نویسنده با سکولار شمردن علم و نیز فلسفه اسلامی، یکی از بناهای سکولاریسم را بینیازی از واسطهگری روحانیت بین مردم و خدا دانستهاند و گفتهاند: از نظر تاریخی کلمه روحانیت در اسلام وجود نداشته است همچنانکه در اسلام هیچ عمل و قانونی نداریم که باید برای اجرای آن حضور روحانی شرط باشد.
ضرورت دانش فقه و نقش آن در منظومه معارف اسلامی و نسبت فقه و عقل از مضامین این مقاله است. بیشترین حجم این نوشتار به اثبات این نکته اختصاص یافته است که فقه نه در صدد بیان علل عقلی احکام است و نه عقلاً یا منطقا میتوان به چنین احکامی دست یافت.
آقای تاجیک دو قرائت از دین عرضه میکند. قرائت اول را فراگفتمان جهانشمول حقیقتمحور تکگفتار میداند و قرائت دوم دارای نگاهی برون گفتمانی و خرده گفتمانی به دین دارد و به جای توجه به تمامیت قدسی دین، به قرائتهای مختلف از آن توجه دارد و کثرت این قرائتها را میپذیرد. به نظر نویسنده، در چارچوب قرائت اول، روشنفکری دینی جایی ندارد؛ اما در چارچوب قرائت دوم جای دارد. به نظر وی، حتی روشنفکران سکولار نیز باید دین را موضوع اندیشه و عمل خود قرار دهند.