سخن و آداب آن از موضوعاتی است که در متون ادبی و اندرزنامه های فارسی میانه همواره به آن توجه شده است. برای بیان آداب سخن دانی و اهمیت آن در متون این دوره می توان آن ها را به چند موضوع کلی تقسیم بندی کرد. در این گزارش، ابتدا در مقدمه ای کوتاه به اهمیت سخن در ادبیات ایران باستان پرداخته شد؛ سپس آداب سخن دانی در متون ادبی و اندرزنامه های فارسی میانه در قالب موضوعات «راست گویی و دوری از دروغ»، «با اندیشه سخن گفتن»، «میانه روی در گفتار»، «سنجش زمان و سخن»، «نرمی و ادب در گفتار» و غیره بررسی شد. در این نوشتار، همچنین سعی شده است برخی از این اصطلاحات در متون نظم و نثر فارسی و نیز برخی از گویش ها بررسی شود.
استفاده از رسانه های صوتی و تصویری در فرآیند آموزش زبان، از جمله مشخصه های شیوه شنیداری- دیداری محسوب می شود. وجود قابلیت های متنوع در اینترنت از قبیل آماده سازی و ارائه مطالب در قالب داده های صوتی و تصویری، امکان بهره گیری از این بستر را در آموزش زبان به شیوه شنیداری- دیداری فراهم نموده است. مقاله حاضر آموزش زبان به شیوه شنیداری- دیداری را در محیط اینترنت از دو بعد کارایی و سازگاری مورد بررسی قرار می دهد.
چگونه زمانِ گریزان، ناملموس و پنهان را در روایت داستانی تجربه می کنیم؟ در این مقاله، از منظر معنی شناسی شناختی، شیوه مفهوم سازی زمان در قلمروی زبان شناسایی می گردد و پس از بازتعریف روایت از نگاه متمایز شناختی و آگاهی از نقش زمان در روایت داستانی، سازوکار عنصر زمان در رمان چشم هایش از بزرگ علوی مورد مطالعه قرار می گیرد. در بین جنبه های گوناگون زمان در روایت، در این اثر، ساختار زمان براساس رویدادهای داستان و نحوه پیوندخوردن این رویدادها در زنجیره زمان مورد توجه است. با اتکا به نظریه فضاهای ذهنی و گونه متأخر آن یعنی آمیختگی مفهومی به بررسی این دو مسأله در رمان یادشده می پردازیم. نتیجه به دست آمده از اعمال این دو نظریه معناشناختی بر روایت داستانی این است که فضاهای روایی در یک مسیر زمانی براساس سه عنصر زاویه دید، کانون و رویداد ساختارمی یابند و هر یک از این فضاها بر پایه اجزای درونی خود و با توجه به الگویی مفهومی به یکدیگر پیوند می خورند و زنجیره رویدادهای داستان را شکل می دهند. بدین سان، این مقاله درصدد تبیین نحوه ساخت و پیدایش معنا، در سطح گفتمان است.
فعل غیرشخصی فعلی است که به صورت سوّم شخص مفرد صرف می شود و فاعل منطقی آن حالت غیر فاعلی دارد. این گونه افعال غالباً در بر دارندة معانی تجارب فیزیکی، ذهنی و ادراکی هستند که بر فاعل منطقی حادث می شوند و خارج از کنترل و ارادة او هستند. این فاعل منطقی که همیشه جاندار است تجربه گر نامیده می شود. عنصر دیگری که در جملات غیرشخصی ظاهر می شود منشأ بروز واقعه یا تجربه است و حضور آن در جمله بستگی به معنای فعل دارد. در زبان سغدی در کنار برخی از افعال وجهیِ این زبان که با تعریف افعال غیرشخصی سازگارند دو فعل دیگر نیز صرف غیرشخصی دارند. این دو فعل rēž- و nam- هستند. rēž- ظاهراً در تمامی نمونه های موجود و nam- تنها یک بار به صورت غیرشخصی صرف شده است. بررسی و تحلیل این دو فعل موضوع این نوشتار است.
"کسانی که به نحوی در امر تدریس ترجمه متون مشغولند اغلب با این شکایت دانشجویان مواجهند که استاد! فان لغت را در فرهنگ لغات نیافتیم. فرومیکن و رودمن 1988 Fromian & Rodman)، ص 123) بر این باورند که رشته آواهای کلامی در یک زبان را می توان به سه گروه موجود (existing)، غیرممکن (impossible) و ممکن اما بدون بسامد (possible but non-occuring) تقسیم بندی نمود. نیومارک Newmark) 1988، صص 176 و (177 نیز کلماتی را که ممکن است در یک زبان به طور بالقوه موجود باشند ولی دسترسی به معنای آنها مشکل باشد تحت عنوان کلمات نایافتنی (unfindable words) به هجده مقوله تقسیم می نماید، اما در این مقاله قصد بر آنست که فقط به قسمتی از یک مقوله مهم تر تحت عنوان نوواژگان یا واژگان بدیع (neologisms) پرداخته شود. در واقع، نوواژگان یا واژگان بدیع می توانند هر نوع ساخت جدید از واژه ها یا عبارات (newly-coined words)، هماینده های جدید (new collocations)، اسامی مرکب (compound words)، اصلاحات جدید (new terminology)، عبارات قدیمی با کاربردهای جدید (old phrases with new senses)، سرواژه ها (aconyms)، اختصارات (abbrevional)، ترکیبات (blends)، کلمات مشتق از اسامی خاص (eponymous words) و ترکیبات اشتقاقی(derivational combinations) را در بر گیرند.
در این مقاله واژگان نو بر حسب نوع ساختار به نوزده گروه مختلف تقسیم بندی شده، سپس تلاش بر اینست که با بررسی روند ترجمه برخی از آنها با توجه به شفافیت و ویژگیهای زیبایی شناختی آوایی (phonaesthetic) و زیبایی شناختی معنایی (synaesthetic)، مثالهای بیشتری از هر مقوله ذکر گردیده تا راهگشای بحث مبسوط تری در این زمینه برای علاقمندان گردد.
"
با نفی جزم اندیشی واژگانی و حضور بلامانع واژگان در شعر، این توهم ایجاد شد که واژگان به واسطه حضور در شعر ارزشمند خواهند شد و در پی آن، سیل واژه های گوناگون در شعر ، بدون ملاحظات شعری، از این حرکت اصیل، گهگاهی، روندی ابتر و عقیم ساخت. این اصل که واژگان مجاز هستند و بدون هیچ قید و شرطی وارد شعر شوند، در عین حالی که اصلی اصیل و بنیادی بود و موجب غنای واژگانی اثر می شد، در شیوه کاربردی خود- با چشم بستن بر سویه تالیفی واژگان - دچار خبط و خطاهایی گردید که اهمیت ویژه خود را از دست داد. از این رو، در این مقاله تلاش شده است تا ضمن بازاندیشی اصل جزم اندیشی واژگانی، آن دسته از ملاحضات شعری را که موجب اعتلای ارزشی واژگان در شعر می شود مورد بررسی قرار گیرد. بنابر این، در این مقاله ضمن نقد ارزش زیباشناختی واژگان، به چگونگی اثر گذاری بافت کلام بر ایجاد هاله معنایی پیرامون واژگان منفرد پرداخته خواهد شد. به همین منظور، با در نظر گرفتن الگوی یاکوبسنی، ابتدا ارزش واژگان منفرد در محور جانشینی به محک گذاشته می شود و به دنبال آن، چگونگی برجسته شدن واژه در محور هم نشینی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
The present study is a research which explores the relationship between introversion/extroversion and the use of vocabulary learning strategies. The participants were 80 male and female EFL students of University of Sistan and Baluchestan who had studied EFL at the university for at least two years and were randomly selected. The participants were selected after excluding those who got L scores of above 4 or 5 from the EPI personality inventory. They were then divided into two groups of introverts and extroverts based on the Eysenck Personality Inventory (EPI). The independent sample t-test was run to examine if there is a significant relationship between the students’ personality type (intro/extra) and their use of vocabulary learning strategies. It was found that there is no difference between introverts and extroverts in the overall use of vocabulary learning strategies as well as in the use of cognitive, memory, and social strategies. However, a significant difference was found between these two groups in the use of determination strategies. It was also found that of the four categories, determination strategies were the most frequently used category by all the participants. The results also revealed that extroverts used vocabulary learning strategies more frequently than their introverted counterparts.
مقاله حاضر بر آن است تا تاثیرات محیطی از قبیل زبان ، فرهنگ و شرایط جغرافیایی مازندران را در اشعار نیما توصیف و بررسی نماید . زبان شناسان اجتماعی معتقدند هر زبان تا حد زیادی منعکس کننده واقعیات و خصوصیات بیرونی پیرامون خود می باشد .
این جستار، دعای سال نو را به منزله اثری ادبی در نظر می گیرد. ابتدا به چند الگوی ارتباطی از جمله الگوی یاکوبسن، اشاره می شود. در این الگوها جایی برای موقعیت ارتباطی دین شناختی متصور نیست. این مقاله سرآغاز ورود به حیطه گفتمان دینی از جمله ادعیه است. ابتدا از پیشینه ادعیه به منزله آثار ادبی سخن به میان می آید. بعد، به ویژگی های زبان ادعیه اشاره می شود. سپس نقش شعری دعا در پرتو ساختار و کارکرد زبان دعا از نزدیک بررسی می شود. در این بخش مؤلفه های ساختاری آواشناختی از قبیل همگونی آوایی، تناسب لفظ و معنا، بازی کلامی، قافیه و وزن زیر چهار گونه موسیقی کلام بررسی می شوند: موسیقی حروف، کلمات، جمله ها و متن.
هدف این مطالعه آشنا کردن یک گروه زبان آموزان ایرانی به یک برنامه آموزش زبان الکترونیکی بود تا تاثیرات این دوره را در راهکارهای انگیزه و یادگیری مورد بررسی قرار دهد. این مطالعه تلاشی برای ارزیابی میزان استفاده از راهکارهای یادگیری در حالت سنتی و الکترونیکی بود. داده های این مطالعه از 100 نفر زبان آموز ایرانی (62 نفر زن و 38 نفر مرد) که در یک کلاس آموزش زبان الکترونیکی به مدت دو ماه شرکت کردند جمع آوری شدند. ابزارهای این مطالعه یک پرسشنامه ترجمه شده و اصلاح شده MSLQ، یک پرسشنامه کنش (Volition)، یک پرسشنامه اطلاعات فردی و یکسری مصاحبه با زبان آموزان و استادان این تحقیق بودند.
کنترلهای فردی (Self-regulation) چارچوب تئوری این مطالعه بود. داده ها بصورت کمی و کیفی تجزیه و تحلیل شدند تا تغییراتی را که زبان آموزان در نتیجه حرکت از روش سنتی به روش الکترونیکی دارند بررسی شوند و دیدگاههای جدیدی برای برنامه های آموزش زبان الکترونیکی در ایران کسب شوند. نتایج آماری این مطالعه بیانگر این واقعیت میباشد که زنان از راهکاری بیشتری هم در روش الکترونیکی استفاده می کنند.
در رابطه با تاثیر جنسیت، تفاوت راهکارهای استفاده از منافع و شگردهای یادگیری بطور کلی در مطالعه نهایی معنی دار بودند. تفاوت ها در سازندگی و یادگیری از دوستان و هم کلاسی ها در هر دو مطالعه معنی دار بودند. با این حال تفاوت ها در استمداد کمک، استفاده از منابع و بطور کلی شگردهای یادگیری فقط در مطالعه نهایی معنی دار بودند. در رابطه با تاثیر جنسیت بر اجزای کنش، در تمام موارد بجز کنترل محیطی میانگین ها برای خانم ها در هر دو مطالعه بالاتر بودند. با این حال، تفاوت های کنترل محیطی فقط در مطالعه دوم معنی دار بودند. در رابطه با تاثیر جنسیت بر انگیزه راهکارهای یادگیری و کنش، خانمها میانگین های بالاتری داشتند اما تفاوت های میانگین ها معنی دار نبودند. در رابطه با یادگیری، تنها تفاوت میانگین ها در مطالعه دوم معنی دار بودند. تفاوت های میانگین ها برای کنش در هر دو مطالعه معنی دار بود. نتایج تجزیه و تحلیل کیفی داده ها این بود که چهار مقوله اصلی راهکارهای یادگیری و اجزای آنها آشکار شدند. در رابطه با بررسی کلی راهکارهای یادگیری بیشتر از یادگیری های کنشی استفاده شدند و راهکارهای کنشی بیشتر از راهکارهای انگیزه ای مورد استفاده قرار گرفتند. تناوب استفاده از راهکارهای کلی و اجزای آنها و اولویت های بکارگیری آنها از یافته های کیفی این مطالعه میباشند.
اشیا و ابزارها و پدیده ها در انگلیسی و زبانهایی که از الفبای لاتین و مشتقات آن استفاده می کنند گاهی به دلیل هم شکل بودن دقیق یا تقریبی شان با یکی از حروف الفبا، به آنها تشبیه می شوند و ترکیب جدیدی ساخته می شود. در این مقاله راههای معادل یابی و معادل سازی برای این ترکیبها بررسی شده و در پایان برای آشنای بیشتر با این گونه واژگان فهرستی از آنها همراه با معادلهای معنا یا نقش بنیادشان آمده است.
The extensive research done on the interrelationship between different social factors such as social class، gender and age and different linguistic variables has shown that these factors have important effects on the way language is used. Among these factors a special importance can be placed on age due to the role it plays in revealing different patterns of language use، such as the age-grading pattern، the normal pattern of age differentiation and the important patterns of language change which can inform us about the emergence of a linguistic form or the death of some old form. This paper is intended to examine the interrelationship between age and the usage of Shirazi vocabulary or lexical items. Sixty respondents belonging to 6 age groups of Shirazi speakers answered a 60-item questionnaire. Each item included one Shirazi word with its definition and sometimes a short example to clarify its meaning. The respondents had to choose between two choices: either they used the item or they did not. The analysis of the results showed that age was an influencing factor on the speech of the speakers as the older people had a large collection of active Shirazi words (they actively used all the words) while the younger generation had two collections of more active and less active Shirazi words and as the age of the subjects increased their mean scores which represented their usage of Shirazi vocabulary items also increased. These words were also used less among the more educated Shirazi speakers.