تأملی در مفهوم «نام» به مثابه «سرچشمه زبان» در شعر فارسی
منبع:
پازند سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶ و ۶۷
97 - 114
حوزههای تخصصی:
فردوسی در آغاز شاهنامه تعبیر تأملبرانگیز «خداوند نام» را در کنار «جان و خرد و جای» بهکار برده است. تعبیری که با وجود شرحهای گوناگون جای تبیینی منسجم و غیرتأویلی از آن خالی است. مسئله اصلی پژوهش واکاوی جایگاه مفهومیِ زبانی و معرفتشناختی واژه «نام» در این بیت بنیادین است؛ با تمرکز بر این پرسش که چرا در میان همه مقولات زبانی «نام» به عنوان عنصر آغازین و محوری مورد اشاره قرار گرفته است و چه معنایی در پس این انتخاب نهفته است. در نخستین گام، تفسیرهای ارائهشده از سوی شارحان و شاهنامهپژوهان برجسته گردآوری و معرفی شده است. سپس مقاله با اتخاذ رویکردی توصیفی، تحلیلی و تبیینی و با بهرهگیری از نظریههای بینارشتهای به ویژه نظریه سرنمونگرایی در زبانشناسی شناختی و انگارههای کهنالگویی زبان در اسطورههای ملل، دیدگاه نو و نظاممندی در این باره عرضه میکند. زبان در باور اقوام کهن پدیدهای مقدّس، آنی و آسمانی تلقی میشده و «نام» نخستین جلوه این قدرت قدسی بوده است. از نگاه اساطیری زبان موهبت خدایان است که با فرایند نامگذاری آغاز شده است. در متون مقدس مانند تورات و قرآن نیز آموزش «نامها» تمایز با فرشتگان معرفی شده است. تحلیل شناختی زبان نیز نشان میدهد که «نام» در فرایند اکتساب زبان توسط کودک و در سیرِ تکاملِ زبان، نقش سرنمون و مقدم بر سایر مقولات دارد. انسان، نخست پیش از هرگونه فعل و ساختار نحوی به نامگذاری اشیاء پیرامون پرداخت و بر پایه آن زبان را توسعه بخشید. از اینرو تعبیر «خداوند نام» نزد فردوسی یعنی خداوندی که زبان را آفریده است.