اقتدار الگوریتمیک و واگرایی از تفکر تاریخی: پیامدهای شناختی و تمدنی یک گسست ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
200 - 222
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال «اقتدار الگوریتمیک» به عنوان یک ساختار قدرتمند، نیروی واسطه و حاکم بر اکوسیستم های دانش ظهور کرده است. این مقاله به تحلیل چالشی بنیادین می پردازد: تضاد ساختاری میان منطق عملیاتی سیستم های اطلاعاتی الگوریتمیک و الزامات شناختی «تفکر تاریخی». تفکر تاریخی، به عنوان یک صلاحیت شناختی حیاتی برای قضاوت انتقادی، خودمختاری شناختی و تداوم آگاهی تمدنی، بر اصولی چون تحلیل زمینه مند، راستی آزمایی منابع، تصدیق متقابل، و درک علیت چندعاملی استوار است. مسئله اصلی این پژوهش آن است که چگونه منطق های ذاتی سیستم های الگوریتمیک، شامل بهینه سازی تعامل، شخصی سازی، ابهام محاسباتی و ساختارهای زمینه زدا به طور نظام مند این اصول شناختی را تضعیف و خنثی می کنند. این پژوهش با اتخاذ رویکردی تحلیلی - مفهومی و از طریق سنتز انتقادی ادبیات میان رشته ای، به تبیین این برخورد می پردازد. یافته کلیدی مقاله این است که فرسایش تفکر تاریخی، نه یک نقص در سواد رسانه ای فردی، بلکه یک پیامد ساختاری جبری از تلاقی آشتی ناپذیر این دو منطق است که در آن عاملیت شناختی انسان در برابر ساختارهای تکنولوژیک به چالش کشیده می شود. این فرسایش با تضعیف خودمختاری فرد در سپهر عمومی، درنهایت، «آگاهی تمدنی» را که بر حافظه جمعی انتقادی بنا شده است به بحران می کشاند.