فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۶٬۶۸۲ مورد.
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
208 - 219
حوزههای تخصصی:
مقدمه مفهوم سلامت شهری فراتر از رفاه فیزیکی صرف، نمایانگر یک پارادایم پیچیده است که ریشه در تحولات تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی یک شهر دارد. در تمدن اسلامی، تلاش برای دستیابی به این سلامت کلیت گرا از طریق دیوان احتساب یا نهاد حِسبه نهادینه شد. این نهاد به عنوان یک رکن اداری و نظارتی اساسی در ساختارهای حکمرانی شهری ایران پیشامدرن عمل می کرد. حِسبه ذیل اصل فراگیر دینی «الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» فعالیت می کرد و وظایف بسیار گسترده ای به آن محول شده بود؛ مسئولیت هایی که از حفظ اخلاق عمومی و نظارت بر سلامت فعالیت های تجاری و اقتصادی گرفته تا اجرای احکام شرعی را شامل می شد و از این رو، به عنوان سنگ بنای نظام اداری تمدن اسلامی خدمت می کرد. در حالی که آثار پژوهشی پیشین عمدتاً به بررسی حِسبه از منظر فقهی یا صرفاً اخلاقی اقتصادی پرداخته اند، خلأ تحقیقاتی قابل توجهی در مورد نقش مستقیم و سازنده آن در ساماندهی کالبدی، مدیریت فضایی و نظارت جامع بر سلامت شهرهای ایرانی در دوره پیشامدرن وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای در حوزه تاریخ، فقه و مدیریت شهری، هدف واکاوی نظام مند و مدل سازی پیوندهای کارکردی بین نهاد چندبعدی حِسبه و سازوکارهای مدیریت و حفظ سلامت شهرهای تاریخی ایران از آغاز دوره اسلامی تا پایان عصر صفوی را دنبال می کند. این تحقیق در پی آن است که فراتر از تحلیل های تک بعدی کند و درکی جامع از حِسبه به عنوان یک نظام یکپارچه حکمرانی شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و در چارچوبی بین رشته ای (تاریخ، فقه و مدیریت شهری) انجام شده است. داده ها از طریق پژوهش کتابخانه ای و اسنادی و با استفاده از منابع معتبر و تحقیقات ثانویه معاصر گردآوری شدند. از تحلیل محتوای کیفی برای بررسی داده ها استفاده شد. این فرایند شامل دسته بندی مؤلفه ها و استخراج شاخص های عینی مرتبط با کارکردهای نظام حسبه و نگاه آن به سلامت شهری، بر اساس کدهای مستخرج از این منابع تاریخی و متنی بود. هدف، تدوین چارچوب نظری جامعی برای تبیین نقش این نهاد در مدیریت سلامت شهری بود. یافته ها تحلیل تفصیلی داده ها نشان می دهد نهاد حِسبه فقط یک بازرسی بازار نبود، بلکه ستون فقرات نظام سلامت، نظم و پایداری شهری در ایران پیشاصنعتی را تشکیل می داد. کارکردهای آن چندبعدی بود و بر تمامی جنبه های زندگی شهری نفوذ داشت. دستاورد محوری این مطالعه، صورت بندی و ارائه مدل عملیاتی نظام حِسبه در قالب چهار بعد کلیدی و به هم پیوسته سلامت شهری است که از ترکیب ۲۲ شاخص عینی استخراج شده از منابع تاریخی به دست آمده است: 1. سلامت جسمانی و بهداشت عمومی: این بعد یکی از ارکان اصلی وظایف محتسب بود. این امر شامل نظارت سختگیرانه بر کیفیت و ایمنی مواد غذایی، اطمینان از پاکیزگی نان، گوشت، ماهی، عسل و روغن فروخته شده در بازارها می شد. بهداشت اماکن عمومی از اهمیت بالایی برخوردار بود و پاکیزگی خیابان ها، بازارها، حمام های عمومی و مساجد را در بر می گرفت. این نهاد همچنین بر مدیریت آب و دفع زباله نظارت داشت. علاوه بر این، مشاغل پزشکی را تنظیم می کرد و صلاحیت، اخلاقیات و عملکرد پزشکان، چشم پزشکان (کحالان)، جراحان، داروسازان و دامپزشکان را تحت نظر داشت. نظارت به بیمارستان ها نیز گسترش می یافت و شامل اجرای قوانینی مانند تفکیک جنسیتی می شد که نشان دهنده درکی پیشرفته از حکمرانی بهداشت عمومی در زمان خود بود. 2. سلامت اقتصادی (معیشتی): حِسبه نهاد مرکزی برای تضمین عدالت اقتصادی و سلامت بازار بود. وظایف آن شامل اجرای قیمت گذاری عادلانه، به ویژه در بازارهای غیررقابتی از طریق فرایندی به نام «تسعیر» می شد. این نهاد اوزان و مقیاس ها را به دقت استاندارد می کرد تا از تقلب و کم فروشی جلوگیری کند. با روش های اقتصادی نادرست مانند احتکار کالاهای ضروری برای افزایش مصنوعی قیمت ها، ربا و فریب در معاملات (مانند پنهان کردن عیوب کالاها) مبارزه می کرد. این نهاد همچنین نقش کلیدی در حمایت از حقوق صنعتگران (اصناف) و مصرف کنندگان ایفا می کرد و محیط بازاری مبتنی بر اعتماد و انصاف را تقویت می کرد. رویکرد نظارتی آن انعطاف پذیر بود و بر اقدامات ضد انحصاری در بازارهای رقابتی و مداخله مستقیم در شرایط غیررقابتی متمرکز بود. 3. سلامت اخلاقی و اجتماعی (روانی): این بعد که ریشه در اصل بنیادی امر به معروف و نهی از منکر داشت، به رفاه روانی اجتماعی جامعه می پرداخت. محتسب مسئول پیشگیری از رذایل و مفاسد اجتماعی مانند مصرف مشروبات الکلی، قمار، فحشا و بی اخلاقی عمومی بود. او بر رفتار عمومی نظارت داشت، اجرای صحیح مراسم و آموزش مذهبی (مانند نماز جمعه، موعظه، تدریس) را زیر نظر می گرفت و به جنبه های مربوط به اقلیت های مذهبی (اهل ذمه) رسیدگی می کرد. این نظارت جامع ترویج انسجام اجتماعی، حفظ هویت مذهبی و تضمین محیطی سالم از نظر اخلاقی بود که برای سلامت روانی جامعه ضروری تلقی می شد. 4. امنیت شهری (پایداری و آرامش): این نهاد رکنی حیاتی برای حفظ نظم و امنیت عمومی بود که پیش نیازهای یک زندگی شهری سالم هستند. وظایف آن شامل مقابله با مزاحمت ها و اختلالات عمومی، جلوگیری از ورود افراد مسلح به بازارها و مساجد برای تضمین امنیت جمعی، و نظارت بر ایمنی راه ها و ساختمان ها بود. محتسب اختیار داشت که دستور تخریب سازه های ناامن را صادر کند و در بهبود زیرساخت های شهری مشارکت داشته باشد. اگرچه کمتر مستند شده، نظارت بر حمل و نقل شهری نیز در حیطه مسئولیت او قرار می گرفت که نشان دهنده نقش آن در تضمین جابه جایی ایمن است. کاربست این مدل چهاربعدی در بافت شهرهای عمده عصر صفوی، کارآمدی آن را در تلفیق حکمرانی متمرکز دولتی با نظارت محلی دقیق نشان می دهد. با این حال، این مطالعه تحول مهمی را نیز در دوره صفوی شناسایی می کند. انتقال تدریجی وظایف دینی و قضایی حِسبه به نهادهای دیگر (مانند شیخ الاسلام) و واگذاری وظایف سیاسی نظامی آن به مقاماتی مانند داروغه، به محدود شدن قابل توجه اختیارات آن انجامید. این روند در نهایت ویژگی کلیت گرای آن را تضعیف کرد و آن را عمدتاً به یک نهاد متمرکز بر بازار تقلیل داد و پیوند یکپارچه بین نظارت اجتماعی، بهداشت شهری و سلامت اخلاقی را که زمانی تجسم می بخشید، تضعیف کرد. نتیجه گیری این مطالعه نتیجه می گیرد که نهاد حِسبه نمایانگر یک سیستم پیشامدرن و پیچیده مدیریت یکپارچه سلامت شهری در ایران تاریخی اسلامی بود. چارچوب چهاربعدی و با دقت تعریف شده آن که حوزه های فیزیکی، اقتصادی، اخلاقی و امنیتی را در بر می گیرد، یک مکانیسم قوی و جامع برای تضمین پایداری شهری، عدالت، نظم و رفاه کلی شهروندان فراهم می کرد. یافته ها به طور بنیادی به شکاف مهمی در مطالعات تاریخی شهری پاسخ می دهد و با حرکت فراتر از تفسیرهای صرفاً الهیاتی یا اقتصادی، نقش محوری این نهاد در ساختاردهی فیزیکی و حکمرانی روزمره فضای شهری را روشن می سازد. مدل عملیاتی استخراج شده از منابع تاریخی نه تنها بینش دانشگاهی، بلکه درس های ارزشمند و عملی برای سیاست گذاری شهری معاصر ارائه می دهد. این مدل یک سابقه تاریخی برای طراحی نظام های نوین مدیریت و سلامت شهری ارائه می کند که با موفقیت انگیزه های اخلاقی یا معنوی، چارچوب های نهادی ساختاریافته، مشارکت اجتماعی فعال و مکانیسم های اجرایی مؤثر را یکپارچه می سازند. تجربه تاریخی حِسبه تأکید می کند که مدیریت موفق و تاب آور سلامت شهری ذاتاً کلیت گرا است و نیازمند درنظرگیری هم زمان و متوازن ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اداری و عملی است. این تحقیق، حِسبه را به عنوان یک الگوی پیشامدرن برای حکمرانی یکپارچه شهری بازتعریف می کند و چارچوبی برای بازخوانی شهرهای ایرانی اسلامی و الهام بخشی به راهبردهای آینده مدیریت پایدار شهری ارائه می دهد.
بررسی تاب آوری شهری منطقه 5 کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : کلان شهرهای جهان سوم در جهت تاب آوری در برابر مخاطرات و بلایای طبیعی، به شدت آسیب پذیر بوده و تاب آوری پایینی دارند. کلان شهر تبریز نیز به دلیل رشد سریع شهرنشینی، افزایش میزان جمعیت و مهاجر پذیر بودن آن، افزایش تغییر و تبدیل کاربری اراضی و حاشیه نشینی، در برابر مخاطرات و بلایای شهری به شدت آسیب پذیر شده است. از این رو، پژوهش حاضر میزان تاب آوری شهری در منطقه 5 کلان شهر تبریز را بررسی می کند. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و دارای ماهیت کاربردی است. داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی (پرسش نامه) گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان منطقه 5 کلان شهر تبریز بر اساس آمار سال 1395 به تعداد 126124 نفر است. حجم نمونه با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش نمایی گاما، 342 نفر برآورد گردید. ابزار تحلیل در این تحقیق SPSS, LISREL و ArcGIS است. یافته ها : در تاب آوری منطقه 5 کلان شهر تبریز، شاخص پنهان اجتماعی با ضریب بتای 384/0 (83/33 درصد) در رتبه اول اهمیت و شاخص های پنهان کالبدی-زیرساختی، اقتصادی و نهادی-مدیریتی به ترتیب با ضرایب بتای 305/0 (87/26 درصد)، 267/0 (52/23 درصد) و 179/0 (77/15 درصد) در رتبه های دوم تا چهارم اهمیت قرار دارند. محلات بارنج و کوشن، بهاران، نصر، کوی استانداری، دانشگاه آزاد، مرزداران و کوی سپهر، دارای تاب آوری خیلی زیاد (5)، محلات شهرک صنعتی، فرشته و الهیه دارای تاب آوری زیاد (4)، محلات ولی امر، رشدیه و باغمیشه جدید، دارای تاب آوری متوسط (3) و محلات شهرک، کرکج، نمایشگاه و شهرک مصلی، دارای تاب آوری کم (2) و خیلی کم (1) می باشند. نتیجه گیری : تاب آوری منطقه 5 تبریز تحت تأثیر ابعاد اجتماعی، کالبدی-زیرساختی، اقتصادی و نهادی-مدیریتی قرار دارد. تقویت شاخص اجتماعی و بهبود زیرساخت های کالبدی-زیرساختی در محله های آسیب پذیر همچون: کرکج و شهرک ضروری است. تقویت مشارکت اجتماعی، مقاوم سازی زیرساخت ها و بهبود هماهنگی های مدیریتی برای بهبود تاب آوری پیشنهاد می شود.
تدوین سند راهنمای طراحی بهینه فرم معماری به منظور بهبود آسایش حرارتی مجتمع های مسکونی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به محدودیت های اقلیمی محیط و تلاش برای سازگاری سکونت گاه خود با محیط پیرامون، همواره از اصول اولیه تأمین زیستگاه بوده است. اهمیت مقوله ی ارتباط معماری و محیط طبیعی بر کسی پوشیده نیست. این تحقیق باهدف تدوین سند راهنمای طراحی بهینه فرم معماری به منظور بهبود آسایش حرارتی مجتمع های مسکونی انجام شد. روش تحقیق به صورت توصیفی و تحلیلی و ماهیت پیمایشی با استفاده از نرم افزار spss و Lisrel8.80 انجام شده و حجم نمونه آن متخصصین معماری به تعداد 30 نمونه می باشد. این پژوهش با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی درصدد تعیین این مسئله است که آیا تعداد عامل ها و بارهای متغیرها که روی این عامل ها اندازه گیری شده است، با آنچه در تئوری مشخص شده هماهنگ است یا خیر. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی ، ضرایب استانداردشده در سطح قابل قبول و نسبتاً بزرگی هستند. از طریق مدل ساختاری sem نیز این نتیجه برآورد شد که ارتباط و همبستگی بین مؤلفه فرم معماری با آسایش حرارتی ساختمان برقرار است. در پایان مدل مفهومی تحقیق با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری ترسیم شد.
تحلیلی بر شاخص های حمل و نقل هوشمند در راستای پایداری حمل و نقل، مطالعه موردی: بخش مرکزی شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش مرکزی شهر قزوین به لحاظ حمل و نقل درون شهری دارای چالش های اساسی از جمله ترافیک سنگین و تصادفات و آلودگی های آب و هوایی، استفاده اندک شهروندان از حمل و نقل عمومی و غیره است. در این راستا، استفاده از فناوری های هوشمند و توسعه سیستم های حمل و نقل هوشمند به عنوان یکی از راهکارهای موثر برای بهبود وضعیت حمل و نقل شهری مطرح می شود. بنابراین در پژوهش حاضر سعی شده است به اولویت بندی شاخص های حمل و نقل هوشمند در راستای توسعه حمل و نقل پایدار در بخش مرکزی این شهر پرداخته شود. روش پژوهش بر مبنای ماهیت و گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی و از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی است. به منظور غربال سازی متغیرهای شناسایی شده، تکنیک دلفی فازی مورد استفاده قرار گرفته و با نظرسنجی خبرگان، دسته بندی 22زیرشاخص کلیدی در بین 4 شاخص اصلی تأیید شده است. سپس با استفاده از روش DANP که ترکیبی از روش «دیمتل» و «ای اِن پی» فازی است مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر 30 نفر از اساتید، کارشناسان امور شهری و کارشناسان حوزه ترافیک و حمل و نقل ، و خبرگان آشنا به این موضوع از طریق پرسشنامه گردآوری شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از بین شاخص های حمل و نقل هوشمند شاخص های خدمات خودرو صرفه جویی در مصرف انرژی بیشترین و سرویس اشتراک خودرو کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند و همچنین از بین زیر شاخص ها، وسایل نقلیه با انرژی های تجدید پذیر بالاترین و خدمات پرداخت برای حمل و نقل عمومی پایین ترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند. در نهایت نتایچ پژوهش نشان دهنده اهمیت و اولویت شاخص های شناسایی شده جهت حمل و نقل هوشمند بخش مرکزی شهر قزوین و پایداری حمل و نقل آن است که در این رابطه مدیران شهری و حوزه حمل و نقل و ترافیک با توجه به این اولویت بندی می توانند در راستای برنامه ریزی حمل و نقل بخش مرکزی شهر قزوین اقدام نمایند. در نهایت در جهت هوشمندسازی حمل و نقل در راستای پایداری بخش مرکزی شهر قزوین پیشنهادهایی ارائه شده است.
ارائه مدل آدرس دهی مبتنی بر متن و داده های جغرافیایی GNAF در شهر هوشمند (مطالعه موردی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دسترسی به آدرس منحصر به فرد، استاندارد و مکان مرجع، نه تنها ارائه خدمات در شهر هوشمند را به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بهبود می بخشد، بلکه باعث انجام بهینه و کارآمد اموری مانند مدیریت حمل و نقل و ترافیک، مدیریت بحران و خدمات اورژانسی، مدیریت زمین و کاداستر، مدیریت مشترکین زیرساختهای شهری، مدیریت مرسولات پستی و غیره می شود. باتوجه به مشکلات موجود در نحوه آدرس دهی اماکن و مزایای ارائه مدل آدرس دهی مبتنی بر متن و داده های جغرافیایی GNAF در شهر هوشمند، تحقیق و تدوین این پژوهش ضروری بوده است. بدین منظور دراین تحقیق، پس از شناخت مدلهای مختلف آدرس دهی شهرهای بزرگ کشورهای موفق و بررسی تجربیات طرح G-NAF دراسترالیا نسبت به بررسی وضعیت موجود آدرس دهی اماکن و نشانی ها، در ایران با نگاه نیازمندیهای شهرهای صنعتی و هوشمند اقدام شد و سپس بارعایت روش بررسی، نظرات مدیران و متخصصان این حوزه، مولفه های نیازمندیها برای نشانی در شهرها استخراج و به صورت پرسشنامه به خبرگان پنل دلفی پیشنهاد و پس از اجرای دو مرحله ای این روش، مولفه های نهایی طرح استخراج و نهایتا مدل پیشنهادی ارائه گردید. در ادامه با بهره گیری از نرم افزارهای تخصصی و هوشمند جهت ژئوکد کردن نشانی ها و استاندارد سازی تمام نشانی های اماکن شهر هوشمند (تهران) اقدام و پایگاه داده مکان محور نشانی آماده سازی، استاندارد سازی و به روز رسانی می گردد و متعاقبا سرویس های مختلفی از این اطلاعات برای شهروندان، کسب و کار و سازمان ها و ارگان های دولتی و ... (G2G, G2B و G2C) قابل ارائه می باشد.
نظرسنجی از جامعه معلولین در مناسب سازی فضای ورودی ادارات (مطالعه موردی: شهر رود زرد ماشین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹
81 - 100
حوزههای تخصصی:
معلولان مانند سایر افراد حق دارند که به راحتی در فضاهای شهری به ویژه ادارات، بیمارستان هاو پیاده رو ها تردد کنند و در این رابطه با مشکل و مانعی مواجه نباشند. رعایت نکردن قوانین مناسب سازی و رفع موانع معماری در سطح شهر مشکلات عدیده ای برای افراد معلول، جانباز، افراد کم توان، سالمندان و...ایجادکرده است. این پژوهش با هدف سنجش نظر معلولین از مناسب سازی فضای ورودی ادارات در شهر رود زرد ماشین انجام شد. روش تحقیق بنا به ماهیت موضوع و اهدافی که برای آن پیش بینی شده، از نوع توصیفی تحلیلی و در زمره تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری معلولین و جانبازان شهر رودزرد ماشین به تعداد 100 نفر بصورت تصادفی انتخاب شده است. به منظور تحلیل داده ها، از روش های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است. عملیات استنباطی با استفاده از نرم افزارهای Excel و SPSS انجام گرفته است که برای تحلیل آنها از آزمون T و تحلیل فازی تاپسیس استفاده شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد براساس نتایج آزمون T میانگین کلی بدست آمده(70/4) که بزرگتراز میانگین (3)است. همچنین براساس تحلیل فازی تاپسیس شاخص ایجاد سطوح شیبدار(رمپ)در ورودی های مراکز عمومی با وزن نسبی(756/0)،شاخص همسطح بودن ورودی ساختمان با پیاده رو با وزن نسبی(747/0) و شاخص استفاده ازکفپوش غیرلغزنده در کف سرویس های بهداشتی با وزن(635/0) در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند.
طراحی الگوی برنامه ریزی و توسعه اکوتوریسم در زمینه امنیت اقتصادی مناطق مرزی استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۴
203 - 235
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : اکوتوریسم در سال های اخیر به عنوان ابزاری مؤثر برای توسعه پایدار در مناطق مرزی، با اهدافی چون توانمندسازی اقتصادی و حفظ منابع طبیعی مطرح شده است. استان اردبیل با ویژگی های اقلیمی و فرهنگی منحصربه فرد، ظرفیت مناسبی برای بهره برداری از این الگو دارد. این پژوهش به طراحی مدلی جامع برای توسعه اکوتوریسم با تأکید بر امنیت اقتصادی در مناطق مرزی استان اردبیل می پردازد.
روش شناسی : پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی متوالی اجرا شد. در مرحله کیفی، از نظریه داده بنیاد برای شناسایی مؤلفه ها استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۲ نفر از خبرگان جمع آوری و با نرم افزار ATLAS.ti 24 تحلیل شد. در مرحله کمی، پرسش نامه ای بر پایه یافته های کیفی بین ۱۷۷ نفر توزیع و داده ها با ضریب همبستگی اسپیرمن در SPSS 26 تحلیل شدند.
یافته ها : نتایج نشان داد متغیرهایی چون آموزش و توانمندسازی، بازاریابی و اطلاع رسانی، برندسازی، فناوری و نوآوری، ظرفیت های طبیعی و فرهنگی و شبکه سازی نهادی بیشترین ارتباط معنادار را با ارتقاء امنیت اقتصادی دارند. مشارکت و حکمرانی محلی ضعیف ترین رابطه را نشان داد.
نتیجه گیری و پیشنهادات : مدل مفهومی ارائه شده، الگویی یکپارچه از تعامل عوامل علّی، زمینه ای و مداخله گر با راهبردها و پیامدها ارائه می دهد که در مناطق مرزی می تواند راهنمایی اثربخش برای سیاست گذاران باشد. این مدل نشان می دهد ارتقاء امنیت اقتصادی نیازمند نگاهی سیستمی، تقویت ظرفیت های نرم افزاری و بهره گیری از رویکردهای مشارکتی است. همچنین تقویت برند منطقه ای، سرمایه گذاری در آموزش و اتصال تولیدکننده محلی به زنجیره ارزش گردشگری از مسیرهای کلیدی دست یابی به توسعه پایدار در مناطق مرزی است.
نوآوری و اصالت : این پژوهش با تلفیق نظریه داده بنیاد و تحلیل آماری، در تلاش است تا مدلی بومی شده و چندبعدی از تعامل اکوتوریسم و امنیت اقتصادی در مناطق مرزی ارائه دهد که قابلیت تطبیق در سطح ملی و بین المللی داشته باشد.
سنجش عدالت فضایی در نحوه ی پراکنش کاربری های شهری (مطالعه موردی: کاربری های ورزشی شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۹)
125 - 147
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین پیامدهای رشد شتابان شهرنشینی و توسعه فیزیکی شهرهای کشور در دهه های گذشته، توزیع نابرابر کاربری های خدمات شهری و میزان دسترسی شهروندان به آن ها بوده است. در این میان کاربری های ورزشی با توجه به آن که متضمن سلامت افراد جامعه بوده از اهمیت بسزایی برخوردار هست ازاین رو استقرار مناسب این نوع از کاربری ها و در دسترس بودن آن ها برای همه ی شهروندان به عنوان یک ضرورت اساسی شناخته می شود پژوهش که از نوع کاربردی است و با روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته است. به بررسی توزیع فضایی کاربری های ورزشی شهر مشهد از منظر عدالت فضایی می پردازد که جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از مدل های آمار فضایی استفاده شده است ازاین رو در گام اول الگوی توزیع فضایی مراکز ورزشی و ارزیابی نحوه پراکنش این کاربری در محیط نرم افزار Arc map با استفاده از تراکم، خوشه بندی، آماره G و خودهمبستگی فضایی (موران) بررسی شد. در گام بعد با فراخوانی نقشه مناطق در محیط نرم افزار Geoda، خودهمبستگی فضایی بین جمعیت و تعداد کاربری در ارتباط با میزان پراکنش و تراکم مراکز ورزشی در سطح مناطق با شاخص موران مورد تحلیل و ارزیابی قرارگرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که توزیع امکانات و خدمات ورزشی در مناطق شهر مشهد متوازن و هماهنگ نیست. به طوریکه مناطق 2 و 10 و 11 بیشترین و مناطق 8 و 12 کمترین تراکم ورزشی رادار می باشند. سرانه خدمات ورزشی در مناطق منطقی نمی باشد؛ و مناطق حاشیه ای با تراکم جمعیت بالا از خدمات ورزشی کمتری برخوردار می باشند و در تضاد با رویکرد عدالت فضایی می باشد.
تحلیل عوامل مؤثر بر مدارای اجتماعی در شهرهای کوچک، میانی و کلانشهری، موردمطالعه: جوانان سه شهر خواف، سبزوار و مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : قرارگرفتن افراد و گروه های مختلف با اندیشه ها و رفتارهای متفاوت و در کنار هم و لزوم احترام به حقوق همدیگر و همزیستی مسالمت آمیز و همچنین برای تداوم ارتباط بدون تنش و مسالمت آمیز میان افراد و جوامع محلی و جهانی شناخت مدارای اجتماعی دارای اهمیت بسیاری تلقی می شود. در پی چنین اهمیتی، پژوهش حاضر برآن است تا وضعیت مدارای اجتماعی جوانان را در سه شهر متفاوت به لحاظ جمعیتی، جغرافیایی و فرهنگی مورد سنجش قرار دهد. داده و روش : این پژوهش از نوع پیمایشی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی با هدف کابردی تنظیم و اطلاعات به صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته به دست آمده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه جوانان 18-35 ساله سه شهر خواف، سبزوار و مشهد در خراسان رضوی بوده و حجم نمونه 1135 پرسش نامه بوده که در سه شهر موردنظر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای توزیع و تکمیل شده است. برای تحلیل از ضرایب همبستگی، تحلیل رگرسیون، تحلیل واریانس استفاده شده است. به همین منظور، در این پژوهش سعی شده شاخص هایی همچون سرمایه فرهنگی، مصرف رسانه ای و متغیرهای جمعیتی مورد بررسی قرار گیرد. برای سنجش هر یک از متغیّرها در پرسش نامه، از طیف لیکرت پنج سطحی استفاده شده است. یافته ها : نشان دهنده آن است بین میزان درآمد سرپرست خانوار فرد و میزان مدارای اجتماعی رابطه وجود دارد. تفاوت معناداری بین وضعیت شغلی و میزان مدارای اجتماعی وجود دارد. با توجه به ضرایب Beta بیشترین تأثیر مربوط به مصرف رسانه ای، در اولویت دوم، تحصیلات و در اولویت های بعدی به ترتیب سرمایه فرهنگی، سرمایه فرهنگی نهادی، سرمایه فرهنگی ذهنی می باشند. نتیجه گیری : نتایج نشان می دهد که میزان مدارای اجتماعی افراد مورد مطالعه، با افزایش جمعیت شهرها رابطه مستقیم دارد. با بالا رفتن درآمد خانوار، میزان مدارای اجتماعی، افراد افزایش می یابد. مصرف رسانه ای باعث افزایش مدارای اجتماعی می شوند. ابعاد سرمایه فرهنگی با میزان مدارای اجتماعی رابطه مستقیم دارند. دست یابی به توسعه پایدار با کار جمعی امکان پذیر است و لازمه کار جمعی تحقق مدارای اجتماعی در بین جامعه است.
تعیین عوامل موثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیر ساخت های حمل و نقل درون شهری (مطالعه موردی منطقه 5 تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
حمل ونقل یکی از ارکان اصلی حیات شهری و پیش نیاز توسعه پایدار به شمار می رود که از طریق جابه جایی بار و مسافر، نقش اساسی در پیوند میان عوامل مختلف رشد و شکوفایی ایفا می کند. اهمیت مدیریت مشارکتی نهادهای ذی ربط در توسعه زیرساخت های حمل ونقل و کمبود پژوهش های جامع در این زمینه، ضرورت انجام مطالعه ای علمی را دوچندان ساخته است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل درون شهری، به طور خاص در منطقه ۵ تهران انجام گرفت. این تحقیق از نوع کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است. داده ها از جامعه آماری شامل ۲۰۳ نفر از کارکنان حوزه حمل ونقل و خدمات شهرداری منطقه در سال ۱۴۰۲ گردآوری شد که بر اساس فرمول کوکران، ۱۰۷ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و برای تجزیه وتحلیل از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی شامل همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون فریدمن و رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS بهره گرفته شد. یافته های تحلیل عاملی نشان داد پنج عامل نگرش به مشارکت، عوامل مدیریتی، بسترسازی فرهنگی، عوامل اجرایی و ساختار سازمانی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل نقش دارند. نتایج رگرسیون نیز آشکار ساخت که چهار عامل نگرش به مشارکت، مدیریتی، اجرایی و بسترسازی فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری داشته، اما ساختار سازمانی تأثیر چندانی نداشته است. همچنین، پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 81/0 برای متغیر وابسته و 84/0 برای متغیرهای مستقل تأیید گردید. این نتایج اهمیت توجه به مشارکت ذی نفعان، تقویت بسترهای فرهنگی و بهبود مدیریت اجرایی را در توسعه پایدار حمل ونقل شهری برجسته می سازد.
تعیین مهم ترین متغیرهای مؤثر بر شیوع ویروس کرونا با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل آنتروپی شانون (مطالعه موردی: شهر نور)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین مخاطرات محیط شهری در دهه اخیر ویروس کرونا بوده است.استان مازندران و بویژه شهرهای ساحلی چون شهرنور با توجه به موقعیت جغرافیایی و گردشگری، از مناطق پرخطر کشور بوده اند هدف از این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر شیوع ویروس کرونا در شهر ساحلی نور می باشد،. این پژوهش از بعد هدف کاربردی و از بعد ماهیت توصیفی-تحلیلی که اطلاعات با استفاده از روشهای کتابخانه ای و میدانی و ابزاری چون پرسشنامه جمع آوری گردید. جامعه هدف کارشناسان و شهروندان بوده که حجم جامعه آماری 785 نفر بوده اند که تست PCR خود را طی سال های 1399 تا1400 ثبت نمودند.داده های حاصله با استفاده از روش آنتروپی شانون و سیستم اطلاعات جغرافیایی تجزیه و تحلیل صورت گرفته است. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد مربوط به خیابان نیما (25%)، مشیر (10%) و بهشتی (9%) بوده اند که حدود 44 درصد از مبتلایان را به خود اختصاص داده بودند. بیشترین آمار مبتلایان در گروه سنی میانسال (30-59 سال) (65%) و سالمندان (<60 سال) (15%) و کمترین را گروه سنی مربوط به کودکان (0 تا 5 سال) (1%) به خود اختصاص داده بود. تعداد مبتلایان ساکن در آپارتمان ها 59% و خانه های ویلایی 41% بوده اند. همچنین از نظر زمانی بیشترین مبتلایان بترتیب در ماه های سرد سال ( دی با16% و بهمن با13%) و ماه های پیک گردشگر شامل فروردین (13%)، تیر (11%) و مرداد (11%) بوده است. انتشار ویروس کرونا بر اساس فراوانی بیمار در خیابان های شهر نور نشان داد که خیابان نیما با تعداد مبتلایان بین 160-200 بیمار بیشترین آمار را به خود اختصاص داده است. خیابان های مشیر، طالقانی، بهشتی، حافظ، امام خمینی با تعداد مبتلایان بین 41-80 بیمار و خیابان تهران، شهدای گمنام، امام رضا، آزادی و سعدی با تعداد 6-40 بیمار در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتابج نشان داد که گسترش ویروس کرونا در مناطق با جمعیت بیشتر افزایش یافت. طبق نظر کارشناسان نتیجه پژوهش نشان می دهدکه متغیرهای مراکز بهداشتی، آگاهی عمومی شهروندان، پراکندگی جمعیت، رعایت اصول بهداشتی و ماه های سال به ترتیب بیشترین امتیاز را در انتشار ویروس کرونا به خود اختصاص داده است.
بررسی راهبردهای ارتقاء رقابت پذیری در شهرهای آینده با محوریت ایجاد شبکه ای از شهرهای رقابتی (مطالعه موردی: پنج کلان شهر ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شهرهای پیشرفته برای بدست آوردن فرصتهای مناسب جهت توسعه وجذب سرمایه گذاری ها، با یکدیگر دررقابت هستند. علیرغم آنکه رقابت یک نیروی برانگیزاننده و پیشران تلقی می گردد در صورتی که رقبا یعنی سایر شهرها و مناطق، مولدتر و خلاق تر باشند، این امر موجب بی ثباتی در شهرهای منفرد رقابتی خواهد شد. لذا با توجه به آنکه هدف اصلی تمام برنامه ریزی های توسعه در کشور رسیدن به توسعه پایدار و تعادل منطقه ای می باشد، جهت دستیابی به الگویی از توسعه فضایی متوازن در کشور و تقویت قابلیتهای رقابت پذیری کلان شهر ها، شناسایی فرصت ها و مزایای رقابتی خود و همچنین ایجاد مزایای رقابتی جدید در کنار بهره مندی از تجارب دیگر شهرهای موفق در پیوند با یکدیگر و با محوریت شکل گیری شهرهای شبکه، ضرورت بیشتری خواهد یافت. پژوهش حاضر با هدف افزایش توان رقابت پذیری کلان شهرها، چگونگی تحقق شبکه ای از شهر های رقابتی را در بستر تهران با چهار کلان شهر از مناطق چهار گانه منتخب (مشهد در شمال شرقی، تبریز در شمال غربی، اهواز در جنوب غربی و زاهدان در جنوب شرقی) در ارتباط با یکدیگر و با منطقه رقابتی همجوار بررسی می نماید. بدین منظور ابتدا ابعاد رقابت همکارانه و شاخص های آن (در دو سطح: ا-کلان شهرها با تهران و2-کلان شهرها با منطقه رقابتی همجوار خود با استفاده از پرسشنامه) مشخص و به دنبال تعیین وزن شاخص ها با روش تحلیل سلسله مراتبی فازی، شهرها به روش ویکور رتبه بندی و جایگاه هر یک در قالب شبکه ای از شهرهای همکار در رقابت پذیری تعیین گردید. نتایج حاصله حاکی از ارتقاء نمره و رتبه رقابت پذیری به مدد هم افزایی های صورت گرفته در کلان شهرهایی است که از ظرفیت های همکاری بیشتری با منطقه رقابتی همجوار خود، برخوردار بودند. تبریز بالاترین رتبه در همکاری با تهران، و مشهد و تبریز پس از تهران رتبه اول و دوم را در همکاری با منطقه همجوار نشان دادند؛ و زاهدان رتبه بهتری در مقایسه با اهواز در سطح دو بدست آورد. لذا پیشنهاد می شود برنامه های توسعه بیشتر بر تعامل و همکاری میان کلان شهرها در قالب شهرهای شبکه تمرکز نمایند.
تحلیل اثرات اقتصادی فناوری خودروهای خودران بر شهر: مرور نظام مند ادبیات با تأکید بر مبحث اشتغال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
16 - 40
حوزههای تخصصی:
مقدمه پیشرفت های فناورانه در دهه های اخیر، به ویژه ظهور و توسعه خودروهای خودران (Autonomous Vehicles – Avs)، موجب دگرگونی بنیادین در ساختار سیستم های حمل ونقل شهری و فراتر از آن، در شیوه های زندگی و الگوهای اقتصادی جوامع شده است. این فناوری که در تقاطع مهندسی پیشرفته، هوش مصنوعی، برنامه ریزی شهری و سیاست گذاری عمومی قرار دارد، با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین، شبکه های حسگری و سیستم های تصمیم گیری هوشمند، قادر است شیوه جابه جایی در شهرها را به طور کامل بازتعریف کند. انتظار می رود خودروهای خودران در آینده ای نزدیک با بهبود ایمنی ترافیکی، کاهش تصادفات رانندگی، بهینه سازی مدیریت جریان سفر، کاهش زمان اتلاف شده در ترافیک و کاهش انتشار آلاینده ها، نقشی تعیین کننده در دستیابی به حمل ونقل پایدار ایفا کنند. با این حال، فراتر از این دستاوردهای فنی، پیامدهای اقتصادی این فناوری بسیار گسترده، چندبعدی و در بسیاری موارد، پیچیده و پیش بینی ناپذیر است؛ پیامدهایی که مستقیم بر بازار کار، ارزش زمان سفر، الگوهای سکونت شهری، مدل های مالکیت خودرو و سرمایه گذاری های کلان در زیرساخت ها اثر می گذارند. با وجود اینکه نقش مثبت فناوری های نوین در رشد اقتصادی انکارناپذیر است، برآورد دقیق میزان اثرگذاری AVs بر اقتصاد، به ویژه در مقیاس شهری، همچنان یک چالش علمی و سیاستی محسوب می شود. نفوذ روزافزون این فناوری و حرکت آن به سمت به صرفه و قابل اعتماد شدن، زمینه ساز تغییرات عمیق در صنایع متعدد از جمله خودروسازی، حمل ونقل عمومی، خدمات شهری، املاک و مستغلات، انرژی، گردشگری، تبلیغات و رسانه های دیجیتال خواهد بود. از سوی دیگر، مرور ادبیات موجود نشان می دهد علی رغم افزایش تحقیقات فنی پیرامون خودروهای خودران، همچنان خلأ پژوهشی قابل توجهی در حوزه تحلیل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی AVs، به ویژه در بستر شهرهای هوشمند آینده وجود دارد. در پاسخ به این نیاز، پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد مرور نظام مند ادبیات و بهره گیری از نظریه داده بنیاد، به بررسی و تبیین اثرات اقتصادی Avs می پردازد. این رویکرد تحلیلی می تواند تصویری جامع و مبتنی بر شواهد علمی از چالش ها و فرصت های اقتصادی ناشی از نفوذ AVs ارائه دهد و مبنایی برای تدوین سیاست های شهری هوشمند فراهم آورد. مواد و روش ها این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس مرور نظام مند ادبیات و نظریه داده بنیاد انجام شده است تا تصویری دقیق و مبتنی بر شواهد از پیامدهای اقتصادی خودروهای خودران در بستر شهری ارائه دهد. چارچوب پنج مرحله ای ولفسوینکل و همکاران (2013) برای اجرای فرایند پژوهش انتخاب شد که شامل تعیین دامنه مطالعه، جست وجوی جامع منابع، غربالگری مقالات، استخراج داده ها و توسعه چارچوب مفهومی است. برای جمع آوری اطلاعات، پایگاه های علمی معتبر بین المللی شامل ScienceDirect ، Google Scholar ، Web of Science و Scopus مورد استفاده قرار گرفت. جست وجو با بهره گیری از کلیدواژه های ترکیبی مرتبط با پیامدهای اقتصادی AVs انجام شد. در گام نخست، تعداد ۲۳۱ مقاله شناسایی شد که پس از حذف مقالات تکراری و غیرمرتبط، ۷۸ مقاله نهایی بر اساس معیارهای شمول و کیفیت علمی برای تحلیل انتخاب شد. تحلیل داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار MaxQDA و بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. در مرحله نخست، ۴۱۲ کد اولیه از مقالات به دست آمد و سپس، در مرحله کدگذاری محوری، این کدها در قالب ۱۹ مفهوم میانی سازماندهی شدند. در نهایت، مفاهیم شناسایی شده به سه مقوله اصلی شامل اشتغال، بهره وری زمان سفر و ارزش زمان سفر کاهش یافتند. برای اطمینان از اعتبار و پایایی تحلیل ها، دو اقدام کلیدی انجام شد: نخست، بازبینی نتایج توسط یک همتای علمی مستقل و دوم، مقایسه کدگذاری ها توسط دو تحلیلگر مختلف برای کاهش سوگیری و افزایش دقت. این رویکرد موجب شد که چارچوبی مفهومی و مبتنی بر شواهد توسعه یابد که می تواند مبنای سیاست گذاری شهری و مطالعات آینده در حوزه اثرات اقتصادی خودروهای خودران قرار گیرد. یافته ها تحلیل مقالات نشان می دهد اثرات اقتصادی فناوری خودروهای خودران چندوجهی، پیچیده و در بسیاری از موارد متناقض است. یافته ها در سه مقوله اصلی زیر سازمان دهی شده اند: ۱. بهره وری زمان سفر ورود خودروهای خودران موجب تحول بنیادین در نحوه استفاده از زمان سفر می شود. حذف نیاز به رانندگی فعال باعث می شود که مسافران بتوانند زمان در مسیر بودن را به یک فرصت ارزشمند برای انجام فعالیت های شخصی و حرفه ای تبدیل کنند. این تغییر در ماهیت زمان سفر، تأثیر مستقیمی بر بهره وری فردی و جمعی دارد. • افزایش کارایی فردی: در خودروهای خودران، امکان برگزاری جلسات آنلاین، پاسخ به ایمیل ها، انجام تحلیل های شغلی و حتی انجام پروژه های تیمی فراهم می شود. این موضوع برای کارکنانی که زمان زیادی را در رفت وآمد سپری می کنند، به طور قابل توجهی بهره وری را افزایش می دهد. • استفاده بهینه برای استراحت و سرگرمی: مسافران می توانند از این زمان برای مطالعه، یادگیری آنلاین، تماشای فیلم، گوش دادن به پادکست یا حتی خواب کوتاه مدت استفاده کنند. این تغییر، سلامت روان و رضایت از سفر را بهبود می بخشد. • بهبود کیفیت ترافیک شهری: خودروهای خودران با استفاده از الگوریتم های هوشمند برای مدیریت سرعت و فاصله بین خودروها، می توانند جریان ترافیک را روان تر کنند و زمان تأخیر سفرها را کاهش دهند. • طراحی داخلی هوشمند: فضای داخل خودروها به سمت دفاتر کار متحرک، فضاهای استراحتی مجهز و امکانات سرگرمی چندرسانه ای حرکت می کند، که به افزایش رضایت و بهره وری مسافران کمک می کند. با این حال، برخی چالش ها و محدودیت ها همچنان پابرجاست: • ناسازگاری برخی مشاغل با شرایط محیطی داخل خودرو • بروز بیماری حرکت در بخشی از کاربران • نگرانی های مربوط به اعتمادپذیری و امنیت AVs که می تواند مانع استفاده کامل از ظرفیت این فناوری شود. در مجموع، ارتقای بهره وری زمان سفر نه تنها باعث افزایش کیفیت زندگی شهروندان می شود، بلکه در سطح کلان می تواند به افزایش بهره وری اقتصادی ملی و بهبود رقابت پذیری شهری کمک کند. ۲. ارزش زمان سفر ورود خودروهای خودران موجب بازتعریف ارزش اقتصادی زمان سفر شده است. در سیستم های حمل ونقل سنتی، زمان صرف شده در سفر اغلب یک هزینه تلقی می شد؛ اما با امکان انجام فعالیت های ارزشمند طی سفر، این زمان می تواند به یک منبع اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. • کاهش VTT در سفرهای شخصی: تحقیقات نشان می دهد استفاده از خودروهای خودران شخصی، به دلیل فراهم آوردن امکان استراحت، مطالعه و کار، موجب کاهش محسوس ارزش ذهنی زمان سفر می شود. • افزایش VTT در مدل های اشتراکی: در مقابل، در خودروهای خودران اشتراکی، به دلیل محدودیت های حریم خصوصی، ازدحام یا عدم دسترسی به امکانات سفارشی، کاهش VTT کمتر است و در برخی موارد حتی ممکن است ارزش زمان سفر افزایش یابد. • تفاوت مکانی: بررسی ها نشان می دهد کاهش ارزش زمان سفر در مناطق حومه ای به طور متوسط بیشتر از مراکز شهری است، زیرا مسافران این مناطق تمایل بیشتری به استفاده از زمان طولانی سفر برای کار و مطالعه دارند. • نقش طراحی داخلی و هدف سفر: فضای کاربرپسند و امکانات چندرسانه ای در خودروهای خودران می تواند ارزش اقتصادی زمان سفر را به شکل قابل توجهی تغییر دهد، به ویژه در سفرهای کاری که زمان به عنوان یک منبع اقتصادی کمیاب تلقی می شود. به طور کلی، بازتعریف ارزش زمان سفر می تواند پیامدهای گسترده ای برای تحلیل هزینه فایده پروژه های حمل ونقل، قیمت گذاری سفر و مدل های اقتصادی شهرهای آینده داشته باشد. ۳. اشتغال و تغییرات بازار کار از برجسته ترین پیامدهای اقتصادی AVs، تغییر ساختار بازار کار است که هم زمان شامل حذف مشاغل سنتی و ایجاد فرصت های شغلی نوظهور می شود. الف) تهدیدها: کاهش تقاضا برای رانندگان تاکسی، اتوبوس، کامیون و خدمات باربری کاهش اشتغال در حوزه های خدمات بین راهی، سوخت رسانی و تعمیرگاه های سنتی افت درآمد مشاغل مرتبط با جرایم رانندگی و تصادفات ب) فرصت ها: ایجاد شغل در حوزه های هوش مصنوعی، مهندسی نرم افزار، تحلیل داده های بزرگ و امنیت سایبری رشد صنایع جدید شامل سرویس های دیجیتال داخل خودرو، تبلیغات هوشمند و استریم محتوا افزایش تقاضا برای متخصصان طراحی، مدیریت و نگهداری سیستم های AVs پیش بینی ایجاد بیش از 100 هزار شغل صنعتی جدید طی یک دهه آینده ج) اثرات بخشی: رسانه و سرگرمی: افزایش مصرف محتوای دیجیتال در سفر و توسعه خدمات استریم تبلیغات هدفمند: ارائه تبلیغات تعاملی متناسب با پروفایل کاربران انرژی: کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و رشد صنعت انرژی های پاک املاک و مستغلات: آزادسازی زمین های پارکینگ و تغییر الگوهای توسعه شهری گردشگری: افزایش دسترسی، کاهش زمان سفر و تغییر الگوهای جابه جایی گردشگران خودروسازی و خدمات پس از فروش: حرکت صنعت خودرو به سمت نرم افزار محوری، کاهش تصادفات و تغییر تقاضا برای خدمات تعمیرات سنتی این تغییرات در ساختار اشتغال، ضمن ایجاد فرصت های بزرگ اقتصادی، چالش های مهمی برای سیاست گذاران شهری و ملی ایجاد می کند و ضرورت بازآموزی و ارتقای مهارت های نیروی کار را دوچندان می سازد. نتیجه گیری خودروهای خودران پتانسیل بالایی برای بازآفرینی اقتصاد شهری دارند. آن ها می توانند با بهبود بهره وری زمان سفر، تغییر در ارزش زمان و بازآرایی بازار کار، فرصت ها و چالش های اقتصادی تازه ای ایجاد کنند. در کنار مزایایی مانند صرفه جویی اقتصادی ناشی از کاهش تصادفات و توسعه مدل های کسب وکار نو، تهدیدهایی مانند حذف مشاغل سنتی نیز وجود دارد. آماده سازی سیاست گذاران برای مواجهه با این پیامدها ضروری است و اقداماتی مانند: • سرمایه گذاری در بازآموزی نیروی کار • حمایت از صنایع نوظهور مرتبط با AVs • بازنگری چارچوب های هزینه فایده با توجه به تغییر VTT • توسعه زیرساخت ها و قوانین متناسب با AVs برای بهره برداری بهینه و کاهش آسیب های احتمالی ضرورت دارد. یافته های این پژوهش، پایه نظری و راهنمای عملی برای سیاست گذاری در مسیر ادغام AVs در آینده شهری محسوب می شود.
تحلیل الگوی مکانی کیفیت زندگی شهری در شهر تبریز با استفاده از TOPSIS-DANP(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
1099 - 1114
حوزههای تخصصی:
ارزیابی کیفیت زندگی شهری برای برنامه ریزی شهرها امری حیاتی است، اما در تحلیل های جزئی فضایی درون شهری یک شکاف اطلاعات مکانی وجود دارد. به این منظور که همواره کیفیت زندگی را با ابعاد اجتماعی و اقتصادی معرفی شده است اما در این پژوهش به بررسی کیفیت زندگی بر مبنای شاخص های مکانی توجه شده است. این مطالعه این شکاف را برای شهر تبریز با ارزیابی الگوهای فضایی کیفیت زندگی در محلات مختلف از طریق ادغام نوآورانه تکنیک چندمعیاره تاپسیس-دانپ با تحلیل خودهمبستگی فضایی Moran's I ، مرتفع می سازد. بر این اساس، شاخصی ترکیبی با استفاده از 15 شاخص محیط ساخته شده، اجتماعی- اقتصادی و زیست محیطی نظیر فضای سبز، آموزش، بهداشت و کیفیت هوا ساخته شد. رتبه بندی و وزن دهی TOPSIS-DANP با لحاظ نظرات کارشناسان انجام گرفت که بر اساس آن، شاخص های سرانه تسهیلات و تجهیزات شهری (0851/0) و کاربری اراضی بهداشتی سرانه (0842/0) دارای بیشترین ارزش و فاصله از گسل (0426/0) و تراکم ساختمانی (0401/0) دارای کمترین وزن هستند. افزون بر این، با استفاده از آزمون Moran's I، خوشه بندی آماری معنادار نمرات کیفیت زندگی شناسایی شد که نشانگر وجود نابرابری های درون شهری قابل توجهی از نظر دسترسی به خدمات، زیرساخت ها و کیفیت محیط زیست بین محلات است. تحلیل های به دست آمده مناطق با امتیاز های بالایا پایین را مشخص کرده است و مداخلات سیاستی در جهت بهبود کیفیت زندگی را آشکار ساخته است. در نهایت، یافته های این مقاله نشان می دهد که رویکرد تحلیل فضایی یکپارچه، بینش جامعی از الگوهای کیفیت زندگی در سطح محلات تبریز ارائه می دهد. بر این مبنا، مناطق فاقد فضای سبز و محیط زیست سالم به عنوان مهمترین اولویت ارتقای استاندارد پایدار زندگی شهری شناسایی شدند.
مروری سیستماتیک بر شاخص های زیست پذیری شهری از منظر شهرسازی بیوفیلیک با رویکردی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1210 - 1228
حوزههای تخصصی:
جهت بقای انسان ها در اکوسیستم، ضرورت دارد مداخلات و فعالیت های انسانی که به تخریب زیست بوم ها منجر می شوند، کنترل شوند. این مرور با دیدگاهی انتقادی نسبت به مطالعات و مفاهیم مطرح شده بوده و درپی پیشنهاد چارچوب شاخص های متناسب با ابعاد متنوع موضوع است. روش این پژوهش بر مبنای رویکردی انتقادی جهت مرور مفاهیم و مطالعات مرتبط، طبقه بندی شاخص های کلیدی تحلیل مقالات داخلی و خارجی در بازه زمانی 10 سال از 2014 تا 2024 بررسی شدند. در این بررسی 280 مقاله بر حسب کلمات کلیدی مرتبط با پژوهش و نشریه های منتشر شده تطبیق داده شدند. یافته های پژوهش در دو بخش دسته بندی شدند. بخش اول، تحلیل سیستماتیک که شامل بررسی کمی منابع بر حسب سال انتشار، نوع منابع و نشریات و البته روش هریک و بخش دوم شامل تحلیل موضوعی بر حسب محتوی و موضوعات مقالات با دیدگاه انتقادی و جهت جمع بندی در چهار دسته، دسته بندی شدند. در بررسی صورت گرفته از 280 مقاله بیش از 40 درصد منابع از روش های کمی بهره بردند و مقالات غیر مروری از مفاهیم و کلیدواژه های اصلی مورد نظر کمترین سهم را داشتند. با تطبیق نظری شاخص ها و مطالعات نظری حول شاخص های سنتی زیست پذیری و شاخص های بیوفیلیک شهرها می توان در چهار دسته بررسی و ضمن اذعان به محدودیت های آنها، ادغام دیدگاه طبیعت محور در آنها طبقه بندی کرد. هم چنین، انواع رویکردهای روش شناسی ارزیابی زیست پذیری در چهار دسته کمی، کیفی، ترکیبی و مکانی تحلیل شدند. درنهایت چالش ها و فرصت ها در اجرای شهرسازی بیوفیلیک متناسب با شرایط جامعه در بخش اجرا و مطالعه تدوین شد. این کاوش، تأثیر متقابل پیچیده ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیرساختی را نشان می دهد لنز بیوفیلیک با برجسته کردن نقش حیاتی تعامل انسان و طبیعت در تقویت رفاه و پایداری، ارزیابی را غنی می کند. ادغام عناصر طبیعی، از فضاهای سبز و جنگل های شهری گرفته تا اصول طراحی بیوفیلیک در ساختمان ها، به طور قابل توجهی بر سلامت جسمی و روانی ساکنان تأثیر می گذارد و جوامع پر جنب وجوش و انعطاف پذیری را تقویت می کند. بااین حال، تحقق پتانسیل شهرسازی بیوفیلیک نیازمند پرداختن به محدودیت های اقتصادی، تضمین برابری اجتماعی و غلبه بر چالش های اجرایی عملی است.
تحلیل چالش ها و نیازهای دیپلماسی شهری در کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در روزگاری به سر می بریم که تار و پود آن بر پایه ی ارتباط میان کشورها شکل گرفته است و جهانی شدن، سرنوشت فضاهای جغرافیایی به ویژه شهرها را به هم پیوند داده است. در فضای جهانی شهرها که ویژگی اساسی آن، همکنش ترازهای مختلف قدرت در درون و برون از مرزهای سرزمینی است، مدیریت شهری بایستی رویکرد مناسبی برای کنش مندی در این فضا برگزیند. دیپلماسی شهری رویکردی شایسته برای این هدف است. این پژوهش در پیِ شناخت و تحلیل مشکلات و نیازهای شهر مشهد در زمینه دیپلماسی شهری می باشد. گردآوری داده ها از طریق تشکیل پنل(با شرکت 30 تن در چهار کارگروه با موضوع دیپلماسی شهری در مشهد) و مصاحبه نیمه ساختاریافته (با 10 تن از مدیران و مسئولین) بوده است. در نتیجه ی پنل، 42 اولویت در چهار محور(اقتصاد بین الملل و سرمایه گذاری خارجی؛ سازمان های بین المللی؛ مسائل اجتماعی- فرهنگی و زیارت؛ ارتباطات و تبلیغات بین الملل) به دست آمد. داده های مصاحبه نیز پس از کدبندی، در سه مقوله دسته بندی شدند. نتایج نشان دهنده این است که چه کارشناسان و چه مسئولین بر این باورند که مشکلات و نیازهای مشهد فراوان است و گشایش آن ها بدون رابطه با سایر کشورها امکان پذیر نمی باشد. بنیادی ترین چالش دیپلماسی شهری مشهد را، «ذهنیت» مسئولین و «نبود شناخت راستین» از فضای جهانی شهرها و همکنش شایسته با آن نشان می دهد. پس از آن مشکلات برآمده از سیاست خارجی کشور و مشکلات مربوط به ساختار مدیریت شهرها قرار دارد. اساسی ترین نیاز و پیشنهاد برای مدیریت شهری، بهبود روابط با جهان در تراز ملی است، آینده دیپلماسی شهری مشهد را تا اندازه ی زیادی، وضعیت ایران در جهان نمایان خواهد ساخت؛ وضعیتی که خود برآمده از نحوه تعامل با جهان خواهد بود.
ساختار اکولوژی شهری ارومیه با استفاده از متریک های سیمای سرزمین
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
35 - 47
حوزههای تخصصی:
سیمای سرزمین به ساختار فضایی و سامان دهی عناصر طبیعی و انسانی در یک منطقه اطلاق می شود که در نتیجه ی فرآیندهای طبیعی و فعالیت های انسانی شکل می گیرد. متریک ها به عنوان ابزارهای تحلیلی اصلی، نقشی کلیدی در ارزیابی و سنجش ویژگی ها و عملکرد سیمای سرزمین ایفا می کنند. این پژوهش به بررسی ساختار اکولوژی شهری ارومیه با تأکید بر مفهوم سیمای سرزمین و متریک های آن می پردازد تا اقدامات اصلاحی برای بهبود فرآیندهای اکولوژیکی آن ارائه شود. برای شناسایی عناصر تشکیل دهنده ی سیمای سرزمین شهر ارومیه، از نقشه ی کاربری اراضی استفاده شده است. سپس، جهت مدل سازی داده ها، از افزونه ی Patch Analyst استفاده شده و متریک های سیمای سرزمین شامل مساحت طبقه، تعداد لکه ها، میانگین اندازه ی لکه، میانگین شکل لکه، میانگین تراکم حاشیه، یکنواختی و تنوع شانون مورد بررسی قرار گرفته اند. در نهایت، پس از شبکه بندی منطقه به صورت شش ضلعی با استفاده از Patch Grid، متریک های مورد نظر برای شبکه های شش ضلعی محاسبه شدند. نتایج حاصل از متریک ها نشان می دهد که افزایش فاصله و پراکندگی لکه ها و کاهش ارتباط اکولوژیکی آن ها، موجب گسستگی و کاهش یکپارچگی فضای سبز شهر ارومیه شده است. با توجه به یافته های به دست آمده، می توان نتیجه گرفت که استفاده از متریک های سیمای سرزمین می تواند به شناسایی چالش ها و فرصت های موجود در زمینه ی پایداری فضای سبز و بهبود کیفیت زندگی ساکنان کمک کند.
سنجش پیامدهای فضایی تأمین مالی ابرپروژه های عمرانی شهر؛راه حل یا تولید مسائل جدید با موردکاوی بزرگراه طبقاتی صدر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
244 - 259
حوزههای تخصصی:
مقدمه بزرگراه های شهری به عنوان نمونه ای از ابرپروژه های عمرانی، نیازمند منابع مالی بسیار کلان هستند که غالباً فراتر از بودجه های سالانه کلان شهرهاست. تأمین مالی این پروژه ها از طریق روش هایی همچون اخذ وام، فاینانس، سرمایه گذاری و یا فروش تراکم ساختمانی صورت می گیرد. با این حال، اتخاذ تصمیمات سودمحور در نظام مالی شهرداری ها، پیامدهایی منفی به ویژه در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به دنبال دارد. مطالعه موردی بزرگراه طبقاتی صدر در تهران نشان می دهد این پروژه از نظر مشخصات فنی و مهندسی و زمان اجرا یکی از موفقیت های افتخارآمیز مهندسی عمران در کشور و حتی در دنیا به شمار می رود. اما در کنار نقش مثبت در تسهیل جابه جایی، نحوه تأمین مالی آن موجب تحمیل آثار فضایی و کالبدی گسترده ای بر شهر شده است. لذا ابتدا نحوه تأمین منابع مالی لازم برای احداث مگاپروژه بزرگراه صدر براساس منابع درآمدی شهرداری تهران تشریح می شود. سپس، آثار و پیامدهای فضایی تحمیل شده بر شهر سنجش و برآورد می شود که بر اثر نحوه تأمین منابع مالی این پروژه ایجاد شده اند. بدیهی است که پیامدهای احداث پروژه ای با این مقیاس ابعاد و وجوه مختلفی دارد. این پژوهش روی جوانب افزایش بار ساختمانی و افزایش تعداد اتومبیل شخصی تمرکز دارد. مواد و روش ها این پژوهش با رویکرد کمی و روش تبیینی علّی انجام شده است. ابتدا بر اساس فهرست بهای شهرداری تهران، هزینه های ساخت بزرگراه طبقاتی صدر برآورد شد. سپس، با تحلیل مالیه شهرداری در بازه زمانی 1386 تا 1392، سهم درآمدهای پایدار و ناپایدار و به ویژه نقش فروش مازاد تراکم ساختمانی در تأمین هزینه ها بررسی شد. در ادامه، میزان بارگذاری ساختمانی، جمعیتی و ترافیکی ناشی از فروش تراکم در مناطق مختلف تهران محاسبه و پیامدهای فضایی آن تحلیل شد. داده های پژوهش به روش اسنادی و کتابخانه ای گردآوری و با روش معادل سازی ریالی و فضایی ارزیابی شد. یافته ها نتایج نشان می دهد حدود 74 درصد درآمدهای شهرداری تهران در دوره مورد مطالعه ناپایدار بوده و از این میان، فروش مازاد تراکم ساختمانی 85 درصد درآمدهای ناپایدار و درمجموع، 64 درصد کل درآمد شهرداری را تشکیل داده است. تأمین مالی ابرپروژه صدر عمدتاً از این طریق صورت گرفته و هزینه ای معادل 87,698 میلیارد ریال (به قیمت سال 1392) بر شهر تحمیل شده است. این امر به احداث واحدهای مسکونی خارج از طرح های فرادست، افزایش جمعیتی معادل 210 هزار نفر و ورود بالقوه 143 هزار خودرو به شبکه معابر شهری منجر شده است. به این ترتیب، راهکاری که برای حل مسئله حمل ونقل شهری در نظر گرفته شده بود، خود به منبع تولید مسائل جدید کالبدی، جمعیتی و زیست محیطی بدل شده است. در ادامه رویکردهایی که بتوانند راه حل های اصولی پاسخ به جریان حمل و نقل عمومی باشند، به اختصار مورد اشاره قرار گرفته اند. توسعه شبکه مترو در مقیاس پهنه های داخل شهر و شبکه های قطار حومه ای برای توسعه حمل ونقل در مقیاس منطقه کلان شهری تهران از آن جمله اند. پروژه های حمل ونقل ریلی با اخذ وام از مرکز مالی و برگرداندن آن از محل درآمد بهره برداری شبکه حمل ونقل ریلی می توانند راه حلی پایدار باشند و پیامدهای فضایی نامطلوبی برای شهر ایجاد نکنند. توسعه شبکه حمل ونقل ریلی گسترش های پراکنده رویی شهری را تا حد زیادی مهار می کند. در عین حال، توسعه مطلوب و قابل کنترل و برنامه ریزی را برای شهر و پیرامون آن ممکن می سازد که ادامه پژوهش حاضر است. نتیجه گیری تجربه ساخت بزرگراه طبقاتی صدر نشان می دهد اتکا به منابع ناپایدار، به ویژه فروش تراکم ساختمانی، موجب تشدید بارگذاری فضایی و تولید معضلات جدید شهری می شود. به جای این الگو، توسعه حمل ونقل عمومی مانند مترو با روش های تأمین مالی پایدار نظیر اخذ وام و بازگشت سرمایه از محل بهره برداری، می تواند اثربخش تر و عادلانه تر باشد. همچنین، استفاده از منابع مالی مبتنی بر عوارض استفاده از خودروهای شخصی برای احداث زیرساخت های جاده ای، علاوه بر جلوگیری از تحمیل هزینه بر همه شهروندان، به عدالت اجتماعی نزدیک تر است. در نهایت، ارزیابی هزینه فایده ابرپروژه های شهری پیش از اجرا و توجه به پیامدهای فضایی آن ها ضرورتی اجتناب ناپذیر در مدیریت توسعه حمل ونقل عمومی کلان شهرهاست.
نگرش رویکردی مدیران شهری به ساماندهی بافت های ناکارآمد شهری، مطالعه موردی: به افت های اسکان غیر رسمی شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علی رغم گذشت چندین دهه از روند اجرای طرح های ساماندهی بافت های ناکارآمد شهری، هنوز این مسئله به عنوان موضوعی نوظهور شناخته می شود که نه تنها تکراری نشده است بلکه با بروز مسائل جدید ابعاد تازه ای به خود گرفته است. در این فرایند آنچه بار موفقیت یا ناکارآمدی مداخله را به عهده دارد مدیریت شهری است که همواره تصمیم ساز و تصمیم گیر مداخله بوده است. این مطالعه از نوع تحقیقات آمیخته (کمی و کیفی) با ماهیت اکتشافی است که ساختار آن بر چارچوب استقرایی - تفسیری و اثبات گرایی بنیان نهاد شده است. جامعه موردمطالعه مدیران شهری شهر زنجان، باتجربه مداخله در بافت های ناکارآمد شهری (اعضای ستاد ساماندهی اسکان غیررسمی) می باشند. حجم نمونه با اشباع نظری و در تطابق با اصول روش شناسی کیو 25 نفر بوده است. داده ها به صورت کیفی مبتنی بر گزاره های کیو و کمی (تحلیل عاملی اکتشافی) تجزیه وتحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد از مجموع 40 کیو مستخرج شده، 7 مضمون ناکارآمدی طرح ها، توزیع نامناسب منابع شهری، اقتصاد ساکنان، حقوق مالکیت، ناکارآمدی مدیریت شهری، طرح های توسعه، ظرفیت محلی و قدرت شهری مفاهیم اصلی مداخله در بافت های اسکان غیررسمی را شکل می دهند. یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان می دهد پنج عامل قدرت شهری، عدالت توزیع، اقتصاد، ناکارآمدی طرح ها و حقوق مالکیت ذهنیت و نگرش اصلی مدیران در مواجه با بافت های ناکارآمد می باشد. نتایج نشان می دهد قدرت شهری با اختصاص 33 درصد بار عاملی به عنوان ذهنیت برتر مدیران شهری در مداخله لحاظ گردیده و بهترین روش مداخله را قدرتمندسازی ساکنان جهت حضور در مدیریت شهری می دانند.
واکاوی تغییرات زمانی-مکانی جزیره حرارتی شهر بابلسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
37 - 56
حوزههای تخصصی:
مطالع؛ پیش رو به بررسی جزیره حرارتی بابلسر پرداخته است. گسترش این پدیده در بعد مکان و زمان متغیر است. در این پژوهش از ماهواره لندست استفاده شده است. برای این منظور از سنجنده های TM و OLI وTIRS جهت استخراج شانزده تصویر مربوط به فصل تابستان و زمستان از سال 1985 تا 2020 استفاده شده است. در این راستا تصحیحات اتمسفری و رادیومتریکی اعمال شد و از طریق شاخص NDVI مقدار Emissivity مورد محاسبه قرار گرفت و تغییرات درجه حرارت سطح زمین به دست آمد. در مرحله بعد با اندازه گیری میانگین درجه حرارت حومه شهر و اختلاف آن با مقدار دمای سطح زمینLST)) جزیره حرارتی شهر برای هر یک از تصاویر به دست آمد. یافته ها نشان داد که اثر جزیره گرمایی شهریUHI)) در بابلسر در طول فصل تابستان بیشتر از فصل زمستان است که احتمالاً به دلیل عواملی مانند افزایش ساعات روز، تقاضای بیشتر برای سیستم های خنک کننده و کاهش پوشش گیاهی در طول ماه های تابستان است. همچنین آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین NDVI و شدت UHI در هر دو نواحی مرکزی و حومه بابلسر در سطح اطمینان 99 درصد رابطه معکوس وجود دارد. این همبستگی نشان می دهد که فضاهای سبز شهری ممکن است نقشی حیاتی در کاهش اثر UHI ایفا کنند. تجزیه و تحلیل نقشه های حرارتی در دوره 35 ساله و استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، دمای بالا را در مناطق مرکزی بابلسر برجسته کرد. زمین های ساخته شده و بایر بالاترین دما و فضاهای سبز کمترین دما را نشان دادند. کاهش پوشش گیاهی، همراه با افزایش جمعیت و متعاقب آن گسترش شهری، درمجموع به افزایش دمای مشاهده شده در بابلسر کمک کرده است.