ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۵۸۱.

ارزیابی پایداری گردشگری منطقه عون بن علی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۸
امروزه علارغم اهمیت گردشگری در زمینه اشتغال و اقتصاد پایدار، چالش هایی نظیر تنزل اصول اخلاقی، نابودی زیستگاه های طبیعی، آلودگی آب های زیرزمینی، به خطر افتادن بهداشت و سلامتی ناشی از شبکه های ناکافی دفع زباله و فاضلاب روبروست. لذا سنجش سطح پایداری مناطق گردشگری، تبیین معیارها و شاخص های مختلف، از جمله شاخص های زیست محیطی، اقتصادی در جهت دستیابی به توسعه پایدار گردشگری مورد تأکید است. تفرجگاه عون بن علی(عینالی) بزرگ ترین تفرجگاه کوهستانی کشور به شمار می رود که به طور میانگین یک میلیون نفر در سال بازدید کننده دارد. با توجه به محدودیت های طبیعی منطقه، فشار روزافزون گردشگر منجر به تخریب ارزش های طبیعی و در نتیجه نابودی قابلیت های گردشگری می شود که لزوم توجه به پایداری گردشگری را نشان میدهد. این مطالعه باهدف ارزیابی پایداری گردشگری منطقه عون بن علی شهر تبریز انجام شد. داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه با کارشناسان و گردشگران این منطقه در قالب پرسشنامه در سال 1399 جمع آوری شدند. ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی به عنوان معیارهای تصمیم گیری ارزیابی پایداری و برای هر یک از این ابعاد شاخص هایی در نظر گرفته شد. ارزش وزنی ابعاد و شاخص ها به روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) محاسبه شد. نتایج مطالعه نشان داد که بعد زیست محیطی با وزن 520/0بیشترین و بعد اجتماعی با وزن 220/0کمترین تأثیر را در پایداری گردشگری دارند. در بعد اقتصادی، شاخص های «میزان اشتغال ایجاد شده» و «وجود ارتباطات آنلاین در منطقه» و در بعد اجتماعی، شاخص های «رضایت گردشگر از امنیت منطقه» و «وضعیت سرویس های بهداشتی» به ترتیب دارای بیشترین اهمیت بودند. شاخص های «کیفیت آب» و «بهداشت محیط» نیز به ترتیب دارای بیشترین تأثیر روی پایداری گردشگری در بعد زیست محیطی بودند. براساس نتایج ،جهت دستیابی به سطوح بالاتر پایداری گردشگری، سیاست های لازم باید در جهت افزایش شاخص های تأثیرگذار بر پایداری اتخاذ گردد که مهم ترین آن ها تأکید بر حفظ چهره طبیعی منطقه عون بن علی و کاهش عملیات ساخت و ساز در آن منطقه می باشد.
۵۸۲.

واکاوی ظرفیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سبزوار با استفاده از مدل های ژئوتوریستی (مطالعه موردی: رودآب، ریوند، طبس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۸
ژئوتوریسم یکی از جدیدترین مفاهیم در حوزه گردشگری است و در درجه اول بر ارتقای ویژگی های زمین شناسی و ژئومورفولوژیکی در مناظر به عنوان جاذبه های گردشگری تمرکز دارد. هدف پژوهش حاضر واکاوی ظرفیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سبزوار با استفاده از مدل های هادزیک، کوبالیکوا و فیولت می باشد. مناطق ژئوتوریستی رودآب، ریوند و طبس به عنوان مناطق مورد مطالعه انتخاب شدند. پژوهش حاضر با تکمیل کردن 108 پرسش نامه (25 نفر گردشگر و 11 نفر کارشناس برای هر مدل) برای هر سه منطقه مورد مطالعه و محاسبه امتیازدهی آنان به پرسش نامه، به عمل آمده است. براساس نتایج حاصله از مدل هادزیک و بررسی ارزش های علمی و مازاد با نظر کارشناسان و گردشگران؛ توان ژئوتوریستی منطقه طبس با مقدار (68/91) بیش ترین امتیاز و منطقه ریوند با مقدار (41/25) کم ترین امتیاز را به خود اختصاص دادند. هم چنین براساس نتایج به دست آمده از مدل کوبالیکوا منطقه طبس با مقدار (8/76) بیش ترین امتیاز و منطقه ریوند با مقدار (6/49) کم ترین امتیاز را در مجموع ارزش های علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی داراست. نتایج حاصل از ارزیابی از طریق مدل فیولت و بررسی ارزش های مدیریتی و گردشگری نیز نشان دهنده آنست که منطقه طبس با مقدار (7/86) بیش ترین امتیاز و منطقه ریوند با مقدار (6/36) کم ترین امتیاز را در مجموع ارزش های ارزیابی کسب کردند. بنابراین نتیجه گیری می گردد که منطقه طبس در شهرستان سبزوار، در بین مناطق مورد مطالعه، دارای توان ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی بیشتری است. درنهایت پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی برای واکاوی ظرفیت های ژئوتوریستی شهرستان سبزوار از نرم افزارها و مدل های جدید و به روز استفاده شود.
۵۸۳.

ارزیابی نقش توان ژئودایورسیتی در توسعه ژئوتوریسمی مناطق(مطالعه موردی: استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: توان ژئودایورسیتی تعیین کننده توان ژئوتوریسمی مناطق است و مناطقی که دارای توان ژئوتوریسمی بالایی هستند، پتانسیل زیادی به منظور اهداف توسعه گردشگری دارند. با توجه به اینکه استان کرمانشاه از نظر عوامل طبیعی دارای تنوع زیادی است، در این پژوهش به ارزیابی توان ژئودایورسیتی و ژئوتوریسمی این استان پرداخته شده است. روش پژوهش: در این تحقیق از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر SRTM، نقشه های زمین شناسی 1:100000 و لایه رقومی اطلاعاتی و همچنین اطلاعات بدست آمده از پرسشتامه و مصاحبه به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق، ArcGIS و گوگل ارث بوده است. این تحقیق در 3 مرحله انجام شده است که در مرحله اول با استفاده از روش دیاس و همکاران به ارزیابی توان ژئودایورسیتی استان کرمانشاه پرداخته شده است. در مرحله دوم و سوم، ابتدا 120 ژئوسایت شناسایی و سپس از میان آن ها، 40 ژئوسایت مستعد انتخاب و سپس با استفاده از روش های کوبالیکوا و کامنسکو به ارزیابی آن ها پرداخته شده است. نتایج: نتایج ارزیابی با استفاده از روش های کوبالیکوا و کامنسکو نشان داده است که در بین ژئوسایت های استان کرمانشاه، ژئوسایت چشمه بل با کسب 7/87 درصد از مجموع امتیازات، با ارزش ترین ژئوسایت استان کرمانشاه است و بعد از این ژئوسایت نیز ژئوسایت های غاری قوری قلعه با 3/83 امتیاز، سراب طاق بستان با 8/82 امتیاز، دیواره بیستون و تنگه چهارزبر با 4/81 امتیاز، سد داریان و سراب روانسر با 3/81 امتیاز، دارای بالاترین امتیاز هستند. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داده است که استان کرمانشاه و خصوصا مناطق شمالی آن از نظر ژئودایورسیتی دارای توان بالایی است و همین مسئله سبب شده است تا این استان دارای ژئوسایت های مستعد و متنوع زیادی باشد.
۵۸۴.

ارزیابی عوامل موثر بر آسیب پذیری سلامت روحی و روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در محیط های مسکونی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۳
هدف پژوهش حاضر ارزیابی عوامل موثر بر آسیب پذیری سلامت بیماران مغز و اعصاب و روان در محیط های مسکونی شهر اردبیل می باشد.پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی- تحلیلی می باشد. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش های میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش منطبق بر بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS وGIS و آزمون های آماری T تک نمونه ای، همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی اکتشافی جهت پاسخ به سوالات تحقیق استفاده شده است.پراکنش فضایی بیماری مغز و اعصاب و روان در بافت فرسوده شهر اردبیل نشان می دهد که در محله هایی که دارای بافت فرسوده می باشد تجمع بیماری در آن مناطق نسبت به سایر مناطق بیشتر می باشد و تاثیر کیفیت مسکن بر سلامت روحی و روانی بیماران تاثیرگذار بوده است همچنین براساس نتایج آزمون پیرسون همبستگی مثبت و معناداری بین متغیرهای کیفیت محیط مسکونی و سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان وجود دارد. همچنین براساس نتایج حاصل از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی عواملی که باعث تاثیر کیفیت مسکن بر سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان می باشد عبارتند از: میزان تراکم مسکن در محله، وجود فضاهای باز و سبز در محله، وجود حیاط مستقل، رضایت از تعداد اتاق در منزل مسکونی و همچنین اجزای نمای ساختمان ها بیشترین تاثیر را بر سلامت روان افراد مورد مطالعه داشته است.براساس نظرات پاسخگویان کیفیت محیط مسکونی در شهر اردبیل بر سلامت روان بیماران تاثیرگذار می باشد در نتیجه باید رابطه میان متخصصان برنامه ریزی مسکن و روانشناسان محیط تقویت گردد تا تاثیر منفی محیط مسکونی بر شاخص های سلامت روان کنترل شود.
۵۸۵.

شناسایی نواحی مستعد توسعه گردشگری مبتنی بر طبیعت در شهرستان خمینی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۵
در برنامه های توسعه گردشگری، شناسایی و پهنه بندی مناطق مستعد، نقش محوری در موفقیت و پایداری ایفا می کند. در این راستا، پژوهش حاضر قصد دارد با استفاده از روش تحلیل آمایشی داده های مکانی در سیستم اطلاعات جغرافیایی، پهنه های مناسب توسعه گردشگری مبتنی بر طبیعت در شهرستان خمینی شهر را شناسایی کند. این پژوهش بر اساس هدف کاربردی، بر اساس ماهیت داده کمّی، بر اساس روش تحقیق آمایشی و تحلیلی، بر اساس زمان انجام مقطعی و بر اساس شیوه جمع آوری داده ها میدانی و مکانی است. به این منظور، داده های مکانی زیرمعیارهای فاصله از منطقه حفاظت شده قمیشلو، فاصله و تراکم شبکه راه ها، فاصله و تراکم مراکز جمعیتی، ارتفاع و شیب زمین جمع آوری و لایه های رقومی آنها در نرم افزار ArcGIS تهیه شد. سپس با مقایسه زوجی عوامل، ارجحیت آنها براساس نظرات کارشناسی استخراج شد. نهایتاً لایه های رقومی با توجه به وزن هر عامل ترکیب و نقشه قابلیت اراضی پتانسیل گردشگری مبتنی بر طبیعت ایجاد شد. نتایج نشان داد 13.11 درصد (2291 هکتار) از مساحت شهرستان خمینی شهر به عنوان پهنه بسیار مناسب، عمدتاً در شمال و شمال غرب قرار دارد. پهنه مناسب 23 درصد (4016 هکتار) از مساحت را در اطراف پهنه بسیارمناسب به خود اختصاص داد. پهنه متوسط با 30.82 درصد (5385 هکتار) از مساحت شهرستان در اکثر نواحی، به جز جنوب و مرزها، پراکندگی دارد. پهنه نامناسب با 23.67 درصد (4137 هکتار) وسعت، بیشتر در نوار مرزی و پهنه بسیار نامناسب با 9.42 درصد (1646 هکتار) وسعت در جنوب و جنوب شرق گستردگی دارند. این پهنه ها، امکان شناسایی نواحی با بیشترین پتانسیل گردشگری پایدار برای بهره برداری، سرمایه گذاری و توسعه زیرساخت ها را فراهم می آورند. همچنین به تصمیم گیران و برنامه ریزان کمک می کنند تا با اتخاذ رویکردی هدفمند، به توسعه توریسم در مناطق دارای قابلیت های طبیعی منحصربه فرد بپردازند.
۵۸۶.

بررسی تغییرات فصلی و مکانی عمق نوری آئروسل (AOD) در استان گلستان با تأکید بر پوشش زمین و نقاط داغ نوظهور (2024-2001)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۹
پدیده گردوغبار به عنوان یک چالش زیست محیطی در مناطق خشک و نیمه خشک، تأثیرات گسترده ای بر کیفیت هوا، سلامت عمومی، اکوسیستم ها و اقتصاد دارد. افزایش غلظت ذرات معلق به ویژه در فصول خشک، مشکلات تنفسی و قلبی عروقی را تشدید کرده و هزینه های اقتصادی قابل توجهی به نظام سلامت تحمیل می کند. این پژوهش به تحلیل الگوهای فصلی و مکانی عمق نوری آئروسل (AOD) در استان گلستان طی سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴ و نقش پوشش زمین و نقاط داغ نوظهور گردوغبار پرداخته است. با استفاده از داده های روزانه سنجنده MODIS و محصول Dynamic World V1 از Sentinel-2 در پلتفرم  Google Earth Engine، آستانه AOD  0.5 برای شناسایی رویدادهای گردوغباری تأیید شد. تحلیل ها با توابع روش های طبقه بندی چارکی و تناسب پوشش سطحی از همپوشانی رستری، آزمون من-کندال و تحلیل نقاط داغ نوظهور (EHSA) در ArcGIS Pro انجام شدند. نتایج نشان داد تابستان با 51% مساحت در کلاس های بالای فراوانی (بیش از 21.471 روز) بحرانی ترین فصل برای گردوغبار است، درحالی که زمستان با 89.59% مساحت بدون رویداد، کمترین فعالیت را دارد. اراضی بایر (تا 48.85% در تابستان) منبع اصلی آئروسل ها هستند، درحالی که پوشش های گیاهی مانند جنگل ها و اراضی کشاورزی در طبقه های پایین AOD نقش کاهشی دارند. تحلیل EHSA نشان داد تابستان با ۴۷۸۵ کیلومترمربع بیشترین نقاط داغ (عمدتاً پراکنده) و زمستان با ۳۸۴ کیلومترمربع کمترین نقاط داغ را دارد. نقاط داغ جدید در پاییز (۴۲۸ کیلومترمربع) و تابستان (۳۱۵ کیلومترمربع) برجسته بودند. آزمون من-کندال ثبات نسبی AOD را نشان داد، اما روندهای افزایشی در پاییز (4.38% با اطمینان 95%) و تابستان (1.9% با اطمینان 90%) در نواحی مرکزی و حاشیه خزر مشاهده شدند.
۵۸۷.

ارزیابی مقایسه ای کارآیی عملگر های فازی پردازش شئ گرای تصاویر ماهواره ای در پایش تغییرات پوشش گیاهی حوضه آبریز کرخه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۴
پوشش گیاهی شاخص سلامت اکوسیستم است و نقش مهمی در حفظ تعادل اکولوژیکی، تنظیم چرخه آب و تسهیل جریان ماده و انرژی دارد. پویایی پوشش گیاهی ناشی از تنش های محیطی و فعالیت های انسانی در حال تسریع است و نیاز به پایش و نظارت طولانی مدت مداوم دارد. با توسعه فناوری سنجش از دور، تصاویر سنجش از دور به طور گسترده در کار بررسی پوشش گیاهی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از این پژوهش، ارزیابی مقایسه ای کارآیی عملگر های فازی پردازش شئ گرای تصاویر ماهواره ای در پایش تغییرات پوشش گیاهی حوضه آبریز کرخه با استفاده از سری زمانی تصاویر ماهواره لندست است. در راستای این هدف، پس از تهیه تصاویر سری زمانی سال های 1373، 1378، 1383، 1388، 1393، 1398 و 1403 از سامانه گوگل ارث انجین، با استفاده از رویکرد پردازش شئ گرای تصاویر ماهواره ای و عملگر های AND، OR، MGE، MAR، MGWE و ALP اقدام به قطعه بندی و طبقه بندی تصاویر شد. مرحله قطعه بندی، با استفاده از مقیاس، ضریب شکل و ضریب فشردگی بهینه انجام شد و پس از آن دو کلاس پوشش گیاهی و غیر پوشش گیاهی ساخته شد و نمونه های تعلیماتی نیز انتخاب شدند. در مرحله بعد طبقه بندی انجام گرفت و برای تعیین دقّت طبقه بندی، با استفاده از نقاط کنترل واقعیت زمینی انتخابی، دقّت کلی و ضریب کاپا برای نقشه های تولیدی محاسبه شدند. نتایج پژوهش نشان داد که عملگر فازی AND با دقت ۹۷/۳۸ درصد و ضریب کاپای ۰/۹۸۱۸ بهترین عملکرد را در پایش پوشش گیاهی حوضه کرخه دارد. تحلیل سری زمانی تصاویر لندست طی ۳۰ سال گذشته کاهش حدود ۱۸ درصدی پوشش گیاهی را آشکار کرد. این روند که ناشی از عوامل انسانی و طبیعی است، تهدیدی جدی برای پایداری اکولوژیکی و جوامع محلی محسوب می شود و ضرورت اتخاذ سیاست های جامع حفاظت و احیای پوشش گیاهی را برجسته می نماید.
۵۸۸.

توزیع فضایی فقر در گستره ی شهر و تحلیل اثرات آن؛ مطالعه موردی: شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۵
یکی از راه های پیشگیری از توسعه فقر و نیز سامان بخشی به وضعیت مکان های فقیرنشین، شناخت دقیق گستره های فقر به ویژه در سطح شهرهای بزرگ است. زیرا هر برنامه ای برای مقابله با فقر شهری در سطح شهر بدون شناخت دقیق موقعیت مکانی آن امکان پذیر نخواهد بود. عدم شناخت کافی از فقر شهری، به ویژه ابعاد و گستردگی آن در سطح شهر، می تواند مانع از سیاست گذاری صحیح برای کاهش فقر شود. این ناآگاهی ممکن است منجر به هدر رفتن منابع اقتصادی و ناکامی برنامه های کاهش فقر شود. از اینرو پژوهش حاضر به دنبال آن است که به تعیین گستره های فقر در شهر کرمانشاه بپردازد. در خصوص روش پژوهش می توان اذعان نمود که با توجه به موضوع پژوهش، از نظر هدف نوع آن کاربردی و از نظر نوع داده کمّی است. محدوده پژوهش، 136 محله عرفی شهر کرمانشاه در سال 1403 بوده است. داده های مربوط به بخش مبانی نظری به صورت اسنادی و کتابخانه ای تهیه شده و داده های خام از سالنامه آماری مرکز آمار ایران مربوط به سال 1400 شهر کرمانشاه و نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1395 استخراج شده اند. بر این مبنا، محله های شهرکرمانشاه با چهار مؤلفه و 34 شاخص ارزیابی شدند. نتایج لکه های داغ حاکی از آن است که میزان فقر در سطح شهر کرمانشاه به صورت متعادل توزیع نشده و در بعضی مکان ها شدت فقر بسیار زیاد و در بعضی مکان ها شدت خوشه ای فقر بسیار کم است. علاوه بر این نتایج آزمون خودهمبستگی موران بیانگر آن است که الگوی فضایی فقر در شهر کرمانشاه به صورت خوشه ای است.
۵۸۹.

شناسایی پهنه های ناپایدار دامنه ای در محور ارتباطی تفین-دگاگا واقع در استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۷
زمین لغزش یکی از مخاطرات طبیعی است که سالانه خسارات قابل توجهی به زیرساخت ها، منابع طبیعی، و جوامع انسانی وارد می کند. بسیاری از مناطق کوهستانی در کشور ایران از جمله دامنه های رشته کوه زاگرس مستعد وقوع انواع مخاطرات طبیعی و زمین لغزش هستند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، شناسایی مناطق مستعد وقوع زمین لغزش و ارزیابی میزان جابجایی سطح زمین با استفاده از تصاویر سنجش از دور راداری و روش تحلیل شبکه ای (ANP)در محور تفین –دگاگا واقع در استان کردستان است. داده های مورد استفاده در این تحقیق شامل تصاویر راداری Sentinel-1 مربوط به سال های 2021-2017 و تعداد هشت پارامتر ژئومورفولوژیکی از جمله شیب، جهت شیب، ارتفاع، فاصله از جاده، فاصله از رودخانه، کاربری اراضی، فاصله از گسل و نقشه زمین شناسی هستند که با استفاده از مدل تحلیل شبکه و سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS) پردازش و تحلیل شده اند. بر اساس نتایج  حاصل از ارزیابی های تحلیل شبکه ای(ANP)، بیشترین کلاس آسیب پذیری خیلی زیاد به ترتیب در اراضی کشاورزی زراعی با 356.03 هکتار و سپس مسکونی با 319.75 هکتار  قرار دارد. بیشترین کلاس آسیب پذیری متوسط در کاربری کشاورزی زراعی با 5582.36 هکتار  و سپس اراضی جنگلی با 1889.64 هکتار قرار دارد. همچنین نتایج بررسی ها و مقایسه داده های جابجایی زمین در طول چندین بازه زمانی (از سال 2017 تا 2019) نشان دهنده تغییرات چشمگیر در رفتار زمین در طول جاده تفین به داگاگا است. به طوری که  میانگین جابجایی زمین در طی دوره زمانی مذکور حدود 0.05+ متر بالا آمدگی و حدود  0.08  - متر فرو افتادگی داشته است که می توان نتیجه گرفت نشست زمین یک روند مداوم و نگران کننده دارد. هرچند میانگین جابجایی در سال 2018 بهبود یافته است، اما در سال 2019 برخی نقاط دچار نشست شدیدتری شده اند. این داده ها نشان می دهند که منطقه همچنان در معرض خطرات ناشی از جابجایی زمین قرار دارد و اقدامات نظارتی و حفاظتی مستمر ضروری است.
۵۹۰.

تحلیل پتانسیل وقوع زمین لغزش با تأکید بر تأثیر زمین لرزه ها (مطالعه موردی: مسیر ارتباطی کرند تا سرپل ذهاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۳۰
یکی از مخاطراتی که بسیاری از مناطق کوهستانی را تهدید می کند، زمین لغزش است. از جمله مناطقی که به دلیل وضعیت ژئومورفولوژیکی و تکتونیکی، پتانسیل بالایی از نظر وقوع این مخاطره دارد، مسیر ارتباطی کرند تا سرپل ذهاب در استان کرمانشاه است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به شناسایی مناطق مستعد وقوع زمین لغزش در این محدوده پرداخته شده است. در این تحقیق از تصاویر راداری Sentinel 1، تصاویر ماهواره MODIS، لایه رقومی نقشه زمین شناسی 1:100000 منطقه و مدل رقومی ارتفاعی 5/12 متر ALOS PALSAR به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق، GMTSAR ، سامانه گوگل ارث انجین و ArcGIS بوده است. در این تحقیق با استفاده از روش های ضریب وزنی نسبی، منطق فازی و تداخل سنجی راداری، مناطق مستعد وقوع زمین لغزش با در نظر گرفتن تأثیرات زمین لرزه ازگله شناسایی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، محدوده مطالعاتی تحت تأثیر زمین لرزه ازگله بین 5- تا 334 میلی متر جابه جایی عمودی داشته است. با توجه به اینکه جابه جایی رخ داده می تواند نقش مهمی در ناپایداری دامنه ها و آماده حرکت کردن آن ها داشته باشد، در این پژوهش مناطقی که دارای پتانسیل بالایی از نظر وقوع زمین لغزش بوده اند و همچنین جابه جایی بیش از 100 میلی متری داشته اند شناسایی شده و به عنوان مناطق دارای بالاترین احتمال وقوع زمین لغزش معرفی شده اند. بر اساس نتایج حاصله، دامنه های میانی منطقه و مناطق نزدیک شهر سرپل ذهاب به دلیل اینکه هم از نظر پارامترهای محیطی مستعد وقوع زمین لغزش هستند و هم اینکه دارای جابه جایی عمودی بیش از 100 میلی متر بوده اند، به عنوان مناطق در معرض مخاطره زمین لغزش شناسایی شده است.
۵۹۱.

پایش و تحلیل زمانی– مکانی پوشش برف و مؤلفه های مرتبط با آن در پهنه رشته کوه البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۷
این تحقیق با هدف تحلیل زمانی و مکانی پوشش برف در رشته کوه البرز در ماهای سرد سال از دسامبر تا آوریل طی دوره ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در این پژوهش از داده های ماهواره ای سنجنده MODIS و مدل  FLDASدر محیط تحت وب Google Earth Engine استفاده گردید و شاخص NDSI برای نظارت پوشش برف به کار گرفته شد. هم چنین متغیرهای عمق برف، آب معادل برف و نرخ بارش لحظه ای برف برآورد و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که حداکثر پوشش برف غالباً در ماه های ژانویه و فوریه مشاهده شد و سال ۲۰۰۸ بیش ترین پهنه پوشش برف را در همه مقیاس های زمانی (روزانه، ماهانه و سالانه) به خود اختصاص داد. از سوی دیگر، سال ۲۰۱۲ دارای حداکثر مقدار عمق برف 70.21 سانتی متر، آب معادل برف 4.96 سانتی متر و نرخ بارش لحظه ای 0.058 میلی متر بر ساعت بود. این موضوع نشان دهنده تمرکز بارش های شدید در بخش های محدودتر در این سال است. الگوهای زمانی با بهره گیری از مدل رگرسیون خطی مورد مطالعه قرار گرفت و مقادیر ضریب تعیین R² برای متغیرهای عمق برف، آب معادل برف و نرخ بارش لحظه ای به ترتیب 0.037، 0.038 و 0.007 گزارش شده اند. این مقادیر که اغلب پایین هستند، بیانگر آن می باشد که نوسانات فصلی و وضعیت جوی نقش مؤثرتری نسبت به زمان در نوسانات ذخایر برف ایفا می کنند. ارزیابی های مکانی نیز حاکی از آن بود که نواحی مرتفع غربی، مرکزی و شمالی البرز حداکثر تراکم برف را دارند، در حالی که دامنه های جنوبی به دلیل ارتفاع کم تر و دمای بالاتر، پوشش برفی پراکنده تری دارند. این پژوهش اهمیت ویژه نظارت هم زمان متغیرهای مختلف برف را در شناخت بهتر از ذخایر آبی زمستان آشکار می سازد و پیامدهای تغییر اقلیم در مناطق کوهستانی ایران را نشان می دهد.
۵۹۲.

پیش نمایی خشکسالی های کوتاه مدت در ایران: تحلیل جامع بر اساس سناریوی SSP5-8.5(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۰
خشکسالی یکی از بزرگ ترین چالش های زیست محیطی و اجتماعی جهانی است که پیامدهای جدی برای امنیت غذایی و مدیریت منابع آب دارد. این پژوهش به پیش بینی خشکسالی های کوتاه مدت در ایران با استفاده از سناریوهای اجتماعی - اقتصادی مشترک (SSP) می پردازد. داده های 95 ایستگاه سینوپتیک در دوره 1985–2014 به عنوان پایه در نظر گرفته شدند. پنج مدل گردش عمومی جو (GCM) شامل GFDL-ESM4، IPSL-CM6A-LR، MPI-ESM1-2-HR و UKESM1-0-LL برای پیش بینی بارش به کار رفتند. داده ها با روش کریجینگ همگون سازی و سپس اصلاح سوگیری شدند. برای کاهش عدم قطعیت، از رویکرد همادی چندمدلی استفاده گردید. نتایج نشان می دهد داده های همادی شده هم خوانی بالایی با مشاهدات دارند، خطاهای کمتری ارائه می دهند و ضریب همبستگی آن ها افزایش یافته است. مدل همادی عملکرد بهتری نسبت به مدل های منفرد داشت. تحلیل الگوهای بارش در دوره پایه نشان داد که بارش تحت تأثیر عوامل جغرافیایی و اقلیمی است و بیشترین مقادیر آن در ماه های سرد در زاگرس و سواحل جنوب غربی خزر رخ می دهد. پیش بینی های دوره 2021–2040 تحت سناریوی SSP5-8.5 تغییرات چشمگیری را نشان می دهند: افزایش بارش در مناطق مرتفع و سواحل خزر، هر چند افزایش دما ممکن است اثرات مثبت آن را کاهش دهد؛ در مقابل، کاهش بارش در شمال غرب و مرکز کشور، به ویژه در بهار و تابستان، پیش بینی شده است. این تغییرات چالش های جدی برای مدیریت آب و کشاورزی ایجاد می کند و لزوم برنامه ریزی پیشگیرانه را برجسته می سازد. این مطالعه با ارائه پیش بینی های دقیق تر، به سیاست گذاران در تدوین راهبردهای مؤثر برای مقابله با خشکسالی کمک می کند.
۵۹۳.

A Qualitative Meta-Analysis of Factors Influencing the Empowerment of Rural Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۳
Purpose- Empowering women is essential for the development of any country across economic, social, political, and other dimensions. When a woman is empowered, she gains the opportunity to better understand and advocate for her rights, thereby enhancing her economic and social standing. Accordingly, the aim of this study is to identify and examine the most significant factors influencing the empowerment of rural women and to classify these factors based on their relative importance using a qualitative meta-analysis approach. Design/methodology/approach- In this study, from a total of 73 published articles on the topic of rural women's empowerment, 48 relevant articles were selected based on their alignment with the research objectives and their use of fieldwork and literature-based methodologies. The timeframe for the domestic studies ranged from 2012 to and for international studies from 2011 to 2024. Initially, the research problem and objectives were defined, and then, among the available studies, those meeting the inclusion criteria were sampled. The data extracted from these studies were then collected, coded, and categorized based on the research aims. Ultimately, the findings were standardized to a common scale to allow for comparison. The geographical scope of the selected studies included Iran, as well as countries in Asia, Africa, the Middle East, and Latin America.  Findings- The results indicate that in the economic domain, income generation (17.1%), employment (13.8%), access to loans and banking facilities, and land ownership (9.2%) are among the most influential factors. In the socio-cultural domain, factors such as literacy and education (8.5%), cultural norms (7.6%), and knowledge and skills (6.7%) play a critical role. In the psychological domain, self-confidence (14.4%), the ability to make independent choices (9.8%), and self-esteem (8.5%) were key determinants. Politically, mobility freedom (26.1%), women's participation in managerial and governmental positions (19.1%), and restrictive governmental regulations (14.2%) were the most significant. Among these categories, political factors accounted for the largest share (12.4%), followed by economic (5.5%), psychological (3.5%), and socio-cultural (3.2%) factors in contributing to the overall empowerment of women. Originality / Value- The findings of this study can contribute to identifying the most critical factors affecting the empowerment of rural women and can inform the development of effective support policies. Such policies may include promoting gender awareness through mass media, forming rural self-help groups through governmental and non-governmental organizations to provide social and economic support and etc.
۵۹۴.

Sustainable Ecotourism Assessment in the Southern Foothills of the Alborz (Kan to Darabad River Valleys) Using the DPSIR Framework(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۶
Purpose- During the 21st century, ecotourism has become a mainstream alternative for tourists. It is a critical approach to integrating economic growth with the protection of the environment, ensuring sustainable tourism while at the same time transforming modalities of tourism. The aim of the research is to evaluate the impacts of ecotourism in the southern slopes of the Alborz region by utilizing the DPSIR approach. Design/methodology/approach- The research location is the old settlements from Kan to Darabad that enjoy a large tourism potential with various attractions (natural, human, infrastructural, and physical). The sites enjoy a combination of tourism activities (ecotourism, cultural, sportive, food, and religious). The research is applied research in objective and descriptive-analytical in method. The data has been collected through library research (statistical and documentary) and field research (survey and interviews). Findings - The research population in this study included 30 experts, including experts in field of tourism, professors from universities, officials from the Cultural Heritage, Handicrafts, and Tourism Organization of Tehran, and officials from various related organizations, selected with the Delphi method. The research tried to evaluate the effects of ecotourism in the southern slopes of Alborz by utilizing the DPSIR approach, which showed that environmental effects at the five-element level -Driving Force, Pressure, State, Impact, and Response- make it possible to undertake a cause-and-effect analysis of environmental pressures from ecotourism. The results of the research identified 10 driving forces, 7 pressure elements, 9 state indicators, and 9 effects. The main response favored policy-making, strategic planning, and management in utilizing natural and human opportunities, capabilities, and resources of the southern slopes of Alborz. The goal is to achieve sustainable development of tourism and the region through nature-based integrated sustainable tourism by converting current challenges and weaknesses into strengths and windows of opportunities. Research limitations/implications - The vast geographical region that is encompassed by the research from Kan to Darabad was prone to numerous limitations, including the non-availability of official data pertaining to the volume of tourists and tourism-based attributes of the research region, non-response of certain tourists to certain questions that were asked during the survey, and time limitations for the completion of the questionnaire. Originality/value - The research employed the use of past research to promote theoretical research discussion and to seek alternative research indicators through the use of scoring with the DPSIR methodology.
۵۹۵.

Ruralization, Agricultural Production Structures and Food Security in Islamic Countries(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۵
Purpose- Islamic countries are generally characterized by rural lifestyles and relatively young populations. Despite the global trends of accelerated urbanization and population aging, the traditional structure of rural settlement in these countries has remained largely unchanged. The present study aims to examine the structural factors influencing food security in Islamic countries by analyzing the extent and distribution of rural populations as the key contributors to food security, as well as the demographic composition and environmental structures that shape agricultural production. Materials, Methods, and Approach- The development strategies of many countries worldwide are based on the quality, efficiency, and spatial distribution of rural populations. The proportion of the rural population in relation to employment distribution across economic sectors and its contribution to gross domestic product (GDP) are of critical importance to policymakers in both developed and developing nations. The research employs a descriptive–analytical method, utilizing reliable international data sources and global organizational statistics. The statistical population includes 51 Islamic countries , and the data are classified according to the characteristics and attributes of the study population within the research topic. Findings- First, Islamic countries generally possess rural structures and youthful populations. Second, significant disparities exist in settlement and rural habitation patterns across Islamic countries. Approximately 60% of the rural population of Islamic countries reside in just six nations -Pakistan, Indonesia, Bangladesh, Nigeria, Ethiopia, and Egypt- whereas in six others- Kuwait, Bahrain, Qatar, Djibouti, the Maldives, and Brunei Darussalam- the total rural population does not exceed one million people. Finally, the capacity for agricultural production and food security across Islamic countries is generally fragile. Twenty-six countries have less than 5% of arable land, and twenty-seven countries exhibit an average agricultural value-added of less than USD 5,000 per farmer, rendering them effectively food-insecure and dependent on imports.
۵۹۶.

Capital Market Efficiency, Financial Innovation and Industrialization in Nigeria(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۲
Purpose- Nigeria remains heavily import-dependent and under-industrialized despite abundant natural resources and repeated industrial development programmes. This study investigated how capital market efficiency and financial innovation influence industrialization in Nigeria, with specific focus on their relevance for rural and regional economic transformation. Design/methodology/approach- The study employed an ex-post facto research design using secondary annual time-series data from 2010-2023 obtained from the Central Bank of Nigeria Statistical Bulletin. Descriptive statistics and the Autoregressive Distributed Lag (ARDL) model were applied to examine both short-run and long-run relationships among stock market depth and liquidity, stock market efficiency, fintech adoption, credit to the private sector, inflation, and industrial output. The study also emphasized the rural and regional development implications of financial sector performance. Finding- Results showed that Nigeria’s manufacturing sector contribution to GDP remains structurally low, and market depth is highly volatile. Fintech adoption exhibits the highest dispersion due to periodic surges in electronic payments, while stock market liquidity is relatively stable. ARDL estimates reveal that market liquidity and market depth exert positive and significant effects on industrialization, whereas fintech adoption and private-sector credit exert negative significant effects. Inflation is insignificant. The bounds test confirms strong long-run cointegration among the variables. The findings indicated that Nigeria’s industrialisation is largely driven by short-run financial dynamics, particularly stock market liquidity and credit allocation efficiency. High fintech activity, when weakly regulated, may facilitate capital flight and reduce productive sector investment. Strengthening capital-market institutions, stabilising monetary conditions, and improving rural credit access are essential for sustainable industrial development. Originality/value– This study contributed to the industrialization literature by integrating capital-market efficiency, financial innovation, and rural or regional development perspectives within a unified ARDL framework for Nigeria. It provided new evidence on how financial sector dynamics shape industrial growth in emerging economies.
۵۹۷.

بهینه سازی الگوی هندسی دریافت نور در عنصر شباک به منظور ارتقای میزان نور روز مطلوب، مطالعه موردی: ساختمان های اداری شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۰
امروزه راهکارهای کاهش مصرف انرژی ساختمان برای حفاظت از منابع انرژی تجدید ناپذیر ضروری است که مورد توجه بسیاری از محقیقین قرار گرفته است. ایجاد شرایط نوری مناسب در فضای اداری یکی از مهمترین عوامل در طراحی بوده که تاثیرات چشمگیری بر شرایط روحی، جسمی و کاهش مصرف انرژی دارد. یکی از عناصر مهم بکار رفته در معماری ایران نورگیر شباک بوده که تأثیر قابل توجهی بر حفاظت از خیرگی، کارایی انرژی، تأمین و کنترل نور روز در ساختمان داشته است. هدف این پژوهش دستیابی به الگوی بهینه سازی شده شباک، جهت ارتقاء کیفیت و دریافت نور روز مطلوب و کاهش خیرگی می باشد. ابتدا به مرور و مطالعات اولیه پیرامون عنصر شباک پرداخته و در مرحله بعد وضعیت جزئیات معماری و مصرف انرژی ساختمان اداری انتخاب شده شهرکرمان در نرم افزار شبیه سازی مدل سازی و بررسی می شود. شبیه سازی پژوهش در چهارچوب نرم افزار راینو و پلاگین های گرس هاپر ، لیدی باگ، هانی بی و موتور ریدینس برای شبیه سازی نور روز بکارفته و ابزار گالاپاگوس که قابلیت بهینه سازی بر اساس الگوریتم ژنتیک دارد استفاده شده است. ننایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که تغییر در شاخص مقیاس روزنه ها در حالت میانی 79/156 و حداکثر 36/207 سانتی متر، موقعیت نقطه جذب در بازده 27 تا 31 و شعاع جذب 0.9 و 1.1 متر هندسه الگوی شباک در ارتقاء کیفیت و دریافت نور روز مطلوب مؤثر بوده و در نتیجه موجب افزایش حدود 54 درصد نور مفید روز (UDI) و کاهش 6/15 درصد خیرگی (sGA) به صورت سالیانه می شود.
۵۹۸.

تحلیل و تبیین فضاهای شهری بندر ماهشهر از منظر اصول شهر دوستدار کودک، مورد مطالعه: پارک مهر و ماه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۱
امروزه دسترسی برابر به خدمات و عدالت بین نسلی به یکی از رویکردهای اصلی در کشورهای توسعه یافته تبدیل شده است. در این میان، حمایت از کودکان و نیازهای آنها به ویژه در طراحی فضاهای شهری از جایگاه ویژه ای در نظام مدیریت شهری برخوردار شده است. این پژوهش با هدف سنجش میزان رضایت مندی والدین کودکان از پارک مهر و ماه بندر ماهشهر پرداخته که از نظر روش توصیفی-تحلیلی و پیمایشی و به لحاظ هدف از نوع، کاربردی-توسعه ای می باشد. جامعه آماری شامل والدین کودکان بوده که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 383 نمونه انتخاب شده است. اعتبار و روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات متخصصان تأیید شد و برای سنجش میزان پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید. میزان آلفاب کرونباخ شاخص های اصلی (ایمنی، کالبدی، دسترسی و بهداشتی) 8/0 به دست آمد که نشانگر وضعیت پایایی مطلوب می باشد. برای تجزیه و تحلیل شاخص ها از آزمون t تک نمونه ای، تحلیل رگرسیون چند متغیره، ضریب همبستگی و تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که امتیاز شاخص های شهر دوستدار کودک به غیر از شاخص بهداشتی-سلامتی در شرایط مطلوبی قرار دارند. شاخص ایمنی و امنیت با مقدار بتای 368/0  بیش ترین نقش و قدرت تبیین را در پیش بینی تحقق پذیری رضایت مندی والدین کودکان در بین شاخص های دوستدار کودک در پارک مهر و ماه بندر ماهشهر دارد، معیار محیطی و کالبدی با مقدار بتای 267/ در اولویت دوم و معیار بهداشتی –سلامتی با مقدار بتای 166/0 از کم ترین اولویت برخوردار است.
۵۹۹.

تأثیر حس تعلق به مکان بر رفتار مسئولانه محیط زیستی، مطالعه موردی شهر جدید هشتگرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل تأثیرگذار حس تعلق مکان بر رفتار مسئولانه زیست محیطی شهروندان شهر جدید هشتگرد است. پژوهش توصیفی – تحلیلی است جهت گردآوری داده ها از روش اسنادی و پیمایشی استفاده شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۴۵۳ تعیین شد. انتخاب نمونه به شیوه تصادفی انجام گرفت. روایی پرسشنامه توسط اساتید دانشگاه و پایایی آن از طریق آماره آلفای کرونباخ (789/0) تائید شد. به منظور تحلیل سؤال های پرسش نامه از آزمون های نا پارامتری و جهت استخراج روابط میان متغیرها از آزمون همبستگی و تحلیل مسیر، نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین همه متغیرهای حس تعلق مکانی (متغیر ثابت)و رفتار مسئولانه زیست محیطی شهروندان(متغیر وابسته) رابطه معناداری وجود دارد. متغیر ادراکی-شناختی دارای بالاترین ضرایب است. این متغیر به ازای یک واحد تغییر 37/0 واحد بر سطح متغیر وابسته (رفتار مسئولانه زیست محیطی شهروندان) تأثیر دارد و تمام شاخص های این متغیر در سطح آلفا 05/0 و در سطح اطمینان ۹۹ در صد معنی دار هستند. نتایج تحلیل مسیر نیز بیانگر آن است که متغیر ادراکی - شناختی (β=0/173) بالاترین اثر مستقیم و غیرمستقیم را بر رفتار مسئولانه زیست محیطی شهروندان دارد وشاخص عملکردی در رتبه دوم قراردارد
۶۰۰.

ارائه یک روش جدید برای مطالعه تغییرپذیری رگبارها (مطالعه موردی:استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۳
در این مطالعه، الگوی رگبارهای تاریخی در سه ایستگاه باران نگار ثبات استان گیلان تحلیل و در هر ایستگاه رگبارها از نظر مدت تداوم به سه کلاس متمایز شامل الف) 6-0 ساعت، ب) 12-6 ساعت و ج) بیش از 12 ساعت تفکیک شدند. تحلیل ها برای هر کلاس جداگانه صورت گرفت. منحنی های هاف هر کلاس رسم و از دیدگاه چارک ها الگوی بارشی ایستگاه ها مشخص شد. از روش جدیدبر مبنای فاصله قائم دو منحنی هاف 90 و 10 درصد و منحنی هاف50 درصد (d50) در 25، 50 و 75 درصد زمان بارش بود، برای مطالعه تیپ رگبارها استفاده شد. نتایج نشان داد که اغلب رگبارها در کلاس های بارشی مختلف از نوع چارک دومی بودند. در کلاس های بارشی کمتر از 12 ساعت، ایستگاه هشتپر در هر 25، 50 و 75 درصد زمانی بارش دارای مقادیر V بیشتری نسبت به دو ایستگاه دیگر بود. این نشان می دهد که میزان تغییر پذیری رگبارها در این ایستگاه نسبت به دو ایستگاه دیگر بیشتر است. در کلاس بیش از 12 ساعت، در 25 و 50 درصد زمان بارش ایستگاه خرجگیل و در 75 درصد زمانی بارشی ایستگاه قلعه رودخان دارای مقدار V بیشتری نسبت به سایر ایستگاه ها بودند. همچنین، در کلاس بارشی 6-0 ساعت، ایستگاه خرجگیل در هر سه مقطع زمانی 25، 50 و 75 درصد، دارای مقادیر d50 بیشتری نسبت به سایر ایستگاه ها بود. این امر حاکی از آن است که شدت بارش ها در ایستگاه خرجگیل نسبت به دو ایستگاه دیگر بیشتر بود. در کلاس بارشی 12-6 ساعت، مقدار d50 در 25 درصد زمان بارش در ایستگاه خرجگیل و در 50 و 75 درصد زمان بارش در ایستگاه قلعه رودخان بیشتر بود. در کلاس بارشی بیش از 12 ساعت نیز در 25 و 50 درصد زمان بارش، ایستگاه خرجگیل و در 75 درصد زمان بارش ایستگاه هشتپر دارای بیشترین مقدار d50 بودند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان