درخت حوزه‌های تخصصی

منطقه آسیای مرکزی و قفقاز (اوراسیا)

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۱٬۴۴۶ مورد.
۱۴۲۱.

تبیین درگیری قره باغ از دیدگاه نظری با تأکید بر مناظره نو- نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۲
فروپاشی اتحاد شوروی با بحران های مرزی، قومیتی و ژئوپلیتیکی در سرزمین های استقلال یافته پس از آن همراه بوده است، خلأ قدرت ناشی از این فروپاشی موجب شد منطقه ای با ساختار آنارشیک شکل گیرد. تنوع اقوام و مذاهب و تنوع زبانی در این منطقه و مرزبندی های تحمیلی و ناهمگون با این تکثر قومی، دینی و زبانی و تکامل نیافتن فرایند دولت ملت سازی، منطقه را با چالش هایی روبه رو کرد که نتیجه آن جنگ های دهه های اخیر در این منطقه است. درگیری قره باغ که از سال ۱۹۸۸ آغاز شد و تاکنون ادامه دارد، از مهم ترین بحران های این منطقه است که ابعاد منطقه ای و بین المللی دارد. با اینکه نهادهای بین المللی به ویژه شورای امنیت سازمان ملل، با صدور قطعنامه های متعدد تأکید داشته اند که قره باغ و مناطق پیرامون آن متعلق به جمهوری آذربایجان است و از ارمنستان خواسته اند با استفاده از نفوذ خود بر ارامنه قره باغ آنان را به پیروی از قطعنامه های شورای امنیت وادار کند، عوامل گوناگونی مانع بازگرداندن سرزمین های اشغالی به صورت مسالمت آمیز به جمهوری آذربایجان شد. این پرسش مطرح است که بحران قره باغ و روند آغاز و پایان آن از دیدگاه مناظره نو نو چگونه تبیین پذیر است؟ در این راستا فرضیه اصلی عبارتست از این که حل نظامی بحران قره باغ و ناکارآمدی نهادهایی مانند گروه مینسک، نشان دهنده برتری شاخص های نوواقع گرایی (خودیاری، بیشینه سازی قدرت در فضای آنارشیک) بر شاخص های نولیبرال گرایی (همکاری و نهادهای بین المللی) در تبیین این درگیری است. این نوشتار از نوع پژوهش کیفی است و با رویکردی توصیفی تحلیلی مبتنی بر مناظره نو نو درگیری قره باغ را بررسی می کنیم. داده ها را نیز با استفاده از منابع کتابخانه ای و مقاله ها گردآوری کرده ایم. یافته ها نشان می دهد که در بحران قره باغ رویکردهای نوواقع گرایی در سیاست کشورهای درگیر غالب بوده و رویکردهای نولیبرالی که بر همکاری و نقش نهادهای بین المللی تأکید دارد، نتوانسته است در حل وفصل این بحران مؤثر باشد.
۱۴۲۲.

بازنمایی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در رسانه های انگلیسی زبان آسیای مرکزی (تایمز آستانه و تایمز آسیای مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۰
منطقه آسیای مرکزی در سال های اخیر به یکی از کانون های محوری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است و کشورهای قزاقستان و قرقیزستان، به ویژه در قالب همکاری های اوراسیایی در این زمینه جایگاهی راهبردی یافته اند. در این میان، چگونگی بازنمایی سیاست خارجی ایران در رسانه های منطقه ای، به ویژه رسانه های انگلیسی زبان، اهمیت فزاینده ای در شکل دهی به ادراک های بین المللی دارد. پرسش اصلی نوشتار این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چگونه در رسانه های انگلیسی زبان آسیای مرکزی، «تایمزِ آستانه» و «تایمزِ آسیای مرکزی» بازنمایی می شود و چه تفاوت هایی در گفتمان این دو رسانه دیده می شود؟ فرضیه پژوهش این است که تفاوت در رویکرد نویسندگان و زمینه های سیاسی و فرهنگی دو کشور میزبان این رسانه ها، موجب شکل گیری بازنمایی های متفاوت و گاه متعارض از سیاست خارجی ایران شده است. این نوشتار با بهره گیری از روش کیفی و رهیافت تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده و داده ها با نمونه گیری هدفمند از مطالب دو رسانه اشاره شده در سال های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که «تایمزِ آستانه» ایران را به مثابه بازیگری مشارکت جو و توسعه محور بازنمایی کرده است، در حالی که «تایمزِ آسیای مرکزی» تصویری واگرایانه و تهدیدآمیز از ایران ارائه داده است. تفاوت در چگونگی انتخاب واژگان، ساختارهای کلامی و اولویت بندی موضوع ها، تفاوت در گفتمان مسلط هر رسانه را نشان می دهد. این تفاوت های معنایی به صورت مستقیم بر ادراک های افکار عمومی منطقه ای و فرامنطقه ای اثر می گذارند
۱۴۲۳.

ترکیب فرهنگی شهر و استان سمرقند: بررسی تحولات قومی زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۴
در این نوشتار تنوع فرهنگی شهر سمرقند و استان سمرقند در ازبکستان را بررسی و تحولات قومی، زبانی و مذهبی را کنکاش می کنیم. تاریخ سمرقند به عنوان یک مرکز مهم شهری در کنار جاده ابریشم، ترکیبی غنی از فرهنگ ها و زبان ها را در خود جای و پرورش داده است. درحال حاضر، تفاوت زبانی قابل توجهی میان شهر سمرقند و استان بیشتر روستایی سمرقند وجود دارد. بیشتر ساکنان شهر سمرقند، به زبان فارسی تاجیکی به عنوان زبان اول صحبت می کنند، در حالی که در استان سمرقند، ازبکی، یک زبان ترک تبار است که واژه های فارسی بسیاری را به کار می برد و زبان اصلی گفتاری روزمره مردم است. همچنین تحولات ادامه دار الگوهای فرهنگی، به ویژه از زمان استقلال ازبکستان، با افزایش اهمیت زبان ازبکی را بررسی می کنیم. در حالی که فارسی تاجیکی همچنان موقعیت خود را به عنوان زبان اول بیشتر ساکنان شهر سمرقند حفظ کرده است، موقعیت نسبی خود را در مقایسه با زبان ازبکی، به دلیل سیاست های زبانی دولت و مهاجرت روستایی شهری از دست می دهد. انتظار می رود در چشم انداز زبانی آینده، دوزبانگی همچنان ملموس بماند، در صورتی که زبان ازبکی پیوسته اهمیت بیشتری پیدا کند. سرزمین ورارود یکی از مهدهای زبان فارسی بوده است، اما امروزه زبان فارسی در آن به حیات ضعیف خود ادامه می دهد. اینک در ازبکستان مانع قانونی برای به کار بردن زبان های محلی وجود ندارد، اما مهاجرت پیوسته ازبک زبان ها از روستا به شهر، موقعیت زبان فارسی تاجیکی را در ازبکستان زیر فشار نسبی قرار می دهد.
۱۴۲۴.

تداوم انقلاب و مسئله ژئوپلیتیک، ملاحظه ای بر انقلاب اکتبر روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۱
مسئله اصلی در این پژوهش تبیین جایگاه و تأثیرگذاری مسئله ژئوپلیتیک و تعامل آن با انگاره تداوم انقلاب در رویکرد رهبران انقلاب، لنین، تروتسکی و استالین و پیامد آن بر ساختار انقلابی با توجه به مؤلفه های تأثیرگذار ژئوپلیتیک است. انقلاب اکتبر 1917 روسیه با توجه به ایدئولوژی مارکسی در شمار انقلاب های بین المللی و با راهبرد جهان شمول است، تداوم و حفظ انقلاب و در مرحله بعد گسترش آن به عنوان مهم ترین کارویژه و رسالت رهبران انقلابی تعریف شد. در این نوشتار با بررسی روندی تعامل گونه میان مسئله ژئوپلیتیک و انگاره های رهبران در مسئله تداوم انقلاب، برایند بیرونی را در رویکردهای رهبران انقلاب در ده ساله اول انقلاب اکتبر بررسی می کنیم. این نوشتار بر این فرضیه استوار است که برداشت ها و دغدغه های رهبران انقلاب و تأثیرگذاری هویت فراملی انقلاب اکتبر در تعامل با عامل ژئوپلیتیک در روندی به طور کامل متفاوت صورت بندی شده اند. رهبران انقلاب اکتبر با توجه به امنیتی شدن مؤلفه ژئوپلیتیک و دغدغه بقای انقلاب در روند چالش اندیشه در رویکردهای تعامل گرا، رابطه تقابلی و انگاره رقابتی در نوسان بوده اند. نوع پژوهش مقایسه ای و روش گردآوری اسنادی و کتابخانه ای است. 
۱۴۲۵.

دیپلماسی واسطه گرایانه روسیه در پرونده هسته ای ایران (2002 تا 2022)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۷
یکی از چالش های مهم سیاست بین الملل در هزاره جدید، تحول های میان ایران و غرب بوده است. تلاش های ایران برای دستیابی به توانایی هسته ای و نقشی که روسیه در این رابطه داشته، همواره زیر ذره بین غرب بوده است. نه غرب و نه روسیه خواستار دستیابی ایران به توانایی هسته ای نظامی نیستند. با اینکه بارها تهران این موضوع را رد کرده است، همواره کشورهای غربی در این مورد ابراز نگرانی کرده اند. روسیه به عنوان عضو دائم شورای امنیت  که در توسعه فناوری هسته ای ایران نقش داشته، به نامزد کاملی برای داشتن نقش واسطه بانفوذ در پرونده هسته ای ایران تبدیل شده است. در این نوشتار دیپلماسی روسیه در برابر فعالیت های هسته ای ایران در سال های 2002 تا 2022 (آغاز بحران تا جنگ اوکراین) را بررسی می کنیم و به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که «مدل روسی» واسطه گری و مواضع نوسانی روسیه در راهبردهای واسطه گرایانه اش در طول بحران هسته ای چگونه تحلیل می شود؟ در این پژوهش با استفاده از رویکرد تحلیلی و در قالب روش کیفی و بهره گیری از مفهوم شناسی میانجیگری، استدلال می کنیم روسیه به عنوان واسطه گر اصلی در بحران هسته ای ایران، با استفاده از قدرت وتوی خود در شورای امنیت و حفظ توازن در روابط با تهران، از مذاکرات هسته ای به عنوان ابزاری برای حفاظت از منافع ملی و مخالفت با دستیابی ایران به فناوری هسته ای نظامی بهره برداری کرده است.
۱۴۲۶.

نقش قدرت سیاسی در نظام تفسیری کلیسای ارتدوکس روسیه: جنگ اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۱
جنگ روسیه در اوکراین، جنگی ترکیبی است. در این چارچوب، یکی از مهم ترین ابعاد و زوایای این جنگ نقش مذهب و کلیسای ارتدوکس روسیه در پیشبرد هدف های این جنگ است. در این نوشتار با هدف بررسی این موضوع به این پرسش پاسخ می دهیم که نقش مذهب و جایگاه کلیسای ارتدوکس روسیه در پیشبرد جنگ روسیه در اوکراین چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد دستگاه استنباطی کلیسای ارتدوکس روسیه، در چارچوب الزام های ساخت قدرت مستقر برای پیشبرد این جنگ پشتوانه های ایدئولوژیک و مذهبی فراهم می کند که نمود آن را دست کم در این محورها به روشنی می بینیم: معرفی مفهوم سیاسی فرهنگی جهان روسی به عنوان روس مقدس، خروج از سنت صلح طلبی مسیحی و تأکید بر ادامه جنگ تا رسیدن به پیروزی تاریخی بر دشمنان متافیزیکی روسیه مقدس، پذیرش جنگ اوکراین به عنوان جنگ مقدس و نبرد برای برقرای عدالت، تشویق به فداکاری و تقدیس کشته های جنگ، غیریت سازی و دشمن انگاری تمدن غربی در بافتار نبرد متافیزیکی که در اوکراین تبلور یافته است. چارچوب نظری که از یافته های نوشتار پشتیبانی می کند نظریه دانش و قدرت فوکو است که بر اساس آن گفتمان های سیاسی تنها به آن نوع از دانش و نظام آگاهی اجازه پیدایش می دهند که مشروعیت بخش خواسته های ساخت قدرت باشد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی (از نوع تحلیل ساختاری) است.
۱۴۲۷.

امنیت و سیاست چین در برابر طالبان: تحول در رویکردها پس از اوت 2021(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۰
با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در اوت 2021 طالبان به قدرت رسید. بسیاری از کشورها به دلیل تحقق نیافتن وعده های حقوق بشری و تشکیل دولت فراگیر، از شناسایی حکومت طالبان خودداری کردند. با وجود این، چین پیش و پس از اوت 2021 با طالبان روابط رسمی و رو به افزایشی داشته است. با توجه به اهمیت اصل مداخله نکردن و راهبرد اقتصادمحور در سیاست خارجی چین، دیدگاه غالب بر منافع اقتصادی چین و بهره برداری از ذخایر طبیعی افغانستان در چارچوب طرح یک کمربند و یک راه تأکید دارد. با بررسی روابط متغیر چین و افغانستان در ده های گذشته، به نظر می رسد منافع چین در دوره کنونی فراتر از سود اقتصادی است. در این نوشتار با رویکرد واقع گرایی تدافعی تحلیل می کنیم که مهم ترین عامل در سیاست خارجی چین، نگرانی های امنیتی است. پرسش این است که کدام عامل بر شیوه تعامل چین با طالبان بیشترین تأثیر را داشته است؟ فرضیه این است که توانایی طالبان در مهار گروه های جدایی طلب و تروریستی که امنیت ملی چین را تهدید می کنند، مهم ترین عامل مؤثر است. این نوشتار با روش ردیابی فرایند نشان می دهد که از دوره جنگ سرد تاکنون چین همواره در افغانستان ملاحظه های امنیتی داشته و با خروج آمریکا از افغانستان در سال 2021، مسئولیت حفظ ثبات و امنیت در افغانستان برای چین افزایش یافته است. در نتیجه، چین با رویکردی واقع گرایانه و تدافعی، به دنبال حفظ امنیت ملی خود از راه تعامل هوشمندانه با طالبان است، به گونه ای که اقتصاد ابزاری برای تحقق هدف های امنیتی شده است.
۱۴۲۸.

تأثیر خروج آمریکا از افغانستان بر موقعیت آن در رقابت راهبردی با چین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۳
دو سال پس از خروج آمریکا از افغانستان هنوز این پرسش به طور جدی مطرح است که چگونه ممکن است خروج آمریکا از افغانستان بر موقعیت آمریکا در رقابت راهبردی با چین تأثیر بگذارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که میان تصمیم آمریکا به خروج از افغانستان و رقابت راهبردی این کشور با چین ارتباط معناداری وجود دارد. بدین معنی که حضور آمریکا در افغانستان فرصت هایی را برای چین و تهدیدهایی را برای آمریکا (هزینه های مالی، جانی و اعتباری) به وجود آورده بود، به گونه ای که پکن درعمل از آمریکا بهره برداری می کرد. آمریکا با خروج خود از افغانستان و جایگزینی راهبرد «آشوب هدایت شده» به جای «راهبرد ثبات بخشی و حل بحران» در افغانستان تلاش می کند فرصت های چین را تبدیل به تهدید و تهدیدهای آمریکا را تبدیل به فرصت کند. به بیان دیگر، آمریکا می خواهد با خروج از افغانستان و درپیش گرفتن سیاست آشوب هدایت شده در افغانستان نه تنها محیط داخلی و منطقه ای افغانستان را برای چین ناامن کند، بلکه امیدوار است با سرریز شدن بحران افغانستان به داخل چین، این کشور را از درون نیز با چالش روبه رو کند. یافته های نوشتار نشان می دهد آمریکا تلاش می کند برای غلبه بر چین در رقابت آینده، علاوه بر مهار چین، شکاف های قومی را در این کشور فعال کند. منچو، مغول، تبتی و اویغور از گروه های قومی هستند که آمادگی خیزش علیه حاکمیت چین را دارند. بی ثباتی که پس از خروج آمریکا از افغانستان ایجاد می شود می تواند بر منطقه سین کیانگ چین و ابرطرح یک کمربند و یک راه تأثیر بگذارد و موقعیت آمریکا را در رقابت با چین بهبود بخشد. روش این نوشتار ترکیبی (کمی کیفی) و ابزار آن فیش برداری از منابع اینترنتی و کتابخانه ای است.
۱۴۲۹.

تهدیدهای هسته ای در جنگ اوکراین و تأثیر افکار عمومی روسیه بر سیاست بازدارندگی هسته ای کرملین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۵
جنگ اوکراین سبب شد که روسیه بر توانایی نظامی هسته ای خود بیشتر تأکید کند و به تهدیدهای هسته ای به منظور اثرگذاری بر افکار عمومی، بازدارندگی مداخله مستقیم ناتو و به تسلیم واداشتن اوکراین ادامه دهد. فشار افکار عمومی چالشی برای همه دولت ها در یافتن راهکارهایی برای جلب حمایت شهروندان از سیاست های بحث برانگیزشان به شمار می آید. پرسش اصلی پژوهش عبارتست از: چگونه روابط ستیزه جویانه و پرتنش روسیه و ناتو بر دیدگاه مردم روسیه در مورد کاربرد نظامی جنگ افزارهای هسته ای تأثیر داشته است و به دگرگونی سیاست هسته ای کرملین کمک کرده است؟ در فرضیه پژوهش استدلال می شود که افزایش رویارویی تنش زا در روابط قدرت های بزرگ پس از جنگ اوکراین و سست شدن حرام انگاری (تابوی) هسته ای در افکار عمومی روسیه به تأکید بیشتر بر تهدید کاربرد سلاح های هسته ای در سیاست بازدارندگی هسته ای دولت پوتین منجر شده است. از رویکردی کیفی در چارچوب نظریه های بازدارندگی و افکار عمومی، برای تحلیل و تبیین مضمون کلی سخنان تحریک آمیز مقام های روسی و یافته های نمونه هایی از نظرسنجی های عمومی در مورد مسائل هسته ای در روسیه و امریکا برای پاسخ دهی به پرسش های پژوهشی و درک پیامدهای تهدیدهای هسته ای روسیه استفاده می شود. سرانجام، پیشنهادهای سیاستی پژوهشگران و نخبگان علمی برای مدیریت بحران و کاهش احتمال به واقعیت پیوستن تهدید کرملین به کاربرد جنگ افزارهای هسته ای تاکتیکی در صحنه نبرد اوکراین ارائه خواهد شد.
۱۴۳۰.

امنیت انرژی اتحادیه اروپا زیر تأثیر تهدیدهای سایبری روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۶
در دنیای دیجیتال و به هم پیوسته امروز، امنیت سایبری به چالشی ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. اتحادیه اروپا به دلیل وابستگی به زیرساخت های دیجیتال و شبکه های انرژی، در برابر حمله های سایبری آسیب پذیر است. این حمله ها که بیشتر زیرساخت های حیاتی انرژی را هدف قرار می دهند، می توانند به بی ثباتی اقتصادی و تضعیف امنیت منطقه ای منجر شوند. روسیه به ویژه پس از تهاجم به اوکراین در سال ۲۰۲۲، از حمله های سایبری به عنوان بخشی از راهبرد جنگ ترکیبی خود بهره برده و امنیت انرژی اتحادیه اروپا را تهدید کرده است. در این نوشتار به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که تهدیدهای سایبری روسیه چگونه بر امنیت انرژی اتحادیه اروپا تأثیر گذاشته و این اتحادیه چه پاسخ هایی ارائه داده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که حمله های سایبری روسیه امنیت انرژی اتحادیه را تضعیف کرده و پاسخ های اتحادیه، اگرچه با نوواقع گرایی تدافعی سازگار هستند، به دلیل ناهماهنگی ها، اثربخشی محدودی دارند. در این مطالعه با رویکرد کیفی و تحلیل مطالعات موردی، داده ها را از منابع ثانویه گردآوری و براساس چارچوب نوواقع گرایی تدافعی بررسی می کنیم. یافته ها نشان می دهند که حمله های سایبری روسیه مانند نات پتیا، بخشی از راهبرد بی ثبات سازی اتحادیه اروپا هستند. پاسخ های اتحادیه اروپا شامل تقویت سیاست های سایبری است، اما ناهماهنگی و وابستگی به سیستم های قدیمی، کارایی را کاهش داده است. در این نوشتار بر نیاز به هماهنگی بیشتر و نوآوری در امنیت سایبری تأکید داریم.
۱۴۳۱.

نقش سازمان های بین المللی در حمایت از حقوق کودکان درگیر جنگ در افغانستان (2001 تا 2021)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۶
دفاع از حقوق بشر و به ویژه حقوق کودکان در دوران درگیری های داخلی افغانستان، یکی از مهم ترین دلایل توجیه حمله نظامی به رهبری ایالات متحد آمریکا در زمان ریاست جمهوری جرج بوش و ادامه حضور طولانی این کشور با همراهی سازمان های بین المللی بود. در این دوره، سازمان های بین المللی با تخصیص بودجه، فرستادن کارشناسان و اجرای طرح های گوناگون برای پشتیبانی از کودکان و فراهم کردن شرایط پایدار زندگی آنان تلاش های بسیاری کردند. پرسش اصلی نوشتار این است که پشتیبانی های بین المللی از حقوق کودکان آسیب دیده از جنگ در افغانستان، در سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، تا چه اندازه به نتایج پایدار منجر شده است؟ یافته ها که براساس روش کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از اسناد و آمارها به دست آمده اند، نشان می دهند مجموعه ای از موانع ساختاری و داخلی مانند عوامل فرهنگی اجتماعی و مذهبی، فساد اداری و اقتصادی در دولت، ضعف جامعه مدنی و نادیده گرفتن زمینه های صلح سازی و رویکرد حق محور به توسعه از سوی سازمان های بین المللی، موجب ناکامی این تلاش ها شده است. فرضیه نوشتار این است که سازمان های بین المللی نتوانستند در میان مردم و نهادهای محلی افغانستان مشروعیت لازم را به دست آورند. همین موضوع موجب ایجاد نوعی «شکاف سازگاری» در میان تعهدهای اعلام شده و اقدام های عملی آنان شد؛ شکافی که سرانجام مانع تحقق پشتیبانی پایدار از حقوق کودکان افغانستان شد.
۱۴۳۲.

راهبردهای بقای رژیم های غیردموکراتیک ناکارآمد در آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۹
با فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال جمهوری های آسیای مرکزی در پایان سال 1991، رژیم های حاکم بر این کشورها برای بیش از سه دهه تداوم یافتند. این جمهوری ها به دلیل حاکمیت هفتاد ساله کمونیسم و شوروی، زمینه تاریخی و سیاسی دموکراتیک و مشروعیت ناشی از آن را نداشتند و رهبران آن ها نیز نتوانستند کارنامه موفق و کارآمدی ارائه کنند. این وضعیت موجب برانگیختن این پرسش در مطالعات تطبیقی شده است که این رژیم ها با چه راهبردهایی بقای خود را تداوم می بخشند؟ در این نوشتار، با توجه به شاخه انتخاب عقلانی در نظریه نونهادگرایی به راهبردهای تداوم رژیم های غیردموکراتیک ناکارآمد در آسیای مرکزی می پردازیم. ثبات این رژیم ها تصادفی نیست، بلکه نتیجه طراحی عقلانی نخبگان در دو سطح داخلی و خارجی است. یافته های نوشتار نشان می دهد نخبگان حاکم در این منطقه با محاسبه هزینه و منافع کنش های سیاسی در این دو سطح از راهبردهایی مانند کاربست سرکوب، تبلیغات، کیش شخصیت، توزیع رانت، انتخابات نمادین، حامی پروری و ائتلاف سازی منطقه ای و بین المللی استفاده می کنند. آن ها از این راهبردها به گونه ای بهره می جویند که منافع رژیم حاکم را تأمین و بقای خود را تضمین کنند.
۱۴۳۳.

هند و چین در قزاقستان: کالبدشکافی راهبرد پوشش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
موقعیت راهبردی و منابع گسترده آسیای مرکزی، قدرت های بزرگ مانند چین و هند را جذب کرده تا با گسترش راه گذرهای حمل ونقل، منافع خود را در چارچوب سیاست «اتصال» دنبال کنند. در این نوشتار راهبرد های اتصال چین، با محوریت ابتکار یک کمربند و یک راه و هند، با تمرکز بر راه گذر بین المللی شمال- جنوب در قزاقستان و دیپلماسی این کشور در برابر آن ها را تحلیل می کنیم. ادعای این نوشتار این است که قزاقستان، با بهره گرفتن هوشمندانه از نفوذ نامتقارن این دو قدرت، «راهبرد پوشش» را در قالب «دیپلماسی چندسوگرا» اجرا کرده است. این کشور با نقش آفرینی به عنوان یک محور حیاتی و بی بدیل در اوراسیا، رویکردی به طور کامل فعالانه داشته و از حضور رقیبان منطقه ای برای متنوع کردن گزینه های سیاست خارجی و تقویت اهرم های چانه زنی خود بهره برده است. یافته ها به روشنی نشان می دهند که سیاست چندسوگرا و محاسبه شده آستانه، درواقع راهبرد دقیق «پوشش خطر» است که برای بیشینه سازی منافع همکاری های اقتصادی و ژئوپلیتیکی و هم زمان، برای کمینه سازی کامل خطرهای ناشی از وابستگی به یک قدرت واحد طراحی و اجرا شده است. این رویکرد تازه به قزاقستان اجازه می دهد همراه با بهره مندی از مزایای طرح های بسیار بزرگ زیرساختی، استقلال عمل و امنیت ملی بلندمدت خود را به طور مؤثر حفظ کند.
۱۴۳۴.

نوعثمانی گرایی و چرخش در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه به غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۲
غرب گرایی بیش از نیم قرن در سیاست خارجی ترکیه عنصری مهم بود و غرب آسیا در نگرش ژئوپلیتیکی این کشور اهمیت کانونی نداشت، اما در دو دهه اخیر شاهد حضور فعال و به نسبت مستقل ترکیه در این منطقه بوده ایم. در این نوشتار پرسش از چگونگی امکان چرخش در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه به غرب آسیا از سال 2003 است. در پاسخ به این پرسش، این فرضیه مطرح می شود که بازتعریف هویت دولت در قالب نوعثمانی گرایی و به دنبال آن، تغییر در منافع ملی، چرخش در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه به غرب آسیا را امکان پذیر کرده است. چارچوب نظری استفاده شده در این نوشتار سازه انگاری موسوم به سطح واحد با تأکید بر نقش مقوم هویت برساخته شده در سطح داخلی است. برای تحلیل داده ها با تعدیل هایی از روش رهگیری فرآیند استفاده می کنیم و نشان می دهیم چگونه نوعثمانی گرایی به عنوان عنصری هویتی به منافع ملی ترکیه شکل داده و به ارائه تفسیری جدید از ژئوپلیتیک ترکیه و نمودهای آن در سیاست خارجی در غرب آسیا منجر شده است. حمایت نکردن ترکیه از فشار تحریمی آمریکا علیه ایران، حضور فعال این کشور در بحران سوریه، حمایت از حماس و رویکرد کم وبیش ضداسرائیلی اردوغان، مهم ترین محورهای نشان دهنده تغییر در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه هستند.
۱۴۳۵.

نقش روسیه در پیدایش نظم جدید فرومنطقه ای در غرب آسیا (2010-2024)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۶
در دوران پس از جنگ سرد و عصر جهانی شدن، گذار به سطح های نوپدید منطقه ای و فرامنطقه ای افزایش یافته است. پیچیدگی موجود در همکاری و روابط بازیگران و چندبعدی شدن بازیگران بین المللی شرایط شکل گرفتن چنین روابط منطقه ای را ایجاد کرده است. فهم پویش های منطقه ای از مهم ترین ضرورت های تحلیل سیاست جهانی در نظام بین الملل کنونی است، زیرا با این پویش ها روابط در سطح گسترده تر بین المللی قوام می یابد. در نتیجه، راهبردهای سیاست خارجی هر یک از بازیگران تعریف می شود. مسئله اصلی این نوشتار، تحولات پس از انقلاب های عربی و جنگ داخلی سوریه است که دیگر با نظم یک سویه از سوی ایالات متحد روبه رو نیستیم. روسیه نیز به دنبال تحمیل و تنظیم نظمی است که خود را در آن شریک می داند. در چارچوب این دشواره مهم، پرسش اصلی این است که نقش روسیه در پیدایش نظم جدید فرومنطقه ای در غرب آسیا چیست؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که نقش روسیه در منطقه غرب آسیا با توجه به تلاش مسکو برای داشتن سیاست خارجی مستقل برای تأمین امنیت ملی آن و الزام های نظامی است که ناگزیر راهبرد سیاست خارجی کرملین را در جهت نفوذ و نقش آفرینی در منطقه، به عنوان راهی برای ابتکار عمل در دیگر مناطق قرار داده است. رویکرد نظری مورد توجه نویسندگان، نظریه نوواقع گرایی حضور قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای و نظم شکل گرفته نوین است که بازیگران در چارچوب آن عمل می کنند و از روش تحلیل کیفی با رویکرد تحلیل محتوای گزینشی داده ها و تحلیل های موجود بهره می برند. یافته اصلی نوشتار این است که، با توجه به گسترش قدرت روسیه در چند سال اخیر، این کشور به دنبال گسترش نفوذ خود با استفاده از ابزار سیاسی، نظامی و اقتصادی در منطقه غرب آسیا است.
۱۴۳۶.

جنگ اطلاعاتی روسیه؛ تبیین منطق دفاعی، ریشه ها و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۹
در این نوشتار با بازاندیشی در روایت رایج در مورد سرشت کنش های روسیه در برابر کشورهای غربی و منافع آن ها، منطق راهبردی، تاریخی و مبنای نظری حاکم بر اقدام های این کشور در عرصه جنگ اطلاعاتی را بررسی می کنیم. پرسش اصلی این است که این اقدام های روسیه در جنگ اطلاعاتی، چقدر می تواند به عنوان «ضدروایت دفاعی» در برابر سیاست ها و روایت های غربی تفسیر شود. فرضیه اصلی این است که راهبرد اطلاعاتی روسیه نه تهاجمی بی دلیل، بلکه پاسخی نامتقارن و دفاعی به تهدیدهای ژئوپلیتیکی و اطلاعاتی ادراک شده از سوی غرب است. این نوشتار با روش تحلیل روایی کیفی و بهره گیری از منابع گسترده شامل اسناد رسمی و از طبقه بندی خارج شده دولت های آمریکا و روسیه، آیین های نظامی، گزارش های اندیشکده های غربی و مطالعات دانشگاهی در مورد سوگیری رسانه ای انجام شده است. یافته ها نشان می دهد راهبرد روسیه در جنگ اطلاعاتی ریشه در «فرهنگ راهبردی محاصره» دارد که از دوران جنگ سرد باقی مانده و با مفاهیم نوینی مانند «جنگ شناختی» و «کنترل بازتابی» تکامل یافته است. ابزارهایی مانند بهره گیری از «درگیری های منجمد» و تاکتیک های اطلاعاتی در چارچوب «دفاع فعال» به کار گرفته می شوند تا از دیدگاه مسکو، مانع تلاش سازمان یافته غرب برای تضعیف حاکمیت روسیه به وسیله ابزارهای نرم شوند. نتیجه نوشتار این است که رویارویی اطلاعاتی روسیه و غرب چرخه خودتقویت شونده از سوءبرداشت های راهبردی را شکل می دهد. چرخه ای که در آن، هر طرف اقدام های خود را دفاعی و اقدام های طرف مقابل را تهاجمی می داند. این «جنگ روایت ها» بیش از اینکه نبرد بر سر حقیقت باشد، بازتاب رویارویی دو فرهنگ راهبردی متضاد است که در آن، روایت ها خود به سلاح اصلی درگیری تبدیل شده اند.
۱۴۳۷.

سیاست خارجی پاکستان در مورد افغانستان بر پایه سیاست «عمق راهبردی» (۱۹۵۰تا ۲۰۲۵)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۹
از هنگام استقلال، پاکستان نسبت به امنیت و ثبات افغانستان حساسیت ویژه ای نشان داده است. این نگرانی که با درک تهدیدآمیز از نقش هند در آن کشور پیوند داشت، مبنای شکل گیری سیاست «عمق راهبردی» در برابر همسایه غربی شد. این سیاست در دوره های مختلف تاریخی از جنگ سرد تا بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱ دستخوش تغییر شده است. پرسش اصلی نوشتار این است که سیاست خارجی پاکستان با محوریت سیاست عمق راهبردی در برابر افغانستان، از هنگام استقلال تا سال ۲۰۲۵ چه تحولی یافته است؟ با به کارگیری روش توضیحی توصیفی، در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که سیاست عمق راهبردی پاکستان در دوره جنگ سرد بر پایه ژئوپلیتیک استوار بود، در دهه ۱۹۹۰ ترکیبی از ژئوپلیتیک و ایدئولوژی را بازتاب داد (در قالب حمایت از طالبان) و از سال ۲۰۲۱ به بعد، با استقرار دوباره طالبان، به سوی مؤلفه ای ژئواکونومیک تغییر مسیر داده است. یافته ها نشان می دهد مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی شامل پیامدهای امنیتی منفی حمایت از طالبان، افزایش ناامنی در مناطق قبیله ای، فشارهای اقتصادی و بین المللی و نقش چین به عنوان شریک راهبردی، موجب بازنگری تدریجی در رویکرد پاکستان شده است. این تحول، حرکت از عمق راهبردی سنتی به سوی سیاستی مبتنی بر همکاری اقتصادی و ثبات منطقه ای را آشکار می کند. در این میان، خروج نیروهای ناتو و بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ آزمونی عملی برای این تغییر راهبردی به شمار می رود. بنابراین مفهوم عمق راهبردی همچنان در فرهنگ امنیتی پاکستان باقی مانده است، اما ابزارها و سرشت آن دچار دگرگونی بنیادین شده است.
۱۴۳۸.

تحول مفهوم مصونیت مطلق در قوانین داخلی کشورهای اوراسیایی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۷
در این نوشتار تحول مفهوم مصونیت قضایی دولت ها در قوانین داخلی کشورهای منتخب اوراسیایی را بررسی می کنیم. در پی پاسخ این پرسش هستیم که روند تحول مفهوم مصونیت قضایی دولت ها در قوانین و رویه قضایی این کشورها چگونه بوده است و چه تفاوت ها و شباهت هایی در این روند میان آن ها وجود دارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که کشورهای مورد مطالعه با وجود تفاوت های فرهنگی و حقوقی، روندی مشابه در گذار تدریجی از مصونیت مطلق به سوی پذیرش مصونیت نسبی را طی کرده اند، اما سرعت و شیوه های این تحول در هر کشور متفاوت بوده است. پس از پایان جنگ سرد، تحولات چشمگیر حقوق بشر و تمایز اعمال حاکمیتی از اعمال تصدی گری یا تجاری نقش مهمی در تغییر مفهوم مصونیت دولت ها داشته است. در این نوشتار با رویکرد تطبیقی- تحلیلی و با استفاده از روش اسنادی قوانین، رویه قضایی و پرونده های مهم در این کشورها را بررسی می کنیم. یافته های نوشتار نشان می دهد که بیشتر این کشورها با تصویب قوانین جدید یا تغییر رویه قضایی، به تدریج مصونیت نسبی را پذیرفته اند. این تحول در راستای سازگاری با حقوق بین الملل معاصر، ایجاد تعادل میان حاکمیت دولت ها و حقوق افراد و تسهیل تجارت بین المللی انجام شده است. رویکرد ایران به مصونیت دولت ها، با تأکید بر اصل عمل متقابل، تأثیر مهمی بر روابط حقوقی، دیپلماتیک و اقتصادی با کشورهای اوراسیا داشته است. نتایج نشان می دهد که گذار به مصونیت نسبی، ضمن تقویت ارزش های دمکراتیک و حمایت از حقوق بشر و قواعد آمره در شکل گیری نظم حقوقی متعادل تر و توسعه پایدار در عرصه بین المللی نقش محوری دارد.
۱۴۳۹.

پیامدهای بحران اوکراین بر اتحادیه اقتصادی اوراسیایی و راهبردهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۷
جنگ اوکراین در سال 2022 به عنوان یکی از تحولات برجسته ژئوپلیتیکی و اقتصادی در سطح جهانی شناخته می شود که بر اتحادیه اقتصادی اوراسیایی آثار مهمی برجای گذاشته است. پرسش اصلی نوشتار این است که: بحران اوکراین بر اتحادیه اقتصادی اوراسیایی چه پیامدهای سیاسی و اقتصادی داشته و این اتحادیه چه راهبردهای سازگاری را برای دستیابی به یکپارچگی اقتصادی و سیاسی در منطقه اوراسیا به کار گرفته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که جنگ اوکراین نه تنها در روابط سیاسی و اقتصادی کشورهای عضو اتحادیه اختلال های گسترده ای ایجاد کرده است، بلکه وابستگی کشورهای عضو به روسیه، چالش های قابل توجهی را برای یکپارچگی این اتحادیه فراهم آورده است. با وجود این مشکلات، کشورهای عضو اتحادیه توانسته اند با تقویت روابط تجاری دوجانبه و گسترش همکاری های داخلی، به سطح بالاتری از همگرایی تجاری دست یابند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که اتحادیه اقتصادی اوراسیایی با کاربست راهبردهای سازگاری مانند اصلاحات گمرکی، تسویه حساب های ارزی ملی و تعامل با نهادهای بین المللی مانند بریکس، توانسته است در مقابل بحران اوکراین انعطاف پذیری چشمگیری نشان دهد. در این نوشتار با استفاده از روش تحلیل تاریخی تطبیقی و بهره گیری از منابع مکتوب و برخط، ضمن تحلیل پیامدهای بحران اوکراین بر اتحادیه اقتصادی اوراسیایی، ظرفیت های این اتحادیه در رویارویی با چالش های بحران اوکراین را مطالعه می کنیم.
۱۴۴۰.

تحلیل محتوای تحولات الگوی توسعه در برنامه های اقتصادی فدراسیون روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۷
تحولات ساختار الگوی توسعه اقتصادی در فدراسیون روسیه در تلاطم های سیاسی و اقتصادی در دهه اخیر به مسئله ای مبهم و نیازمند پژوهش تبدیل شده است. روند تحولات و تغییرهای الگوهای توسعه اقتصادی در فدراسیون روسیه در دو بحران برون زای کرونا و تشدید تنش سیاسی نظامی با اوکراین به نظر می رسد به سوی تاب آوری اقتصادی پیش رفته است. در این نوشتار می خواهیم با بررسی اسناد توسعه ای دولت روسیه، الگوی تغییر نگاه دولت به توسعه اقتصادی در روسیه را استخراج کنیم. محتوای اسناد مربوط با توسعه اقتصادی منتشر شده در سایت دولت فدراسیون روسیه در سه دوره زمانی پیش از کرونا (2018-2019)، دوره کرونا (2020-2021) و دوره جنگ با اوکراین (2022-2023) با استفاده از ابزار پژوهش تحلیل محتوا در بستر نرم افزار اطلس تی را تحلیل و تحولات سیاست گذاری این کشور را در رویارویی با بحران های پیش بینی نشده بررسی کنیم. نویسنده در پی پاسخ این پرسش هستی که «چگونه بحران های پیش بینی نشده موجب تحول چشم انداز توسعه در روسیه به سوی الگوی تاب آوری اقتصادی شده اند؟» در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که در بحران های پیش بینی نشده سال های اخیر، خط مشی گذاران روسیه، الگوی توسعه مطلوب کشور را الگوی سازگار با تاب آوری اقتصادی تعریف کرده اند. این نوشتار تأکید می کند که راهبرد های مبتنی بر تاب آوری اقتصادی می توانند در ایجاد پایداری، تقویت ظرفیت های داخلی و تاب آوری در برابر بحران ها مؤثر باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان