نقش سازمان های بین المللی در حمایت از حقوق کودکان درگیر جنگ در افغانستان (2001 تا 2021)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دفاع از حقوق بشر و به ویژه حقوق کودکان در دوران درگیری های داخلی افغانستان، یکی از مهم ترین دلایل توجیه حمله نظامی به رهبری ایالات متحد آمریکا در زمان ریاست جمهوری جرج بوش و ادامه حضور طولانی این کشور با همراهی سازمان های بین المللی بود. در این دوره، سازمان های بین المللی با تخصیص بودجه، فرستادن کارشناسان و اجرای طرح های گوناگون برای پشتیبانی از کودکان و فراهم کردن شرایط پایدار زندگی آنان تلاش های بسیاری کردند. پرسش اصلی نوشتار این است که پشتیبانی های بین المللی از حقوق کودکان آسیب دیده از جنگ در افغانستان، در سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، تا چه اندازه به نتایج پایدار منجر شده است؟ یافته ها که براساس روش کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از اسناد و آمارها به دست آمده اند، نشان می دهند مجموعه ای از موانع ساختاری و داخلی مانند عوامل فرهنگی اجتماعی و مذهبی، فساد اداری و اقتصادی در دولت، ضعف جامعه مدنی و نادیده گرفتن زمینه های صلح سازی و رویکرد حق محور به توسعه از سوی سازمان های بین المللی، موجب ناکامی این تلاش ها شده است. فرضیه نوشتار این است که سازمان های بین المللی نتوانستند در میان مردم و نهادهای محلی افغانستان مشروعیت لازم را به دست آورند. همین موضوع موجب ایجاد نوعی «شکاف سازگاری» در میان تعهدهای اعلام شده و اقدام های عملی آنان شد؛ شکافی که سرانجام مانع تحقق پشتیبانی پایدار از حقوق کودکان افغانستان شد.