ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۴ مورد.
۱۳۸۱.

تأثیر عناصر آب وهوایی در ایجاد فرصت های مجرمانه جرم سرقت - مطالعه موردی: شهرستان بندر انزلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۲۲۹
این تحقیق در زمینه تأثیر آب وهوا بر جرم سرقت و توزیع فضایی جرم تأکید دارد. جرم زمانی اتفاق می افتد که مجرمان و اهداف بالقوه با هم تلاقی کنند. این پژوهش به بررسی تأثیر عناصر آب وهوایی در ایجاد فرصت های مجرمانه جرم سرقت در شهر ساحلی بندر انزلی بین سال های 1395 تا1399 تأکیدتأکید دارد. این تحقیق با ماهیت توصیفی تحلیلی و با رویکرد تحلیل زمانی و مکانی انجام گرفته است. واحد تحلیل تمام داده های جرم سرقت منزل ازپایگاه داده پلیس110 و داده های آب وهوایی از سایت هواشناسی معتبرجمع آوری شده است. برای تجزیه وتحلیل آماری داده ها از نرم افزار ArcMap استفاده گردیده است. جهت بررسی تعیین توزیع داده های جرم سرقت از شاخص میانگین نزدیک ترین فاصله همسایگی(ANN) استفاده شده است. برای پهنه بندی نقشه های جرم ازروش درون یابی (IDW) به کار گرفته شده است. جهت تخمین و برآورد تراکم جرایم سرقت از تابع کرنل استفاده شده است. در این تحقیق از روش حداقل مربع معمولی (OLS) استفاده گردید. بیشترین رخداد سرقت درمنطقه7انزلی، وکمترین وقوع سرقت در منطقه1 غازیان است. یافته های خلاصه نتایج مدل رگرسیون OLSدرموردمیزان تأثیر گذاری متغیر های عناصر آب وهوایی را در متغیر جرم سرقت را نشان داد که برخی ضرایب مثبت یا منفی است . به عنوان نمونه درفصل بهار با مثبت شدن ضرایب کمینه دما افزایش سرقت و با منفی شدن ضرایب بیشینه دما کاهش سرقت همراه هست. باتوجه به اینکه ارزش (VIF) ضریب تغییرات واریانس کمتر از 7/5 است و مقادیر به دست آمده برای برخی از عنصر نشان داد که می تواند پیش بینی مناسبی را از این رگرسیون انجام داد. برای تعیین رابطه سازگاری عناصر آب وهوا و جرم سرقت در فضای جغرافیایی نتایج آزمون کوئنکر (BP) نشان داد که در همه فصول سال مقدار p بیشتر از0/05 بوده که نشان از سازگاری این مدل با متغیرها است.این تحقیق به وضوح نشان داد که مجرمان رفتارهای مجرمانه خود را با شرایط وابسته آب وهوایی که با آن روبرو هستند، تطبیق می دهند.
۱۳۸۲.

پیش بینی وقوع طوفان های گرد و غبار با استفاده از ارزیابی دقت شبکه های عصبی مصنوعی در ایستگاه های منتخب نیمه غربی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۹۹
امروزه پدیده گرد و غبار در شمار مهم ترین مخاطرات طبیعی قرار گرفته و اثرات نامطلوبی بر سلامتی انسان، کشاورزی و محیط زیست برجای گذاشته است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی فراوانی طوفان های گرد و غبار در ۱۷ ایستگاه منتخب نیمه غربی ایران است. بدین منظور، برای محاسبه فراوانی از کدهای گرد و غبار و دید افقی کمتر از ۱ کیلومتر دوره آماری ۲۰۲۳-۱۹۸۷ استفاده شد. سپس شبکه های عصبی توابع پایه شعاعی (RBF)، پرسپترون چندلایه (MLP)، سیستم استنتاج عصبی -فازی (ANFIS) و رگرسیون بردار پشتیبان (SVR) جهت پیش بینی گرد و غبار انتخاب شد. داده های رطوبت، دما، بارش، سرعت و جهت باد به عنوان داده های ورودی و داده روزهای توأم با گرد و غبار به عنوان هدف، در مدل سازی ها به کار گرفته شد. داده ها به دو گروه تقسیم شدند. از ۸۰ درصد داده ها برای آموزش و از ۲۰ درصد دیگر برای آزمون شبکه استفاده شد. نتایج مقایسه مدل های مورد استفاده نشان داد که بر اساس نتایج حاصل از مدل RBF، بیشترین مقدار ضریب همبستگی در ایستگاه های کرمانشاه، رامهرمز و اسلام آبادغرب به ترتیب برابر با ۹۹/۰، ۹۷/۰ و ۹۵/۰ بوده است. در مجموع، این مدل به دلیل خطای کمتر و همبستگی بیشتر در ایستگاه ها بهترین عملکرد را ارائه نموده است؛ بنابراین به دلیل داشتن توانایی بالا، می تواند یک راهکار سریع در پیش بینی مقدار گرد و غبار و پراکنش آن باشد. نتایج خروجی مدل RBF برای پیش بینی گرد و غبار در آینده (۲۰۴۰-۲۰۲۴) نشان داد احتمال رخداد طوفان های گرد و غبار در آبادان و اهواز بیشتر بوده و همانند دوره مشاهداتی، الیگودرز را می توان جزو ایستگاه کم باد منطقه به حساب آورد.
۱۳۸۳.

شناخت روند تغییرات کوتاه مدت و بلند مدت اقلیم آسایش گردشگری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۸۵
رابطه تغییر اقلیم و پدیده های طبیعی، اجتماعی و اقتصادی برای مدت نسبتاً طولانی در ابعاد متفاوت مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در طول 15 سال گذشته، مطالعات متمرکزتری شروع به ظهور کرده اند و به ویژه اخیراً موضوع گردشگری به عنوان یک پدیده اجتماعی بین المللی در مطالعات تغییرات آب و هوایی مورد توجه بسیار قرار گرفته است. پژوهش حاضر بر اساس هدف در شمار پژوهش های کاربردی (از نوع توسعه ای- راهبردی) می باشد و از نظر روش شناسی یک پژوهش توصیفی- تحلیلی است. تعیین اقلیم آسایش گردشگری کشور در سال 2030  و 2050 نیاز به آینده پژوهی با توجه به داده های پیش بینی شده توسط مراکز علمی معتبر و بر اساس سناریوهای جهانی تغییر اقلیم است با توجه به پراکندگی داده ها ایستگاه ها به صورتی انتخاب شده است که کل کشور را پوشش دهد. سناریوی SSP1-2.6 و مدل CanESM5-CanOE (Canada) از گزارش ششم IPCC  (CMIP6) انتخاب و داده های دما، رطوبت نسبی و باد از سایت کوپرنیکس تهیه شده است  و برمبنای آن محاسبات توسط نرم افزار ریمن انجام و سپس توسط نرم افزار GIS نتایج بصورت نقشه ترسیم و سپس بر اساس مدل دمای معادل فیزیولوژیک(PET) و به صورت مکان محور پهنه بندی شده است. نتایج نشان می دهد در مجموع در افق ۳۵ ساله (2030-2015) اقلیم آسایش گردشگری ایران با پنج دسته تغییرات کلی روبرو است، تغییرات عرضی- محیطی، تغییرات سینوسی، تعییرات شدید منفی و تغییرات شدید مثبت و بدون تغییرات محسوس.
۱۳۸۴.

تاثیر ارتفاع در تغییرات مکانی و زمانی شاخص TCI و اقلیم گردشگری استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
گردشگری متکی به فعالیت هایی است که با اقلیم رابطه تنگاتنگ دارد و اقلیم بطور مستقیم بر فعالیت های انسانی تاثیر داشته و گردشگری بعنوان بخش اصلی اقتصاد جهانی از هوا و اقلیم تاثیر می گیرد . هدف این پژوهش، بررسی میزان تاثیر ارتفاع، طول و عرض جغرافیایی بر اقلیم و گردشگری استان اردبیل در ماه های مختلف سال است. داده های مورد نیاز تحقیق از سازمان هواشناسی برای 8 ایستگاه همدید به مدت 30 سال (1991 تا 2020) دریافت گردید. سپس با استفاده از شاخص اقلیم و گردشگری (TCI) شرایط آسایش اقلیمی در طی ماه های مختلف محاسبه و معنی داری معادله رگرسیونی بین شاخص مورد نظر با ارتفاع، طول و عرض جغرافیایی تعیین گردید. محدوده مورد مطالعه در این تحقیق استان اردبیل در شمال غرب ایران است. تحلیل داده های ایستگاه های محدوده تحقیق نشان داد از 10 طبقه شاخص اقلیم و گردشگری (TCI) سه طبقه "بسیار نامناسب"، "بسیار ناخوشایند" و "غیر قابل تحمل" در سطح استان وجود ندارد. علاوه بر این، شرایط "عالی" و "ایده آل" در دوره گرم سال و شرایط "نامناسب" و "بسیار نامناسب" در دوره سرد سال بر این ناحیه تسلط دارد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که، معادله رگرسیونی چندجانبه برای تخمین مقدار شاخص TCI در ماه های آوریل(فروردین) تا اوت (مرداد) بسیار مناسب و بقیه ماه ها نامناسب است. بعبارت دیگر نتایج آزمون t بیانگر آن است که تاثیر سه متغیر مستقل بر پیش بینی مقدار TCI در تمامی ماه ها یکسان نیست، بلکه در برخی از ماه ها هر سه متغیر موثر بودند و در برخی دیگر یک یا دو متغیر بر پیش بینی مقدار TCI بیشترین تاثیر را داشتند. در این راستا، ارتفاع در 8 ماه از سال نقش موثری در پیش بینی مقدار TCI داشته و علاوه بر ارتفاع، تاثیر عرض جغرافیایی در 6 ماه سال کاملا واضح است.
۱۳۸۵.

نقشه برداری کانی شناسی مرتبط با کان سار مس پورفیری با استفاده از تصاویر استر و سنتینل- 2 و شواهد صحرایی (مطالعه موردی: کان سار مس صاحب دیوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۵
سابقه و هدف: منطقه مورد مطالعه در پهنه ساختاری البرز آذربایجان و در برگه 1:100000 لاهرود واقع شده است. در برخی مناطق، توده های نفوذی با ترکیبی از گرانودیوریت و کوارتز دیوریت با سن الیگوسن به درون سنگ های آتش فشانی نفوذ کرده اند و در بخش های مرکزی اطراف روستای قره گل و جنوب غرب منطقه، در محدوده صاحب دیوان و دوست بیگلو، عامل دگرسانی گسترده گرمابی (کائولینیت)، سیلیسی و آلونیتی در سنگ های لاتیتی ائوسن بالایی محسوب می شوند. پیشرفت های اخیر فنّاوری، درزَمینه تفکیک طیفی/ مکانی داده های ماهواره ای در الگوریتم های طبقه بندی، فرصت ها و راه حل های جالب توجهی را برای نقشه برداری زمین شناسی ایجاد کرده است. در این تحقیق، بر این مبنا که هدف از کاوش ذخایر مس پورفیریْ سنگ های آذرین اسیدی تا حدواسط است که دگرسانی آرژیلیک، فیلیک و پروپیلیتیک گسترده ای در آنها رخ داده، توجه ویژه ای به دگرسانی آلونیتی، سیلیسی و اکسید آهن شده است.  مواد و روش ها: به منظور معرفی نمونه های آموزشی، پس از بررسی های زمین شناختی، سیزده نمونه از صاحب دیوان با روش XRD آنالیز شد. مناطقی که نماینده دگرسانی های اصلی بودند و پیکسل های مربوط به آنها در تصاویر ماهواره ای، با عنوان نمونه های آموزشی، برای روش های طیف پایه انتخاب شد. در مطالعه حاضر، مجموعه داده های MSI ماهواره های استر و سنتینل A2 از برگه 1:100000 لاهرود، با نگرش ویژه به معدن صاحب دیوان بررسی شده اند. هدف اصلی این مطالعه ایجاد روشی جدید با در نظر گرفتن داده های سنجش از دور، به ویژه استر و سنتینل 2، در شناسایی دگرسانی های مرتبط با ذخایر مس پورفیری است. این شناسایی براساس دو رویکرد انجام شد: شناسایی زون های دگرسانی گرمابی مرتبط با ذخایر مس پورفیری (ازطریق کتابخانه طیفی) و شناسایی مستقیم زون های دگرسانی و کانی های مس دار (ازطریق نمونه برداری مستقیم از محل کان سار و استفاده از آن به منزله پیکسل آموزشی). در منطقه مورد مطالعه، نتایج MNF از داده های استر و سنتینل A2 استخراج و در طبقه بندی طیف پایه و با استفاده از کتابخانه طیفی نرم افزار و نمونه های آموزشی از مناطق دگرسان شده، به ترتیب از سه کانی کائولینیت، موسکویت و کلریت به صورت شاخص هایی برای دگرسانی آرژیلیک، فیلیک و پروپیلیتیک استفاده شد.   نتایج و بحث: نتیجه جالب توجه به دست آمده، از این تحقیق، برجسته سازی دگرسانی در تصاویر استر معدن صاحب دیوان بود؛ این نکته گویای حضور هم زمان دگرسانی آرژیلیک و فیلیک در مرکز و محصور شدن آن با دگرسانی پروپیلیتیک بود که با الگوی مرسوم ذخایر پورفیری مطابقت دارد. همچنین تحلیل تصاویر سنتینل نشان داد هماتیت، ژاروسیت، گوتیت و لیمونیت ویژگی های جذبی قدرتمندی در ناحیه VNIR نشان می دهند و این حسگر در شناسایی آنها موفق تر بوده است. پس از دریافت اطلاعات زمین شناختی و انجام دادن مطالعات XRD، از روش های نقشه برداری کانی شناسی طیف پایه مانند BE، LSU، CEM استفاده شد؛ ازبین آنها، روش BE بهترین نتیجه را برای جداسازی پیکسل های هدف، به ویژه در تشخیص انواع گوناگون تغییرات ذخایر مس پورفیری، دربرداشت. این مسئله، با استفاده از پیکسل های آموزشی، روی تصاویر استر نشان داده شد. اگرچه تصاویر سنتینل، به دلیل وضوح طیفی پایین در محدوده فروسرخ کوتاه، نتایج رضایت بخشی برای کانی های رسی به دست ندادند، برای جداسازی کانی های حاوی آهن مانند هماتیت، ژاروسیت و گوتیت مطلوب بودند و با استفاده از ترکیب رنگی، نتیجه گرفته شد که وجود هماتیت و ژاروسیت را به طور هم زمان نشان می دهند. نتیجه گیری: نتایج بررسی توده های نفوذی ورقه 100000 لاهرود رگه های سیلیسی و گسترش گسل ها و دگرشکلی ها نشان می دهد که به طور کلی، دگرسانی گسترده در بخش مرکزی (صلوات و نیازقلی مشیران) و جنوب غرب منطقه مورد مطالعه (صاحب دیوان و دوست بیگلو) شایان توجه است. محصولات حاصل از فراوری با نقشه زمین شناسی منتشرشده از منطقه مورد مطالعه مقایسه و نشان داده شد که نقشه های حاصل با مدل زمین شناسی مفهومی کان سار مس پورفیری مطابقت دارند و دگرسانی ها به سنگ میزبان این نوع کان سار بازمی گردد.
۱۳۸۶.

مدل سازی مصرف انرژی الکتریکی بخش مسکونی بر اساس شاخص UTCI(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۲۰۶
مطالعه حاضر با هدف شناسایی تاثیرگذارترین متغیر اقلیمی بر مصرف انرژی الکتریکی بخش مسکونی و همچنین معرفی بهترین مدل در برآورد مصرف، با استفاده از مدل سازی مصرف انرژی الکتریکی انجام شده است. داده های اقلیمی برای سال های 2003 تا 2022 از مرکز پیش بینی میان مدت وضع هوا (ECMWF) و همچنین دادهای مصرف سالیانه انرژی الکتریکی بخش مسکونی به تفکیک استان های ایران، از توانیر دریافت شد. به منظور بررسی روند، از آزمون ناپارامتریک من-کندال استفاده گردید و برای مدل سازی مصرف انرژی الکتریکی، از مدل های، رگرسیون خطی چندگانه(MLR) ، شبکه های عصبی مصنوعی (ANN)، ماشین بردار پشتیبانی (SVM) و جنگل تصادفی (RF) استفاده شد. نتایج نشان داد که همبستگی میان مصرف انرژی الکتریکی بخش مسکونی و دمای کمینه و بیشینه، در تمام استان های کشور مثبت و رابطه مصرف انرژی الکتریکی با شاخص UTCI در استان های مختلف، مقادیر مثبت و منفی را به خود اختصاص داده است. به طوری که در 22 استان همبستگی مثبت و در 9 استان همبستگی منفی می باشد. نتایج حاصل از برسی روند تغییرات نشان داد که دمای کمینه، دمای بیشینه و انرژی الکتریکی، در همه استان ها روند افزایشی داشته است اما شاخص UTCI، روند منفی را هم در تعدادی از استان ها ثبت کرده است. همچنین رابطه ای که از مدل رگرسیونی گام به گام حاصل شد، نشان داد که در 23 استان، تنها متغیر تاثیرگذار، دمای کمینه می باشد. در استان های اصفهان، خراسان جنوبی و کرمان، متغیر های دمای کمینه و شاخص UTCI به عنوان متغیر تاثیرگذار شناخته شد. در استان های اردبیل، گیلان و گلستان، تنها دمای بیشینه وارد معادله گردید. نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد، مدل ANN عملکرد بهتری را نسبت به سه مدل دیگر داشته است. به طوری که بیشترین ضریب همبستگی با 79/0 و حداقل خطا با 360 را ثبت کرده است. مدل های MLR، SVM و RF به ترتیب عملکرد بهینه، در رتبه های بعدی قرار دارند.
۱۳۸۷.

شناسایی و اولویت بندی معیارهای مؤثر در برندسازی جاذبه های گردشگری شهر تهران با بهره گیری از روش های تصمیم گیری چندمعیاره (DEMATEL-ANP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۳۸
رقابت در حوزه گردشگری شهری امروزه به دلیل تشابه خدمات و امکانات شهرها دیگر میسر نیست؛ بنابراین داشتن نام تجاری تأثیرگذار، به عبارتی دیگر برند شهری، یکی از شیوه های مؤثر برای ایجاد تمایز در این مقصدهاست. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤثرترین معیارها و زیرمعیارها در ارزیابی ظرفیت های شهر تهران و وزن دهی آن ها برای رتبه بندی آنان به منظور انتخاب مناسب ترین جاذبه ها برای متمایزسازی و برندسازی این شهر است. نوع پژوهش توسعه ای کاربردی و توصیفی پیمایشی بوده و 7 معیار و 38 زیرمعیار از ادبیات موضوع استخراج شده اند تا 10 جاذبه برتر گردشگری شهر تهران را براساس انتخاب خبرگان اولویت بندی کنند. سه پرسش نامه در این پژوهش طراحی شدند که دو پرسش نامه در میان 35 نفر از مدیران و خبرگان گردشگری و پرسش نامه دیگر میان 40 نفر از گردشگران خارجی به ترتیب با روش های نمونه گیری هدفمند و در دسترس توزیع شد. برای بررسی داده های پرسش نامه ها از روش دیمتل مبتنی بر تحلیل شبکه ای استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که زیرمعیارهای مربوط به منحصربه فرد بودن جاذبه با امتیاز 0.03451، تنوع جاذبه با امتیاز 0.03347 و درآمد زایی با امتیاز 0.03324 به ترتیب اولویت اول تا سوم را در میان 38 زیرمعیار کسب کرده اند. همچنین کاخ گلستان با امتیاز 0.14341 اولویت نخست را در میان جاذبه های شهر تهران برای برندسازی به دست آورد؛ بنابراین کاخ گلستان به عنوان جاذبه ای با ظرفیت بالا برای برندسازی و بازاریابی شهری از اهمیت بسزایی برای گردشگران برخوردار بوده و جاذبه مناسب برای متمایزسازی شهر تهران است. تمرکز بر اصالت و هویت بصری کاخ گلستان با هدف تقویت تصویر این مکان در رسانه های داخلی و خارجی در راستای نتایج پژوهش پیشنهاد می شود.
۱۳۸۸.

عوامل موثر بر مزیت های کارآفرینی گردشگری سلامت با تاکید بر مولفه های قیمت و رقابت (مورد مطالعه: غرب استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۵۱
زمینه و هدف: استان مازندران به دلیل داشتن آب وهوای مطلوب و جاذبه های طبیعی گردشگری از پتانسیل بالایی برای توسعه کارآفرینی گردشگری سلامت برخوردار است. با این حال، کارآفرینی گردشگری سلامت در این استان با چالش های متعددی مواجه است که می تواند بر مزیت قیمتی-رقابتی کارآفرینان فعال در این حوزه تأثیرگذار باشد؛ لذا هدف پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر مزیت های کارآفرینی گردشگری سلامت با تأکید بر مؤلفه های قیمت و رقابت در غرب استان مازندران است. روش شناسی: جامعه هدف تحقیق حاضر، شامل مدیران مراکز گردشگری سلامت غرب استان مازندران (مرکز گردشگری سلامت بام دریای نوشهر، بیمارستان خصوصی شهسوار، دهکده سلامت زانوس) بودند. در این تحقیق نمونه گیری به صورت غیر احتمالی به شیوه هدفمند از میان جامعه هدف انجام شد. جهت گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. از آنجا که این تحقیق به عوامل مؤثر بر مزیت های کارآفرینی گردشگری سلامت با تأکید بر مؤلفه های قیمت و رقابت در غرب استان مازندران از طریق تجارب مدیران این مراکز است؛ لذا از استراتژی پدیدارشناسی با استفاده از روش کلایزی بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از آن است که مزیت قیمتی کارآفرینی گردشگری سلامت در غرب استان مازندران دارای دو مؤلفه کاهش هزینه کارآفرینان گردشگری سلامت و مؤلفه کاهش هزینه های سفر گردشگران سلامت است و مزیت رقابتی کارآفرینی گردشگری سلامت در غرب استان مازندران دارای دو مؤلفه بازاریابی هوشمندانه و مؤلفه منحصربه فرد بودن محصولات و خدمات گردشگری سلامت است. نتیجه گیری و پیشنهادها: به کارآفرینان گردشگری سلامت غرب استان مازندران پیشنهاد می شود تا با استفاده از روش های تأمین مالی خلاقانه مانند جذب سرمایه گذاران، اخذ وام های ارزان قیمت، اجرای طرح های مشارکتی و... برای تأمین منابع مالی مورد نیاز خود اقدام کنند و با ایجاد همکاری های راهبردی همچون ایجاد شبکه های همکاری با سایر بخش های گردشگری و درمانی برای به اشتراک گذاری منابع و کاهش هزینه ها و انعقاد قراردادهای بلندمدت با تأمین کنندگان و ارائه دهندگان خدمات برای تضمین قیمت های مناسب تر یک مدیریت مالی مناسب داشته باشند. همچنین با بهبود فرآیندهای عملیاتی و مدیریتی مانند پیاده سازی سیستم های یکپارچه مدیریت اطلاعات و فرآیندها برای بهبود کارایی، آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی برای افزایش بهره وری و ایجاد ساختار سازمانی متناسب با اهداف و نیازهای کسب وکار، این صنعت مهم کشور را ارتقا بخشند. نوآوری و اصالت: این تحقیق در حوزه کارآفرینی گردشگری سلامت غرب استان مازندران از جهت بررسی مؤلفه های قیمت و رقابت توسط سایر محققین مورد بررسی قرار نگرفته است و به توسعه دانش موجود در حوزه مزیت رقابتی کارآفرینی گردشگری سلامت در غرب استان مازندران کمک می کند.
۱۳۸۹.

مدل سازی بارش- رواناب حوزه آبخیز چالوس رود با استفاده از HEC-HMS تحت سیستم اطلاعات جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۲۰۰
مدل های هیدرولوژیکی متفاوتی در حوضه های رودخانه های مختلف برای شبیه سازی داده های رواناب بارش های در دسترس، کاربری اراضی و ویژگی های خاک استفاده می شوند. هدف از این مطالعه، استفاده از مدل HEC-HMS برای شبیه سازی بارش- رواناب حوزه آبخیز چالوس رود به عنوان یک ابزار مفید برای پیشگیری و کاهش خطرات سیلابی باشد. پس از تهیه نقشه کاربری و خاک (تحت نرم افزار HWSD-Viewer فائو) و استفاده از نسخه توسعه یافته مدل (تحت GIS الحاقی)، اطلاعات مکانی منطقه مورد مطالعه و پارامترهای هیدرولوژیکی، مستقیماً در نرم افزار HEC-HMS محاسبه شدند. پس از تهیه نقشه های خاک، شیب، داده های بارش و دبی روزانه (ورودی های مدل) طی سال های 2017- 1981 برای شبیه سازی رواناب، مدل واسنجی و صحت سنجی شد. در منطقه مورد مطالعه، روش های شماره منحنی (CN)، روندیابی ماسکینگام و هیدروگراف واحد برای مدل تنظیم شد. در ارزیابی مدل نیز از آماره های ضرایب تبیین (R2) و نش- ساتکلیف (NSE) استفاده شد. مقادیر R2 (71/0 و 64/0) و NSE (67/0 و 72/0) دوره های واسنجی و صحت سنجی نشان دهنده تطابق خوب بین جریان های مشاهده ای و شبیه سازی شده بود. همبستگی بین مقادیر شبیه سازی و مشاهده ای خوب بود، اما حجم کل ذخیره دبی برای این سال ها کمی بیش ازحد برآورد شد. بر این اساس، مدل به خوبی جریان دبی روزانه را شبیه سازی نمود. نتایج به دست آمده توسط مدل HEC-HMS به عنوان یک مدل جایگزین برای مدل های دیگر در پیش بینی رواناب، رضایت بخش و قابل قبول است. به طوری که، هیدروگراف خروجی این مدل در تلفیق با روش های دیگر مدل های هیدرولوژیکی (HEC-RAS و SWAT) می تواند در زمینه های مختلف مطالعاتی و مدیریتی برای رویدادهای حدی مورداستفاده قرار گیرد.
۱۳۹۰.

پیش نمایی بارش و دمای حوزه آبخیز قره سو با تأکید بر عدم قطعیت مدل های گردش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۷۱
از مهم ترین منابع عدم قطعیت در مباحث تغییر اقلیم به کارگیری مدل های مختلف گردش عمومی است که خروجی های متفاوتی را برای متغیر های اقلیمی تولید می کند. در کل استفاده از چندین مدل گردش عمومی و یا روش های اجرای ترکیبی مدل ها (EP) برای تأکید بر عدم قطعیت در پیش نمایی اقلیم، به علت تفاوت های ساختاری در مدل های جهانی اقلیم و همچنین عدم اطمینان در تغییرات شرایط اولیه مدل ها یکی از راهکارهای کاهش عدم قطعیت مدل های گردش عمومی است. برای این منظور داده های ایستگاه سینوپتیک کرمانشاه در بازه زمانی 1976 تا 2005 از سازمان هواشناسی و داده های ریزگردانی شده حاصل از 21 مدل گردش عمومی از سایت NASA (NEX-GDDP) برای دوره گذشته (2005-1976) و آینده (2049-2020) تحت سناریو RCP4.5 دریافت و پس از اطمینان از صحت داده ها و پیش پردازش های لازم، عدم قطعیت مدل های گردش عمومی بررسی و جهت کاهش عدم قطعیت آن ها از روش های مختلف اجرای ترکیبی استفاده شد. نتایج مقایسه مدل ها نشان داد که مدل های MRI-CGCM3، MPI-ESM-LR، BNU-ESM، ACCESS1-0، MIROC-ESM، MIROC-ESM-CHEM و MPI-ESM-MR از عملکرد مناسب تری در شبیه سازی دما و بارش برخوردار بوده اند. همچنین چنانچه انتظار می رفت بیشترین وزن به مدل هایی که کمترین خطا را داشته اند تعلق گرفته است، به گونه ای که این مدل ها بیشترین وزن را در مدل سازی بارش، دمای حداکثر و دمای حداقل دوره گذشته داشته اند و می توانند به عنوان مناسب ترین مدل های پیش نمایی در آینده معرفی شوند که دارای کمترین عدم قطعیت در شبیه سازی دما و بارش می باشند. بررسی نتایج ضرایب آماری روش های مختلف اجرای ترکیبی نشان داد که روش اجرای ترکیبی تعدادی از مدل ها (MEP) با ضریب تعیین (R2) 95/0 و ضریب کارایی (ME) 92/0 تخمین بهتری را در مقایسه با داده های دوره پایه در ایستگاه سینوپتیک کرمانشاه ارائه داده است و درنهایت این روش به عنوان بهترین روش اجرای ترکیبی مدل های گردش عمومی در نظر گرفته شد.
۱۳۹۱.

توان سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظت شده شهرستان مشکین شهر با استفاده از مدل های کمّی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۷
زمینه و هدف: ژئوتوریسم شکلی از گردشگری می باشد که موجب رشد و پایداری جغرافیایی منطقه، محیط زیست، فرهنگ، میراث تاریخی و زیبایی شناختی آن و هم چنین بهبود زندگی ساکنین آن منطقه می شود. ژئوتوریسم حرکت نوینی به سمت توسعه روستائی است، هدف از این پژوهش، ا توان سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظت شده شهرستان مشکین شهر با استفاده از مدل های کمی می باشد. روش شناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر مدل سرانو-گونزالز-تروبا و کوبالیکوا است. مدل سرانو-گونزالز-تروبا برای ارزیابی ژئوسایت های واقع در نواحی حفاظتی مناسب می باشد. ارزیابی ژئوسایت ها در این روش بر مبنای سه معیار اصلی صورت می گیرد که به ارزیابی ارزش های علمی و مدیریتی کمک می کند و روش مناسبی برای منطقه مورد مطالعه به شمار می آید.. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از ارزیابی مدل سرانو-گونزالز-تروبا نشان داد که منطقه حفاظت شده شیروان دره سی با کسب حداکثر امتیارات از نظر تنوع اشکال ژئومورفولوژیکی و زمین شناسی در رتبه اول قرار دراد. هم چنین با کسب بیش ترین امتیاز از نظر دسترسی و تنوع چشم انداز نسبت به سایر مناطق مورد مطالعه از پتانسیل بالایی جهت مطالعات میدانی و جذب گردشگر برخوردار است. با توجه به نتایج حاصله در رده دوم منطقه گندمین با کسب امتیار 5/8 دارای مناطق حفاظت شده مناسبی برای تحقیقات میدانی و جذب توریسم دارد. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی معیارهای مدل می توان نتیجه گیری کرد که منطقه حفاظت شده شیروان دره سی در مشکین شهر با کسب بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارد. در نهایت، پیشنهاد می گردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق حفاظت شده، از زیرمعیارهای تاثیرگذار انسانی نیز استفاده گردد.
۱۳۹۲.

ارزیابی میزان انطباق پذیری طرح ویژه ناژوان با اصول رویکرد زیست پذیری و اکوتوریسم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۷۱
رهیافت زیست پذیری و رویکرد اکوتوریسم، از موضوعات نوین در حوزه شهرسازی به شمار می روند که هر دو مبتنی بر اصول توسعه پایدار هستند. این دو رویکرد علاوه بر توجه به حفاظت از محیط زیست، توسعه اقتصادی، اجتماعی و کالبدی را نیز دنبال می کنند. محدوده ناژوان، به عنوان یکی از فضاهای سبز و زراعی مهم اصفهان، در سال های اخیر تحت تأثیر ساخت وسازهای غیرمجاز و تغییرات کاربری آسیب دیده است؛ در پاسخ به این وضعیت، «طرح ویژه ناژوان» توسط نهادهای مسئول تدوین و ابلاغ شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفیت این طرح، به شیوه ای توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از تحلیل محتوا انجام گرفته است. در این مطالعه، سنجه هایی مبتنی بر مبانی نظری اکوتوریسم و زیست پذیری، به منظور ارزیابی طرح به صورت کمی و کیفی تعریف شده اند. در بخش کمی، صرف اشاره به سنجه ها در مراحل مختلف طرح (شناخت، تحلیل و پیشنهاد) ملاک ارزیابی قرار گرفته و در بخش کیفی، علاوه بر اشاره، میزان واقع گرایی، جزئی نگری و قابلیت اجرایی نیز سنجیده شده است. امتیازدهی بر اساس طیف لیکرت و روش SWARA صورت گرفته است. بر اساس نتایج، ضریب اهمیت ابعاد زیست محیطی (۰٫۲۷)، اقتصادی (۰٫۲۳)، کالبدی (۰٫۱۸)، کاربری (۰٫۱۴)، اجتماعی (۰٫۱۰) و مدیریت (۰٫۰۸) تعیین شد. امتیاز نهایی طرح در ارزیابی کمی برابر ۴٫۴۵ از ۵ و در ارزیابی کیفی برابر ۳٫۳۱ از ۵ گزارش شده است. این تفاوت بیانگر آن است که هرچند طرح از نظر انطباق کمّی با اصول زیست پذیری و اکوتوریسم موفق عمل کرده، اما در بُعد کیفی دقت و جزئی نگری کافی نداشته و از نظر اجرایی، کیفیت لازم را در تمامی ابعاد مسئله به طور کامل در نظر نگرفته است.
۱۳۹۳.

فراتحلیل شاخص های کالبدی تاثیرگذار بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
پیشینه و هدف: خیابان ها به عنوان فضاهای عمومی مهمی  شناخته می شوند که نقش اساسی در شکل دهی به زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند. خیابان ها فراتر از مسیرهای حمل ونقل یا مکان هایی برای ورزش، به عنوان عرصه های پویا برای تعاملات، تقویت پیوندهای اجتماعی و پرورش حس تعلق میان ساکنان شهر عمل می کنند. پیاده روی در خیابان های شهری نه تنها به سلامت جسمی و روانی کمک می کند، بلکه انسجام اجتماعی را افزایش می دهد و از پویایی اقتصادی محلی حمایت می کند. بسیاری از خیابان های شهری فاقد ویژگی های فیزیکی ضروری برای تشویق به پیاده روی و تعامل اجتماعی هستند که این نکته پتانسیل آن ها را به عنوان فضاهای عمومی زنده کاهش می دهد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی شاخص های فیزیکی است که به طور مؤثر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری را ترویج و راه حل های عملی برای بهبود ساختار فیزیکی آن ها را ارایه می کنند. با پرداختن به این مسائل، این مطالعه قصد دارد به برنامه ریزان شهری، طراحان و سیاست گذاران، دستورالعمل های مبتنی بر شواهد ارائه دهد تا محیط های خیابانی را بهبود  و در نتیجه کیفیت کلی زندگی شهری را ارتقا بخشد. سؤالاتی  که این مطالعه را هدایت می کنند عبارتند از: کدام شاخص های فیزیکی به طور قابل توجهی بر افزایش پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند؟ مؤثرترین راهکارها برای بهبود ساختار فیزیکی خیابان ها به منظور حمایت از این نتایج کدامند؟ روش شناسی: این مطالعه کیفی با رویکرد مروردامنه ای به صورت نظام مند به مرور و ترکیب یافته های پژوهش های پیشین می پردازد. جامعه مورد بررسی شامل مقالات و پژوهش های علمی مرتبط با پیاده روی، تعاملات اجتماعی و شاخص های فیزیکی خیابان های شهری است که بین سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ منتشر شده اند. نمونه گیری هدفمند بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص برای اطمینان از انتخاب مطالعات با کیفیت بالا انجام شد. جمع آوری داده ها از طریق بررسی دقیق اسناد و متون علمی صورت گرفت که سپس با استفاده از تکنیک های تحلیل محتوا کدگذاری و دسته بندی شدند. جستجوها در پایگاه های معتبر داخلی و بین المللی مانند وب آف ساینس، گوگل اسکالر، ساینس دایرکت و مگیران با استفاده از کلیدواژه هایی مانند «محیط فیزیکی»، «پیاده روی» و «تعاملات اجتماعی» انجام شد. فرآیند انتخاب مقالات با توجه به ده شاخص کیفیت از جمله وضوح اهداف پژوهش، دقت روش شناسی، صحت تحلیل داده ها و اهمیت پژوهش هدایت شد. در نهایت، 44 منبع با کیفیت انتخاب شدند. یافته ها و بحث: یافته ها نشان می دهد که شاخص های فیزیکی متعددی به طور قابل توجهی بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند. شاخص های کلیدی شناسایی شده عبارتند از: خوانایی و دسترسی پذیری: تنوع کاربری زمین؛ کیفیت پیاده رو؛ زیبایی شناسی؛ و نظم و پاکیزگی.  این یافته ها با ادبیات پیشین همخوانی دارند و بر نقش محوری طراحی فیزیکی خیابان را در ایجاد محیط های شهری فعال و اجتماعی پرجنب وجوش تأکید می کنند. تعامل میان این شاخص ها اثر هم افزایی ایجاد می کند که تأثیرات فردی آن ها بر رفتار عابران پیاده و زندگی اجتماعی را تقویت می کند. نتیجه گیری:   شاخص های محیط فیزیکی خیابان ها نقش کلیدی در تشویق مردم به پیاده روی بیشتر و افزایش فرصت های تعاملات اجتماعی دارند. شاخص ها شامل زیبایی و جذابیت فضا، امنیت و ایمنی ترافیکی، دسترسی و خوانایی معابر، و اتصال و پیوستگی مسیرها هستند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر یکدیگر تأثیر می گذارند. بهبود این مولفه های مهم می تواند کیفیت محیط شهری را ارتقا دهد؛ سلامت جسمی و روانی افراد را بهبود بخشد و به توسعه پایدار شهری و افزایش کیفیت زندگی شهروندان کمک کند. علاوه بر این، پژوهش حاضر تأکید دارد که طراحی خیابان ها باید به گونه ای باشد که تمام اقشار جامعه، بدون توجه به سن، جنسیت و توانایی جسمی، احساس راحتی و امنیت کنند و بتوانند در فضاهای عمومی حضور یابند و تعاملات اجتماعی را تجربه کنند. در نهایت، توصیه می شود که طراحان و برنامه ریزان شهری این شاخص های فضای فیزیکی را در طراحی و بهبود خیابان های شهری در اولویت قرار دهند. راهکارهای مشخص شامل موارد زیر است: طراحی پیاده روهای پهن و قابل دسترس مجهز به مبلمان شهری مناسب و سایه بان برای افزایش راحتی عابران پیاده؛ تشویق به کاربری های ترکیبی در طول خیابان ها برای افزایش تنوع، جذب گروه های مختلف کاربران و حفظ پویایی خیابان در طول روز؛ ارتقاء ایمنی از طریق بهبود روشنایی، افزایش حضور نیروهای امنیتی و اقدامات کاهش سرعت ترافیک به منظور ایجاد محیط های امن برای همه کاربران؛ گنجاندن فضاهای سبز، محوطه سازی و عناصر معماری زیبا برای ایجاد مناظر خیابانی دلپذیر و جذاب؛ اطمینان از نگهداری منظم، پاکیزگی و حذف موانع برای حفظ محیطی منظم و دلپذیر برای عابران پیاده؛ و بهبود خوانایی از طریق علائم واضح و سیستم های راهنما برای تسهیل جهت یابی و دسترسی پذیری.
۱۳۹۴.

تحلیل پیامدهای کالبدی- محیطی توسعه بوم گردی در سکونتگاه های روستایی شهرستان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف: مقاله حاضر با هدف تحلیل پیامدهای کالبدی- محیطی توسعه بوم گردی در سکونتگاه های روستایی شهرستان صورت گرفته است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی صورت پذیرفته و باتوجه به هدف در رسته پژوهش های کاربردی است. روش و داده: برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از مطالعات اسنادی و روش پیمایشی از طریق داده های کتابخانه ای، میدانی و پرسشنامه ای استفاده شده است. طبق مطالعات صورت گرفته، از بین ۵۲۱ روستای دارای سکنه شهرستان کرمان، ۲۷ روستای گردشگرپذیر و دارای اقامتگاه های بوم گردی به عنوان جامعه آماری انتخاب شد. جهت تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده. بنابراین ۳۸۰ پرسشنامه با ۴۷ سوال تنظیم گردید که روایی آن به روش صوری و ساختاری آن در زمینه های طبیعی، زیرساخت ها و ساخت و ساز به ترتیب؛ ۰/۶۸۱، ۰/۸۹۵، ۰/۷۹۶ و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب با مقدار ۰/۸۹۵، ۰/۶۸۱، ۰/۸۰۵ تأیید شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش مدل سازی معادلات ساختاری توسط روستاییان انجام گرفته است. یافته ها: بنا بر نتایج به دست آمده به شکل کلی اثرات توسعه بوم گردی روستاهای دارای اقامتگاه بوم گردی این شهرستان، کالبدی است. به طوری که بار عاملی آن رقم ۰/۷۶۹ را نشان می دهد. هرچند همبستگی مناسبی ببین متغیرهای قابل مشاهده با متغیرهای پنهان وجود دارد؛ اما در روش انتروپی شانون بالاترین وزن منفی ۰/۱۱۰ را به خود اختصاص داده است که تقویت این بعد از عامل زیست محیطی می تواند در توسعه و رونق هر چه بیشتر بوم گردی موثر باشد. نتیجه گیری: بنا بر مطالب پیش گفته، برای رسیدن به الگوی مناسب توسعه بوم گردی، می بایست ضعف ها و پتانسیل های دهستان ها مدنظر باشد و گام بعدی این فرایند کالبدی-فضایی و زیست محیطی باشد. نوآوری، کاربرد نتایج: از مهم ترین جنبه های نوآورانه و کاربردی تحقیق می توان بررسی اثرات توسعه بوم گردی در نواحی روستایی و توسعه بوم گردی در سکونتگاه های روستایی به شیوه بهینه نمودن شرایط کالبدی- محیطی آن ها اشاره نمود.
۱۳۹۵.

بررسی کارایی شاخص های پوشش گیاهی در مطالعات خشکسالی با استفاده از تکنیک سنجش از دور (مطالعه موردی: استان کردستان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۸
خشکسالی یکی از پدیده های طبیعی مخرب است که اثرات جدی بر پوشش گیاهی و فعالیت های کشاورزی می گذارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر خشکسالی بر پوشش گیاهی استان کردستان در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ با استفاده از شاخص های پوشش گیاهی به دست آمده از تکنیک های سنجش از دور است. برای این منظور، شاخص های NDVI، EVI و VCI که از تصاویر سنجنده MODIS استخراج شده اند، به کار گرفته شدند. تحلیل داده ها با استفاده از سامانه گوگل ارث انجین انجام شده و به بررسی تغییرات زمانی و مکانی پوشش گیاهی در طول دوره مطالعه پرداخته شد. به طور مشخص، تغییرات در طبقات پوشش گیاهی (متراکم، متوسط، ضعیف و بدون پوشش) و ارتباط آن با شدت خشکسالی بررسی گردید. مدل های استفاده شده در این پژوهش برای تحلیل روندها و همبستگی بین شاخص های پوشش گیاهی و شدت خشکسالی در سطح منطقه ای طراحی شده اند. نتایج نشان می دهد که طی دوره مورد مطالعه، نوسانات قابل توجهی در توزیع طبقات پوشش گیاهی مشاهده شده است. همچنین، همبستگی معناداری بین کاهش شدت خشکسالی و افزایش مساحت پوشش گیاهی متراکم شناسایی شد. این یافته ها اهمیت استفاده از شاخص های سنجش از دور در پایش و ارزیابی خشکسالی و تغییرات پوشش گیاهی را در مناطق حساس به خشکسالی مانند استان کردستان تأیید می کنند. پژوهش حاضر با ارائه بینش هایی در مورد رفتار پوشش گیاهی در مواجهه با خشکسالی، به بهبود مدیریت منابع طبیعی و کشاورزی در مناطق خشک و نیمه خشک کمک می کند.
۱۳۹۶.

تحلیل چالش ها و نیازهای دیپلماسی شهری در کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۴
در روزگاری به سر می بریم که تار و پود آن بر پایه ی ارتباط میان کشورها شکل گرفته است و جهانی شدن، سرنوشت فضاهای جغرافیایی به ویژه شهرها را به هم پیوند داده است. در فضای جهانی شهرها که ویژگی اساسی آن، همکنش ترازهای مختلف قدرت در درون و برون از مرزهای سرزمینی است، مدیریت شهری بایستی رویکرد مناسبی برای کنش مندی در این فضا برگزیند. دیپلماسی شهری رویکردی شایسته برای این هدف است. این پژوهش در پیِ شناخت و تحلیل مشکلات و نیازهای شهر مشهد در زمینه دیپلماسی شهری می باشد. گردآوری داده ها از طریق تشکیل پنل(با شرکت 30 تن در چهار کارگروه با موضوع دیپلماسی شهری در مشهد) و مصاحبه نیمه ساختاریافته (با 10 تن از مدیران و مسئولین) بوده است. در نتیجه ی پنل، 42 اولویت در چهار محور(اقتصاد بین الملل و سرمایه گذاری خارجی؛ سازمان های بین المللی؛ مسائل اجتماعی- فرهنگی و زیارت؛ ارتباطات و تبلیغات بین الملل) به دست آمد. داده های مصاحبه نیز پس از کدبندی، در سه مقوله دسته بندی شدند. نتایج نشان دهنده این است که چه کارشناسان و چه مسئولین بر این باورند که مشکلات و نیازهای مشهد فراوان است و گشایش آن ها بدون رابطه با سایر کشورها امکان پذیر نمی باشد. بنیادی ترین چالش دیپلماسی شهری مشهد را، «ذهنیت» مسئولین و «نبود شناخت راستین» از فضای جهانی شهرها و همکنش شایسته با آن نشان می دهد. پس از آن مشکلات برآمده از سیاست خارجی کشور و مشکلات مربوط به ساختار مدیریت شهرها قرار دارد. اساسی ترین نیاز و پیشنهاد برای مدیریت شهری، بهبود روابط با جهان در تراز ملی است، آینده دیپلماسی شهری مشهد را تا اندازه ی زیادی، وضعیت ایران در جهان نمایان خواهد ساخت؛ وضعیتی که خود برآمده از نحوه تعامل با جهان خواهد بود.
۱۳۹۷.

تحلیل نقش فرآیندهای مورفوتکتونیک بر پتانسیل خطر ناپایداری دامنه ای در حوضه آبریز شهرچای ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
این پژوهش با هدف تحلیل اثرات فرآیندهای تکتونیکی فعال بر ویژگی های ژئومورفولوژیکی و ارزیابی پتانسیل وقوع ناپایداری های دامنه ای در حوضه آبریز شهرچای ارومیه انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، از تلفیقی از شاخص های مورفوتکتونیک(مانند ناهنجاری سلسله مراتبی آبراهه ها، تراکم ناهنجاری ها و نسبت انشعابات)، مدل سازی آماری رگرسیون لجستیک، و تحلیل داده های سنجش از دور و داده های میدانی بهره گرفته شد. نتایج حاصل از مدل رگرسیون لجستیک(با دقت ROC=0.922) نشان می دهد که حدود 43/13 درصد از ناپایداری های ثبت شده در نواحی با لیتولوژی متوسط تا مقاوم، در فاصله کمتر از ۱ کیلومتر از گسل های فعال واقع شده اند. همچنین 87/25 درصد از این ناپایداری ها در فاصله ای کمتر از ۳ کیلومتر از رودخانه ها و ۹۰ درصد از آن ها در فاصله ای کمتر از ۲ کیلومتر از جاده ها با پوشش گیاهی کم تراکم یا فاقد پوشش مناسب رخ داده اند.تحلیل پهنه بندی خطر ناپایداری نیز نشان می دهد که بیشترین خطر در ارتفاعات بین ۱۲۶۸ تا ۲۰۰۰ متر و در دامنه های با جهت جنوبی متمرکز است. یافته ها بیانگر نقش مؤثر تکتونیک فعال، شیب زمین، و زیرساخت های انسانی(مانند جاده ها) در تشدید فرآیندهای ناپایداری دامنه ای است. بر این اساس، اتخاذ رویکردی یکپارچه در مدیریت خطر، احیای پوشش گیاهی طبیعی، و اعمال محدودیت های کاربری اراضی در مناطق پرخطر ضروری به نظر می رسد.
۱۳۹۸.

تحلیل ساختار و تغییر رژیم خشکسالی در ایران با رویکرد خوشه بندی سه بعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
این پژوهش به تحلیل ساختار و تغییر رژیم خشکسالی های ایران طی دوره ی ۱۹۵۸ تا ۲۰۲۲ با بهره گیری از رویکرد خوشه بندی سه بعدی می پردازد. در این راستا، داده های اقلیمی با وضوح مکانی بالا (در حدود ۴ کیلومتر) از مجموعه ی داده های TerraClimate مورد استفاده قرار گرفته است. با آستانه گذاری مقادیر scPDSI و شناسایی مؤلفه های متصل در فضای مکان زمان، خوشه های خشکسالی به عنوان رخدادهای پیوسته استخراج گردیدند. جهت پالایش خوشه ها، فیلتر حداقل اندازه اعمال شد که مقدار بهینه ی آن براساس روش بهینه سازی هندسی زاویه تعیین گردید. نتایج نشان می دهد رژیم خشکسالی ایران به ویژه پس از دهه ی ۲۰۰۰ دچار دگرگونی چشمگیری شده است؛ به طوری که الگوی غالب از رخدادهای پراکنده و کوتاه مدت به سامانه های پایدارتر و گسترده تر تبدیل شده است. یافته ها حاکی از آن است که بعد از سال ۲۰۰۰، خوشه های خشکسالی بزرگ تر، بادوام تر و از نظر مکانی وسیع تر شده اند. به موازات این تغییر رژیم، مناطق مرکزی، غربی، شمال شرقی و شمال غربی کشور( که پیش تر کمتر در کانون خشکسالی های شدید بودند) به کانون های جدید خشکسالی های پایدار تبدیل شده اند و تعداد و طول دوره های خشکسالی در آن ها به طور معناداری افزایش یافته است.این چارچوب خوشه بندی سه بعدی و بهینه سازی آستانه، نوآوری روش شناختی مهمی را در مطالعه ی خشکسالی ارائه می دهد.
۱۳۹۹.

عوامل مؤثر بر خلاقیت و نوآوری و نقش آن در کارآفرینی سکونتگاه های روستایی، مورد مطالعه: بخش دشمن زیاری- شهرستان ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
کارآفرینی از رویکرد های اقتصادی مهم در مناطق روستایی محسوب می شود. تحقق و پیاده سازی این رویکرد در مناطق روستایی، نیازمند زیرساخت ها و عوامل مختلف از جمله خلاقیت و نوآوری است. جهت بهبود خلاقیت و نوآوری در مناطق روستایی بایستی عوامل مختلف را شناسایی و متناسب با آن برنامه ریزی نمود. در این پژوهش هدف آن است که عوامل مؤثر در بهبود خلاقیت و نوآوری در  سکونتگاه های روستایی شهرستان ممسنی در بخش دشمن زیاری مطالعه و تحلیل شود. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق روش پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بوده است. روایی پرسش نامه از طریق جامعه نخبگان تأیید و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب کرونباخ بیشتر از 70/0 تأیید شد. جامعه آماری تحقیق را ساکنان روستایی تشکیل داده اند که برابر با 7702 نفر بوده اند. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه به تعداد 366 نفر تعیین شد. نتیجه آزمون نشان داد که شاخص های کارآفرینی روستایی در سطح کمتر از 05/0 و با میانگین 759/2 نامناسب بوده اند. همچنین 19 عامل در خلاقیت و نوآوری مؤثر شناخته شده اند که در چهار عامل کلان شامل: توانمندسازی و بهبود سرمایه اجتماعی (786/28 درصد)، قانونگذاری (712/19 درصد)، زیرساختی (744/13 درصد) و اعتبارات مالی (518/8 درصد) دسته بندی شده اند. نتیجه مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که عوامل خلاقیت و نوآوری با تبیین 69/0 (معادل 69 درصد واریانس)، می توانند در کارآفرینی روستایی تأثیرگذار باشند. بر اساس نتایج مدل، بیشترین تأثیرگذاری مربوط به انجام فعالیت مشارکتی و گروهی روستاییان با تبیین 87/0 است. در مجموع خلاقیت و نوآوری در راستای کارآفرینی روستایی و تغیر وضعیت موجود مؤثر است و بایستی برنامه ریزی عملیاتی در این زمینه مورد تأکید باشد.
۱۴۰۰.

تحلیل تاب آوری مسکونی محلات ناکارآمد در برابر زلزله (نمونه موردی: منطقه 7 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
رشد جمعیت با شهرنشینی سریع و بدون برنامه ریزی، گسترش فزاینده مخاطرات طبیعی و انسانی، پیامدی جزء ناپایداری در پهنه شهرها به ویژه پهنه های فرسوده و ناکارآمد مسکونی ندارد. بنابراین امروزه در شهرها، توجه به افزایش پایداری فیزیکی مسکن مبتنی بر اصول و نظریه تاب آوری از اهمیت زیادی برخودار است. هدف پژوهش تحلیل و کاربرد تاب آوری کالبدی مسکن در بافت های فرسوده شهری در محلات منطقه 7 با 13 محله با وسعت 1970383 مترمربع و همچنین نحوه تأثیر آن برای پایدارسازی منابع شهری است. پژوهش حاضر با نوع کاربردی توسعه ای و با روش توصیفی- تحلیلی و ارزیابی تاب آوری کالبدی مسکن محدوده مورد مطالعه با داده های حاصل از مطالعات اسنادی موجود در سازمان مسکن و شهرسازی، مرکز آمار و شهرداری پرداخته است. داده ها در غالب شاخص های اسکلت ساختمان، عمر بنا، نفوذپذیری، تعداد طبقات، جنس مصالح، کیفیت ابنیه و دانه بندی قطعات در بافت مسکونی استخراج و دسته بندی شده اند. جهت ارزیابی و کشف الگو از ابزار رگرسیون، از روش خودهمبستگی فضایی برای وزن دهی لایه ها، تحلیل توزیع فضایی از روش خودهمبستگی فضایی موران محلی (Anselin local Morans) در نرم افزار GIS و Geoda در سطوح محلات منطقه 7 استفاده شده است. نتایج حاصله بیانگر این است علیرغم قرارگیری مساحت بیشتری از محدوده در بازه تاب آوری متوسط تا غیر تاب آور از لحاظ تفکیک، طیف تاب آوری در محلات با روند تغییرات و تأثیرات متفاوتی روبرو است که پراکنش جغرافیایی آن در قسمت شرق منطقه نمود و تمرکز بیشتری دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان