بحث عمده مقاله این است که رودیارد کیپلینگ شخصیت های مستعمره هند در رمان کیم را به عنوان دیگری و در مقابل شخصیت متمایز شده انگلیسی ترسیم می کند و فورستر نیز بر همین منوال در آثار خود از امپراطوری بریتانیا جانبداری می نماید. با این حال، رمان گذری به هند در راستای رد ارزش های بریتانیایی و شخصیت پردازی هندی ها گام برمی دارد که در قالب تغییر رویکرد نسبت به آشکارسازی واقعیت های امپریالیسم بریتانیا در دوره ای که هند به استقلال نزدیک می شود تجلی یافته است. علی رغم این واقعیت، بازنمایی شخصیت ها در اثر فورستر نیز مانند رمان کیم اثر کیپلینگ غیرواقع گرایانه باقی می ماند. پژوهشگر این مقاله تلاش می کند ثابت نماید در این زمینه هر دو نویسنده تمایلات سیاسی یکسانی دارند. تفاوت آنها تنها در راهبردی است که برای بیان ادبی اثر خود می گزینند. بازخوانی این دو متن ادبی در سایه نظریه های ادوارد سعید ارتباط میان متن و سیاست را فراهم آورده است.
صورت منطقی در دو نظریه متاخر چامسکی نظریه اصل ها و پارامترها وبرنامه کمینه گرا -، سطحی از دستور است که به آن نحو پنهان گفته می شود. این سطح با الگوگیری از منطق محمولات عهده دار تعبیر ساخت هایی نحوی در سطح معنای منطقی است. صورت منطقی برخلاف منطق محمولات مبتنی بر اصل ها و قاعده های نحوی است و به همین دلیل به آن صورت منطقی گفته می شود. صورت منطقی هر چند به تعبیر سازه برحسب دامنه ، می پردازد؛ اما بخش کامل معنایی نیست و معنای نهایی جمله با توجه به عوامل چندگانه معنایی تعیین می شود که صورت منطقی تنها یکی از آن هاست. صورت منطقی دارای دو روش متفاوت تعبیری در نظریه اصل ها و پارامتر ها و برنامه کمینه گراست. این مقاله با بررسی این موضوع در دو زیر بخش جداگانه، چنین نتیجه گیری کرده است که قاعده اصلی در نظریه اصل ها و پارامترها قاعده ارتقاء توانایی تعبیر همه ساخت های دارای سور را ندارد. اما برنامه کمینه گرا علاوه بر اینکه چنین سازه هایی را می تواند تعبیر کند از روش های کمتری هم استفاده می کند؛ بنابراین نسبت به نظریه نخست، کارآمدتر است
در این مقاله در چارچوب دو نظریه وزنی بروس هیز (1981 و 1995) چگونگی ساخته شدن پایه ها از هجاها، و چگونگی ساخته شدن کلمات از پایه ها را در زبان فارسی رسمی و شمرده توصیف کرده ایم، و نیز وضع تکیه واژه را در این زبان مورد بحث قرار داده ایم. پایه ها و تکیه واژگانی فارسی را از حیث پارامترهای چهارگانه و دو ارزشی هیز (1981) به شرح زیر توصیف کرده ایم: پایه های راست گرا و حساس به کمیت که از راست به چپ ساخته می شوند، و واژگانی با تکیه اصلی مقید. اما درچهارچوب نظریه جدید تر هیز (1995)، واژگان این زبان دارای پایه های آیمبی و قاعده تمام کننده پایانی است.
در این مقاله، پدید ه رمزگردانی [3] موقعیتی و استعاری و همچنین رمز آمیختگی [4] بین زبان های فارسی، کردی و انگلیسی در کلاس های آموزش زبان انگلیسی در شهرستان بوکان را بررسی کرده ایم. تحلیل داده های این تحقیق نشان می دهد د ر پدیده های رمز گردانی و رمز آمیختگی، سه عنصر بافت، شناخت و زبان، با هم ارتباطی تنگاتنگ دارند و بر این اساس می توان گفت دو پدیده رمز گردانی موقعیتی و استعاری در این کلاس ها بر حسب تغییر چهارچوب های ذهنی [5] رخ می دهند. چهارچوب های ذهنی در رمزگردانی موقعیتی، بافت و الزامات اجتماعی را منعکس می کنند و در رمز گردانی استعاری، بیانگر محتوا و موضوعات مورد بحث اند؛ همچنین بررسی داده ها نشان می دهد بین عوامل و رمزگان های معیّن، ارتباطی معنادار وجود دارد و فعال شدن هر یک از این عوامل، باعث فعال شدن رمزگان مربوط به آن می شود. از جمله این عوامل می توان هم بستگی قوی [6] ، غیر رسمی بودن، انتقال بار عاطفی زبان و نقش نمادین مربوط به رمزگان کردی و عوامل هم بستگی ضعیف [7] ، رسمی بودن، انتقال اطلاعات ارجاعی و نقش اطلاعی- ارتباطی مربوط به رمزگان فارسی را نام برد. در نهایت، تحلیل داده های مربوط به پدیده رمز آمیختگی، بیانگر آن است که فعال بودن هم زمان چهارچوب های ذهنی متفاوت هنگام بیان عبارتی خاص، باعث بروز رمز آمیختگی می شود.
مقاله حاضر به بررسی کاربرد پیکره های یکبارمصرف (Disposable Corpora) در ترجمه می پردازد. پیکره های یکبارمصرف در مواقع نوعی جدید از پیکره ها هستند که به واسطه همگانی شدن اینترنت و کاربردهایی که به صورت بالقوه دارند وارد عرصه ترجمه شده اند و به دلیل ویژگی های خاص خود بسیار مورد توجه قرار گرفته اند. چنین پیکره هایی شامل مجموعه ای کوچک از متون اینترنتی هستند که مترجم به صورت موردی و برحسب نیاز برای ترجمه یک متن خاص می سازد. اینگونه پیکره ها معمولا زمانی ساخته می شوند که مترجم در درک متن مبدا و یا در ایجاد متن مقصد نیازمند اطلاعاتی است فراتر از آنچه که اکثر فرهنگ های لغت ارایه می دهند. پیکره های یکبارمصرف که می توانند یک زبانه مقصد یا دوزبانه مقایسه ای باشند، برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد زبان مبدا و یا زبان مقصد ساخته می شوند و معمولا بعد از استفاده رها می شوند. از ویژگی های منحصر به فرد این پیکره ها سهولت فرآیند ساخت آنهاست که این امکان را به مترجمان می دهد تا بدون نیاز به پیکره های بزرگ تر که معمولا دسترسی به آنها مشکل است، از فواید قابل توجه آنها در ترجمه بهره گیرند. با توجه به عدم وجود پیکره های بزرگ در زبان فارسی و مشکلات موجود بر سر راه مترجمان در دسترسی به اندک پیکره های فارسی موجود، پیکره های یکبار مصرف می توانند به صورت کاربردی به عنوان منبعی جدید توسط مترجمان و معلمین ترجمه به منظور آموزش ترجمه در ایران مورد استفاده قرار گیرند.
فراگیران زبان دوم به منظور دستیابی به بالاترین سطح یادگیری، نه تنها می بایست دستور زبان دوم بلکه مکانیسم مربوط به پردازش زبان را جهت درک جملات در طی مدت زمان واقعی کسب نمایند. با وجود اهمیت این موضوع، درباره پردازش برخط زبان دوم، اطلاعات چندانی در دسترس نیست. این تحقیق به بررسی مکانیسم پردازش دستوری بندهای وابسته موصولی در جملاتی که مفعول غیر مستقیم آنها جابجا شده است می پردازد. این تحقیق همچنین به بررسی این موضوع می پردازد که آیا زبان آموزان می توانند مفعول غیر مستقیم جابجا شده را براساس فرضیه بازفعال سازی اثر، فعال نمایند و آنکه آیا ظرفیت حافظه کوتاه مدت هر کدام از آنها در این پردازش نقش دارد یا خیــر. بدین منظور 44 نفر زبان آموز سطح پیشرفته براساس آزمون تعیین سطح آکسفورد انتخاب شدند و برمبنای نتایج آزمون حافظه به دو گروه حافظه قوی و ضعیف تقسیم شدند. آنگاه با استفاده از نرم افزار ای- پرایم (E –Prime) شرکت کنندگان دو گروه در معرض آزمون برانگیختگی دووجهی قرار گرفتند و زمان واکنش افراد نسبت به جملات ثبت گردید. نتایج این مطالعه با استفاده از آزمون تی وابسته نشان داد که فرایند پردازش زبان آموزان خارجی از بومی زبانان انگلیسی متفاوت می باشد زیرا آنها مرجع ضمیر را در موقعیت فاصله دار مورد پردازش قرار نمی دهند و این امر نشان دهنده آن است که زبان آموزان خارجی در طی زمان درک زبان دوم، به پردازش سطحی متوسل می شوند. علاوه براین نتایج این پژوهش نشان داد که تفاوت های فردی در حافظه کوتاه مدت در عملکرد فراگیران تاثیری ندارد .
هدف از انجام این پژوهش، بررسی میزان رعایت قانون مجاورت هجا (SCL)، در واژه های بسیط چندهجایی زبان فارسی است. برای انجام این پژوهش، 9553 واژه بسیط چندهجایی از فرهنگ لغت یک جلدی مشیری استخراج شد که در آنها 4694 توالی همخوانی در مرز هجاها مشاهده و شیب رسایی در آنها بررسی شد. بررسی ها نشان می دهد که در 45% از توالی ها افت رسایی مشاهده می شود و در 55% از موارد شاهد نقض SCL هستیم. همچنین، در 68% از مجاورت های موجود در واژه های بسیط فارسی سره، شاهد افت رسایی در توالی های همخوانی هستیم. در نتیجه، با وجود اینکه SCL در اکثر توالی های همخوانی فارسی سره رعایت می شود، به طور کلی مجاورت همخوان ها در مرز هجاهای واژه های بسیط بررسی شده محدود به قانون مجاورت هجا نیست.
گروه کلمه و یا ساخت جمله، تحت تاثیر ارتباط نحوى کلمات با یکدیگرند. کلمات، وقتى در کنار یکدیگر قرار مى گیرند، از لحاظ نحوى بر یکدیگر تاثیر مى گذارند. در این تاثیر و رابطه درون نحوى است که مى توان به سه نوع رابطه همسانى، وابستگى و دو طرفه اشاره کرد. رابطه همسانى آن است، که نقش اعضاى تشکیل دهندهء جمله یا گروه کلمه، به لحاظ نحوى با یکدیگر برابر باشند. بر خلاف رابطهء همسانى، در رابطهء وابستگى نقش اعضا از یکدیگر متمایز است و حداقل یک عضو هسته و عضو یا اعضاى دیگر، وابسته واقع مى شوند. رابطه دو طرفه، بین نهاد و گزاره اتفاق مى افتد. هر یک از روابط نحوى فوق به کمک ابزار نحوى خاصى بیان مى شوند، که از آن جمله مى توان به نقش نماى کسره و حروف اضافه، ترتیب قرارگیرى کلمات، آهنگ و نقش نماى "را" در زبان فارسى، حروف اضافه، حروف ربط، ترتیب قرارگیرى کلمات، آهنگ و پایانهء صرفى در زبان روسى اشاره کرد.
در بیشتر پژوهش های انجامشده درباره تکیه واژگانی در زبان فارسی، تغییر های آوایی ناشی از جا به جایی محل تکیه در محیط دارای تکیه زیر و بمی بررسی شده و به همین سبب، F0 مهم ترین هم بسته آوایی تکیه واژگانی در نظر گرفته شده است؛ در حالی که F0 هم بسته آوایی تکیه زیر و بمی است؛ نه تکیه واژگانی؛ بهعلاوه، در پژوهش های انجامشده، میزان اعتبار عوامل دیگر از جمله تغییر شدت انرژی و دیرش، به عنوان هم بستههای محتمل تکیه واژگانی آزموده نشده است. در این مقاله، هم بستههای آوایی تکیه واژگانی را در زبان فارسی، در دو بافت نوایی متفاوت بررسی کرده ایم: یکی بافت دارای تکیه زیر و بمی و دیگری بافت بدون تکیه زیر و بمی؛ بدین منظور، یک آزمایش تولیدی انجام دادیم و در آن، دیرش هجا، شدت انرژی کل، شدت انرژی بسامد های بیش از پانصد هرتز و بسامد سازهها (به عنوان هم بسته های کیفیت واکه)، واکههای تکیهبر و بدون تکیه در جفتواژههای تکیهای زبان فارسی و معادل بیمعنی آن ها را با یکدیگر مقایسه کرده ایم. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که تغییر بسامد سازهها و همچنین تغییر شدت انرژی طیف بسامدی، چه در همه نواحی بسامدی و چه در نواحی بسامدی میانی و بالا، تابعی از تغییر زیر و بمی است و به همین دلیل، این عوامل، هم بستههای تولیدی- صوتشناختی برای تکیه زیر و بمی به شمار می روند؛ نه تکیه واژگانی؛ در مقابل، دیرش هجا در هر دو بافت نوایی، هجا های تکیهبر را از هجا های بدون تکیه متمایز میکند و بدین ترتیب، این عامل، مستقل از تغییر در زیر و بمی، معتبر ترین نشانه تولیدی- صوتشناختی برای تکیه واژگانی فارسی به شمار می رود.
مقاله حاضر درباره کتیبه های خصوصی و یادبودی به خط و زبان پهلویِ ساسانی در هند است. در غارهای بوداییِ کانهری در سالسِت نزدیکِ بمبئی( مومبای)، 6 کتیبه به خط متصل پهلوی وجود دارد که مربوط به قرن 11 میلادی( 1009 تا 1021) است. این کتیبه ها را چند گروه از تاجران زردشتی در سفر به هند نوشته اند که از این غارها دیدن کرده اند و گواه قدیمی ترین حضور زردشتیان تاجر در هند است. کتیبه نخست تاریخِ سال 378 یزدگردی (1009م.) و کتیبه دوم تاریخ 378 یزدگردی، 45 روز پس از کتیبه نخست، دارد و نام های آمده در هر دو کتیبه مشابه هستند. کتیبه سوم با نام های متفاوت و به تاریخِ 390 یزدگردی (1021م.) و کتیبه چهارم به سال 390 یزدگردی و نام یک بازدیدکننده از غار است. کتیبه پنجم ناخواناست و کتیبه ششم نام خاص آبان گشنسب پسر فرخ را دارد. در کتیبه سوم آمده است که بهدینان از ایران آمده اند. بهترین پژوهش بر این کتیبه ها را وست (1888) انجام داده است. برخی محققان همچون چرتی و دیگران (2002)؛ چرتی (2007)، ژینیو (1995 برای کتیبه ششم) و از محققان ایرانی مرحوم پورداوود (بر اساس ترجمه وست 1394) به این کتیبه ها پرداخته است.
در مقاله حاضر نگارندگان با توجه به نزدیکی زبان فارسی به زبان عربی و مناسبات فرهنگی و تاریخی مشترک میان آنها در طول ادوار مختلف و نیز وامگیری واژه های بسیار از این زبان در زبان فارسی معاصر ، به گونه ای که بخش چشمگیری از واژگان فارسی امروز به ویژه جزء غیرفعلی در افعال مرکب به واژه های قرضی از این زبان اختصاص یافته است ، به بررسی افعال مرکب ساخته شده با مصادر عربی و مشتقات آنها می پردازند. با توجه به توسعه و زایایی فرایند ترکیب به عنوان یک فرایند واژه سازی فعال در زبان فارسی که به لحاظ رده شناختی یک ویژگی شاخص محسوب می شود ؛ همواره این فرایند از رویکردهای مختلف مورد توجه زبان شناسان ایرانی و غیر ایرانی قرار گرفته است. لذا ، هدف از پژوهش حاضر در گام نخست ، بررسی و توصیف روند شکل گیری افعال مرکب فارسی برگرفته از مصادر عربی و اشتقاق های آنها با بهره گیری از دستاوردهای زبان شناسی شناختی است و سپس بررسی ساختار و محدودیت های حاکم بر ساخت چنین ترکیب هایی می باشد. شایان ذکراست که افعال منتخب مورد بررسی، مبتنی بر سه نظریه مقوله بندی ، حوزه سازی و مفهوم سازی که از مبانی نظری صرف شناختی مطرح شده از سوی هماوند (2011) هستند ، مورد بررسی قرار می گیرند.
هدف این مقاله درباره معنا ونمادی است که مفاهیم نقاب‘ همزاد و دیگری دربرخی از آثار شاعر و نویسنده نامدار مکزیکی ‘ اکتاویوپاز Octavio paz ‘ در بر دارند. در حالی که بیش از هر چیز تکیه مقاله بر روی شاهکار‘ وی هزار توی تنهایی است که عنوان فرعی زندگی و نگرش مکزیکی را دارد. در ادامه‘ از یک سو در مورد این که چگونه اکتاویوپاز به افشای هویت مکزیکی که مدام در پس نقاب‘ همزاد و دیگری خود را پنهان می کند بررسی و از سوی دیگر ‘ تحلیلی از رفتارهای مکزیکی در جشن های ملی و مذهبی به عمل آمده است. همچون جشنی که در آن نعره برآورده و مرگ را مورد پرستش قرار می دهند که هر کدام از این جشن ها مراسمی ویژه هستند که هویت اصلی مکزیکی را بر ملا می کنند.