درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۹۴۱ تا ۱۷٬۹۶۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
۱۷۹۴۱.

موانع ساختاری- تاریخی تحکیم و تداوم دولت نو پدید مشرروطه (واکاوی شرایط امتناع تداوم دولت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۵
این نوشتار با بهره گیری از روش جامعه شناسی تاریخی به دنبال شناسایی علل و زمینه های ساختاری و تاریخی موجبه تکوین بی ثباتی های سیاسی و در هم کنش این زمینه و شرایط در تداوم ناپذیری و فروپاشی دولت نوپدید مشروطه بوده است. نتایج حاصل از موردپژوهی تاریخی این دوره نشان می دهد که ماهیت دولت و جامعه [جامعه پراکنده و چندشکافی و دولتی ضعیف و فاقد ظرفیت نهادی] و نبود توازن قدرت بین آنها، رابطه نامتقارن بین دولت - جامعه با نظام جهانی و به عبارتی ادغام نابرابر و قرار داشتن در موقعیت حاشیه ای نظام جهانی، تضاد [منافع و ایدئولوژیک] بین نهادها و نیروهای اجتماعی با یکدیگر و با دولت نوپدید، انقیاد دولت و منازعات پایان ناپذیر این نهادها و نیروها درون دولت و تعمیم این منازعات درون جامعه، با تقویت شکاف های اجتماعی و سیاسی شدن آنها، ممانعت از تکوین دولتی واجد ظرفیت نهادی، گرفتار ساختن دولت با بحران های فراگیر و تعمیق شکاف آن با جامعه، شرایط و فرصتهای مکفی برای بروز تعارضات اجتماعی و تضادهای سیاسی و تکوین و تداوم وقایعی نامتعارف، عمدتاً خشونت آمیز و خارج از چارچوب های نهادی که به شکل متداولی ساختار و نهادها، قواعد، بازیگران و سیاست های حکومتی دولت نوپدید مشروطه را با چالش و دگرگونی مواجه می ساخت را فراهم نمودند.
۱۷۹۴۲.

تبیین جامعه شناختی محرومیت اجتماعی به مثابه یک مسئله اجتماعی (مطالعه موردی: محلات حاشیه نشین شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: هدف این پژوهش تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر محرومیت اجتماعی ساکنان محلات حاشیه نشین شهر گرگان است. روش شناسی پژوهش: روش انجام این مطالعه پیمایش است که طی آن 384 نفر از ساکنان محلات کم برخوردار به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده پرسشنامه محقق ساخته با اعتبار محتوایی تأییدشده و پایایی 0.769 بود. برای آزمون فرضیات از همبستگی پیرسون، t مستقل، آنوای یک طرفه و رگرسیون استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بین زنان و مردان به لحاظ عوامل اقتصادی، بین افراد مجرد و متأهل به لحاظ عوامل آموزشی، بین مهاجران و بومیان به لحاظ عوامل آموزشی، فرهنگی و اجتماعی و بین قومیت ها و گروه های تحصیلی به لحاظ میزان عوامل فرهنگی و محرومیت تفاوت معناداری وجود دارد. میزان همبستگی بین متغیر محرومیت اجتماعی با عوامل آموزشی 0.360-، عوامل اجتماعی 0.627-، عوامل فرهنگی 0.153- و عوامل اقتصادی 0.611- گزارش شده است. عوامل اجتماعی با بتای 0.598 و عوامل فرهنگی با بتای 0.095 به ترتیب بیشترین و کمترین قدرت پیش بینی میزان محرومیت اجتماعی را دارند. نتیجه گیری: نتیجه اینکه شناخت عوامل محرومیت اجتماعی و توجه به راهبردهای کنترل در سیاست گذاری و برنامه ریزی حوزه مسائل اجتماعی در شهر گرگان، می تواند یکی از مهم ترین موانع توسعه یافتگی را بهبود ببخشد و زمینه مشارکت اجتماعی را تسهیل نماید.
۱۷۹۴۳.

جنبش های اجتماعی جدید؛ سوژگی و مسئله زندگی روزمره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۲
در دهه های اخیر، جنبش های اجتماعی جدید به عنوان یکی از پدیده های مهم و تاثیرگذار در حوزه های اجتماعی و سیاسی شناخته شده اند. این جنبش ها، اغلب با اهداف و انگیزه های متنوعی شکل گرفته و به طور قابل توجهی بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جوامع تاثیر گذاشته اند. مقاله حاضر، با اتخاذ رویکردی نظری، به بررسی چگونگی تبلور سوژگی در این جنبش ها و ارتباط آن با مسئله زندگی روزمره می پردازد. پرسش اصلی مقاله بدین صورت است که جنبش های اجتماعی جدید چگونه از طریق تبلور سوژگی و بازتعریف زندگی روزمره، می توانند ساختارهای اجتماعی و سیاسی موجود را به چالش کشیده و تغییرات اجتماعی را ایجاد کنند؟ این پژوهش با روشی کیفی و تحلیلی – توصیفی نشان می دهد که چگونه این جنبش ها و با تاکید بر هویت های فردی و جمعی، تلاش می کنند تا معانی جدیدی به زندگی روزمره افراد ببخشند و از طریق اقدامات جمعی، نظم های اجتماعی موجود را به چالش بکشند و به بازسازی و بازتولید یک زیست جمعی متحول و عاری از سلطه بپردازدند.
۱۷۹۴۴.

ارتباط کیفیت زندگی با شاد زیستن و نقش میانجی سرمایه اجتماعی (مورد مطالعه جوانان 15-29 ساله قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۸
زمینه و هدف: شاد زیستن نقش مهمی در زندگی انسان دارد. احساس شادی و رضایت از زندگی، در چارچوب ساختارهای اجتماعی و کیفیت روابط میان فردی معنا می یابد و از شرایط مسلط بر زندگی جمعی تأثیر می پذیرد. بنابر نظر جامعه شناسان و روان شناسان، شاد زیستن انسان معاصر در گرو کیفیت زندگی خوب و وجود سرمایه اجتماعی و احساس تعلق و همدلی افرادی است که در یک جامعه با هم زندگی و در ارتقای آن به یکدیگر کمک می کنند. هدف مقاله حاضر بررسی ارتباط کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی با شادی جوانان شهر قزوین و تحلیل نقش میانجی سرمایه اجتماعی در این رابطه است.   روش و داده ها : این پژوهش با روش پیمایشی، در بین250 نفر از جوانان 15-29 ساله، شهر قزوین و با روش نمونه گیری تصادفی و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 26 و Amos 23 انجام شده است.   یافته ها: بین دو متغیر کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی با متغیر شادی رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. در بررسی متغیرهای زمینه ای، رابطه معنی داری بین سن و تحصیلات با شادی وجود نداشت. تفاوت معنی داری در میانگین شادی بر حسب جنسیت و وضعیت تاهل وجود نداشت. همچنین در بررسی مدل معادله ساختاری، بین دو متغیر کیفیت زندگی و شادی، متغیر میانجی سرمایه اجتماعی اگرچه اثر دارد، ولی اندازه اثر آن کمتر از اثر مستقیم دو متغیر مذکور بوده است.   بحث و نتیجه گیری: کیفیت زندگی یا تامین نیازهای اولیه انسان، به مرور منجر به ارتقای ابعاد غیرمادی و معنوی انسان می شود، این ارتقا در ایجاد روابط و پیوندهای اجتماعی، باعث افزایش تعاملات اجتماعی و کاهش احساس انزوا و تنهایی می شود. در نتیجه، این سرمایه به عنوان یک سپر محافظتی در برابر حس افسردگی و استرس عمل می کند و به ایجاد و شکوفایی سلامت روان و شادی در جامعه کمک خواهد کرد.   پیام اصلی: شاد زیستن جوانان در پیوندی تنگاتنگ با کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی آنان شکل می گیرد و بهبود این مؤلفه ها می تواند زمینه ساز ارتقای سلامت روان و پویایی اجتماعی در جامعه باشد. در این میان، سیاست ها و عملکرد نهادهای عمومی نقشی تعیین کننده در فراهم سازی بسترهای لازم برای ارتقای شادی و توانمندی اجتماعی ایفا می کنند.
۱۷۹۴۵.

رابطه شاخص های اقتصادی اجتماعی و فساد در ایران در دوره 1403-1382: مطالعه سری زمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۶
مقدمه: فساد یک موضوع چالش برانگیز در همه کشورهای دنیا به ویژه کشورهای درحال توسعه است. در دنیای صنعتی نوین به دلیل تولید بیشتر ثروت، انگیزه های فساد مضاعف شده و زمینه های وقوع آن بیشتر شده است. در ایران نیز در دهه های اخیر و سرعت گرفتن روند نوسازی جامعه، فساد گسترش یافته و به یک مساله مهم اجتماعی تبدیل شده است. اگرچه، در ایران، تلاش‌های زیادی برای مبارزه با فساد صورت گرفته و قوانین متعددی به تصویب رسیده اند، اما این پدیده به ویژه در سال های اخیر شیوع بیشتری یافته است. بدون تردید، تداوم این وضعیت، پیامدهای زیان باری به دنبال خواهد داشت. پژوهش حاضر تلاش کرده است، فساد را در ایران برمبنای شاخص‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی در یک دوره بلندمدت مورد بررسی قرار دهد.روش: پژوهش حاضر از نوع کمی- طولی است که به روش سری زمانی انجام شده است. در این پژوهش رابطه شاخص های اقتصادی شامل بیکاری و تورم و نیز شاخص های اجتماعی مانند آزادی های سیاسی/مدنی و نفوذ اینترنت با فساد در دوره 1403-1382ا مورد تحلیل قرار گرفت. داده های مورد نیاز از سازمان شفافیت بین الملل، بانک جهانی، و خانه آزادی، جمع­آوری شده­اند. برای بررسی رابطه کوتاه مدت و بلند مدت بین متغیرها از الگوی خودرگرسیونی با وقفه ­های توزیعی در نرم افزار مایکروفیت، استفاده شده­است. یافته­ ها: براساس یافته های تحقیق، میزان فساد در دوره 1403-1382 روندی افزایشی داشته است که نشان می دهد فساد همچنان یک مساله حاد اجتماعی در ایران است. به علاوه، یافته های تحقیق نشان می دهند، در بلند مدت بین شاخص های اقتصادی بیکاری و تورم و شاخص اجتماعی آزادی سیاسی/مدنی با فساد رابطه­ معنادار وجود دارد و طی آن با افزایش «بیکاری» و «تورم»، میزان فساد افزایش یافته است. اما در همین دوره، با افزایش «ضریب نفوذ اینترنت» و «آزادی سیاسی/مدنی» به عنوان دیگر شاخص توسعه اجتماعی، از میزان فساد کاسته شده است.نتیجه­ گیری: فساد به عنوان یک مساله مهم اجتماعی از یکسو پیامدهای زیانبار زیادی دارد و از سوی دیگر متاثر از گستره ای از عوامل است. پژوهش حاضر با تمرکز بر سطح کلان و یک دوره نسبتا طولانی به روشنی نشان داده است فساد پیوند نزدیک و پیچیده ای با برخی شاخص های توسعه اقتصادی و اجتماعی دارد. با بالا رفتن تورم و بیکاری، فساد روند افزایشی یافته و با افزایش ضریب نفوذ اینترنت و آزادی های سیاسی/مدنی روند کاهشی پیدا کرده است. از این یافته ها نتیجه گیری می شود که فساد در ایران پدیده ای پیچیده و چندلایه است.
۱۷۹۴۶.

ملت سازی در جوامع متکثر: تأملی در الگوهای حق مدار و اقتدا محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۵
ملت سازی فرایند ساخت ملت و متحد کردن مردم ذیل حاکمیت یک دولت در جغرافیایی مشخص است. فراگرد ملت سازی مبتنی بر یک الگوی مشخص و پذیرفته شده جهانی نیست. به عبارتی ملت گاهی براساس عوامل عینی همچون نژاد، قوم، زبان، فرهنگ و مذهب ساخته می شود و گاهی نیز بر اساس عوامل ذهنی مبنی بر مؤلفه های هنجاری و سیاسی ایجاد می شود. روند ملت سازی در میان یک جامعه متکثر روندی بغرنج و پیچیده است؛ زیرا هم می تواند در چنین جامعه ای پایداری را به ارمغان بیاورد و هم می تواند جنگ های داخلی قومی و بی ثباتی را پدید آورد. ازاین رو پژوهش حاضر با رویکردی حقوقی، سیاسی و تفسیری از متون گردآوری شده به شیوه ی کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سوال است که چه الگوهایی سبب همزیستی مسالمت آمیز گروه های متنوع یا روابط قهرآمیز آن ها در امر ملت سازی می شود؟ برآیند پژوهش اینکه ملت سازی با الگوی حق مدار پایدار خواهد ماند؛ زیرا حقوق بنیادین تمامی گروه ها و طیف ها را در روند ساخت ملت تضمین می کند؛ اما در فراگرد ملت سازی با ماهیت اقتدارمحور شاید مدت مدیدی بتواند گروه های متکثر را ذیل اقتدار نظام سیاسی کنترل کند و در ظاهر پایدار باشد؛ لیکن احتمال اضمحلال دولت-ملت و تغیر مداوم مولفه های هویت ملی در این ساختارها وجود دارد.
۱۷۹۴۷.

ویترین شکسته: ادراک کنشگران از فساد در بازار بورس تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
بازار بورس که بیشتر ویترین اقتصادی ایران شناخته می شود، باید نماد شفافیت، اعتماد و کارایی باشد؛ بااین حال در سال های اخیر، ادراک کنشگران از فساد در این بازار به طور چشمگیری افزایش یافته است. این مطالعه کیفی با هدف بررسی ادراک کنشگران از فساد در بورس تهران صورت گرفت. داده ها ازطریق نمونه گیری هدفمند و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 28 نفر از کنشگران فعال، سرمایه گذاران و کارشناسان بورس تهران، جمع آوری و با شیوه تحلیل تماتیک، تحلیل شدند. در این تحقیق سه مقوله اصلی شامل بازار آنومیک (رانت اطلاعاتی، قانون شکنی، تبانی، دستکاری بازار، ظاهرسازی گمراه کننده)، فساد نهادی (ضعف ساختاری-نظارتی، سوء استفاده و تعارض منافع) و فساد مافیایی (فساد آشکار، فساد پیش رونده) استخراج شد. تحقیق حاضر نشان داد که کنشگران، بازار را همچون ویترینی شکسته و ناکارآمد می دانند که به سبب انواع فساد، تنها برخی افراد شانس موفقیت دارند؛ بنابراین، سیاست گذاری های مناسب برای کاهش و کنترل این فساد تأثیر بسزایی بر ارتقای بازنمایی بازار به عنوان نمادی از اقتصاد ایران خواهد داشت.
۱۷۹۴۸.

سبک زندگی در عصر فراواقعیت خوانش انتقادی نظریه ی ژان بودریار(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
این پژوهش با رویکرد نظری تحلیلی، به بازخوانی سبک زندگی در چارچوب اندیشه ژان بودریار می پردازد. بودریار سبک زندگی را در منطق فراواقعیت تحلیل می کند؛ جایی که تجربه زیسته از دل کنش های طبیعی و اجتماعی برنمی خیزد، بلکه در بستر بازنمایی های رسانه ای و مصرف نشانه ها شکل می گیرد. معنا، نه از تجربه، بلکه از بازی بی پایان نشانه ها ساخته می شود و در این فرآیند، مرز میان واقعیت و بازنمایی به تدریج فرو می ریزد. یافته های پژوهش نشان می دهند که اگرچه چارچوب نظری بودریار برای توصیف منطق نمادین سبک زندگی در جهان رسانه ای معاصر کارآمد است، در تحلیل وجوهی چون عاملیت، مقاومت، تنوع فرهنگی و امکان بازسازی تجربه اصیل زندگی، با محدودیت هایی مواجه است. به ویژه در زمینه های غیررسانه ای، غیرشهری یا بدیل های فرهنگی زیستن، این چارچوب توان تبیین کافی ندارد. ازاین رو، بهره گیری از رویکردهای مکمل برای ارائه تحلیلی چندبعدی از سبک زندگی ضروری به نظر می رسد.
۱۷۹۴۹.

عنصر عاملیت در تحلیل آصف بیات از اعتراضات فرودستان در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۲
این پژوهش با رویکردی انتقادی و به کارگیری روش پروبلمتایزیشن، به بررسی مفهوم عاملیت سیاسی در اندیشه های آصف بیات، به ویژه در بستر تحولات اخیر خاورمیانه، می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، روشن سازی جایگاه و نقش عاملیت در تبیین اعتراضات و شورش های فرودستان در آثار بیات است. با تمرکز بر آثار بیات پس از بهار عربی و با در نظر گرفتن تحولات فکری او در این دوره، این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا صورت بندی عاملیت سیاسی در پروبلماتیک بیات امکانات تبیینی کافی برای درک عاملیت سیاسی در پیچیدگی های سیاسی اجتماعی تحولات معاصر خاورمیانه را فراهم می کند یا با محدودیت هایی مواجه است؟ در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی مفاهیم کلیدی همچون «اصقلاب»، «ناجنبش های اجتماعی»، و «پیشروی آرام» در آثار بیات پرداخته و با مقایسه آن ها با نظریات دیگر پژوهشگران، به ارزیابی جامع تری از اندیشه های بیات خواهد پرداخت. با نقد سازنده نظریات بیات و مقایسه آن با رویکردهای دیگر، این پژوهش به دنبال بازنگری و تکمیل چارچوب های موجود برای تحلیل عاملیت سیاسی در جوامع در حال گذار است.
۱۷۹۵۰.

شناسایی شاخصه ها، چالش ها و راهکارهای دین داری در جامعه امروز در میان جوانان از منظر دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۸
هدف پژوهش حاضر، شناسایی شاخصه ها، چالش ها و راهکارهای دین داری در جامعه ی امروز در میان جوانان از منظر دانشجویان بود. با توجه به هدف پژوهش از پارادایم انتقادی، رویکرد کیفی و روش پژوهش هنجاری: ابعاد و دیدگاه ها و همچنین روش پژوهش انتقادی، بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل 26 نفر از دانشجویان دختر و پسر ترم چهار گروه آموزشی ابتدایی دانشگاه فرهنگیان استان کردستان، در سال تحصیلی 1403-1402 بود. انتخاب دانشجویان به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس بود. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه ی نیمه ساختاریافته محقق ساخته بود. یافته های پژوهش در سه بخش 1. شاخصه های دین داری در زمینه ی فردی و اجتماعی، 2. چالش های دین داری در زمینه ی اجتماعی، آموزشی و ذهنیتی و 3. راهکارهای غلبه بر چالش ها، ارائه شد. نتایج نشان داد، چالش های موجود در مسیر دین داری چندبعد ی اند و هم از محیط افراد و شرایط تربیتی و آموزشی، سرچشمه می گیرند و هم تحت تأثیر نگرش و درونیات افرادند؛ لذا برای ریشه یابی این چالش ها نیاز است که هر دو حیطه ی درون فردی و برون فردی افراد، مورد توجه قرار گیرد. در این جهت، تحلیل راهکارها نشان داد که نیاز است به جای تأکید بر آموزش دین، بر زمینه سازی در حیطه ی اجتماعی و تربیتی و پرورش فکری، تأکید شود.
۱۷۹۵۱.

راهبردهای زنان در برابر خشونت اقتصادی همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۴
بدرفتاری اقتصادی، یکی از معضلات مهم مبتنی بر جنسیت و از اشکال خشونت خانگی است که به صورت پنهان و نامرئی علیه زنان رخ می دهد و بر کیفیت زندگی آنان، تأثیرات منفی دارد. در حال حاضر با توجه به وضعیت اقتصادی، این نوع خشونت رو به افزایش است. هدف پژوهش حاضر، بررسی راهبردهای زنان در برابر خشونت اقتصادی است. طرح پژوهش حاضر، کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان خانه دار قربانی خشونت اقتصادی شهر بندرعباس بود که ۲۷ نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته و مقیاس خشونت اقتصادی (SEA2) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش کلاریزی تحلیل شدند. در بررسی راهبردهای مقابله ای زنان با بدرفتاری اقتصادی همسر، کُدگذاری، در نهایت ۶ مقوله شناسایی شد. مضامین فرعی از نظر مفهومی در کنار هم قرار گرفتند و ۲ مضمون اصلی شناسایی شد. نتایج نشان داد که راهبردهای زنان در برابر خشونت اقتصادی شامل دو راهبرد کلی سازگار (راهبردهای تاب آورانه، مشارکتی و برنامه ریزی) و ناسازگار (راهبردهای اجتنابی، تسلیمی و رویارویی) است. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که زنان قربانی ممکن است از راهبردهای مختلفی در برابر خشونت اقتصادی استفاده کنند. راهبردهای ناسازگار به تسکین موقت آشفتگی و راهبردهای سازگار به کاهش تنش و بهبود شرایط منجر می شود.
۱۷۹۵۲.

مسائل اجتماعی زنان، زمینه ها و استراتژی های مواجه با آن: تحلیل روایت زنان شهر سنندج

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد برساخت گرایی اجتماعی و با اتخاذ نگاه امیک، در پی فهم زیست جهان زنان و واکاوی چگونگی برساخته شدن مسائل آنان به مثابه مسئله اجتماعی از منظر خود زنان است. اگرچه شاخص های عینی نابرابری جنسیتی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، وضعیت زنان را در جامعه ایران و به ویژه در بستر مورد مطالعه، آسیب زا نشان می دهد، اما از منظر برساخت گرایانه، صرف وجود شرایط عینی برای تبدیل یک وضعیت به مسئله اجتماعی کفایت نمی کند. آنچه وضعیت را به مسئله اجتماعی بدل می سازد، درک، تفسیر و معنابخشی کنشگران اجتماعی به آن شرایط و احساس ضرورت برای تغییر آن است. بر این اساس، مسئله محوری پژوهش حاضر آن است که زنان شهر سنندج وضعیت های زیست شده خود را چگونه تعبیر می کنند، چه زمینه ها و منابعی را در پیدایش زیست جهان آمیخته با درد و رنج دخیل می دانند و برای مواجهه با این وضعیت ها چه راهبردهایی را اتخاذ می کنند. این پژوهش می کوشد نشان دهد که آیا تجربه های رنج آور زنان از سطح مسائل شخصی فراتر رفته و به آگاهی و کنش جمعی برای طرح آن ها به عنوان مسئله اجتماعی منجر شده است یا خیر. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی است و در چارچوب روش تحلیل روایت انجام شده است. تحلیل روایت این امکان را فراهم می آورد تا تجربه های زیسته و معانی برساخته شده توسط زنان، در متن اجتماعی و فرهنگی خاص خود بازخوانی و تفسیر شود. میدان پژوهش، شهر سنندج و مشارکت کنندگان شامل ۳۰ زن در بازه سنی ۲۳ تا ۵۷ سال با وضعیت های متنوع اجتماعی، اقتصادی، تحصیلی و تأهلی بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام شد تا سبک های مختلف زندگی و موقعیت های متفاوت زنان در داده ها بازتاب یابد. معیار تعیین حجم نمونه، اشباع نظری بود؛ به گونه ای که پس از انجام ۳۰ مصاحبه، داده جدیدی به مفاهیم و مقوله ها افزوده نشد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساخت یافته بود و مدت هر مصاحبه بین ۶۰ تا ۹۰ دقیقه متغیر بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل تماتیک استفاده شد. طی فرایند تحلیل، مفاهیم اولیه استخراج و در قالب تم های فرعی و اصلی سامان دهی شدند. اعتبار داده ها از طریق بازخوانی مکرر مصاحبه ها، مقایسه مستمر مفاهیم و توجه به تنوع روایت ها تضمین شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که زیست جهان زنان مشارکت کننده عمیقاً با تجربه های درد، رنج، محدودیت و احساس نادیده گرفته شدن آمیخته است. در سطح نخست، زنان مجموعه ای از وضعیت ها را به عنوان مسائل زیست شده خود روایت کردند که در قالب هفت تم اصلی قابل دسته بندی است: کلیشه های جنسیتی، کدگذاری جنسیتی فضا، ابژه سازی و کالایی شدن بدن زنانه، تحقیر، خشونت نمادین، انکار هویت فردی و عدم تصدیق نهادی. از منظر مشارکت کنندگان، کلیشه های جنسیتی با برچسب هایی چون «جنس ضعیف»، «ناقص العقل» و «نیازمند مراقبت»، زنان را در موقعیت فرودست تثبیت می کند و زمینه ساز محدودیت های گسترده در زندگی روزمره آنان می شود. کدگذاری جنسیتی فضا، به ویژه در عرصه های عمومی و کاری، احساس ناامنی، محدودیت مکانی و زمانی و کنترل مداوم بدن و رفتار زنان را به همراه داشته است. یافته ها همچنین نشان می دهد که بدن زنانه در ادراک بسیاری از زنان، به ابژه ای جنسی و کالایی تقلیل یافته و ارزش گذاری اجتماعی زنان بیش از هر چیز بر مبنای جذابیت جسمانی تعریف می شود. تجربه های مکرر تحقیر، جدی گرفته نشدن و نادیده انگاشتن نقش زنان در تصمیم گیری های خانوادگی و اجتماعی، احساس فرودستی و بی قدرتی را در آنان تقویت کرده است. خشونت نمادین، از طریق عرف های فرهنگی، باورهای زن ستیز و قوانین نابرابر، به گونه ای عمل می کند که نابرابری ها طبیعی، مشروع و بدیهی جلوه داده می شوند. انکار هویت فردی زنان نیز از طریق گره خوردن هویت آنان با نقش های همسری و مادری و تعلیق علایق و خواست های شخصی بروز می یابد. در نهایت، عدم تصدیق نهادی در قالب تبعیض ساختاری، ناامنی شغلی، بیکاری و فقدان حمایت های قانونی، زنان را با احساس طرد و بی آیندگی مواجه ساخته است. در سطح دوم، زنان منابع و زمینه های شکل گیری این زیست جهان دردآور را در چهار مقوله اصلی شناسایی کردند: جامعه پذیری جنسیتی، متشکل نبودن زنان و باقی ماندن آنان در سطح یک رده اجتماعی، طرد نهادی و فرهنگ مردسالارانه. جامعه پذیری جنسیتی از طریق نهادینه سازی ترس، درماندگی آموخته شده و خودپنداره منفی، کنشگری زنان را تضعیف کرده است. نبود تشکل یافتگی و فقدان هویت جمعی، مانع تبدیل تجربه های فردی رنج به مطالبه اجتماعی شده است. در سطح سوم، راهبردهای مواجهه زنان با وضعیت های دردآور ناهمگون و متأثر از سن، جایگاه اجتماعی و سرمایه های فرهنگی آنان بود. زنان جوان تر و دارای جایگاه اجتماعی بالاتر بیشتر بر عاملیت
۱۷۹۵۳.

تحلیل مفهوم بیگانگی در نگاه شریعتی از دو منظر ایدئالیستی و ماتریالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۴
مفهوم بیگانگی علی رغم چارچوب معنایی منسجم و مشترکی که متفکران مختلف در تبیین آن به کار برده اند، از منظر هستی شناختی دارای تکثر و تنوع فراوان است و در باب چیستی آن دارای اختلاف نظرند. بااین همه، این متفکران از این مفهوم در نقد وضع موجود و تبیین وضع مطلوب استفاده می کنند. اینکه وضعیت مورد نقد، ناشی از یک تضاد ماتریالیستی میان دو طبقه یا گروه باشد یا به یک گفتمان محدود شود، مشخص کننده مبنای ایدئالیستی یا ماتریالیستی بیگانگی خواهد بود. در یک تقسیم بندی کلی می توان سورن کیرکگارد، هگل، لودویگ فوئرباخ و ماکس اشتیرنر و نیز متفکران نیهیلیست (مانند نیچه و نیز اشتیرنر) و اگزیستانسیالیست (مانند سارتر) را از کسانی دانست که به تبیین بیگانگی در بعد ایدئالیستی آن پرداخته اند. در مقابل اما مارکس و فرانتس فانون از این مفهوم در ساحت ماتریالیستی استفاده کرده اند. در میان متفکران انقلابی نیز شریعتی از مفهوم بیگانگی استفاده فراوان کرده است. بااین حال، راقم این سطور معتقد است در آرای شریعتی هم بعد ماتریالیستی و هم ایدئالیستی تعریف بیگانگی به کار گرفته شده است. این امر بعضاً با ابهامات روش شناختی شریعتی، موجب نافهمی این مفهوم یا دست کم عدم انسجام نظری تعاریف او از این مفهوم شده است. بعد ماتریالیستی مفهوم بیگانگی در آرای شریعتی، به بیگانگی فرهنگی و مسئله هضم در فرهنگ بیگانه مرتبط می شود. علت احتمالی این امر، مشهودبودن مرزهای تخاصم مادی میان فرهنگ خودی و فرهنگ بیگانه است. غلبه گفتمان وابستگی و خودبسندگی و در شق ایرانی خود، مضمون بازگشت به خویشتن، نشانه ای از آشکاربودن این مرزها است. در مقابل اما مرزهای تخاصمات طبقاتی و مادی در بطن جامعه ایران به دلیل قوام نیافته بودن نظام طبقاتی و جامعه مدنی در ایران معاصر با شریعتی، مبهم است و در همین بعد است که نظرات شریعتی در باب بیگانگی شکلی ایدئالیستی به خود می گیرد.
۱۷۹۵۴.

برساخت دیالکتیک سوژه معلم در فضاهای رسمی (مطالعه موردی معلمان مرد شهر خشکبیجار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۲
در مقاله حاضر به چگونگی برساخت هویت سوژه در فضاهای اجتماعی با استفاده از نظریات میشل فوکو پرداخته شده است، هدف، بررسی تاثیر مدرسه به مثابه یکی از نهادهای مدرن در شکل دهی به هویت سوژه معلم می باشد. میدان مطالعه، معلمان مرد شهر خشکبیجار می باشد؛ داده های تحقیق بر پایه مشاهده مشارکتی و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته و عمیق فردی، جمع آوری شده است؛ نمونه گیری با روش حداکثر تنوع برای نشان دادن شدت و تفاوت هر کدام از آراء انجام گرفته و انجام مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری پیش رفته است. . این تحقیق بیانگر این ملاحظه نظری است که هویت سوژه مدرن تابعی از مواجه دائمی او با نهادهای مدرن همچون مدرسه، پادگان، کارخانه و... است. اما درعین حال باید توجه داشت چنانکه فوکو در سراسر پروژه قدرت خود بر آن تاکید می کند، سوژه در این مدار قدرت منفعل نیست و با رویه هایی همچون تقابل با کلیشه ها، تقابل با امر سراسربین، تقابل با شرح وظایف و بخشنامه ها این جریان غالب قدرت را در هم می شکند و تا حدی به هویت خویش شکل می دهد.
۱۷۹۵۵.

آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری در افق 8 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۶
برنامه ریزی و سیاست گذاری در سطح نهادهای اجتماعی نیازمند شناسایی روندها، تغییرات و دگرگونی های کلان اجتماعی است. آینده پژوهی ابزاری نوین و موثق برای ارزیابی و شناسایی این گونه تغییرات و دگرگونی ها است. هدف از انجام پژوهش حاضر آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری است. در این پژوهش از دیدگاه های نظری سیاست گذاری فرهنگی به عنوان چارچوب نظری استفاده شده است. بعد از مرور پیشینه پژوهش، با استفاده از تکنیک نمونه گیری قضاوتی و هدفمند، 15 نفر به عنوان خبرگان آگاه به موضوع، انتخاب شدند. برای گرداوری داده ها از یک جلسه کارگاهی و چندین مصاحبه با خبرگان بهره گرفته شد. یافته های حاصل از مصاحبه ها به وسیله سه مرحله تکنیک دلفی مورد ارزیابی، اعتباریابی و یکسان سازی قرار گرفت. از معیار اشباع نظری به عنوان معیاری برای پایان نمونه گیری استفاده شد. با تحلیل تماتیک مصاحبه ها، 31 متغیر به عنوان پیشران های این حوزه احصاء گردید. پیشران های استخراج شده با استفاده از نرم افزار «میک مک» تحلیل ساختاری شدند. در تحلیل ساختاری، پیشران های تأثیرگذار و تأثیرپذیر به صورت مستقیم و غیرمستقیم مورد ارزیابی قرارگرفته و رتبه بندی شدند. در این میان 10 متغیر به عنوان پیشران های کلیدی وارد نرم افزار «سناریو ویزارد» شدند و دو سناریو با احتمال وقوع قوی شناسایی گردید. از این دو سناریو، از دیدگاه خبرگان موضوع سناریوی اول وضعیت مطلوب تری برای سیاست ها و سیاست گذاری های آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ترسیم می کند که نام این سناریو را «هنر نزد ایرانیان است و بس» نهادیم. سناریوی دوم تداوم وضع موجود و سیر قهقرایی را در پی دارد و وضعیت نامطلوبی برای سیاست های آموزش هنر در کشور است که نام آن را «هنر خوار شد جادویی ارجمند» گذاشتیم.
۱۷۹۵۶.

نقش واسطه ای احساس تنهایی در رابطه بین مدت زمان استفاده از گوشی هوشمند و اعتیاد به آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۵
مقدمه: امروزه گوشی‌های هوشمند به ابزاری جدایی‌ناپذیر در زندگی افراد، به ویژه نوجوانان دانش‌آموز، تبدیل شده‌اند. این دستگاه‌ها با قابلیت‌های پیشرفته رایانه‌ای، امکان دسترسی به سرگرمی، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل، منابع علمی و ارتباط با همکلاسی‌ها را فراهم می‌کنند. علی‌رغم مزایای فراوان در تسهیل ارتباطات و دسترسی به اطلاعات، نگرانی‌های جدی درباره استفاده افراطی و پتانسیل اعتیادآور آنها پدید آمده است که لزوم مدیریت صحیح و آگاهانه را ضروری می‌سازد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه‌ی بین مدت زمان استفاده و اعتیاد به گوشی‌های هوشمند با نقش واسطه‌ای احساس تنهایی بود. روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تلفن همراه داشتند و 282 نفر به عنوان نمونه تعیین و بر اساس پیشنهاد کلاین و با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌های مورد نیاز از طریق پرسشنامه‌ی اعتیاد به تلفن همراه، مقیاس احساس تنهایی عاطفی و اجتماعی بزرگسالان، و پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته در مورد مدت زمان استفاده از اینترنت جمع‌آوری گردید. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل‌سازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. یافته­ ها: یافته ها نشان داد، 11 درصد از واریانس اعتیاد به گوشی‌های هوشمند توسط مدت زمان استفاده از این دستگاه‌ها و احساس تنهایی تبیین می‌شود. مدل برازش شده نشان داد، مدت زمان استفاده از اینترنت تاثیر مستقیم و مثبت بر اعتیاد به تلفن همراه(17/0=β) و احساس تنهایی (29/0=β) دارد. همچنین احساس تنهایی تاثیر معناداری بر اعتیاد به تلفن همراه (23/0=β) داشته و اثر غیرمستقیم مدت زمان استفاده از اینترنت بر اعتیاد به تلفن همراه از طریق احساس تنهایی (07/0=β) است که معنا­دار و قابل توجه است. نتیجه‌گیری: نوجوانانی که از تعاملات اجتماعی واقعی فاصله گرفته و احساس انزوا و تنهایی را تجربه می‌کنند، اغلب به فضای مجازی و تلفن همراه روی می‌آورند تا از احساسات منفی و موقعیت‌های ناخوشایند بگریزند. این امر می‌تواند به افزایش خطر اعتیاد به این دستگاه‌ها منجر شود. بنابراین، توجه به ابعاد روانشناختی و تنظیم زمان استفاده از تلفن همراه برای پیشگیری مؤثر از اعتیاد در این گروه سنی ضرورت دارد. همچنین، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای و تقویت حمایت‌های اجتماعی می‌تواند نقش مهمی در کاهش احساس تنهایی و به تبع آن کاهش گرایش به اعتیاد تلفن همراه ایفا کند.
۱۷۹۵۷.

واکاوی چالش های گذر از صنعت منبع بنیان به صنعت دانش بنیان: مطالعه واحدهای فناور و دانش بنیان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۸
زمینه و هدف: گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت دانش بنیان، یکی از بنیادی ترین چالش های توسعه در استان های دارای ساختار اقتصادی متکی بر منابع، مانند خوزستان است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان است. روش و داده ها : تحقیق به روش کیفی و با رویکرد داده بنیاد اجرا شد. مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان خوزستان، شامل استادان دانشگاه و مدیران شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور بودند که 44 نفر آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند نمونه گیری به شیوه نمونه گیری نظری و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها: مقوله های شرایط علی مستخرج از یافته ها عبارتند از؛ نبود فضای کارگاهی مالکیتی؛ پارک علم و فناوری خوزستان؛ تناسب نداشتن رشد کمی شرکت ها و توسعه کالبدی پارک علم و فناوری؛ افزایش هزینه های تولید در اثر کمبود فضای کارگاهی؛ ناتوانی پارک در برقراری امکانات اولیه فناوران؛ در اختیار قرار گرفتن سوله های صنعت و معدن توسط دلالان؛ اجرانشدن قوانین مصوب کشوری در خوزستان؛ و سرانجام خارج شدن تحقیق و توسعه از اولویت شرکت های دانش بنیان. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت مبتنی بر دانش نه به دلیل ضعف بنگاه ها در دانش فنی، بلکه به دلیل موانع ساختاری، نهادی و اجرایی با کندی مواجه شده است. پیام اصلی: آنچه شرکت های دانش بنیان را از میدان تولید خارج می کند ضعف دانش فنی نیست؛ بلکه فراهم نبودن بستر ها و شرایط زیست مناسب برای شرکت های دانش بنیان در جامعه است. 
۱۷۹۵۸.

مطالعه تطبیقی ریخت شناسی قصه های پریان فارسی بر اساس الگوی ولادیمیر پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۵
  ولادیمیر پراپ معتقد بود در طبقه بندی قصه ها باید آن ها را از طریق استخراج عناصر محوری شان مطالعه کرد، نه این که از بیرون چیزی بر این متون تحمیل نمود. در مطالعه قصه ها همچنین باید از دیگر روش های علوم تجربی، که قابلیت تکرار و کاربردی دقیق دارند، استفاده کرد. پژوهش حاضر با تأکید بر نظریه ساخت گرایی پراپ، به دنبال تحلیل ساختار روایی کلی در گزیده ای از قصه های پریان به زبان فارسی و توضیح کارآمدی یا ناکارآمدیِ نظریه پراپ در تبیین ساختارهای روایی این قصه ها و میزان انطباق آنها با الگوی ریخت شناسی مذکور است. در این پژوهش سه قصه مربوط به پریان بختیاری به زبان فارسی، بر اساس الگوی ساختاری قصه های پریان پراپ بررسی می شوند و خویشکاری های هر قصه مشخص می گردد. یافته های به دست آمده نشانگر آن است که الگوهای حاکم بر این قصه ها در برخی موارد با الگوی قصه های پریان روسی متفاوت است؛ الگوی پراپ برآمده از بررسی قصه های روسی است و با الگوی حاکم بر قصه های ملل دیگر، از جمله قصه های بختیاری در بخش هایی متفاوت است .  بسیاری از خویشکاری های موجود در قصه های پریان روسی در قصه های بختیاری، و متقابلاً برخی از خویشکاری های موجود در قصه های پریان بختیاری از جمله توجه به معنویات، خرافات و اساطیر در الگوی پراپ جایگاهی ندارند.
۱۷۹۵۹.

تغییر ترجیحات ارزشی جوانان و بازاندیشی در نظام معنایی ازدواج: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۴
زمینه و هدف: یکی از مسائل و چالش های پیش رو در ایران پس از انقلاب، مسأله دگرگونی ارزشی، گسست فرهنگی و اختلافات نسلی و به ویژه فرآیند انتقال فرهنگی است. در این دگرگونی، ترجیحات ارزشی جوانان با تغییرات زیادی مواجه شده است. پژوهش حاضر در همین راستا و به واکاوی نظام معنایی جوانان از پدیده ازدواج می پردازد.   روش و داده ها : داده ها به کمک مصاحبه به دست آمد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. مشارکت کنندگان در این پژوهش 20 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه هرمزگان در سال 1403 بودند که در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند و به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل تماتیک یا شبکه مضمونی استفاده شد.   یافته ها: در فرایند شش مرحله ای تحلیل داده ها، یک شبکه تحلیل مضمونی استخراج شد. در این شبکه مضمونی 37 مضمون اولیه به هفت مضمون سازمان دهنده «ازدواج رسمی و غیررسمی: دو مسیر و سرنوشت های متضاد»، «ازدواج: از قرارداد اجتماعی تا پیوند وجودی»، «آزادی و تعهد: دو روی یک سکه؟»، «ازدواج و خوشبختی: اسطوره ای سنتی یا واقعیتی مدرن؟»، «عشق: نیروی پیشران یا توهمی گذرا؟»، «شرایط اقتصادی و پیوند ناگسستنی در تصمیم گیری برای ازدواج» و «اعتماد: ستون نامرئی یا سست بنیاد؟» و  یک مضمون فراگیر «بازاندیشی و تردید در معنای سنتی ازدواج و برداشت سیال از آن» تقلیل یافتند.   بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که مشارکت کنندگان، ازدواج را نه به عنوان یک نهاد ثابت سنتی، بلکه به مثابه پدیده ای سیال و بازاندیشانه می فهمند که در تقاطع عوامل عاطفی (عشق)، اقتصادی (امکانات مادی) و اجتماعی (اعتماد) معناسازی می شود. در جمع بندی می توان گفت که این تغییرات نشان دهنده یک دگرگونی عمیق در نظام معنایی ازدواج است که از یک مفهوم ثابت و قطعی به یک مفهوم منعطف و پویا تبدیل شده است.   پیام اصلی: درک مشارکت کنندگان از ازدواج دیگر محدود به تعاریف سنتی آن نیست؛ بلکه امروزه شاهد یک بازاندیشی عمیق در معنای ازدواج و تردید در ارزش های پیشین آن هستیم. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دختران دانشگاه هرمزگان ازدواج را نه به عنوان یک الزام اجتماعی، بلکه به مثابه یک انتخاب فردی و انعطاف پذیر تلقی می کنند.
۱۷۹۶۰.

ضرورت بازاندیشی در مفروضات سیاست گذاری در مسیر تحول دیجیتال آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۵
هدف پژوهش: تحول گسترده ای که فناوری های دیجیتال در جهان امروز ایجاد نموده،آموزش عالی را درمعرض یکی از عمیق ترین و پیچیده ترین تحولات تاریخ خود قرارداده است، مفروضات سنتی حاکم بر سیاست گذاری در این حوزه دیگر پاسخ گوی الزامات دیجیتالی شدن آموزش عالی نمی باشد بازنگری در این مفروضات از ایجاد گسست میان سیاست های تدوین شده و واقعیت های دیجیتال شده و مقاومت نهادی در برابرتغییرجلوگیری می کند،فضای دیجیتال باایجاد دگرگونی درسازوکارهای یاددهی/یادگیری، شیوه های ارتباط دانشگاه با جامعه و باز تعریف مفاهیمی چون کلاس درس،معلم، آموزش ودانشگاه،سیاست گذاری برای آموزش عالی رابا ضرورت بازاندیشی و بازطراحی مواجه ساخته است،هدف این پژوهش، بررسی و بازنگری مفروضات حاکم بر سیاستگذاری عمومی در حوزه تحول دیجیتال درآموزش عالی است.روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل نظام مند بیش از 50سند سیاستی و مقاله پژوهشی و گزارش رسمی، همراه باجستجوی هدفمند در پایگاه های علمی بین المللی مانند Scopus، Web of Science و Google Scholar وتمرکزبر تجربه های سیاست گذاری کشورهای پیشرو در زمینه تحول دیجیتال آموزش عالی، انجام شده است.داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها در پنج محور اصلی طبقه بندی شد: (۱) بازنگری در مفروضات، شامل عبور از نگرش ایستا و سلسله مراتبی و توجه به نوآوری، تنوع فرهنگی، چندوجهی بودن و پویایی بین المللی؛ (۲) تحلیل زمینه دیجیتال، با تأکید بر ناپایداری، انعطاف پذیری، سرعت تغییر، چابکی و آینده نگری؛ (۳) مشارکت فعال ذی نفعان از طریق تعامل مستمر، عدالت، شفافیت و پاسخگویی؛ (۴) طراحی انعطاف پذیر مبتنی بر یکپارچگی، همسویی، استانداردسازی و نظارت؛ و (۵) ایجاد چرخه های بازخورد مستمر، شامل یادگیری دائمی، خودتصحیح گری و پایش مستمر آثار سیاست ها.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد بازتعریف و بازنگری در مفروضات سنتی سیاست گذاری آموزش عالی در مسیر تحول دیجیتال، امکان انطباق بهتر با تغییرات سریع فناوری و ارائه راهبردهای متناسب با آن را فراهم می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان