فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱٬۰۶۸ مورد.
منبع:
حصون ۱۳۸۷ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
از مـهـم تـریـن اصـول اسـلام ، ((ولایـت )) است . ولایت به معناى پذیرفتن رهبرى پیشواى الهـى و نیز اعتقاد به این که امامان معصوم پس از پیامبر اسلام (ص ) از سوى خداوند بر مـردم ولایـت دارنـد. نـظـام سـیـاسـى اسلام و شیوه حکومتى دین بر پایه ولایت است و ملاک مـسـلمـانـى پـس از اطـاعـت از رسـول خـدا(ص ) ولایت پذیرى است . بشر براى پیمودن راه سـعـادت چـاره اى جـز تـبـعـیـت و پـیـروى از فرامین راهنمایان الهى ندارد بدین جهت هرگاه مـسلمانان حول محور ولایت جمع شده و تابع بى و چون و چراى ولایت بوده اند پیروزى و سـعادت دنیا و آخرت را کسب نموده اند. هدف اصلى این مقاله بررسى ابعاد، ویژگى ها و شخصیت هاى الگو در بحث ولایت مدارى از دیدگاه شهید مطهرى است .
عوامل انحطاط و پویایی جوامع اسلامی از دیدگاه امام خمینی
حوزههای تخصصی:
اندیشمندان در بررسی عوامل انحطاط و پویایی جوامع اسلامی به عوامل مختلفی اشاره می کنند. امام خمینی این عوامل را داخلی و خارجی می داند. علل داخلی عقب ماندگی مسلمانان به مواردی همچون فاصله گرفتن از اسلام اصیل، خودباختگی در برابر غرب، تفرقه و اختلاف میان مسلمانان و دولت های اسلامی و ملی گرایی و علل خارجی عقب ماندگی مسلمانان، به نقشه های شوم استعماری برای انحطاط و عقب نگه داشتن مسلمانان باز می گردد. ایشان، مهم ترین راه حل رهایی مسلمانان از این وضعیت اسف بار و پویایی جوامع اسلامی را بیداری مسلمانان و توجه به دلایل گرفتاری ها و اعتماد به نفس آنان بیان می کند.
آثار و کارکردهاى معنویت در جنگ هاى صدر اسلام
منبع:
حصون ۱۳۸۷ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
در ایـن نـوشـتـار کارکردهاى معنویت در نبردهاى صدر اسلام مورد بررسى قرار گرفته اسـت محدوده پژوهش ، نبردهاى پیامبر اکرم (ص ) مى باشد. چهار عنوان خدامحورى ، دعا در نـبـردهـا، نـماز و رعایت ارزش هاى اخلاقى ، با ذکر شواهد و نمونه هایى و با استناد به آیات و سیره پیامبر اکرم (ص ) مورد بررسى قرار گرفته است .
مبانی معرفت شناسانه اصلاح طلبی دینی: تحریر چالش های نظری و بسط پاسخ های نظریه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تئوری معرفت شناختی مکتب اصلاح طلبی دینی ناظر بر ضرورت تعامل عقل ودین در سنجش صحت و سقم گزاره ها و ایده های مختلف است. این تئوری با دو چالش عمده نظری مواجه بوده است. یکی از این دو چالش ناظر بر ادعای متجددین مبنی بر تعارض نظریه تعامل عقل و دین با ضرورت "آزاداندیشی" است و چالش دوم دیدگاه اصل گرایان مبنی بر مغایرت نظریه مزبور با ضرورت "عبودیت الهی " است. این مقاله با پرسش از میزان حقیقی بودن مدعیات متجددین و اصل گرایان در خصوص تئوری تعامل عقل و دین، این فرضیه را به آزمون نهاده است که مدعیات مزبور، با واقعیت تئوری معرفت شناختی اصلاح طلبان سازگاری ندارد و به یک عبارت اثباتی، تئوری تعامل عقل و دین، هم با آزاداندیشی و هم با عبودیت الهی قابل جمع است. این فرضیه با رجوع به متون دست اول برخی از اصلاح طلبان مذهبی و با استفاده از روش تفسیر به آزمون نهاده شده است و نتایج به دست آمده، موید اعتبار فرضیه مورد بررسی است.
عاشورا و فرهنگ عزاداری
حوزههای تخصصی:
روحانیت در شیعه و کاتولیسم
حوزههای تخصصی:
مبانی تغییر احکام
حوزههای تخصصی:
باور دینی و داور دینی در شناخت وحی و نبوت: نقدی بر آرای دکتر عبدالکریم سروش در باب وحی و نبوت (2)
حوزههای تخصصی:
غرب، هویت و اسلام سیاسی: تصورات و پنداشت های غرب از اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله «اسلام گرایی» و «اسلام سیاسی» در برگیرندة مباحثی گسترده، دامنه دار و مجادله برانگیز است که ابعاد و دامنههای آن در سال های اخیر به واسطة شکلگیری آثار و نظریات گوناگون، غنیتر شده است. در درون مباحث و نظریات موجود میتوان مجموعهای متنوع و متفرق از مباحثات و مجادلات فکری را در ارتباط با «هویت اسلام سیاسی» و چرایی و چگونگی پدیدار شدن آن، ملاحظه نمود. اما علی رغم این تلاش ها، آنچه که در این زمینه موجب ابهام مفهومی «اسلامگرایی» و «اسلام سیاسی» میشود، ماهیت سیال و مبهم این پدیده است که موجب شده است طیف گستردهای از گفتمان های متفاوت را از جریان های نوگرا، میانهرو و پذیرای تحول، تا رادیکالیسم نامتسامح و خشونت طلب را در برگیرد. پرسش اولیه ما در این پژوهش، این است که منظور از «اسلام سیاسی» چیست؟ در نظریههای متفکرین غربی، هویت اسلام سیاسی چگونه پیبندی میشود؟ اسلامگرایان نیز در ارتباط با «غیریت» متمایز از خود، یعنی «غرب»، چه هویتهایی یافتهاند؟ چه عواملی در «برساخته شدن» هویت سیاسی مسلمانان از سوی متفکرین غربی تأثیرگذار بوده است؟ فرضیه اصلی در پژوهش حاضر این است که «شناخت غرب از اسلام بیانگر انگارههای پدیدارشناسانه است که مبتنی بر روابط پیچیدة میان متن، کلام، شناخت اجتماعی، قدرت و جامعه است و در پرتو آن تصوراتی درباره «دیگران» در چارچوب گزارههایی قابل بیان ارائه میشود». بنابراین تمرکز بحث ما، بیشتر بر نحوه شکلگیری ایدههایی متمرکز است که دیدگاه غرب نسبت به اسلام سیاسی (به خصوص در یک دهة اخیر) از یک سو و دیدگاه اسلامگرایان را در ارتباط با غرب از سوی دیگر شکل داده است. بر این اساس با بهرهگیری از روش های «پدیدار شناسی» و «تحلیل گفتمان»، درصدد درک چگونگی شکلگیری الگوهای هویتی پیرامون اسلام سیاسی برمیآییم. در ادامه با نگاهی از درون، گفتمان های هویتی شکل گرفته را مورد کندوکاو قرار داده و نحوه به چالش کشیده شدن آنها را مورد مداقه و بررسی قرار می دهیم.
پیشگامان حوزه علمیه شیعه در مواجهه با فلسفه غرب(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار در پی نشان دادن نحوه مواجهه عالمان شیعی معاصر با فلسفه غرب است. منظور از عالمان شیعی، عالمانی هستند که از حوزه های علمیه شیعه برخاسته اند. غرض، نشان دادن نقش حوزه های علمیه در برخورد با فلسفه غرب است. بنابراین از دانشمندان و نویسندگان دانشگاهی و به طور کلی غیر حوزوی در این مقاله جز به طور گذرا بحثی نخواهد شد. عالمان دینی مورد بحث در این مقاله نیز عالمانی هستند که پیش از انقلاب اسلامی نشو و نما کردند و در این بحث، پیشگام شمرده می شوند. بنابراین، درباره نسل پس از انقلاب اسلامی حوزه علمیه فقط به اشاراتی بسنده خواهد شد.
بنابراین غرض از این نوشتار، طرح کلی بحث، نشان دادن توجه عالمانی دینی به فلسفه غرب، ترسیم جغرافیای مسئله و ذکر برخی از نمونه مباحثی است که آنان طرح کرده اند تا از این طریق بتوان به نوع مباحث طرح شده، ادبیات مورد استفاده، و نحوه مواجهه و موضع گیری آنان در قبال فلسفه غرب راه یافت.
تجلی آزادی علوی در برخورد با مخالفان
حوزههای تخصصی:
روشن فکری یعنی خداگرایی
حوزههای تخصصی:
مقاله: ساختار فلسفه زبان مولانا
حوزههای تخصصی:
کتاب «جواهر مدینه»
علم آفرینی قرآن
حوزههای تخصصی:
درباره قرائت نبوی از جهان (2)
حوزههای تخصصی:
روشن فکری یا نواندیشی دینی
حوزههای تخصصی:
چرایی نگاه متضاد به رابطه دین و سیاست نزد عبدالرازق مصری و امام خمینی (ره)
حوزههای تخصصی:
علی عبدالرازق مصری و امام خمینی (ره)، از مهم ترین پرسشگران بنیادی ترین بحث در اندیشه سیاسی، یعنی نسبت دین و سیاست هستند، با این تفاوت که عبدالرازق می کوشد تا سکولاریزم را از نصوص دینی نتیجه بگیرد، ولی امام خمینی (ره) در تضاد با آن، نظریه وحدت دین و سیاست را اثبات می کند.مساله پژوهش حاضر این است که چرا عبدالرازق و امام خمینی (ره) با وجود پرورش دینی از موضعی درون دینی، به تضادی تئوریک در نسبت دین و سیاست می رسند. حل این مساله می تواند بر چالش بین سکولارهای مسلمان با پیروان وحدت دین و سیاست تاثیر جدی بگذارد و به یکی از پرسش های مبتلابه در اندیشه سیاسی اسلام پاسخ گوید. یک فرضیه در پاسخ به این چرایی، تضاد و تعارض یا تناقض نصوص دینی است که از نظر نویسنده باطل است؛ زیرا از سطحی نگری به آیات قرآن و ضعف شدید علمی حکایت دارد.این پژوهش تطبیقی با روش انتقادی خود در صدد است این فرضیه را به اثبات رساند که دلیل تضاد تئوریک عبدالرازق و امام خمینی (ره) در نسبت دین و سیاست، در تفاوت گفتمان آنان نهفته است.