ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۴ مورد.
۴۶۱.

ابررویدادهای مذهبی: شناسایی چالش های تجربه زائران در مرحله حین سفر (مورد مطالعه: پیاده روی اربعین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۲
هدف از این پژوهش بررسی چالش های تجربی زائران در حین پیاده روی اربعین بوده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش فعالان و مسئولان برگزاری این مراسم ازجمله ستاد اربعین، شهرداری، فعالان، مسئولان کاروان ها و نیروهای داوطلب در نظر گرفته شد. به علت محدود بودن واحد تحلیل (خبرگان)، مطالعه درباره آن ها تا اشباع نظری اطلاعات گردآوری شده انجام شد و درنهایت هجده نفر برای نمونه انتخاب شدند. داده های کیفی به دست آمده از مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شده است. براساس نتایج پژوهش، چالش های پیش روی زائران ایرانی در تجربه پیاده روی اربعین چهار مقوله اصلی و ده مقوله فرعی به دست آمد. مقوله های اصلی عبارت اند از چالش های بهداشتی، چالش های اقامتی، چالش های حمل ونقل و چالش های فرهنگی اجتماعی. یافته های این پژوهش، علاوه بر آنکه برای پژوهشگران در زمینه ابررویدادها شایان توجه است، اهمیت توجه به تجربه چندبعدی زائر و گردشگر و شناسایی چالش های آسیب زننده به این تجربه را که درنهایت بر نیات رفتاری به ویژه بازدید دوباره اثرگذار است، حتی در بافتار گردشگری مذهبی که با انگیزه معنویت انجام می پذیرد، به مدیران مقصدها و برگزارکنندگان رویدادها به ویژه رویدادهای مذهبی یادآور می شود.
۴۶۲.

بررسی تطبیقی تأثیرگذاری طراحی فضاهای شهری بر تعاملات اجتماعی شهروندان در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه: در دهه های اخیر، رشد سریع شهرنشینی و تغییرات فیزیکی در محیط های شهری، تأثیر چشمگیری بر نحوه تعامل شهروندان در فضاهای عمومی و کیفیت ارتباطات اجتماعی گذاشته است. فضای شهری صرفاً بستر فعالیت های روزمره نیست، بلکه نقشی کلیدی در شکل گیری هویت جمعی، حس تعلق و انسجام اجتماعی ایفا می کند. طراحی نامناسب فضاهای عمومی می تواند به کاهش تعاملات اجتماعی، افزایش انزوای فردی و تضعیف سرمایه اجتماعی در شهرها منجر شود. ازاین رو، بررسی تأثیر عناصر طراحی شهری بر تعاملات اجتماعی، گامی ضروری در جهت تحقق برنامه ریزی شهری پایدار به شمار می آید. مطالعات متعدد در سطح ملی و بین المللی، ابعاد فیزیکی، اجتماعی و ادراکی فضاهای شهری را موردبررسی قرار داده اند. بررسی پژوهش ها نشان داده اند که ساختارهای فضایی متراکم و قابل فهم، زمینه ساز تعاملات اجتماعی پویا هستند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر ویژگی های طراحی فضایی بر میزان و نوع تعاملات اجتماعی در شهر تبریز است. این پژوهش با بهره گیری از رویکردی سه گانه شامل مطالعات میدانی، تحلیل تصاویر ماهواره ای و مدل سازی داده های مکانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که کدام ویژگی های فیزیکی و فضایی، تعاملات اجتماعی را در انواع مختلف فضاهای شهری تسهیل یا محدود می کنند. این مطالعه از شاخص های طیفی نظیر NDVI شاخص نرمال شده پوشش گیاهی و NDBI شاخص نرمال شده ساخت وساز برای بررسی نقش پوشش گیاهی و تراکم ساخت وساز در ارتقای فعالیت های اجتماعی بهره می گیرد. مواد و روش ها: روش تحقیق از نوع ترکیبی بوده و شامل گردآوری داده های میدانی (پرسش نامه)، تحلیل تصاویر ماهواره ای (سنتینل و لندست) و ارزیابی مکانی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان استفاده کننده از چهار فضای شاخص شهری (پارک ائل گلی، میدان ولیعصر، بازار تبریز و خیابان شریعتی) است که بر اساس برآورد جمعیت فعال در این فضاها حدود 40,000 نفر تخمین زده شد. با استفاده از فرمول کوکران و با در نظر گرفتن سطح اطمینان 95٪ و سطح خطای 0.04 (دقت بیشتر) و در نظر گرفتن میزان پرسش نامه های مخدوش حجم نمونه 750 نفر تعیین شد و با استفاده از نرم افزار Spss تحلیل نتایج انجام شده است. نتایج و بحث: نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که سه مؤلفه دسترسی پذیری (β=0.41)، پوشش سبز (β=0.37) و خوانایی فضایی (β=0.22) اثر معناداری بر ارتقا تعاملات اجتماعی دارند (R²=0.48). تصاویر ماهواره ای نشان دادند که پارک ائل گلی با ۶۵٪ پوشش سبز و شاخص اتصال ۰.۷۵، بالاترین سطح تعاملات را فراهم کرده، درحالی که خیابان شریعتی با ۱۵٪ پوشش سبز و اتصال ۰.۴۵ عملکرد ضعیف تری داشته است. همچنین مشخص شد ۳۵٪ تعاملات اجتماعی به پیاده روی اختصاص داشته و پس ازآن معاشرت دوستانه سهم بالاتری داشته و فعالیت های فرهنگی کمترین میزان را به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که طراحی فضایی و فیزیکی فضاهای شهری نقش مهمی در افزایش یا محدود کردن تعاملات اجتماعی بین شهروندان دارد. محیط های شهری با سطوح بالای دسترسی، پوشش سبز و یکپارچگی فضایی - مانند پارک ائل گلی - بالاترین سطح تعامل اجتماعی را نشان دادند. برعکس، مناطق پراکنده و با تجهیزات ضعیف، مانند خیابان شریعتی، با تعامل محدود همراه بودند. ادغام داده های میدانی با شاخص های مشتق شده از ماهواره NDVI و NDBI اثربخشی ابزارهای سنجش ازدور را در ارزیابی کیفیت اجتماعی-فضایی محیط های شهری تأیید کرد. علاوه بر این، عوامل جمعیت شناختی مانند سن، جنسیت و امنیت درک شده به طور قابل توجهی بر الگوهای تعامل تأثیر می گذارند و باید در طراحی فضاهای عمومی در نظر گرفته شوند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای تصمیم گیری های آگاهانه در برنامه ریزی شهری قرار گیرد. این پژوهش نشان دهنده اهمیت استفاده از شواهد علمی در فرآیند تصمیم گیری است و می تواند به ایجاد یک محیط شهری پایدار و کارآمد منجر شود. درنتیجه، بهره گیری از این نتایج در برنامه ریزی های شهری می تواند به تقویت زیرساخت ها و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان کمک کند.
۴۶۳.

ترسیم آینده ی بدیل سکونتگاه غیررسمی ایران در مواجهه با تغییرات اقلیمی و تحولات دیجیتال مطالعه موردی با روش سناریوپردازی مشارکتی، محدوده مورد مطالعه: محله باغ نشاط شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۳
سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از پیامدهای شهرنشینی شتابان، به دلیل دارا بودن شکاف های ساختاری و زیرساختی، در صف اول مواجهه با تهدیدات تغییرات اقلیمی قرار دارند. از سوی دیگر، تحولات دیجیتال، ظرفیت های نوینی را برای مدیریت این چالش ها فراهم ساخته است. این پژوهش با هدف آینده پژوهی و تدوین راهبردهای تاب آوری برای محله باغ نشاط قزوین، به عنوان نماد بارز این سکونتگاه ها، با استفاده از رهیافت سناریوپردازی مشارکتی انجام شده است. روش تحقیق حاضر کیفی است و داده های لازم از طریق ۲۸ مصاحبه نیمه ساختاریافته با ساکنان، ۹ مصاحبه با خبرگان و ذی نفعان کلیدی، تشکیل سه گروه کانونی متشکل از زنان، جوانان و کسبه، مشاهدات میدانی نظام مند و نیز مطالعه اسناد ثانویه گردآوری شد. فرآیند تحلیل داده ها در سه مرحله و با به کارگیری تلفیقی از روش تحلیل مضمون برای استخراج پیشران های کلیدی، ماتریس تأثیر متقابل برای سنجش روابط میان آن ها و در نهایت، تحلیل مورفولوژیک برای ترکیب حالت های مختلف پیشران ها و تولید سناریوهای بدیل انجام پذیرفت. یافته های تحقیق منجر به شناسایی چهار سناریوی محتمل برای آینده پژوهی محله شد: ۱) سناریوی «تاب آوری دیجیتال» که در آن پذیرش گسترده فناوری های نوین منجر به کاهش قابل توجه خسارات کالبدی می شود؛ ۲) سناریوی «بحران اقلیمی» که با تشدید مخاطرات طبیعی و ضعف در پاسخ دهی، افزایش مهاجرت را در پی دارد؛ ۳) سناریوی «مشارکت محدود» که با وجود تقویت نسبی سرمایه اجتماعی، به دلیل تداوم موانع ساختاری مانند نابرابری جنسیتی و سنی، نتوانسته به تاب آوری کامل منجر شود؛ و ۴) سناریوی آرمانی «تحول پایدار» که با تلفیق حکمروایی دیجیتال، برنامه ریزی سبز و مشارکت تمام سنجه جامعه محلی، منجر به ارتقای کیفیّت زندگی و تاب آوری همه جانبه شده است. در پایان، راهبردهای عملیاتی همچون آموزش مهارت های دیجیتال به گروه های مختلف ساکن، توسعه اپلیکیشن های هشدار زودهنگام سیل، نهادینه سازی کارگاه های مشارکتی و سرمایه گذاری در زیرساخت های سبز، به عنوان مسیرهای تحقق سناریوهای مطلوب پیشنهاد شده اند.
۴۶۴.

تحلیلی بر تحقق پذیری شهر هوشمند در کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۳
رشد سریع و اغلب کنترل نشده شهری در دهه های اخیر، کلان شهر تبریز را با چالش های متعددی همچون گسترش پراکنده فضاهای شهری، افزایش نابرابری های اجتماعی- فضایی، تراکم بالای ترافیک، آلودگی های زیست محیطی و کاهش کیفیت زندگی شهروندان مواجه ساخته است. هدف از این پژوهش، تحلیلی بر تحقق پذیری مناطق ده گانه کلان شهر تبریز با استفاده شاخص های رشد هوشمند شهری جهت تحقق شهر هوشمند می باشد، در همین راستا ابتدا شاخص ها و معیارهای شهر هوشمند و عوامل تأثیرگذار بر آن گردآوری و سپس برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده و رتبه بندی مناطق تبریز از لحاظ شاخص های رشد هوشمند شهری از دو روشCVR ، ANP به صورت ترکیبی استفاده شده است و پس از آن با سنجش و ارزیابی پتانسیل ها و زیرساخت های تکنولوژی مناطق ده گانه کلان شهر تبریز، اثر هر یک از این شاخص ها بر مناطق مشخص شده و با تحلیل میزان قابلیت ذاتی آن ها روشن گردیده است که ضرایب اهمیت این شاخص ها در هر منطقه به چه میزان می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که مناطق 2 و 9 به ترتیب با مقدار 6.17 و 5.94 بیشترین میزان هوشمندی را در بین مناطق تبریز داشته و پس از آن مناطق 8 و 5 قرار گرفته اند، منطقه 7 نیز با مقدار 4.61 کمترین میزان هوشمندی را دارا می باشد.
۴۶۵.

تحلیل ظرفیت های توسعه ای- ترانزیتی سواحل مکران در راستای توسعه گردشگری پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۸۴
سواحل مکران، به عنوان یکی از استراتژیک ترین مناطق ایران با دسترسی مستقیم به اقیانوس هند، پتانسیل عظیمی برای توسعه گردشگری پایدار دارد که فراتر از جنبه های فرهنگی و اجتماعی، شامل ابعاد اقتصادی، ترانزیتی، مالی و بین المللی می شود. این پژوهش با هدف تحلیل جامع ظرفیت های توسعه ای این منطقه، از جمله میراث فرهنگی بلوچی، توانمندسازی جوامع محلی، فرصت های اقتصادی (مانند صنایع گردشگری و اقتصاد آبی)، ترانزیتی (نقش دروازه INSTC و کاهش تمرکز بر خلیج فارس)، مالی (جذب سرمایه گذاری خارجی و اوراق پروژه) و بین المللی (همکاری با هند و کشورهای آسیای مرکزی) انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی و کمی داده های کتابخانه ای، اسنادی، گزارش های رسمی و مقالات از فصلنامه جغرافیا است. جامعه آماری شامل بیش از ۳۰۰ سند و مقاله مرتبط است و نمونه گیری هدفمند (مقالات داخلی، سند های رسمی و گزارش های میدانی) انجام شده. ابزارها شامل کدگذاری کیفی (با MAXQDA)، مدل SWOT و روابط کمی مانند: E=T×M×F (E: اشتغال، T: گردشگران، M: ضریب محلی، F: ضریب ترانزیتی) برای تخمین اثرات اقتصادی (۵۰,۰۰۰ شغل از ۱.۵ میلیون گردشگر) است. یافته ها نشان می دهد که ظرفیت های توسعه ای مکران، با تمرکز بر گردشگری پایدار، می تواند GDP (تولید ناخالص ملی) را ۵ تا ۷ درصد افزایش دهد، اما موانع اصلی را می توان شامل تشتت مدیریت و ناهماهنگی و کامل نبودن شبکه ترانزیتی دانست. فرضیه اصلی مبنی بر «فقدان نظام حکمرانی یکپارچه چندبعدی، ریشه ای ترین مانع توسعه گردشگری پایدار مکران است»، تأیید می گردد. نوآوری پژوهش در ادغام ابعاد چندگانه و پیشنهاد مدل مدیریت فرابخشی با استناد به تجارب جهانی (شنزن و جبل علی) است.
۴۶۶.

ارزیابی مکانی و زمانی دقت برآورد بارش پایگاه بازکاوی ERA5-Landدر استان اصفهان طی دو دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۳
این مطالعه با هدف ارزیابی مکانی و زمانی دقت تخمین بارش پایگاه بازکاوی ERA5-Land استان اصفهان (ایران) در دوره 2004 تا 2023 انجام شده است. برای این منظور، از 6 ایستگاه همدیدی منتخب (اصفهان، داران، سمیروم، نایین، خور و بیابانک و کاشان) به عنوان نماینده منطقه مورد مطالعه استفاده شد. داده های ایستگاه زمینی از سازمان هواشناسی ایران و داده های مربوط به بازکاوی ERA5-Land از درگاه اینترنتی کوپرنیکس دریافت شد. دقت برونداد بارشی پایگاه مذکور، به صورت مقایسه بارش های برآورد شده بازکاوی با ایستگاه های هواشناسی همدیدی زمینی در مقیاس زمانی ماهانه با استفاده از نمودار تیلور و شاخص های آماری کلیدی نظیر RMSE، NSE، میانگین خطا، BIAS و شاخص ویلموت انجام گرفت. برای افزایش دقت برونداد پایگاه بازکاوی از روش تصحیح اریبی نگاشت چارک (Quantile Mapping) استفاده گردید. در گام بعد، برای ارزیابی اختلاف میانگین بارش ماهانه در دوره 20 ساله دو پایگاه داده در نرم افزار GIS پهنه بندی صورت گرفت تا از لحاظ مکانی مناطق دارای بیش برآوردی و کم برآوردی بارش توسط ERA5-Land تعیین گردد. محاسبات نشان داد که داده های بارش پایگاه بازکاوی در این تحقیق تخمین بسیار مناسبی از بارش استان اصفهان را با حداکثر اختلاف 10 میلی متر در مقایسه با داده های ایستگاه های زمینی انجام داده اند. یافته ها همچنین حاکی از آن است که بهترین عملکرد پایگاه ERA5-Land در فصول زمستان و پاییز است و همچنین بیشینه و کمینه اختلاف داده های بارش بین دو پایگاه داده، به ترتیب در غرب و شمال منطقه مورد مطالعه رؤیت شده است. از لحاظ بیش برآوردی و کم برآوردی توزیع مکانی خاصی مشاهده نشد. نتایج نشان داد که برونداد ریزگردانی شده پایگاه بازکاوی ERA5-Land از دقت بالا و مناسب جهت تخمین بارش منطقه مورد مطالعه برخوردار است.
۴۶۷.

تحلیل تاب آوری کاربری اراضی شهری با رویکرد توسعه پایدار: مطالعه موردی شهر فیروزآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۴
تاب آوری کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در برنامه ریزی شهری و توسعه پایدار، به توانایی اراضی در مقابله با بحران ها و تغییرات محیطی، اجتماعی و اقتصادی اشاره دارد. پژوهش حاضر در تلاش است تا با شبیه سازی و تحلیل تاب آوری کاربری اراضی، به شناسایی نقاط قوت و ضعف در مدیریت منابع و زیرساخت ها پرداخته و راهکارهایی برای بهبود کیفیت زندگی شهری ارائه دهد. در مرحله اول، اطلاعات کتابخانه ای شامل مقالات علمی، گزارش های تحقیقاتی و مستندات موجود جمع آوری و چارچوب نظری تحقیق تدوین شد. سپس، با استفاده از روش میدانی، داده ها از 20 کارشناس متخصص در زمینه های برنامه ریزی شهری و محیط زیست به دست آمد. برای تحلیل داده ها از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM) و فرآیند تحلیل شبکه ای فازی (FANP) بهره برداری شد تا اهمیت و وزن معیارهای مختلف تاب آوری کاربری اراضی بر اساس نظر کارشناسان ارزیابی شود. نتایج تحلیل خوشه ای نشان داد که اراضی شهر فیروزآباد در پنج طبقه از کاملاً تاب آور تا کاملاً آسیب پذیر دسته بندی شده اند که این دسته بندی می تواند مبنای تصمیم گیری های مدیریتی و برنامه ریزی برای توسعه پایدار در شهر باشد. همچنین، نتایج تحلیل حساسیت نشان داد که تغییرات در عوامل اقتصادی و اجتماعی (مانند قیمت زمین، نرخ جمعیت و دسترسی به خدمات) تأثیر قابل توجهی بر تاب آوری کاربری اراضی دارند. از سوی دیگر، عوامل ساختاری-طبیعی تأثیر کمتری در مقایسه با عوامل اقتصادی و اجتماعی بر تاب آوری اراضی دارند. این پژوهش با ترکیب روش های تحلیل خوشه ای و حساسیت، اطلاعات دقیق و کاربردی در زمینه تاب آوری کاربری اراضی ارائه کرده و می تواند به عنوان مدل مفهومی برای سایر شهرهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
۴۶۸.

برنامه ریزی فضایی: یک تعریف جدید، مفاهیم و اصول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۰
برنامه ریزی فضایی در سال های اخیر به یکی از حوزه های کلیدی علم جغرافیا و برنامه ریزی تبدیل شده است. باوجوداین، نوشته های اندکی به طور مشخص درباره تعریف برنامه ریزی فضایی منتشرشده است. هدف نوشتار حاضر این است که تعریفی نو از برنامه ریزی فضایی بر مبنای دو مفهوم بنیادین استیلا و فضا ارائه نماید. روش پژوهش نظری–تحلیلی است و بنیان های نظری آن تلفیقی از دیدگاه های نیچه و دلوز درباره نیروهای کنش گر و واکنش گر، مفاهیم فوکو درباره گفتمان و نظریه تولید فضای لوفور است. برنامه ریزی فضایی در نوشتار حاضر به مثابه یک کنش سیاسی-عقلانی-جمعی هنجارمند به منظور ترسیم و بازترسیم الگوها و فرایندهای فضایی استیلا از طریق تولید برنامه های فضایی و فعلیت بخشی به آن ها در مقیاس های فضایی و افق های زمانی متفاوت تعریف می شود. این تعریف بر اصول زیر استوار است: 1) برنامه ریزی فضایی میدان مواجهه نیروهای کنش گر و نیروهای واکنش گر است. 2) برنامه ریزی فضایی دارای ماهیت آیرونیک است. 3) برنامه ریزی فضایی کنش های سیاسی خود را در راستای استیلای نیروهای کنش گر هدایت می کند. 4) برنامه ریزی فضایی فرایندی هنجارمند است و قادر است متناسب با استیلای نیروهای کنش گر جامعه، هنجارهای خود را به طور پیوسته بازصورت بندی نماید. 5) برنامه ریزی فضایی می کوشد الگوها و فرایندهای فضایی استیلا را از طریق برنامه های فضایی، هنجارمند سازد و به جای این که فضاهای استیلاپذیر را تابع فضاهای استیلاگر نماید، فضاهای استیلاپذیر را به فضاهای استیلاگر تبدیل نماید. پیگیری این اصول بیان گر عالی ترین وجه کنش گرایانه و به همان اندازه اتوپیایی برنامه ریزی فضایی است.
۴۶۹.

تحلیل عوامل مؤثر بر تحقق شهروند بیوفیلیک (مطالعه موردی: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۰
امروزه با رشد سریع جمعیت، گسترش شهرنشینی و افزایش گسستگی شهرها از طبیعت، شهرها با چالش های جدی زیست محیطی مواجه شده اند. در این راستا نظریه جدید شهر بیوفیلیک با تأکید بر حضور طبیعت و عشق و علاقه نسبت به آن موردتوجه قرارگرفته است. یکی از ارکان اساسی برای دستیابی به شهر بیوفیلیک وجود شهروندان دوستدار طبیعت است. بنابراین توجه به نقش شهروندان در توسعه مبتنی بر طبیعت ضروری می نماید. هدف از این پژوهش شناسایی شاخص های مؤثر بر تحقق شهروند بیوفیلیک و سنجش تأثیرگذاری این شاخص ها بر تحقق شهروند بیوفیلیک است. در این راستا روش توصیفی- تحلیلی مورداستفاده قرارگرفته و گردآوری داده ها از طریق دو روش کتابخانه ای و میدانی (از نوع پرسشنامه) صورت پذیرفته است. حجم نمونه کلی از طریق روش طبقه بندی شده تعداد 745 به دست آمده است. تخصیص حجم نمونه بر اساس روش متناسب و توزیع آن بر اساس فاصله نمونه گیری روش سیستماتیک انجام شده است. همچنین برای سنجش تأثیرگذاری شاخص ها روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم به عنوان یکی از فنون مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Amos..Graphic اتخاذ گردیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تحقق شهروند بیوفیلیک به ترتیب وابسته به بعد فعالیت های بیوفیلیک و سپس بعد نگرش ها و دانش بیوفیلیک است. در تبیین بعد فعالیت های بیوفیلیک به ترتیب شاخص های مدت زمان حضور، مشارکت و حساسیت نسبت به طبیعت و در تبیین بعد نگرش ها و دانش بیوفیلیک به ترتیب شاخص های میزان آشنایی با کاربرد طبیعت و میزان آشنایی با گونه های گیاهی بیشترین نقش را دارند.
۴۷۰.

بررسی جهت گیری فضاهای فصلی خانه های یزد نسبت به انرژی خورشیدی دریافتی و بار حرارتی ساختمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۴
استفاده از انرژی های تجدیدپذیر بجای سوخت های فسیلی در کنار بهبود شرایط ساختمان در کاهش مصرف انرژی، دو راهکار برای حل مشکلات مربوط به تغییرات اقلیمی می باشد. از ویژگی های معماری گذشته، همسو با این راهکارها، جهت گیری متناسب با عوامل اقلیمی و ویژگی های آب و هوایی و کوچ فصلی در داخل بنا بوده است. فضاهای فصلی، زمستان نشین-تابستان نشین، در جبهه های مختلف پیرامون حیاط مرکزی برای استفاده در فصل و زمانی خاص اختصاص دارد. در این پژوهش ابتدا مقدار انرژی خورشیدی دریافتی در جهت گیری فضای تابستان نشین –زمستان نشین با روش هاتل در ماه های سرد و گرم(با توجه به نمودار نیاز اقلیمی شهر یزد) محاسبه شده است. در ادامه با استفاده از شبیه ساز دیزاین بیلدر بررسی در دو مرحله شامل مدلسازی کل ساختمان و محاسبه بار حرارتی کل ساختمان در کل سال در هفت زاویه متفاوت و در مرحله دوم شبیه سازی، بخش های زمستانی و تابستانی بطور مجزا و پیش بینی بار حرارتی و میزان جذب تابش خورشید در هر دو قسمت انجام شد. نتایج نشان می دهد که بیشینه انرژی دریافتی در ماه های سرد در دیوارهای سمت صفر، 15 و 15- درجه می باشد. علاوه براین، کمینه انرژی خورشیدی در سه ماه گرم، در دیوارهای سمت شمال دریافت می گردد. کمترین بار حرارتی در ساختمان در جهت قرارگیری فضای زمستانی به سمت جنوب و در بازه چرخش 15 درجه به سمت شرق و غرب پیش بینی گردید. این زوایه ها با زاویه سمت زمستان نشین و تابستان نشین خانه های تاریخی یزد که مورد مطالعه قرار گرفته است مطابقت ندارد. به نظر می رسد عوامل دیگری چون جهت وزش بادهای نامطلوب، علاوه بر انرژی دریافتی در جهت گیری فضاهای فصلی موثر بوده است
۴۷۱.

تبیین و ارزیابی مؤلفه های طراحی بایوفیلی ساختمان های بلندمرتبه با روش دلفی؛ بعد از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۶
مقدمه: در دهه های اخیر، رشد سریع بلندمرتبه سازی در کلان شهرهای ایران، به ویژه تهران، باعث کاهش ارتباط انسان با طبیعت و افت کیفیت زیستی و روانی فضاهای مسکونی شده است. طراحی بایوفیلیک به عنوان رویکردی انسان محور، در پی بازآفرینی پیوندهای حسی، بصری و عاطفی میان انسان و طبیعت است. این پژوهش با استفاده از روش دلفی و نظر خبرگان، به شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های مؤثر بایوفیلیک در ساختمان های بلندمرتبه پرداخته است. یافته ها نشان می دهد عواملی مانند نور طبیعی، حضور گیاهان، مصالح طبیعی، جریان هوا و دید به مناظر، بیشترین تأثیر را بر ارتقای کیفیت محیط سکونت دارند. هدف اصلی تحقیق، ارائه چارچوبی بومی برای به کارگیری مؤلفه های بایوفیلیک در معماری ایران و ارتقای کیفیت زیستی و روانی فضاهای شهری است. مواد و روش ها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمی است. در مرحله نخست، داده های کیفی از طریق روش دلفی و با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه معماری و شهرسازی گردآوری شد. روش دلفی به سامان دهی دیدگاه ها، باورها و نگرش های متخصصان در قالب فرایندی ساختاریافته کمک می کند. در گام اول، جامعه پژوهش و نمونه اولیه شناسایی و مصاحبه های مقدماتی برای استخراج گویه های کلیدی انجام شد. این گویه ها مبنای طراحی پرسشنامه مرحله دوم قرار گرفتند. در مرحله دوم، با استفاده از داده های حاصل از بخش کیفی، پرسشنامه ای طراحی و داده های کمی گردآوری شدند. برای تدوین مبانی نظری و بررسی پیشینه، از روش توصیفی–تحلیلی و داده های اسنادی بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل ۳۶ نفر از متخصصان معماری و شهرسازی است که به صورت هدفمند و با تکنیک دلفی انتخاب شدند. داده های کیفی با تحلیل محتوای دلفی و داده های کمی با نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج و بحث: تحلیل داده های پرسشنامه ای که توسط ۳۶ نفر از متخصصان معماری و شهرسازی تکمیل شد، نشان داد که مؤلفه های خاصی از طراحی بایوفیلیک در ساختمان های بلندمرتبه از اهمیت بیشتری برخوردارند. در این میان، حضور نور و آب با میانگین ۳.۵۷ بیشترین اولویت را به خود اختصاص داد؛ این شاخص شامل استفاده از نور طبیعی، تعبیه آب نماها، پنجره های وسیع و به طور کلی حضور محسوس آب در فضاهای داخلی و بیرونی ساختمان است. پس از آن، ارتباط بصری و غیربصری با طبیعت با میانگین ۳.۱۵ در جایگاه دوم قرار گرفت که بیانگر اهمیت دید به مناظر طبیعی، صدای محیط، بوی گیاهان و دیگر محرک های حسی مرتبط با طبیعت است. سومین مؤلفه با اهمیت بالا، تحریک غیرموزون حسی بود که میانگین ۲.۸۲ را کسب کرد و شامل تجربه هایی نظیر تغییرات نور در طول روز، حرکت هوا، سایه های متحرک و صداهای تصادفی و لطیف در محیط می شود. از دیگر شاخص هایی که در ارزیابی ها دارای امتیاز بالایی بودند، می توان به مصالح طبیعی با میانگین ۲.۷۴، تنوع حرارتی و جریان هوا با میانگین ۲.۶۸ و احساس پناهگاه با میانگین ۲.۶۱ اشاره کرد. نتیجه گیری: طراحی بایوفیلیک در ساختمان های بلندمرتبه با ایجاد پیوند میان انسان و طبیعت، به طور معناداری کیفیت محیط و سلامت روانی ساکنان را ارتقاء می دهد. حضور عناصر طبیعی مانند نور طبیعی، گیاهان، مناظر سبز و تهویه مناسب، موجب کاهش استرس، افزایش آرامش و تقویت احساس تعلق می شود. این نوع طراحی با ایجاد تجربه های حسی متنوع و بازگرداندن طبیعت به زندگی شهری، به بهبود تعاملات اجتماعی و رضایت کلی از فضا کمک می کند. در ساختمان های پرتراکم که معمولاً فاقد ارتباط مستقیم با طبیعت هستند، ادغام اصول بایوفیلیک می تواند توازنی میان نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی انسان برقرار کند و زمینه ساز ارتقاء کیفیت زندگی در محیط های شهری شود.
۴۷۲.

بررسی جغرافیای سیاست گذاری ورزشی: پیامدهای واگذاری اماکن ورزشی (ماده 5) در بستر آمایش سرزمینی استان خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی جغرافیای سیاست گذاری ورزشی: پیامدهای واگذاری اماکن ورزشی (ماده 5) در بستر آمایش سرزمینی استان خراسان رضوی انجام شد. پژوهش حاضر از حیث جهت گیری، کاربردی است و گردآوری داده ها به صورت کیفی با رویکرد گلیزر انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر روسای هیئت های استانی و شهرستانی، کارشناسان ورزش اداره ورزش و جوانان استان (کارشناسان حقوقی و معاونت پشتیبانی کمیسیون اجرای ماده (5))، نخبگان ورزش استان (نخبگان ورزش پیشکسوتانی هستند که سابقه مسئولیت در هیئت های و اجاره اماکن ورزشی داشته اند)، اعضای هیئت علمی مدیریت ورزشی در استان خراسان رضوی بودند. روش نمونه گیری با استفاده از روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی و شاخص اشباع نظری نسبت به نمونه گیری از جامعه پژوهش اقدام شد. در پژوهش حاضر در مصاحبه 39 به اشباع نظری رسیده شد و تعداد نمونه تحت بررسی 39 نفر انتخاب شد. داده های حاصل از مصاحبه ها، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. با استفاده از کدگذاری باز، مقوله های مدل شناسایی شد؛ سپس، در مرحله کدگذاری محوری، پیوند بین این مقوله ها در قالب پارادایم کدگذاری تعیین شد. در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی نیز، اجزای پارادایم کدگذاری تشریح، سیر داستان ترسیم و عوامل تبیین شدند. نتایج حاکی از آن بود که آسیب های موجود واگذاری اماکن ورزشی بر ابعاد مختلف ورزش شامل مقوله هایی از جمله؛ آسیب های مالی، آسیب های تسهیلاتی، آسیب های ناآگاهی، آسیب های اجتماعی، آسیب های فرهنگی، آسیب های از بین رفتگی و فرسایش، آسیب های علمی، آسیب های برنامه ریزی، آسیب های مدیریتی، آسیب های تربیتی، آسیب های بوروکراسی، آسیب های نیروی انسانی، آسیب های نهادی بودند.
۴۷۳.

ارزیابی ظرفیت های توسعه و تراکم ساختمانی منطقه 9 مشهد بر مبنای تعادل مولفه های اجتماعی-اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۳
در پژوهش حاضر چالش های ناهماهنگی میان شهرداری، شورای شهر و سایر نهادهای مرتبط، از جمله ادارات دولتی، که منجر به کندی در پیشبرد طرح ها می شود، بررسی شده است. تضاد منافع میان نهادها و ضعف در تصمیم گیری های اجرایی، این مشکلات را تشدید کرده است. همچنین، مشکلات قانونی و حقوقی نظیر پیچیدگی های مربوط به تملک اراضی و نبود شفافیت در قوانین مرتبط با توسعه شهری یا تغییر مکرر این قوانین، از دیگر عوامل بازدارنده توسعه شهری هستند. هدف این پژوهش، ارزیابی معیارهای تراکم ساختمانی در طرح های توسعه شهری با تاکید بر ظرفیت های توسعه و تعادل میان مولفه های اجتماعی و اقتصادی در منطقه 9 شهر مشهد می باشد. توسعه شهری پایدار و متوازن به عنوان یکی از چالش های کلیدی مدیریت شهری در کلان شهرها، نیازمند سیاست گذاری هایی است که به طور همزمان نیازهای اقتصادی و اجتماعی را پاسخ دهد. در این راستا، پژوهش حاضر با بهره گیری از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با کارشناسان شهری، مدیران محلی و شهروندان جمع آوری و سپس به صورت سیستماتیک کدگذاری شدند. مفاهیم و مقوله های اصلی از داده ها استخراج شده و تحلیل گردیدند. نتایج نشان داد که معیارهایی نظیر توزیع عادلانه تراکم ساختمانی، دسترسی به زیرساخت های شهری، عدالت اجتماعی و بهره وری اقتصادی، از عوامل کلیدی موثر بر توسعه پایدار در منطقه 9 مشهد هستند. همچنین، عدم تعادل میان مولفه های اجتماعی و اقتصادی می تواند منجر به افزایش نابرابری ها، کاهش کیفیت زندگی و تشدید مشکلات زیست محیطی شود. این یافته ها بر ضرورت تدوین سیاست های جامع و یکپارچه توسعه شهری در راستای دستیابی به تناسب میان مولفه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی تاکید می کنند.
۴۷۴.

حکمرانی اخلاق محور در توسعه شهری پایدار؛ تحلیل نقش ارزش های انسانی در مدیریت شهری و برنامه ریزی منطقه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۷
توسعه شهری پایدار در دهه های اخیر به یکی از مهم ترین و محوری ترین دغدغه های نظام های برنامه ریزی، سیاست گذاری و مدیریت شهری در سطوح مختلف تبدیل شده است. در این میان، شهرها به عنوان کانون های اصلی تمرکز جمعیت، نقشی تعیین کننده در تحقق اهداف توسعه پایدار ایفا می کنند. با این حال، بررسی و تحلیل تجربه های جهانی و الگوهای اجرایی نشان می دهد که غفلت از بنیان های اخلاقی و ارزش های انسانی در فرایند حکمرانی شهری، به طور قابل توجهی موجب ناکارآمدی سیاست ها، تعمیق نابرابری های فضایی و اجتماعی، تضعیف عدالت شهری و در نهایت کاهش سرمایه اجتماعی شده است. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی تحلیلی–تبیینی، به بررسی نقش و اهمیت حکمرانی اخلاق محور در تحقق توسعه شهری پایدار می پردازد و تلاش می کند جایگاه و کارکرد ارزش های انسانی همچون عدالت، مسئولیت پذیری، شفافیت، کرامت انسانی و مشارکت فعال شهروندان را در فرایند مدیریت شهری و نظام برنامه ریزی منطقه ای مورد تبیین قرار دهد. در این راستا، توجه ویژه ای به پیوند میان اخلاق، حکمرانی و تصمیم گیری های شهری به عنوان یکی از پیش شرط های اساسی دستیابی به پایداری همه جانبه شهرها معطوف شده است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی بوده و داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعه اسنادی، تحلیل متون نظری مرتبط و بررسی پژوهش ها و مطالعات معتبر داخلی و خارجی گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که حکمرانی اخلاق محور، به عنوان یک چارچوب هنجاری و در عین حال کارکردی، می تواند از طریق ارتقاء اعتماد عمومی، تقویت پاسخگویی و شفافیت نهادهای شهری و هم راستاسازی تصمیمات مدیریتی با منافع جمعی و مصالح عمومی، زمینه تحقق پایداری اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی شهرها را فراهم سازد. افزون بر این، ادغام و نهادینه سازی مؤلفه های اخلاقی در نظام برنامه ریزی منطقه ای نه تنها به بهبود کیفیت زندگی شهری و افزایش رضایت شهروندان منجر می شود، بلکه ظرفیت تاب آوری شهرها را در مواجهه با چالش ها و مسائل پیچیده معاصر نیز به طور معناداری افزایش می دهد.
۴۷۵.

تبیین و طراحی الگوی توسعه ورزش سازمانی در کارکنان شرکت ملی حفاری (با رویکرد پایداری منطقه ای در شهر اهواز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۴
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت حیاتی نیروی انسانی در شرکت ملی حفاری ایران و مواجهه کارکنان با استرس های شغلی و ریسک های بالای محیط کار، تدوین یک الگوی بومی و جامع برای توسعه ورزش ضروری است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، تبیین و طراحی الگوی توسعه ورزش کارکنان در شرکت ملی حفاری با رویکرد پایداری منطقه ای در اهواز بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، در دسته تحقیقات کیفی قرار دارد که با رویکرد نظریه داده بنیاد (گرند تئوری) انجام شده است. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش را متخصصان و کارکنان آشنا به موضوع ورزش و توسعه سازمانی در شرکت ملی حفاری اهواز با رویکرد پایداری منطقه ای و همچنین متخصصان دانشگاهی حوزه مدیریت ورزشی تشکیل داده اند. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) و بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد 30 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق بود که با مشارکت اعضای نمونه انجام گرفت.برای تحلیل داده ها از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که توسعه ورزش در شرکت ملی حفاری اهواز یک نظام جامع و چرخه ای است که حول مقوله اصلی "مدل توسعه پایدار ورزش در سازمان" شکل گرفته است. این الگو بر اساس شش مقوله پارادایمی (علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها) تبیین شد. عوامل علّی و زمینه ای، مسیر توسعه را آغاز می کنند که در ادامه با موانع مداخله گر (سیاسی، مالی، مدیریتی) روبرو می شود. برای غلبه بر این موانع، چهار نقش راهبردی کلیدی (فرهنگی-تعاملی، مدیریتی-اجرایی، مالی و آموزشی) ارائه گردید. اجرای موفق این راهبردها منجر به چهار نوع پیامد (بنیادی، سلامتی، ساختاری و اقتصادی) شده که توسعه ورزش را از یک هزینه به یک سرمایه گذاری استراتژیک با بازدهی بالا در سلامت، نشاط و بهره وری نیروی انسانی تبدیل می کند. این الگوی بومی، چارچوبی جامع برای سیاست گذاران جهت ارتقای ورزش به یک فرآیند سیستمی و مدیریتی فراهم می آورد.
۴۷۶.

بررسی و تحلیل کیفیت محیط روستایی بر حس تعلق مکانی در سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: روستای ام الطمیر)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۹
زمینه و هدف: کیفیت محیط سکونتگاه های روستایی یکی از عوامل کلیدی در شکل گیری حس تعلق مکانی، ماندگاری جمعیت و پایداری اجتماعی به شمار می رود. در سال های اخیر، به ویژه در روستاهای پیراشهری که تحت تأثیر فرایندهای شهرنشینی شتابان قرار دارند، توجه به پیوند میان شرایط محیطی و ادراک و دلبستگی ساکنان به مکان اهمیت فزاینده ای یافته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل تأثیر کیفیت محیط روستایی بر حس تعلق مکانی در سکونتگاه های روستایی، با مطالعه موردی روستای ام الطمیر در پیرامون کلان شهر اهواز انجام شده است. روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است. داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و پیمایش میدانی با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان روستای ام الطمیر بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۵۶ نفر تعیین گردید. برای تحلیل داده ها از مدل تصمیم گیری چندمعیاره مارکوس و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج و یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که میان کیفیت محیط روستایی و حس تعلق مکانی رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج مدل مارکوس حاکی از آن است که پاکیزگی محیط و زیبایی منظر طبیعی بیشترین مطلوبیت را در میان شاخص های محیطی دارند. همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که قوی ترین ارتباط با حس تعلق مکانی مربوط به زیبایی منظر طبیعی، پاکیزگی محیط و حفظ بافت سنتی روستا است. این نتایج بیانگر آن است که عوامل زیست محیطی و هویتی در مقایسه با زیرساخت های صرف کالبدی، نقش برجسته تری در شکل گیری دلبستگی مکانی ساکنان ایفا می کنند. در مجموع، پژوهش حاضر تأکید می کند که ارتقای کیفیت محیط روستایی، به ویژه در ابعاد طبیعی، زیباشناختی و هویتی، می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در تقویت حس تعلق مکانی، افزایش رضایتمندی سکونتی و تحقق توسعه پایدار در سکونتگاه های روستایی پیراشهری مورد توجه برنامه ریزان و سیاست گذاران قرار گیرد
۴۷۷.

ارزیابی اثر فرونشست زمین بر جاذبه های ژئوتوریستی شهر طرقبه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۵
یکی از مخاطراتی که در طی سال های اخیر در بسیار از مناطق رخ داده است، مخاطرات ناشی از فرونشست است. موقعیت جغرافیایی ایران سبب شده است تا بسیاری از مناطق آن در معرض این مخاطره باشد، که از جمله این مناطق شهر طرقبه در دشت مشهد می باشد. طرقبه در اقلیم خشک و نیمه خشک واقع شده است. تکنیک تداخل سنجی راداری یک ابزار قوی در برآورد فرونشست با دقتی در محدوده میلی متر با استفاده از مشاهدات فاز را دارا هستند. در این مقاله به منظور پایش فرونشست اتفاق افتاده در شهر طرقبه از داده های ماهواره Sentinel 1A سال های 2017 تا 2021 استفاده شده است. نتیجه مطالعات حاصل از تداخل سنجی راداری نشان داد، در طول دوره آماری در منطقه مورد مطالعه 10 سانتی متر فرونشست اتفاق افتاده است. در ادامه به بررسی محل قرار گرفتن ژئوسایت ها و مراکز تجاری و اقامتگاه ها پرداختیم. میزان فرونشست های ثبت شده برای هر دوره به ترتیب 2 سانتی متر برای 2017-2018، برای دوره 2018-2019 حدود 1سانتی متر ، 3 سانتی متر برای دوره 2019-2020 و 4 سانتی متر برای دوره 2020-2021 بدست آمد . طبق نتیجه بدست آمده تقریبا تمامی مراکز گردشگرپذیر شهر طرقبه در مناطق بحرانی فرونشست واقع شده اند و در صورت عدم جلوگیری از این خطر در آینده شاهد تخریب این مکان ها و کاهش چشم گیر گردشگران خواهیم بود.
۴۷۸.

تحلیل کاربری اراضی ساخته شده شهر آستارا و پیش بینی تغییرات آن در سال 2038

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۹
تحلیل کاربری اراضی به تعیین نوع فعالیت های قابل انجام بر روی زمین و چگونگی اجرای آن فعالیت اشاره دارد. در واقع، این تحلیل نقش مهمی در برنامه ریزی شهری و مدیریت مناسب منابع زمین دارد. با در نظر گرفتن نیاز های جامعه و محیط زیست بر اساس تحلیل کاربری اراضی می توان بین کاربری های مختلف توازن ایجاد کرد تا از این جهت استفاده بهینه از کاربری های مختلف شهری شود . اراضی انسان ساخت، نتیجه فعالیت های انسانی در زمین هاست. این فعالیت ها می توانند تغییراتی در کاربری سرزمین ایجاد کنند، مانند تبدیل اراضی کشاورزی به کاربری های شهری و صنعتی و پیامدهای اقتصادی و زیست محیطی آن ، یکی از مسائل و دشواری های برنام ه ریزان شهری در مواجهه با رشد و توسعه فیزیکی شهرها و تغییر کاربری ها در شهر است. در این تحقیق تغییرات کاربری ها با هدف تحلیل کاربری اراضی شهر آستارا و تغیییرات رخ داده در کاربری ساخته شده مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از تصاویر سال های 2003 و 2021 ماهواره لندست و از سنجنده های TM و OLI برای استخراج نقشه کاربری منطقه استفاده شد که از نرم افزارهای ENVI و IDRISI SELVA برای بررسی تغییرات و طبقه بندی کردن کاربری ها و همچنین پیش بینی تغییرات برای سال 2038 استفاده شد. نتایج حاکی از این بود که اراضی ساخته شده نسبت به سال 2003 ، 27/162 هکتار در خود افزایش داشته و وسعتش افزایش پیدا کرده است، مقدار تغییرات اراضی ساخته شده برای سال 2021 بیشتر از اراضی زراعی برای سال 2021 است کاربری ساخته شده با رشد 08/118 هکتاری برای سال 2038 همراه خواهد بود که بیشترین تغییر را همراه با رشد دارا خواهد بود. اراضی ساخته شده روندی افزایشی را بین سال های 2003 تا 2021 داشته و این روند افزایشی برای سال 2038 حفظ می شود.
۴۷۹.

تحلیل توزیع فضایی- مکانی خدمات شهری با رویکرد آمایش سرزمین با استفاده از GIS، در شهر سماوه (کشور عراق)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۳
در اواخر قرن گذشته، شهرهای مختلف جهان رشد سریعی را تجربه کرده اند. این مناظر شهری که به سرعت در حال تغییر هستند می توانند فرصت های جدیدی برای رشد اقتصادی ایجاد کنند، اما همین فرآیندها می توانند نابرابری های فضایی را در داخل مرزبندی های اداری شهرها ایجاد کنند. با استفاده از داده های جدید و جامع جغرافیایی که یک بعد از نابرابری فضایی شهری را توصیف، نقشه برداری و بررسی می کند، می توان وضعیت دسترسی به امکانات و خدمات شهری توسط شهروندان را شناخت. براساس آنچه که گفته شد، هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل توزیع فضایی - مکانی خدمات شهری با رویکرد آمایش سرزمین با استفاده از GIS، در شهر سماوه بوده که در چارچوب کلی تحقیقات توصیفی به انجام رسیده است. جامعه آماری این پژوهش شامل محلات 31گانه شهر سماوه واقع در استان المثنی کشور عراق است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار GIS و مدل های مختلفی از جمله ضریب آنتروپی شانون و آمار فضایی (مدل خود همبستگی فضایی) انجام گرفته است. نتایج اولیه بررسی خدمات شهری موجود در شهر سماوه نشان داد، 4/38 درصد از پهنه شهری محلات مورد مطالعه دارای سرویس دهی خدمات شهری در سطح مطلوبیت زیاد و خیلی زیاد بوده که این مقدار برابر با 01/36 کیلومتر مربع از شهر سماوه است. همچنین، 83/25 درصد (22/24 کیلومترمربع) در سطح مطلوبیت متوسط و 74/35 درصد از سطح کل محدوده مورد مطالعه در محدوده سرویس دهی خدمات شهری دارای مطلوبیت کم و نسبتا کم می باشد. نتایج تحلیل فضایی نشان داد، نمره شاخص نزدیکترین همسایه (NNR) بدست آمده برای خدمات شهری در شهر سماوه برابر با 566/0 بوده است. همچنین z-score استخراج شده برابر با 85/24- بوده که این اطلاعات در سطح 95 درصد معنی دارد است. بنابراین براساس این اطلاعات می توان اذعان داشت که خدمات انتخابی در شهر سماه به صورت خوشه ای پراکنده شده اند.
۴۸۰.

ارزیابی توان اکوتوریستی بخش سرولایت نیشابور در راستای تحقق توسعه پایدار با استفاده از روش تحلیلی SWOT

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۷
جاذبه های طبیعی، تاریخی و فرهنگی متنوع، پتانسیل بسیار بالایی برای صنعت گردشگری ایجاد می کنند. گردشگری امروزه نه تنها باعث تبادل فرهنگی می شود، بلکه به یکی از منابع اصلی درآمد بسیاری از کشورها تبدیل شده است. این امر به ویژه برای کشورهای در حال توسعه که با مشکلاتی مانند بیکاری گسترده، کمبود ارز و وابستگی به یک محصول صادراتی دست و پنجه نرم می کنند، صادق است. برای این کشورها، توسعه صنعت گردشگری می تواند فرصتی طلایی برای رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال باشد. گردشگری و توسعه پایدار با هم مرتبط هستند. توسعه پایدار بر ایجاد تعادل بین اقتصاد، محیط زیست و اجتماع تمرکز دارد. محیطی که به خوبی حفظ شود، می تواند باعث جذب گردشگران بیشتری شود. تحلیل SWOT نشان داده است که منطقه سرولایت پتانسیل بسیار بالایی برای توسعه گردشگری اکوتوریسم دارد. این منطقه دارای طبیعت بکر، جاذبه های تاریخی و ظرفیت های کشاورزی است که می تواند به عنوان نقاط قوت برای جذب گردشگر مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به نتایج تحلیل SWOT، استراتژی تهاجمی به عنوان بهترین رویکرد برای توسعه اکوتوریسم در این منطقه انتخاب شده است. این تصمیم با توجه به امتیاز بالای عوامل خارجی و داخلی منطقه گرفته شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان