ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۸۴۱ تا ۱۶٬۸۶۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
۱۶۸۴۱.

خوانشی جامعه شناسانه از رمان های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از جعفر مدرس صادقی و رمان های خوشه های خشم و ماه پنهان است از جان اشتاین بک بر اساس نظریه بازتاب لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۹۹
هر اثر چارچوب فکری نویسنده را نشان می دهد، اما باید دانست که منشأ این چارچوب فکری تنها تفکر خود نویسنده نیست بلکه جامعه و تحولات آن نقش اساسی در پیدایش آن افکار دارند و به همین دلیل است که هر نویسنده تفکر معینی درباره جامعه دارد. جعفر مدرس صادقی و جان اشتاین بک پیوسته کوشیدند تا نشان دهند چگونه جامعه مدرن در جهت انقیاد و استثمار طبقات فرودست و تضادهای طبقاتی به کار گرفته شده است. از این رو، پژوهش حاضر می کوشد با بهره گیری از نظریه بازتاب لوکاچ و با روش توصیفی-تحلیلی به واکاوی مؤلفه های اجتماعی در رمان های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از مدرس صادقی و رمان های خوشه های خشم و ماه پنهان است از اشتاین بک به صورت تطبیقی بپردازد. واکاوی این رمان ها نشان می دهد، هر دو نویسنده می کوشند تا سنت های اجتماعی را در آثار خود منعکس نمایند و به نوعی روایتگر فرهنگ حاکم بر جامعه باشند. هر دو نویسنده با بازنمایی مسائل اجتماعی چون فقدان آزادی، اعتصاب، سرکوب و مسائل سیاسی به انعکاس ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه می پردازند. همچنین شخصیت های این رمان ها اغلب افراد آسیب دیده اجتماعی هستند که در تلاش اند تا خود را با هویتی که جامعه بر آن ها تحمیل می کند، تطبیق دهند که در این انطباق هویت عموماً شکست می خورند.
۱۶۸۴۲.

مطالعه تطبیقی هفت مرحله سلوک در گلشن راز محمود شبستری و منطق الطیر عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۶
فریدالدین عطار یکی از عرفای تأثیرگذار عرفان خراسان است، نفوذ و مقبولیت او در بین متصوفه تا به حدی است که حتی عرفای مکتب بغداد نیز بر آرای او نظر داشته اند؛ یکی از نمایندگان عرفان نظری، شیخ محمود شبستری است که از یک سو متأثر از ابن عربی و از دیگر سو وامدار عطار است. شبستری در قسمتی از اثر گران سنگش؛ یعنی منظومه گلشن راز آرای سلوکی خود را در هفت مقام تنظیم کرده است؛ هر مقام به اسم یکی از انبیای الهی است که در صفتی برجسته بوده اند و آن صفت، ضروری نیل به مقام وحدت و کمال معنوی است. از مقام توبه که ویژه آدم (ع) است تا مقام محمد(ص) که مقام وحدت است، یادآور وادی طلب تا وادی فقر و فنای عطار در منطق الطیر است. هر دو تئوری هفت مرحله دارد، هر دو به فقر و فنا منتهی می شود و هر دو مورد توجه نظریه پردازان پس از خود قرار گرفته است. با توجه به وجود چنین ظرفیتی بین دو شاهکار عرفانی، تأکید این نوشته بر تشابهات فکری و زبانی منطق الطیر و گلشن راز در ارائه تئوری سلوک است تا رویکرد جدیدی در بازیابی بنیان های عرفان مشترک بین عطار و شبستری پیشنهاد کند؛ تلفیقی از عرفان فلسفی وحدت وجودی ابن عربی و عرفان وحدت شهودی مکتب خراسان.
۱۶۸۴۳.

بررسی آزمون های پهلوانی گرشاسپ در گرشاسپ نامه اسدی طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۰
سفر قهرمان در اساطیر جهان همواره با خطرها و آزمون هایی مواجه بوده است و پهلوانان جهان همواره تلاش کرده اند از این موانع عبور نمایند تا به پیروزی بزرگ، امتیاز ویژه، مقام بلند، ازدواج با شاه دخت و غیره برسند. گرشاسپ در اساطیر ایران یکی از پهلوانانی است که شرح پهلوانی او، به ویژه مبارزه اش با اژدها، از بن مایه هایی است که داستان قهرمانی و مبارزه او دیگر پهلوانان ایرانی را نیز تحت تأثیر قرار داده تا به حدی که عده ای اژدهاکشی دیگر پهلوانان را متأثر از مبارزه او با اژدها می دانند. این قهرمان، همانند تمام قهرمانان اساطیری جهان، در مسیر پهلوانی خود موانع و آزمون های بسیاری داشته است. هدف این تحقیق بررسی موانع و آزمون های سفر گرشاسپ در گرشاسپ نامه اسدی طوسی است. آزمون مواجه با پری، مبارزه با اژدها، گذر از بیابان، گذر از آب، آزمون های چندگانه ضحاک، آزمون معنوی برهمن، آزمون کمان کشی پادشاه روم برای گرشاسپ و موارد دیگر از آزمون هایی هستند که شواهدی از آنها را می توان در گرشاسپ نامه اسدی طوسی پیدا کرد.
۱۶۸۴۴.

بازتاب طرح واره حرکتی سلوک در حدیقه الحقیقه سنایی و تمهیدات عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۰
تکامل و پیشرفت معنوی که عرفا از آن به سیر و سلوک تعبیر می کنند، امری انتزاعی است. بر اساس نظریّات علوم شناختی، آنچه امکان بیان این تجارب را فراهم می کند، استفاده از طرح واره های تصویری است. طرحواره حرکتی یکی از مهم ترین طرح واره های سیر و سلوک است. این پژوهش سعی دارد نحوه استفاده سنایی و قاضی از این طرح واره را بررسی و تحلیل کند. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. واحد تحلیل، بیت و بندهایی در دو اثر است که طرح واره حرکتی دارند و حدود پژوهش ما کل تمهیدات و حدیقه الحقیقه را در برمی گیرد. طرح واره ها تا حد زیادی بنیادین هستند؛ امّا تفاوت در تجارب زیسته و جهان بینی عرفا با سایر مکاتب باعث تمایز این گروه با سایر مکتب های فکری می شود. سنایی و عین القضات توجّه بسیاری به مقصد دارند و ارزش پدیده ها را با توجّه به نقش کارکردی آن ها در وصال به خداوند می بیند. این توجّه را با ذکر شواهد در تمهیدات و حدیقه بررسی کرده ایم؛ از سوی دیگر تفاوت جزئی تر در جهان بینی دو عارف باعث شده است، سنایی پیشرفت معنوی را با تجربه بدنمند حرکت صعودی ببیند و قاضی آن را حرکت دایره وار. قائل شدن به خرده مقصدها تجلّی دیگری از تجارب بدنمند است. در این زمینه نیز بین دو عارف تفاوت هایی وجود دارد.
۱۶۸۴۵.

بررسی بازتاب دگردیسی افراط و تفریط در چهار عنصر، از اسطوره به حماسه در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۳
بر بنیاد اسطوره های ایرانی بندهشی، نظم و تعادل و میانه روی، خواسته و داده ی اهورامزداست و برابر با مفاهیم بهشتی و کمال مطلوبیت است. در نبرد نخستین هرمزد و اهریمن که به تبع آن تا فرجام و در اسطوره های فرجام به درازا می انجامد؛ اهریمن سوگند یاد کرده است که با آفریده های مطلوب اهورمزدا نبرد نماید و همه را نابود کند. اهریمن با ایجاد افراط و تفریط تلاش می کند مطلوبیت آفرینش هرمزدی را از میان بردارد و تعادل و میانگی بهشتی را به آشوب و هرج و مرج و دروج (آشفتگی) بدل نماید. یکی از ممیزه های دروج و بی نظمی - که خواست و داده ی اهریمن است - افراط و تفریط به دستیاری دیو آز است. بر این بنیاد در جستار پیش رو، کوشش شده است تا بازتاب چنین پنداره های اسطوره ای که در حماسه ملی در متن داستان ها دگردیسی یافته و تجلی یافته است؛ در چهار عنصر سازنده ی گیتی (آب، خاک، باد و آتش) نشان داده شود. بدین منظور در شاهنامه فردوسی، مواردی از خشم و انگیختگی و بی سامانی در مظاهر چهار عنصر را که به سود انیران و نیروهای ستیزنده با ایران کنش ورزی داشته اند، شرح و تفسیر نهاده ایم. افراط و تفریط در آب، خاک، باد و آتش را که سبب گرفتاری جبهه ی نیکی و یلان حماسی شده بود و به یاریگری دشمنان ایران انجامیده بود در قالب دگردیسی پنداره های اسطوره ای به حماسی شرح داده ایم. روش این تحقیق، توصیفی - تحلیلی و شیوه ی نگارش آن، کتابخانه ای و تطبیقی بوده است و هدف اصلی تحقیق؛ کشف و بازنمون افراط و تفریط و آشفتگی اهریمنی در چهار عنصر در شاهنامه ی فردوسی بوده است.
۱۶۸۴۶.

تحلیل گفتمان انتقادی داستان های کودکان رده ی سنی «ب» براساس چارچوب مؤلفه های اجتماعی معنایی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۸
  ادبیات کودکان به دلیل نقشی که در القای ارزش ها و باورهای جامعه به کودکان دارد، نقش مهمی در رشد و شکل گیری شخصیت آنان ایفا می کند. ازآنجاکه هر متنی ایدئولوژی های پنهان خود را دارد، تحلیل انتقادیِ ادبیات کودکان می تواند در شناسایی ایدئولوژی ها و تأثیرات احتمالی آن ها بر شخصیت کودکان آگاهی بخش باشد. پژوهش حاضر به تحلیل انتقادیِ کتاب های داستانِ کودکانِ رده ی سنی «ب»، تألیف شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در چارچوب مؤلفه های اجتماعی معنایی ون لیوون پرداخته است. این مؤلفه ها شامل نحوه ی بازنمایی کارگزاران اجتماعی، کنش های اجتماعی و شیوه های مشروعیت بخشی به کنش های اجتماعی است. بدین منظور، تعداد پانزده کتاب داستان رده ی سنی «ب» تألیف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به صورت نمونه ی دردسترس، انتخاب و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که بازنمایی کارگزاران اجتماعی داستان ها، بیشتر از طریق نام دهی و کمتر از طریق نقش های اجتماعی یا شغلی صورت گرفته است و نقش های شغلی نیز دارای سوگیری به نفع مشاغل مردانه هستند. همچنین تحلیل کنش های کارگزاران اجتماعی نشان داد که بیشتر کنش ها از نوع مادی و نشانه ای و درصد بسیار کمی از آن ها از نوع کنش شناختی بوده اند. کنش های مادی و نشانه ای بیشتر، نشانگر وجود فضای پرجنب و جوش و ارتباطی تعاملی در داستان ها و کنش های شناختی کمتر، نشانه ی حکم فرمایی کلیشه های منکر قدرت تفکر و استدلال در کودکان، تفسیر شد. افزون بر این، نتایج پژوهش نشان داد که مشروعیت کنش های اجتماعی در داستان ها از طریق توسل به طیف متنوعی از شیوه های مشروعیت بخشی شامل اقتداردهی، عقلانی گری و ارزیابی اخلاقی نشان داده شده است که از میان آن ها عقلانی گریِ ابزاری بیشترین بسامد را داشته است. در انتهای مقاله، پیامد این یافته ها و پیشنهاداتی برای مؤلفان ادبیات کودکان ارائه شده است.    
۱۶۸۴۷.

آزادی و تعهّد اجتماعی در آیینه شعر معاصر عربی و فارسی: نگاهی تطبیقی به جهان شاعرانه قاسم حدّاد و احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۷
شعر معاصر همواره بازتابی از تحوّلات اجتماعی و سیاسی بوده است و در این میان، قاسم حدّاد و احمد شاملو، به عنوان دو شاعر متعهّد، نقش بسزایی در ادبیّات عربی و فارسی ایفا کرده اند. این پژوهش با رویکردی تطبیقی و در چارچوب مکتب آمریکایی ادبیّات تطبیقی، مفاهیم آزادی، تعهّد اجتماعی و عدالت را در آثار این دو شاعر بررسی می کند. حدّاد، با زبانی استعاری و ساختارشکنانه، تجربه های تلخ سرکوب و مقاومت را به تصویر می کشد. در حالی که شاملو، با استفاده از زبانی صریح و آهنگین، ظلم و استبداد را به چالش می کشد و به دفاع از حقوق انسانی می پردازد، در این پژوهش، ابتدا زمینه های اجتماعی و تاریخی شعر هر دو شاعر بررسی شده و سپس شیوه استفاده از نمادها، استعاره ها و فرم های نوین شعری در بیان تعهّد اجتماعی و آزادی خواهی تحلیل می شود. همچنین، میزان تأثیرگذاری آن ها بر شاعران معاصر عربی زبان و فارسی و جایگاه جهانی شان در ادبیّات مقاومت مورد بررسی قرار می گیرد. یافته ها نشان می دهد که هر دو شاعر، با وجود تفاوت های سبکی، توانسته اند تعهّد اجتماعی را در قالبی نوآورانه بازآفرینی کرده و ادبیّات را به ابزاری مؤثّر برای بیدارسازی، مبارزه و آگاهی بخشی تبدیل کنند. آثار آن ها همچنان الهام بخش جریان های شعری منتقد و آزادی خواه در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای است.
۱۶۸۴۸.

تبیین معادلات ارتباطی در داستان رستم و سهراب بر اساس الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۷
داستان رستم و سهراب از شاهنامه فردوسی، با درون مایه ای تراژیک، بستری مناسب برای تحلیل مناسبات اجتماعی و ارتباطات انسانی است. الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون، با تأکید بر نحوه بازنمایی شخصیّت ها و ساختارهای ارتباطی، ابزاری دقیق برای تحلیل معادلات ارتباطی در این داستان است. این الگو شامل مؤلفه هایی چون حذف، اظهار، مشخّص سازی و نامشخّص سازی تشخّص زدایی و تعیین ماهیّت است. این پژوهش، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، به بررسی معادلات ارتباطی داستان رستم و سهراب بر اساس این مؤلفه ها پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که حذف کنشگران فرعی، برجسته سازی قهرمانان اصلی و تفکیک نکردن برخی مفاهیم، به تقویّت پیام های حماسی و تراژیک داستان کمک کرده است. تشخّص زدایی از طریق اندام مداری و ابزارمداری، تأثیر عاطفی نبرد رستم و سهراب را تشدید کرده و روایت را از سطح فردی به لایه های اجتماعی و فرهنگی ارتقا داده است. نتایج این تحلیل نشان می دهد که فردوسی با بهره گیری از الگوهای ارتباطی، تعارض میان قدرت، آگاهی و ناآگاهی را به گونه ای هنرمندانه به تصویر کشیده است. الگوی ون لیون امکان تبیین عمیق تری از لایه های پنهان و معانی اجتماعی این اثر حماسی را فراهم آورده است.
۱۶۸۴۹.

بررسی تطبیقی مفاهیم مرتبط با زندگی و مرگ در صحیفه سجادیه و مثنوی مولانا از منظر شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۸
نظریه استعاره های شناختی یا مفهومی اولین بار توسط لیکاف و جانسون مطرح شد. طبق نظر ایشان، استعاره دیگر تنها عنصری بلاغی و مختص زبان شعر نبود، بلکه ایشان معتقد بودند که زیربنای تفکر انسان، استعاری است. ابتدا استعاره های شناختی در زبان روزمره بررسی شد، اما با توجه به انتزاعی بودن عرفان، آرام آرام جای خود را در مطالعات عرفانی باز کرد. صحیفه سجادیه کتاب ارزشمند امام چهارم شیعیان از جمله کتب دعایی محسوب می شود که امام در قالب دعا، بسیاری از مفاهیم عرفانی را بیان کرده اند. همچنین، مثنوی مهم ترین کتاب منظوم عرفانی ادبیات فارسی، جایگاه ویژه ای در ادبیات عرفانی این مرز و بوم دارد. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی به دنبال بررسی تعالیم دینی و عرفانی درباره مفاهیم مرتبط با زندگی و مرگ از دیدگاه شناختی در این دو اثر است. نتایج تحقیق نشان می دهد که زندگی و مرگ چیزی جدای از انسان و موجودیت او نیستند. نوع حرکت و صیرورت انسان در مسیر زندگی و نوع انتخابش در مواجه با موانع مسیر عبودیت و عاشقی، او را هم سنخ دو مقصد متفاوت خواهد کرد و در نهایت هنگام مرگ انسان با موجودی که خود ساخته مواجه خواهد شد.
۱۶۸۵۰.

تاویل های عطار از داستان یوسف (ع) و رستم در دیوان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۵
تلمیح و کاربرد آن، تصویرساز است و سبب تغییر سبک و ایجاد سبک شخصی می شود. اندیشه ها و نکات دینی، تاریخی، اسطوره ای و حماسی، آبشخورهای تلمیح های شاعران هستند و عطار از شاعرانی است که تلمیح های دینی بسیار دارد اما از توجه به حماسه و اسطوره هم بازنمانده است. وی به شیوه معمول صوفیان، در اغلب اشارات و تلمیح ها به نام ها و القاب پیامبران، ، به تاویل گراییده و مطابق با گرایش و خواست و نیاز خویش آن را مطرح کرده است. در دیوان عطار، تلمیح دینی داستان یوسف (ع) و تلمیح حماسی داستان رستم، بسیار به کار برده شده است. این جستار توصیفی-تحلیلی با بررسی تاویل های این دو داستان در دیوان عطار، به این پرسش پاسخ داده که عطار به چه میزان و چگونه به تاویل این دو داستان پرداخته است. این در حالی است که بنیاد رمزی-تمثیلی مثنوی های عطار، فرض تاویل گرا بودن او را تقویت می کنند. یافته ها نشان می دهد که تاویل های عطار از این دو داستان، گاهی شطح آمیزاست و گرایش تعلیمی دارد و در سه حوزه: واژه ها، شخصیت افراد و کلیت داستان (در معناهایی مخالف یا متفاوت از معانی نخست)، اتفاق افتاده است. عطار، حماسه و عرفان را چون دو روی سکه هویت ایرانی به کار می گیرد و نشان می دهد که در کنار عرفان گرایی، روح حماسی در قرن ششم-هفتم هنوز زنده است و بخشی از اندیشه و خیالات مردم را نظم و نظام می بخشد.
۱۶۸۵۱.

بررسی حیات و دیدگاه های صوفیانه ابومحمد مرتعش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
ابو محمد مرتعش از صوفیان پرآوازه قرن سوم و چهارم هجری قمری است. او دهقان زاده ای از اهالی نیشابور بود که پس از توبه و روی آوردن به زندگی زاهدانه تحت تعلیم و تربیت شیوخ بزرگ مکتب ملامتیه و مکتب بغداد یعنی ابو حفص حداد (د 264 تا 270 ق) و ابو عثمان حیری (د 298ق) و جنید بغدادی (د 298 ق) قرار می گیرد. تأثیرپذیری او از هردو مکتب به طور کامل در سخنان، روش و منش او نمایان است. او همچون اخلاف ملامتی اش، بسیار بر خوار کردن نفس و دوری از ریا و پنهان کردن فضایل تأکید داشت و همچون اهل سهو بسیار بر بجای آوردن احکام آن توصیه می کرد و سماع و سخنان شطح آمیز را نمی پسندید. در سلوک عملی مجاهدت دشواری داشت و فقر را اساس سلوک صوفیانه می دانست. مقامات عرفانی نزد او عبارتند از: صبر، اخلاص، محبت، فقر و توحید. او در سال 328 ه .ق در شونیزیه بغداد وفات یافت و همانجا به خاک سپرده شد. صوفیان بسیاری به صحبت او رسیده اند، اما تنها از ابو نصر سراج (د 378 ق)به عنوان مرید صاحب خرقه او یاد شده است که این ادعا نیز دقیق به نظر نمی رسد. در این پژوهش کیفی مطالب مرتبط با این شخصیت از تذکره ها، آثار عرفانی و کتب تواریخ استخراج و با رویکرد تحلیل محتوا و با استفاده از روش کلارک و بروان مورد تحلیل قرار گرفت.
۱۶۸۵۲.

معرفی نسخه خطی اشعة اللوایح عبدالملک بن عبدالغفور انصاری مشهور به امان الله پانی پتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۱
نسخه های خطی گنجینه های عظیمی به شمار می روند که تصحیح و چاپ آن ها بسیار ارزشمند است. نسخه خطی اشعه اللوایح ، اثر عبدالملک بن عبدالغفور انصاری پانی پتی مشهور به امان الله، از پیروان مکتب وحدت وجود با سرسلسلگی محی الدین ابن عربی، در سده دهم هجری قمری است. این اثر تاکنون به چاپ نرسیده است. اشعه اللوایح شرحی بر رساله لوایح عارف بزرگ قرن نهم هجری، نورالدین عبدالرحمن جامی است و باتوجه به برجستگی و ارزشمندی آثار جامی، تبیین و تفسیر این شرح ضروری به نظر می رسد. از سوی دیگر، ارتباط نزدیک امان الله (با دو واسطه شاگرد جامی) نیز به ارزش و اهمیت اشعه اللوایح می افزاید. امان الله در مقدمه این نسخه، به شرح مفصلی از برخی اصطلاحات و مضامین عرفانی پرداخته است. وی با بیشتر سلاسل متصوّفه در ارتباط بوده و مطالعات زیادی بر آثار اهل عرفان و تصوف داشته است؛ به همین دلیل برای نگارش این اثر، از دانش کافی بهره مند بوده است. ازاین رو، اشعه اللوایح می تواند دریچه ای نو برای کشف، درک و دریافت اصطلاحات، مضامین عرفانی، اقوال و آموزه های بزرگان مکتب وحدت وجود باشد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی و با انتخاب نسخه اساس و مقابله هفت نسخه موجود، به معرفی این اثر ارزشمند می پردازد.
۱۶۸۵۳.

جلوه های «فرودست» اسپیواک در شخصیت های زن دو رمان جای خالی سلوچ و عرس الزین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۴
نقد پسااستعماری پژوهشی است میان رشته ای که یکی از مهم ترین شاخه های نظری آن مطالعات فرودستان است. اسپیواک از پیشگامان رویکرد فرودست پسااستعماری است. وی متون ادبی را جایگزین مناسبی برای بیان تاریخ فرودستان قلمداد می کند. دولت آبادی و صالح دو رمان نویس معاصر ایرانی و سودانی در رمان های خود «جای خالی سلوچ» و « عرس الزین» به بازنمایی مشکلات فرودستان؛ ازجمله زنان می پردازند. در این تحقیق به روش تحلیلی– توصیفی، با تکیه بر الگوهای ادبی اسپیواک، مشخص می گردد که در دو اثر پسااستعماری جای خالی سلوچ دولت آبادی و عرس الزّین طیب صالح به مشکلات زندگی پرمشقّت جامعه روستایی، به ویژه اعمال خشونت های پنهان و نهادینه شده مردان علیه فرودستان خاص همچون، زنان، دختران، پرداخته شده است و وجوه مشترک هویت و عاملیت قهرمانان زن خودآیین دو روایت موردنظر که باخودآگاهی و گفتمان های خلاقانه و خردمندانه، می کوشند در جنبش های روزمرّه و تدریجی، نیروهای متناقض درونی و در پی آن روابط با مردان فرصت طلب و سودجوی را تعدیل و تنظیم نمایند، به تصویر کشیده شده است. به موازات این بازنمایی ناهمگونی دیدگاه تردیدآمیز و وهم آلود دولت آبادی با نگاه خوش بینانه طیب صالح به آینده جامعه روستا نشین ایران و سودان، به تفاوت های انکارناپذیر فرهنگی و طبقاتی ستمدیدگان به ویژه زنان به سیر رخدادهای اجتماعی، سیاسی، زیستی و اقتصادی انحصاری زمان وقوع داستان نسبت داده شده و نتایج حاصل از آن در تمثیل های نمادین پایان هر دو روایت انعکاس یافته است.
۱۶۸۵۴.

بررسی کارکردهای نمادین و اسطوره ای طعام و نوشیدنی هایِ قدسی در تشرّف عرفانی: با محوریت کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۶
کنش های جسمانی چون خوردن و آشامیدن از جمله مأکولات غیرعادی در «کشف الأسرار» روزبهان بقلی است که دارای کارکردهای بلاغی خاصی است و در قالبِ مکاشفات کتاب نیز تکرار شده است. «نوشیدنِ اسم اعظم»، «خوردنِ روغنِ بنات النعش»، «خرمای نبوی»، «دریاآشامی» های متعدد و مواردی مشابه از این دست، تصاویرِ غریب و بعضاً ناآشنایی هستند که روزبهان در روایتش از تشرّف به عالم تصوّف از آن ها می خورد و می آشامد و یا شاهد تحققِ این مصادر در شخص دیگری است. در روایت روزبهان هر بار پس از مواجه با این مأکولات، گشایش یا دستاوردی در روند تشرّف حاصل می شود. تکرار این فضا در مکاشفاتِ روزبهان، شباهت در خور تأملی با الگوهای روایی در اساطیر دارد. برهمین اساس این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با محوریتِ «کشف الاسرارِ» روزبهان به بررسی و تحلیل کارکردهایی که در طعام ها و نوشیدنی های قدسی در تشرّف عرفانی وجود دارد، پرداخته است. نتایج نشان می دهد که جلوه های این کنش با عبور از معانی قاموسی بر کارکردهای نمادین و اسطوره ایِ این مأکولات متمرکز است. این دسته از مأکولاتِ قدسی در نظام فکری روایی روزبهان، ابزار عبور از موانع سلوک، عاملی برای تحوّلات روحی و اتصال به حقایق برتر است. این کاربردِ نمادین از مأکولات قدسی در بستر تشرّف های عرفانی، پیوندی است میان سنت های روایی در عرفان و الگوهای رواییِ کهن در اساطیر.
۱۶۸۵۵.

بی رنگ و بی نشان؛ تجربه ی معشوق در غزلی از مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۴
مولانا مهم ترین شاعر غزل سرا در تاریخ شعر عرفانی فارسی است که به خوبی توانسته است از میان عوالم روحی متلاطم خود راهی به دنیای شعر و خاصه غزل بگشاید. از آنجا که اوصاف معشوق در شعر عارفانه وام دار توصیفاتی است که در اشعار عاشقانه زمینی بکار رفته است مخاطب شعر میان انتخاب معشوق زمینی و آسمانی دچار سردرگمی می شود. با شناساندن انواع معشوق شعر فارسی با تکیه بر ساحات وجودی آن در کنار اتخاذ یک روش تحقیق مناسب که در آن موقعیت تجربه گر، موضوع تجربه، محتوای تجربه و ساختار زبانی روایت در ارتباطی ساختاری با هم مطالعه شود می توان بر این سردرگمی فائق آمد. در روش پیشنهادی ضمن قائل شدن به دو معشوق زمینی و آسمانی و توجه به ساحات وجودی هر یک از آنها، دو معشوق آسمانی – لاهوتی و زمینی – ناسوتی بنابر مفروضات بیان مسئله از دایره بحث خارج می شود و دو معشوق آسمانی – ناسوتی و زمینی – لاهوتی با توجه به کارکردهای معرفتی آنها اساس بحث قرار می گیرد. سپس چهار مؤلفه تأثیرگذار تجربه گر، موضوع تجربه، محتوای گزارش شده از تجربه و ساختار روایت در ارتباط با یکدیگر تحلیل می شود. به باور نویسندگان با استفاده از چنین روشی می توان در غزلیات عرفانی معشوق محور به ماهیت معشوق و کیفیت تجربه شاعر از آن پی برد. به همین منظور یکی از غزلیات مولانا در ساختار پیشنهادی بازخوانی شد و ضمن نشان دادن ارتباط میان مؤلفه های چهارگانه فوق الذکر در تفسیر غزل مشخص گردید معشوق غزل «بی رنگ و بی نشان» معشوقی زمینی با بُعد وجودی لاهوتی است.
۱۶۸۵۶.

شرح عربی غزلی منسوب به مولوی اثر یوسف بن حمزه ملاطی با مطلع: دوش وقت صبحدم در چرخ پایان یافتم...(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
درباره غزلی با مطلع «دوش وقت صبحدم در چرخ پایان یافتم/ در میان دانه خشخاش سندان یافتم» منسوب به جلال الدین مولوی چند شرح به فارسی، عربی و ترکی موجود است. مفصل ترین شرح شناخته شده را یوسف بن حاج حمزه ملاطی احتمالاً در شهر قیصریه و به زبان عربی نوشته و به سلطان سلیم اول عثمانی اهدا کرده است. از این شارح اطلاع چندانی در دست نیست؛ جز اینکه صوفی ای از سلسله کبرویه بوده که در نیمه دوم قرن نهم و نیمه اول قرن دهم هجری می زیسته و احتمالاً اثرش را میان سال های 918-926ق تألیف کرده است. شیخ او سیدعبیدالله شیرازی تستری هم از مشایخ گمنامی است که در قیصریه خانقاه و مریدانی داشته است. تنها نسخه شناخته شده از این شرح با عنوان شرح غزل ملّا جلال الدین به شماره 1859 در کتابخانه ایاصوفیای استانبول محفوظ است. نظر به اینکه زبان متن عربی است، در تحقیقات مولوی پژوهی و عرفانی به محتوای آن توجه نشده است. در این مقاله کوشیده شده ضمن معرفی یوسف بن حمزه ملاطی، وجوه اهمیت و محتوای شرح او تبیین شود. این شرح با توجه به نمادین بودن کلمات و نیز اختلاف ضبط کلمات در نسخه ها با استناد به منابع متعددی نوشته شده است. از نکات جالب توجه در این اثر، حرکت گذاری کامل کلمات به شیوه عربی است و نشان می دهد یک فرد احتمالاً ترک نژاد در قلمرو عثمانی در قرن دهم این ابیات را چگونه می خوانده است. برخی از منابع مذکور در این شرح مانند رساله اسحاق ختلانی در تاریخ ادب فارسی گمنام مانده اند.
۱۶۸۵۷.

خشونت کلامی در حدیقه سنایی غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۰
حدیقه الحقیقه به عنوان یکی امهات آثار ادبی و عرفانی و از جریان ساز ترین آن ها، ظرفیت های پژوهشی بسیاری دارد. از جمله موضوعات قابل تأمل در حدیقه بحث زبان آن است. زبان حدیقه به مانند بسیاری دیگر از آثار ادبی عرفانی به شکلی غیر رسمی و نزدیک به زبان محاوره سروده شده است. این نزدیکی به زبان محاوره زمینه ورود برخی از اشکال ناخوشایند زبان را فراهم آورده است.که می توان آن ها را مصداق خشونت زبانی دانست. در این مقاله که به روش تحلیلی صورت گرفته است ابتدا مصادیق خشونت کلامی چون؛ ناسزا و دشنام، تشبیه به حیوانات، خانواده و زن ستیزی، حقیقت خودستایی و تحقیر دیگران و موارد مشابه در حدیقه استخراج شده و سپس در پیوند با گفتمان عرفانی و شرایط زیستی شاعر و همچنین واقعیت های سیاسی و اجتماعی عصر شاعر تحلیل شده است. و در پایان به عوامل احتمالی بروز چنین نوع زبانی پرداخته شده است. بنظر می رسد؛ علل ظهور خشونت کلامی در حدیقه را اولاً باید به مخاطب آثار صوفیه که عموماً عوام بودند مرتبط دانست. وجود مخاطب عام آزادی بیشتری در استفاده از ظرفیت های زبان به شاعر داده است. دلیل دیگر وجه تعلیمی ادبیات عرفانی است. ادبیات تعلیمی در مقایسه با انواع دیگر ادبی از چاشنی خشونت بیشتری برخوردار است. حیات فردی شاعر و انحطاط اخلاقی جامعه از دیگر عواملی است که در بسامد بالای خشونت در حدیقه مؤثر افتاده است .
۱۶۸۵۸.

بررسی تطبیقی مفهوم مُثُل در غزلیات شمس و اشعار جرالد منلی هاپکینز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۳
آثار بزرگ ادبی- عرفانی جهان معمولا آیینه ای هستند تصویرگر یک اصل و بازگوکننده ی یک مفهوم در لباسی متفاوت؛ چرا که عارفان سخن گوی دل هایی هستند که رو به اصل خویش دارند و این جاست که سخن جهانی شده و مغایرتی با هم در مغز و معنا نمی یابد. هدف این پژوهش، یافتن نشانه های نظریه ی مُثُل و مفهوم سایه وار بودن مخلوقات در بیان و اندیشه ی مولانا جلال الدین بلخی و جرالد منلی هاپکینز، شاعر عارف قرن نوزدهم انگلیس است. در این راستا مبنای کار، غزل مولانا و مجموعه اشعار هاپکینز و تحلیل اشعار این دو برای یافتن وجوه پیوند دو اندیشه در این حیطه است. برآیند مطلب آن است که هر دو به شکلی نمادین یا صریح از این مطلب سخن گفته اند؛ مولانا به شکلی متنوع تر و گسترده تر و هاپکینز به شکلی موجز. از حیث شیوه ی بیان هرچند این دو با هم متفاوتند؛ هر دو طبیعت و عناصر آن را بهترین دستاویز برای پرداختن به این موضوع یافته اند. همچنین این موضوع در اندیشه ی هر دو شاعر با مفاهیمی چون تجلی، جان هستی، جهان آرمانی، زیبایی و تابعیت امور این جهانی از عالم بالا همراه می شود که با نظریه ی مُثُل کاملا در پیوند بوده و این دو اندیشه را در این حیطه به یکدیگر پیوند می زند و البته هدف دیگر این پژوهش، شناساندن هاپکینز و اندیشه ی فلسفی و عرفانی وی به عنوان شاعری ناشناخته در ایران است که جز تعداد انگشت شماری از ترجمه اشعار وی که در کتاب تاریخ ادبیات انگلیس آمده است، بیشتر اشعار و تمام آثار وی هنوز ترجمه نشده اند.
۱۶۸۵۹.

تحلیل تطبیقی اسطوره های جمشید و میترا و پیوند آن ها با خورشید در چارچوب نظریه های الیاده و یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۴
اسطوره ها به عنوان یکی از بنیان های فرهنگی و معنایی تمدن های باستانی، در شکل گیری ساختارهای فکری، اجتماعی و روانی جوامع نقش کلیدی داشته اند؛ ازاین رو بررسی تطبیقی اسطوره ها و نمادهای کهن، ابعاد تازه ای از هویت، نقش های اجتماعی و نگرش های کیهانی را نمایان می کند. در اساطیر هندو-ایرانی، شخصیت های «جمشید» و «میترا» پیوندی نمادین و کارکردی با «خورشید» دارند که در دو بستر متفاوت متجلی شده اند. در این راستا، این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی و بهره گیری از نظریه تقدس و نمادپردازی میرچا الیاده و نظریه کهن الگوی کارل گوستاو یونگ، به بررسی و تحلیل این پیوندهای نمادین پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «خورشید»، فراتر از یک پدیده طبیعی، به عنوان نمادی از بازگشت جاودانه و امنیت روانی، نظم کیهانی و معنویت، در ارتباط با این اساطیر ظاهر می شود. در این میان، «جمشید» تجلی اقتدار زمینی، قدرت سیاسی و تمایل انسان به نظم بخشی به جهان مادی و پیوند با نیروهای ایزدی و طبیعت است؛ در حالی که «میترا» با الگوی ناجی و معنوی، نماد عدالت الهی، نیاز انسان به رشد روحانی و رهایی از قیود دنیوی به شمار می رود. ازمنظر تحلیل روان شناختی یونگ، این تفاوت های بنیادین، منعکس کننده تمایل عمیق انسان به امنیت، روشنایی و امید در برابر آشفتگی های درونی و بیرونی است و خورشید را به عنصری محوری در بازتعریف هویت های فرهنگی و آیینی تبدیل می کند.
۱۶۸۶۰.

بررسی دو داستان «ته ته ته چاه» و «سایه ای که سر نداشت، دم نداشت، تن هم نداشت» سوسن طاقدیس از منظر استعاره ی مفهومی جهتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۹
استعاره ی مفهومی نخستین بار از سوی لیکاف و جانسون مطرح شد. سوسن طاقدیس از نویسندگان مطرح معاصر ادبیات کودک و نوجوان است که برای القای بسیاری از مفاهیم در داستان های خود از استعاره های مفهومی جهتی استفاده کرده است. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی نوشته شده است، به طور ویژه استعاره های مفهومی جهتی را در دو داستان تهِ تهِ ته چاه و سایه ای که سر نداشت، دم نداشت، تن هم نداشت بررسی می کند. بر این اساس ابتدا استعاره های مفهومی دربردارنده ی جهت، مشخص و سپس تحلیل شده است. طاقدیس بدین واسطه مفاهیم متقابل خیر و شر را که در اساطیر، فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران دیده می شود، از طریق استعاره ی مفهومی به طور غیرمستقیم به مخاطب خود القا می کند. وی از روش قطبی شدگی استعاره های مفهومی در داستان هایش استفاده کرده است که می توان عنوان «استعاره های مفهومی دوگانی» را برای این شیوه پیشنهاد داد.    

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان