در این تحقیق که با هدف شناسایی عوامل خانوادگی مؤثر بر ایجاد کسب وکارهای خانوادگی، در میان 160 شرکت خانوادگی و غیرخانوادگی در دو صنعت نفت و نساجی، انجام شده است مشخص گردید که عوامل ارتباطات خانوادگی، اهداف خـانوادگی، منـابع خـانوادگی، و بینش مشتـرک خانوادگی بر ایجاد کسب وکارهای خانوادگی تاثیرگذار بوده، اما این عوامل به همراه عواملی چون اندازه خانواده و اختلافات خانوادگی بر ایجاد کسب و کارهای غیرخانوادگی مؤثر نیستند.
مشارکت و روش عضویت و همکاری اعضای جامعه در فعالیت های دسته جمعی و گروهی سازمان یافته برای رسیدن به اهداف بلند توسعه ی درونزا، امری است حیاتی و بسیار مهم، بنابراین دستیابی به این مهم تحت تأثیر عوامل متعددی می باشد. فرهنگ به عنوان بن مایه ی اصلی حوزه های مختلف جامعه، همواره در روند رشد و تکامل برنامه ها (بویژه در حوزه ی توسعه) در ابعاد گوناگون تأثیرگذار بوده است. تحقیق حاضر در پی بررسی تأثیر فرهنگ توسعه بر مشارکت اجتماعی است. فرضیه های تحقیق با توجه به رویکرد غالب کارکردی ساختی که ارتباط نزدیکی با مشارکت اجتماعی داشته اند، استخراج شده و با داده هایی که از روش پیمایشی به دست آمده اند، مورد آزمون قرار گرفته اند. جامعه ی آماری تحقیق، ساکنان سه منطقه ی یک(مرفه نشین)، ده(متوسط نشین) و بیست (پایین نشین) تهران در نظر گرفته شده است. حجم نمونه با توجه به فرمول کوکران برای هر منطقه ١٠٠ نفر(جمعا ٣٠٠ نفر) در نظر گرفته شده که به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای و در درون آن به صورت نمونه گیری سهمیه ای، انتخاب شدند. یافته های تحقیق وجود رابطه ی معنادار بین فرهنگ توسعه و مؤلفه های آن با مشارکت اجتماعی شهروندان را تأیید می کند(۳۹۷/۰= r). نتایج تحقیق نشان داد برخورداری از فرهنگ متعالی بهترین پیش بینی کننده برای مشارکت اجتماعی است و در نهایت با میزان همبستگی بالایی که بین متغیرها وجود داشته، مشخص شد که با افزایش متغیر فرهنگ توسعه، مشارکت اجتماعی افزایش می یابد؛ بنابراین طبق داده های به دست آمده، افرادی که دارای ابعاد مختلف اعتماد، اعتقاد به توسع ه و برخوردار از فرهنگ متعالی هستند، معمولاً در مشارکت های اجتماعی جامعه پذیرتر و مشتاق تر از دیگران هستند.
تنوّع جمعیتی و مطالبات تغییریافته مشتریان و اُفت وخیزهای مداوم اقتصادی و تغییر رویکرد انرژی، همگی باعث شده اند تا کارآفرینی به عنوان یکی از اصلی ترین استراتژی های ملّی اکثر کشورهای پیشرفته و حتی جهان سومی مدّنظر قرارگیرد. یکی از عوامل مؤثر در توسعه کارآفرینی، نقش رسانه های جمعی از جمله تلویزیون است. هدف این تحقیق تبیین نقش تلویزیون در توسعه کارآفرینی در ایران بر اساس روش شناسی کیو (Q Methodology) است. بر اساس داده های مشارکت 48 نفر حاصل از تکمیل پرسشنامه کیو و نتایج تحلیل عاملی بر حسب اشخاص (مدیران و خبرگان رسانه و کارآفرینی)، نقش های سیزده گانه تلویزیون در توسعه کارآفرینی بر اساس مدل سه شاخگی شناسایی شد؛ نقش های رفتاری: آموزش کارآفرینانه، قابلیت کارآفرینانه، الگوسازی رفتار کارآفرینانه، شناسایی فرصت کارآفرینانه، گرایش کارآفرینانه، توسعه مهارت های کسب و کار، خودکارآمدی (خودباوری) کارآفرینانه، و اقدام کارآفرینانه؛ نقش های ساختاری: اصلاح قوانین کسب و کار، مستندسازی تجارب کارآفرینانه؛ نقش های زمینه ای: فرهنگ سازی کارآفرینانه، اطلاع رسانی فعالیت های کارآفرینانه و نهادینه سازی فرهنگ کار گروهی
به دنبال رشد شهرنشینی، مفاهیم جدیدی مانند شهروندی و حقوق شهروندی وارد گفتمان سیاسی کشورها شده و حقوق و تکالیفی را متوجه جامعه و دولت کرده است. وجه تمایز انسان پیشامدرن به عنوان یک فرد «مکلف» از انسان پسامدرن به عنوان یک فرد «محق» است. در این میان، میزان استیفای حقوق شهروندی، مشارکت سیاسی را به لحاظ کمّی و کیفی می تواند تحت تأثیر قرار دهد. بر اساس این، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه میان استیفای حقوق شهروندی با نوع مشارکت سیاسی است. پژوهش حاضر، توصیفی پیمایشی و مبتنی بر تکمیل پرسشنامه است. داده های پژوهش از مناطق مختلف شهر اصفهان به دست آمده و سپس با تکمیل 385 پرسشنامه با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شده است. بر اساس یافته های مطالعه حاضر، بین حقوق شهروندی (012/0=r) با مشارکت سیاسی محدود، ارتباط معناداری وجود نداشت. این مقدار برای ابعاد حقوق شهروندی یعنی حقوق مدنی برابر (11/0=r)، حقوق اجتماعی، (16/0=r) و حقوق سیاسی برابر (10/0=r) است. همچنین بین حقوق شهروندی (135/0=r) با مشارکت سیاسی تبعی، رابطه ای معنادار وجود داشت. این مقدار برای ابعاد حقوق شهروندی یعنی حقوق مدنی برابر با (38/0=r)، حقوق اجتماعی (35/0=r) و حقوق سیاسی برابر با (38/0=r) است. درنهایت بین حقوق شهروندی (81/0=r) با مشارکت سیاسی فعال، رابطه ای معنادار وجود داشت و این مقدار برای ابعاد حقوق شهروندی یعنی حقوق مدنی برابر با (11/0=r)، حقوق اجتماعی (13/0=r) و حقوق سیاسی برابر با (33/0=r) است. به طور کلی می توان گفت با توجه به رویّه مذهبی و ارزشی نظام سیاسی جامعه ایران و نقش نهاد مذهبی در آن به خصوص بعد از انقلاب اسلامی، از یکسو بخش هایی از افراد جامعه به مشارکت سیاسی تبعی روی آوردندو از سوی دیگر با توجه به رشد آگاهی سیاسی، گروه هایی از افراد جامعه، مشارکت سیاسی فعال داشته اند.
در سال های اخیر دو نظریة رقیب، دموکراسی رایزنانة هابرماس و دموکراسی مجادله ای موفه، خود را به عنوان بدیلی برای دموکراسی لیبرال طرح کرده اند. به نظر می رسد هر نظریة سیاسی بر تعریفی از امر سیاسی و متناسب با آن جامعة سیاسی مطلوب بنا شده است. بر این اساس، می توان این پرسش ها را طرح کرد: هابرماس و موفه امر سیاسی را چگونه تعریف می کنند؟ و، متناسب با این تعاریف، جامعه سیاسی مطلوب آنان چه ویژگی هایی می یابد؟ به نظر می رسد هابرماس امر سیاسی را کنش زبانی میان سوژه های عقلانی اخلاقی در عرصة عمومی به منظور دست یابی به مفاهمه می داند. بر اساس این تعریف، جامعة سیاسی اجماعی شکل خواهد گرفت که نه تنها روابط عقلانی اخلاقی، خودآیینی، و مصالحه بر آن حاکم خواهد بود، بلکه وحدت جای تعدد و تکثر را خواهد گرفت. در مقابل، موفه امر سیاسی را کنش خصومت آمیز میان سوژه های متعارض در بستر اجتماعی می داند. بر اساس این تعریف، جامعة سیاسی مجادله آمیزی بر مبنای منطق هژمونی شکل می گیرد که در آن عنصر دشمنی به مخالفت بدل می شود. روش این پژوهش هرمنوتیک متن محور است.
بررسی خاستگاه انحرافات اجتماعی از دیرباز مورد توجه اندیشمندان علوم مختلف بوده و نظریه های متفاوتی در مورد نقش و تأثیرگذاری شرایط زیستی، روانی و اجتماعی افراد ارائه شده است. شهید مطهری با تکیه بر اندیشه اسلامی، در عین اینکه تأثیر هیچ یک از عوامل فوق را نادیده نمی گیرند، ولی خود فرد را با داشتن آگاهی، اراده و اختیار و مسئول بودن در برابر افعال خود و نیز توان بر خویشتن داری در ارتکاب هر عملی، مورد توجه قرار می دهند و بر دو عامل اساسی رواج اندیشه های انحرافی و نیز رونق نفاق و دورویی در دوران معاصر بر زمینه سازی برای ارتکاب رفتارهای انحرافی تأکید می کنند. دیدگاه ایشان با دیدگاه کلاسیک ها و نظریه گزینش عاقلانه رفتار انحرافی قرابت دارد.
"روش تخصیص منابع با ارزش در میان اعضای گروه یکی از تعیین کننده های مهم روحیه سازمانی است. محققین نشان داده اند که تخصیص برابر (توزیع برابر) پاداشها نسبت به تخصیص منصفانه آنها هنگامی که هدف از تخصیص منابع برقراری سازگاری درون گروهی و پرهیز از تعارض باشد ارجح است.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر شیوه تخصیص منابع (شیوه توزیع برابر در مقابل شیوه توزیع مبتنی بر انصاف) بر محبوبیت تخصیص دهنده منابع توسط افراد آماج این شیوه هاست. هدف دیگر مقایسه زنان و مردان درترجیح شیوه های توزیع دروندادهاست. سه گروه از افراد، بیشتر از تخصیص برابراستفاده کردند: 1 زنان، 2 تخصیص دهندگان با درونداد بالا، 3 تخصیص دهندگانی که فراگرفته بودند چگونه سازگاری درونی را حفظ کنند. شرکت کنندگان در این پژوهش 304 دانشجوی لیسانس دانشگاه اصفهان بودند که به صورت تصادفی از چهار دانشکده دانشگاه اصفهان انتخاب گردیده بودند. ابزار پژوهش شامل توصیف یک موقعیت فرضی بود که متغیرهای پژوهش شامل ملاکهای جنسیت و دروندادها به صورت نظامدار در موقعیتهای فرضی تغییرمی کرد. مقیاس دیگر پژوهش میزان جذابیت ادراک شده (لام کان و نلسون، (1977 بود که متغیر وابسته میزان مقبولیت را می سنجید. بنابراین یک موقعیت فرضی در مورد تخصیص دهندگان با ملاک برابری و انصاف که در آن جنسیت و دروندادها دستکاری می شد بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که یک تعامل هنجاری در توزیع وجود دارد که هر دو جنس (مذکر و مونث)، فرد توزیع کننده با درونداد بالا را هنگامی بیشتر دوست دارند که بر مبنای ملاک برابری و با درونداد پایین بر مبنای ملاک انصاف عمل کند و زنان این واکنش را بیش از مردان دارند (p<0.05)."
بازار تبریز قطب اقتصادی مهم شمال غرب کشور است و از قدیم دارای نقش توزیعی و تولیدی بود. این مقاله سعی در بررسی تأثیر مدرنیسم و عناصر آن بر تغییرات ساختار اقتصادی بازار تبریز را دارد. منظور از ساخت اقتصادی بازار فعالیت های و کارکردهای اقتصادی آن از قبیل تولید، توزیع، تجارت، عمده و خرده فروشی است. برای بررسی تغییرات بازار از رویکرد ساختی-کارکردی استفاده شد. روش مورد استفاده در این تحقیق روش کیفی است. جمع آوری داده ها به وسیله مصاحبه نیمه ساخت یافته صورت گرفت و داده های به دست آمده با روش تحلیل محتوا تجزیه وتحلیل شدند. مهمترین تغییرات اقتصادی بازار تبریز عبارت اند از کاهش نقش تولیدی و توزیعی بازار، کاهش تجارت و از رونق افتادن برخی از اصناف مهم بازار. پیامد این تغییرات کاهش قدرت اقتصادی بازار تبریز است. مهمترین علل تغییرات رخ داده عناصر مدرنیزاسیون شامل تکنولوژی، رسانه ها، وسایل حمل ونقل هستند.