایت با استفاده از دوگانه هایی که در ذهن دانش آموزان در اثر این آموزش های پنهان ایجاد شده است، نتیجه گرفتیم که این آموزش ها تاثیرات منفی چون اضطراب مستمر و پیدایش هویت های دوگانه دارند و آنها به اشکال گوناگون در برابر این آموزه ها مقاومت نشان می دهند.
مقایسه تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان هیجان مدار (EFT) بر تعارض زناشویی بیماران قلبی با سابقه بای پس عروق کرونری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۶۰
519-540
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان هیجان مدار (EFT) بر تعارض زناشویی بیماران قلبی با سابقه بای پس عروق کرونری مراجعه کننده به مرکز بازتوانی قلب امام علی (ع) شهر کرمانشاه در سال 1395-1396 انجام شد. این پژوهش به روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با کنترل بود. شرکت کنندگان 45 نفر بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه تعارض زناشویی براتی و ثنایی تکمیل کردند و در نهایت 45 نفر که نمره بالایی در تعارض زناشویی کسب کرده بودند، انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه (گروه آزمایش اول، گروه آزمایش دوم و گروه کنترل، هر گروه 15 نفر ) گمارده شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تحلیل کواریانس، تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نتایج نشان دهنده اثربخشی ACT بر مؤلفه های کاهش همکاری، کاهش جداکردن امور مالی از یکدیگر و تعارض زناشویی و همچنین اثربخشیEFT بر مؤلفه های افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و تعارض زناشویی تأثیر معناداری داشته است، که تأثیر مداخله ها در مرحله پیگیری ماندگار بود. هر دو روش درمانی مؤثر بودند، اما میزان اثرگذاری ACT نسبت به EFT بر کاهش تعارض زناشویی بیشتر بوده است
The relationship between parenting styles and academic self-handicapping through the mediating role of metacognitive and perfectionism skills(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to investigate the causal relationship between parenting styles and academic self-handicapping by mediating role of meta-cognitive and perfectionism skills. Methodology: The statistical population of the study consisted of all the second grade secondary school students in studying the academic year of 2017-18, in Bojnourd. A sample of 350 students was selected using multi-stage cluster sampling. To collect the data,(a) Alabama Parenting Questionnaire (APQ),(b) Metacognitive Skills Questionnaire(MCSQ)(Dowson,Mcinerney, 2004), (c) Perfectionism Scale (Hewitt, Flett (1991) and (d) Academic self-handicapping Scale (ASHS) (Schwinger, 2014) were used. Pearson correlation coefficient and Structure Equation Modeling were used to analyze the data. Findings: Findings showed that parenting styles directly to academic self-handicapping was not significant, But through the mediating role of meta-cognitive skills and perfectionism was significant. and the hypothetical model had good fit. Conclusion: teaching of the metacognitive skills to students will reduce the academic self-handicapping, and the increaseing of perfectionism will increase the likelihood of academic self-handicapping in the students.
The mediating role of self-efficacy in the relationship between risk perception and psychological vulnerability in Students with social anxiety disorder(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of the present study was to model the mediating role of self-efficacy in the relationship between risk perception and psychological vulnerability in adolescents with social anxiety disorder. Methodology: The method of this research was correlation research based on structural equation modeling method. The statistical population of this study was all first grade students in the second-high school of Sari in the academic year of 1398-98. 260 subjects were selected using stage sampling method and Rundo & Aborson Risk Perception Questionnaire (2004), Social Anxiety Inventory (SPI), Psychological Injury Questionnaire (SCL-25) and Child and Adolescent Self-Efficacy Questionnaire (SEQ-C)) Answered. The statistical method of the research was structural regression equations according to spss24 and Amos23 software. Findings: The results showed that self-efficacy had a significant mediating role in the relationship between risk perception and psychological vulnerability in adolescents with social anxiety disorder, and there was a significant negative correlation between the components of risk perception and self-efficacy with psychological vulnerability. Conclusion: The results of this study emphasize the necessity of risk perception as well as the mediating role of self-efficacy on adolescents' psychological vulnerability.
اتنوگرافی کافی شاپ در بندرعباس؛ از خرده فرهنگ تا ضد فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال نهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۱
59 - 84
حوزههای تخصصی:
هر فضایی حیات فرهنگی خاص خود را می سازد، بنابرین مطالعه ی نحوه ی تولید و مصرف فضاهای مدرن شهری در دو دهه ی اخیر، اهمیت ویژه ا ی یافته است. کافی شاپ نیز به عنوان یکی از همین فضاهای جدید، فرهنگ خاص خود را خلق کرده است. پژوهش حاضر با به کارگیری رویکردی اتنوگرافیک در پی آن ست که به توصیف کافی شاپ و کافه نشینی به مثاب ه ی یک میدان فرهنگی بپردازد. میدان مطالعه، 18 کافی شاپ شناخته شده در شهر بندرعباس بوده و فرایندهای داده یابی مطالع ه ی حاضر، ترکیبی از مشاهده ی مشارکتی و مصاحبه های رسمی و غیررسمی است. شی وه ی دسترسی به نمونه ها با حضور محقق در کافی شاپ ها و انجام فرایندهای اعتمادساز به صورت مستقیم و همچنین به شیوه ی معرفی توسط کافه من ها، بوده است. فرایندهای داده کاوی و مثلث سازی (چندوجهی کردن) فعالیت های میدانی حاکی از آن ست که می توان کافی شاپ در بندرعباس را به شکل زنجی ره ای از خرده فرهنگ تا ضد فرهنگ توص یف کرد. انتزاع داده های حاص ل از مصاحبه های رسمی و غیررسمی با مشارکت کنندگان میدان پژوهش نیز هشت مقوله ی تعاملی بودن، فراغتی بودن ، سبک مند بودن ، دموکراتیک بودن، جهانی بودن، امن بودن، منزلت بخش بودن و مدگرا بودن را در توصیف کافی شاپ به مثابه ی فضای فرهنگی، نشان می دهد.
بازسازی معنایی سازه خشونت علیه زنان به عنوان عامل بازدارنده توسعه و بسترهای موجده آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریات مطرح شده به لحاظ روانشناختی و جامعه شناختی، یکی از مجاری اصلی برای یادگیری خشونت، خانواده است که اگر در این مجرا خللی حاصل آید؛ یکی از تبعات آن ایجاد گسست در فرایندهای توسعه ای خواهد بود؛ چرا که با توجه به حوزه مطالعاتی در این پژوهش، خشونت به عنوان یکی از عوامل بازدارنده توسعه مدنظر می باشد. عدم دسترسی به آموزش همگانی برای بسیاری از زنان و دختران در جوامع، برخوردهای جنسیتی در اشتغال، ازدواج زودهنگام و مواردی از این دست همگی زمینه های بروز خشونت علیه زنان را فراهم می کنند. بنابراین، خشونت به عنوان یکی از پدیده های شایع در جهان امروزی و عامل بازدارنده در فرایند توسعه ابعاد مفهومی گسترده ای به خود گرفته است. روش تحقیق مورد استفاده کیفی بوده و از روش زمینه ای به عنوان روش اجرای عملیات پژوهش استفاده شده است. داده های کیفی از طریق مصاحبه عمیق با زنان متأهل شهر تبریز گرداوری شده اند. انجام مصاحبه ها تا حصول اشباع نظری، ادامه یافته و در این میان سعی شده است حداکثر گونه رعایت گردد. یافته ها در شش مقوله شخصیت پرخاشگرانه، تحدید اقتصادی، الزام های حقوقی، ترومای اجتماعی، بازنمایی رسانه ای و انزوای عاطفی دسته بندی شدند. هسته مرکزی این تحقیق مفهوم "تزلزل در پایگاه زنانگی" است. این مفهوم نشان می دهد پایگاه زنانه دچار تزلزل شده و جایگاه سابق خود را از دست داده است.
رویکردهای نوپدید در برنامه ریزی آموزش عالی و گسست هویت های آکادمیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش دریافت تجربه زیسته ی هیئت علمی از وضعیت هویت های آکادمیک بود؛ و این که چگونه رویکردهای نوین برنامه ریزی مبتنی بر مدیریت گرایی، گسست هویت های آکادمیک را به وجود می آورد. روش پژوهش تئوری داده بنیاد بود. داده ها از طریق مصاحبه کیفی عمیق با 16 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه مازندران، دانشگاه علامه، مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم که قبلاً یا در حال حاضر پست های مدیریتی داشته و دارند، به شیوه نمونه گیری نظری و هدفمند جمع آوری شد. در هر مصاحبه به روش گلوله برفی، اطلاع رسانان کلیدی از سوی مصاحبه شوندگان معرفی می شدند. فرایند جمع آوری دادها تا مرحله اشباع ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی با استفاده از نرم افزار maxqda انجام شد و مقوله های اصلی شامل موجبات علّی، عوامل درون دانشگاهی، عوامل برونی، راهبردها و پیامدها پدیدار گشته و بر مبنای آن نمودار پارادایمی حاصل از پژوهش شکل گرفت. یافته ها نشان داد که رویکردهای نوین برنامه ریزی تحت آموزه های نولیبرال است که بر مبنای آن اهمیت درآمدزایی، در جهت کاهش هزینه ها برجسته می شود؛ اما این تنها یکی از دلایل گسست هویت های اکادمیک است و علل متعددی که درمجموع فضای تأخیری جامعه و آموزش عالی را به وجود می آورد، گسست هویت های آکادمیک را رقم می زند. تشریح فضای تأخیری جامعه و برنامه ریزی آموزش عالی به همراه عوامل درونی و برونی، راهبردهایی را به وجود آورد که درمجموع به پیامدها در سطح فردی، سازمانی و اجتماعی منجر شد.
تبیین جامعه شناختی فرهنگ مالیاتی بر مبنای واکاوی نظام معنایی مؤدیان مالیاتی در شهر اصفهان: رویکردی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین جامعه شناختی فرهنگ مالیاتی مؤدیان ازطریق واکاوی نظام معنایی آنها درباره پدیده مالیات انجام شده است. روش پژوهش از نوع ترکیبی و راهبرد اکتشافی - متوالی است. در مرحله کیفی پژوهش از روش نظریه زمینه ای (رویکرد سیستماتیک) و در مرحله کمی از روش پیمایش استفاده شد. جامعه مطالعه شده، مؤدیان مالیاتی شهر اصفهان است. تعداد نمونه در مرحله کیفی پژوهش 30 نفر و در مرحله کمی 440 نفر است. شیوه نمونه گیری در مرحله کیفی، هدفمند - نظری و در مرحله کمی، طبقه ای - نسبی است. برای تحلیل داده ها در مرحله کیفی از شیوه کدگذاری و در مرحله کمی از رویکرد مدل سازی معادله ساختاری واریانس محور استفاده شده است. یافته های مرحله کیفی پژوهش نشان دهنده شکل گیری نظام معنایی مؤدیان مالیاتی درباره پدیده مالیات پیرامون تعدادی مقوله عمده و یک مقوله هسته به نام «مطالبه گری نامتوازن» است. یافته های مرحله کمی پژوهش بیان کننده این است که میانگین متغیر فرهنگ مالیاتی در جامعه آماری پژوهش پایین تر از حد متوسط است. متغیرهای مستقل پژوهش در حد نسبتاً بالایی توان تبیین واریانس متغیر فرهنگ مالیاتی را دارند و در الگوی تجربی پژوهش متغیرهای نظام مندی مالیات، اعتماد متقابل کنشگران، عدالت مالیاتی و کارآمدی مصارف مالیاتی به طور مستقیم، متغیرهای شفاف بودن قوانین مالیاتی و اقتدارگرایی مالیاتی به طور غیرمستقیم و متغیرهای انصاف مالیاتی و سلامت اقتصادی مسئولان به طور مستقیم و غیرمستقیم بر فرهنگ مالیاتی مؤدیان اثر می گذارند.
بررسی موانع اجتماعی فرهنگی اجرای حقوق شهروندی در استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ازنظر نوع هدف، کاربردی، از نظر وسعت، پهنانگر و ازنظر زمانی یک بررسی مقطعی است. برای انجام این کار، با استفاده از نظریه های مطرح مرتبط با موضوع و نیز مصاحبه با 48 نفر از مجریان حقوق شهروندی، مهم ترین موانع فرهنگی و اجتماعی حقوق شهروندی، استخراج و سپس با روش پیمایش و استفاده از ابزار پرسش نامه، به کمک 359 نفر از ضابطان، قضات دادسرا و دادگاه های استان اصفهان توصیف و تحلیل شده است؛ به طوری که باتوجه به نتایج ضریب آلفای کرونباخ، اعتبار آن از نوع صوری و سازه و روایی مفاهیم تأیید شده است. براساس برخی یافته های توصیفی درخصوص اجرای حقوق شهروندی نگرش مثبت قضات دادسرا بیشتر از همه و ضابطان کمتر از همه است. نگرش قضات دادسرا نسبت به موانع اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر اجرای حقوق شهروندی کمتر از میانگین ضابطان در همان متغیر است و درزمینه یافته های استنباطی میان نگرش به اجرای حقوق شهروندی با میزان آشنایی با قوانین حقوق شهروندی و آیین دادرسی کیفری و سِمَت ضابطان و همچنین، سن قضات دادسرا رابطه وجود دارد. مطابق یافته های تحلیلی ازنظر ضابطان با افزایش موانع اجتماعی و فرهنگی میزان اجرای حقوق شهروندی کاهش می یابد؛ بنابراین، به باور آنان وجود موانع اجتماعی و فرهنگی در اجرای حقوق شهروندی به صورت منفی تأثیر دارد. این موانع، در نگرش قضات دادسرا و دادگاه برای اجرای حقوق شهروندی معنادار نیست.
رابطه بین میزان اخلاق محیط زیستی و سرمایه اجتماعی با فرهنگ محیط زیستی مورد مطالعه: شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال سی ام زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
127 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، بررسی رابطه بین میزان اخلاق محیط زیستی و سرمایه اجتماعی با فرهنگ محیط زیستی با تأکید بر شهر کرمان برای دو مقطع زمانی ده سال پیش و در حال حاضر است که با روش پیمایشی و استفاده از ابزار پرسش نامه انجام شده است. جامعه آماری شامل افراد بالای ۱۶سال ساکن در مناطق چهارگانه شهر کرمان است که براساس آمار سال 1395 معادل ۶۳۴۱۳۲ نفرند. از این جمعیت تعداد 384 نفر براساس فرمول نمونه گیری کوکران انتخاب شدند و پس از گردآوری داده ها 374 پرسش نامه مبنای تحلیل های آماری قرار گرفت. تحلیل های آماری با استفاده از دو نرم افزار SPSS و AMOS انجام شد. نتایج نشان می دهند رابطه بین اخلاق محیط زیستی با میزان فرهنگ محیط زیستی در ده سال پیش (71/0=r) و در زمان حاضر برابر (33/0=r)، فرهنگ محیط زیستی با میزان سرمایه اجتماعی در زمان حاضر (41/0=r) و در ده سال پیش (35/0=r)، معنادار است. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس نشان می دهند میانگین فرهنگ محیط زیستی برای سه گروه سنی مطرح شده با هم تفاوت معنادار دارد. همچنین میانگین فرهنگ محیط زیستی برای طبقات اجتماعی مختلف با هم تفاوت دارد. نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه نشان می دهند دو متغیر سرمایه اجتماعی و اخلاق محیط زیستی 50 درصد از تغییرات درونی متغیر وابسته یعنی فرهنگ محیط زیستی در شهر کرمان را تبیین می کنند. نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری (AMOS) نشان می دهند تأثیر متغیرهای سرمایه اجتماعی، اخلاق محیط زیستی و متغیر پایگاه اقتصادی - اجتماعی بر متغیر وابسته معنادار است.
فهم تاثیر اقدام پژوهی مشارکتی بر توانمندسازی حاشیه نشینان شهر تهران با رویکرد نوآوری اجتماعی (محله های فرحزاد و خاورشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۰
43 - 81
حوزههای تخصصی:
مؤلفه ی کلیدی رویکرد توانمندسازی از طریق نوآوری اجتماعی، این باور است که ذینفعان سیستم، میتوانند از منابع و مهارتهایی بهره-مند شوند که کمتر به کار گرفته شده اند. علیرغم آنکه با توجه به حضور ذینفعان متعدد به منظور خلق مشترک ، چالشهای زیادی برای پیاده سازی نوآوری اجتماعی دارد، شواهد اندکی در مورد چگونگی فرآیند نوآوری اجتماعی وجود دارد. از این رو پژوهش حاضر با استفاده از استراتژی اقدام پژوهی مشارکتی، به تحلیل چرخه نوآوری اجتماعی خودکفایی مرغی می پردازد که هدف آن توانمندسازی و ایجاد اشتغال برای افراد فاقد مهارت و در حاشیه مانده در بخشهایی از شهر تهران (مناطق فرحزاد و خاورشهر) بعنوان یک راه حل پایدار است. در این اقدام پژوهی، فعالیتهای کلیدی انجام گرفته در طی4 بخش چرخه نوآوری اجتماعی(1- تولید ایده با درک نیازها و شناسایی راه حل های بالقوه2- توسعه، نمونه سازی و ارائه الگوی اولیه ایده ها3-ارزیابی، اجرا در مقیاس وسیع و انتشار ایده های خوب4-یادگیری و تکامل) توسط محققان تحلیل شد. نتایج نشان داد جنبه های اثرگذار اقدام پژوهی مشارکتی مبتنی بر نوآوری اجتماعی بر توانمندسازی حاشیه نشینان عبارتند از: 1- ایجاد اشتغال برای افراد فاقد مهارت 2- از بین بردن چرخه فقر3-پایدارسازی فرآیند با ارتباط بین بخشهای مختلف زنجیره تامین مواد ارگانیک 4- تغییر موثر شیوه ی کمک خیرین.
مطالعه جامعه شناختی ادراک از فساد اداری و عوامل اجتماعی مرتبط با آن در جوامع با فرهنگ خاص گرایی (مورد مطالعه شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
241 - 262
در مطالعات جامعه شناختی، پیامدهای مثبت و منفی فراوانی برای موضوع خاص گرایی در جامعه مطرح شده است، اما رسوخ خاص گرایی در نظام اداری تبدیل به طاعونی برای این نظام می شود. این موضوع، که در جوامع طایفه ای به خویشاوندگرایی نیز نامیده می شود، یکی از ابعاد فساد اداری است و سبب تسریع در رشد سایر ابعاد فساد اداری می شود. برداشت ذهنی شهروندان یا ادراک از میزان فساد اداری بیش از میزان عینی این نوع از فساد مهم است. برهمین اساس پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به دو سؤال است. وضعیت ادراک شهروندان شهر خرم آباد به مثابه یک جامعیه خاص گرا از فساد اداری و ابعاد مختلف آن چگونه است؟ مهم ترین عوامل اجتماعی مرتبط با آن چیست؟ برای پاسخ به این دو سؤال اصلی و سؤالات فرعی مشتق از آن از رویکرد بی سازمانی اجتماعی با تأکید بر دیدگاه های نظری دورکیم، مرتون و پارسونز استفاده شده است. روش پژوهش پیمایش با تکنیک پرسش نامه و جمعیت نمونه 400 نفر می باشد که با نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهد که بیش از نیمی از پاسخگویان معتقدند که میزان فساد اداری در شهر خرم آباد در سطح بالایی قرار دارد و ادراک حدود نیمی دیگر نیز در سطح متوسط می باشد. براساس یافته ها خویشاوندگرایی و سوءاستفاده از موقعیت اداری مهم ترین عوامل مرتبط با فساد هستند. میزان پایبندی دینی کارکنان ادارات، سرماییه اجتماعی آنها، نظارت اداری و شفافیت و پاسخگویی با ادراک شهروندان از فساد اداری رابطیه معناداری دارند. دو متغیر نظارت اداری و سرماییه اجتماعی کارکنان بیش از سایر متغیرها واریانس ادراک از فساد اداری را تبیین می کنند. گسترش ادراک شهروندان شهر خرم آباد از فساد اداری، احتمال ارتکاب به این عمل را در صورت فراهم شدن موقعیت برای شهروندان افزایش می دهد. چنین وضعیتی نمی تواند دورنمای مناسبی از کارایی اداری را فراهم آورد.
بررسی چشم انداز سازمان تأمین اجتماعی ایران با روش سوات (فرصت، تهدید، قوت، ضعف)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سازمان تامین اجتماعی به عنوان بزرگترین سازمانهای ارایه دهنده بیمه های اجتماعی در کشور، پیوسته در تعامل با محیط درونی و بیرونی سازمان است. ارزیابی و شناخت دقیق عوامل استراتژیک پیش روی سازمان از طریق تحلیل محیط خارجی و داخلی، که تجزیه و تحلیل راهبردی استراتژیک نامیده می شود، یکی از ارکان اصلی فرایند برنامه ریزی استراتژیک و اتخاذ تصمیمات استراتژیک در سازمان محسوب می شود.در پژوهش حاضر، جامعه آماری، مدیران، کارشناسان، خبرگان و ارباب رجوع سازمان تامین اجتماعی است و برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد. با توجه به تعداد جامعه هدف خبرگان سازمان، 13 نفر بوده که نمونه آن تمام شمول است؛ تعداد کارکنان سازمان به تعداد 60 نفر که بر اساس جدول مورگان 52 نفر از آنها بعنوان نمونه انتخاب شده اند و تعداد مشتریان نیز 300 نفر که بر اساس جدول مورگان 169 نفر از آنها بعنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. در این تحقیق سعی شده است با مطالعه همه جانبه از محیط داخلی و خارجی سازمان تامین اجتماعی، به شناسایی، ارزیابی و تشریح عوامل استراتژیک محیطی و سازمانی آن با استفاده از روش تحلیل swot پرداخته شود و با بررسی جامع تحقیقات و مطالعات قبلی و آمار فعلی این سازمان و با شناسایی عوامل چهارگانه شامل نقاط قوت و ضعف درون سازمانی و فرصت ها و تهدیدهای برون سازمانی، بر اساس یافته ها، چشم انداز سازمان تامین اجتماعی ایران ترسیم شود.
مطالعه آسیب شناسی ارتباط با جنس مخالف در جامعه با توجه به تأ ثیرگذاری شبکه اجتماعی تلگرام (مورد مطالعه :جوانان بالای 15 سال منطقه 6 تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پیدایش بسترها و ابزارهای نوین ارتباطات، عامل محوری و مهم در پیدایش عصر اطلاعات است. تحولات اجتماعی، اغلب موجب تغییر ارزش های خانوادگی شده و باعث تغییر رفتارها و نگرشها در جامعه می شود. این پژوهش تاثیر بسترهای مجازی، بالاخص تلگرام را در ارتباط با جنس مخالف در خانواده ها و وضعیت کنونی سبک زندگی خانواده های ایرانی را به ویژه در شهرهای بزرگ مورد بررسی قرار داده است . روش تحقیق پیمایش و ایزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است. جامعه آماری این پژوهش، جوانان بالای 15 سال منطقه 6 تهران هستند و برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. بر اساس نتایج تحقیق: بین استفاده از شبکه اجتماعی تلگرام و ترویج روابط خارج از ازدواج رابطه معنی دار وجود دارد، بین پایبندی مذهبی و استفاده از تلگرام ورابطه بین دو جنس مخالف رابطه معنی دار وجود دارد. همچنین، بین استفاده از تلگرام وگسترش سبک زندگی غربی و تزلزل درمبانی سنتی نظام خانواده رابطه معنا داری وجود دارد.
تبیین ارتباط انسجام خانواده و ساختار توزیع قدرت در آن (نمونه موردی زنان متاهل شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده و انسجام آن نقش مهمی در توسعه اجتماعی هر جامعه دارد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط ساختار توزیع قدرت در خانواده بر انسجام آن است که بدین منظور متغیر ساختار قدرت در سه دسته تقارن روابط قدرت، شیوه اعمال قدرت و قلمرو قدرت و متغیرانسجام خانواده در ابعاد شش گانه معاشرتی، عاطفی، توافقی، هنجاری، کارکردی و رسیدن به هدف سنجیده شده است. در این مطالعه بر اساس نمونه گیری طبقه بندی تصادفی ۶۰۰ نفر از زنان متاهل شهر شیراز در بین مناطق یازده گانه این شهر انتخاب و پس از جمع آوری داده ها، اطلاعات به وسیله نرم افزار اس پی اس اس ۲۲ تحلیل شد. نتایج نشان داد ساختار توزیع قدرت و تصمیم گیری در خانواده تأثیر معناداری بر انسجام آن دارد. چنانچه گسترش ساختار دموکراتیک و مشارکتی در خانواده سبب افزایش انسجام خانواده در همه ابعاد آن شده است. بنابراین پیشنهاد می شود جامعه در راستای افزایش انسجام خانواده نظم جدید را پذیرفته و ساختار قدرت مشارکتی و دموکرات را در درون خانواده نهادینه کند که در این فرایند حفظ سازگاری با فرهنگ و هویت جامعه ایرانی اهمیت شایانی دارد.
لایه های پنهان محرومیت مادی از تجربه زیسته کودکان فقیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۲
1 - 36
حوزههای تخصصی:
به طور تاریخی فقر کودک مترادف با فقر خانواده بوده و با استفاده از روش های کمی و سنجش سطح درآمد خانواده برآورد می شد اما در این مقاله با استفاده از روش کیفی در پی شناخت تجربه زیسته کودکان هستیم. پرسش اصلی مقاله این است که کودکان محرومیت مادی را در چه ابعادی تجربه می کنند؟ در این مقاله از روش قوم نگاری برای گردآوری اطلاعات از ۳۰ کودک ۱۰ تا ۱۷ ساله که زندگی توامان با فقر را تجربه کرده اند، استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی عرفی انجام شد. یافته ها نشان می دهد که کودکان محرومیت مادی را به صورت یک کلاف درهم پیچیده که دارای لایه های بیرونی و درونی است، در مواجهه با همسالانشان تجربه می کنند. بیرونی ترین لایه محرومیت مادی، نداشتن لباس مناسب و درونی ترین آن نداشتن غذای کافی است. با وجود آنکه نداشتن غذا اثرات جسمی جبران ناپذیری بر روی کودکان دارد اما به دلیل پنهان بودن نوع غذای مصرفی از چشم دیگران، غذا نسبت به لباس از اهمیت کمتری برخوردار است. در فاصله بین این دو سطح، موارد دیگری از محرمیت مادی مانند تمایل به مالکیت فضای خصوصی و اشیا و نیز زندگی در مسکن مناسب و دور از مشکلات خانوادگی مطرح هستند.
Factors Influencing Service-Based Learning in Tehran Elementary Schools(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aimed to determine the factors affecting Service Learning (SL) in primary school students in Tehran. Methodology: The present descriptive survey research was conducted in terms of the goal as basic with mixed approach, exploratory categorization. In the qualitative part, in addition to using specialized texts in the field of SL, Teachers and specialists active in the field of service learning were interviewed; participants in quantity part included elementary school teachers in the same city. In the qualitative section, the sample included 30 people who were selected by targeted sampling method, considering 5-15 people for each variable, and in quantitative one, 309 people were randomly selected via single-stage cluster. To collect data in the qualitative part, analysis of texts related to service learning, and semi-structured interview, and in the quantitative part of the study, the researcher-made questionnaire were used. Findings: For data analysis in the qualitative part, two analyses of grounded and content, and in quantitative, exploratory factor analysis were administered. The results showed that five factor categories affect the implementation of service learning in schools, which were respectively (based on factor load value) at the following: 1) professional and general competence factor of teachers, with 25 indicators and factor load of 0.694. 2) the atmosphere factor of School, with 8 indicators and operating load 0.680. 3) Curriculum development, with 34 indicators and factor load of 0.631. 4) Educational leadership, with 12 indicators and factor load of 0.0670. 5) School relationship with community, with 7 indicators and Operating load 0.646. Conclusion: In general, in order to increase students' orientation of service learning, the competency and capability of teachers should be improved through new software methods and technology, furthermore, the school space should be appropriately enriched in terms of content, curriculum and educational programs to meet students’ basic needs and to establish effective relation between the school, and influential factors in the society.
Providing a model for organizational empowerment based on the knowledge management model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to present a model of organizational empowerment based on knowledge management among employees of Sepah Bank branches in Tehran. Methodology: The present study was applied in terms of purpose, and in terms of data collection, it was a mixed research (qualitative and quantitative). The statistical population consisted of academic and organizational experts including senior managers of Sepah Bank in Tehran and the quantitative department included all employees of Sepah Bank in Tehran. Sample size was estimated in theoretical saturation (20) in qualitative section and 343 in quantitative section. Purposeful sampling and stratified random sampling were used for quantitative sampling. Data were collected through qualitative interviews and quantitative researcher-made questionnaires based on 5-point scale. The face and content validity of the questionnaire was confirmed by several experts, validity was calculated by means of variance mean and divergent validity was calculated by AVE. The reliability of the questionnaire was 0.968 through Cronbach's alpha. Data were analyzed using Cronbach's alpha, AVE, AVE root matrix, Kolmogorov-Smirnov test, confirmatory factor analysis, and one-sample t-test. Findings: The results resulted in the identification of 17 components and 66 indicators, including 14 affective components including trust, motivation, commitment, emotional intelligence, participation, communication, structure, education, culture, leadership, technology and reward and 3 affective learning components. Organizational, organizational entrepreneurship and performance, a moderating variable (personality traits) and knowledge management as independent variables affect organizational empowerment based on knowledge management. Other results showed that the status of identified components in organizational empowerment based on knowledge management is desirable. In addition, mechanisms, facilitators, and barriers to organizational empowerment based on knowledge management were also presented. Finally, a research model consisting of influencing factors, content phenomena (constituents, facilitators, barriers, and effective mechanisms for organizational empowerment based on KM) was presented and the degree of fit was confirmed by experts with 95% confidence. Conclusion: Choosing important and effective knowledge and capabilities in the organizational field and enhancing organizational skills is a very effective way of empowering organizational personnel that can lead to enhancing organizational efficiency and organizational integrity of an organization's personnel.
Identifying and Analyzing Factors Influencing Authentic Leadership(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this qualitative study was to identify and analyze the factors influencing Authentic leadership in the Tax Administration of Iran. Methodology: The present study was qualitative in nature and was conducted using Delphi technique. The statistical population of the study consisted of experts, experts and managers specializing in tax affairs who had experience in the field of genuine leadership. There were 8 of them. These individuals were selected using targeted sampling. In order to collect data, a questionnaire was used which was distributed in 3 stages. In the first stage, after collecting the opinions of the respondents, similar opinions were identified and the main fields were identified. By identifying concepts and factors, a structured questionnaire was designed that was used as a tool for the second stage of Delphi. In the third round of Delphi, comments were ranked and statistical summaries were prepared, and finally the factors influencing genuine leadership in the tax administration were identified. In order to analyze the data, using the content analysis method, the results of the first stage of the Delphi questionnaire were analyzed and the main sentences and concepts were extracted. Findings: The findings of Delphi's analysis indicated that 16 factors were influential in genuine tax leadership. In other words, according to the main loads, the research model had a good reputation and strategic vision with a factor load (0.98) was the most determining factor in genuine leadership. Conclusion: The foundation of genuine leadership with the concept of originality expresses the conditions in which individuals behave in accordance with their values and beliefs and their high human nature.
Developing a Growth Pattern of General Managers of Iranian Provinces of Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to identify early growth indices of general managers in order to present the growth pattern of general managers of Iranian provinces in the academic year of 2017-2018. Methodology: To this end, the qualitative research approach and data arising theory (systematic design) have been the criterion for action in this study. The statistical population consisted of all heads of education provinces of Iran. Purposive sampling continued until the researcher saturated theoretically using a semi-structured interview with 14 sample members. Findings: The results showed 16 main categories that were modeled as a paradigm model including: causal conditions (organizational factors; extra-organizational factors; individual traits), focal categories (leadership and management traits; individual traits), growth strategies (extras organizational factors, organizational factors; Individual factors), contextual factors (social factors, economic issues, cultural issues), intervening factors (organizational factors; individual factors) and outcomes (community; organizational factors; individual factors), using the results of theoretical and background studies Research and analysis of the content of interviews conducted, early indicators of modality development The whole thigh has been identified and included in three stages of open coding, axial coding, and selective coding of general manager maturity model in five main categories of causal conditions, pivotal phenomenon (general manager maturity model), general manager maturity strategies, intermediary conditions, and managerial maturity outcomes. Conclusion: The professional development of principals leads to the implications that at the community level in the form of education and training of students, the formation of interaction with education and personal growth, growth, performance, communication, thinking and management and decision making, decision making. Finds and manages.