فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۲۲۱ تا ۷٬۲۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی اثر شیوه ارائه محتوا و جنسیت فراگیران بر حافظه کوتاه مدت در فرایند یادگیری واژگان از طریق تلفن همراه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به شواهد موجود مبنی بر اثر پذیری حافظه کوتاه مدت فراگیران از شیوه ارائه محتوای آموزشی، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازنمایی نوشتاری و تصویری واژگان زبان انگلیسی بر حافظه کوتاه مدت فراگیران فارسی زبانی انجام شده است که زبان انگلیسی را به عنوان زبان خارجی فرا گرفته اند؛ همچنین بررسی تأثیر جنسیت فراگیران بر یادگیری، از دیگر هدف های این پژوهش است؛ بدین منظور، فراگیران فارسی زبان را با استفاده از آزمون های سنجش توان حافظه کوتاه مدت بصری و کلامی، به چهار گروه و اعضای هر گروه را به دو دسته زن و مرد تقسیم کرده ایم؛ همچنین محتوای آموزشی را به شیوه های متفاوت (بدون پیوست و با پیوست های نوشتاری و تصویری) مناسب برای عرضه بر روی تلفن همراه طراحی و با بهره گیری از فناوری بلوتوث، برای آنان ارسال کرده ایم. در پایان، میزان آموخته های فراگیران را با استفاده از آزمون های تشخیصی و یادآوری ارزیابی کرده ایم. بر اساس تحلیل نتایج حاصل از عمل کرد فراگیران در آزمون های تشخیصی و یادآوری مشخص شد فراگیران با حافظه های بصری یا کلامی قوی، محتوای آموزشی حاوی پیوست و فراگیران با توان حافظه های بصری و کلامی ضعیف، محتوای بدون پیوست را بهتر یاد می گیرند. این نتیجه، حاکی از رابطه نزدیک حافظه کوتاه مدت و شیوه ارائه محتوای آموزشی بود؛ اما نتایج، بیانگر تأثیر بسیار ناچیز جنسیت فراگیران بر حافظه کوتاه مدت آنان در فرایند یادگیری واژگان در مقایسه با شیوه ارائه محتوا بود.
بررسی رابطه بین فرهنگ و ابعاد شناختی یادگیری گروهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است تا در راستای نیل به الگوی بافت محور آموزش و پرورش، به عنوان ضرورتی برای توسعه پایدار، نقش فرهنگ را در یکی از مهمترین روش های تدریس یعنی یادگیری گروهی بررسی و واکاوی کند. بدین منظور شرکت کنندگان در پژوهش که با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند، به ترتیب به دو پرسشنامه پیرامون شاخص های فرهنگی و یادگیری گروهی پاسخ دادند. در این پژوهش برای پایایی از شاخص پایایی گویه راش، برای روایی از تحلیل عامل تأکیدی به همراه شاخص برازش راش، و برای تحلیل داده ها از رگرسیون چندگانه استفاده شد.. نتایج تحلیل از یک سو نشان داد که عدم تطابق فرهنگی می تواند ابعاد شناختی یادگیری گروهی را به طور معنی داری متاثر سازد و بدین جهت کارامدی یادگیری گروهی را تحت الشعاع خود قرار دهد. از سوی دیگر دریافتیم که این تأثیر چندان بزرگ نیست که به بهانه ای برای عدم استفاده از یادگیری گروهی تبدیل شود. این یافته ها بر لزوم توجه به آموزش بافت محور معلمان برای اجرای کارامد یادگیری گروهی صحه می گذارند.
مقایسه کنش های گفتار در پیامک های فارسیِ زنان و مردانِ جوان بر اساس طبقه بندیِ سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیامک، به عنوان یکی از جدیدترین و در عین حال پرکاربردترین ابزارهای ارتباطیِ امروز، به سرعت در حال نفوذ در فرهنگ رسانه ایِ جوامع مختلف است و تحلیلِ متنِ پیامک ها، از دیدگاه های زبانی و کاربردشناختی، می تواند برخی زوایای پنهانِ هویت فرهنگیِ گروه های مختلف را برای پژوهشگران آشکار سازد. مقاله حاضر به تحلیل کنش های گفتار، بر اساس دسته بندیِ سرل، در 400 پیامک فارسی در دو گروه مساوی از دانشجویانِ زن و مرد بین سنین 17 تا 27 سال می پردازد. نتایج نشان داد که هرچند ترتیبِ فراوانیِ انواع کنش های گفتار در هر دو گروه تقریباً مشابه است، میزان کاربرد کنش های گفتاری عاطفی، اظهاری و تعهدی در زنان بیشتر از مردان بوده است. در مقابل، مردان نیز از کنش ترغیبی بیشتر از زنان استفاده کرده اند. اهمیتِ یافته ها از این لحاظ است که کاربرد بالاترِ کنش های عاطفی و تعهدی در زنان می تواند حاکی از نگرش ارزش مدار و اخلاق محور ایشان در تعاملاتِ رسمیِ اجتماعی، از طریق ابزارهای رسانه ای، نظیر پیامک، باشد. همچنین بسامد بالای کنش ترغیبی در پیامک های مردان می تواند نشانگر نوعی عمل گرایی و تبادل خواسته ها و توصیه ها و اوامر و نواهیِ مبتنی بر نیازهای کاریِ روزمره قلمداد شود. به دلیل ویژگی های بافتیِ داده های تحقیق، کنش اعلامی در پیامک ها مشاهده نشد.
کاربرد ضمایر شخصی در طبقات الصوفیة خواجه عبدالله انصاری و گویش کهن هرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ضمایر شخصی» یکی از مباحث مهم دستوری زبان فارسی است که بیشتر دستورنویسان و زبان شناسان در آثار خود به آن پرداخته اند و تعاریفی کمابیش مشابه از آن ارائه کرده اند. ضمیرهای شخصی در زبان فارسی دری و بیشتر متون به جا مانده از آن، یکسان به کار رفته اند؛ اما با توجه به وجود برخی اختصاصات زبانی در برخی متون کهن که حاصل تعلق آن ها به دوره ها و حوزه های جغرافیایی و گونه های متفاوت زبانی است، ممکن است ضمایر شخصی نیز تا حدودی در آن ها به شکلی متمایز به کار رفته باشد. هدف از این نوشتار، نشان دادن چگونگی صورت ها و کاربردهای مختلف ضمایر شخصی در طبقات الصوفیه، منشأ هر یک از آن ها و میزان همگونی و ناهمگونی طبقات با دیگر متون کهن است. ضمیرهای شخصی در این متن بیشتر به صورت مشترک با دیگر متون و در برخی موارد به صورتی متفاوت با آن ها به کار رفته اند. در این مقاله کاربرد خاصی از ضمایر شخصی در طبقات و گویش کهن هرات را مورد توجه قرار دادیم و از آن به عنوان «شبه شناسه» یاد کردیم. بیشتر کاربردهای خاص ضمیرهای شخصی، به ویژه ضمایر شبه شناسه در گونة زبانی هرات و متن طبقات، متأثر از فارسی میانه است. این نوشتار از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ شیوة جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است که پس از خوانش دقیق متن طبقات الصوفیه، به روش توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفته است.
Assessing Pragmatics through MDCTs: A Case of Iranian EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Testing pragmatic competence has always posed daunting challenges to researchers and practitioners. As a step to address the gap in pragmatic testing, this paper delineates the procedural stages of developing and validating a context-sensitive Multiple Choice Discourse Completion Test (MDCT). Following a unitary view of validity, tenable argument and empirical evidence was accumulated to support the construct validity of the test. While 136 advanced learners of English took the developed test, it exhibited reasonable internal consistency (α= .72). Furthermore, the results of correlational studies revealed acceptable association between the scores of this MDCT with both a written version of the same test and a previously validated test of pragmatics from the literature endorsing its concurrent validity. Also, the MDCT proved efficient in differentiating between native speakers and EFL learners as suggested by the results of an independent samples t-test. Finally, a pretest-posttest experimental study with 26 intermediate EFL learners was designed to check the sensitivity of the test towards developments in learners’ interlanguage after which a t-test analysis corroborated the construct validity of the test. This array of evidence denotes that the suggested MDCT can be reliably used in EFL contexts as a valid measure of pragmatic competence.
L2 Learners' Vocabulary Learning: Differential Effect(s) of Comprehension-Based vs. Production-Based Proactive/Reactive Focus on Form(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aims to compare the effects of four types of FFI on second language vocabulary learning. To do so, the study adopted a quasi-experimental pretest-posttest design, including five groups, each receiving a distinct treatment. The participants were 80 fourth-grade male students ranging in age from 17 to 19. Before the treatment phase, the participants took a researcher-made test of vocabulary as a pretest which was meant to measure the participants’ prior knowledge about the target words. After the treatment phase, the participants took a researcher-made test of vocabulary as posttest to measure the students' achievement of the target words. Independent samples t-test and one-way ANOVA were run to analyze the scores from the pretest and the posttest. The results indicated that there was no statistically significant difference between proactive and reactive FonF in the comprehension mode in terms of promoting vocabulary learning. There was also no statistically significant difference between these two forms of FonF in the production mode in terms of promoting vocabulary learning. However, there was a statistically significant difference between the comprehension-based and production-based FonF in enhancing vocabulary learning. These results extend the positive effect of FFI to L2 vocabulary teaching/learning.
پیش فعل های ایرانی باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گویشورِ ایرانیِ باستان، با افزودنِ پیش فعل به فعل، معنیِ آن را کرانمند می کرده و بدین گونه پیامِ خود را دقیق تر بیان می کرده است. آنچه در این زمینه در منبع ها دیده می شود چنان اندک و نارساست که ساخت، کارکرد و پیشینه پیش فعل ها را برای ما روشن نمی کند. دستورِ کارِ این نوشته، شناساییِ بیست پیش فعلِ ایرانیِ باستان به همراه ریخت های گوناگونِ آنها و بررسیِ بسامدِ کاربردیِ این پیش فعل هاست. همچنین کوشیده شده است تا نارسایی هایی که در زمینه ساخت، کارکرد و ریشه هندواروپاییِ آنها دیده می شود، برطرف شود. در این بررسی روشن می شود که پیشوندِ فعلی نامیدنِ پیش فعل ها در اوستا از دیدِ ساخت شناختی نادرست است. دیگر اینکه پیش فعل ها بازمانده های گروهی از قیدهای اداتی هندواروپاییِ آغازین هستند که در زبان های ایرانیِ باستان کارکردِ پیش فعلی به دست آورده اند و از این پس، معنیِ فعلی را که با آن پیوند می خورند ویرایش و کرانمند می کنند.
رابطه منبع کنترل، اضطراب امتحان و جنسیت با عمل کرد شنیداری در دانشجویان ایرانی زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، رابطه منبع کنترل، اضطراب امتحان، و جنسیت را با عمل کرد شنیداری دانشجویان ایرانی زبان انگلیسی بررسی کرده ایم. شرکت کنندگان در این تحقیق، 96 نفر از دانشجویان زبان انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم شهر با مهارت شنیداری ای در سطح متوسط بودند که واحد گفت و شنود را می گذراندند. نخست، این دانشجویان در آزمون تافل 2003 شرکت کردند و سپس بر اساس پرسش نامه منبع کنترل راتر (1966 به نقل از وادل، 1998)، به دو گروه با منبع کنترل درونی و منبع کنترل بیرونی تقسیم شدند؛ همچنین بر اساس پرسش نامه اضطراب امتحان ساراسن ( 1975 به نقل از اینامی، 2006)، در سه گروه با درجه های مختلف اضطراب (زیاد، متوسط و کم) آزموده شدند. نتایج تحقیق، بیانگر آن است که دانشجویان ایرانی زبان انگلیسی با منبع کنترل درونی، در مقایسه با دانشجویان ایرانی زبان انگلیسی با منبع کنترل بیرونی، در امتحان مهارت شنیداری زبان انگلیسی، عمل کردی بهتر دارند و جنسیت بر رابطه عمل کرد آن ها با منبع کنترل درونی و بیرونی و نیز امتحان مهارت شنیداری زبان انگلیسی، اثری ندارد؛ همچنین دانشجویان ایرانی زبان انگلیسی با سطح اضطراب کم، در امتحان، عمل کردی بهتر از دانشجویان با سطح اضطراب بالا و متوسط دارند و جنسیت بر رابطه اضطراب امتحان (زیاد، متوسط، کم) و عمل کرد آن ها در امتحان مهارت شنیداری، اثری ندارد.
بررسی ویژگی های ممیز مقولات نقشی: آغازگر، مبتدا و کانون در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد و معرفی کتاب: فرهنگ توصیفیِ آسیب شناسیِ گفتار و زبان (انگلیسی- فارسی)، رضا نیلی پور و دستیاران، ویراستار علمی: حیات عامری. تهران: انتشارات فرهنگ معاصر، 1392
حوزههای تخصصی:
دست یابی به زبانی مشترک، در عرصة علم، از اهدافی است که متولیان امر آموزش و پژوهش درپی آنند (یوسفی، 1383). آنها بر آنند تا خوانندگان و کاربرانِ متون علمی، به دور از هرگونه ابهام، در درکِ مشترکی از مفاهیم سهیم، و با آگاهی بیشتری آنها را به کار گیرند. واژه نامه ها و فرهنگ ها از مهم ترین منابعی هستند که می توانند در امر تحقق این هدف، مؤثر واقع شوند (بیجن خان، 1391: 4- 1). فرهنگ ها با اهداف متفاوتی تولید می شوند (معین، 1353: 46) و یکی از انواع آنها، فرهنگ توصیفیِ تخصصی است که دربرگیرندة اصطلاحات فنی و تخصصی و متداول در یک یا چند حوزة مختلف اما مرتبط با هم است. هر فرهنگ، مخاطبانِ خاص خود را دارد و تدوین آن حاصل کار مشترک و نظام مند گروهی از متخصصان در حوزه های مربوطه است (ریچارد و دیگران، 1372: یادداشت مترجمان) مؤلفانِ فرهنگ توصیفی تلاش می کنند با به کارگیریِ کم ترین تعدادِ جمله یا عبارت، توصیفی بسنده و جامع برای هر اصطلاح به دست دهند.
ساخت های اسنادی شدة زبان فارسی در ترازوی نظریه های نحوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به طور کلی ساخت های اسنادی شده ساخت های نحوی نشانداری هستند که یک گزارة منطقی ساده را توسط دو بند بازنمایی می کنند. ارتباط این ساخت ها با ساخت های پایه ای تر با توجه به چارچوب نظری معین می شود که برای تحلیل به کار می رود. از سوی دیگر مطالعات گشتاری به دنبال این هستند که با استفاده از ویژگی های ساخت های اسنادی شده ساخت زیربنایی آن ها را تعیین کنند. چنانچه جملات اسنادی به عنوان ساخت پایه برای ساخت های اسنادی شده در نظر گرفته شوند، تحلیل از نوع پس گذاری خواهد بود و در صورت مرتبط کردن این ساخت ها با ساخت های اسنادی نشده تحلیل عنصر زاید ارائه می شود. هدف این پژوهش این است که نشان دهد کدام یک از تحلیل های ارائه شده در نظریه های نحوی برای توصیف و تبیین ساخت های اسنادی شدة زبان فارسی مناسب تر هستند؛ بدین منظور ضمن معرفی رویکردهای گوناگون و محک زدن آن ها با داده های زبان فارسی نقاط ضعف و قوت آن ها بیان می شود. در پایان، این مقاله نشان می دهد که رویکردهای گشتاری پس گذاری و عنصر زاید به خوبی از عهدة تبیین این جملات برنمی آیند، زیرا یا رابطة میان سازة اسنادی شده و بند پیرو یا ارتباط درونی سازه های بند پایه را نادیده می گیرند. جملات اسنادی شده نمونه ای از تعامل نحو، معناشناسی، کاربردشناسی و کلام است؛ به سخنی دیگر، تنها نگاه صورت گرایانه به این ساخت نحوی، ویژگی های معناشناختی و کاربردشناختی آن را نادیده می گیرد، در حالی که دستور نقش و ارجاع، نظریه ای است که انگیزش های معناشناختی از جمله وجود رابطة محمول- موضوع و انگیزش های کاربردشناختی زبان- ویژه را مبنای سنجش ساخت های دستوری قرار می دهد.
بررسی تبدیل واکه // به واکه [a] یا [o]در لهجه فردوس در چارچوب نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی دقیق انواع داده ها در لهجه شهر فردوس نشان داد که واکه پسین/A/ در هجای اول واژه های دوهجایی و هجای دوم واژه های سه هجایی طی فرایند «پیشین شدگی» به واکه [- پسین] و کشیده [a] تبدیل می شود. ولی این فرایند در هجای آخر واژه ها رخ نمی دهد. عامل این تبدیل محدودیت نشان داری *[A] و علت عدم رخداد آن در هجای آخرِ واژه ها تسلط محدودیت پایاییِ ضد این تبدیل بر محدودیت نشان داری *[A] است. همچنین، مشخص شد که واکه /A/ در بافت پیش از همخوان خیشومی /m/ به واکه [o] تبدیل می شود. از سویی دیگر، واکه /A/ در بافت پیش از همخوان خیشومی/n/، در هجای ماقبل آخرِ واژه های چندهجایی به واکه [a] و در واژه های تک هجایی و هجای آخر واژه های چندهجایی به واکه [o] تبدیل می شود. افزون بر این، همخوان /n/ در واژه های تک هجایی و هجای آخر واژه های چندهجایی حذف می شود. محدودیت نشان داری *[A]N عامل تبدیل واکه /A/ به واکه [o] در بافت پیش از همخوان های /m/و/n/ است. این محدودیت توالیِ واکه [A] و همخوان خیشومی را مجاز نمی شمارد. هدف این مقاله تحلیل و تبیین دلایل رخداد و دلایل عدم رخداد تبدیل واکه // به واکه [a] یا [o]در بافت های گوناگون در لهجه فردوس در چارچوب نظریه بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 2004/1993) از طریق دست یابی به رتبه بندهای دربرگیرنده از محدودیت های مختلف است.
Rendering Strategies in Culture-Specific Items: Taboo Expressions in IRIB’s Dubbed Hollywood Movies
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۲, Issue ۷, Autumn ۲۰۱۴
23 - 29
حوزههای تخصصی:
Translators face a number of difficulties while translating. Not only translation of cultural elements is of utmost importance in translation studies, but also it is an arduous task for translators, especially in the case of interlingual translation. One of the biggest concerns of audiovisual translators is culture-specific items amongst which taboo expressions are included. This study aimed at investigating the applied strategies in the translation of taboo expressions, from English into Persian, in 5 Hollywood dubbed movies by IRIB; namely, Family Business (1989), Lethal Weapon 3 (1992), Sudden Death (1995), Welcome to Collinwood (2002), and Anacondas (2004). Establishing this research, the original movies were compared with their dubbed Persian versions. Hence, the taboo expressions were extracted and compared with their Persian translations in the dubbed versions. Based on Venuti’s (1995) strategies in translation studies (i.e., domestication and foreignization), the results were interpreted. Analysis of the relevant data indicated χ2 (12, N = 5) = 23.08, p = 0, considering **p ˂ 0.05. Moreover, the “deletion” strategy, with the highest frequency (i.e., 55.97%), was the topmost used strategy in the rendition of the taboo expressions.
بررسی کاربرد فعل ""رفتن"" در گویش مشهدی و زبان انگلیسی: شباهت ها و تفاوت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت گویش مشهدی در مقایسه با دیگر گویش ها، این پژوهش به دنبال بررسی فعل ""رفتن"" به معنای ""شدن"" درگویش مشهدی زبان فارسی و زبان انگلیسی است و به مقایسه کاربرد این فعل با زبان انگلیسی می پردازد. از این رو، نگاهی به نظریه صورت و تحلیل نقش تجربی می اندازد. از دیگر اهداف این پژوهش می توان به بررسی تاثیر متغیرهایی از قبیل سن، جنسیت، سطح تحصیلات و طبقه اجتماعی بر میزان استفاده از فعل رفتن در گویش مشهدی اشاره نمود. به منظور گردآوری داده،300 مکالمه در موقعیت های مختلف از خانم ها و آقایانی با سنین مختلف (13 تا 76 سال)، سطح تحصیلات و شرایط اجتماعی متفاوت (پایین، متوسط و بالا) جمع آوری شد و نتایج به صورت جدول ارائه شد. همچنین، جهت بررسی نگرش افراد به گویش مشهدی و شم زبانی آن ها، ده نفر از افراد مذکور به صورت تصادفی انتخاب شده و مصاحبه ای با آن ها انجام گرفت. مصاحبه شوندگان نیز همچون سایر افراد شرکت کننده، خانم ها و آقایانی از سنین، سطح تحصیلات و شرایط اجتماعی مختلف بودند. جهت گردآوری داده در بخش انگلیسی و بررسی پیکره زبانی از بانک های اطلاعاتی زبان و کتب مرجع استفاده شد.
نقد و بررسی کتاب: فرهنگ اصطلاحات و عبارات رایج فارسی (فارسی – انگلیسی)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ اصطلاحات و عبارات رایج فارسی (فارسی – انگلیسی)، تألیف استاد دکتر محمدرضا باطنی با دستیاری زهرا احمدی نیا در سال 1392 توسط انتشارات فرهنگ معاصر در 1089 صفحه به چاپ رسیده است. در زبان انگلیسی فرهنگ های متعددی وجود دارند که مدخل های آنها به شرح اصطلاحات و ترکیبات زبان اختصاص دارد. فرهنگ اصطلاحات کالینز کوبیلد[1]، فرهنگ اصطلاحات کمبریج[2] و فرهنگ اصطلاحات امریکن هریتیج[3]نمونه هایی از این گونه فرهنگ ها هستند. با توجه به اینکه تعداد این فرهنگ ها در ایران بسیار کمتر از فرهنگ های انگلیسی به فارسی است، انتشار چنین فرهنگی پدیده ای است درخور توجه.
بررسی مقایسه ای ساختار و نقش صفت در زبان های فارسی و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر شباهت ها و تفاوت های مقوله صفت در زبان های فارسی و فرانسه را با توجه به ملاک های ساختواژی و نحوی بررسی می کند. مهم ترین تمایز صفت در زبان فارسی و فرانسه وجود جنس دستوری در زبان فرانسه و عدم وجود آن در زبان فارسی است. صفات در زبان فرانسه در اغلب موارد به لحاظ جایگاه پسین یا پیشین بودن با صفات زبان فارسی مطابقت دارند. برخی صفات زبان فرانسه از جمله صفات ملکی در فارسی معادلی ندارند. از نظر نحوی صفات در هر دوی این زبان ها دارای نقش وصفی و اسنادی هستند. جزء آنکه کاربرد خاصی از صفت، تحت عنوان صفتِapposéدر زبان فرانسه وجود دارد که زبان فارسی فاقد آن است. بیشتر صفات در هر دو زبان دارای ملاک های صوری برای تشخیص آسان هستند. از نظر نحوی صفات در هر دوی این زبان ها دارای نقش وصفی و اسنادی هستند. جزء آنکه کاربرد خاصی از صفت، تحت عنوان صفتِapposéدر زبان فرانسه وجود دارد که زبان فارسی فاقد آن است.
وامواژه های روسی در زبان فارسی و زبان های کرانه جنوبی دریای مازندران: با تکیه بر نام ماهیان دریای مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیرباز میان نواحی شمالی ایران و روسیه، به علت همجواری، روابط مختلف تجاری، نظامی، سیاسی و فرهنگی حاکم بوده و این روابط دو جانبه در نهایت به تاثیر و کنش متقابل زبان های ساکنین این مناطق نیز منجر شده است. از این رو شاهد وامواژه های روسی بسیاری در زبان های کرانه جنوبی دریای مازندران و زبان فارسی هستیم. در این مقاله با تکیه بر فرهنگ های واژگان و تحقیقات میدانی در استان های گیلان و مازندران، فهرستی از وامواژه های روسی در حوزه شیلات و نام ماهیان دریای مازندران تهیه و به بررسی تغییرات آوایی، دستوری، معنایی و ریشه شناسی آن ها در زبان مقصد می پردازیم. حضور این دست از وامواژه های روسی در زبان فارسی، بیشتر در کتب و متون تخصصی و حرفه ای به چشم می آید. در پایان با جمع بندی این تجزیه و تحلیل ها، سعی شده است ویژگی های کلی روند وامگیری مورد بحث تدقیق و معرفی شود.