۱.
در حوزه نشانه شناسی، اسامی و نام ها تحت شرایط و ویژگی های خاص قرار دارند. از طرفی بر اساس کارکرد آنها به اشخاص و افراد ارجاع داده می شوند و از طرف دیگر بر اساس منشاء پیدایش آنها یعنی نامگذاری خانواده در دوران های تاریخی حفظ و تا به امروز در گنجینه لغات مردمی و حافظه تاریخی یک ملت نگهداری می شوند. این تأثیر دوگانه در کاربرد تاریخی نشانه گذاری اصل و نسب سرچشمه غنی برای تحقیقات زبان شناسی اجتماعی و دیگر رشته های مرتبط مانند تاریخ نگاری، مردم شناسی و حتی جرم شناسی از کارایی بالایی برخوردار است و تثبیت نام ها برای افراد جامعه، تحقیقات میان رشته ای جامعه و زبان یعنی واژگان نگاری مردمی را امکان پذیر می سازد. زبان شناسان آلمانی تا سال 2023 بررسی های دستوری نام های خانوادگی در آثار زبان شناسی به ویژه در آواشناسی و واج شناسی و تغییرات و دگرگونی های ساختواژی را به ثبت رساندند. این اطلاعات در حوزه واژه شناسی، واژگان قاموسی و پراکندگی و تنوع زبانی، جمع آوری شده و از نظر تصریف، اشتقاق و اسامی مرکب و نیز دیگر اجزاء صرفی و نحوی و حتی اقتباس از زبان های یونانی و لاتین، بررسی شده اند. در این مقاله بر اساس الگوی «طرح اطلس نام های خانوادگی زبان آلمانی» پیشنهاد می گردد که «طرح اطلس نام های خانوادگی ایرانی» همزمان با «طرح اطلس زبان های ایرانی» که در پژوهشکده زبان شناسی وزارت میراث فرهنگی در دست انجام است، به اجرا درآید و نیز با تحلیل اطلاعات جمع آوری شده، نقشه های مفهومی (اینفوگرافیک) اسامی استخراج گردد و در دسترس پژوهشگران زبان شناسی اجتماعی و جمعیت شناسی و دیگر رشته های مرتبط قرار گیرد.
۲.
تاریخچه شکل یابی و تحول تاریخی نامگذاری همواره بخش مهمی از تاریخ فرهنگ، اندیشه و طرز تفکر یک جامعه است. این پژوهش علاوه بر مطالعات اجتماعی، در زمینههای ژنتیکی و پزشکی نیز کاربرد دارد و به تغییراتی که به دنبال مهاجرتها و کوچ اقوام روی میدهد اشاره دارد. علاوه بر علم نامشناسی، پژوهش درباره اسامی مؤنث یا اسمگذاری براساس نسب مادری[1] در آینه تاریخ حقوقیـ اجتماعی نیز شایان توجه است. بررسی و بحث درباره پیدایش نامهای خانوادگی در قرون وسطی نشان میدهد که زنها نیز همانند مردان در حرفه ها و مشاغل مختلف کار میکردند، با این وجود همواره در سایه نامهای بزرگ و مردان قرار داشتند و اغلب ناشناس ماندهاند. هدف از نوشتار حاضر شناخت دلایل نامگذاری مؤنث (بر اساس نسب مادری) و ریشهشناسی آثاری از چندین نام خانوادگی مونث در زبان آلمانی است.
۳.
در پژوهش حاضر قصد بر آن است تا با نگاهی به نامهای امامان معصوم و خلفای راشدین در 50 سال گذشته در شهرستان بوکان نشان داده شود که مردم بوکان نسبت به امامان معصوم، در کنار خلفای راشدین، همواره ارادت داشتهاند. تغییر و تحولات در نامگذاری کودکان نه تنها پدیدهای ساده نیست بلکه نشان از تغییر در شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد. هدف در پژوهش حاضر، طی بررسی تغییر و تحول نامگذاری کودکان بر اساس نام امامان و خلفا، پاسخ به این سوالات است که در 50 سال گذشته چه تغییراتی در حوزه انتخاب نام امامان و خلفا برای کودکان رخ داده است؟ آیا این تغییرات در مورد نام «محمد» نیز صادق است؟ این تغییر و تحول چگونه شرایط اجتماعی هر دهه را بازتاب میدهند؟ با استفاده از دادههای ثبت احوال ابتدا فراوانی نامهای امامان و خلفا در دهههای مختلف در جداول مربوطه وارد میشود و بر اساس این دادهها نمودارهای مرتبط طراحی شده و دادهها تحلیل میشوند. تغییرات نامگذاری کودکان در پرتو تغییر و تحولات اجتماعی در برخی از شهرها انجام شده بود و جای خالی پژوهشی دینی که نشان دهد مردمان اهل تسنن به امامان معصوم ارادت دارند و تغییر در انتخاب نام در مورد خلفا نیز بوده است، احساس میشد و این پژوهش تلاشی برای رفع این کاستی است.
۴.
دوگانهها تمایزهایی دوارزشیاند که به سادهسازی امور کمک میکنند و صورتبندی مفاهیم علمی را تسهیل میسازند. در زبانشناسی کمتر کسی است که با تقابلهایی نظیر «زبان»/ «گفتار» یا «توانش»/«کنش» آشنا نباشد. در این پژوهش دوگانهای بنیادی موسوم به«اطلاعرسانی»/«نمادپردازی» در حوزه چشمانداز زبانی به روش تحلیل محتوایی کمی بررسی میشود. در این حوزه هر نشانه زبانی بر حسب کارکرد آن در یکی از طبقات فوقالذکر جای میگیرد. مطابق با این رویکرد، هر نشانه زبانی یا کارکرد اطلاعرسانی دارد یا نقش نمادین را ایفا میکند. برای مثال، جاینام «عینک تجریش» کارکرد اطلاعی و جاینام «غذای آریایی» به واسطه اشاره به تاریخ ایران و تمدن «آریایی» نقش نمادین دارد. به منظور ارزیابی این دوگانه در فضای عمومی تهران، جاینامهای سه محله در شمال (تجریش)، مرکز (هفتتیر) و جنوب(خزانه) مدنظر قرار گرفت. پس از گردآوری نشانههای زبانی، 2447 جاینام شهری به مثابه داده پژوهش شناسایی شدند. طبقهبندی دادهها نشان داد که از کل جاینامهای استخراجشده، 852 نشانه (8/34 درصد) کارکرد صرفاً اطلاعی و 1595 جاینام (1/65 درصد) کارکرد ترکیبیِ اطلاعی- نمادین دارد. تأمل در دادهها نشان داد که بنابر هویت وجودیشان، هیچ جاینامی به طور مطلق نمادین نیست و در هر جاینامی درجهای از اطلاعرسانی وجود دارد. از سوی دیگر، از آنجا که حدود دو سوم نشانهها کارکرد نمادین دارند، میتوان اصالت دوگانه مورد بحث را به چالش کشید. این مطالعه، مخاطب را به تأمل در خصوص سایر دوگانههای به ظاهر تثبیتیافته در علوم ترغیب میکند.
۵.
این مقاله نسخه کامل مقدمهای برای بخش نامهای ایرانی از ویراست دوم یک فرهنگ بزرگ (پنج جلدی) تالیف پاتریک هنکس و همکاران با عنوان A Dictionary of American Family Names از انتشارات دانشگاه آکسفورد در سال ۲۰۲۲ است. در پیشگفتاری که برای هر گروه از نامهای زبانهای گوناگون با هدف آگاهی دادن به مخاطبان انگلیسیزبان آمده، پس از معرفی کلی آن زبان، نامهای خانوادگی پربسامد آن در کشور آمریکا بر پایه منشاء و ساختارشان دستهبندی و با نمونههائی توصیف شدهاند. ازآنجاکه بسیاری از نامهای ایرانی وامگرفته از زبان عربی با دگرگونیهای آوائی و ساختواژی، «فارسی» شدهاند، شایسته است که با مقایسه دستگاههای آوائی دو زبان، فرایندهای فارسیسازی نامهای ایرانی با نمونههائی نشانداده شوند. یادآور میشود که فهرست نامها براساس آمار سال ۲۰۱۰ ایالات متحده و با بسامد بیش از ۳۰۰ فراهم آمده و در مواردی که نامی اهمیت تاریخی داشته، تا بسامد ۱۰۰ نیز درنظر گرفته شده است.
۶.
انتخاب نام یا عنوان برای یک برنامه، از مراحل مهم فرایند برنامهسازی در صدا و سیما و یکی از تاثیرگذارترین عوامل در جذب مخاطب است. استفاده از زبان محلی در نامگذاری برنامهها که به عنوان جزئی از موضوع کلی کاربرد زبانهای محلی در صدا و سیما نقش مهمی در جذب مخاطب دارد همواره با چالشهایی روبرو بوده است. عوامل متعددی نظیر تجربه، دانش و ... در نامگذاری برنامهها تاثیرگذارند که میتوان بسیاری از آنها را با توجه به مؤلفههای مطرح در دانش زبانشناسی، شناسایی و طبقهبندی کرد. ذاکر (1390) با الگوبرداری از دو نظریه دور (2003) و ایفانتیدو (2008)، معیارهایی برای بررسی عناوین برنامههای نمایشی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ارائه داده که چارچوب اصلی پژوهش حاضر برای مطالعه عوامل جذابیت نام برنامه در عناوین محلی برنامههای صدا و سیمای شبکه مازندران، قرار گرفته است. بررسی عناوین مازندرانی برنامههای این شبکه در یک دوره پنجساله نشان میدهد میزان کاربرد زبان مازندرانی در نامگذاری برنامهها در مقایسه با فارسی بسیار کمتر است. همچنین در نامگذاری برنامهها به زبان محلی، مولفههای بینامتنیت بیشتر از مولفههای برجستهسازی عناوین، مورد توجه برنامهسازان قرار گرفته است.
۷.
فردوسی در آغاز شاهنامه تعبیر تأملبرانگیز «خداوند نام» را در کنار «جان و خرد و جای» بهکار برده است. تعبیری که با وجود شرحهای گوناگون جای تبیینی منسجم و غیرتأویلی از آن خالی است. مسئله اصلی پژوهش واکاوی جایگاه مفهومیِ زبانی و معرفتشناختی واژه «نام» در این بیت بنیادین است؛ با تمرکز بر این پرسش که چرا در میان همه مقولات زبانی «نام» به عنوان عنصر آغازین و محوری مورد اشاره قرار گرفته است و چه معنایی در پس این انتخاب نهفته است. در نخستین گام، تفسیرهای ارائهشده از سوی شارحان و شاهنامهپژوهان برجسته گردآوری و معرفی شده است. سپس مقاله با اتخاذ رویکردی توصیفی، تحلیلی و تبیینی و با بهرهگیری از نظریههای بینارشتهای به ویژه نظریه سرنمونگرایی در زبانشناسی شناختی و انگارههای کهنالگویی زبان در اسطورههای ملل، دیدگاه نو و نظاممندی در این باره عرضه میکند. زبان در باور اقوام کهن پدیدهای مقدّس، آنی و آسمانی تلقی میشده و «نام» نخستین جلوه این قدرت قدسی بوده است. از نگاه اساطیری زبان موهبت خدایان است که با فرایند نامگذاری آغاز شده است. در متون مقدس مانند تورات و قرآن نیز آموزش «نامها» تمایز با فرشتگان معرفی شده است. تحلیل شناختی زبان نیز نشان میدهد که «نام» در فرایند اکتساب زبان توسط کودک و در سیرِ تکاملِ زبان، نقش سرنمون و مقدم بر سایر مقولات دارد. انسان، نخست پیش از هرگونه فعل و ساختار نحوی به نامگذاری اشیاء پیرامون پرداخت و بر پایه آن زبان را توسعه بخشید. از اینرو تعبیر «خداوند نام» نزد فردوسی یعنی خداوندی که زبان را آفریده است.
۸.
در این مقاله نظام نامگذاری در زبان اشاره ایرانی بررسی و نشان داده میشود که نامها در جوامع ناشنوا، به ویژه جامعه ناشنوای ایران، نه تنها ابزارهای زبانی بلکه حامل هویت، فرهنگ و روایتهای اجتماعیاند. نامها ممکن است نمایانگر داستانهای زندگی، وابستگیهای اجتماعی، یا حتی نقدهای فرهنگی باشند. نویسندگان، با تکیه بر دانش زبانی و زبانشناختی و همچنین تجربیات فرهنگی خود، دو حوزه اصلی را تحلیل میکنند: نام اشخاص و جاینامها (نام مکانها). در بخش نخست، انواع مختلف نامهای اشارهای افراد معرفی میشود، که بر اساس ویژگیهای ظاهری، شخصیتی، شغلی، لباس یا حروف الفبای نام گفتاری شکل میگیرند. بر خلاف بسیاری از زبانهای اشاره دیگر که در این حوزه مطالعه شدهاند، در زبان اشاره ایرانی استفاده از الفبای دستی برای نامگذاری محدود است. بخش دوم، به جاینامها در زبان اشاره ایرانی اختصاص دارد؛ این نامها اغلب توصیفی هستند و به محصولات محلی، ویژگیهای فرهنگی، تاریخی یا جغرافیایی هر مکان ارجاع دارند. جاینامها نیز همانند نام افراد، بازتابی از حافظه جمعی و هویت فرهنگی جامعه ناشنوا هستند. در نهایت، مقاله تاکید میکند که نامها در زبان اشاره ایرانی مستقل از زبانهای گفتاری و نوشتاری شکل میگیرند و بیشتر در بستر فرهنگی-اجتماعی جامعه ناشنوا معنا مییابند.