ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۶۸۱.

مروری سیستماتیک بر کاربست شاخص های ترکیبی در اندازه گیری تاب آوری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: به موازات فراوانی بیشتر سوانح در مناطق شهری در جهان، توجه به «تاب آوری شهری» به عنوان سازوکاری برای رویارویی شهرها با اختلالات افزایش یافته است. لیکن، پیاده سازی تاب آوری شهری و سنجش آن با چالش های جدی روبه رو است. از میان روش های سنجش تاب آوری شهری، استفاده از شاخص های ترکیبی به دلیل ماهیت عددی، فرایند ساخت روشن و امکان مقایسه مکانی-زمانی در دو دهه اخیر بسیار پرکاربرد بوده است ولی معیارهای جامع و موردتوافق گسترده برای ساخت شاخص ترکیبی در مقیاس شهری ارائه نشده است؛ لذا این پژوهش در پی انجام یک مطالعه مروری سیستماتیک برای استخراج و تحلیل جامع ارکان و روش های سنجش تاب آوری شهری با محوریت شاخص ترکیبی است. روش پژوهش: بر مبنای یک مرور سیستماتیک با تمرکز بر 80 پژوهش انتخاب شده از پایگاه های استنادی WoS و Scopus، مبانی و گام های چندگانه ساخت شاخص های ترکیبی برای سنجش تاب آوری شهری موردبررسی قرار گرفته اند. تحلیل داده ها با استفاده از یک چهارچوب تحلیلی مبتنی بر چهار رکن (زمینه ای، مبانی نظری و کاربردی، روش شناختی و محتوایی) و از طریق کدگذاری مضامین انجام شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که از منظر مبانی پایه، اکثر شاخص ها (5/92 درصد) بر اساس چهارچوب های موجود و عمدتاً با رویکرد سرمایه محور (5/62 درصد) و اهداف تشخیصی (70 درصد) طراحی شده اند. از منظر ارکان روش شناختی، غالب شاخص های بررسی شده بر مبنای رویکردهای ایستا (5/92 درصد)، ذاتی (25/61 درصد)، پیشینی (75/83 درصد) و با روش های از بالا به پایین ( 5/72 درصد) توسعه یافته اند و طرح ساختاری قیاسی-سلسله مراتبی مبنای سازمان دهی اغلب شاخص های بررسی شده (5/77 درصد) را تشکیل می دهد. گام های اعتبارسنجی متقابل و خارجی به ترتیب تنها در 35 درصد و 5/27 درصد از مقالات مشاهده شد و76 درصد از مطالعات از تحلیل استحکام غفلت نموده اند. از منظر محتوایی، چهارچوبی مورد اجماع ازنظر تعداد و نوع عناصر سازنده شاخص ترکیبی و تعداد متغیرهای استفاده شده وجود ندارد. نتیجه گیری: شکاف ها در کاربست شاخص های ترکیبی در اندازه گیری تاب آوری شهری را می توان در دو گروه کلی ذاتی و رویه ای دسته بندی کرد. چالش های ذاتی، برخی مسائل اجتناب ناپذیر بین رشته ای است که به خاستگاه و ماهیت شاخص ترکیبی بازمی گردد. اما کاستی های رویه ای شامل کمبود داده های واقعی سوانح، هزینه و زمان جمع آوری داده های میدانی و زمینه ای در برابر داده های ثانویه، تعارضات میان دیدگاه های ذی نفعان و نبود چهارچوب مورد اجماع جهت گزینش عناصر شکل دهنده شاخص ترکیبی تاب آوری شهری است. توجه بیشتر به گام های اعتبارسنجی، شناسایی منابع حساسیت و بهره گیری از روش های مشارکتی می تواند با کاهش شکاف های روش شناختی موجب بهبود قابلیت اطمینان به نتایج اندازه گیری شود.
۶۸۲.

توزیع فضایی فقر در گستره ی شهر و تحلیل اثرات آن؛ مطالعه موردی: شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۳
یکی از راه های پیشگیری از توسعه فقر و نیز سامان بخشی به وضعیت مکان های فقیرنشین، شناخت دقیق گستره های فقر به ویژه در سطح شهرهای بزرگ است. زیرا هر برنامه ای برای مقابله با فقر شهری در سطح شهر بدون شناخت دقیق موقعیت مکانی آن امکان پذیر نخواهد بود. عدم شناخت کافی از فقر شهری، به ویژه ابعاد و گستردگی آن در سطح شهر، می تواند مانع از سیاست گذاری صحیح برای کاهش فقر شود. این ناآگاهی ممکن است منجر به هدر رفتن منابع اقتصادی و ناکامی برنامه های کاهش فقر شود. از اینرو پژوهش حاضر به دنبال آن است که به تعیین گستره های فقر در شهر کرمانشاه بپردازد. در خصوص روش پژوهش می توان اذعان نمود که با توجه به موضوع پژوهش، از نظر هدف نوع آن کاربردی و از نظر نوع داده کمّی است. محدوده پژوهش، 136 محله عرفی شهر کرمانشاه در سال 1403 بوده است. داده های مربوط به بخش مبانی نظری به صورت اسنادی و کتابخانه ای تهیه شده و داده های خام از سالنامه آماری مرکز آمار ایران مربوط به سال 1400 شهر کرمانشاه و نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1395 استخراج شده اند. بر این مبنا، محله های شهرکرمانشاه با چهار مؤلفه و 34 شاخص ارزیابی شدند. نتایج لکه های داغ حاکی از آن است که میزان فقر در سطح شهر کرمانشاه به صورت متعادل توزیع نشده و در بعضی مکان ها شدت فقر بسیار زیاد و در بعضی مکان ها شدت خوشه ای فقر بسیار کم است. علاوه بر این نتایج آزمون خودهمبستگی موران بیانگر آن است که الگوی فضایی فقر در شهر کرمانشاه به صورت خوشه ای است.
۶۸۳.

ارزیابی تأثیر شاخص طول زبری در مدل سازی بیشینه شدت جزایر حرارتی شهری با استفاده از سنجش از دور و سیستم های اطلاعات مکانی (مطالعه موردی: منطقه 22 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۳
سابقه و هدف: در سالیان اخیر، مدل سازی و شناسایی الگوی توزیع مکانی پدیده جزیره حرارتی شهری با هدف برنامه ریزی برای مواجهه با اثرات این پدیده و پیش بینی تأمین زیرساخت های مورد نیاز در تأمین آسایش حرارتی بهتر شهروندان افزایش یافته است. مدل اوکه از جمله مدل های مطرح در این زمینه است که بیشینه شدت جزیره حرارتی (UHImax ) را بر اساس شاخص نسبت منظر کانیون های شهری شبیه سازی می کند. وابستگی مدل اوکه به شرایط اقلیمی و فیزیکی شهرها ایجاب می کند؛ این مدل قبل از استفاده در هر منطقه شهری، مورد ارزیابی قرار گرفته تا در صورت نیاز، اصلاح شود. با توجه به تأثیراتی که عامل مقاومت آیرودینامیک کانیون های شهری(طول زبری) در UHImax دارد، لحاظ کردن شاخص این عامل در فرآیند محلی سازی مدل، می تواند دقت نتایج حاصل را تحت تأثیر قرار دهد. در این پژوهش سعی شده است، ضمن محلی سازی مدل اوکه در ناحیه ای از منطقه 22 شهر تهران؛ تأثیر طول زبری نیز در این فرآیند بررسی شود. تهیه داده های دمایی کانیون های شهری از جمله چالش های مهم در فرآیند مدل سازی محسوب می شود. تحقیقات نشان می دهد دمای هوای مناطق مرکزی و حومه شهرها در هنگام شب، به دمای سطح زمین (LST) نزدیک است و LST کانیون ها می تواند به عنوان یک تقریب مناسب از دمای هوا مورد استفاده قرار گیرد. لذا در این تحقیق سعی شد؛ با بهره گیری از داده های سنجنده های حرارتی ماهواره ای و استفاده از یک الگوریتم مناسب بازیابی LST ، مشکل تهیه داده های دمایی حل گردد. محاسبه شاخص های هندسی و مقاومت آیرودینامیکی کانیون ها در فرآیند مدل سازی، به علت نیاز به انجام پردازش های گوناگون مکانی، پیچیده و زمان بر است و از این رو، چالشی دیگر در این زمینه محسوب می شود. سیستم های اطلاعات مکانی (GIS) با دارا بودن قابلیت ذخیره سازی روابط توپولوژیک عوارض جغرافیایی و تجزیه و تحلیل آن ها می تواند محاسبه این شاخص ها را تسهیل نماید. لذا در انجام این پژوهش، از سیستم های اطلاعات مکانی استفاده شده است. مواد و روش ها: در این پژوهش به منظور تهیه داده های دمایی مورد نیاز، از داده های سنجنده ASTER و داده های هواشناسی نزدیک ترین ایستگاه هواشناسی به محدوده مطالعاتی در فاصله زمانی سال های 2016 تا 2022 میلادی استفاده شد. این داده ها در محیط نرم افزار MATLAB و با استفاده از الگوریتم پنجره مجزا مورد پردازش قرار گرفت و دمای سطح زمین و بیشینه شدت جزایر حرارتی سطحی در محدوده مطالعاتی محاسبه شد. سپس، محاسبه شاخص های نسبت منظر، طول زبری و UHImax شبیه سازی شده کانیون ها (بر اساس مدل اوکه)؛ از طریق پردازش نقشه های رقومی در برنامه ModelBuilder در محیط نرم افزار ArcGIS صورت پذیرفت. پس از تقسیم بندی محدوده مطالعاتی به محدوده های آموزشی و محدوده چک، محلی سازی مدل UHImax در دو حالت مختلف انجام شد. در حالت اول، ضرایب مدل محلی در محدوده آموزشی با لحاظ کردن شاخص نسبت منظر محاسبه شد. بدین منظور، کانیون ها بر اساس شاخص نسبت منظر به یازده کلاس مختلف طبقه بندی گردید و مقدار UHImax شبیه سازی شده و اندازه گیری شده آن ها در منطقه آموزشی محاسبه شد و از طریق تحلیل رگرسیون این دو دسته داده، مدل محلی اوکه در منطقه مطالعاتی به دست آمد. در حالت دوم، در ابتدا کانیون های محدوده آموزشی بر اساس شاخص طول زبری به دو دسته جداگانه طبقه بندی و سپس، دسته اول کانیون ها بر اساس شاخص نسبت منظر به هشت گروه مجزا و دسته دوم، به سه گروه مختلف طبقه بندی گردید. با محاسبه UHImax شبیه سازی شده و اندازه گیری شده هر یک از گروه ها، و استفاده از تحلیل رگرسیون، مدل محلی سازی شده اوکه برای هر یک از 2 طبقه مذکور تعیین گردید. نتایج و بحث: با اعتبارسنجی مدل های به دست آمده در محدوده چک، مقادیر R^2، ρ،RMSE و MAE حاصل از رگرسیون در حالت اول، به ترتیب: 0/53 ، 0/73، 1/18 ± و 0/98و در حالت دوم، به ترتیب0/80، 0/89، 1/05 ± و 0/87محاسبه شدند. مقایسه این نتایج نشان می دهد لحاظ کردن شاخص مقاومت آیرودینامیک در فرآیند مدل سازی UHImax ضمن افزایش ضرایب همبستگی و ضریب تشخیص رگرسیون؛ سبب افزایش دقت نتایج حاصل از مدل محلی و بهبود مدل شده است.
۶۸۴.

Sustainability of Manufacturing Companies in the Sports Industry with a Focus on Green Technology Innovation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۹۷
Today, the environmental damage caused by manufacturing companies has pushed the business environment toward innovative green methods. Green technology innovation is one of the most important activities in this framework. Therefore, the current research was conducted with the aim of identifying the drivers of green technology innovation for manufacturing companies in the sports industry in Iran. This research is applied in terms of its purpose and exploratory in nature, considering the use of both qualitative and quantitative methods. Two main steps were taken to conduct this research. The first step was a systematic review of the research literature to identify the drivers of green technology innovation, and the second step was screening and confirming the drivers using the Fuzzy Delphi method. The theoretical community of the research consisted of academic experts and executive managers, and 20 people were selected to participate in the expert questionnaire through judgmental sampling. Based on the research results, 21 effective drivers were identified in the first phase. Subsequently, based on the results of Phase 2, 18 drivers were confirmed. These drivers are: environmental regulations, digital finance and fintechs, digital transformation, research and development investment, consumer awareness of the environment, capital market openness, media attention, environmental information disclosure, environmental, social, and governance ratings, government subsidies, organizational leadership style, organizational culture, organizational strategy, behavioral decision-making characteristics of the senior management team, the company’s social responsibility toward the environment, green knowledge management, green intellectual capital, and green dynamic capabilities. Considering these drivers can promote green technology innovation for manufacturing companies in the sports industry, potentially improving their economic and environmental performance.
۶۸۵.

سنجش و تحلیل فضایی زیست پذیری اقتصادی در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۵
زیست پذیری یک ضرورت اقتصادی برای شهرها محسوب می شود و در ادبیات توسعه پایدار مبتنی بر تئوری مطلوبیت و اثربخشی اقتصادی است که در استفاده از منابع کمیاب کاربرد دارد. هدف مطالعه حاضر سنجش و تحلیل فضایی زیست پذیری اقتصادی کلان شهر تهران انجام گرفته است. پژوهش از لحاظ هدف گذاری کاربردی و از لحاظ روش شناسی توصیفی- تحلیلی است. داده های موردنیاز با مراجعه به اسناد و مدارک موجود و سالنامه آماری منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران و سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران به دست آمده است. نوآوری پژوهش در پرداختن به بعد اقتصادی زیست پذیری است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل ماباک و از آزمون های کجی و کشیدگی، یو مان ویتنی، میانگین رتبه ای در نرم افزار SPSS وARC GIS استفاده شد. با توجه به نتایج به دست آمده، از نظر زیست پذیری اقتصادی، مناطق 6، 2 و 1 به ترتیب با کسب بیش ترین امتیاز در جایگاه اول تا سوم و مناطق 22، 16 و 9 با کسب کم ترین امتیاز در جایگاه بیستم تا بیست و دوم قرار گرفتند. همچنین فضای غالب زیست پذیری اقتصادی بر مناطق 22 گانه کلان شهر تهران پهنه نامطلوب است. نتایج نشان داد که کلان شهر تهران فاقد وحدت زیست پذیری اقتصادی است و این ناهمگونی های فضایی بین مناطق شمالی با سایر مناطق تهران خیلی زیاد است. به طوری که این تفاوت میانگین رتبه ای برای مناطق نیمه جنوبی 17/16، نیمه مرکزی 8، نیمه شرقی 60/16 و غربی 29/15 است. بیش ترین تفاوت زیست پذیری اقتصادی مناطق نیمه شمالی با مناطق نیمه جنوبی و کم ترین آن با مناطق نیمه مرکزی است.
۶۸۶.

بهینه سازی فرم شهری پایدار با استفاده از الگوریتم های چندمعیاره (مورد مطالعه: شهر بهارستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۲۳۸
رشد شهرنشینی و محدودیت در زمین و منابع زیست محیطی، ضرورت توسعه پایدار در کلان شهرها را نمایان می کند. شکل پایدار شهر یکی از راه های دست یافتن به این ضرورت است. در همین راستا، این مقاله به ارائه الگوریتمی جهت ساماندهی شکل شهر و تحلیل دریافت نور خورشید در طرح ایجادشده و با هدف حداکثر کردن میزان زیربنا و مساحت حیاط برای بلوک های مسکونی تولیدشده توسط همین الگوریتم به مدل سازی یک منطقه شهری در شهر بهارستان اصفهان می پردازد. روش این پژوهش از نظر هدف، کاربردی‑توسعه ای و از نظر روش ترکیبی از روش های اسنادی، تحلیلی و مدل سازی است که با 5000 مدل سازی با الگوریتم چندمعیار والاسی ایجاد می شود و نتایج شبیه سازی های طرح به دست آمده نشان می دهد که این روش توانایی بالایی در ایجاد فضای های شهری با بهره مندی بسیار بالا از شاخص های انرژی تابشی خورشید، با دسترسی 95 درصد مناطق از انرژی بیش از 1000 کیلو وات ساعت بر مترمربع، میزان دسترسی به گنبد آسمان در فضای باز شهری و فضاهای داخلی ساختمان ها بیش از 70 درصد و میزان ساعت برخورداری از نور خورشید بیش از 35 ساعت در کوتاه ترین ماه سال را دارد و دارای پتانسیل بالایی در تسهیل طراحی برای کارشناسان حوزه شهری است.
۶۸۷.

فهم انگاره (خانه بهتر) در بستر مسکن مهر با مدل سروکوال (ادراک - انتظار) (مطالعه موردی: مسکن مهرشهر بیجار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۱
مقدمه: مسکن مقرون به صرفه و پایدار از دیرباز یکی از دغدغه های اصلی دولت ها و سیاست گذاران در سراسر جهان بوده است. افزایش تقاضا برای سرپناه مناسب، همراه با گسترش شتابان شهرنشینی و رشد هزینه های زندگی، موجب شده است که تأمین مسکن مطلوب و قابل پرداخت به یکی از اهداف اساسی سیاست های عمومی تبدیل شود. اهمیت پاسخ گویی به نیازهای مسکن و ایجاد ثبات سکونتی سبب شده بسیاری از دولت ها نهادهای اداری و سیاسی ویژه ای را برای مدیریت امور مسکن، به ویژه در زمینه طرح های اجتماعی و مسکن اقشار کم درآمد، ایجاد کنند. در این راستا، طرح مسکن مهر به عنوان یکی از گسترده ترین و بلندپروازانه ترین برنامه های ملی در ایران شکل گرفت و با هدف تأمین مسکن برای اقشار کم درآمد و متوسط جامعه در سراسر کشور طراحی و اجرا شد. با وجود تلاش های فراوان و سرمایه گذاری های کلان در راستای حمایت از اقشار محروم از طریق طرح مسکن مهر، پژوهش های اندکی به بررسی میزان رضایت مندی ساکنان و میزان انطباق واحدهای مسکونی با نیازهای واقعی آنان پرداخته اند. شکاف میان اهداف اولیه این طرح و تجربه زیسته بهره مندان آن، ضرورت درک عمیق تر از ادراکات و انتظارات ساکنان را برجسته می سازد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان رضایت ساکنان طرح مسکن مهر شهرک آفتاب در شهر بیجار (استان کردستان) انجام شده است. در این مطالعه تلاش شده است ابعاد ملموس و ناملموس کیفیت مسکن و ادراک ساکنان از کیفیت زندگی مورد واکاوی قرار گیرد تا بدین وسیله زمینه ای برای تدوین سیاست های مؤثرتر در حوزه مسکن در آینده فراهم آید. مواد و روش ها: ین پژوهش از رویکردی آمیخته با ماهیت توصیفی–تحلیلی بهره مند است و در زمره پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. مطالعه در شهریورماه سال ۱۴۰۳ (سپتامبر ۲۰۲۴) انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق دو روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری گردید؛ در بخش میدانی، پرسش نامه های ساختاریافته ای میان ساکنان توزیع شد. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوار ساکن در فازهای ۱ و ۲ طرح مسکن مهر شهرک آفتاب در شهر بیجار بود که در مجموع ۲۳۰۰ خانوار را دربر می گرفت. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین شد و در نهایت ۳۲۶ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. انتخاب پاسخ دهندگان به روش تصادفی ساده و بر اساس نمونه گیری احتمالی انجام گرفت تا نمایندگی کافی از جامعه آماری حاصل شود. پرسش نامه طراحی شده به سنجش ابعاد مختلف رضایت از مسکن و ادراک ساکنان از کیفیت محیط مسکونی اختصاص داشت و شاخص هایی همچون محیط فیزیکی، دسترسی پذیری، تعاملات اجتماعی، خدمات مدیریتی و میزان پاسخ گویی به نیازهای ساکنان را دربر می گرفت. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و به کارگیری روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. در این راستا، از توزیع فراوانی، میانگین و تحلیل همبستگی برای بررسی روابط میان متغیرهای جمعیت شناختی، میزان رضایت و شکاف میان انتظارات ساکنان استفاده شد. نتایج و بحث: یافته های پژوهش نشان می دهد که شاخص «همدلی و شناسایی نیازها» بالاترین امتیاز را در میان تمامی شاخص های مربوط به شکاف انتظارات کسب کرده است. این امر بیانگر آن است که از دیدگاه ساکنان، میزان همدلی و درک متقابل مدیران و متولیان طرح مسکن مهر بیجار در سطحی نسبتاً مطلوب قرار دارد. با این حال، سایر شاخص های کلیدی نظیر «پاسخ گویی»، «قابلیت اعتماد» و «کیفیت ملموس» در سطح رضایت متوسط ارزیابی شده اند که نشان دهنده وجود زمینه برای بهبود عملکرد در این حوزه هاست. نتایج همچنین حاکی از آن است که ساکنان، انسجام اجتماعی، احساس امنیت و دسترسی به خدمات شهری را از مهم ترین عوامل مؤثر بر رضایت کلی خود می دانند. افزون بر این، تحلیل داده ها نشان می دهد که ویژگی های جمعیت شناختی از جمله میزان درآمد و سطح تحصیلات خانوار تأثیر معناداری بر سطح رضایت دارند؛ به گونه ای که ساکنان دارای تحصیلات بالاتر حساسیت بیشتری نسبت به کیفیت محیطی و خدماتی از خود نشان داده اند. این یافته ها بر پیچیدگی تعامل میان زیرساخت های فیزیکی و پویایی های اجتماعی در شکل دهی به ادراک ساکنان تأکید دارد. در بخش بحث و نتیجه گیری نیز اشاره می شود که رضایت از مسکن پایدار تنها به ساخت وساز فیزیکی محدود نمی شود، بلکه مستلزم مدیریت کارآمد، حاکمیت مشارکتی و پاسخ گویی به نیازهای اجتماعی و روانی ساکنان است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که اگرچه جنبه های فیزیکی و بصری طرح مسکن مهر بیجار به طورکلی با انتظارات ساکنان هم خوانی دارد، اما ابعاد ناملموس آن به ویژه تعاملات رفتاری، احساس تعلق مکانی و شناسایی حقوق شهروندی نتوانسته اند سطح رضایت مطلوبی را کسب کنند. برای ارتقای اثربخشی و پایداری کلی چنین طرح هایی، ضروری است سیاست گذاران رویکردی ساکن محور اتخاذ کنند که بر مشارکت اجتماعی، تقویت شبکه های حمایتی محلی و ارزیابی مستمر پس از اسکان تأکید داشته باشد. هم سویی طراحی، مدیریت و سیاست های مسکن با نیازها و ادراکات واقعی ساکنان می تواند در آینده به افزایش رضایت مندی، انسجام اجتماعی و پایداری بلندمدت در پروژه های مسکن منجر شود.
۶۸۸.

ارزیابی عملکرد مناطق آزاد ایران در شرایط تحریم های بین المللی؛ مورد: منطقه آزاد تجاری کیش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۹
تأسیس نهادهای مالی بین المللی، ایجاد مناطق آزاد فرامرزی و بین مرزی با کشورهای هدف، جذب هدفمند سرمایه گذاران خارجی به منظور پایدارسازی روابط بین المللی، اتصال تدریجی اقتصاد ملی با اقتصاد جهانی و تشکیل زنجیره های تأمین منطقه ای با کشورهای هدف از مهم ترین اهداف تاسیس مناطق آزاد تجاری در ایران است. در همین راستا، توسعه این مناطق و ارتقای همکاری های آن ها با همسایگان از مهم ترین ابعاد و اهداف دیپلماسی اقتصادی ایران بوده است. حدود 20 کشور به عنوان کشورهای هدف و همسایه برای 7 منطقه آزاد فعال کشور در اسناد راهبردی توسعه تعریف شده اند. هدف اصلی پژوهش حاضر، آسیب شناسی نقش مناطق آزاد تجاری در سیاستگذاری دیپلماسی اقتصادی ایران با تمرکز بر منطقه آزاد کیش و در شرایط تحریم های بین المللی علیه ایران است. سوال اصلی این است که منطقه آزاد تجاری کیش چگونه در توسعه دیپلماسی اقتصادی ایران در شرایط تحریم های بین المللی ایفای نقش داشته است؟ در پاسخ به پرسش مذکور و با استفاده از نظریه نئومرکانتالیسم این فرضیه آزمون شد که منطقه آزاد تجاری کیش برخلاف فلسفه تأسیس آن، در دوره 1403–1391 که تحریم های بین المللی تشدید شد، شاخص های مورد انتظار رشد محور اقتصادی را مطابق اهداف کلان اعلامی، برآورده نکرد. پژوهش از نوع کاربردی است. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر رویکردی انتقادی است و برای آزمون فرضیه از داده های مستند و تحلیل مضمون گزارش های خبری به همراه مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان و مدیران محلی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که ظرفیت های منطقه آزاد کیش در پیشبرد دیپلماسی اقتصادی کشور کمک موثری نکرده و در ایفای نقش های اولیه و بازنگری و اجرای اهداف قابل دسترس در شرایط تحریم موفق نبوده است. 
۶۸۹.

The Role of Consumption Ethics, Knowledge, and Understanding of Young Consumers in Their Responsible Behavior Toward Food Waste and the Environment(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۷۶
The COVID-19 pandemic has revealed significant vulnerabilities in production and consumption systems. Its economic and social consequences have underscored the urgent need for more sustainable approaches to food production and consumption. Since young consumers are often described as innovators and environmentalists, the present research aims to identify the influence of consumption ethics, knowledge, and understanding among young people on their responsible behavior toward food waste in the environment. The statistical population consists of young people aged 18 to 35 in Tehran. The sample size was calculated using Cochran's formula, resulting in 400 participants, and a multi-stage cluster sampling method was employed. The results of hypothesis testing show a positive role for awareness of food waste in encouraging responsible behavior among young people, as well as in shaping their food waste ethics. Additionally, the impact of the COVID-19 crisis on food purchasing by young people has a positive influence on their responsible behavior and their understanding of the environmental impact of food waste. The findings indicate that the COVID-19 pandemic has led more people to adopt food waste reduction behaviors, and that awareness of the ethics and environmental consequences of food waste has increased among young people.
۶۹۰.

بررسی تعیین کننده های مؤثر بر رضایتمندی سکونتی در توحید شهر سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۵۶
خانه و محیط کالبدی و اجتماعی پیرامون آن، بخش عمده ای از زندگی افراد را احاطه کرده است. میزان رضایت افراد از این فضاها، نقشی تأثیرگذار بر رضایتمندی افراد از زندگی شان دارد و بر این اساس، شناخت مؤلفه های تأثیرگذار بر رضایتمندی افراد از محیط مسکونی شان مهم می باشد. در این راستا، هدف این پژوهش بررسی رضایتمندی سکونتی و عوامل تأثیرگذار بر آن در محدوده توحید شهر سبزوار است. شناخت عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی سکونتی، میزان اهمیت هر یک از آن ها و بررسی تأثیر متغیرهای زمینه ای بر رضایتمندی سکونتی، از مهمترین پرسش های پیش روی این پژوهش هستند.  این مطالعه، پژوهشی مقطعی و موردی از نوع کاربردی است که با روش توصیفی– تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، شامل تمامی خانوارهای ساکن در محدوده توحیدشهر و نمونه آماری آن برابر با 316 نفر می باشد. نتایج نشان داد که مهمترین عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی سکونتی عبارتند از: سرمایه اجتماعی، کیفیت مسکن، امکانات و خدمات، احساس امنیت، خوانایی محیط، حس تعلق به محیط، راحتی داخلی، نما و منظر، بی نظمی محیط، کیفیت محیط، حریم و اشراف و شرایط اقتصادی. این عامل ها 43/60 درصد از تغییرات رضایتمندی سکونتی را تبیین نموده اند. با تفیکیک عوامل به دو گروه تعیین کننده های عینی و ذهنی محیط، نتایج نشان داد که تعیین کننده های ذهنی 02/35 درصد و تعیین کننده های عینی 41/25 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کرده اند. بررسی ها نشان داد که میان تعیین کننده های ذهنی و تعیین کننده های عینی رضایتمندی سکونتی، همبستگی مستقیم و معنی داری وجود دارد. بر مبنای نتایج، متغیرهای زمینه ای؛ نوع مالکیت و سن، تعداد اتاق در واحد مسکونی، زیربنای مفید واحد مسکونی، مساحت عرصه و اعیان واحد مسکونی و سابقه سکونت در محله، بر رضایتمندی سکونتی افراد تأثیرگذار بوده اند. در تحلیل نهایی از میان این متغیرها، سه متغیر؛ مساحت عرصه و اعیان، سابقه سکونت و سن در تحلیل نهایی در مدل باقی ماندند و توانستند بر روی هم 6/15 درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که رابطه بین تعیین کننده های عینی و ذهنی در رضایت از مسکن موضوعی پیچیده است. هر دو نقش حیاتی دارند اما اهمیت آن ها بسته به زمینه و شرایط خاص زندگی متفاوت است.
۶۹۱.

سنجش تاب آوری کالبدی پهنه های مسکونی شهر جاجرم در برابر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۷
دیدگاه ها و نظریه های مدیریت سوانح و توسعه پایدار به دنبال ایجاد جوامع تاب آور در برابر مخاطرات طبیعی هستند. از این رو به نظر بسیاری از محققان، تاب آوری یکی از مهم ترین موضوعات برای رسیدن به پایداری است. تاب آوری کالبدی بخصوص در حوزه مسکن، یکی از ابعاد تأثیرگذار در میزان تاب آوری جوامع است که از طریق آن می توان وضعیت جوامع را از نظر ویژگی های فیزیکی و جغرافیایی تأثیرگذار در هنگام بروز سانحه در زمان مخاطرات، ارزیابی کرد. در این راستا هدف این پژوهش سنجش تاب آوری کالبدی پهنه های مسکونی شهر جاجرم در برابر زلزله است. تحقیق حاضر، به لحاظ هدف، کاربردی، بر حسب ماهیت، کمی و از نوع روش آن توصیفی - تحلیلی است. گردآوری داده ها، از طریق مطالعات کتابخانه ای (اسنادی)، میدانی و داده های مکانی صورت گرفت. جامعه آماری شامل 20 نفر از خبرگان (مدیران، استادان ، متخصصین، کارشناسان سازمان های مرتبط با مدیریت بحران در سطح شهر جاجرم) است که به روش هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار  Arc GISو روش تحلیل شبکه ای (ANP)، انجام گرفت. طبق نتایج از 438 هکتار مساحت شهر جاجرم، 89 هکتار (31/20 درصد) در وضعیت کاملاً نامناسب، 122 هکتار (85/27 درصد) در وضعیت نامناسب، 105 هکتار (97/23 درصد) در وضعیت متوسط، 67 هکتار (29/15 درصد) در وضعیت مناسب و فقط 55 هکتار (55/12 درصد) در وضعیت کاملاً مناسب قرار دارند.
۶۹۲.

بررسی و شناسایی الگوهای شکست امواج راسبی در ارتباط با رخدادهای بارشی شدید شمال غرب ایران (۲۰۲۴ -۱۹۹۰)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۴
ارتباط بین شکست امواج راسبی و رخدادهای بارشی شدید شمال غرب ایران در مقیاس سینوپتیکی مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه به تجزیه و تحلیل سینوپتیکی تاوایی پتانسیلی (PV)، در سطح هم دمای پتانسیلی ۳۳۰ کلوین (330K) پرداخته است. سامانه های بارشی شدید شمال غرب ایران برای دوره آماری ۳۳ساله (۲۰۲۴-۱۹۹۰) به تعداد ۲۷۵ سامانه ی بارشی شناسایی شدند، و بر این اساس شکست امواج راسبی مورد شناسایی قرار گرفت. تحلیل و بررسی بلندمدت شکست آنتی سیکلونی و سیکلونی امواج راسبی انجام شد. چهار الگوی شکست امواج راسبی برای دو نوع شکست، در ارتباط با رخدادهای شدید بارشی شمال غرب ایران شناسایی شدند. نتایج نشان می دهد که الگوهای شناسایی شده فصل بهار و پاییز بیشترین فراوانی رخداد های شکست امواج راسبی، و الگوهای بارشی زمستان و تابستان، به ترتیب کم ترین فراوانی را دارند. بیشترین فراوانی رخدادهای شکست سیکلونی (CWB)، ماه های فروردین و اردیبهشت، و بیشترین فراوانی رخدادهای شکست آنتی سیکلونی (AWB)، ماه های مهر و آبان را شامل می شود. تحلیل استریمرهای تاوایی پتانسیلی (2PVU)، و ارتباط آن با رخدادهای بارشی شدید منطقه مورد مطالعه نشان می دهد که یک وابستگی فصلی بین شکست امواج راسبی وجود دارد که هم در عرض و هم در طول جغرافیایی نفوذ می کنند و بارش های شدید شمال غرب ایران را ایجاد یا تقویت می کنند؛ بنابراین تحقیق صورت گرفته می تواند به درک بهتری از الگوهای بارشی سینوپتیکی و دینامیکی و همچنین بهبود پیش بینی های میان مدت و بلندمدت آب وهوایی کشور کمک کند.
۶۹۳.

Sustainable Ecotourism Assessment in the Southern Foothills of the Alborz (Kan to Darabad River Valleys) Using the DPSIR Framework(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۰
Purpose- During the 21st century, ecotourism has become a mainstream alternative for tourists. It is a critical approach to integrating economic growth with the protection of the environment, ensuring sustainable tourism while at the same time transforming modalities of tourism. The aim of the research is to evaluate the impacts of ecotourism in the southern slopes of the Alborz region by utilizing the DPSIR approach. Design/methodology/approach- The research location is the old settlements from Kan to Darabad that enjoy a large tourism potential with various attractions (natural, human, infrastructural, and physical). The sites enjoy a combination of tourism activities (ecotourism, cultural, sportive, food, and religious). The research is applied research in objective and descriptive-analytical in method. The data has been collected through library research (statistical and documentary) and field research (survey and interviews). Findings - The research population in this study included 30 experts, including experts in field of tourism, professors from universities, officials from the Cultural Heritage, Handicrafts, and Tourism Organization of Tehran, and officials from various related organizations, selected with the Delphi method. The research tried to evaluate the effects of ecotourism in the southern slopes of Alborz by utilizing the DPSIR approach, which showed that environmental effects at the five-element level -Driving Force, Pressure, State, Impact, and Response- make it possible to undertake a cause-and-effect analysis of environmental pressures from ecotourism. The results of the research identified 10 driving forces, 7 pressure elements, 9 state indicators, and 9 effects. The main response favored policy-making, strategic planning, and management in utilizing natural and human opportunities, capabilities, and resources of the southern slopes of Alborz. The goal is to achieve sustainable development of tourism and the region through nature-based integrated sustainable tourism by converting current challenges and weaknesses into strengths and windows of opportunities. Research limitations/implications - The vast geographical region that is encompassed by the research from Kan to Darabad was prone to numerous limitations, including the non-availability of official data pertaining to the volume of tourists and tourism-based attributes of the research region, non-response of certain tourists to certain questions that were asked during the survey, and time limitations for the completion of the questionnaire. Originality/value - The research employed the use of past research to promote theoretical research discussion and to seek alternative research indicators through the use of scoring with the DPSIR methodology.
۶۹۴.

آینده نگاری برنامه ریزی شهر سالم با رویکرد سناریونویسی، مطالعه موردی: شهر بندر ماهشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۵
شهر به عنوان عالی ترین نمود تمدن بشری، نقش بنیادینی در ایجاد زن دگی خ وب ب رای تم ام ش هروندان را دارد. امروزه با توجه به اهمیت مقوله سلامت در میان شهروندان، برنامه ریزان حوزه شهر، اصطلاح نسبتاً جدیدی را با عنوان شهر سالم مطرح می کنند که در آن، ضمن پرداختن به وضعیت موجود و بررسی مسائل و مشکلات مختلف در حوزه شهر و سلامت، ارتقای مسائلی چون رفاه اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی و سلامت زیست شهری را دنبال می کنند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر روند آینده نگاری برنامه ریزی شهر سالم با رویکرد سناریونویسی در شهر بندر ماهشهر و تهیه سناریوهای محتمل و باورکردنی برای وضعیت آینده سیستم شهری انجام شده است. بنابراین شناسایی عوامل کلیدی و سناریوهای مطلوب بر روند آینده سیستم شهر، محور اصلی شکل گیری این پژوهش می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف توسعه ای- کاربردی و به لحاظ ماهیت تحلیلی- اکتشافی است. برای جمع آوری اطلاعات و داده های موردنیاز، از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که توجه به مقوله شهروندمداری و استفاده از شهروندان در برنامه ریزی ها و سلامت شهری با نمره 87+ سناریو اول برای رسیده به شهری سالم را نشان می دهد. سناریو دوم ما توجه به مؤلفه امید به زندگی در بدو تولد است که نمره 85+ را به دست آورده است. سناریو سوم وضعیت برنامه آموزشی سلامت با نمره 84+، سناریو چهارم مؤلفه دسترسی به فضای سبز با نمره 83+، سناریو 5 و 6 وضعیت بهداشتی سلامت و مؤلفه حس تعلق مکان با نمره 82+ به عنوان سناریوهای بعدی می باشند.
۶۹۵.

تبیین الگوی گسترش فضایی - کالبدی شهر یاسوج بر اساس چارچوب نظری عدالت فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه: شهرنشینی، به عنوان یکی از پدیده های جهانی قرن بیستم و بیست و یکم، باعث ایجاد تحولات وسیع در ساختار اجتماعی، اقتصادی و کالبدی شهرها شده است. با افزایش جمعیت شهری و مهاجرت های روستا-شهری، بسیاری از مناطق شهری با مشکلاتی نظیر افزایش نابرابری ها و دسترسی ناعادلانه به زیرساخت ها و خدمات روبه رو هستند. این روند باعث شده تا مفهوم عدالت فضایی به عنوان یکی از محورهای اساسی در سیاست گذاری و برنامه ریزی شهری اهمیت بیشتری پیدا کند و به ابزاری جهت کاهش بی عدالتی های شهری تبدیل شود. هدف: هدف از انجام این پژوهش، تبیین الگوی گسترش فضایی-کالبدی شهر یاسوج بر اساس چارچوب نظری عدالت فضایی می باشد. روش شناسی: این پژوهش از حیث روش، کاربردی و از حیث هدف، توصیفی-تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات اسنادی-کتابخانه ای و روش های میدانی بود. برای تجزیه و تحلیل این اطلاعات از نرم افزار Arc GIS و تحلیل های آمار فضایی و هلدرن، مدل آنتروپی شانون، مدل امتیاز استاندارد شده و مدل ضریب مکانی LQi استفاده شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: محدوده مورد مطالعه این پژوهش، شهر یاسوج می باشد. یافته ها و بحث: یافته های حاصل از مدل امتیاز استاندارد شده نشان می دهد که ناحیه یک از نظر سطح برخورداری از کاربری های خدماتی و عمومی در وضعیت برخوردار قرار گرفته است. ناحیه ۲ در وضعیت متعادل و برابر، نواحی ۳ و ۴ در وضعیت نامتعادل و نابرابر قرار دارند. در ادامه نتایج حاصل از مدل ضریب مکانی نشان می دهد که از بین ۴ ناحیه موجود، ناحیه ۱ با میانگین ۳۷۲/۳ رتبه اول و ناحیه ۳ با میانگین ۵۶۵/۰ رتبه آخر را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج حاصل از مدل آنتروپی نشان می دهد که در سال ۱۳۸۵، مقدار عدد آنتروپی محاسبه شده ۳۶۹/۱، به مقدار ln(n) (۳۸۶/۱) نزدیک است، بنابراین نشانگر رشد پراکنده شهر یاسوج می باشد. در مورد سال ۱۳۹۵ نیز الگوی شکل شهر یاسوج با توجه به مدل آنتروپی شانون الگوی پراکنش افقی را نشان می دهد و عدد به دست آمده (۳۷۲/۱) به ln(n) نزدیک است. اما پراکنش افقی شهر در سال ۱۳۹۵ نسبت به سال ۱۳۸۵ کمتر شده است. نتیجه گیری: در پایان با ادامه روند موجود و عدم برنامه ریزی اصولی در مقیاس های مختلف شهری و فراشهری، توسعه کالبدی-فضایی این شهر با روند افزایشی ادامه خواهد داشت.
۶۹۶.

سناریوهای سیاست گذاری مدیریت محیط روستایی (مطالعه موردی: استان کرمان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
در راستای دست یابی به توسعه پایدار نواحی روستایی، شناخت وضعیت آینده و برنامه ریزی بر مبنای آن برای مدیریت روستا و دستیابی به اهداف توسعه روستایی، ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با هدف شناسایی و تدوین سناریوهای سیاست گذاری مدیریت محیط روستایی در استان کرمان انجام شده است. اهمیت این موضوع از آن جهت است که توسعه، به ویژه در نواحی حساس همچون روستاهای استان کرمان، نقشی اساسی را در پایداری اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی ایفا می نماید. در پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی و رویکرد سناریونویسی و بهره گیری از نرم افزار سناریو ویزارد، به تحلیل شاخص های مورد تأکید متخصصان در نواحی روستایی استان کرمان پرداخته شده است. فرایند کلی انجام پژوهش به این صورت بوده است که در گام نخست، شاخص ها و توصیف گرهای اصلی با استفاده از مرور منابع و مصاحبه با خبرگان شناسایی گردید. سپس داده های حاصل شده از پرسشنامه در قالب ماتریس اثرات متقابل وارد نرم افزار شد و بر این اساس، سناریوهای ممکن، محتمل و باورپذیر استخراج گردید. نتایج نشان می دهد که در اغلب سناریوها، شاخص های کلیدی همچون هویت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی روستاها و همچنین میزان مشارکت مردم در سیاست گذاری مورد غفلت قرار گرفته و روند موجود تداوم خواهد داشت. تنها شاخص محیطی نقش پررنگ تری در تأثیرگذاری بر سیاست ها ایفا می کند. در نهایت، محتمل ترین سناریو ادامه شرایط موجود همراه با پیامدهای نامطلوب برای توسعه پایدار روستایی است. بنابراین، توجه به ابعاد اقتصادی، نقش متفاوت دولت، هویت مستقل روستا، تاریخمندی و ملاحظات فرهنگی و اجتماعی برای بهبود وضعیت آینده روستاهای استان کرمان، ضروری به نظر می رسد.
۶۹۷.

ارائه یک روش جدید برای مطالعه تغییرپذیری رگبارها (مطالعه موردی:استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۵
در این مطالعه، الگوی رگبارهای تاریخی در سه ایستگاه باران نگار ثبات استان گیلان تحلیل و در هر ایستگاه رگبارها از نظر مدت تداوم به سه کلاس متمایز شامل الف) 6-0 ساعت، ب) 12-6 ساعت و ج) بیش از 12 ساعت تفکیک شدند. تحلیل ها برای هر کلاس جداگانه صورت گرفت. منحنی های هاف هر کلاس رسم و از دیدگاه چارک ها الگوی بارشی ایستگاه ها مشخص شد. از روش جدیدبر مبنای فاصله قائم دو منحنی هاف 90 و 10 درصد و منحنی هاف50 درصد (d50) در 25، 50 و 75 درصد زمان بارش بود، برای مطالعه تیپ رگبارها استفاده شد. نتایج نشان داد که اغلب رگبارها در کلاس های بارشی مختلف از نوع چارک دومی بودند. در کلاس های بارشی کمتر از 12 ساعت، ایستگاه هشتپر در هر 25، 50 و 75 درصد زمانی بارش دارای مقادیر V بیشتری نسبت به دو ایستگاه دیگر بود. این نشان می دهد که میزان تغییر پذیری رگبارها در این ایستگاه نسبت به دو ایستگاه دیگر بیشتر است. در کلاس بیش از 12 ساعت، در 25 و 50 درصد زمان بارش ایستگاه خرجگیل و در 75 درصد زمانی بارشی ایستگاه قلعه رودخان دارای مقدار V بیشتری نسبت به سایر ایستگاه ها بودند. همچنین، در کلاس بارشی 6-0 ساعت، ایستگاه خرجگیل در هر سه مقطع زمانی 25، 50 و 75 درصد، دارای مقادیر d50 بیشتری نسبت به سایر ایستگاه ها بود. این امر حاکی از آن است که شدت بارش ها در ایستگاه خرجگیل نسبت به دو ایستگاه دیگر بیشتر بود. در کلاس بارشی 12-6 ساعت، مقدار d50 در 25 درصد زمان بارش در ایستگاه خرجگیل و در 50 و 75 درصد زمان بارش در ایستگاه قلعه رودخان بیشتر بود. در کلاس بارشی بیش از 12 ساعت نیز در 25 و 50 درصد زمان بارش، ایستگاه خرجگیل و در 75 درصد زمان بارش ایستگاه هشتپر دارای بیشترین مقدار d50 بودند.
۶۹۸.

ارزیابی پتانسیل خطر بیابان زایی با استفاده از مدل سازشی تاکسنومی فازی در محیط GIS در زیر حوضه آبخیز یزد- خضرآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: پدیده بیابان زایی یکی از جدی ترین بحران های اکولوژیکی است که کنترل آن از دغدغه های ملی محسوب می شود. با توجه به گسترش روزافزون این پدیده و ظهور اثرات گسترده و بلندمدت آن بر محیط زیست و فعالیت های انسانی، در چارچوب مدیریت عرصه های بیابانی، ارائه روش های مدیریتی مناسب، قادر است شدت و گسترش این پدیده را کاهش دهد و مانع پرداخت هزینه های گزاف تصمیم گیری نادرست شود. لذا اقدامات اجرایی در این زمینه باید متکی به شناخت وضعیت فعلی بیابانی شدن اراضی و شدت آن باشد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و پهنه بندی رخداد بیابان زایی در زیر حوضه آبخیز یزد – خضرآباد با استفاده از مدل های تصمیم گیری چند شاخصه و تکنیک سیستم اطلاعات جغرافیایی به صورت موردی در زیرحوضه یزد- خضرآباد طی سال های 1402 تا 1403 به انجام رسید. مواد و روش ها: در این پژوهش سعی شد این مهم توسط روش تاکسنومی فازی به انجام برسد. ازاین رو پس از تعیین اعضاء تیم تصمیم گیری تشکیل شده از متخصصان آشنا به منطقه مطالعاتی، شاخص های مؤثر از روش دلفی فازی تعیین و ارزش دهی شد. به منظور انتخاب این شاخص ها سه محور اصلی ارتباط با پدیده بیابان زایی، سهولت دسترسی و سهولت به روزآوری در چارچوب دو فاکتور هزینه و زمان مدنظر قرار گرفت. سپس به منظور تهیه چارچوبی مناسب جهت تهیه نقشه پهنه بندی آسیب پذیری ناشی از فرایند بیابان زایی اقدام به تفکیک واحدهای کاری از روش ژئومورفولوژی و در محیط نرم افزار Arc Gis، شد. در ادامه اقدام به فازی سازی داده ها از روش چن و هوانگ شد و فرایند تحلیل فازی بر روی داده ها صورت گرفت. پس از برآورد اعداد فازی ذوزنقه ای ترکیبی، اقدام به فازی زدایی و تشکیل ماتریس تصمیم گیری شد و در ادامه در چارچوب ماتریس تصمیم گیری فازی و از روش تاکسنومی، شدت بیابان زایی برآورد شد. در نهایت به منظور سهولت و دقت در تجزیه وتحلیل داده ها و دستیابی به نتایج، بر مبنای درجه تاکسنومیک واحدهای کاری و با استفاده از نرم افزار Arc view 3.2a اقدام به نقشه سازی میزان پتانسیل بیابان زایی شد. نتایج و بحث: پس از تعیین ماتریس تصمیم گیری فازی موزون، مطابق ادبیات تحقیق فاصله تاکسنومیک (g i ) و درجه تاکسنومیک (y i ) یا به عبارتی شدت بیابان زایی به تفکیک واحدهای کاری به دست آمد. در نهایت به منظور سهولت در خواندن و فهمیدن نتایج برآورد شده و نشان دادن تفاوت های ناحیه ای آسیب پذیری نسبت به بیابان زایی، نقشه نهایی پتانسیل شدت بیابان زایی بر مبنای ارزش های شدت بیابان زایی (y i ) واحدهای کاری شکل گرفت. مطالعات انجام شده نشان داد که 72/35 درصد از کل منطقه مطالعاتی به صورت خیلی شدید و 28/ 17 درصد به صورت شدید تحت فرایند بیابان زایی می باشد و بیابان زایی با شدت متوسط (32/36 درصد) بیشترین سهم را در منطقه مطالعاتی به خود اختصاص داده است. به طورکلی ارزش کمی شدت بیابان زایی برای کل منطقه از مجموع عوامل 74/0 در کلاس شدید یا VI ارزیابی شد. نتیجه گیری: مطالعه صورت گرفته نشان از کارایی و سهولت کاربرد منطق فازی در قالب مدل تاکسنومی در ارزیابی شدت بیابان زایی داشت. همچنین نتایج این پژوهش امکان برنامه ریزی را برای به حداقل رساندن بیابان زایی در اثر انجام طرح های توسعه فراهم می سازد و می تواند شرایطی را ایجاد کند که با توجه به اولویت ها و پهنه بندی آسیب پذیری منطقه مطالعاتی، تعادل بین طرح های توسعه و محیط امکان پذیر گردد.
۶۹۹.

شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و بررسی میزان آمادگی در کلانشهر تهران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۲۰۶
زمینه و هدف: تمایل ساکنان مناطق غیرشهری به شهرنشینی به دلیل کمبود منابع و بهره گیری از فناوری ها و امکانات زندگی شهری، موجب افزایش جمعیت شهرها شده است. این چالش ها منجر به تمرکز بیشتر مسئولان برنامه ریزی و توسعه پایدار شهری در جهت تحقق توسعه شهر هوشمند پایدار شده است. بدین منظور این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق شهر هوشمند پایدار و و ارزیابی آنها انجام شد. روش بررسی: جامعه آماری شامل تمامی خبرگان و متخصصان در زمینه شهرهای هوشمند پایدار در کلانشهر تهران هستند که به دلیل عدم اطلاع و عدم دسترسی به این جامعه و نامشخص بودن آن، مطابق دیدگاه های آماری، تعداد آنها، نامحدود و نامعین فرض شدند. نمونه آماری موردبررسی از این جامعه بر اساس فرمول کوکران به تعداد حداقل 385 خبره تعیین شد که در نهایت 392 نمونه محاسبه شد. پس از مرور جامع ادبیات، 20 عامل اولیه استخراج شد. یافته ها و نتیجه گیری: سپس با بکارگیری رویکرد دلفی و نظرات 60 نفر از خبرگان دردسترس، 14 عامل کلیدی نهایی شناسایی شد. به منظور ارزیابی عوامل از نظر اهمیت در تحقق شهر هوشمند پایدار از تکنیک تحلیل نسبت ارزیابی وزن دهی ترجیحی و نظرات 60 نفر خبره مورداشاره استفاده شد. نتیجه ارزیابی در نرم افزار اکسل حاکی از آن است که عامل تأثیرگذار یازدهم (سرمایه گذاری هوشمند) با بیشترین وزن در اولویت اول قرار گرفته است و عامل های پنجم (حکمروایی هوشمند) و دوم (اقتصاد هوشمند) در اولویت های 2 و 3 جای گرفتند. همچنین عامل دهم (فناوری اطلاعات و ارتباطات) با کمترین وزن در اولویت جای گرفت. در مرحله بعدی با استفاده از روش آزمون دوجمله ای در نرم افزار SPSS و جمع آوری نظرات 392 نفر از خبرگان و کارشناسان طی پرسشنامه سوم، از آنان خواسته شد تا با تمرکز بیشتر و با طیف 5 تایی لیکرت، میزان آمادگی کلانشهر تهران جهت تحقق عوامل کلیدی شهر هوشمند پایدار را اعلام نمایند. خروجی آموزن نشان داد که میزان آمادگی در حد زیر متوسط تا بالای متوسط است و در کل آمادگی در حد متوسط وجود دارد، اما نیازمند توجه و عنایت جدی مسئولان شهری جهت برنامه ریزی مناسب می باشد. در انتهای پژوهش، پیشنهادهای کاربردی ارائه شد.
۷۰۰.

سنجش شاخص های مؤثر در کیفیت سلامت و ایمنی مسکن در سکونتگاه های غیر رسمی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۹۶
کیفیت مسکن به طور اساسی با اهداف سلامت و پایداری مرتبط است، ایمنی مسکن یک چالش فراگیر در شهرها و مناطق شهری کشورهای کم درآمد است، به ویژه در سکونتگاه های غیررسمی که تعداد بالایی از ساکنان شهری در آن زندگی می کنند. باوجوداین چالش مداوم و تأثیر آن بر سلامت و رفاه، برای سنجش ایمنی و سلامت مسکن در این مناطق وجود دارد. ازاین رو این تحقیق به سنجش شاخص های مؤثر بر کیفیت سلامت و ایمنی مسکن در سکونتگاه های غیررسمی تبریز می پردازد. برای این کار از روش کمی همراه با پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه هدف در این تحقیق متشکل از شهرسازان و معماران، مهندسان، بازرسان و توسعه دهندگان در شهر بود. برای تجزیه وتحلیل داده از معادلات ساختاری با روش عامل تأییدی اکتشافی به همراه روش حداقل مربعات جزئی به حجم نمونه حساسیت کمتری دارد و بهترین روش برای نشان دادن روابط متغیرهای پنهان و آشکار است، استفاده گردید. برای این کار از نرم افزار Spss و SmartPls بهره گرفته شد. در این مطالعه عوامل مختلف اثرگذار بر عملکرد ایمنی و سلامت مسکن ارزان قیمت در سکونتگاه های غیررسمی شهر تبریز بررسی شد. نتایج حاکی از آن است که معماری، خدمات ساختمان، محیط خارجی، رویکردهای مدیریتی و مدیریت نگهداری، تأثیر معناداری بر عملکرد ایمنی و بهداشت دارند. عوامل خدمات ساختمان (89/0 =β) علل اصلی عملکرد ایمنی و سلامت بودند. که ارزیابی شرایط خدمات ساختمانی برای محافظت از ایمنی، سلامت و رفاه مردم و حفاظت از محیط زیست مهم است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان