فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۱٬۰۴۹ مورد.
کارناوال گرایی در شطرنج با ماشین قیامت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قسمت اعظم رمان های جنگی فارسی که با موضوع جنگ ایران و عراق نگاشته شده اند، به مضامین عقیدتی و سیاسیِ همسان پرداخته و بنابر مصالح اجتماعی، درجهت ترویج گفتمانی واحد عمل کرده اند؛ اما در این میان شاهد ظهور آثاری متفاوت، مانند رمان شطرنج با ماشین قیامت نوشته حبیب احمدزاده نیز هستیم که تاحدودی از آثار تک گویه فاصله گرفته و از عناصر موجد چندآوایی بهره برده اند. درواقع، رمان مذکور از جهاتی چند، با تعریف هایی که باختین در مبحث کارناوال گرایی دربارة رمان های چندآوایه بیان کرده است، مطابقت دارد. شطرنج با ماشین قیامت با وارد کردن جسمانیات به زندگی قهرمان و همچنین کاربرد گفتار کوچه بازاری و دشنام آلودِ یکی از شخصیت های داستان، موجب تکثر نگرش ها و سبک های زبانی داستان می شود. جهان بینی راوی تنها دیدگاه ابرازشده در داستان نیست؛ این جهان بینی به واسطه پرسش های وجودشناسانه و ضد گفتمان یکی دیگر از شخصیت ها، اقتدار معهود خود را ازدست می دهد. پدیده قرینه سازی و خلق جفت های تقلیدی برای اشخاص و وقایع داستان نیز برخاسته از خصلت دوسویه کارناوال است؛ ضمن اینکه به تعویق افتادن کنش قهرمان/ راوی در انجام وظایف نظامی و مشغول شدن به امور غیرمتعارف، پیروزی را به عنوان امری مسلم به تأخیر می اندازد و به این ترتیب، موجب خدشه دار شدن عامل کلیدی زمان خطی در رما ن های تک گویه می شود.
زرین قبانامه: منظومة پهلوانی ناشناخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از منظومه های پهلوانی تا امروز ناشناختة ادبِ حماسی ایران زرین قبانامه است که در سه دست نویسِ موجود از آن با نام های شاهنامة اسدی، رستم و سلیمان و زرین قبای هفت لشکر معرفی شده است. سرایندة شیعی متن ناشناس است و بنابر قراینی اثر خویش را در عصر صفویان و در شصت سالگی و شاید یکی دو سال پیش و پس به نظم درآورده است. داستان منظومه در زمان پادشاهی کیخسرو در ایران و پیامبری حضرت سلیمان(ع) روی می دهد و با آمدن فرستادة سلیمان(ع) به نام زرین قبا، که در پایان معلوم می شود نوة رستم است به دربار ایران و دعوت ایرانیان به پذیرش کیش سلیمان(ع) آغاز می شود. بعد از آن روایات متعدد و بسیار متنوعی به شیوة داستان در داستان در 23133 بیت نقل می شود که شخصیت های اصلی آنها غالباً زرین قبا و دیگر پهلوانانِ رستم نژاد هستند. ساختار و موضوعِ این روایات نقالی عامیانه است و ناظم ناشناس در عین تأثّراتِ زبانی و بیانی گوناگون از شاهنامه نهایتاً منظومه ای میان مایه عرضه کرده است که واژه ها و گزاره های ویژة نقّالی نیز در آن دیده می شود. در این مقاله در هفت بخش، ذیل عنوان ها و موضوع های نام منظومه، سراینده، زمان نظم، موضوع، مأخذ، کیفیت نظم و برخی ویژگی های سبکی به معرفی این متنِ تقریباً گم نام و ناشناخته پرداخته ایم تا علاقه مندان با یکی از بلندترین منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه آشنا شوند.
«بیژن» در روایت های حماسی ایران و نکته هایی درباره ی منظومه ی «بیژن نامه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیژن پسر گیو و فرزند زاده ی رستم دستان، یکی از پهلوانان نامدار ایران است. گذشته از شاه نامه ی فردوسی، در بسیاری از منظومه های حماسی دیگر نیز، به هنرنمایی های بیژن اشاره شده است؛ آن چنان که می توان گفت بیژن یکی از چهره های بی باک و متهوّر روایت های حماسی ایران است. اهمّیت بیژن در منظومه های حماسی ایران آن چنان است که در یکی از منظومه ها، اژدهاکشی نیز بدو نسبت داده اند و این دلاوری بیژن سبب می شود تا او را در شمار پهلوانان اژدرکش قرار دهیم. با این حال منظومه ی مستقلی درباره ی پهلوانی های بیژن بر جای نمانده است. تنها منظومه ی «بیژن نامه» به دست ما رسیده که آن نیز بنابر باور برخی پژوهشگران، انتحالی از داستان بیژن و منیژه ی شاه نامه ی فردوسی است و نوآوری ندارد.
این مقاله شامل دو بخش است: در بخش نخست، عمده ترین پهلوانی های بیژن را در روایت های حماسی ایران نشان می دهیم و چهره و شخصیت او را در این روایت ها بررسی می کنیم. در بخش دوم، به بخش های برافزوده ی منظومه ی «بیژن نامه» نگاهی می اندازیم، سپس درباره ی گوینده ی بیژن نامه و زمان سرایش این منظومه، نکاتی را یادآور می شویم.
حماسه های ترکی مغولی: شکل گیری و بسط گونه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شباهت میان حماسه های ترکی و مغولی از مدت ها پیش مورد توجه مجامع دانشگاهی بوده است. برخی معتقدند که اقوام ترک و مغول، سنت روایی واحدی دارند که این شباهت ها را به واسطه آن می توان توضیح داد. این سنت روایی متعلق به دوره ای است که نیاکان این دو قوم در آسیای مرکزی و جنوب سیبری با یکدیگر می زیستند. نیز می توان گفت که حماسه های قهرمانی ترکی و مغولی دارای درونمایه، پیرنگ، ساختار، موتیف، شخصیت و عبارات قالبیِ مشترکی هستند. این مقاله چگونگی شکل گیری و تحول انواع حماسه های ترکی و مغولی را بررسی می کند.
جلوه های ورجاوند اورمزد در متون اوستایی، پهلوی و شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
در دین زردشت، اهورامزدا نورالانوار با جلوه های متعدد موسوم به امشاسپندان است. وظیفه ی امشاسپندان به عنوان مظاهر اهورامزدا توسعه ی اصل «اشه» و آبادانی است. فرامین اهورایی به دستیاری این شش فرشته ی مقرب جاودان اجرا می گردد. اساس این اندیشه ی ایرانی در دین ودایی سابقه دارد که زرتشت صورت نوین و اساسی دیگری بدان بخشید. در دین زردشت، تعداد اصلی امشاسپندان شش فرشته است، حال آنکه عموماً از هفت امشاسپند سخن به میان می آید. تأمل در اوستا نشان می دهد که در هیچ جای گات ها به واژه ی امشاسپندان برنمی خوریم؛ اما در اوستای متأخر و متون پهلوی نام جمعیِ امشاسپند بر آنان اطلاق شده است. این یاریگران در گات ها، جلوه های اهورامزدا و مظهر آفرینندگی به شمار می آیند، درحالی که اوستای جدید و متون پهلوی آنان را ایزدانی مِهین و متشخص و مستقل از اهورامزدا با خویشکاری معین معرفی می کنند. فردوسی نیز در شاهنامه با یادکرد پیام آوری زردشت و کتب اوستا و زند، بی آنکه واژه ی امشاسپندان را به کار برد، از جلوه-های اهورایی بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد سخن می گوید.
روایت دیگری از نبرد رستم با کک کوهزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نبرد رستم با کک کوه زاد، یکی از چند داستان مشهور دوران کودکی رستم است که در آن از دلاوری های او سخن رفته است. از این داستان، دو روایت منظوم بلند و کوتاه در دست است. روایت بلند آن همان است که در بخش ملحقات شاهنامه چاپ کلکته دیده می شود و بارها در ایران به صورت جداگانه و یا در بخش ملحقات شاهنامه ها، انتشار یافته که مبنای همه این چاپ ها، همان چاپ کلکته بوده است. امّا روایت کوتاه داستان کک کوه زاد تاکنون پیرایش و تصحیح نشده است. در این مقاله پس از معرّفی روایت کوتاه این داستان که با عنوان «کک کوه زاد نامه» از آن نام می بریم، به بررسی چهره اسطوره ای کک کوه زاد می پردازیم. سپس با آوردن شواهدی چند، نشان می دهیم که روایت کوتاه نبرد رستم با کک کوه زاد، از روایت بلند آن کهن تر و متقدّم تر است.
مقاله به زبان عربی: شیوه روایی گفته های داستانی در ادبیات پایداری فلسطین (بررسی موردی رمان باب الساحة) (أسالیب الکلام السردی فی أدب المقاومة الفلسطینی روایة ""باب الساحة"" أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوه های روایت داستان، به مطالعه رابطه میان راوی و شخصیت ها می پردازد و ابزار مهمی برای انتقال سخنان و اندیشه های شخصیت ها به خواننده است که از خلال آن ها، خواننده به فضای داستان وارد می شود. این شیوه ها بر اساس میزان سیطره راوی یا شخصیت ها به پنج گونه مستقیم، غیرمستقیم، مستقیم آزاد، غیرمستقیم آزاد و گزارش سخنان و اندیشه ها تقسیم می شود.
مقاله پیش رو به شیوه توصیفی تحلیلی و ضمن ارائه جامعه آماری کامل از سخنان شخصیت ها، به مطالعه شیوه های مختلف بازنمایی سخنان رمان ""باب الساحة"" (1990م) نوشته سحر خلیفه می پردازد.
یافته های پژوهش گویای آن است که روایت گر برای ترسیم اوضاع جامعه فلسطین و مشکلات زنان این کشور، در سال های آغازین انتفاضه، از تمام گونه های بازنمایی سخنان استفاده نموده است؛ اما شیوه های سخن مستقیم، گزارش سخنان و سخن مستقیم آزاد بیش ترین کاربرد را در رمان دارد. روایت گر با به کارگیری سخن مستقیم و مستقیم آزاد به شخصیت ها اجازه داده، مستقیم با خواننده ارتباط برقرار نموده و آن ها را از دغدغه های فکری، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ... خود آگاه نمایند. به کارگیری این تکنیک ها، روایت گر را در ترسیم ابعاد مختلف زندگی و مشکلات زنان فلسطینی یاری نموده است.
مقایسة بازتاب جهان بینی هندواروپایی در شاهنامة فردوسی و حماسة قرقیزی ماناس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«جهانبینی هندواروپایی» به دلایل غنای محتوایی و ادبی آن از دیرباز، بازتاب چشمگیری در شکل گیری متون نظم و نثر فارسی داشته و آثار بسیاری را از جنبههای مختلف تحت تأثیر قرار داده است؛ بهگونهای که آثار برجستهای چون شاهنامة فردوسی و حماسة قرقیزی ماناس از کهنالگوهای آن بهره بردهاند. هدف اصلی این مقاله، بررسی تأثیر پذیری دو متن حماسی شاهنامه و ماناس از این جهان بینی است؛ به این منظور، براساس نظریة «سه کنشِ ژرژ دومزیل» رفتار قهرمانان هر دو اثر، بررسی و توصیف شده است. پژوهش حاضر نشان میدهد سه کنشی که در این نظریه مورد تأکید قرار میگیرد، در تمام سطوح داستانهای این دو حماسه به کار رفته است؛ بنیاد نظریة «سه کنش»، بر تقابل و هماهنگی نیروهای دوگانه نهاده شده، همان گونه که پایة اصلی تفکر شاهنامه و ماناس نیز براساس مبارزة خیر و شر قرار گرفته است که جلوههای آن را در قهرمانانی چون سیاوش/ رستم (در شاهنامه) و ماناس/ باکایی (در ماناس) بهخوبی میتوان دید. قهرمان اول، نمونه ای از خرد، روشنفکری، رستگاری، حمایت، اراده، کمک و آرامش است که بهصورت پیری فرزانه در هنگام ناتوانی قهرمان دوم ظاهر میشود تا او را از مخمصه برهاند. قهرمان دوم نیز نماد خشونت، سختگیری، خونگرمی و جنگجویی است که در عین حال نظام عناصر اربعه را تنظیم میکند و با نیروی جسمانی و روانی خود بهزندگی مردم صلح و سامان میبخشد.
کمرنگی عنصر حماسه در فرامرزنامه و عوامل آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضل تقدّم با کیست؟ صفی علی شاه اصفهانی یا عمّان سامانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مثنوی گنجینه الاسرار، اثر ماندگار عمّان سامانی یکی از شاهکارهای ادب عرفانی در حوزه ادبیات عاشورایی است. این مثنوی گران سنگ، در بیش از 800 بیت و در بحر رمل مسدّس محذوف با نگاهی عرفانی به حوادث کربلا به رشته نظم کشیده شده است که در این زمینه از شهرت و اعتبار خاصّی برخوردار شده است. از طرفی دیگر، مثنوی زبده الاسرار صفی علی شاه اصفهانی نیز با همین درون مایه و در همین وزن در بیش از 4500 بیت، اندکی پیش از گنجینه الاسرار عمّان سامانی سروده شده است. با توجه به تقدّم زمانی سرایش زبدهالاسرار نسبت به گنجینه الاسرار و تقدّم ارزشمندی و ماندگاری گنجینه الاسرار بر همه آثار عرفانی عاشورایی خلق شده پیش و پس از خود؛ این مقاله کوشیده است تا با مقایسه نگاه عرفانی و اندیشه این دو شاعر هم روزگار به موضوع واحد، این نتیجه را اثبات نماید که عمّان سامانی در خلق اثر ماندگار و بی نظیر خویش تحت تأثیر و تقلید زبدهالاسرار صفی علی شاه بوده است و در بیان هر یک از شخصیت های عاشورایی، کلیّت مفهوم را از صفی علی شاه وام گرفته و با زبانی تازه تر آن را پرورانده و در نهایت ایجاز و در قالب واژگانی که رنگ و بوی مرثیه دارند، آن را بازگفته است. هم چنین این مقاله این نکته را با آوردن شواهد نشان می دهد که عمّان سامانی ضمن روایت هر شخصیّت، عیناً به نقل موضوع، بیت، یا اندیشه های عرفانی مطرح شده در زبدهالاسرار پرداخته از اشعار و اندیشه صفی علی شاه، هم در لفظ و هم در معنی بهره فراوان جسته است.
بررسی ارجاع مشارکین در هفت خوان رستم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان ها شیوه های گوناگونی از ارجاع را در نشان دادن مشارکین روایت ها بهکار می گیرند. این شیوه ها می توانند شامل حذف کامل مرجع، ارجاع تلویحی به صورت تصریف فعلی، بهکارگیری ضمایر منفصل و در نهایت بهکارگیری گروه اسمی کامل باشند. این ابزارهای گفتمانی با نیت نویسنده در نشان دادن موقعیت مشارکین و تأکید بر وقایعی خاص مرتبط اند. پژوهش حاضر براساس الگوی لوینسون، فراوانی بهکارگیری شیوه های گوناگون ارجاع مشارکین، روش های معرفی مشارکین اصلی و فرعی و همچنین چگونگی تأکید بر معرفی مشارکین داستان هفت خوان رستم را در شاهنامه بررسی و تحلیل می کند. براساس یافته های این پژوهش، فراوانی ارجاع مشارک اصلی بیشتر با تصریف فعلی، و فراوانی ارجاع مشارک فرعی بیشتر با گروه اسمی در هفت خوان رستم مشاهده شده است. افزون بر این، ضمایر متصل نیز به طور قابل ملاحظه ای برای ارجاع به مشارکین اصلی و فرعی به کار رفته اند.
تصویرپردازی شعری در شعر عاشورایی فارسی و عربی (تصویر استعاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویرپردازی یکی ازمباحث اساسی زیباییشناسی در کلام است که از دیر باز مورد توجه اهل ذوق و فن بوده است. شاعران، تصویر را جزء جدایی ناپذیر شعر خود می دانستند و ناقدان از این منظر به تحلیل و ارزیابی آثار ادبی پرداختند. نقد تصویری، به ویژه در دوران معاصر، بسیار مورد توجه اهل ادب قرار گرفته است.
از طرفی شعر عاشورایی به عنوان بخش عظیمی از میراث ادبیات متعهد ملل همواره تصویرگر عاشورا بوده و هست. این هنر ادبی همواره با شکل و محتوا به دنبال ترسیم زیبا و در عین حال روشن حوادث و آرمان های این نهضت عظیم بوده است.
روشن کردن این بخش از زیبایی های ادبی در شعر عاشورایی معاصر هدفی است که در این پژوهش تلاش می کنیم با در پیش گرفتن روش توصیفی- تحلیلی و براساس اصول مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی و از طریق بررسی شعر بیش از چهل شاعر از شاعران صد سال اخیر دو ملت، به آن دست یابیم؛ لذا پس از استخراج تصویرهای استعاری از اشعار گزیده شدة دو زبان که به میزان برابر از دو شعر انتخاب شده اند، از جدول ها و نمودارهای مورد نیاز استفاده کردیم تا خواننده دیدی آماری نیز به دست آورد.
وسعت و تنوع تصاویر در شعر فارسی، ابتکار و نوآوری و ارائة تصاویر جدید در این زبان بیش از شعر عربی، حضور برجستة عناصر عاشقانه و عارفانه در شعر عاشورایی فارسی و تنوع و گستردگی عناصر تشکیل دهندة تصاویر در شعر فارسی، بخشی از نتایج این پژوهش به شمار می روند.
مقایسه تطبیقی دو حمله حیدری راجی کرمانی و باذل مشهدی
حوزههای تخصصی: