قوه قضائیه از مهم ترین ارکان نظام اسلامى است که کارآمدى یا ناکارآمدى آن، تأثیر مستقیمى بر سایر ارکان نظام دارد. سؤال اصلى در مقاله حاضر این است که چه انتظارات مشروعى از قوه قضائیه وجود دارد؟ در این ارتباط به کمک روش توصیفى، انتظارات امام خمینى(ره)، مقام معظم رهبرى، قانون اساسى و مردم از این قوه مطرح شده اند. در مقابل وعده ها و سخنان رئیس محترم قوه قضائیه و نیز پرسش هاى مردم از این قوه بیان شده است. همچنین در مقدمه، یک بحث نظرى پیرامون پاسخگویى ارائه گردیده است.
خانواده نقشی اساسی در سلامتی جامعه دارد. ازاینرو، در تحکم آن باید کوشید. خانواده ایرانی دارای ویژگیهای متعددی است که باید در شرایط امروز و متناسب با تحولات دنیای مدرن، ویژگیهای جدیدی را برای آن تعریف کرده و در جامعه محقق ساخت. امروزه باید در مسائل مختلف خانواده از جمله سرپرستی، حق طلاق، نگهداری فرزندان، انجام امور خانه و خانواده و دیگر موارد، میان زن و مرد برابری و تساوی ایجاد نمود.
آقای تاجیک دو قرائت از دین عرضه میکند. قرائت اول را فراگفتمان جهانشمول حقیقتمحور تکگفتار میداند و قرائت دوم دارای نگاهی برون گفتمانی و خرده گفتمانی به دین دارد و به جای توجه به تمامیت قدسی دین، به قرائتهای مختلف از آن توجه دارد و کثرت این قرائتها را میپذیرد. به نظر نویسنده، در چارچوب قرائت اول، روشنفکری دینی جایی ندارد؛ اما در چارچوب قرائت دوم جای دارد. به نظر وی، حتی روشنفکران سکولار نیز باید دین را موضوع اندیشه و عمل خود قرار دهند.
چنتال موفی از متفکرانی به حساب می آید که بعد از وقوع «طوفان پست مدرنیسم» یک نظریه سیاسی طراحی کرده و در آن ، دستاوردهای پست مدرنیسم و نقدهایی را که علیه مدرنیته وارد شده ،مدنظر قرار می دهد . به رغم موفی ، عقل مدرن مجبور است محدودیتهای خود را بپذیرد و سوژه انسانی را نه چیزی ثابت ، واحد ، ذاتی و حقیقی بلکه موجودیتی سیال و متحول ، در حال شکل گیری ، محصول روابط قدرت و تعامل با غیر سازنده به حساب آورد . به این ترتیب ، هویت اصیلی که باید کشف و پرورش یابد و رها و آزاد شود وجود نخواهد داشت .
سؤال اصلى مقاله آن است که آیا پاسخگویى و مسئولیت پذیرى یک امر دینى است؟ در پاسخ به سؤال، فرضیه دینى بودن مسئولیت پذیرى، بر مبناى آیات، روایات و سیره پیامبر(ص) و حضرت على(ع) و اندیشه و سیره امام اثبات و به روشنى تبیین شده است که از نگاه دین در نظام آفرینش، هیچ انسانى بدون مسئولیت نیست و باید نسبت به تعهدات و عملکردهاى خود در دنیا و آخرت پاسخگو باشد.
به نظر آقاى تاجیک دموکراسى هرگز تعریف و روایتى واحد نداشته و ندارد. دموکراسى یک دالّ میانتهى است که از همنشینانش پر مىشود و ازاینرو، گفتمانهاى متعددى در زمینه دموکراسى پدید مىآید. دموکراسى، در نظر نویسنده، روشى بىمنش، بىآغاز و فرجام و بىهدف نیست و مملو از پیشاذهنها و پیشافهمهاست. به نظر وى، اسلام ذاتا با دموکراسى ناسازگار نیست و مىتوان یک نظام مردمسالار در چارچوب معارف دینى و همخوان با روح زمانه ایجاد کرد.